فهرست مطالب

مسکن و محیط روستا - پیاپی 155 (پاییز 1395)
  • پیاپی 155 (پاییز 1395)
  • 172 صفحه، بهای روی جلد: 80,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/10/06
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهران علی الحسابی*، ابوالفضل قربانی صفحات 3-18
    بررسی منظر سکونتگاه های اسلامی و چگونگی کاربست نقش مایه ها و عناصر تزیینی، در عرصه عمومی آن ها را می توان گمشده دیرین پژوهش های تاریخی دانست، آنچه مبین عقاید مذهبی و ساخت اجتماعی - اقتصادی دین اسلام به عنوان یک سنت فراگیر متحد است. اما این موضوع، گاه در وصف سطوح تزیینی عرصه داخلی از نظر پنهان مانده و گاه با تعابیری چون«عدم توجه به ظاهر بنا در معماری اسلامی» از پیگیری آن صرف نظر شده است. پنهان ماندن آموزه ها و ریشه های غنی این موضوع، علاوه بر آن که ما را از دستیابی به مرجعی مستقیم در حل بحران های بصری سکونتگاه های امروزین باز می داد، از رهگذر آشفتگی های بصری، موجب تاکید بر تمایزات مالی و تفرق اجتماعی می شود. این پژوهش بر آن است تا با شناسایی و معرفی تزیینات به کار رفته در بندر لافت به عنوان نمونه ای از سکونتگاه های دارای بافت تاریخی کشور که به واسطه موقعیت جغرافیایی خود تا حدودی از هجمه تحولات کالبدی گریخته است، نحوه و سطوح کاربست تزیینات در بافت کهن آن را بررسی نماید. روند این پژوهش با مطالعات کتابخانه ای شروع و در پی آن به برداشت نمونه ها با استفاده از مطالعات میدانی پرداخته شده است. مطالعات و تحلیل های پایه صورت گرفته در روستای لافت بیانگر وجود شباهت ها فرمی در تزیینات به کار رفته بر عناصر کالبدی تاثیرگذار در سیمای بصری بافت بوده است. جهت دریافت تاثیر این تشابه از جنبه کالبدی و اجتماعی، سیر کاربست تزیینات در بافت کهن لافت در دو سطح کلیت بافت و مقیاس بنا مورد بررسی قرارگرفته است . سپس وجه معنوی این تزیینات نیز به واسطه وحدت جدایی ناپذیر مابین دو عرصه صورت و معنا در هنر ساخت اسلامی، مورد کاوش قرارگرفته است. یافته های نهایی این تحقیق مبین این مطلب است که استفاده از تزیینات در بافت کهن لافت بر اساس حوزه دید انسان، دارای سطوح کاربست متفاوتی بوده و در یک سیر تسلسلی جلوه خاصی را برای این بافت ها فراهم کرده است. این بررسی همچنین نشان می دهد که مفهوم وحدت اجتماعی به عنوان یکی از اصول کلیدی اسلام که در کلیت خود بیانگر تاکید بر شباهت و دوری از تمایزات مالی و اجتماعی است، یکی از بنیادی ترین عوامل موثر بر سازمان بصری بندر لافت می باشد.
    کلیدواژگان: لافت، سکونتگاه های اسلامی، عرصه عمومی، تزیینات، وحدت اجتماعی
  • اسماعیل ضرغامی* صفحات 19-36
    در دو سده گذشته بررسی های تطبیقی و گونه شناسی در علوم گوناگون از زیست شناسی گرفته تا معماری مطرح شده است. این بحث از لحاظ محتوایی اهمیتی در ردیف مباحث نظری پایه ای معماری مانند فضا، شکل و فرم یافته است. شناخت گونه ها در تمامی فعالیت ها، آثار مجسم، تکرارشونده و ریشه دار بشری می تواند کاربردی بس موثر داشته باشد. از این جهت در پژوهش حاضر قصد بر این است که آثار ارزشمند عشایر ایران با سابقه ای به قدمت تاریخ ایران مورد تفحص و جستجو قرار گیرد. سابقه تاریخی این اقوام نیز مسکن آنان را درخور توجه شایسته تر قرار می دهد. نکته دیگری که امروزه بررسی های مسکن عشایر ایران را حائز اهمیت و شایان توجه می نماید این است که امروزه نیاز به مسکن متحرک و غیردائمی برای اسکان موقت و غیر دائم به دلایل گوناگون ازجمله بحران های طبیعی، اجتماعی و مشابه رو به توسعه است. با عنایت به مسائل پیش گفته به نظر می رسد با مطالعه مسکن عشایری می توان تجربیات تاریخی مربوط به مسکن متحرک را ثبت و ضبط کرد. طبیعتا مطالعه، بررسی و استخراج ویژگی های مسکن عشایر می تواند راهبردی برای معماران باشد. روش جمع آوری اطلاعات این تحقیق مطالعه اسنادی و برداشت های میدانی بوده و روش تحقیق با طبقه بندی و تحلیل محتوایی انجام می گیرد. در ادامه مقایسه تطبیقی بر اساس تفاوت های شکلی و کالبدی با توجه به فرهنگ قوم های متفاوت و جغرافیای زندگی آنان صورت خواهد گرفت. هدف جنبی پژوهش حاضر شناخت و بازخوانی مسکن عشایر با هدف طرح الگوی مناسبی برای مساکن متحرک و مورد استفاده در مواقع بحران است. چنین به نظر می رسد استفاده و تلفیق این اصول با تکنولوژی و فناوری های روز می تواند گامی در جهت غنای طراحی و اجرای مسکن متحرک و قابل حمل باشد. چه بسا که بتوان با تکیه به سنت و تجربیات تاریخی، راهی جدید و موثرتر در طراحی و تامین مسکن متحرک ، پیش ساخته، سبک سازی ، ارزان سازی و سازگاری بیشتر با طبیعت گشود. رعایت اصولی از قبیل سازگاری حداکثری با محیط، سهولت واچینی و باز چینی و جابجایی ، سرعت کار، استفاده از مصالح بومی و غیره از جمله نکات قابل توجه در گونه های مختلف مسکن عشایری است.
    کلیدواژگان: عشایر ایران، بررسی تطبیقی مسکن، بازشناسی، هویت
  • فرهاد عزیزپور* صفحات 37-50
    سکونتگاه های روستایی به صورت یکی از فضاهای جغرافیایی کشور، به ویژه در پنج دهه اخیر، شاهد تحولات فراوانی بوده است. این تحولات تحت تاثیر عوامل مختلفی بوده که در ابعاد گوناگون به خصوص در بعد کالبدی رخ داده است. در این میان، نفوذ تفکر مدرنیته (البته، وجهی از آن با عنوان مدرنیسم) در نظام سیاستگذاری و برنامه ریزی کشور اهمیت فراوانی دارد. این مقاله با لحاظ کردن تفاوت نظرها درباره توجه یا بی توجهی به تفکر مدرنیته، ضمن بیان تحولات رخ داده در روستاها که متاثر از این عامل هستند، به بررسی موضوع پرداخته است. در این بررسی، سعی شده است به دو سوال پاسخ داده شود: آیا تحولات کالبدی فضایی رخ داده در روستاهای ایران متاثر از نفوذ تفکر مدرنیته در نظام برنامه ریزی کشور است یا متاثر از وجه غالب آن یعنی مدرنیزاسیون؟ و آیا تحول و نوگرایی در نظام کالبدی فضایی روستاهای ایران اساسا نامطلوب است و بایستی نگاهی نوستالوژیک به روستاها کرد؟ مقاله حاضر که ماهیتی نظری بنیادی دارد با روشی توصیفی تبیینی تدوین شده است. جامعه مطالعه سکونتگاه های روستایی ایران است. روش جمع آوری اطلاعات مبتنی بر روش کتابخانه ای (کتاب ها، مقاله ها و طرح های پژوهشی) است. برای تحلیل اطلاعات نیز با توجه به ماهیت نظری و مروری مقاله، از روش عقلانی و استدلالی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد تحول و نوگرایی (نه در چارچوب مدرنیته) امری محتوم و گریز ناپذیر برای روستاهای کشور است. با وجود این، هر گونه تحولی باید متناسب با شرایط و الزامات محیطی و اجتماعی اقتصادی روستاها صورت پذیرد. بدین معنا که نظام کالبدی فضایی روستاها دارای قواعدی است که به آن صفاتی خاص نظیر توازن و تعادل، کمال و وحدت، اعتدال و متانت، نماد گرایی و درون گرایی داده است. این قواعد و صفات برخاسته از فرهنگ محلی (سنتی)، تاریخ و بوم سرزمین ایران است که بی زمان و بی مکان است و فقط تجلی آن متناسب با شرایط زمانی و فرهنگی می تواند متفاوت باشد.
    کلیدواژگان: مدرنیته، تحول کالبدی، فضایی، سکونتگاه های روستایی، ایران
  • زهرا قاطعی کلاشمی*، فاتح کبیری صفحات 51-60
    سیاست، به معنای تدبیر امور، مصلحت اندیشی و دوراندیشی است که با در نظر گرفتن مصالح جامعه سعی در هدایت آن دارد. مسئله سیاست گذاری مسکن روستایی و دستیابی به الگوی مطلوب سکونت از دغدغه های پیش روی برنامه ریزان و از اولویت های برنامه های توسعه روستایی است. مسکن روستایی از مهم ترین نیازهای توسعه روستا بوده و توسعه روستاها گامی در راستای کاهش مهاجرت به شهرها می باشد.
    مسکن از عناصر حیاتی جوامع روستایی است و شامل محیط فیزیکی، خدمات و تسهیلات ضروری برای بهزیستن خانواده، اشتغال، آموزش و بهداشت می باشد بنابراین مسکن روستایی بسیار پیچیده تر از مسکن شهری بوده و نوع نیاز روستاها به مسکن با آنچه شهرها به آن نیاز دارند متفاوت است.
    مسکن روستایی از نبود برنامه ریزی توسعه و برنامه های اجرایی رنج می برد. سیاست مسکن روستایی به روشی عمومی برای خانه دار شدن خانواده ها و افراد روستایی با بهره گیری از برنامه های مختلف وام تبدیل شده است اما ساکنین روستاها از درآمد پایینی برخوردار بوده و توانایی بازپرداخت وام را ندارند. همچنین سیاست مسکن روستایی با وجود تفاوت با مسکن شهری و دارا بودن شرایط خاص همانند سیاست مسکن شهری تدوین می گردد. این امر ضرورت بررسی سیاست های اتخاذ شده در زمینه مسکن روستایی را تبیین می کند. بنابراین نوشتار حاضر به ارزیابی سیاست های دولت در زمینه مسکن روستایی می پردازد.
    در این مطالعه نخست به مشکلات مسکن روستایی پرداخته شده است سپس سیاست هایی که دولت در راستای حل مشکلات آن اتخاذ کرده، مورد بررسی قرار گرفته است. سیاست های دولت در قالب برنامه های پنج ساله تدوین می گردد، بنابراین این برنامه ها مورد ارزیابی قرار گرفته تا مشخص گردد دولت برای حل مشکلات مسکن روستایی چه سیاست هایی را برگزیده است سپس با استفاده از رویکرد تحلیل راهبردی، نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی شده و راهبردهای مناسب برای حل مشکل مسکن روستایی مطرح گردیده است. نتایج مقاله نشان می دهد در سیاست های مسکن روستایی بیشتر به ابعاد کمی ساخت وساز توجه شده در حالی که به عواملی نظیر شرایط اقلیمی روستاها، استفاده از نیروهای محلی، مصالح بومی سازگار با شرایط محلی روستا و مشارکت مردم کمتر پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: مسکن روستایی، کیفیت مسکن، برنامه های توسعه پنج ساله، سیاست مسکن روستایی
  • مهرداد حجازی *، مهندس سعید بارانی زاده، مریم داعی صفحات 61-76
    در این مقاله به بهینه یابی شکل گنبد های تاریخی آجری ایرانی با شکل های هندسی مختلف و تحت فشار یکنواخت، تعیین بار شکست تحت بار متمرکز و بار کمانش تحت فشار یکنواخت گنبد های دارای مقطع بهینه پرداخته شده است. گنبد های مورد مطالعه، دارای مقطع نیم دایره، شاخ بزی و پنج او هفت می باشند. گنبد های شاخ بزی و پنج او هفت هر کدام شامل سه نوع کند، معمولی و تند هستند. هفت نمونه گنبد مورد مطالعه در سه دهانه m 12، m 15 و m 18 با در نظر گرفتن رفتار غیر خطی مصالح، بر اساس معیار شکست ویلام- وارنک و در مواردی بر اساس تئوری تنش اصلی حداکثر، به روش المان محدود و با استفاده از نرم افزار ANSYS تحلیل شده اند. پارامتر مورد استفاده برای تعیین شکل بهینه گنبدها حداقل نسبت ضخامت راس به ضخامت پایه گنبد (K) بوده است که دارای بیشترین نسبت بار شکست به وزن گنبد باشد. تحت فشار یکنواخت، نسبت 2/0=K به عنوان نسبت بهینه شکل گنبد نیم دایره به دست آمد. برای همه انواع گنبد های شاخ بزی به استثناء گنبد شاخ بزی معمولی با دهانه m 18 نسبت بهینه برابر با 3/0=K است. نسبت بهینه برای گنبد شاخ بزی معمولی با دهانه m 18 برابر با 08/0=K می باشد. برای گنبد پنج او هفت معمولی با دهانه m 12 و گنبد پنج او هفت تند با دهانه m 15 نسبت بهینه برابر 3/0=K، برای گنبد پنج او هفت تند با دهانه m 12 نسبت بهینه برابر 54/0=K، و برای سایر گنبدهای پنج او هفت نسبت بهینه برابر 144/0=K می باشد. بار شکست تحت بار متمرکز گنبدهای با شکل بهینه بیشتر از گنبدهای با شکل غیر بهینه است. بار کمانش گنبدهای با شکل بهینه تحت فشار یکنواخت بسیار بیشتر از بار شکست آن ها تحت همین بار می باشد. بار کمانش با کاهش دهانه افزایش می یابد. بیشترین و کمترین مقدار بار کمانش به ترتیب مربوط به گنبدهای شاخ بزی و گنبدهای نیم دایره است.
    کلیدواژگان: گنبدهای تاریخی آجری ایرانی، شکل بهینه، بار شکست، بار کمانش، رفتار غیر خطی
  • بهنام متوسلی*، علیرضا قربانیان، علیرضا نادریان زاده، حسین زارع شاهی صفحات 77-92
    فرآیند مطلوب زیست در جوامع روستایی، ضرورت نیاز به برنامه ریزی کاربری اراضی را مطرح می سازد، در این راستا سیاست هایی برای تنظیم تحولات کاربری اراضی در روستاها مدنظر قرار گرفت که یکی از مهم ترین این سیاست ها، اجرای طرح های هادی در سطح روستاها برای کنترل کاربری های موجود و پیش بینی کاربری ها آینده می باشد ولی امروزه عواملی از جمله عوامل قانونی، عوامل اقتصادی، عوامل طبیعی و عوامل جمعیتی باعث شده تغییرات گسترده ای در کاربری اراضی بر خلاف طرح های هادی در سطح روستاها انجام گیرد این تحولات که غالبا در اثر فعالیت های انسانی روی می دهد، به دلیل نبود برنامه ی منطقی، بی توجهی به توسعه ی پایدار ، نداشتن مدیریت یکپارچه و بدون در نظرگرفتن محدودیت های زیست محیطی و... به یکی از مهم ترین معضلات روستاها در فضای نوین تبدیل شده است. از این رو با توجه به حساسیت مسئله، این تحقیق بر آن است تا مشخص کند که کدام یک از عوامل مذکور بیشترین اثر را در تغییرات کاربری در سطح روستاهای شهرستان تفت دارد و میزان این اثرگذاری در چه حد است و آیا می توان این تغییرات را در قالب مدل های رایج مناسبات شهر و روستا تجزیه و تحلیل کرد. پژوهش پیش رو از لحاظ هدف کاربردی- توسعه-ای و از حیث شیوه روش تحقیق ترکیبی و مختلط، حاصل روش های تحلیلی – کیفی گرا (ژرفانگر) و توصیفی- کمی گرا (پهنانگر) می باشد تکنیک جمع آوری داده های توصیفی- آماری مبتنی بر روش های حضوری و کسب آمار مورد نیاز از ادارات و سازمان ها و پردازش با نرم افزار EXCEL بوده و تکنیک گردآوری اطلاعات تحلیلی بر اساس روش های اسنادی- کتابخانه ای (مقاله، کتاب، مجله، وب سایت های اینترنتی و... ) است. یافته های تحقیق نشان می دهد در این تغییر کاربری ها میزان تاثیرگذاری عوامل جمعیتی و طبیعی مهم ترین عوامل بوده و دو عامل دیگر (قانونی و اقتصادی) را تحت الشعاع قرار داده است.
    کلیدواژگان: کاربری زمین، تغییرکاربری، طرح هادی روستایی، شهرستان تفت
  • حامد قادرمرزی*، داود جمینی، علیرضا جمشیدی صفحات 93-108
    کیفیت زندگی به عنوان مفهومی چند وجهی برای نشان دادن میزان رضایت فرد از زندگی و معیاری برای تعیین رضایت و یا عدم رضایت افراد و گروه ها از ابعاد مختلف زندگی مورد استفاده قرار می گیرد که به عواملی از جمله اشتغال، درآمد مناسب، دسترسی به خدماتی مانند آموزش و بهداشت، سلامت، امنیت و... وابسته است. هدف از تحقیق حاضر که از نوع کاربردی و به لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی پیمایشی می باشد، بررسی توزیع فضایی کیفیت زندگی در مناطق روستایی بوده که به صورت موردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان روانسر (6 دهستان با جمعیتی برابر با 26663 نفر یا 5998 خانوار) انجام گرفته است. از این تعداد 255 نفر (سرپرست خانوار) با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد (5/0 = p&q) و احتمال خطای (06/0 = d) به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای تصادفی و با انتساب متناسب، از بین دهستان های مورد نظر 18 روستا به عنوان روستاهای هدف انتخاب (3 روستا از هر دهستان) گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات) و آمار استنباطی (شامل ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس) استفاده شد. نتایج کلی پژوهش نشان داد سطح کیفیت زندگی در محدوده مورد مطالعه پایین تر از حد متوسط بوده و بین دهستان های مورد مطالعه از نظر عوامل موثر بر کیفیت زندگی تفاوت معنا داری در سطح 95 درصد اطمینان وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد مناطق روستایی دهستان های قوری قلعه، زالوآب و حسن آباد دارای بیشترین میانگین رتبه ای به لحاظ وضعیت کیفیت زندگی، روستاهای دهستان های دولت آباد و منصورآقایی دارای کمترین میانگین رتبه ای و نیز روستاهای دهستان بدر در وضعیت بینابین قرار گرفته اند. همچنین نتایج بررسی همبستگی بین کیفیت زندگی روستائیان شهرستان روانسر با متغیرهای مستقل پژوهش نشان داد، سه متغیر نوع شغل، سطح درآمد و تعداد افراد خانوار (بعد خانوار)، دارای رابطه معناداری با متغیر وابسته پژوهش بوده اند. در این میان همبستگی بین کیفیت زندگی و دو متغیر نوع شغل و سطح درآمد مثبت بوده و همبستگی کیفیت زندگی با متغیر تعداد افراد خانوار (بعد خانوار) منفی بوده است.
    کلیدواژگان: توزیع فضایی، کیفیت زندگی، سکونتگاه های روستایی، شهرستان روانسر
  • ماجده پورروحانی*، محمدرضا پورجعفر، علی یدقار صفحات 109-126
    روستاها سکونتگاه های ویژه ای هستند که از نظم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی خاصی پیروی می کنند اما امروزه بسیاری از آن ها دستخوش مسائلی چون تخریب بافت های کهن و با ارزش، کاهش کیفیت زندگی، مخدوش شدن هویت فرهنگی ساکنین و تشدید تخلیه بافت های روستایی شده اند. همچنین روستاها با وجود داشتن منابع طبیعی پایه کشاورزی با مسائلی چون فقر، بیکاری، پایین بودن نرخ بهره وری در بخش کشاورزی و تولیدات روستایی و تخریب منابع طبیعی روبرو هستند که این مسائل توسعه روستا و ایجاد اشتغال پایدار را تا حدی ناممکن ساخته و لزوم توجه به گزینه های اقتصادی دیگر مانند گردشگری را مطرح می سازد.
    روستای شیاده درجنوب شهرستان بابل به دلیل دوری از نقاط شهری و متراکم، توسعه کمتری یافته، رونق اقتصادی پایینی دارد و دچار فرسودگی نسبی کالبدی و اجتماعی می باشد. این درحالی است که این روستا در محیطی کاملا طبیعی و بکر و در میان جنگل های انبوه واقع شده است و ساخت سدی خاکی در کنار آن باعث ایجاد یک دریاچه و مناظر بسیار زیبا در این منطقه شده است. همچنین این روستا دارای چندین بنای ارزشمند از جمله 4 سقاتالار می باشد و این جاذبه ها می توانند امکان ایجاد توسعه همه جانبه پایدار را از طریق برنامه ریزی بوم-گردشگری در این روستا فراهم آورند.

    این پژوهش ابتدا به شناخت ماهیت روستا و توسعه روستایی پایدار از یک سو و شناخت مقوله گردشگری، گردشگری روستایی و گردشگری پایدار از سوی دیگر می پردازد و نیازها و الزامات آن را بر مبنای ابعاد و الگوهای مترتب بر آن مورد بررسی قرار می دهد. شیوه های مورد استفاده در این تحقیق به صورت تحلیل محتوا در بخش اول و مطالعه موردی در بخش دوم می باشد که خود شامل توصیف خصوصیات روستای شیاده، تحلیل SWOT از آن و ارائه پیشنهادهای بر مبنای هدف مطالعه که برنامه ریزی بوم-گردشگری است . به این ترتیب بر اساس ارکان و اجزای برنامه گردشگری روستایی و نوع برنامه مورد نیاز بر حسب الگوهای گردشگری امکان پذیر در محدوده، در انتها «مجموعه ضوابط حفاظت، ارتقا و نظارت بر توسعه دهکده بوم-گردشگری شیاده»، و «طرح منطقه بوم-گردشگری شیاده» به صورت سازماندهی محورها، نقاط و پهنه ها با توجه خاص بر جاذبه ها و ارتباط آن ها با فضاهای اقامتی ارائه می شود.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، گردشگری روستایی، گردشگری پایدار، روستای بوم، گردشگری، روستای شیاده
  • عاطفه فتح بقالی، بهنام قاسم زاده *، سمانه محمدی صفحات 127-142
    میراث طبیعی تاریخی با ارزش مادی و معنوی، بخشی از نواحی فعالی هستند که نقش مهمی در حفظ ساختار طبیعی و هویت فرهنگی جغرافیای جوامع ایفا می کنند. در مقاله حاضر، با بهره گیری از دانش مطالعاتی در حوزه محیط های طبیعی و انسان ساخت، مقوله دلبستگی مکانی به عنوان عامل مرتبه دوم و رابطه اش با رضایت مکانی بازدیدکنندگان سنجیده شده است. این پژوهش برای آزمودن مدلی با استفاده از جمعیت نمونه 152 بازدید کنندگان روستای تاریخی-طبیعی کندوان از تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده نموده است. همچنین از تحلیل همبستگی های دو متغیره و رگرسیون چند متغیره برای نشان دادن روابط متغیرهای تحقیق با همدیگر و اثرات آن ها بر یکدیگر بهره گرفته شده است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان می دهد که ابعاد چهارگانه دلبستگی مکانی نقش معنا داری در نشان دادن متغیر دلبستگی مکان ایفا می کنند. نتایج آزمون فرضیه ها برگرفته از مدل سازی معادلات ساختاری بیانگر اثرات مثبت و معنادار ابعاد دلبستگی مکانی بر رضایت از مکان بازدیدکنندگان است. شاخص های نیکویی برازش نیز بیانگر برازش مناسب مدل نظری با مشاهدات تجربی می باشد. سهم نظری اصلی به گنجاندن چهار بعد دلبستگی مکانی در مدلی واحد مربوط می شود. یافته ها با توجه به تناسب نظری و یا کاربردی، مطرح شده اند. نتایج این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های گردشگری روستایی مورد مداقه قرار گرفته و راهگشای پژوهش های آتی باشد. پیشنهادهایی نیز برای تحقیقات آتی و پر کردن خلاء های نیازمند تحقیق در این زمینه ارائه شده است.
    کلیدواژگان: دلبستگی مکانی، روستای کندوان، میراث طبیعی تاریخی، روانشناسی محیطی، محیط انسان ساخت
  • نسرین کاظمی* صفحات 143-157
    محیط زیست یکی از ابعاد حساس و آسیب پذیر به ویژه در روستاها می باشد و با توجه به پیوند روستا با طبیعت ضرورت حفاظت از محیط زیست مشهود می باشد. این حفاظت نیازمند مشارکت تمامی گروه های جامعه می باشد. زیرا افراد و گروه ها به شیوه های متفاوت با محیط زیست تعامل برقرار می کنند. در این تحقیق مشکلات زیست محیطی موجود در روستاها شامل منابع آب، منابع خاک، پوشش گیاهی، پسماند - فاضلاب و مشکلات کالبدی – فیزیکی بوده و گروه های روستایی نیز شامل شش گروه بوده اند: کشاورزان، زنان روستایی، مردان روستایی، مدیران محلی (دهیارها و اعضای شورای اسلامی)، سالمندان و کودکان. با تعیین مشکلات زیست محیطی و سپس تفکیک روستائیان به گروه های متفاوت نگرش هر کدام از این گروه ها نسبت به اهمیت حفاظت از محیط زیست از طریق توجه و اقدامات آن ها در برخورد با این مشکلات بررسی گردیده است. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی می باشد. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق، براساس جدول مورگان و کرجسی 300 پرسشنامه پس از تعیین روایی به صورت تصادفی در دهستان ترکمان از بخش مرکزی شهرستان ارومیه تکمیل شده است. سوالات پرسشنامه در دو بخش نگرش و آگاهی زیستی و عملکرد زیستی و در قالب طیف لیکرت بوده و نتایج از طریق تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شده اند. نتایج حاکی از تفاوت بین گروه های مورد بررسی در آگاهی و عمل زیستی بوده و با توجه به نتایج تحلیل می توان دریافت که کشاورزان گروهی بودند که نسبت به مسائل زیستی و اقدام در راستای این مشکلات نسبت به سایر گروه ها در سطحی بالاتر بوده و کودکان در مقایسه با سایر گروه ها، میانگین پایین تری در دو بخش مورد بررسی داشته اند. در مجموع تمامی گروه های مورد بررسی در رابطه با هدف تحقیق در سطحی متوسط قرار دارند.
    کلیدواژگان: محیط زیست، گروه های روستایی، آگاهی زیستی، عملکرد زیستی
|
  • Dr Mehran Alalhesabi *, Abolfazl Ghorbani Pages 3-18
    The study of the townscape of Islamic settlements and the application of motifs and decorative elements in the public spaces explains religious beliefs and socio-economic structure of Islam as a unified universal tradition. Nevertheless, the topic has been generally disregarded in historical research. In the same manner, in the study of the decorations in the interior environments, the argument that the “the outward appearance of building is dominantly disregarded”, leads to a general avoidance of the topic. The unawareness of the intricate doctrine and historic roots of these elements, not only obstructs the approaches that address the visual disorder in the contemporary residential architecture, but also incites an economic exclusion and social disintegration. This study aims to identify and introduce decorations used in the “Laft” port as an example of settlements with the historic urban fabric, through which the methods and levels of decorations has been systematically analyzed. The study relies on literature review and field observations. Basic studies and analyses, which were conducted in the "Laft" port demonstrate similarities in the form of decorations used on structural elements that have distinctive impact on the urban landscape.. In order to understand the effect of the similarity in terms of social and physical aspects, the decorations have been analyzed in two scales; ‘urban scale’ and ‘building scale’.
    In ‘urban scale’,, surface decorations have been studied in three levels. The first and lowest level involves decorative motifs and elements in the height of 1 to 3 meters above the ground, which includes doors and portals in entrance spaces. The second level consists of the application of decorations on the frameworks of entrance spaces, walls of public buildings and hearths, which have certain physical effects in public places. The application of decorations on relatively higher elevations of 2 to 4 meters, promotes the visibility and appreciation of the motifs. These decorations appear as formal stucco. Finally, the application of the same motifs on the wind-catchers hull and minarets of mosques illustrates the third level of using decorations in the urban fabric of the Loft ancient port. The height of 4 to 10 meters of elements in the third level would dictate larger motifs in order to maintain a visual impact
    Subsequently, decorations in the scale of ‘building’ have been analyzed in two parts including entrance space and wind-catcher.
    The spiritual aspects of these decorations were explored because of inseparable unity of appearance and meaning in the art used in Islamic buildings. Final findings of this research demonstrate that using decorations in the historical fabric of Laft has different levels of application based on the scope of human vision, and provides a particular manifestation in a hierarchical process. This study also shows that the concept of social unity, emphasized in Islam religion is one of the most fundamental factors in the visual organization of Laft port.
    Keywords: Laft, Islamic Settlements, Public Space, Decorations, Social Unity
  • Esmaeil Zarghami * Pages 19-36
    In the past two centuries, comparative studies and typologies are proposed in various sciences from biology to architecture. The comparative researches have produces theoretic contents, which have gained the same recognition and value of outstanding studies on space, shape and form in architecture. On the other hand, typology studies on human activities, material culture, and all other ancient and iterative manifestations of civilization can produce valuable results too.
    In this respect, the present study aims to investigate valuable works of Iranian nomads throughout the history of their migration over the Iranian plateau. It is noteworthy that housing or home is generally considered the location and important factor in the wellbeing of two important human dimensions; body and mind.
    It is also an accepted fact that the formation of the home is based on culture, climate, economy and the prevalent building techniques in each community. Another justification for the study of housing among the Iranian nomads is the increasing importance and need for movable and non-permanent houses for various reasons, including natural disasters, social problems, and other relevant phenomenon. Nomadic housing offers the possibility of total removal and speedy reconstruction in different locations. In addition, it has the potential to accord with all the previously mentioned features affecting the formation of a home, especially culture, livelihoods, economy and prevalent building techniques.
    One important feature of a nomadic lifestyle is its propensity for movements and migration. However, for different political, national security, social or welfare reasons, there have been incidents were the nomads were required to settle down in one location. Nevertheless, it is noteworthy that these temporary settlements could not be justified for long-term nomadic lifestyle, and did not have an altering impact on their culture. The migration of nomads is one of the oldest methods of social life and livelihood practice that has survived in spite of predominant industrialized lifestyle in Iran. The Iranian nomads continue to coexist and interact with the environment, and persistently adapt their lifestyle with climate, geographical conditions, and requirements of each region. They systematically adjust their livelihood choices and the proper modes of expending natural resources to fit their needs and even the different cultural traditions of different tribes.
    Based on the methodology of this research, the data collected through the examinations of documents and on-site observation has been analyzed and categorized through a comparative study of different tribes. The ulterior purpose of the current study is the reexamination of nomads’ housing style and techniques for their adaptability to disaster sheltering necessities. The common criteria of high compatibility with the environment, ease of handling and performance, speed of reassembly, and the use of local materials are important initiatives for this proposal. It seems that using and integration of these principles in science and technology could be a step to enrich design and implementation of removable and portable houses.
    Keywords: Iranian Nomads, Comparative Research, Portable Housing, Disaster Shelter
  • Farhad Azizpour * Pages 37-50
    Spatial settings and geographic landscapes (urban and rural) are evident phenomena resulting from the linkage between man’s thought and his place. Urban and rural areas as geographical landscapes are spatial containers, which manifest intellectual abilities in their structure and function under conditions of time. In fact, structural-functional characteristics of ecological domains are affected by theories and paradigms that derived from ​​human thinking. As Marshall Berman points out, by the advent of modern thinking, a new human environment conception was created which replaced the old ones. This greatly affected the path of life generating new forms of corporate power and class struggle, which leads to immense demographic upheavals severing millions of people from their ancestral habitats. The constant flow of people surfing the world seeking new lives and the rapid and often cataclysmic urban growth, systems of mass communication, binds together the most diverse people and societies.
    Rural settlements, as one of the geographical areas in the country have witnessed many changes, especially over the past five decades. These changes which have occurred in various aspects, in particular physical aspect have been affected by several factors. Among these, the influence of modernism on the policy-making and planning is very important. Considering different viewpoints toward modernity, this paper critically reviews the changes occurred in villages which have been influenced by these factors. In this study, two questions were of utmost importance: First, whether spatial and physical changes occurring in Iran's rural settlements are influenced by modern thinking in the planning system of the country or merely modernization as a trend itself. Second, whether the transformation and modernization in physical system of rural fabric in Iran is essentially undesirable and a nostalgic perspective toward rural culture is necessary.
    Addressing these research questions may provide a context for applicable rural development policies in a more appropriate direction, especially in the physical planning. Yet there is a major challenge intellectually between two systems of thoughts: modern thinking (focusing on the formation of new spatial elements) and ecology-oriented (nostalgia-oriented) in planning and implementation of rural development projects. The present paper as a theoretical fundamental research has been developed by meta-analysis method. Statistical populations are chosen from rural settlements in Iran and their physical and spatial transformation in contemporary period (Pahlavi and Islamic Republic of Iran) is analyzed.
    Data has been mainly gathered through documentary inquiries including books, articles and other research projects. Since this paper is a critical review challenging several theoretical frameworks, a logical reasoning strategy is conducted. Findings indicate that the transformation and modernization (not in the framework of modernity) is inevitable and unavoidable in the villages of the country. However, it should be well matched with socio–economic and environmental circumstances. That is, the physical-spatial system of rural settlements has certain indigenous informal rules and regulations with certain architectural and urban characteristics, such as balance, perfection, unity, moderation, symbolism and introversion. These vernacular codes are derived from local culture (traditional), history and ecology of Iran that are parts of a more inclusive culture, which goes beyond specific time and place.
    Keywords: Modernity, Physical, Spatial Transformation, Rural Settlements, Iran
  • Zahra Ghatei Kalashami *, Fateh Kabiri Pages 51-60
    Policy is a procedure and idea, which is used in different levels to solve the problems of human societies. There may be different organizations in each country, which are bound by certain policies relevant to their procedures in meeting people’s needs and expectations. Housing policies are examples of such courses of actions for solving the residential needs of people. With the growing rate of immigration from countryside to urban regions, it is necessary to pay special attention to rural developments. Since rural housing is the most important need in these habitats and has a direct impact on the city-bound movement of the population, evaluating the relevant policies is of utmost importance. This paper provides an evaluation of the loan-based government policies for rural housing.
    Rural housing is more complex than urban housing as it usually has to cope not only with human needs but with the health requirements of livestock as well. There is usually a need for covered space for all sorts of occupations including weaving, basket making, and production of ropes or fishing nets, drying and processing food etc.
    Rural housing should provide the physical environment, the necessary services, and the facilities required for the well-being of the family, their in-house occupations, and even their education. All these necessary aspects for an acceptable housing condition are sometimes brought into question by the poor choice of materials and the structural vulnerability of the constructions.
    Moreover, rural housing has suffered from the lack of proper development planning and implementation programs. Most of the policies for rural housing have not been successful because of the neglect of these key aspects. The loan-based programs with the target of alleviating the housing problems in rural areas have not met the affordability criteria for such initiatives. In addition, these programs have not taken the basic differences of rural and urban housing into consideration and have therefore been a poor copy of the same agenda for the cities. Therefore, the rural housing remains a grave challenge for governments. There seems to be an urgent need for addressing the scale and dynamic nature of housing issues in a rural setting. It should be seen as an on-going process of improvements in the qualitative and quantitative aspects of residential developments in these regions with special attention to the social, economic, and environmental considerations.
    In this study, the present problems of rural housing are reviewed, and subsequently, the government resolutions for these problems are examined. Governmental policies in Iran are formulated in the form of five-year plans. Therefore, the strength, weaknesses, opportunities, and weaknesses are examined within the same timeframe using a strategic analysis approach. Results show that in rural housing policies, quantitative aspects of the construction are given more value, while other factors such as the regional climate, the use of local labor and materials, and participation receive less attention.
    Keywords: rural housing, housing quality, five, year development plans, rural housing policy
  • Mehrdad Hejazi *, Saeid Baranizadeh, Maryam Daei Pages 61-76
    The building of domes in Persia dates back to the third millennium B.C. Since then, the architecture of Persia has produced many types of dome structures using traditional methods to make the best forms of domical shapes. The earliest Iranian dome that still stands was built in Firuzabad, South-west Iran, about 1,800 years ago. Round, ovoid and parabolic domes were built until the seventh century A.D. Low saucer-like domes were constructed later. Double-shell domes appeared in the eleventh century A.D. In the twelfth century A.D., round and smooth, or octagonal domes, rising to a sharp peak, crowned circular or octagonal structures. High domes were placed on tall drums in the fourteenth century A.D. Bulbous domes became current later. The onion-shaped domes were built on shrines in the eighteenth century A.D. The brick masonry dome is an important element of Persian historical architecture. The identification of its structural behavior and the study of the effect the dome shape on its behavior is an important issue. Domes in this study have the most common shapes in Persian architecture and no study has been done about their optimum shape.
    In this research, shape optimisation of Persian historical brick masonry domes with different geometrical shapes under uniform pressure has been studied and then the failure load under concentric loading and buckling load under uniform pressure have been determined for optimal domes. The studied domes have semi-circular, pointed and four-centred cross-sections. Pointed and four-centred domes have three types of drop, ordinary and raised shapes. Seven types of domes with spans of 12 m, 15 m and 18 m have been analysed by the finite element method using the ANSYS code. Material behaviour has been assumed non-linear and the Willam-Warnke failure criterion and, in some cases, the maximum principal stress theory has been used. The parameter used for optimisation is the minimum ratio of apex thickness to base thickness (K) for which the failure load to weight ratio is a maximum. For uniform pressure, K=0.2 is the optimum ratio for semi-circular domes. For pointed domes the optimum ratio is K=0.3, except for the ordinary pointed dome with a span of 18 m for which the optimum ratio is K=0.08. The optimum value is K=0.3 for ordinary four-centred dome with a span of 12 m and raised four-centred dome with a span of 15 m, it is K=0.54 for raised four-centred dome with a span of 12 m , and it is K=0.144 for other types of four-centred domes. The failure load of domes with optimum shapes under concentrated loads is more than that of non-optimum shapes. Buckling load of optimal domes is much more than failure load under uniform pressure. Buckling load increases by decreasing the span. The maximum and minimum values of buckling load belong to pointed and semi-circular domes, respectively.
    Keywords: Persian Domes, Historical Domes, Brick Domes, Optimum Shape, Failure Load, Buckling Load, Non, Linear Behaviour
  • Behnam Motavaselie *, Alireza Ghorbaniyan, Alireza Naderian Zadeh, Hoosin Zaresahhie Pages 77-92
    The provision of land-use planning in the rural settlements is considered a prerequisite of optimal living conditions. To ensure this impact, it is of utmost importance to impose regulatory provisions on land-use changes. One of the most important provisions is the rural guide plans for the control and prediction of future land allocation. However, factors composed of legal, economics, natural and social components have initiated massive changes in land-use contrary the resolutions of the rural guide plans. Notwithstanding the fact that most of these land use changes were caused by human factors, the lack of logical planning frameworks for land allocation, negligence of sustainable development considerations, absence of integrated management, and the disregard for the environmental impacts of relevant activities all play a part in the outcome.
    With regard to sensitivity of the issue, this research tries to clarify which of the factors is more responsible for land-use changes in Taft County.. The current study is based on the findings of an applied research, which draws on a combination of qualitative and quantitave methods. The descriptive data were acquired from field observations in the rural setting, as well as in depth study of the available documents in physical or virtual archives. The field data were gathered through interviews with the rural residents in addition to first hand observation of the impacts of land-use changes on different dimensions of the rural settlement. Results indicate that the impact of factor pertaining to rural population and environmental issues in greater than other proposed factors, and has undermined the impact of legislative and economic considerations on land allocation.
    Keywords: Land, use, Land Allocation, Land, use Changes, Rural Guide Plan, Taft County
  • Hamed Ghadermarzi *, Davood Jamini, Alireza Jamshidi Pages 93-108
    Quality of life is multifaceted concept to demonstrate satisfaction of the person's life. In addition, it can be used as a criterion for determining satisfaction or dissatisfaction with various aspects of life of individuals and groups. Employment, income, access to services including education and health, safety etc. are among effective factors. The objective of the present study is to investigate life quality in rural areas in Ravansar. The population is 26663 people (5998 families) from which a sample size of 255 individuals was extracted using Cochran’s formula (p&q= .5, confidence level 95%, d= .06). Utilizing stratified random sampling and appropriate assignment, 18 villages were selected as target ones. For analyzing data, discriptive statistics (Frequency, Mean, Std. deviation and C.V) and inferential statistics (Spearman Correlation coefficient, One-Sample T Test and ANOVA) were measured. The findings indicated that the level of life quality was low in the studied area, and there is meaningful difference in terms of factors affecting life quality. The results also showed that rural areas of Ghori-Ghaleh, Zalo-Ab, and Hasan-Abad had highest means concerning life quality. Furthermore, Dolat-Abad and Mansoor-Aghaei had the lowest ranking mean, and the villages in Badr district were average. In addition, the results of correlation between quality of villager’s life and dependent variables showed that there is a significance relationship among variables of type of job, income level and the number of households (family size) with the independent variable. However, the correlation between quality of villager’s life and two variables of type of job and income level was positive and the correlation between quality of villager’s life and number of households (family size) variable was negative. Therefore, according to the unfavorable situation in the study area in terms of quality of life it should become a policy priority to improve the quality of life in rural Ravansar Town. In addition, due to harsh situation of Dolat-Abad and Mansoor-Aghaei district among the six districts of Ravansar Town, their residents should be considered as high priority. To improve the quality of life in the studied area, it is essential to consider population control policies through national media and as well as medical centers’ support. This should be juxtaposed with better rural employment and income, financial Bank support, entrepreneurship, Local markets and the revival of handicrafts industry.
    Keywords: Spatial Distribution, Life Quality, Rural Settlements, Ravansar Town
  • Majedeh Pourrohani *, Dr Mohammad Reza Pourjafar, Dr Ali Yadghar Pages 109-126
    The villages are special settlements and habitats that follow a certain economic, social, cultural and physical order. However, many of them have nowadays encountered issues and problems such as decaying indigenous rural fabric, reduced quality of life, distortion of the inhabitants’ cultural identity and migration from rural communities. In addition, despite having agricultural natural resources, the villages are facing with issues such as poverty, unemployment, low productivity rates in agricultural productions and degradation of natural resources that such issues have made the rural development and sustainable employment rather impossible, which calls for other economic alternatives such as tourism to be considered.
    Shiadeh village in south of Babol, due to its distance from congested urban areas, is less developed and has low economic growth suffering from relative physical and social deterioration. Meanwhile, the village is located in a tranquil and pristine natural environment in the rainforests, and construction of an earthen dam on its side has led to creation of a lake and stunning vistas and landscapes in this region. The Village also has several important structures including four Saqatalars. Such attractions may provide the possibility of holistic sustainable development through planning countryside Eco-Tourism.
    This study on one hand, aims to identify and recognize the nature of the village and rural sustainable development, and on the other hand attempt to apprehend the issues related to tourism, rural tourism and sustainable tourism. Associating needs and necessities in this study is conducted through content analysis in first section as well as case study with SWOT framework. Finally, based on elements and components of rural tourism and the requisite program by the possible tourism patterns within the area, a set of "guidelines of protection, promotion and monitoring" the development of Eco-Tourism Shiadeh village is developed. Then the "Shiadeh Eco-Tourism plan" will be presented via axes, spots and areas with special attention to attractions and their relation to residential areas.
    Keywords: Rural Development, Rural Tourism, Sustainable Tourism, Ecotourism Village, Shiyadeh Village
  • Atefeh Fathebaghali, Behnam Ghasemzadeh *, Samaneh Muhammadi Pages 127-142
    Historical natural heritage with spiritual and tangible values play an important role in maintaining the natural structure and cultural identity of settlements. Such heritage is typically regarded as an agenda to interact with the nature. The present research relies on research methods that examine human interaction with human-made and natural environments. Henceforth, it looks into the issue of place attachment, as a second-level factor, and its relationship with the satisfaction of visitors. Place attachment is presumed to affect the individual's behaviors in the protection of historically important elements. This study is of correlation-analysis type. To this end, structural equation modeling was used to reveal the hypothetical relationship model between the main variables of the study. The study also makes use of a 152-person sample consisting of visitors of Kandovan historical natural village and second order factor analysis to test a model. Confirmatory factor analysis was used to confirm the dimensions of place attachment variable, and structural equation modeling was employed to investigate the effect of place attachment on satisfaction.. Additionally, General linear and multiple correlation analyses were employed to reveal the relationship of different variables and their impacts on one another. The results of second order factor analysis revealed that the four dimensions of place attachment bear significant value in uncovering the place attachment variable. Moreover, the results obtained from structural equation modeling indicate positive and significant effect of place attachment dimensions on place satisfaction of visitors. The goodness–of-Fit indices also show an appropriate goodness of fit of theoretical model with experimental observations. The main theoretical aspect is related to inserting the four dimensions of place attachment in a single model. The important finding that was observed was that respective officials should take into consideration the visitor's attachment by investing in features, infrastructures, influential factors, and distinguished activities of the village as evidence indicates the influence of place attachment dimensions. Accordingly, the study suggests that this might be achieved via providing information (for example, in form of pamphlets, information table, tour leaders, and websites), which permits the visitors to play a role in maintaining the village historical natural heritage. The findings also show that place identity and emotional connection with the place significantly increases place attachment. Consequently, durable measures in historical natural villages might be improved among visitors by promoting place attachment and encouraging responsible actions.In turn, it may confirm the advantages obtained from attempts of the village tourism management in promoting the influential factor and suitable directing of investment on strategies, which lead to more attachment for visitors. The influential factors promoting strategies could range from on-site attractions marketing and post-visit interpretation with the purpose of ensuring revisits. Besides, catagorizing visitors based on their satisfaction of the place could also be important to the officials. They might collect visitor's satisfaction and demographic data through surveys. This type of data makes it possible for officials to know about the characteristics of the visitors who are highly satisfied of the place. By using these types of data, it would become possible to start persuasive agenda to encourage visitors to take part in programs and projects of maintaining the village historical and natural heritage. This is, in fact, a successful process as it could motivate visitors to revisit the place. Additionally, giving information to the visitors in the place (via leaflets for example) about their participation in maintaining the heritage might be beneficial for to the officials and even the local society. Such a strategy might guide first-time and more than one-time visitors and be in line with both groups benefits. The present study findings might significantly contribute in the rural tourism programs and function positively for further related studies.
    Keywords: Place attachment, Kandovan village, historical, natural heritage, structural equation modeling (SEM)
  • Nasrin Kazemi * Pages 143-157
    Environment literally means surrounding in which we are living. Environment includes the system of things on which we are directly or indirectly dependent for our survival, whether it is living like animals, plants or non-living component like soil, air water. In recent decades, many environmental problems have arisen as the result of human activities and unplanned management of the technological development that drastically disturbed ecosystems. Therefore, a dispute between the importance of conservation and preservation of ecosystems to protect environment and the necessity to satisfy human desire by sacrifice the environment has been emerged across the world. Therefore, environment is one of the sensitive and vulnerable aspects especially in rural areas and according to the relationship between rural areas and nature, protection of rural environment is vital. Such protection requires the participation of all community groups since individuals and groups interact with the environment in different ways. This study focuses on environmental issues in rural areas including water and soil resources, vegetation, waste – sewage and physical complications. For this purpose, six groups of rural people were examined to assess their actions and attitudes regarding environmental issues. These groups including farmers (The role of the farmer and land manager in delivering environmental benefits (e.g. biodiversity, soil and water protection) is well recognized; Rural women (At a worldwide level, there is a growing awareness of the need and importance of making women contribute to the environmental problems recognition, as well as in the planning of activities geared at the sustainable development of their communities); rural men (Women and men have different gender based roles and responsibilities in their own lives, families, households, and communities. They have different knowledge, access and control over natural resources, and different opportunities to participate in decisions regarding natural resources usage. Understanding women’s and men’s relationships to the environment plays an important role in developing solutions for more sustainable use of natural resources. Ignoring gender differences distorts the understanding of human impacts on the environment); local managers, elderly and children (In recent times, the subject of environment has interested the public and caught the attention and enthusiasm of children in particular.) The Rio Declaration on Environment and Development (1992) adopted by the United Nations Conference on Environment and Development affirms that children are an indispensable component in achieving sustainable development. By identifying environmental issues and classifying rural people into different attitude groups, an assessment of people perception of environmental preservation is conducted. The analysis method is descriptive –and applied. Respective literature review and field survey have been conducted. Turkman rural district in west Azerbaijan was the statistical population of this study. Therefore, villages in this rural district were selected as samples. According to Morgan and Kerjesi table, 300 questionnaires were filled randomly. Data were analyzed using different statistical methods such as comparison of averages and Analysis Of Variance in SPSS software. The study classified attitudes and actions in rural district Turkmans and finally studied groups were classified based on the data obtained in the field survey. The results of present study showed that these rural groups have difference in the environmental awareness and action. In this rural district, farmers were recognized as the most aware group and children groups as the least.
    Keywords: Environment, Rural Groups, Environmental Awareness, Environmental Action