فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 30 (بهار 1395)
  • 148 صفحه، بهای روی جلد: 40,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/04/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ربابه عطایی فر، شعله امیری صفحه 7
    پژوهش حاضر با هدف طرح و تعیین مدل رابطه والد- فرزندی با میانجیگری ارتباط موثر همسران و با بررسی سبک دلبستگی، ویژگی های شخصیتی، مهارتهای ارتباطی و رضایت جنسی همسران انجام شده است. بر این اساس،260 والد و فرزندشان به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفیانتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های الگوی ارتباط همسران، سبک دلبستگی بزرگسالان، مهارت ارتباطی، پنج عامل شخصیت، رضایت جنسی و روابط والد- فرزندی بود. در طرح حاضر از تحلیل ماتریس کواریانس استفاده شده است. نتایج نشان داده که الگوهای پیشنهادی از برازش خوبی بهره مندند و در رابطه با سازه ارتباط موثر همسران در گروه مردان، بیشترین اثر معنادار به ترتیب مربوط به مسئولیت پذیری، سازگاری، روان رنجورخویی، مهارتهای ارتباطی و دلبستگی اجتنابی مردان و در گروه زنان، مربوط به روان رنجورخویی، سازگاری، رضایت جنسی، مهارتهای ارتباطی و دلبستگی ایمن زنان در رابطه همسری است. همچنین در رابطه با سازه رابطه والد–فرزندی در گروه پدران، بیشترین اثر معنادار مربوط به سازگاری،دلبستگی اضطرابی و روان رنجورخویی پدر و در گروه مادران، مربوط به سازگاری، روان رنجورخویی، دلبستگی اضطرابی و رضایت جنسی در مادراست.
    کلیدواژگان: رابطه والد فرزندی، سبک دلبستگی، مهارت ارتباطی، ویژگی شخصیتی، رضایت جنسی
  • هیوا سعیدی، فریبرز درتاج صفحه 39
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاب آوری، احساس تنهایی و خودکارآمدی تحصیلی میان دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه مدارس شبانه روزی و عادی شهرستان بانه در سال تحصیلی 94-1393 بود.در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای استفاده شده است، به این صورت که از میان مدارس مقطع دوم متوسطه شبانه روزی و عادی شهرستان بانه دو مدرسه (یکی شبانه روزی و دیگری عادی) به صورت تصادفی انتخاب و در آن دو مدرسه نیز 200 نفر (هر مدرسه 100 نفر) به روش تصادفی انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از مقیاسهای تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، احساس تنهایی UCLA (راسل، پپلاو و کاترونا، 1980)، خودکارآمدی تحصیلی (مک ایلروی و بانتینگ، 2002) بهره گیری شده است. در بخش آمار توصیفی این پژوهش از شاخصهایی مانند میانگین و انحراف استاندارد استفاده شده است. همچنین در بخش آمار استنباطی، برای مقایسه دو گروه (دانش آموزان شبانه روزی و عادی) از نظر تاب آوری، احساس تنهایی و خودکارآمدی تحصیلی، آزمونt مستقل به کار رفته است. نتایج آزمون t مستقل نشان داده است که 1) دانش آموزان مدارس عادی تاب آوری بالاتری نسبت به دانش آموزان مدارس شبانه روزی دارند 2) دانش آموزان مدارس عادی احساس تنهایی کمتری نسبت به دانش آموزان مدارس شبانه روزی دارند 3) دانش آموزان مدارس عادی خودکارآمدی تحصیلی بیشتری نسبت به دانش آموزان مدارس شبانه روزی دارند.
    کلیدواژگان: تاب آوری، احساس تنهایی، خودکارآمدی تحصیلی، دانش آموزان مدارس شبانه روزی و عادی، دوره دوم متوسطه
  • یاسمین رکنی فرد، مهدی اصل فلاح، آزاده یوسفی صفحه 59
    هدف اصلی این پژوهش شناسایی مولفه های خلاقیت کودکان پیش دبستانی و بهره گیری ازمدلهای پرورش خلاقیت در طراحی وسایل کمک آموزشی است برای اینکه انگیزه کودکان را برای یادگیری حفظ کند تا بتوان از کاسته شدن خلاقیت کودکان در سنین بالاتر پیشگیری کرد.در این مطالعه مقطعی نمونه گیری از نوع غیر احتمالی تلفیقی شامل ساده و گلوله برفی است. جامعه آماری پژوهش 40 نفر بوده است که ازمنطقه 3 تهران به دلیل دارا بودن بیشترین مراکز آموزشی خلاقانه و مهدکودکهای پیش دبستان انتخاب شده اند.نمونه انتخاب شده شامل کودکان پیش دبستانی و مادران آنان در مراکز آموزشی منطقه 3 تهران در سال 1393 بوده است. ابزارگردآوری اطلاعات شامل مصاحبه با مادران، مشاهده کودکان و ثبت دقیق اطلاعات به روش یادداشت برداری بوده است. همچنین از کودکان آزمونی گرفته شد تا واکنشآنان در ساختن کنج خلاق آزمایش شود. نتیجه حاصل از این مطالعات نشان داده است که بیشتر کودکان با انگیزه بسیار در این گروه سنی به ساخت یک کنج و بازی در آن می پردازنداما عدم وجود وسایل کمک آموزشی و خدمات مناسب سبب یکنواختی فرآیند یادگیری و خلاقیت می شود و انگیزه لازم برای تکرار و تمرین در وسایل موجود وجود نداردP<0.05)). در این پژوهش مدلی جدید به منظور طراحی وسیله کمک آموزشی برای بروز و پرورش خلاقیت کودکان برای یادگیری از طریق تجربه و بالابردن انگیزه کودکان ارائه شده است.از یافته های این مطالعه می تواندر طراحی محیطهای آموزشی کودکان بهره گیری کرد.
    کلیدواژگان: خلاقیت، کودکان پیش دبستانی، طراحی وسیله کمک آموزشی
  • فریده عامری، ناهید عمویی صفحه 77
    نوجوانی بحرانی ترین و حساس ترین دوره زندگی هر انسان است که تکالیف و پیچیدگی های متعدد دارد و فائق آمدن فرد بر این تکالیف تحت تاثیر عوامل گوناگونی مانند خانواده قرار دارد. هدف اصلی از پژوهش حاضر بررسی نقش عملکرد خانواده در تمایزیافتگی ومیزان تجربه بحران هویت در نوجوانان است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری شامل همه دانش آموزان17- 15 ساله مقطع متوسطه شهرستان اردکان استان یزد وتوابع آن است که به روش نمونه گیری خوشه ای370 دانش آموز(دختر و پسر) به منظور پاسخ گویی به سه پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD)، بحران هویت احمدی و سیاهه تمایز یافتگی خود (DSI-R)انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و Tدو گروه مستقل استفاده شده است. یافته های به دست آمده نشان دادند که میان عملکرد خانواده و تمایزیافتگی، رابطه مثبت معنادار و میان تمام مولفه های عملکرد خانواده و مولفه«جایگاه من» درتمایز یافتگی، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بر اساس یافته ها میان پنچ مولفه از عملکرد خانواده (ارتباط، نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، کنترل رفتار) با مولفه«آمیختگی» درتمایزیافتگی، رابطه منفی معنادار وجود دارد و میان عملکرد خانواده و ابعاد آن با میزان تجربه بحران هویت رابطه منفی معنادار وجود دارد و عملکرد خانواده،از طریق مولفه های «عملکرد کلی و نقشها» قادر به پیش بینی بحران هویت و از طریق مولفه«عملکرد کلی» قادر به پیش بینی تمایزیافتگی در نوجوانان است.یافته های جانبی پژوهش نشان دادند که دختران نسبت به پسران بحران هویت بیشتری را تجربه می کنند اما میان دو جنس در تمایزیافتگی، تفاوتی وجود ندارد. از یافته های پژوهش می توان به این نتیجه رسید که عملکرد خانواده می تواند عاملی مهم و اثرگذار بر میزان تجربه بحران هویت و سطوح تمایزیافتگی فرد در سنین نوجوانی باشد.
    کلیدواژگان: عملکرد خانواده، بحران هویت، تمایزیافتگی، نوجوان
  • رمضان برخورداری، سید هادی مدنی صفحه 93
    یکی از مهم ترین مسائل تعلیم و تربیت انتخاب محتوای مناسب، به منظور تحقق بخشیدن به اهداف آن است. قصه ها، به فراخور شکل و محتوای خود ظرفیتی مناسب برای به ثمر رساندن فعالیتهای تعلیم و تربیت دارند. با توجه به اینکه آگاهی انتقادی یکی از هدفهای مهم تربیتی در تعلیم و تربیت رسمی است و صمد بهرنگی یکی از نویسندگان مطرح این زمینه از ادبیات کودکان است، لذا در این مقاله که به روش پژوهش تحلیل محتوا انجام شده، ضمن بررسی ماهیت و ویژگی های تعلیم و تربیت انتقادی، قصه هایی از صمد بهرنگی به صورت هدفمند با هدف شناسایی و تحلیل آنها از نظر ویژگی هایی مانند وضعیت طبقاتی، سرکوب اجتماعی، تشویق آگاهی انتقادی، عمل جمع- محور و نقد باور غیرموجه انتخاب و امکان استخراج مضامین تربیتی- انتقادی بر اساس سه معیار معقولیت، قصدمندی و روش ایزرل شفلر بررسی شده است. به طور کلی دو دیدگاه در زمینه محتوای قصه های بهرنگی وجود دارد که عبارت از پذیرش و رد آنها به منظور بهره گیری در تربیت انتقادی است. نتایج پژوهش دیدگاهی میانه را پیشنهاد می کند. دیدگاه میانه آن است که به منظور گنجاندن داستانهای بهرنگی در برنامه های پرورش تفکر انتقادی، لازم است برخی از جنبه های موجود در داستانها مانند روایتهای القایی داستانها، لایه های آشکار و پنهان خشونت ورزی، رادیکالیزه جلوه دادن شکافهای طبقاتی و کم رنگ بودن گفتگوهای استدلالی جرح و تعدیل شوند.
    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، صمد بهرنگی، تفکر انتقادی، مضامین انتقادی
  • عابد بدریان، پریوا صفری صفحه 117
    هدف از مطالعه حاضر، بررسی تصورات و کج فهمی های دانش آموزان پایه ششم ابتدایی درباره مفهوم انرژی است. این مفهوم از مفاهیم مرتبط با زندگی روزانه است که پایه و اساس علوم فیزیک، شیمی و زیست شناسی را تشکیل می دهد و در اغلب برنامه های درسی، یادگیری آن از همان پایه های اولیه دوره ابتدایی پیشنهاد شده است. 136 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی از دو آموزشگاه دولتی منطقه 14 شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایمرحله ای انتخاب شدند و در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات، از یک آزمون تشخیصی حاوی نه سوال باز-پاسخ استفاده شده است.پاسخهای دانش آموزان در قالب توضیحات داده شده و همچنین شرکت در مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای ارزیابی میزان درک دانش آموزان، روش ارزیابی مفهومی به کار رفته است. بررسی پاسخهای داده شده به سوالهای پرسشنامه نشان داد که دانش آموزان پایه ششم ابتدایی کج فهمی های بسیار در زمینه مفهوم انرژی، ماهیت و ساختار انرژی، تبدیل انرژی، منابع انرژی و مفهوم کار دارند و آموخته های آنان در پایه های پایین تر مانع بروز این کج فهمی ها نشده است و با وجود اینکه برخی از آنان درک مفهومی از انرژی داشتند، باز هم توجه و دقت کافی در آموزش مفاهیم مرتبط با تبدیل و تغییر انرژی و همچنین منابع انرژی ضرورت دارد. بر پایه این یافته ها بازبینی برنامه های درسی و مواد آموزشی علوم تجربی دوره ابتدایی، در سازماندهی مفاهیم مرتبط با انرژی و مدل سازی آنها در کتابهای درسی نیازمند دقت کافی و توجه ویژه است.
    کلیدواژگان: تصورات، کج فهمی، انرژی، دانش آموزان پایه ششم ابتدایی
|
  • R. Ataeefar, S. Amiri Page 7
    This research was undertaken to explore the association between effective spousal communication and parent-child relationship and to examine the relationship between attachment style, personality traits, communication skills, sexual satisfaction, and parent-child relationship with mediation of spousal communication. To this end, 260 individuals (parents and their children) were selected through random stratified sampling method. The instrumentation comprised communication patterns questionnaire, the Experiences in Close Relationships-Revised (ECR-R) Questionnaire, communication skills questionnaire, NEO-FFI, Sexual Satisfaction Scale, and Parent-Child Relationship Survey. The obtained data were analyzed through Covariance Matrix. Result indicated that the proposed models constituted a good fit to the data. Regarding the structure of effective spousal communication, in the men’s group, the most significant effects were respectively related to conscientiousness, agreeableness, neuroticism, communication skills, and men’s avoidant attachment style. Also in the women’s group, the most significant effects were respectively related to neuroticism, agreeableness, sexual satisfaction, communication skills, and women’s secure attachment style. In addition, regarding the parent-child relationship structure, in the fathers’ group, the most significant effects were respectively related to agreeableness, anxious attachment style, and neuroticism and in the mothers group the most significant effects were respectively related to agreeableness, neuroticism, anxious attachment style, and mothers’ sexual satisfaction.
    Keywords: parent, child relationship, attachment style, communication skill, personality trait, sexual satisfaction
  • H. Saeedi, F. Dortaj Page 39
    This study was carried out to compare resilience, loneliness, and academic self-efficacy of male students studying at day and boarding high schools of Baneh in academic year 2014-2015. The participants were selected through multistage cluster sampling method. To do so, from among all of the high schools of Baneh, one day high school and one boarding high school were randomly selected. Then, a total number of 200 students (100 for each high school) were selected at random. In the next step, Connor-Davidson Resilience Scale (2003), UCLA Loneliness Scale (Russell, Peplau & Cutrona, 1980), and the Academic Self-Efficacy Questionnaire (McIlroy & Bunting, 2002) were administered to the participants. The obtained data were analyzed through descriptive (mean and standard deviation) and inferential statistics (independent t-test). The results showed significant differences between the two groups. More specifically, the day high school students had higher levels of resilience and academic self-efficacy. On the contrary, they had a lower level of loneliness compared to their counterparts in boarding high schools.
    Keywords: resilience, loneliness, academic self, efficacy, boarding high school, day high School
  • Y. Roknifard, M. Asl Fallah, A. Yousefi Page 59
    The main goal of the present study was to identify the key factors affecting pre-school children’s creativity and to use creativity-cultivating models in designing educational products that keep children engaged and interested. This study utilized non-probability sampling of simple and snowball techniques and the population size was determined to be 40. For the purpose of sampling, district three of Tehran was selected due to its highest number of kindergartens and pre-school creative education institutes. The sample included pre-school children and their mothers in 2014. Data collection techniques encompassed interviews with mothers, observation of children, and documentation of their behavior. Furthermore, a test was given to children to assess their reaction to building a creative corner. The findings revealed that most children showed great interest in building such private corners and playing in them; however, lack of engaging products and services would lead to children’s boredom. This would negatively affect their learning and reduce children’s motivation for repeating the exercises with existing tools (P
    Keywords: creativity, pre, school children, design of educational products
  • F. Ameri, N. Amooi Page 77
    Adolescence as the most critical period in each individual’s life coincides with numerous obstacles and family plays a pivotal role in overcoming these difficulties. The aim of the present study was to investigate the role of family functioning in the extent of experienced identity crisis and differentiation levels of adolescents. This study was descriptive-correlational. The statistical population of the study included all high school students aged 15-17 in Ardakan and its suburbs (Yazd Province). For the purpose of sampling, cluster sampling method was used and 370 male and female students were selected. The instrumentation comprised Family Assessment Device (FAD), Ahmadi's Identity Crisis Inventory as well as the Differentiation of Self Inventory-Revised (DSI-R). The obtained data were analyzed through Pearson correlation, step-wise regression, and two-sample t-test. Results showed that there was a significant positive relationship between family functioning and differentiation. Furthermore, a significant positive association was observed between all components of family functioning and “I position” subscale of differentiation. However, there was a negative significant relationship between 5 components of family functioning (communication, roles, general functioning, problem solving, behavior control) and “fusion” subscale of differentiation. Moreover, family functioning and its dimensions were negatively correlated with the extent of adolescents’ experienced identity crisis. More specifically, “general functioning” and “roles” components could predict identity crisis and differentiation could be predicted by “general functioning”. Also results revealed that girls experienced higher levels of identity crisis than boys; however, the observed differentiation differences between the two genders were not significant. In general, it can be stated that family functioning plays a central role in the extent of experienced identity crisis and differentiation levels of adolescents.
    Keywords: family functioning, identity crisis, differentiation, adolescent
  • R. Barkhordari, H. Madani Page 93
    One of the most important issues in education is selection of appropriate content which can help meet the educational goals. Each story has a specific form and content which can contribute to the fulfillment of educational goals. Critical awareness is one of the most fundamental aims of formal education and Samad Behrangi is of one of the leading authors of children’s stories who focuses on this theme. Hence, in the present study a qualitative content analysis of Behrangi’s stories was carried out based on such themes as the condition of classes, social oppression, promotion of critical awareness, collective actions, and critique of unjustified beliefs. In addition, the possibility of extracting educational-critical themes from Behrangi’s stories was probed based on Israel Scheffler’s criteria, i.e., intentionality, rationality, and manner. There are opponents and proponents of the use of Behrangi’s stories for educational purposes. According to the findings of the present study a moderate view is recommended in which certain aspects of the stories such as inculcating themes, overt and covert layers of aggression, exaggerating class divides, and inadequacy of reasoning-centered dialogues should be moderated and modified.
    Keywords: qualitative content analysis, Samad Behrangi, critical thinking, critical themes
  • A. Badriyan, P. Safari Page 117
    Concept of energy is of significance in both daily life and the school curriculum, yet misconceptions about this phenomenon are frequent. To assess the extent of such misconceptions among male sixth graders, a cluster sample of 136 of them from two districts of Tehran was selected and then given a test consisting of nine open-ended questions. Additionally semi-structured interviews were also conducted. The data analysis revealed many misconceptions about this phenomenon including sources of energy, conservation and transformation of energy, and the concept of work. In addition, students’ learning in the previous grades has not prevented the development of such misconceptions. Hence, it is necessary that more attention be paid to this concept in re-designing the primary school curriculum.
    Keywords: misconceptions, energy, sixth graders