فهرست مطالب

جستارهای باستان شناسی ایران پیش از اسلام - پیاپی 1 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1395)
  • 110 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1395/10/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نسیم فیضی، حامد وحدتی نسب صفحه 1
    تلاش های انجام شده در زمینه پیشرفت علوم بعد از دهه ی 1960،‏ منجر به استفاده از علوم میان رشته ای و کاربردی در باستان شناسی گردید. از جمله ی این علوم،‏ انسان شناسی،‏ ریاضیات و زیر مجموعه ی آن هندسه است که قدرتی بی نظیر در نظم بخشی،‏ طبقه بندی و تحلیل داده ها دارند. تقارن یکی از مهمترین زیر شاخه های علم جبر است که در عین حال یکی از مهمترین اصول هستی نیز هست. در واقع تنها خدمتی که ریاضیات به تقارن کرد فرمول بندی آن بود. در این میان تقارن به عنوان یک ویژگی زیستی و شناختی انسان ردپای قابل توجهی در جوامع انسانی برجای گذاشته است. این ویژگی شناختی علاوه بر اینکه شاخص بسیار مهمی برای مطالعه ی تطور ظرفیت شناختی و تکنولوژی گونه های انسانی از انسان راست قامت تا انسان هوشمند هوشمند است،‏ در بقای نسل نیز اهمیت اساسی دارد. بدین ترتیب نه تنها در علوم مهندسی بلکه در علوم مربوط به مطالعه ی انسان و جوامع انسانی از جمله باستان شناسی راهگشای محققان شد. مطالعه ی تقارن در پژوهشهای انسان شناسی و باستان شناسی جهان عمری طولانی دارد و بیش از دو دهه است که طرح های متقارن منقوش بر پارچه،‏ سفال و... نیز برای مطالعه ی «فرهنگ» و روابط بین «فرهنگ» و «جوامع» مورد توجه محققان قرار گرفته است. دلیل این امر انتقال ناخودآگاه تقارن بین نسلها و فرهنگها و جوامع در حال برهم-کنش است. با توجه به مطالعه ی حاضر می توان خاطر نشان کرد که تقارن برای یک فرهنگ به مثابه ی ژنهایی است که از والدین به فرزند میرسد زیرا تقارن همانند صفات وراثتی بین نسلها منتقل می شود با این تفاوت که در نتیجه ی برهم-کنش با فرهنگهای مجاور از یک جامعه به جامعه ی دیگر نیز این انتقال صورت میگیرد. اما با وجود اهمیت،‏ جای خالی آن در باستان شناسی ایران کاملا مشهود است. بنابراین در این مقاله برآنیم ضمن بررسی انواع حالتهای تقارن،‏ ویژگی های انسان شناسی و فرهنگی آن را معرفی کنیم.
    کلیدواژگان: فرهنگ، تقارن، درک، شناخت، الگوی سه بعدی، الگوی دو بعدی
  • سید مهدی موسوی کوهپر، سرور خراشادی، جواد نیستانی، سید رسول موسوی حاجی صفحه 13
    ارتباط اقوام ایرانی و یونانی به زمانی بس دورتر از عصر هلنستیک ایران بازمی گردد. از این منظر،‏ تاثیر و تاثرات هنری میان این دو تمدن،‏ پیشینه ای بس دیرینه دارد. نظر به این که پارت ها وارثان قلمروی سلوکیان مقدونی-یونانی شدند،‏ نیروی زایشی هنر آنان ملهم از نواحی یونانی بود و از آن روی که ساسانیان نیز وارثان بلافصل پارتیان گشتند،‏ نمی توان از رسوخ یونان مآبی در آثار هنری شان چشم پوشید. آنچه بن مایه ی این جستار شد،‏ عدم اجماع محققان در خصوص چندوچون هنر ساسانی و مناسبات آن با هنر یونانی است. این مهم نگارندگان را بر آن داشت تا با مروری بر تعاریف موجود،‏ ردپای یونان مآبی را در هنر صخره ای ساسانی به عنوان سرآمد هنری این عصر دنبال نمایند. علی رغم تعابیر گونه گون از هنر ساسانی و ترویج این اندیشه که هنر این دوران،‏ معرف احیای ناگهانی سنن کهن شرقی است،‏ ولی نگارکندهای صخره ای شاهدی است بس معتبر بر تداوم سنن هلنی در ایران پس از عصر هلنستیک؛ به گونه ای که عناصر و سنن تصویرگری یونانی چون «تجسم انسانی خدایان»،‏ «نقش هراکلس»،‏ «تصویر الهه ی نیکه»،‏ «شعاع نورانی پیرامون سر»،‏ «واقع گرایی»،‏ «پلاستیسیته»،‏ «پرسپکتیو» و «ایستایی متعادل» در آن ها تبلور یافته است. مرزبندی هایی که در باب سیر تحول و تطور هنر ساسانی صورت پذیرفته است،‏ تنها هنر سده ی سوم میلادی را اقتباسی از عناصر اشکانی یونانی مآب می داند؛ حال آن که تقسیم بندی مراحل به طور منقطع ناممکن است و میان ادوار مختلف پیوستگی به چشم می خورد. از این روی،‏ نمی توان به قطعیت از «پذیرش یا طرد عناصر یونانی» در هر یک از مراحل سخن گفت؛ زیرا حتی در هنر اواخر دوره ی ساسانی که از آن با عنوان مرحله ی «طرد عناصر بیگانه» یاد می شود،‏ با نقش یونانی الهه ی نیکه در طاق بستان کرمانشاه مواجهیم. نگارکند «پادشاه زره پوس سوار بر توسن» در همان مکان،‏ مصداقی دیگر از اقتباس ترفند های یونانی و نمونه ای شگرف از سنت واقع نمایی تمام عیار عصر کلاسیک یونان است؛
    کلیدواژگان: عناصر یونانی، ساسانی، نگارکندهای صخره ای، هنر، هلنستیک
  • رضا مهرآفرین، سیدرسول موسوی حاجی صفحه 29
    سیستان با دارا بودن 22 حوزه ی جغرافیایی و مساحتی بالغ بر 8500 کیلومتر مربع در شرق ایران،‏ یکی از مناطق بسیار مهم ایران در زمینه ی آثار باستانی به شمار می رود. چنان که در بررسی های میدانی باستان شناختی سیستان حدود 1662 مکان باستانی در آن شناسایی گردید که در این میان حوزه گردی با 664 کیلومتر مربع وسعت،‏ حدود 485 محوطه ی باستانی دارد که این رقم بیش از هر یک از دیگر حوزه های باستانی این منطقه است. حوزه ی گردی در جنوب سیستان و در بخش غیر مسکون و کاملا بیابانی آن واقع شده و در حقیقت جزیی از کویر ایران محسوب می گردد. نتیجه ی بررسی های میدانی باستان شناختی در این حوزه نشان داد که از کل محوطه های شناسایی شده،‏ 337 محوطه به عصر مفرغ،‏ 202 محوطه به دوران تاریخی و 97 محوطه به دوره ی اسلامی تعلق دارند. ذکر این نکته نیز ضروری است که برخی از محوطه ها دارای دو یا سه دوره ی استقراری مختلف مانند پیش از تاریخ،‏ دوران تاریخی و یا اسلامی می باشند.
    سیستان با دارا بودن 22 حوزه ی جغرافیایی و مساحتی بالغ بر 8500 کیلومتر مربع در شرق ایران،‏ یکی از مناطق بسیار مهم ایران در زمینه ی آثار باستانی به شمار می رود. چنان که در بررسی های میدانی باستان شناختی سیستان حدود 1662 مکان باستانی در آن شناسایی گردید که در این میان حوزه گردی با 664 کیلومتر مربع وسعت،‏ حدود 485 محوطه ی باستانی دارد که این رقم بیش از هر یک از دیگر حوزه های باستانی این منطقه است. حوزه ی گردی در جنوب سیستان و در بخش غیر مسکون و کاملا بیابانی آن واقع شده و در حقیقت جزیی از کویر ایران محسوب می گردد.
    کلیدواژگان: دوران تاریخی، بررسی باستان شناسی، عصر مفرغ، سیستان، دوره اسلامی، حوزه گردی
  • رحمت عباس نژاد، معینه سادات حجازی صفحه 39
    مازندران یکی از بخش های مهم سرزمین های شمالی ایران محسوب می گردد که بین دامنه های شمالی البرز مرکزی و کرانه های جنوبی دریای خزر قرار گرفته است. قدمت حضور انسان در این منطقه به دوران پارینه سنگی فوقانی و میان سنگی باز می گردد. این سرزمین از دیرباز مهد هنرهای مختلف بوده است. سفال های مکشوفه از غارهای هوتو و کمربند از قدیمی ترین نمونه های سفالگری در فلات ایران هستند.
    شکل گیری،‏ تحول و تغییر نقش مایه های موجود روی مواد باستانی و آثار هنری یکی از موضوعات مهم در باستان شناسی است که منجر به شناخت جنبه های اقتصادی،‏ اجتماعی و ایدئولوژیکی جوامع گذشته می گردد. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی نقش مایه ها از دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی تا به امروز انجام پذیرفته است. شناسایی و طبقه بندی،‏ بررسی روند تحول و حتی المقدور بازشناسی مفاهیم آنها با روش های کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است.
    بر پایه این پژوهش،‏ نقش مایه های مذکور به انواع هندسی،‏ گیاهی،‏ حیوانی،‏ انسانی و نمادین تقسیم شدند؛ اما،‏ در این مقاله تنها به توصیف و تشریح انواع نقوش هندسی پرداخته ایم. باید اذعان نمود که به دلیل ضعف کاوش های باستان شناختی در این منطقه،‏ ما با کمبود مدارک مربوطه رو به رو بودیم. در هر حال،‏ نقش مایه های هندسی مورد مطالعه از تنوع زیادی برخوردارند؛ برخی از آنها در طول زمان استمرار یافتند،‏ بعضی دیگر تطور و تغییر پیدا کردند و برخی دیگر،‏ از میان رفته اند. طبیعت،‏ مذهب و فرهنگ بومی از عوامل موثر در شکل گیری و تداوم این نقش مایه ها بودند.
    1. این مقاله از طرح پژوهشی با عنوان «بررسی تطبیقی نقوش نمادین دوران پیش از تاریخ،‏ تاریخی و هنرهای بومی مازندران» که در سال 1391 در شورای پژوهشی دانشگاه مازندران تصویب و در سال 1392 توسط نگارندگان اجرا و تدوین گردیده،‏ مستخرج شده است.
    کلیدواژگان: آثار هنری، نقش مایه هندسی، دوران تاریخی، پیش ازتاریخ، مازندران
  • عباس مترجم، احمد حیدری صفحه 51
    تپه قشلاق در جنوب روستای چهل امیران در بخش چنگ الماس شهرستان بیجار قرار دارد. کاوش این محوطه بیانگر استقرار در دوره مس سنگی می باشد که در دوره آهن نیز مورد استفاده قرار گرفته است. آثار دوره مس سنگی بخش اصلی داده های این محوطه است. سفال دوره مس سنگی این محوطه در شش گروه؛ پوشش غلیظ،‏ بدون پوشش،‏ نیم پوشش،‏ پوک آشپزخانه ای،‏ خاکستری و نخودی قابل تقسیم بندی هستند. تفاوت های قابل توجهی در سفال ها از لحاظ گروه،‏ فرم،‏ اندازه،‏ ظرافت و...مشاهده می شوند. به منظور تعیین تخصص گرایی در تولید سفال ها با توجه به خمیره مورد استفاده برای ساخت سفال بر مبنای آزمایش های مکانیک سنگ میزان تخلخل سفال ها با توجه به گروه تعیین شده است. نتیجه آزمایش ها بر مبنای تجزیه و تحلیل های آماری که با نرم افزار spss انجام گرفته است،‏ تفاوت معنا داری در میزان تخلخل سفال گروه های مختلف را بین سفال گروه نخودیبا سایر گروه ها نشان می دهند. به بیانی دیگر روند تولید همه ی سفال ها در دوره مس سنگی این محوطه بجز سفال نوع نخودی به یک شیوه طی شده است. این مسئله وجود دو شیوه ی متفاوت سفالگری را نشان می دهد. با توجه به تفاوت کامل سفال نخودی با سایر گروه ها،‏ تعداد کم آنها و نتایج تخلخل شاید بتوان جنبه وارداتی بودن آنها را مطرح نمود.
    کلیدواژگان: تپه قشلاق بیجار، سفال دوره مس سنگی، تخصص گرایی، پیچیدگی های اجتماعی، تخلخل
  • علیرضا خسروزاده، مجید ساریخانی، زهره نیکویی صفحه 61
    استان چهارمحال و بختیاری از گذشته تاکنون پل ارتباطی مهمی میان دو منطقه ی فرهنگی جنوب و جنوب غرب ایران،‏ فارس و خوزستان بوده است. برخلاف دیگر بخش های کوهستانی فلات ایران،‏ این ناحیه از نظر باستان شناختی خیلی کم شناخته شده است. بخش میان کوه شهرستان اردل به دلیل دارا بودن ویژگی های طبیعی و جغرافیایی خاص در دوره های مختلف مورد توجه جوامع انسانی بوده است،‏ در حقیقت موقعیت استراتژیک،‏ دره های حاصلخیز،‏ وجود منابع غنی آب های سطحی و زیرزمینی شامل رودها و چشمه ها،‏ شرایط زیست محیطی مناسبی را جهت تشکیل استقرارها در این منطقه از گذشته تا به امروز فراهم کرده است. وجود دره-های میان کوهی حاصلخیز که به خوبی مشروب می شوند نیز موید این مطلب است. با وجود اینکه بخش هایی از آن به شکل فشرده در سال های اخیر بررسی،‏ و صدها محوطه ثبت شده اند ولی آگاهی ما از استقرارهای کوچ نشینی و یکجانشینی دوره ی ساسانی میان کوه بسیار اندک است. بنابر اهمیت دوره ی ساسانی در این منطقه،‏ شناخت الگوی استقرار،‏ و تاثیری که محیط بر چگونگی ایجاد و پراکنش محوطه های این دوران داشته مورد توجه قرار گرفته است.
    حدود 73 محوطه از این دوره شناسایی شد. با بررسی عواملی مانند ارتفاع،‏ درصد و جهت شیب،‏ رودخانه،‏ مسیرهای ارتباطی،‏ کاربری اراضی،‏ ساختار زمین شناسی و گسل های منطقه،‏ در مجموع دو نوع الگوی استقراری شناسایی شده است. استقرار دائم در این محوطه ها کمتر دیده می شود و با توجه به کوه های بلند و دره های عمیق در این شهرستان،‏ محوطه ها بیشتر موقت هستند. تنها مواد فرهنگی به دست آمده از این محوطه ها سفال است که با مطالعه ی آنها اطلاعاتی در مورد استقرارهای مختلف فرهنگی و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاصل می شود. با توجه به اینکه شهرستان اردل هم مرز با استان خوزستان است و آگاهی ما از دوره ی ساسانی بخش های مرتفع شرق زاگرس بسیار اندک است،‏ مطالعه ی محوطه های ساسانی این دوره و مواد فرهنگی به دست آمده از سطح آنها ضروری است.
    کلیدواژگان: کوچ نشینی.، عوامل محیطی، میان کوه، سفال، ساسانی
  • حمیدرضا قربانی، لیلا زنگنه صفحه 75
    در اواخر هزاره چهارم ق.م (حدود 3000-3250 ق.م)،‏ فرهنگی،‏ در سراسر قفقاز و حوزه دریاچه ارومیه گسترده می شود که ماوراء قفقاز قدیم یا فرهنگ کورا-ارس نام گرفته است. این جمعیت ها که باستان شناسان منشا آنها را قفقاز جنوبی میدانند علاوه بر دامداری و کشاورزی در زمینه هنر و تکنولوژی نیز توسعه یافته بودند که آثار بجای مانده از این دوره گویای خلاقیت،‏ ابتکار،‏ علم و هنر مردم آن روزگار است. از جمله آنها می توان به سفالگری اشاره داشت. سفالگری یکی از صنایع دستی مهم این دوره است که آثار برجای مانده مربوط به آن ارزش هنری بسیاری دارد از ویژگی های مشخص و بارز سفالهای این دوره رنگ خاکستری تیره مایل به سیاه یا سیاه براق است که دست ساز و دارای آمیزه کانی است و سطح آن را خوب صیقل داده اند. در این دوره هنرمندان هنر نمادین را به نوع توصیفی آن و همچنین نقش جانوران را به نقش انسان وگیاه و غیره ترجیح میدادند. بدیهی است با دقت در نمونه های کمی که ازین آثار باقی مانده میتوان به ویژگی ها و خصوصیات در خور توجهی در خصوص اوضاع اجتماعی و حتی وضعیت معیشتی این مردمان پی برد. در همین راستا تعداد ده نمونه شاخص از ظروف سفالینه این فرهنگ از محوطه یانیک تپه انتخاب و ویژگی تزئینی و کاربرد نقوش و نحوه طراحی آنها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است؛ گرچه نمی توان هیچگاه تفسیری دقیق از این نقشمایه ها ارائه کرد. بنابر یافته های تحقیق سفالگر در مورد بکارگیری طرحها نوعی تنوع خاص را در نقشها و طرحها رعایت کرده،‏ در اینجا سطح کمتری از ظروف دارای تزیینات هستند،‏ نقوش روی آنها براساس الهام از طبیعت اطراف طرح شدند که نوعی واقع گرایی را مدنظر قرار داده و در ارتباط با زندگی و محیط اطراف آنها بوده است.
    کلیدواژگان: فرهنگ کورا، ارس، نقوش هندسی، یانیک تپه، نقوش حیوانی، سفال
  • علی اسدی صفحه 87
    محدوده جنوبی تختگاه تخت جمشید در سال 1391 با هدف بازکردن مسیر خروجی آبراهه های زیر زمینی این مجموعه مورد کاوش و بررسی گرفت. کاوش صورت گرفته این امکان را فراهم آورد که پس از گذشت سده ها و بلکه هزاره های متمادی،‏ آب های جمع شده حاصل از بارندگی در سطح بناهای تخت جمشید،‏ از دریچه خروجی این آبراهه ها خارج شده و ساز و کار دوره هخامنشی آنها دوباره احیاء گردد. برای رسیدن به هدف کاوش کارگاهی با طول حدود 100 متر و با جهت شمالی _ جنوبی ،‏در محدوده جنوب خاوری تختگاه تخت جمشید ایجاد گردید. در جریان کاوش و در امتداد دریچه خروجی،‏ به تدریج بخش هایی از آبراهی ساخته شده با سنگ های بزرگ و متوسط،‏ آشکار شد ( آبراه 1) که در فاصله 23 متری از دریچه خروجی،‏ به سمت دیواره باختری کارگاه متمایل شده،‏ و پس از این نقطه،‏ چگونگی ادامه مسیر آن نامشخص بازماند. سپس در فاصله حدودا 35 تا 40 متری جنوب دریچه خروجی آبراهه ها،‏ آثار دو آبراه دیگر ساخته شده با سنگ های لاشه متوسط و بزرگ ( آبراهه های 2 و 3) شناسایی شد. این آبراهه ها (بر خلاف آبراه نخست) دارای جهت خاوری باختری بوده و هر دو آنها در امتداد خود به سمت باختری به یکباره به پایان رسیده و یا تخریب شده بودند. با ادامه روند کاوش،‏ بخشی از یک آبراه دیگر (شماره 4) در نیمه جنوبی کارگاه و در فاصله 55 متری از دیواره تختگاه شناسایی شد. به نظر می رسید که جهت این آبراه نیز از شمال باختری به جنوب خاوری بوده است. آنچه در حال حاضر و با بررسی این سازه ها در ارتباط با وضعیت جنوب خاوری تختگاه تخت جمشید می توان عنوان کرد،‏ ساختارهایی ساده به منظور هدایت و ساماندهی آب های خارج شده از آبراهه های زیر تختگاه و همچنین سیلاب های دره واقع در جنوب این مجموعه است. همچنین به طور کلی جهت و امتداد به یکباره قطع شده آبراهه های شناسایی شده،‏ این احتمال را پدید آورد که بخشی از فضای جنوب خاوری تختگاه،‏ محل یک آبگیر فصلی و یا دائمی بوده است.
    کلیدواژگان: آبراه، تختگاه تخت جمشید، شواهد باستان شناختی، محدوده جنوبی
|
  • N. Faizi, H. Vahdatinasab Page 1
    The year 1960 in science and technology involved some significant events. These events have led to the use of Interdisciplinary and Applied Sciences such as anthropology, mathematics and geometry as its branches in archeology. Mathematics is the key tools for the classification, arrangement and analysis of archaeological data. Symmetry is one of the most important branches of algebra in mathematics as well as one of the main factors of creation that it is an increasingly important factor in the world order. The fact that symmetry is classified by means of mathematics in one, two and three dimension ,While it as biological and cognitive characteristics of human societies has left a significant footprint and has influence not only in mating and reproductive behavior but used in determining the Cognitive and technological capacity of hominines. It appears that both the brain and body have symmetric structures. It is proven that the human brain sensitive to symmetry in an area called the medial occipital gyrus (MOG). This area contains neurons that react to symmetry. On the other hand it has been argued that physically, modern humans have mirror symmetry. This type of symmetry has a significant effect upon mating ability, reproductive success and disease resistance and so we can say “Natural Selection” emphasis symmetry as a factor for survival or non-survival. Thus, it will help researcher become a better analyst not only in engineering but also in the study of human sciences such as anthropology and archeology. Nevertheless, symmetry is an evolutionary phenomenon in terms of both physically and cognitive. Accordingly, it is a good indicator to understand Cognitive and behavioral capacities hominids. The first symmetrical tools are Acheulean handaxes that more than 1.5 million year old. These tools have been used by various human species. A geometrical analysis of handaxes morphology shows that deviation of symmetry is decreased over time. The reason for this is hominid brain evolution and its key role in the perception and Implementation of three-dimensional symmetry. Two-dimensional symmetry arose after the emergence of Homo sapiens. The fact that modern human is the creator of two-dimensional symmetry (Cave painting, pottery panting…) due to the development in spatial cognition. This type of symmetry is called border or all-over patterns depending on a motif repeated in one or two direction by the use of one or more geometrical actions (Translation, Rotation, Reflection and Grid reflection). This cognitive feature has long life in the world and the last two decades have seen a growing trend towards geometric symmetry in tiling, textile and pottery … to the understanding culture and the relationships between “cultures” and “populations”. The reason for this is that Symmetry between cultures, societies and generations is unconsciously transmitted. Thus symmetries have emerged as powerful platforms for understanding the similarities and cultural differences between Communities. The writers believe that symmetry for culture as the genes humans inherit from their parents just as the traits such as height and diseases can be inherited; Cultural characteristics through symmetry can be transmitted to the next generation. But despite the importance, up to now, far too little attention has been paid to symmetry in archaeology of Iran and the nature of it remains unclear. This paper attempts to show that the symmetry is important in anthropological and archeological studies, and it is essential that archeologist attempts to create a place for symmetry in cultural and cross-cultural studies in archaeology of Iran. In addition, this paper introduces the isometrics or symmetry motions and variety of symmetrical patterns for Iranian archeologist.
    Keywords: Two, dimensional Patterns, Culture, Three, dimensional Patterns, Symmetry, Cognition
  • S. M. Mousavi Kohpar, S. Khorashadi, J. Naistani, S. R. Mousavi Haji Page 13
    Relation between Iranian and Greek Societies dates to the times earlier than Hellenistic periods of Iran. Regarding this, artistic transactions have long history between two civilizations. Since, Parthians inherited Seleucids’ territories, their artistic creativity was affected by Greek territories; and as Sassanid were Parthians’ successors, Hellenism can be traced in their manifestations. However, it is disseminated that Sassanid art is uprising of oriental traditions, but Greek elements penetration should not be ignored. Demarcations on evolutional process of Sassanid art express that the art of 3rd AD century is derivative of clearly. Sassanid reliefs are reliable witness for Hellenistic traditions continuity after Hellenism era including Greek depicting tradition such as gods’ personification, Hercules image, Nike goddess picture, nimbus, realism, Plasticity, Perspective, equal statics that can be seen among different artistic phases of the period. However, no exact demarcation can be offered about accepting or rejecting Greek elements; and when Late Sassanid art is referred as “rejecting alien elements” phase, Nike depiction is seen at Taq-i-Bostan, Kirmanshah. By the way, derivative elements reduced to aesthetic aspects and in other definitions faded to current society believs.
    Relation between Iranian and Greek Societies dates to the times earlier than Hellenistic periods of Iran. Regarding this, artistic transactions have long history between two civilizations. Since, Parthians inherited Seleucids’ territories, their artistic creativity was affected by Greek territories; and as Sassanid were Parthians’ successors, Hellenism can be traced in their manifestations. However, it is disseminated that Sassanid art is uprising of oriental traditions, but Greek elements penetration should not be ignored. Demarcations on evolutional process of Sassanid art express that the art of 3rd AD century is derivative of clearly.
    Keywords: Rock reliefs., Art, Hellenistic, Sassanid, Greek element
  • R. Mehr Afarin, S. R. Mousavi Haji Page 29
    Sistan with an area of over 8500 k.m. in the east of Iran and having 22 geographical domains is one of the most important archaeological regions in Iran. So that, about 1662 archaeological sites were identified on it during the archaeological field surveys. Gerdi domain with an area of 664 k. m in the south of Sistan having 485 archaeological sites is the most numerous archaeological domain in Sistan. It is located in the south of Sistan and in the region by no inhabitants and quite desert. Indeed, Gerdi domain is a part of desert of Iran.
    The results of archaeological surveys that performed in this domain are as follows: 337 archaeological sites belong to the Iron Age; 202 sites to the historical period and 97 sites to the Islamic era. It should be notes that some of the archaeological sites have two or three different settlement periods as like as prehistory, historical period or Islamic era.
    Sistan with an area of over 8500 k.m. in the east of Iran and having 22 geographical domains is one of the most important archaeological regions in Iran. So that, about 1662 archaeological sites were identified on it during the archaeological field surveys. Gerdi domain with an area of 664 k. m in the south of Sistan having 485 archaeological sites is the most numerous archaeological domain in Sistan. It is located in the south of Sistan and in the region by no inhabitants and quite desert. Indeed, Gerdi domain is a part of desert of Iran.
    Keywords: Historical period, Iron Age, Gerdi domain, Sistan, Archaeological Survey, Islamic era
  • R. Mehr Afarin, S. R. Mousavi Haji Page 39
    Mazandaran is one of the most important region of the northern lands of Iran that is surrounded between northern slopes of central Alborz Mountains and southern seashore of Caspian see. The earliest presence of humankind in this region returns to Late Paleolithic and Mesolithic. There are many evidences which show the importance and oldness of artifacts in Mazandaran. Archaeological excavations in two caves near Behshahr, Hotu and Kamarband, have estimated the precedence of ceramic around 8000 years ago.
    Archaeological data demonstrates that there always have been an affinity relation between artifacts and spiritual and moral cognitions during the culture history of Iran. Runic concepts and symbolic indications have ever been an effective and charming manner in transition of mental, ritual and religious elements in Iranian arts. The same as other regions of Iran we can see this tradition in Mazandaran.
    Many artifacts and objects have been discovered in ancient sites of Mazandaran. There are a lot of motives on some of them by which we can recognize the thoughts and believes of their manufacturers. Potteries and some of other movable object such as metal works contain ideological motives and indications and symbolic meanings.
    On the other hand, nowadays there are various native arts in different areas of Mazandaran especially in villages. Artifacts such as woven, textile, engraving and pottery have decorated with primitive and symbolic motives. One of the most important matters in archaeology is the formation of designs and patterns and their evolution and changes which cause the understanding of some economic, social and ideological aspects of the past societies. One of the main goals of this investigation is the comparative study about prehistoric, historical and native geometric motives which have used on artifacts in the region. We have identified and classified these designs. Then, the reformation process of these motives were studied and finally, we have tried to recognize their meanings if it was possible. The investigation has been managed documentary and field work methodologically.
    The mentioned motives were divided into geometric, vegetative, animal, human and symbolic types. In the present paper we are going to describe and analysis the geometric ones. We are facing with little material because of the lack of archaeological excavations in Mazandaran province. However, the geometric patterns are numerous and various. Some of them have continued during the periods; some others have changed and evolutioned and the others have disappeared. Environment, religion, domestic culture and folklore were the most important factors for the formation and continuity of these geometric designs.
    This subject hasn’t already investigated all-inclusive. Study of these motives during the mentioned periods has caused the identity and discovery of their originality and their native identification. We have gathered our data by the study of reports and documents. Besides, we have done a field work which contains sampling, photographing, visiting of museums, archaeological sites and far-reaching villages, and interviewing with native-born artificers and informed investigators.
    1. This paper was extracted from a research under the title of “The Comparative Study of the Symbolic Motives of the Prehistoric, Historic and Native Arts of Mazandaran” which was Authorized by Research and Technology Deputy, University of Mazandaran and directed by Dr. Rahmat Abbasnejad Seresti (Operator) and Moeinehsadat Hejazi (Cooperator) in April 2014.
    Keywords: Artifacts, Historical Periods., Mazandaran, Geometric Motives, Prehistoric
  • A. Motarjem, A. Heydari Page 51
    In the late fourth millennium B.C. (ca. 3250-3000 B.C.), a culture spread throughout Caucasus and Urmia Lake basin which has been called Transcaucasia or Kura Aras Culture. These people which archaeologists believe originate from Southern Caucasus, were developed not only in the area of animal husbandry and agriculture but also in the field of art and technology. The works remained from this period suggests the level of creativity, innovation, scientific knowledge and artistic skills of the people in that era. Among these skills earthenware making can be mentioned. One of the distinct features of earthenware in this period is blackish-gray or glossy black color which is handmade and contains mineral ingredients and has been carefully polished. In this period, artists preferred symbolic art to descriptive art and also animal figures to human, plant, etc. figures. Evidently, by examining the few remains of these works, remarkable characteristics and features of the social condition and even livelihood of these people can be discovered. In this regard, ten remarkable samples of earthenware from this culture were selected from Yanik Tepe Site and their decorative features as well as the use of patterns and their designs were studied and analyzed; although an accurate interpretation of these motifs can never be provided. Based on the findings of this research, in using the designs, the potter has considered a particular variety in the patterns and designs. Here, few dishes include decorative designs and the patterns on them are inspired by nature which reflects a kind of realism and association with the life and environment of the artists.
    Keywords: chalcolithic pottery, Porosity, Bijar, social Complexity, Teppe Gheshlagh, proficiency
  • A. Khosrowzadeh, M. Sarikhani, Z. Nikooei Page 61
    Persepolis annual rainfalls, sometimes had caused storing huge quantity of water in underground waterways and eventually damaging the waterways and palaces. The main aim of the excavation along the Persepolis canals outlet, (started from April 30, 2012 and continued for 112 days until August 20, 2012) was to open an urgent way ,among the mass of deposited soils of Persepolis previous excavations in south of the terrace, to led the stored water of annual rainfall in the underground canals, out of the PlatformFor the purpose of Excavation, a north - south trench (Started from outlet of the canals to the south where the soils of previous excavation was finished) with about 100 meters and with 4 meters width was designed. It was necessary to finish the operation in just one season of work, before that the annual rainfall of the region get started. With achieving to the main aim of the excavation in the end also a series of interesting findings, including new details on the Persepolis terrace wall and some waterways in the trench was detected.
    Though, given the relatively similar levels of identified waterways with other Achaemenid structures in south area of the terrace and also due to the other discovered evidence, they can be dated to the Achaemenid era, it is difficult to understand their function and organization in south area of the terrace. Generally, discovered waterways can be considered as a part of Achaemenid structures system surrounding the Persepolis Platform. Nonetheless, it’s possible to say that Revealed evidence including direction of discovered canals and specially cut off waterways of No 2 and 3, perhaps indicating existence of a pond in south area of the terrace.
    Keywords: Sassanian, Miankoh, Pottery, Environmental factors, Nomadism
  • H. R. Ghorbani, L. Zanganeh Page 75
    In the late fourth millennium BC (approximately 3250-3000), a culture spreads throughout Caucasus and Urmia Lake basin which is referred to as old Transcaucasia or Kura-Araxes culture. Its remains have been found in the three Transcaucasia republics, North West of the Iranian plateau, Eastern Anatolia, Kangavar Valley and Central Zagros. Its bio-geography is very diverse; forested areas with different plant species in the mountains of the Caucasus, the Armenian highlands and plains of Urmia as well as diversity in the settlements is indicative of their adaptation to various environmental conditions. In addition to animal husbandry and agriculture, these people were advanced in the field of art and technology. The works remained from this period indicate creativity, innovation, science and art of the people in those days, because great care has been taken in their structure and design. Pottery is one of these arts. Pottery is one of the handicrafts of this period and the pottery works remained from this period have great artistic value. One of the main characteristics of this period is the blackish dark grey or shiny black color. Their pottery are handmade and include a combination of minerals. Their middle parts have been carefully polished and decorated with carving and geometric motifs. These pottery pieces are baked and are mostly conical or in the form of glasses with two handles or large pitchers with two handles on the sides. Their forms are very similar, which indicates a kind of cultural unity and relationship between various regions during this period. During this period, artists preferred symbolic art to descriptive art and animal motifs to human or plant motifs. They used these motifs to narrate a specific subject matter from their everyday life and depicted all ethical and artistic issues by using motifs on their pottery. Obviously, by inspecting few works remained from this period, distinctive characteristics of the social and life conditions of these people can be discovered. Since in the beginning pottery pieces had a simple form and later potters used complicated forms and because only few samples are left and no comprehensive study has been conducted yet on the pottery industry during this period and especially the motifs and patterns used for the pottery pieces, the necessity of conducting further research in this area is felt. Therefore, this study seeks to investigate and analyze the visual and decorative motifs of the pottery pieces of this period found in the studied site (Yanik Tepe). In this regard, ten distinctive samples of pottery pieces belonging to this culture were selected from Yanik Tepe site and their decorative characteristics as well as their motifs and designs were studied. In the motifs on the pottery pieces, the potters have mostly used geometrical patterns and have avoided using other motifs. 28% of the motifs used on the pottery pieces are geometrical. There are approximately six visual elements on each pottery piece. The middle part which is painted comprises approximately 39% of the sample pottery pieces. Since human and animal motifs consist of specific patterns, the potter has taken sufficient care in using them and has only used them to refer to a specific subject or motif. In other words, here, motifs are a means for describing the surrounding environment. Although no accurate interpretation of these motifs can be provided, based on the findings of the present research, the potter has used a specific variety of motifs and patterns. Here, fewer dishes are decorated and their motifs are inspired by the surrounding nature, which reflects a kind of realism and relationship with life and the environment.
    Keywords: Yanik Tepe, Pottery, Kura, Araxes Cultures, Animal Figures, Geometric Figures
  • A. Asadi Page 87
    Persepolis annual rainfalls, sometimes had caused storing huge quantity of water in underground waterways and eventually damaging the waterways and palaces. The main aim of the excavation along the Persepolis canals outlet, (started from April 30, 2012 and continued for 112 days until August 20, 2012) was to open an urgent way ,among the mass of deposited soils of Persepolis previous excavations in south of the terrace, to led the stored water of annual rainfall in the underground canals, out of the Platform For the purpose of Excavation, a north - south trench (Started from outlet of the canals to the south where the soils of previous excavation was finished) with about 100 meters and with 4 meters width was designed. It was necessary to finish the operation in just one season of work, before that the annual rainfall of the region get started. With achieving to the main aim of the excavation in the end also a series of interesting findings, including new details on the Persepolis terrace wall and some waterways in the trench was detected. Starting from the north of the trench, with the removal of the upper layers of debris in the surrounding of the outlet, some new details of the terrace wall identified. The main discovery was to see the unfinished carving of the mountain rocks beyond of the terrace wall in both sides of the outlet. Here to guide the water stream of the canals, a path carved in the natural rock, which extends approximately 9 meters to the south was created. It was also detected that the south east corner of the terrace wall is finished exactly above the outlet. Further to the south in continuation of the rock carved path, a waterway with width between 60 to 75 cm and built by large and medium uncarved stones was uncovered. The waterway stretched 23 to the south where with getting close to the western bulk of the trench, its continuing was not clear. Although it seemed further evidence indicating waterways continue towards the southwest, however, there was also the possibility that original canal was not no longer stretches at all. At a distance of approximately 35 to 40 meters south of the outlet, evidence of two separate waterway (waterways 2 and 3 on the map), made up of large (waterway 2) and small stones (waterway 3) were identified .while unlike the first waterway (No.1), direction of these waterways was from East to West, stretches of both of them to the east have finalized or destroyed at once in the trench area. With continuing exploring, remains of another waterway (No. 4) was revealed in the southern half of the trench at a distance of 55 meters from the walls of the terrace. Identified approximately with southeast to northwest direction, recent waterway was made and partly covered with big carved block stones. Though, given the relatively similar levels of identified waterways with other Achaemenid structures in south area of the terrace and also due to the other discovered evidence, they can be dated to the Achaemenid era, it is difficult to understand their function and organization in south area of the terrace. Generally, discovered waterways can be considered as a part of Achaemenid structures system surrounding the Persepolis Platform. Nonetheless, it’s possible to say that Revealed evidence including direction of discovered canals and specially cut off waterways of No 2 and 3, perhaps indicating existence of a pond in south area of the terrace.
    Keywords: Archaeological evidence, Persepolis, Southern area, canals