فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/03/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نوید توسلی، حامد صمدی *، علی نعمتی صفحات 1-14
    از نقاط ضعف پیل های سوختی اکسید جامد (SOFC) دمای بالای فعال سازی هدایت یونی در الکترولیت آن ها است. یکی از روش هایی که به منظور کاهش این دما مورد توجه محققان قرار گرفته است، بهره گیری از دوپ هم زمان دو عنصر در اکسید سریم(سریا) و نیز اختلاط آن با یک نوع از نمک های فلزی مانند کربنات ها است. در تحقیق حاضر، با دوپ دو عنصر (کلسیم و ساماریم) در اکسید سریم، ابتدا پودر Ca0.05Sm0.2Ce0.75O1.9 (CSDC 5) با روش احتراق نیترات - سیترات سنتز گردید. سپس از روش پراش اشعه ایکس (XRD) برای آنالیز فازی و تعیین اندازه بلورک ها و جهت بررسی مورفولوژی نمونه های سنتز شده پودری و زینتر شده از میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی (FE-SEM) بهره گرفته شد. الگوهای XRD نشان از تشکیل محلول جامد سریای دوپ شده با ساماریم و کلسیم دارد. طبق نتایج حاصل از الگوی پراش اشعه ایکس در جهت (111) اندازه بلورک ها nm 19 بدست آمد. تصاویر FE-SEM نشان داد که نانوذرات CSDC 5 کروی شکل بوده و اندازه ای در حدود nm 20 داشتند. اندازه گیری هدایت یونی تمامی نمونه ها به روش طیف سنجی امپدانس الکتروشیمیایی (EIS) در بازه دمایی °C 650 – 250 انجام گرفت. نتایج این آزمون مشخص کرد که Ca0.05Sm0.2Ce0.75O1.9-δ از هدایت یونی برابر با S.cm-1 015/0 در دمای °C 650 برخوردار بوده است. با ترکیب نانو پودر CSDC 5 با کربنات های لیتیم و سدیم نانوکامپوزیت CSDC 5 – (Li،Na)2CO3 (CSDC5 – LN) سنتز و الکترولیت آن ساخته شد. الگوی XRD مربوط به نمونه کامپوزیت مشابه الگوی مربوط به سریا و CSDC 5 بوده که احتمال آمورف بودن فاز کربنات را مطرح کرد. داده های آنالیزهای جرم سنجی حرارتی و حرارتی تفرقی (TG/DTA) بیان داشت که فاز کربنات تا دمای تقریبی °C 730 پایدار بوده و تجزیه نشده است. تصاویر حاصل از FE-SEM مشخص نمود که نانوذرات CSDC 5 با فاز کربنات احاطه شده اند. همچنین نمونه کامپوزیت زینتر شده دارای تخلخل و تراکم نسبی بوده است. نتایج آزمون امپدانس نمونه CSDC 5 – LN مشخص ساخت که در بالای دمای °C 500 ، هدایت یونی نمونه کامپوزیت (°C 650 @ S.cm-1 073/0) با اختلاف فاحش 5 برابری بیشتر از هدایت یونی نمونه CSDC 5 بود. این امر بیانگر اثر مثبت بهره گیری از فاز کربنات به علت دارا بودن هدایت یونی Na+ ، Li+ و CO_3^(2-) در محدوده دمایی گفته شده بوده و آن را به عنوان یکی از کاندیداهای الکترولیت پیل سوختی اکسید جامد دما پایین (LT-SOFC) مطرح می نماید.
    کلیدواژگان: SOFC، الکترولیت، نانوکامپوزیت، سریای دوپ شده
  • دنیز مطمئن، عباس کیان وش * صفحات 15-22
    در این پژوهش نخست نانو ذرات (LSMO) La0/8Sr0/2MnO3 به روش سل ژل سنتز شدند. سپس درصد جذب امواج میکروویو رنگ های جاذب شامل نسبت های مختلف پرکننده های آهن کربونیل –LSMO بصورت 80-0، 79-1، 77-3، 74-6، 72-8 و 20% وزنی چسب پلی استر و سخت کننده در گستره فرکانسی 8 –GHz 12 مورد بررسی قرار گرفت. مواد کامپوزیتی با ضخامت های مختلف 7/0، 9/0 و mm1/1 به صورت رنگ بر روی یک زیر لایه آلومینیومی به ابعاد استاندارد (mm3 8/0× 1/10× 8/22) اعمال گردید. آنالیز فازی و اندازه بلورک ها، مورفولوژی پودرها و میزان جذب امواج الکترومغناطیس رنگ های کامپوزیتی حاصل از آنها بترتیب توسط الگوی پراش اشعه X (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM) و آنالیزگر شبکه ی برداری (VNA) تعیین گردید. رنگ کامپوزیتی آهن کربونیل –LSMO با نسبت 74-6 در ضخامت mm9/0 دارای یک اتلاف انعکاس تشدید برابر dB 89/10- در فرکانس GHz 55/11 و بالای 60% جذب در کل پهنای باند 9/8- GHz 12 بود. با افزایش ضخامت پوشش از 7/0 تا mm 1/1، خواص جذب رنگ بهبود یافت. بنابراین، رنگ کامپوزیتی آهن کربونیل –LSMO به عنوان یک ماده ی جاذب بسیار مناسب در باند X شناسایی شد
    کلیدواژگان: آهن کربونیل، LSMO، سل ژل، خاصیت جذب امواج میکروویو، رنگ کامپوزیتی
  • مریم مولایی، آرش فتاح الحسینی، سید امید گشتی * صفحات 23-34
    در این مقاله اثر تغییر غلظت نمک فسفات سدیم در محلول مورد استفاده جهت فرآیند پوشش دهی اکسیداسیون الکترولیتی پلاسمایی بر رفتار الکتروشیمیایی و ریزساختار پوشش های تشکیل شده روی زیرلایه آلومینیم 2024 مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور ارزیابی رفتار خوردگی، نمونه ها در محلول نمک کلرید سدیم 5/3 درصد وزنی قرار داده شده و آزمون های پلاریزاسیون پتانسیودینامیک و طیف سنجی امپدانس الکتروشیمیایی انجام شدند. ریزساختار ترکیبات سرامیکی تشکیل شده توسط پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی روبشی بررسی شد. با توجه به نتایج حاصل از آزمون خوردگی می توان دریافت که افزایش غلظت فسفات سدیم باعث تضعیف رفتار خوردگی پوشش می-شود. هم چنین طیف پراش پرتو ایکس نشان دهنده تشکیل ترکیبات سرامیکی اکسیدی بوده و از تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی می توان نتیجه گرفت که افزایش غلظت فسفات سدیم در الکترولیت، منجر به بزرگ و بیش تر شدن حفرات سطحی و کاهش ضخامت و کیفیت پوشش می شود.
    کلیدواژگان: آلیاژ آلومینیم 2024، اکسیداسیون الکترولیتی پلاسمایی، مقاومت به خوردگی، امپدانس الکتروشیمیایی
  • آرزو افضلی، وحید متقی طلب *، سید سلمان سیذافقهی، مجتبی جعفریان صفحات 35-44
    در این پژوهش اثر سورفکتانت های پلی اتیلن گلیکول و پلی متیل متااکریلات بر خواص فیزیکی و جذب راداری هگزافریت باریم تهیه شده به روش سل-ژل احتراقی بررسی شد. به منظور بررسی های فازی، موفولوژی و خواص مغناطیسی محصول نهایی به ترتیب از آنالیز پراش اشعه ایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و مغناطیس سنج نمونه مرتعش (VSM) استفاده شد. همچنین پارامترهای الکترومغناطیسی نمونه های سنتز شده با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل شبکه بردار (VNA) در محدوده راداری باند X و Ku مورد ارزیابی قرار گرفت. طبق نتایج حضور پلی اتیلن گلیکول به عنوان سورفکتانت در میزان خلوص فاز نهایی تاثیر بسزایی داشت. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی نشان دهنده ذراتی با مورفولوژی هگزاگونال برای تمامی نمونه های تهیه شده بود. طبق بررسی های مغناطیسی بیشترین مقدار مغناطش اشباع (emu/g 56) و نیروی وادارندگی (Oe5240) برای نمونه سنتز شده با استفاده از 1 گرم پلی اتیلن گلیکون حاصل شد. نمونه پلی اتیلن گلیکول در باند X در فرکانس های 6/10 و GHz 5/11 بیشترین میزان تلفات انعکاس برابر dB 5/1- و dB 8/1- می باشد که پهنای جذبی پلی اتیلن گلیکول نسبت به دو نمونه دیگر مناسب تر بوده است و در باند Ku بیشترین میزان جذب مربوط به نمونه پلی متیل متااکریلات می باشد که در فرکانس GHz 1/17 به میزان dB 2/2- جذب داشته است. بنابراین نتایج جذب حاکی از افزایش پهنای باند جذبی در صورت استفاده از هر دو سورفکتانت در باندهای X و Ku بوده است.
    کلیدواژگان: هگزافریت باریم، سل، ژل احتراقی، پلی اتیلن گلیکول، پلی متیل متااکریلات
  • ابوالفضل گروئی * صفحات 47-56
    گرایش روزافزون به تولید کاشی های بزرگ تر، نیروی محرکه شرکت های پیشتاز صنعتی جهت توسعه فناوری های صنعت کاشی برای برآوردن نیازها و سلیقه های مصرف کنندگان، معماران و مهندسان ساختمان بوده است. جدای از مسائل فناورانه تولید کاشی (پرس کردن، جابجائی کاشی خام و خشک، اعمال انگوب، لعاب و چاپ های مختلف، پخت، عملیات سطحی، درجه بندی و بسته بندی)، مشکلات ناشی از بزرگ شدن ابعاد، بیش از هر چیز بر استحکام کاشی در حالت های خام، خشک و پخت اثر می گذارد. بنابراین، طراحی فرمولاسیون های بدنه های کاشی با استحکام های خام، خشک و پخت کافی که بتوانند تمام مراحل تولید از پرس تا بسته بندی را به سلامت طی کنند، بسیار مهم است. از طرف دیگر، نمونه برداری های منظم از خط تولید برای اطمینان از صحت فرایند، از جمله اندازه گیری استحکام پخت کاشی ها ضروری است. شکستن کاشی cm2 20×20 هزینه زیادی ندارد اما انجام همین آزمون برای کاشی هائی با ابعاد (برای مثال) m2 60/1×20/3 به منزله از دست رفتن سطحی بزرگ از محصولی با ارزش اقتصادی بالاست. اهمیت به کارگیری روش های غیرمخرب در این آزمون آن است که بدون از دست دادن محصول، ارزیابی اطمینان بخشی از استحکام پخت بدنه های کاشی تولید شده صورت می پذیرد. در این پژوهش، روشی غیرمخرب و مبتنی بر توزیع آماری وایبول برای ارزیابی استحکام خمشی پخت بدنه های کاشی سرامیکی بدون لعاب معرفی شده است که افت استحکام خمشی کاشی های تست شده با این روش قابل چشم پوشی است و بنابراین، کاشی های بررسی شده را مجددا می توان جهت درجه بندی و بسته بندی به فرایند تولید بازگرداند.
    کلیدواژگان: آزمون غیرمخرب، استحکام خمشی پخت، تابع توزیع آماری وایبول، قابلیت اطمینان، بدنه کاشی سرامیکی
  • جعفر باصری، رحیم نقی زاده *، حمیدرضا رضایی، فرهاد گلستانی فرد صفحات 61-68
    هدف این پژوهش مقایسه روش های احیای کامپوزیت آلومینا-کبالت از اسپینل آلومینات کبالت از نظر خواص مورد نظر بود. برای دستیابی به هدف فوق، احیاء اسپینل با سه روش بستر کربنی، احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم (آلومینوترمیک) و احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر مورد بررسی قرار گرفت. مقایسه نتایج نشان داد که احیاء اسپینل از روش بستر کربنی فرآیندی زمان بر بود که در نهایت با رشد دانه افراطی فاز فلزی رو به رو می شود. نمونه های پودری حاوی آلومینا و اسپینل احیاء شده به کبالت و آلومینا با روش آلومینوترمیک به همراه نمونه پودری حاوی آلومینا، اسپینل و فلز آلومینیوم با روش پلاسمای جرقه ای با فشار MPa 30 در دمای oC 1400 به مدت ده دقیقه زینتر شدند و سپس تحت بررسی های ریزساختار، فازی و خواص مکانیکی قرار گرفتند. چگالی نمونه احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم بعد از زینتر به حدود 87% چگالی تئوری خود رسید در حالی که چگالی نمونه احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر به حدود 95% چگالی تئوری خود رسید. استحکام خمشی نمونه ی احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم و احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر به ترتیب حدود MPa 227 و MPa 354 شد. سختی نمونه ی احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم و احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر به ترتیب حدود GPa 8/9 و GPa 4/11، چقرمگی شکست نمونه ی احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم و احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر به ترتیب به حدود MPa.m1/2 2/7 و MPa.m1/2 1/9 رسید. بر این اساس مقایسه دو روش، احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم و احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر نشان داد. احیاء واکنشی با پودر آلومینیوم حین زینتر می تواند گزینه مناسب تری برای احیاء باشد زیرا بدون هیچ گونه عملیات حرارتی اضافه قبل از زینتر، منجر به ریزساختاری ریزتری می شود. همچنین اتصالات سرامیک-فلز بهبود می یابد که منجر به بهبود خواص مکانیکی می گردد.
    کلیدواژگان: اسپینل آلومینات کبالت، زینتر پلاسمای حرارتی، احیای کربنی، احیای آلومینوترمیک، کامپوزیت
  • مهندس مریم صفیاری *، دکتر حسین سرپولکی، مهندس حسین قصاعی، مهندس احسان رزم صفحات 73-78
    قطعات سیلیس ذوبی با روش ریخته گری ژلی آماده شده و زینتر آن ها در دماهای 1200، 1250، 1275، 1300 و °C 1350 و زمان های 1، 2، 3، 4 و 5 ساعت مورد بررسی قرار گرفت و بدین ترتیب تاثیر هم زمان دما و زمان بر رفتار تبلور و ریزساختار این قطعات مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد برای زینتر ناشی از سیلان ناروان قطعات دما باید بالاتر از °C 1200 باشد و برای اجتناب از تشکیل فاز بلورین، زینتر این قطعات باید در دمایی کمتر از °C 1300 صورت گیرد. بهترین شرایط برای زینتر این قطعات در دمای و °C 1250 و به مدت 5 ساعت به دست آمد که در این دما دانسیته، تخلخل و جذب آب قطعات به ترتیب برابر 1.95 گرم بر سانتی متر مکعب، 10.47%و 5.83% است.
    کلیدواژگان: سیلیس ذوبی، ریخته گری ژلی، تبلور، کریستوبالیت
|
  • H. Samadi *, N. Tavasoli, A. Nemati Pages 1-14
    One of drawbacks of solid oxide fuel cells (SOFCs) is high temperature ionic conductivity of their electrolytes. Several researches have been done to find a solution to overcome the problem. One method is to incorporate co-doped cerium oxide (Ceria) with metal salts such as carbonates. In the present work, nanopowders of calcium and samarium co-doped cerium oxide of Ca0.05Sm0.2-xCe0.75O1.9-δ (CSDC 5) were prepared using citrate-nitrate auto combustion method. Phases and crystallite size of the sample were determined by X-ray diffraction (XRD). Field emission scanning electron microscope (FE-SEM) was used for morphological studies. The XRD pattern showed that a single-phase solid solution of calcium and samarium co-doped ceria was obtained. The crystallite size of the particles was 19 nm in diameter as calculated from data obtained through XRD result of (111) peak. FE-SEM images depicted that synthesized CSDC 5 powders were sphere-like and approximately 20 nm in size. Also, it was shown that the sintered CSDC 5 had a dense microstructure. The ionic conductivities of all samples were determined by AC impedance spectroscopy (EIS) in temperature range of 250 – 650ºC. EIS results demonstrated that Ca0.05Sm0.2Ce0.75O1.9- had total conductivity of 0.015 S.cm-1 at 650 ºC. CSDC 5 – (Li,Na)2CO3 (CSDC 5 – LN) nanocomposite electrolyte was synthesized by mixing the lithium and sodium carbonates with CSDC 5 nanopowders. XRD pattern of the composite sample was similar to the patterns of ceria and CSDC 5 which indicates that the carbonate phase was probably amorphous. TG/DTA thermal analysis results demonstrated that the carbonate phase was remained and undecomposed up to temperature of 730ºC. FE-SEM images of the composite powders depicted that CSDC 5 powders were covered by carbonate phase. In addition, the sintered composite showed a porous microstructure using FE-SEM. EIS data proved that above the temperature of 500ºC, total ionic conductivity of CSDC 5 – LN was 0.073 S.cm-1 which was nearly 5 times higher than that of CSDC 5. This implied that using carbonate phase would increase the total ionic conductivity due to multiple ions of Na, Li, and CO2-3 would be involved in ionic conduction at the mentioned temperature range. This makes it a serious candidate as electrolyte material for low temperature solid oxide fuel cell (LT-SOFC).
    Keywords: SOFC, Electrolyte, Nanocomposite, Doped ceria
  • D. Motmaen, A. Kiyanvash* Pages 15-22
    In the present research the nano- sized La0.8Sr0.2MnO3 (LSMO) powder was synthesized using a simple sol-gel method. Microwave absorbing materials consisting of 80wt% carbonyl iron (CI) particles and LSMO with different proportions of CI: LSMO being 80:0, 79:1, 77:3, 74:6, and 72:8, respectively, and 20wt% molten wax are investigated in the frequency range of 8-12 GHz. The composite materials in the form of paints were applied on an aluminum substrate (22.8×10.1×0.8 mm3) with the thicknesses of 0.7, 0.9 and 1.1 mm, respectively. Phase analyses and crystallite size of the LSMO powder, morphology of particles, and the electro–magnetic (EM) absorption properties (8-12 GHz) of the paints were determined using X-ray diffraction analysis (XRD), field emission scanning electron microscopy (FE-SEM), and vector network analysis (VNA), respectively. The composite with a CI/LSMO ratio of 74:6 showed an optimal reflection loss of –10.89 dB at 11.55 GHz with a matching thickness of 0.9 mm. By increasing the thickness of coating from 0.7 to 1.1 mm, the average absorption properties were increased. Therefore, CIP/LSMO composites were characterized as super-thin electromagnetic absorbers with a wider absorption bandwidth in GHz frequency bands.
    Keywords: Carbonyl iron, LSMO, Sol, gel, Microwave absorption properties, Composite paints
  • M. Molaei, A. Fatholhoseini, O. Gashti * Pages 23-34
    In this paper, the effect of sodium phosphate salt concentration in the electrolyte on the electrochemical behavior and microstructure of plasma electrolytic oxidation coating formed on the 2024 aluminum alloy is studied. In order to evaluating the corrosion behavior, samples are immerged in 3.5 wt. % NaCl solution and then potentiodynamic polarization test and electrochemical impedance spectroscopy measurement are conducted. The microstructure of ceramic coating are investigated by X-ray diffraction (XRD) pattern and scanning electron microscopy (SEM) images. According to the results of corrosion tests can be found that increasing the concentration of sodium phosphate weaken the corrosion behavior of coating. Also, XRD pattern is shown the formation of ceramic compounds on the substrate. From SEM images can be concluded that increasing the sodium phosphate concentration in the electrolyte, leads to increasing the surface porosities and decreasing the thickness and quality of coating.
    Keywords: 2024 aluminum alloy, plasma electrolytic oxidation, corrosion resistance, electrochemical impedance spectroscopy
  • A. Afzali, V. Motaghitalab*, M. Jafariyan Pages 35-44
    In this research the effect of polyethylene glycol and Polymethyl methacrylate surfactants were investigated on physical and radar absorption properties of barium hexaferrite synthesized via Sol-gel combustion method. In order to scrutiny investigate the phase, morphology and magnetic properties of final product X-ray diffraction analysis (XRD), scanning electron microscopy (SEM) and vibrating sample magnetometer (VSM) were used respectively. Also, electromagnetic parameters of synthesized samples were evaluated by using a vector network analyzer (VNA) device in the radar bands of X and Ku. As a result, the presence of polyethylene glycol as a surfactant has strongly influenced on the final phase purity. SEM represents the hexagonal particle morphology was prepared for all samples. According to the magnetic studies the greatest amount of saturation magnetization (56emu/g) and coercivity (5240 Oe) was achieved for the sample synthesis in the presence of Polyethylene Glycol. PEG sample X band in frequencies 11.5GHz and 10.6 GHz had the highest Reflection loss -1.5 dB and -1.8 dB. The width of the absorption of polyethylene glycol was better than the other two. In Ku Band the maximum absorbance value belonged to Poly (methyl methacrylate) sample which has Reflection loss -2.2 dB in frequency 17.1 GHz. Therefore, the absorption results have shown an increase in the broadband absorption in the case of using both surfactants in X and Ku bands.
    Keywords: Barium hexaferrite, sol, gel combustion, polyethylene glycol, poly methyl methacrylate
  • Abolfazl Gerveei * Pages 47-56
    Increasingly trend towards producing the larger tiles have been driving force of leading companies to develop the tile industry's technologies in order to meet needs and different tastes of end-users, architectures and building engineers. Apart from technological difficulties (pressing, handling of green and dried tile, applying the engobe, glaze and different decors, firing, surface treatments, sorting), the problems resulting from the being greater tile affect more on strength of tiles in green, dried and fired states. Therefore, designing the tile body formulations with sufficient green, dried and fired strengths having the ability to traverse from press to packaging phases is very important. On the other hand, the consecutive sampling from production line (including measuring the bending strength) is vital to ensure the process validity. Breaking the 20×20 cm2 tile is not a costly test but taking the same test on a large tile (for example 3.20×1.60 m2) is meant that a large area of a valuable product is rejected. The importance of nondestructive procedures is that we can evaluate the fired strengths of produced tile bodies reliably, without rejecting the product. In this paper is presented a nondestructive method based on Weibull statistical distribution model for evaluating the fired three point bending strength of unglazed tiles. Drop in fired strengths of samples tested by this method is negligible and it is possible to return those in production process for sorting and packaging.
    Keywords: Nondestructive test, Fired bending strength, Weibull, Reliability, Ceramic tile body
  • J. Baseri, R. Taghizade*, Hr Rezaei, F. Golestanifard Pages 61-68
    The purpose of this research was to compare different reduction methods of alumina-cobalt composite from cobalt aluminate spinel. For this approach, the reduction of spinel with three methods of coke bed, reaction reduction with aluminum powder and reaction reduction with aluminum powder during sintering were investigated. The comparison of the results showed that the coke bed method was too time consuming which finally lead to excessive growth of the metal grains. The density of the sample which prepared from reaction reduction after sintering was 87% of theoretical density, while the density of the sample prepared from reaction reduction during sintering was 95%. The bending strengths of the reduced sample after sintering and during sintering were 227 and 354 Mpa respectively and The hardness of those samples were 7.2 and 9.1 Mpa.m1/2 respectively. With comparison of these results, it is clear that the reaction reduction during sintering method was a better way with no extra heat treatment and fines microstructure. Although this method can solve the wetting problem between metal and ceramic and leads to higher density which helps better mechanical properties.
    Keywords: Cobalt Aluminate spinel, spark plasma sintering, Carbothermic reduction, Aluminothermic reduction, composite
  • Maryam Safiari *, Dr Hossein Sarpoolaky, Hossein Ghassai, Ehsan Razm Pages 73-78
    Fused silica ceramics prepared by gel casting method. We studied the effect of temperature and time on the crystallization and microstructure of this ceramics at 1200, 1250, 1275, 1300 and 1350℃ for 1,2,3,4 and 5 hours.Results shows that to avoid the formation of crystalline phase in the bodies, these parts should be sintered at temperatures less than 1300 ° C. The best conditions for sintering this bodies is temperature at 1250 ° C for 5 hours, the density, porosity and water absorption of pieces that were obtained in this condition respectively were 1.95g/cm3, 10.47% and 5.83% .
    Keywords: fused silica, gel casting, cristalization, cristobalite