فهرست مطالب

  • پیاپی 4 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدعلی اسماعیلی صفحه 7
    درستی استنتاج در تجربیات، وابسته به اثبات سه اصل است: 1. استحاله اتفاق مطلق؛ 2. استحاله اتفاق خاص؛ 3..توجیه تعمیم. اثبات این اصول، مورد توجه مکتب های مختلف در باب استقرا قرار گرفته و طرف داران عقل گرایی ارسطویی و تجربه گرایی به ارائه تلاش هایی در این زمینه پرداخته اند. اصل اول در مکتب فلسفی ارسطو، بدیهی و پیش از تجربه است. مسئله تعمیم نیز در منطق ارسطویی با تکیه بر قاعده «لزوم تماثل نتایج در صورت تشابه حالات» توجیه می گردد. اصل دوم نیز با تکیه برقاعده «استحاله اتفاق» سامان می پذیرد. مکتب تجربه گرا به اصل اول و سوم توجه بیش تری کرده است؛ این مکتب با سه رویکرد «یقین»، «ترجیح» و «عادت ذهنی»، به حل مسئله استقرا پرداخته است. در اندیشه شهید صدر، دیدگاه ارسطویی درباره اصل دوم، سه چالش مهم دارد: یکم) عدم تعیین حدود قاعده؛ دوم) نبودن دلیل برای اثبات قاعده؛ سوم) نیاز قاعده به علم اجمالی. شهید صدر بر علم اجمالی نیز هفت اشکال وارد می کند. در اندیشه ایشان، قاعده «استحاله اتفاق» قاعده ای عقلی و پیش از تجربه نبوده، بلکه قاعده ای تجربی و برگرفته از قواعد حساب احتمالات است.
    کلیدواژگان: تجربه، استقرا، منطق ارسطویی، منطق تجربی، حساب احتمالات، شهید صدر
  • سید مهدی پورموسوی صفحه 35
    شکل چهارم قیاس حملی که به شکل جالینوسی مشهور گشته، نزد ارسطو رسمیت نداشته و به طور مستقل، از آن یاد نشده است. این رویداد، منطق دانان را واداشته تا در این باره کاوش کرده و سر کار ارسطو را بازیابند. در این میان برخی ارسطوشناسان غربی بر این باورند که معیار و ملاکی که ارسطو بر پایه آن اشکال قیاسی را شمارش کرده است، جز سه شکل به ارمغان نیاورده و شکل چهارم از اساس در آن نمی گنجد. آنها با این تحلیل، ملاک هایی به ارسطو نسبت داده اند که جز سه شکل قیاسی، بیرون نمی دهد. چرایی نپرداختن ارسطو به شکل چهارم در میان منطق دانان مسلمان نیز دنبال شده است. ایشان آن هنگام که منطق در دوران ترجمه و شرح به سر می برد، به پیروی از ارسطو، از پرداختن به شکل چهارم چشم پوشی می کردند اما این نپرداختن، نه با این توجیه بود که ملاک ارسطو، از زایش چنین شکلی ناتوان بوده است، بلکه از آن روی بود که شکل چهارم را غیرطبیعی و ناموزون دانسته و این امر را دلیل نپرداختن ارسطو ارزیابی می کردند.
    این نوشتار بر آن است تا با نقد و بررسی دیدگاه ارسطوشناسان غربی، بر همسان بودن ملاک ارسطو با دیگر منطق دانان پس از وی که به بازشناسی شکل چهارم پرداختند، پای فشارد و از سویی بر توجیه منطق دانان مسلمان برای نپرداختن ارسطو، خرده گرفته و کار آنها را در بی توجهی و واپس زدن شکل چهارم نابجا شمارد.
    کلیدواژگان: شکل چهارم قیاس حملی، ارسطو، ارغنون، ملاک حد وسط
  • مهدی خبازی کناری صفحه 49
    ارسطو به عنوان تبیین کننده مباحث منطقی، مفاهیم متعددی را در این زمینه بنیاد گذاشت که حتی تا امروز جهان اندیشه را در استیلای خود داشته است. اما این مفاهیم منطقی به واسطه نظام ساز بودن ارسطو، ریشه در مفاهیم فلسفی، هستی شناختی و معرفت شناختی او دارد. این جستار بر آن است در آغاز به این مفاهیم منطقی و ریشه های فلسفی آنها اشاره کند؛ سپس از مسیر مقایسه آن با مفاهیم منطق فازی، مفاهیم منطقی فلسفی و مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی این منطق اخیر را مورد بررسی قرار دهد. گفتنی است که این دو منطق از معرفت شناسی متفاوتی بهره می برند. معرفت شناسی ارسطویی بر اساس دیدگاهی یقینی باور و دوگانه محور، و معرفت شناسی فازی بر اساس دیدگاهی تکثرگرا و چندارزشی قوام گرفته اند. این دو منطق درک متفاوتی از ماهیت ذهن و عین و نسبت میان آنها دارند.
    کلیدواژگان: منطق ارسطویی، منطق فازی، ذهن و عین، دوگانه محوری، سیالیت، اصل امتناع تناقض
  • رحمت الله رضایی صفحه 71
    در این مقاله افزون بر ارائه تفسیر خاصی از ذات گرایی، مبانی و نتایج آن نیز در منطق سنتی روشن خواهد شد. از این رو، ارتباط ماهیت و ذات گرایی مورد توجه قرار گرفته و از رهگذر ارتباط تنگاتنگ ماهیت با تعریف، ارتباط محکم تعریف و ذات گرایی بیان شده، سپس با توجه به انواع تعریف، انواع ذات گرایی نیز بررسی شده است.
    آنگاه با توجه به این مسئله، ذات گرایی در اعراض لازم، ذاتی باب برهان، بسایط و دیگر مقوله های مشابه بررسی شده و دشواری های آن مورد بحث قرار گرفته است. سرانجام، با برشمردن مبانی و نتایج ذات گرایی، ادعا شده که نه تنها همه فیلسوفان و منطق دانان مسلمان ذات گرا نیستند، بلکه برخی از آنان، همچون پیروان حکمت متعالیه دست کم براساس مبانی مسلم خود، همه یا پاره ای از مبانی و یا نتایج این ذات گرایی را نپذیرفته و بسیار با آن مخالف اند.
    کلیدواژگان: ذاتی، عرض لازم، کلی طبیعی، تعریف، اصالت وجود، حرکت در جوهر
  • محمدرضا محمدعلیزاده صفحه 93
    خدای سبحان در قرآن کریم، رسالت پیامبر اکرم را تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه نفوس معرفی می کند. جامع همه اینها، رسالت دعوت به سوی خدا است. قرآن کریم با بیان این رسالت جامع، روش های آن، یعنی حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن را بیان کرده است. خدای سبحان شیوه های گوناگون دعوت را به رسول خدا آموخته و خود نیز در تبیین و تفهیم معارف الهی، آنها را به کار گرفته است.
    در این پژوهش، با پذیرش وجود استدلال عقلی صوری و مادی در قرآن، به بررسی الگوی صوری استدلال شرطی، در این کتاب شریف می پردازیم و با بهره گیری از آیاتی مانند آیه «کلوا من طیبات ما رزقناکم و لا تطغوا فیه فیحل علیکم غضبی‏ و من یحلل علیه غضبی‏ فقد هوی‏»(طه،81) که دربرگیرنده یک اقترانی شرطی است و آیه «لو کان فیهما آلهه إلا الله لفسدتا فسبحان الله رب العرش عما یصفون»(انبیاء، 22) که یک استثنایی اتصالی در آن به کار رفته است و آیه «قل من یرزقکم من السماوات و الارض قل الله و إنا او إیاکم لعلی‏ هدی او فی‏ ضلال مبین»(سبا، 24) که دربرگیرنده یک اتصالی انفصالی است و آیه «لو اراد الله ان یتخذ ولدا لاصطفی‏ مما یخلق ما یشاء سبحانه هو الله الواحد القهار»(زمر،4) که استدلال شرطی فلسفی یا حملی مشروط را دربرگرفته است، صورت های گوناگون استدلال شرطی را در قرآن بررسی می کنیم.
    کلیدواژگان: قرآن، قیاس شرطی، اقترانی شرطی، استثنایی اتصالی، استثنایی انفصالی
  • مرتضی مزگی نژاد، لطف الله نبوی، سید محمدعلی حجتی صفحه 117
    در رویکرد استنتاج گرایی به معناداری، معنای ثوابت منطقی (ꓥ، ،...) از طریق قواعد معرفی و حذف به دست می آید. آرتور پرایور با ارائه مثال نقض tonk، نشان می دهد لزوما صرف وجود قواعدی برای معرفی و حذف، سبب معرفی یک ثابت منطقی نمی شود. استیونسون در تایید ادعای پرایور، مثال نقض وی را مشکل کلیدی رویکرد استنتاجی به معناداری می داند. به باور وی، رویکرد مدل تئوری به معناداری با چنین مشکلی روبه رو نیست؛ زیرا در مدل تئوری، جدول ارزش مانع ورود ثوابت منطقی معیوب به سیستم منطقی می شود. در این مقاله ویژگی های جدول ارزش که این قابلیت را به آن داده بررسی می شود. نتیجه به دست آمده، گویای این مطلب است که دو ویژگی جدول ارزش منطق کلاسیک عبارت اند از دو ارزشی بودن و صدق نگه دار بودن آن؛ اما این دو ویژگی در رویکرد استنتاج گرایی نیز قابل پیاده سازی است.
    کلیدواژگان: جدول ارزش، استنتاج گرایی، مدل تئوری، مسئله tonk، اعتبار
|
  • Muhammad Ali Ismaeli Page 7
    The accuracy of inference in empirical propositions depends on three principles: 1) impossibility of absolute accident 2) impossibility of particular accident 3) justification of generalization. Different inductive schools of thought including Aristotelian rationalism and empiricism have focused on proving these principles. The first principle is a self-evident and a priori in Aristotelian philosophical school. The principle of generalization can also be justified in Aristotelian logic on the basis of the rule of "similarity of results in case of similarity of modes". The second principle can be proven by "the impossibility of accident". Empiricists have attended more to the first and second principles, justifying the problem of induction through the three approaches of certainty, preference and mental habit. According to Shahid Sadr Aristotelian opinion about the second principle is faced with three challenges: one) the limits of the rule are not specified. Two) There is no reason to prove this rule. Three) The rule is in need of an overview. Shahid Sadr levels seven objections against 'overview'. According to him, the rule of impossibility of accident is not an a priori and rational one. It is instead an empirical law that is based on the law of probability.
    Keywords: experience, induction, Aristotelian logic, empirical logic, law of probability, Shahid Sadr
  • Sayyed Mahdi Pourmuosavi Page 35
    The fourth figure of categorical syllogism known as Galen's figure was not presented by Aristotle. This has prompted logicians to launch investigations to find out why Aristotle has ignored it. Some Western Aristotelian scholars believe the standard on the basis of which Aristotle has divided syllogistic figures does not produce anything more other than the three syllogistic figures. They have attributed to Aristotle some criteria which do not result but in three syllogistic figures. The question why Aristotle has not dealt with the fourth figure has also been attended by Muslim logicians. Following Aristotle they did not deal with the fourth figure when logic was experiencing its translation and commentary phase, but they did so not because Aristotle's standard could not produce such a form but because they thought Aristotle ignored the fourth figure for according to him it was unnatural and disharmonious. This article critically assesses the opinion expressed by Western Aristotelian scholars and lays stress on the fact that Aristotle's standard is the same as that of the later logicians who treated that question of the fourth figure. It also objects to the justification put forth by Muslim logicians for not paying attention to the fourth figure.
    Keywords: fourth figure of categorical syllogism, Aristotle, Organum, standard of the middle term
  • Mahdi Khabbazi Kenari Page 49
    As the presenter of logical discussions, Aristotle has put forth numerous concepts that have dominated the world until today. Since Aristotle was a systematizer, his logical concepts have their own roots in his philosophical, ontological and epistemological concepts. This study touches on these concepts and their philosophical roots. Comparing these concepts with the concepts of fuzzy logic, it evaluates the logical, philosophical, ontological and epistemological foundations of this latter logic. It is worth saying that these two logics make use of different epistemologies. Whereas Aristotelian logic is based on a dogmatic bi-valued system, fuzzy epistemology (logic) is founded on plurality and a multi-valued system. These two logics have different understandings of the nature of mind and reality and the relation between the two.
    Keywords: Aristotelian logic, Fuzzy logic, mind, reality, bi-value, fluency, principle of non-contradiction
  • Rahmatullah Rezaei Page 71
    The present study gives a particular account of essentialism and sheds light on its foundations and consequences in classical logic. It pays heed to the relationship between essence and essentialism, explaining hereby the close relation between essence and definition and the intimate relation between definition and essentialism. Given (various) kinds of definition it assesses (various) kinds of essentialism plus with essentialism in indispensable accidents, the essential in demonstration, simple (entities) etc. discussing their complicated dimensions. After enumerating the foundations and consequences of essentialism, it claims that not every Muslim philosopher and logician is an essentialist; instead some of the Muslim philosophers such as the followers of transcendental theosophy are (based on their own indisputable principles) strongly opposed to all or some of the foundations or consequences of essentialism.
    Keywords: essential, indispensible accident, natural universal, definition, priority of existence, substantial movement
  • Muhammad Reza Muhammadalizadeh Page 93
    According to the Holy Quran, the Holy Prophet (PBUH) was sent in order to recite divine verses, teach divine book and theosophy and to purify souls. The phrase that includes all these is 'the mission to invite people towards Allah' using certain methodologies including theosophy, good sermon, and the best form of dialectic. Allah, the sublime taught different methods of invitation to his Prophet and He himself applied these methods in order to explain His teachings. Taking the existence of intellectual reasoning – formal and material – in the Holy Quran for granted, this article studies the formal model conditional syllogism in this noble book. The verse "Eat of the good things We have given you for sustenance, and be not inordinate with respect to them, lest My wrath should be due to you And to whomsoever My wrath is due, he shall perish indeed (TÁHÁ/81)" contains a conjunctive conditional syllogism whereas the verse "f there had been in them) heavens and earth (any gods except Allah, they would both have certainly been in a state of disorder Therefore glory be to Allah, the Lord of the Dominion, above what they attribute (to Him) (Al-AnbiyÁa/22)" is an exceptive conjunctive syllogism. Whilst the verse "Say: Who gives you sustenance from the heaven and the earth? Or Who controls the hearing and the sight? and Who brings forth the living from the dead, and brings forth the dead from the living? and Who regulates the affairs? Then they will say: Allah Say then Will you not then guard) against evil (?) (saba/24)" is a exceptive disjunctive syllogism the verse "If Allah desire to take a son to Himself, He will surely choose those He pleases from what He has created Glory be to Him He is Allah, the One, the Subduer) of all (Az-Zumar/4)" is a philosophical conditional syllogism or a conditional categorical predication. This article studies various forms of conditional reasoning in the Holy Quran.
    Keywords: Quran, conditional syllogism, conditional conjunctive syllogism, exceptive conjunctive syllogism, exceptive disjunctive syllogism
  • Murtaza Mazaginijad, Lutfullah Nabavi, Sayyed Muhammad Ali Hujjati Page 117
    Based on inferential approach towards meaningfulness, the meaning of logical constants (ꓥ¡ ¡ …) can be obtained through the laws of introduction and omission. Giving the counter example of Tonk, Arthur Pryor proves that mere laws of introduction and omission do not necessarily introduce a logical constant. Confirming Arthur's position, Stevenson regards his counter example as the main problem of inferential approach towards meaningfulness. According to him, model theory approach towards meaningfulness is not faced with such a problem. This is because in model theory value table does not allow flawed logical constants to find their way into the logical system. The present study assesses the features of the value table that has given it such strength. The result obtained tells the value table of classical logic has two features that consist of being bi-valued (true or false) and the fact that it adheres to truth. These two features can however be procured in inferential approach.
    Keywords: value table, inferentialism, model theory, problem of Tonk, consideration