فهرست مطالب

حقوق اسلامی - پیاپی 49 (تابستان 1395)
  • پیاپی 49 (تابستان 1395)
  • بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/11/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ابوالقاسم علیدوست صفحه 7
    بحث از انعقاد و عدم انعقاد ظهور اطلاقی نوع آیات الاحکام و برخی روایات که مبین کلیاتی از احکام است، از مسائل لازم اصول فقه می باشد. منکران ظهور اطلاقی یکسان نمی اندیشند. برخی منکران بر آنند که بعضی آیات فقط اشاره به تفصیلاتی است که بعدا داده می شود و هیچ اطلاقی مد نظر آن نیست و برخی دیگر از آیات، اشاره به آن چیزی است که پیش تر در خطاب یا خطابات دیگر بیان گردیده است، بی آنکه اطلاقی در این باره داشته باشد. مثبتان اطلاق، آن را مسلم انگاشته اند و بعضی این اطلاق را برآیند قرینه خارجی تمسک به رویه معصومان‰ و برخی دیگر به قرینه حالیه و مقامیه ثابت می دانند و از اطلاق مورد ادعا در جای جای فتاوای خود بهره برده اند.
    با نقد و تحلیل درمی یابیم که مسئله اطلاق یا عدم اطلاق در آیات قرآنی و برخی از روایات، مسئله ای عرفی و عقلایی است، نه عقلی. برای داوری درباره اطلاق یا عدم اطلاق آیات قرآن و روایات مشابه، باید وضعیت قانون گذار اسلام را با همه خصوصیاتش در تشریع و بیان شریعت، بر عرف عرضه کنیم و از او داروی بخواهیم؛ مقاله پیش رو این بحث را دنبال کرده است.
    کلیدواژگان: آیات الاحکام، اطلاق آیات، اطلاق روایات، کلیات شریعت، ظهور اطلاقی
  • محمد ابراهیم شمس ناتری، مهدی سمایی صفحه 31
    قانون گذار در قانون مجازات اسلامی تصریح کرده است که دلائل شرعی، موضوعیت دارند. همین امر، پژوهشی منسجم در این باره را ضروری می سازد. در این مقاله، با بهره مندی از آرای اصولیان مسلمان، روایتی منقح از قاعده موضوعیت داشتن دلیل، پیش می نهیم. سپس تحولاتی را بررسی می کنیم که در رویکرد قانون گذار به موضوعیت داشتن دلائل رخ داده است. در ادامه، آثار سلبی و ایجابی موضوعیت داشتن دلائل شرعی را وامی کاویم و نسبت آن را با علم قاضی و قاعده درا می نمایانیم. به علاوه، با بهره مندی از آموزه های اصولی و معرفت شناختی، استدلالی به نفع موضوعیت داشتن دلائل ارائه می دهیم و از آن به مثابه تمهیدی نیرومند برای کاستن از موارد محکومیت نادرست، دفاع می کنیم. در پایان، نتیجه می گیریم که در پس این قاعده کهن، عقلانیتی می توان یافت که برای عصر حاضر نیز راهگشاست.
    کلیدواژگان: موضوعیت داشتن دلیل، طریقیت داشتن دلیل، شرط تایید، محکومیت نادرست
  • فرج الله هدایت نیا صفحه 57
    در اسلام برای شوهر نسبت به همسر و فرزندان، مسئولیت تربیتی پیش بینی شده است. بر این اساس، شوهر باید بکوشد زمینه تکامل و تعالی اخلاقی همسر را فراهم آورد و وی را از گناه دور نگاه دارد. یکی از مسائل مهم این مبحث، حدود اختیار شوهر در نهی همسر از منکر است. آیا شوهر می تواند با اعمال قوه قهریه، همسر خویش را از منکر بازدارد یا به جز نهی زبانی، اختیاری ندارد؟ نظر به اینکه بزه همسر ممکن است عمومی یا خصوص ناشزگی باشد، حدود اختیار شوهر در نهی از بزهکاری در دو قسمت بررسی خواهد شد.
    کلیدواژگان: شوهر، زوجه، نهی از منکر، ناشزه، بزهکاری، تنبیه بدنی
  • سیداحمد میرخلیلی، اکر غدیری صفحه 81
    اماره در قانون مدنی در زمره دلائل اثبات دعوی آمده است که به دو دسته «اماره قانونی» و «اماره قضایی» تقسیم شده است و به رغم ظاهر ساده، عوامل متعددی در شکل گیری آن نقش ایفا می کنند که تاثیر این عوامل در اماره قانونی و قضایی، تا اندازه زیادی متفاوت از یکدیگر می باشد. مباحث پراکنده ای ذیل عنوان ماهیت، اساس و منشا امارات، در کتب حقوقی یافت می شود که مقاله پیش رو درصدد سامان دهی به این مباحث البته ذیل عنوان «چگونگی شکل گیری اماره اثبات دعوی» است تا بدین ترتیب نشان دهد که چگونه یک اماره اثبات دعوی اعم از اماره قانونی و اماره قضایی، به منصه ظهور می رسد. «غلبه»، «عرف و عادت» و «اذن قانون گذار» مجموعه عواملی اند که در منشا اماره اثبات دعوی نقش دارند. عناصر تشکیل دهنده اماره قانونی عبارت اند از: غلبه و اذن قانون گذار، در حالی که عناصر اماره قضایی را قرینه یا اوضاع و احوال خاص همان دعوی و عمل استنباط دادرس تشکیل می دهد و در مقام اعمال هر اماره، دو روش استقرایی و قیاسی با یکدیگر تلفیق می شوند.
    کلیدواژگان: اماره قانونی، اماره قضایی، غلبه، استقرا، قیاس
  • امیر احمدنژاد، زهرا کلباسی صفحه 97
    حرمت بهتان همواره مورد اجماع مسلمانان بوده است، ولی وجود روایت نبوی در مواجهه با اهل بدعت و عبارت «باهتوهم» در آن، بحث هایی را در مورد اطلاق یا تخصیص حرمت بهتان درباره این گروه برانگیخته است. شهید ثانی نخستین فقیهی است که حتی در مواجهه با اهل بدعت، بر عمومیت بهتان اصرار ورزیده است؛ پس از وی، شارحان کافی «باهتوهم» را به مبهوت ساختن بدعت گذاران با مجادلات علمی معنا کرده اند و فقی هان دیگر نیز یا فتوای مغایری نداشته اند، یا بر همسویی با دیدگاه شهید ثانی تاکید ورزیده اند، اما در دوران معاصر، شیخ انصاری با تکیه بر روایت مذکور و مصلحت امت اسلامی در رفع فتنه اهل بدعت، احتمال جواز بهتان به آنان را مطرح ساخت که پس از وی مورد استقبال برخی فقی هان معاصر قرارگرفت، در حالی که قراین متعدد درون متنی همچون معناشناسی باهتوهم، وجود نسخ گوناگون و به تبع شبهه مفهومیه و... و قراین برون متنی همچون حرمت مطلق بهتان در آیات و روایات، وجوب مقابله علمی با بدعت گذاران و اتفاق نظر اندیشمندان حوزه های دیگر علوم اسلامی بر معنای مبهوت ساختن اهل بدعت، بر عدم جواز بهتان به اهل بدعت گواهی می دهد.
    از سوی دیگر ترویج بهتان به اهل بدعت سبب از میان رفتن اعتماد مردم به صحت گفتار مومنان، گسترش تهمت پراکنی و بی اخلاقی در جامعه و تهییج بدعت گذاران به ضربه زدن هرچه بیشتر به باور و شخصیت مومنان می گردد که جملگی نه تنها به مصلحت امت اسلام نبوده، بلکه نافی مصالح آنان است.
    کلیدواژگان: فقیهان، اهل بدعت، بهتان، مصلحت، باهتوهم
  • سیداحمد حبیب نژاد، زهرا عامری صفحه 129
    یکی از مهم ترین تعهدات حکمرانی شایسته، تضمین حقوق بشر و شهروندی می باشد و در این جهت، «شفافیت» یکی از خصایص روشن حکمرانی شایسته است که می تواند به عنوان سازوکار موثر حامی حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان، قدرت را به نقطه تراز مورد انتظار برساند و راهکاری ارزنده برای مبارزه با پدیده های شومی باشد مانند فساد های سیاسی و اقتصادی که از مهم ترین چالش های حقوقی و سیاسی هر جامعه ای می تواند باشد. در این میان هرچند مفهوم حقوقی شفافیت، امروزه مفهومی تازه وارد است، ولی ریشه های مفهوم شفافیت را می توان در آموزه های علوی به خصوص در دوران کوتاه حکوت ایشان یافت. علی† شفافیت در حکومت را امری ضروری تلقی می کرد و به صداقت و صراحت تمام، دیدگاه حکومتی و شیوه عملی خویش را با مردم و همه مخاطبان در میان می گذاشت. ایشان جز در مورد اسرار جنگی، پنهان کاری از مردم را مجاز نمی دانست. در اندیشه علوی، شاخص ها و معیارهایی اعم از ساختاری و رفتاری دخیل اند تا با فراهم سازی مقدمات تحقق پذیری شفافیت، خیر عمومی و منافع همگانی را تامین کنند. اعلام صریح مواضع حکومت، هشدار و آگاهی بخشی به کارگزاران، تبیین تکالیف و حقوق متقابل کارگزاران و مردم، لزوم دسترسی آسان به کارگزاران، به کارگیری سطح بالایی از استانداردهای درستکاری و اخلاق برای کارکنان، گزارش دهی به مردم و تبیین دلائلی تنبیه کارگزاران، شاخص های رفتاری یک حکومت شفاف است. همچنین بهره گیری از شاخص های ساختاری چون شبکه نظارتی گسترده و نظام قضایی مستقل، به خوبی در نیل به شفافیت می تواند راهگشا باشد.
    کلیدواژگان: اندیشه علوی، حکومت، شفافیت، شاخص ساختاری، شاخص رفتاری
|
  • Abolghasem Alidoust Page 7
    That the conventionally preferred meaning of “the verses of rules” and some verses which introduce some general rules can be used or not is one of the issues which should be discussed in Principles of Jurisprudence. Those who say that they cannot be used are not of the same opinion. Some of them think that some verses are only mentions made to some details which shall be introduced later and there is no use meant; and¡ some other verses are mentions made to something which have been explained earlier in other statements without any use in this regard. Those who accept making uses of the meaning are of the opinion that it is certain and proved. Some of them think that it would be proved by referring to the Infallible’s sirah and some others are of the opinion that it would be proved by referring to the words or to the situation and they make uses of such meanings in their Fatwas. An analysis shows that possibility or impossibility of making uses in the Quranic verses and some hadiths is a conventional¡ and not rational¡ issue. To decide that whether the Quranic verses and hadiths may be applied or not¡ the conditions of the Islamic legislator with all its properties in legislation and explication of the religious law should be weighed against convention and the legislator should be invited to judge. The present article discusses this point.
    Keywords: verses of rules, meaning of verses, meaning of hadiths, generalities of the religious law, conventionally preferred meaning
  • Mohammad Ebrahim Shams Nateri, Mehdi Samaei Page 31
    In the Islamic Penal Code¡ the legislator has explicitly said that religious proofs have relevance. Because of this¡ a comprehensible study is necessary. In the present article¡ while referring to the opinions of Muslim Usulis¡ the authors introduce a consistent version of the rule of “relevance of proof”.
    Then¡ they will discuss developments occurred in the legislator’s approach to the relevance of proofs. In what follows¡ the will discuss the negative and positive effects of relevance of religious proofs and show the relation between it in the one hand and the judge’s knowledge and the rule of dar’a on the other. In addition¡ using Usuli and epistemological teachings¡ they will provide an argument for relevance of proofs and make use of this argument as a powerful means to reduce the cases of wrong conviction. Finally¡ they will conclude that¡ in this old rule¡ such a rationality can be found which is useful in the present day as well.
    Keywords: relevance of proof, applicability of proof, confirmation condition, wring conviction.
  • Farajollah Hedayatnia Page 57
    Islam has considered duties for husband to train his wife and offspring. Thus¡ husband should try to provide a ground for his wife in which she may morally transcend; also he is bound to forbid her from committing sins. One of the important issues in this field is the limits of husband’s authority in forbidding his wife from evil. Is he entitled to forcefully forbid his wife from doing evil; or is he entitled to only forbid her verbally? Since the offence committed by wife may be either of public nature or an offence related to shrew-ness of wife¡ husband’s authority in forbidding her from committing offences will be discussed in two parts.
    Keywords: husband, wife, forbidding from doing evil, shrew, guiltiness, corporal punishment
  • Seyyed Ahmad Mirkhalili, Akram Ghadiri Page 81
    In the Civil Code¡ evidence have been considered as proofs for claims; evidence have been classified under two titles: “legal circumstantial evidence” and “circumstantial evidence left to the view of the judge”. In spite of their simple appearance¡ there are many factors involved in forming them and the effects of these factors on legal circumstantial evidence and circumstantial evidence left to the view of the judge are¡ to a great extent¡ different. There are various discussions dispersed in legal books under nature¡ foundation¡ and origin of evidence. The present article tries to organize these discussion under the title “how evidence are formed to prove claims” so that it may be found that how evidence (whether legal circumstantial evidence or circumstantial evidence left to the view of the judge) appear to prove claims. Prevalence¡ convention¡ and the permit issued by the legislator are factors playing role in the origination of evidence to prove claims. Factors forming legal circumstantial evidence are as follows: prevalence and the permit issued by the legislator; while the elements of circumstantial evidence left to the view of the judge are context or the situation of a particular claim and inference made by the judge. When each of the two types of evidence is applied¡ two inductive and deductive methods are combined.
    Keywords: legal circumstantial evidence, circumstantial evidence left to the view of the judge, prevalence, induction, deduction
  • Amir Ahmadnezhad, Zahra Kalbasi Page 97
    All Muslims have been always of the opinion that false accusation is haram. The prophetic hadith concerning encountering heretics and the phrase “accuse them” in it has caused some discussions to find whether false accusation is absolutely haram or about this group it is not haram. Shahid Thani is the first jurisprudent who has stated that false accusation is absolutely haram even while encountering heretics. After him¡ those who have commented on al-Kafi have said that the Arabic term “Beahtuhom” means to make heretics wonder by scientific debates; and the other jurisprudents either do not have a different opinion or have emphasized their agreement with Shahid Thani. In the contemporary time¡ however¡ relying on the above hadith and the interest of Islamic nation in eliminating the heretics’ intrigue¡ Shaykh Ansari introduced the possibility of permission of falsely accusing them which¡ after him¡ some contemporary jurisprudents accepted it. Many intra-textual indications such as the meaning of “Beahtuhom”¡ various versions and a result of it¡ conceptual suspicsion as well as extra-textual indications such as absolute prohibition of false accusation in the verses and hadiths as well as necessity of scientific opposition to heretics and agreement of the thinkers in other field of the Islamic sciences on the meaning of “making heretics wonder” show that falsely accusing heretics is not permitted. On the other hand¡ as a result of falsely accusing heretics¡ people will no more confide in the believers’ sayings¡ false accusation and immorality will become prevalent in the society and heretics will be agitated to damage beliefs and personalities of the believers more than ever which not only are not among the interests of the Islamic nation but also damage their interests.
    Keywords: jurisprudents, heretics, interest, beahtuhom.
  • Seyyed Ahmad Habibnezhad, Zahra Ameri Page 129
    All Muslims have been always of the opinion that false accusation is haram. The prophetic hadith concerning encountering heretics and the phrase “accuse them” in it has caused some discussions to find whether false accusation is absolutely haram or about this group it is not haram. Shahid Thani is the first jurisprudent who has stated that false accusation is absolutely haram even while encountering heretics. After him¡ those who have commented on al-Kafi have said that the Arabic term “Beahtuhom” means to make heretics wonder by scientific debates; and the other jurisprudents either do not have a different opinion or have emphasized their agreement with Shahid Thani. In the contemporary time¡ however¡ relying on the above hadith and the interest of Islamic nation in eliminating the heretics’ intrigue¡ Shaykh Ansari introduced the possibility of permission of falsely accusing them which¡ after him¡ some contemporary jurisprudents accepted it. Many intra-textual indications such as the meaning of “Beahtuhom”¡ various versions and a result of it¡ conceptual suspicsion as well as extra-textual indications such as absolute prohibition of false accusation in the verses and hadiths as well as necessity of scientific opposition to heretics and agreement of the thinkers in other field of the Islamic sciences on the meaning of “making heretics wonder” show that falsely accusing heretics is not permitted.
    On the other hand¡ as a result of falsely accusing heretics¡ people will no more confide in the believers’ sayings¡ false accusation and immorality will become prevalent in the society and heretics will be agitated to damage beliefs and personalities of the believers more than ever which not only are not among the interests of the Islamic nation but also damage their interests.
    Keywords: jurisprudents, heretics, interest, beahtuhom.