فهرست مطالب

  • پیاپی 24 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/28
  • تعداد عناوین: 11
|
  • اسماعیل آذر صفحات 11-31
    نظریه های بینامتنیت با نام یولیاکریستوا در قرن بیستم شکل گرفت. رویکرد این نظریه در تقابل با نقد منابع مطرح شد. قبل از کریستوا شخصیت های دیگری در پیشابینامتنیت چون میخائیل باختین با آرای گفت گومندی و چند صدایی (polyphony) با رویکردی نوین در نظریه و نقد ادبی و هنری مطالبی را طرح کرده بودند. در حوزه بینامتنیت هم نظریه های فردینان دوسوسور و چالز سندرس پیرس کم و بیش مورد توجه قرار گرفت ولی تمام نظریه پردازان بعد از سوسور وام دار او هستند و بینامتنیت هم نمی تواند در مسیر این تاثیر قرار نگرفته باشد. بنابراین بینامتنیت یک پیامد فردی نیست و آن را باید یک جریان تلقی کرد. بینامتنیت بر این استوار شده که هر متنی دارای یک پیش متن است و انواعی دارد که مهمترین آنها بینامتنیت ریفاتری، ژنی و ژنتی است. در این میان نظریه ژنت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. او رابطه یک متن بامتن دیگر یا غیر خود را با واژه جدید ترامتنیت نام گذاری و آن را مقید به پنج عنوان کرده است. سرمتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، بیش متنیت و ترامتنیت. هر کدام از موارد یاد شده اشاره به شیوه های تاثیر یک متن بر متن دیگر دارد که موضوع این تحقیق قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: بینامتنیت، ترامتنیت، ژرارژنت، متن، پیش متن
  • مریم اسمعلی پور، سید عیسی هاشمی، شاهدخت طوماری صفحات 33-61
    تاریخ داستان نویسی معاصر پیوند محکمی با زندگی و آثار هدایت دارد. هدایت یکی از خاص ترین نویسندگان معاصر ایران است که نگاه متفاوت تری نسبت به زندگی و دنیای اطراف خود دارد. در این مقاله با بررسی زندگی وی و نیم نگاهی به بوف کور به بررسی تیپ شخصیتی وی می پردازیم. جین شینودا بولن با تکیه بر دیدگاه یونگ و خداهای یونان باستان ، به مطالعه بر تیپ های شخصیتی مردانه و زنانه پرداخته کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، تیپ شخصیتی هادس، دیونوسوس و هفائستوسرب النوع های غالب بر شخصیت هدایت هستند و او با این ترکیب سه گانه در پی جذب تیپ پرسفون وار زنانه روح خود است.
    کلیدواژگان: تیپ شخصیتی، هادس، دیونوسوس، هفائستوس، پرسفون، هدایت، بولن
  • رضا جلیلی، مهدی نوروز صفحات 63-83
    در میان شخصیت های مطرح در عرصه شعر فارسی می توان به «ناصرخسرو» اشاره کرد که دست کم در نیمه دوم زندگی خود همواره مساله محور بوده و به واسطه آن سختی های بسیاری را تحمل کرده است. به این اعتبار، آنچه در پژوهش پیش رو بررسی می شود، تطبیق ویژگی های انسان خودشکوفا و مساله محور مورد نظر مزلو با اندیشه و شخصیت ناصرخسرو قبادیانی خواهد بود. روش تحقیق نیز، تطبیقی- تحلیلی است. به نظر می رسد که مهم ترین دغدغه های شاعر، «هواداری از اسماعیلیان و دشمنی با عباسیان»، «خردورزی و دانش اندوزی»، «دوری گزینی از دنیا و مظاهر آن» و «نکوهش مداحی و ستایش آزادگی» است.
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، مزلو، خودشکوفایی، مساله مداری
  • محمد حکیم آذر صفحات 87-106
    تغییر اصول نظریه ادبی در شعر سبک هندی و توجه به دو مقوله اندیشه و لذت آفرینی نشان می دهد که شاعران سبک هندی مختصات ادبی نظریه خود را با فهم و درک مخاطب سامان دادند. درست است که جامعه ایران در عصر تیموری و صفوی به آرامش اقتصادی و رفاه نسبی دست یافت اما به دلیل هجوم مغول در دو قرن قبل از آن و ضعف شدید بنیان های علمی-آموزشی و فرهنگی ایران، شاعران سبک هندی یا به هند رفتند یا در ایران ماندند و با مخاطب معاصر خود و درک نسبی او از شرایط ادبی و اجتماعی کنار آمدند. در این پژوهش ضمن نگاه به مقوله نظریه سبک هندی و توجه به نسبت آن نظریه با مخاطب فارسی زبان سعی شده تا جایگاه و ارزش مخاطب سنجیده شود و از اسلوب معادله به عنوان یکی از زمینه های ادبی برای ایجاد ارتباط با مخاطب عام سخن به میان بیاید. نتیجه حاصل از این پژوهش این شد که متون ادبی سبک هندی عمدتا متونی بسته اند، حاصل اندیشه اند، از اشراق کمتر بهره گرفته اند و مخاطب آن ها مخاطبی معمولی با سطحی نازل از دانش های مکتبی است.
    کلیدواژگان: سبک هندی، مخاطب، نقد خواننده محور، اسلوب معادله، صائب تبریزی
  • محبوبه خراسانی، ریحانه واعظ شهرستانی صفحات 107-123
    از جمله شعرهای نیمایوشیج شعر «ری را» است که به خاطر ویژگی های منحصر به فرد زبانی و ساختاری مورد توجه منتقدان ادبی بسیاری قرار گرفته است. این شعر که از جمله شعرهای واپسین سال های زندگی نیماست، یکی از درخشان ترین شعرهای او و نشان دهنده صناعت شعری پیشرفته اوست. صناعتی که این شعر را مثل هر اثر طراز اول دیگری قابل تدقیق و توجه بسیارنموده است. با این وجود، بحث های نقادانه ای که تاکنون منتقدانی همچون هوشنگ گلشیری، تقی پورنامداریان، سیاوش کسرایی و محمود فلکی در مورد این شعر به دست داده اند، بیشتر خوانش هایی بوده است که به کمک مولفه های بیرون از متن، به رمزگشایی معنایی آن پرداخته اند. در این مقاله روش دیگری برای نقد این شعر به کار رفته است که هیچگونه استنادی به مفاهیم خارج از متن ندارد و تنها به کمک اجزا و آحاد اثر و با به کارگیری آراء فرمالیستی به ویژه با توجه به مفهوم ابهام، تنش، تناقض وآیرونی در ساختار شعر، به نقد آن می پردازد. به این منظور پس از نگاهی کوتاه به نقدهای موجود بر این شعر و معرفی اجمالی نظرات شکل گرایان در نقد ادبی، استدلال می شود که می توان شعر «ری را» را متنی قائم به ذات در نظر گرفت که در آن شاعر توانسته است با صناعت و رفتار ویژه خود با زبان و همچنین با استفاده از دلالت های گوناگون واژه ها، پیکره زبانی منسجمی را بیافریند و نگاه و فضای ذهنی خود را به نمایش بگذارد.
    کلیدواژگان: ری را، نیما یوشیج، نقد فرمالیستی، ابهام، تنش، تباین، آیرونی
  • مسعود دلاویز صفحات 125-150
    شاخص های فرهنگی هر سرزمین و نمونه های آن یکی از عناصر مهم ادبیات و به ویژه شعر به شمار می رود. به تعبیر دیگر مطالعه چنین عناصری در حوزه ادبیات تحقیقی در بن مایه ها و درون مایه های ملت و تاریخ آن ها در زمینه های گوناگون می باشد که در جای خود از اهمیت ویژه ای برخوردار است به طوری که پرده از از اندیشه، باور و فرهنگ حاکم بر دوران برمی دارد. حال اگر این موارد با بیان و تعبیر زیبای شاعرانه همراه شود می تواند به ما در تقویت و نگه داری چنین پشتوانه های با ارزشی کمک شایانی کند. عارف قزوینی از جمله شاعران ردیف اول شعر مشروطیت است که در زمینه ی شعر و ترانه های ملی و میهنی به عنوان شاعر ممتاز دوران خود شناخته می شود. در این مقاله نگارنده برآن است که ریشه های فرهنگ و تمدن ایرانی را در سروده های عارف در زمینه های ایران دوستی، زبان، تاریخ، اساطیر و دیگر شاخص های فرهنگی مورد کندوکاو قرار دهد و این برداشت حاصل می شود که او به دنبال یافتن ایرانی بر اساس الگوهای وطنی بود.. هر یک از این بخش ها اجزای مهم و سازنده ملیت و هویت هر کشوری را تشکیل می دهند؛ به گونه ای که باحذف هر یک، یکی از پایه های ملی نیز از بین خواهد رفت.
    کلیدواژگان: عارف قزوینی، فرهنگ، زبان، تاریخ، ایران دوستی، اساطیر ایرانی
  • پروانه رمضانی، رضا فرصتی جویباری، حسین پارسایی، مهرعلی یزدان پناه صفحات 151-171
    مکتب رئالیسم یکی از بنیادی ترین مکاتب هنری است که در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه ظهور کرد و به سرعت گسترش یافت. پرهیز از تخیل و الهام های درونی رمانتیک ها و پرداختن به واقعیت های عالم بیرون از اساسی ترین اصول این مکتب بود که شاعران، نویسندگان و هنرمندان را به سوی خویش کشاند. در ایران نیز همگام با حرکت های مشروطه خواهان، شاعران و نویسندگان به مسائل اجتماعی و انحطاط و عقب ماندگی کشور، توجه نشان دادند. عصر مشروطه را باید نقطه عطفی در ورود شعر به حوزه زندگی مردم و مسائل جامعه و متمایل شدن آن به واقع گرایی دانست. از میان شاعران این دوره، فرخی یزدی با گرایش شدید به آزادی خواهی وحمایت از کارگران وکشاورزان، به اوضاع کشور توجه نشان داد. هدف این پژوهش نخست؛ معرفی عناصر اصلی رئالیسم در اشعار فرخی یزدی وسرانجام؛ تحلیل اشعار فرخی برمبنای اصول وقواعد آن مکتب است.
    کلیدواژگان: رئالیسم، اجتماع، شعر، مشروطه، فرخی یزدی
  • حسینعلی قبادی، حامد توکلی دارستانی صفحات 173-201
    با ظهور اشعار منثور و سپید ، سخت می توان تفاوتی محسوس میان جمله ای از یک «رمان» و قسمتی از یک «شعر منثور» احساس کرد؛ با آنکه امروزه بسیاری از نظریه پردازان، با بیان برخی خط تمایزها مانند عنصر «استعاری» و عنصر «مجازی» خواسته اند تا بین شعر و دیگر متون ادبی، تمایز قائل شوند، به نظر می رسد باز در این مسئله، به بن بست هایی برخورده اند. از مهم ترین خصایص شعر کلاسیک فارسی، عناصر موسیقایی، وزنی و عروضی آن است، که با توجه به از میان رفتن این ویژگی ها در شعر های منثور، بسیاری از اشعار، از منظر ذات و صورت، با بسیاری از داستان ها و رمان ها قابل تمییز نیستند؛ در پژوهش حاضر، با بررسی برخی مولفه های شعر کلاسیک، نشان داده می شود، که اصرار بلاغیون و شاعران کلاسیک، بر عناصری چون وزن عروضی، آگاهانه و از روی تعمد بوده است و به همین دلیل نیز به دنبال انقلاب در شعر نبوده اند و نمی خواسته از محدودیت بحور عروضی رهایی یابند؛ از این روی به بررسی انتقادی شعر سپید و منثور خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که اینگونه از شعر، به دلیل رهایی از عناصر موسیقایی و عروضی، هرگز نمی تواند شعری کامل باشد و از منظر صورت و ذات با دیگر متون ادبی از جمله رمان و داستان، قابل تمییز و تشخیص نیست.
    کلیدواژگان: بوطیقای کلاسیک، شعر منثور، شعر منظوم، بلاغت، عناصر موسیقایی
  • خاور قربانی، ادریس اسلامی صفحات 203-230
    این مقاله با بررسی نمونه های نوع ادبی خودزندگی نامه نوشت در ادبیات کلاسیک، به توصیف پیشینه و بررسی چگونگی و چرایی وضعیت آن در این دوره خواهدپرداخت. برای دستیابی به این هدف از روش کیفی استفاده شده است و داده ها با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده اند. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری و نوع مطالعه، کتابخانه ای است. روش کار بدین ترتیب است که نخست دو نمونه شناخته شده اتوبیوگرافی به عنوان معیار گزینش شده سپس بر اساس معیارهای موجود در آن ها، به بررسی سایر آثار ادبیات کلاسیک پرداخته شده ونمونه های دیگری هم در قالب این نوع ادبی معرفی شده است؛ نتیجه پژوهش نشان می دهد که غیرازاین دو نوع شناخته شده در ادبیات کلاسیک، نمونه های دیگری هم به طور مستقل یا در لابه لای سایر انواع وجود دارد؛ اما تعداد آن ها در این دوره نسبت به دوره های قبل (ایران باستان) و بعد (معاصر) کمتر است و دلایل آن بیشتر سیطره فرهنگ اسلامی- عرفانی است که سخن از خود و من در آن ها مطرود است؛ علاوه بر این، وجود جنگ های متعدد در ایران از قرن هفتم به بعد سبب ایجاد و نیاز به انواع قوی تری چون تذکره و تاریخ شده و باعث شده، این نوع را درخود پوشش دهند.
    کلیدواژگان: ادبیات کلاسیک فارسی، خودزندگینامه نوشت، عرفان، تذکره، تاریخ
  • مژگان محمدی، محمدمصطفی رسالت پناهی صفحات 231-253
    میرزا عظیما معروف به اکسیر اصفهانی (متوفی 1169ه.ق) از شاعران توانا، نا شناخته و نازک خیال شبه قاره هند است که متاسفانه نه تنها دیوان و دیگر آثار وی تصحیح نشده، حتی در تذکره ها و تاریخ ها نیز مطلب چندانی از او نیامده است. مهم ترین اثر وی، دیوان به طور دقیق 9326 بیت در بر دارد که بخش اعظم آن را غزلیات تشکیل داده است. غزلیات اکسیر اصفهانی گنجینه ای سرشار از مضامین و بن مایه های غنایی است. فضای کلی و حال و هوای غزل وی را عشق و عاشقی و عرفان تشکیل می دهد و گاهی رنگ عشق مذکر در آن آشکار است. نیز مضامین دیگری چون: اخلاق، پند و اندرز و حکمت های عملی، طنز و طعنه، شکوه، مفاخره و... که از گونه های شعر غنایی هستند، در شعر او دیده می شود. اکسیر اصفهانی در شاعری، به ویژه غزل سرایی، توانایی بالایی داشته است. غزل های پخته و سنجیده اکسیر اصفهانی با مضامین رنگارنگ و گوناگون و تصویرسازی های زیبا و شوق انگیز در هم آمیخته شده است. این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی، بر آن است تا شعر غنایی اکسیر اصفهانی را معرفی کند و نشان دهد غزلیات وی از نمونه های برجسته در حوزه ادبیات غنایی است.
    کلیدواژگان: اکسیر اصفهانی، غزل، شعر غنایی، سبک هندی
  • مظاهر نیکخواه صفحات 255-268
    یکی از هنرنمایی های شعرا در گذشته بیان علوم و دانشی بوده که در مدارس آموخته بودند و به گونه ای با تصویر آفرینی و بیان آن علوم علاوه بر مفاخره، موجب پویایی شعر می شدند و شعر عالمانه را در زمان خود به معرض نمایش می گذاشتند. نظامی از جمله اندیشمندانی است که علم نجوم را به گونه ای در شعر خود منعکس کرده است، که بی اغراق می توان وی را یک منجم دانست. از جمله مطالبی که در مطالعه آثار نظامی به دست آمده است بحث صور فلکی است که مطابق علم نجوم قدیم به سه دسته شمالی، جنوبی و استوایی تقسیم می شدند. در این مقاله ضمن معرفی این صور، بر آنیم تا بازتاب صور فلکی شمالی در شعر نظامی را با ذکر ابیات بیان کنیم.
    کلیدواژگان: صور فلکی، نظامی، ستارگان، منازل، شمالی