فهرست مطالب

پژوهش های اعتقادی کلامی - پیاپی 24 (زمستان 1395)
  • پیاپی 24 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/11/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی ایمانی مقدم صفحه 7
    وجود حاکم، یک ضرورت عقلی است و در جامعه ای با هویت اسلامی علم و تقوا و عدالت مهمترین ویژگی او خواهد بود. قران کریم، ولایه را امری تشکیکی دانسته که از ولایه الله شروع و در مرتبه نازل تر ولایه الرسول وسپس ولایه الامام و در بیان امامان هدی(س) ولایه فقیه حجت کامل ایشان بر خلق معرفی شده است. سوال این است که حقیقت این ولایت چیست که با سریانی تشکیکی از ولایت حقه حقیقیه شروع و به ولایت مومنان ختم می گردد؟برای پاسخ باید «خلیفه الله » را شناخت که هم صبغه الهی دارد وهم جنبه ناسوتی و این مهم ضرورت شناخت لایه های عمیق وجودی انسان را مضاعف نموده است.با شروع اندیشه و حکمت یعنی از آغاز خلقت انسان،مساله علم النفس مورد التفات حکیمان بوده و حکیم ملاصدرا همچون سایر تعمق ها و نو آوری های خود مبانی رصین حکمت متعالیه را در ساحت علم النفس جاری ساخته و مبتنی بر وحی و کشف به معرفی ویژگی نفس شایسته راهبری اقدام نموده است.از دیدگاه او جامعه، مجموعه نفوس بشری و ظرف تکامل نفس انسانی است و بین اولویت های تربیتی و مراتب تکوینی نفس و بین اولویت های تربیتی و سیاسی جامعه تناظر وجود دارد؛ وی اصول حکمت متعالیه از جمله اصالت و تشکیک در وجود ونیز تساوق بین خیر و وجود را هم در تبیین حقیقت نفس و هم حقیقت جامعه جاری ساخته،بر پایه آن کمال جامعه را در پیروی از فضایل در جهت ساختن مدینه فاضله دانسته که «حکیم متاله» همچون قلب به آن جامعه روح و نشاط می دهد و با صلابت و از نفوذ رذایل اخلاقی در کالبد اجتماع جلوگیری می کند. بنابراین صلاحیت رهبری مدینه فاضله بر اساس تکامل نفس راهبر اوست. این نوشته حاصل تحقیق و مطالعه در آثار مختلف ملاصدرا و استنباط آثار اجتماعی سیاسی اندیشه اوست.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، فلسفه سیاسی متعالیه، رهبر مدینه فاضله، نفس رهبر، شایسته سالاری
  • نعمت الله حسنی، محمود خورسندی صفحه 27
    براساس تفاسیرقرآن، آنچه انسان را به والاترین مقام در بین مخلوقات و در جایگاه خلیفه اللهی و مسجود ملائکه قرارمی دهد، وابسته به همین تعلیم اسماء می باشد؛ بنابراین، تعمق و تعقل در این مساله، یک واکاوی مهم اعتقادی ومعرفتی به شمار می رود. پژوهش حاضرکه با عنوان بررسی تطبیقی مساله ی تعلیم اسماء به آدم در تفاسیر علامه طباطبایی و علامه جعفری می باشد، سعی در بررسی و مقایسه نظرات مشترک و ویژه ی هر یک از این علمای ربانی در موضوع مدنظر می نماید. از جمله نظرات مشترک این تفاسیر در موضوع مورد بحث اینست که مقصود از اسماء در اینجا حقایق عالم هستی و اشیاء عینی در خارج است که موجوداتی عاقل را نیز دربرگرفته و مقصود از تعلیم اسماء این است که خداوند، حقایق را برای آدم مکشوف و آشکار ساخت. از نظرات ویژه ی علامه طباطبایی در این موضوع به این مطلب می توان اشاره کردکه اسماء نامبرده، و یا مسماهای آنها موجوداتی دارای حیات وعلم و محجوب در پس پرده غیب بوده و خداوند در واقع قسمتی از غیب آسمان ها و زمین را به آدم تعلیم داد و علامه جعفری ذیل تفسیر ابیات مربوطه از مثنوی مولوی بیان می دارد که علم آدم به همه حقایق عالم خلق بوده است نه عالم امر که روح به آن مستند می باشد.
    کلیدواژگان: تعلیم اسماء، آدم، تفسیر المیزان، تفسیر علامه جعفری
  • مهدی لک زایی، محمدحسین زارعی محمودآبادی صفحه 53
    از یک طرف همه ادیان دعوی رستگاری پیروان خودشان را دارند و از طرف دیگر در همه آنها کم و بیش هم متن مقدس وجود دارد و هم شخص مقدس. سوال اساسی که در اینجا مطرح می شود این است که کدام یک نقش اساسی را در رستگاری پیروانشان ایفا میکند؟ سوال دیگر اینکه آیا در این زمینه تفاوتی بین ادیان وحیانی و غیروحیانی وجود دارد؟
    ادیان را میتوان با توجه به نقشی را که برای«متن مقدس»یا«شخص مقدس» در رستگاری بشر قائل هستند، به«شخصمحور» و«متنمحور» تقسیم کرد. در ادیان «وحدت وجودی» از آنجایی که معتقد به خدای متشخص و متمایز از جهان نیستند، اعتقاد به ارتباط لاهوت با ناسوت از طریق پیام الهی معنادار نیست. این ادیان متکی برشخص بنیانگذار خود هستند و او را مجرای اراده الهی میدانند. از این جهت به آنها ادیان«شخصمحور»میگویند.
    اما ادیان وحیانی از یک طرف معتقد به خدای متشخص و متمایز از جهان و از طرف دیگر معتقد به ارتباط بین ناسوت با لاهوت از طریق وحی الهی هستند. ولی همه آنها تفسیر یکسانی از وحی ندارند. این ادیان را میتوان با توجه به نحوه تفسیری که از وحی الهی دارند، به دو دسته «متن محور» و «شخص محور» تقسیم کرد. اسلام وحی الهی را از مقوله پیام و قول میداند اما مسیحیت وحی را از مقوله فعل میداند. مرکز ثقل نازله الهی در اسلام، قرآن و در مسیحیت، شخص مسیح است. به همین دلیل میتوان مسیحیت را از جهتی متفاوت با ادیان «وحدت وجودی» یک دین«شخص محور» نامید. تاکید بر شخصمقدس در برخی از گروههای اسلامی مانند تشیع و تصوف نیز وجود دارد، اما ماهیت این تاکید، با مسیحیت تفاوت جوهری دارد. بنابراین باید گفت از یک طرف«شخصمحوری»در ادیان وحدت وجودی با «شخصمحوری» در مسیحیت متفاوت است، و از طرف دیگر«شخصمحوری» در مسیحیت با«شخصمحوری» در تشیع و تصوف تفاوت دارد.
    کلیدواژگان: دین متن محور، دین شخص محور، شخص مقدس، متن مقدس، وحی الهی
  • حمیدرضا شیرعلی، ملک محمد فرخ زاد صفحه 73
    پیوستگی و ارادت عارفان سرزمین های اسلامی به ساحت مقدس حضرت ختمی مرتبتصلی الله علیه وسلم، از دیرباز، زبانزد خاص و عام بوده است؛ شیخ عطار در این میان، از جایگاه ویژه یی برخوردار است. تردیدی نمی توان داشت که کلام شیخ در توصیف مقام رسالت و نور محمدیصلی الله علیه وسلم، آرای بزرگان و صاحب نظران عرصه ی عرفان نظری را، فرا یاد می آورد. مقاله ی حاضر، در صدد بیان و اثبات این نکته است که اسم و صفات و ذات پیامبر خاتمصلی الله علیه وسلم از منظر سراینده ی منطق الطیر، هیچ تباینی با ذات و صفات الهی ندارد.
    کلیدواژگان: عطار نیشابوری، نور محمدی، صفات خدا، صفات پیامبر
  • محمد اسماعیل عبداللهی، احمد عابدی، مرجان خانی صفحه 87
    از مهمترین محورهای اندیشه کاستاندا به عنوان یکی از بنیانگذاران معنویت های نوپدید (شمن یا عرفان ساحری) نظریه او راجع به انسان کامل است. کاستاندا با تصویری که از ماهیت انسان مطلوب و ایده آل ارایه میدهد، مدل خاصی از نهایت فرجام بشر در عرفان خودساخته خویش ترسیم میکند. هدف از این تحقیق، نقد و بررسی مهمترین شاخصه هایی که کاستاندا برای انسان کامل معرفی میکند و تطبیق آن با نظریات علامه طباطبایی(ره) در عرفان اسلامی می باشد. کاستاندا میکوشد تا با استفاده از اصلاحات مثبت و ارزشی، معنا و مفهومی کاملا غیر ارزشی و انسان محور ارایه دهد. او شاخصه انسان کامل را در عقل ستیزی، جنگجویی و استفاده از مواد روانگردان و بیاهمیت دانستن همه چیز میداند؛ که نتیجه آن انسانی بی بند و بار و در پی شهوت و بدون تعبد از فرامین خدا و رسولان الهی است؛ و در مقابل علامه طباطبایی با در نظر گرفتن عقل و سنت و تبعیت از فرامین الهی، انسان کامل عرفانی الهی ارایه نماید که دستمایه آن آیات و روایات و تعقل بشری می باشد.
    کلیدواژگان: انسان کامل، کاستاندا، علامه طباطبایی، شاخصه های کمال
  • محمد تقی فعالی صفحه 109
    دین دارای ابعاد وسیع و گستردهای است. سوالی که مطرح می شود این که آیا میتوان تمام ابعاد دین را در امری واحد و جامع خلاصه کرد و تقلیل داد؟ پاسخ مقاله حاضر مثبت است. محور مقاله نظریه احسان است. این نظریه به ما میگوید که احسان از یکسو مظهر جامع رحمان است و از سوی دیگر دین خالص بوده وجه جامع تمام ابعاد دین میباشد. اسم شریف الله ، جامعترین اسم خداست. نام زیبای رحمان، جامعترین نام خدا بعد از الله میباشد. مظهر اسم رحمان، احسان است. از آنجا که دین براساس اسم جامع رحمان نازل شده است، میتوان گفت که احسان عصاره دین است.
    این نظریه دارای مبانی مختلفی است. در این مقاله ضمن بررسی ابعاد مختلف نظریه احسان، تلاش شده است مبانی و دلائل آن از منظر عرفان و قرآن تحلیل و بررسی گردد. نتیجه ای که به دست میآید این که احسان، ایثار و به طور کلی گذشت عصاره دین و وجه جامع دین است. روش تحقیق در مقام گردآوری کتابخانهای اسنادی و در مقام داوری توصیفی تحلیلی است.
    کلیدواژگان: نظام اسمائی، اسماء جلال و جمال، بهیج، سکونت، تسخیر، تسبیح، شکر
  • قربانعلی کریم زاده قراملکی، محرم رحیمی صفحه 135
    خداوند و تصوری که در حکمت متعالیه از او وجود دارد، مهم ترین نقش را در انسان شناسی ملاصدرا ایفا می کند. از نظر ملاصدرا تمامی کائنات جلوه های مختلف خداوند هستند و انسان، کامل ترین جلوه اوست که در آیات قرآنی به خلیفه الهی و امانت دار خداوند توصیف شده است. مهم ترین مبانی ملاصدرا در انسان شناسی، اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود و حرکت جوهری است. وی نفس انسانی را در بستر حرکت جوهری دارای مراتب ماده، مثال و عقل دانسته و در نهایت به مقام فوق عقل دست می یابد. داشتن مراتب گوناگون، خدشهای بر وحدت نفس وارد نمی سازد همانطور که خداوند هم دارای جلوه هایی از عقل، مثال و ماده بوده؛ ولی این منافی با وحدت او نیست. وحدت خداوند، وحدت حقه است و انسان نیز وحدتی ظل وحدت حقه خداوند دارد. تناظر خداوند و انسان به این مسئله ختم نمی شود: در نگرش صدرایی همانطور که خداوند خالق و مبدع هستی است، انسان نیز به عنوان خلیفه و جانشین وی دارای این ویژگی است؛ یعنی با قوه تخیل خود، وجودات ذهنی را در سرزمین خیال می آفریند، تفاوت تنها در این است که ابداع خداوند در قلمرو خارج است و ابداع تخیل در قلمرو ذهن. این مقاله به تبیین جایگاه خداوند در انسان شناسی ملاصدرا بر مبنای اصالت وجود وحرکت جوهری می پردازد. جایگاهی که ملاصدرا برای خداوند قائل است و تصویری که از او به عنوان مبدا و غایت موجودات، ارائه می دهد، به خوبی می تواند، مبین جایگاه او در انسان شناسی اش باشد.
    کلیدواژگان: انسان شناسی، نفس، عالم مثال، عالم عقل حرکت جوهری، ملاصدرا