فهرست مطالب

  • پیاپی 31 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/07
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • میرجلال الدین کزازی، زهره وفایی فرد صفحات 1-44
    مثنوی معنوی از ارزشمندترین آثار عرفانی ادب فارسی است که در پی تعلیم زندگی حقیقی و نمودن راه سعادت به بشر است. هرچند تاکید این کتاب بر وصول به منبع خلقت و کمال غایی انسان است اما در رابطه ای دوسویه تلاش برای زندگی مطلوب این جهانی را نیز توصیه می کند. مساله این پژوهش آن است که دنیا و جلوه های آن به چه میزان و از چه منظری در این اثر نمود یافته است. بدین منظور با دسته بندی داستان هایی که شامل مولفه های دنیامداری هستند، به بررسی مفاهیم و بخش بندی آن ها بر پایه سنجه های مورد نظر پرداخته شده است؛ همچنین تلاش شده چگونگی و چرایی گرایش مولانا به دنیا بررسی شود. از همین روی پس از شرح مفهوم دنیاگرایی مولانا، مثنوی در چند حوزه مهم از نمودهای دنیاگرایی یعنی خردورزی، مدارا، دوری از تعصب و تکیه بر اخلاقیات و دوری از تقلید کورکورانه بررسی شده و داستان هایی که این اندیشه را برجسته تر کرده اند واکاوی شده‏اند.
    کلیدواژگان: دنیاگرایی، مثنوی معنوی، مولوی
  • رامین محرمی، شکرالله پورالخاص، شهلا شریفی صفحات 27-54
    نسبت دادن خلق شرور به خدای سبحان، به توحید ذاتی و صفاتی که خدا را مبرا از صدور هر آلودگی می داند، لطمه می زند و جدا کردن خالق خیر و شر، به معنی اعتقاد به دو آفریننده و فاصله گرفتن از توحید افعالی است. چنان که از قرائن برمی آید؛ فردوسی و مولانا برای حل این معما از دو زاویه به شرور نگاه می کنند: زاویه نخست کلی نگر است و نسبت شر را با خدا بر اساس رابطه خالق و مخلوق بررسی می کند. از این زاویه به اعتقاد فردوسی هر موجودی بنا بر حکمتی آفریده شده و صدور شر از خیر مطلق، عقلا محال است. مولوی برای اثبات این حقیقت، به قدرت و لطف الهی استناد می کند و خدایی را که قادر بر خلق شر نباشد؛ ناقص می داند. به عقیده وی خدا به دلیل لطف، جهان را خلق و شر را معدوم کرده است. از زاویه دوم نسبت موجودات با یکدیگر سنجیده می شود و نوع نگاه و شناخت انسان، خیر و شر آفریده ها را مشخص می کند؛ به عبارت دیگر خیر و شر امری نسبی است و در کل جهان شری وجود حقیقی ندارد. این نگاه محصول اندیشه ای است که برای «وجود» اصالت قائل می شود و تصور جهانی برتر از جهان موجود را محال می داند. هدف تحقیق حاضر، ذکر مصداق هایی از شاهنامه و مثنوی است که ثابت می کند، فردوسی و مولانا از اصل توحید برای تفسیر وجود شر نسبی عدول نکرده اند. فردوسی با نگرش حکیمانه وجود شر ذاتی را عقلا محال می داند و مولانا با دیدگاه عارفانه و استناد به قدرت و لطف الهی همین حقیقت را بازگو می کند.
    کلیدواژگان: توحید، انسان، خیر، شر، موجودات
  • محمدکاظم کهدویی، سمیرا صدیقی مورنانی صفحات 45-80
    اوحدالدین انوری شاعر قصیده سرای مشهوری است که شهرتش را بیشتر از قصاید مدحی کسب کرده است اما در قالب قطعه به مضامین دیگری نیز پرداخته که موعظه و اندرز و حکمت یکی از آن هاست. برخی از موعظه ها در شکل هجو، سوالی و حکمت کوتاه بیان شده و اغلب آن ها هیات خاصی ندارد. مخاطب اندرزهای او نیز غالبا عموم هستند مگر اینکه به شکل هجو باشد و به شخص بخصوصی خطاب شده باشد که آن هم اندک است. بر اساس مضمون و محتوا می توان اندرز و موعظه های او را این گونه تقسیم کرد: الف) مواعظ اخلاقی (در امر به انجام دادن فضایل و رعایت کردن آن ها) ب) مواعظ اخلاقی (در نهی و ترک رذایل) ج) مواعظ اجتماعی د) روزگار، فلک و دنیا در مواعظ انوری ه ) مواعظ مرتبط با دین و خدا. در این نوشتار که به شیوه تحلیلی و توصیفی و روش کتابخانه ای و با ارائه نمودار انجام شده، به بررسی و تحلیل موعظه و اندرزهای شعری انوری، مخاطب، نحوه بیان و مضمون آن ها پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: انوری، قطعات، انواع ادبی، پند و اندرز، وعظ
  • خلیل بیگ زاده، عطا الماسی صفحات 55-84
    آموزه های تعلیمی- اخلاقی از مولفه های مهم آثار ادبای بزرگ هستند که در شکل گیری صحیح مبانی تعلیمی- اخلاقی در جوامع انسانی نقش اساسی ایفا می کنند. ژان دو لافونتن از شاعران کلاسیک قرن هفدهم فرانسه ادبیات تعلیمی را محدود به تلقین و تبلیغ نصایح خشک نکرد و مسائل گوناگون تعلیمی- اخلاقی را حسب شرایط مخاطب ارزیابی نمود و آن چه را در نگاهش سد راه تکامل جامعه انسانی بود، در قالب افسانه بازنمایی کرد تا به مخاطبانش (کودکان) عرضه کند.
    این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی برای تبیین اندیشه های تعلیمی- اخلاقی لافونتن در مجموعه افسانه هایش انجام شده است تا به مخاطب بنمایاند، گونه های آموزه های تعلیمی در افسانه های لافونتن کدامند؟ و رویکرد وی در بیان این آموزه ها چگونه است؟ بررسی ها نشان می دهد، لافونتن اندیشه های تعلیمی- اخلاقی خود را مانند علم آموزی، دعوت به کار و تلاش، نکوهش تملق، نهی خودپسندی، دعوت به نرم خویی و ملایمت، نوع‎دوستی و دیگرگزینی در قالب فابل ها و پارابل های داستانی- تخیلی تبیین کرده است.
    کلیدواژگان: ژان دو لافونتن، فابل- افسانه، آموزه های تعلیمی، اخلاقی لافونتن، ادبیات تعلیمی
  • مهدی دهرامی صفحات 105-122
    شاعران ادب فارسی برای آن که آموزه های اخلاقی خود را به صورت حکمی نافذ، فراگیر و لازم الاجرا ارائه دهند، ناچار به الحاق تقویت کننده ها و ضمانت های اجرایی مختلفی بوده اند. برای این مقصود، شاعر گاهی از نیروی واقعیت ها یا تعالیم بزرگ تر برای پرداخت تعالیم جزئی تر بهره می برد. از همین روی می توان به جای استخراج آموزه های اخلاقی به صورت مختلف و پراکنده، بسیاری از تعالیم را به صورت خوشه ایبررسی کرد. هدف این مقاله بررسی یکی از این خوشه هاست که با شیوه توصیفی (تحلیل محتوا) با تاکید بر خسرو و شیرین نظامی، جایگاه آن را در تقویت احکام تحذیری و ترغیبی نشان داده است. برای این منظور، مرگ به عنوان یکی از مهم ترین سرخوشه های تقویت کننده و اصلی انتخاب شده که تعالیم فرعی فراوانی در زیر مجموعه خود پرورانده است. مرگ واقعیتی است که بخش زیادی از تعالیم تحذیری هم چون خودستایی و غرور، تن آسایی، فریفتگی به توانایی جسمانی و مانند آن ها و گزاره های ترغیبی هم چون شاد زیستن، یاد خداوند، نگاهداشت سرشت پاک انسانی و غیره در خسرو و شیرین نظامی با آن گره خورده و به طور کلی بسیاری از نیکی ها و رذیلت ها، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، با اندیشه مرگ و دیدن جزای آن بعد از این حادثه، تقویت شده است.
    کلیدواژگان: خسرو و شیرین، نظامی، مرگ، ادب تعلیمی، احکام ترغیبی و تحذیری
  • سعید حاتمی صفحات 139-168
    تمایل ذاتی انسان به شاد زیستن و برخورداری از آرامش درون در رباعی های فارسی به صورت آموزه هایی اخلاقی متجلی شده است؛ چنانکه این آموزه همواره یکی از مضامین تعلیمی اصلی و محوری در این قالب شعری بوده است. پژوهنده در این جستار با تامل در رباعی های مشهورترین رباعی سرایان ایرانی تا قرن هشتم ه. ق. کوشیده است، ضمن بررسی کیفیت و تمایز بازتاب این آموزه ها در آثار آنان با ریشه یابی پشتوانه های اجتماعی و فکری اندیشه دعوت مخاطب به اغتنام فرصت، تساهل و شادی طلبی، تاثر این اندیشه را از اوضاع اجتماعی و فکری جامعه دریابد. بر اساس یافته های این پژوهش، آموزه های اخلاقی رباعی سرایان ایرانی در این خصوص، ضمن تاثیرپذیری عمیق از اوضاع اجتماعی و جریان های فکری و سیاسی، با وجود شباهت به اندیشه اصالت لذت در طرز تلقی از معنای شادی و آرامش و راهکارهای دستیابی به آن، پشتوانه های فکری عمیق و مستقل از مکتب اصالت لذت (اپیکوریسم) دارد. پشتوانه هایی که در نوع ینی و نگرش انسان شناسانه آنان ریشه دارد.
    کلیدواژگان: اغتنام فرصت، رباعی های فارسی، گرایش‎های فکری، اوضاع اجتماعی
  • ناصر ناصری تازه شهری، سینا ترکاشوند، فرامرز محمدی پویا صفحات 187-212
    پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای منطق الطیر عطار بر اساس ساحت های تربیتی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و به روش تحلیل محتوای کیفی و مفهومی صورت پذیرفته است. بدین منظور، ابتدا مولفه های سند تحول بنیادین در هر یک از ساحت های تربیتی تبیین شده است؛ بدین صورت که برای ساحت تربیت اعتقادی- عبادی 43 مولفه، برای ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی 15 مولفه، برای ساحت تربیت زیستی و بدنی 4 مولفه، برای ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری 7 مولفه، برای ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای 7 مولفه و برای ساحت تربیت علمی و فناوری 6 مولفه تبیین شد و سپس منطق الطیر عطار نیشابوری بر اساس این مولفه ها تحلیل شد. یافته ها نشان داد که ارتباط زیادی بین ساحت های تربیتی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و منطق الطیر عطار، به عنوان یکی از ارزشمندترین متون اسلامی- عرفانی، وجود دارد و منطق الطیر سرشار از مباحثی است که کل وجود انسان را مورد خطاب قرار داده است و تربیت همه جانبه انسان را شامل می شود و هیچ جنبه ای از وجود انسانی را فروگذار نکرده است؛ پس منبعی این چنین ارزشمند باید در بطن فرایند تعلیم و تربیت و بالاخص اسناد بنیادی نظام تعلیم و تربیت که زمینه ساز تحولی عظیم در کل جامعه است، گنجانده شود و از رهنمودهای آن برای پر ثمر نمودن تحولات آموزشی بهره برده شود.
    کلیدواژگان: منطق الطیر عطار نیشابوری، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ساحت های تربیت