فهرست مطالب

جغرافیای اجتماعی شهری - پیاپی 7 (تابستان 1395)
  • پیاپی 7 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • احمد پوراحمد، محمد رحمانی اصل، اصغر حیدری، محسن شیخ زاده صفحات 1-17
    امروزه توسعه روز افزون مناطق شهری، افزایش جمعیت و افزایش مصرف مواد تجزیه ناپذیر سبب شده است که یکی از دغدغه های اصلی مدیریت شهری، چگونگی دفع پسماندها باشد. با توجه به پیچیدگی مسائل شهری استفاده از مدل ها و تکنیک های جدید به خصوص مدل های تصمیم گیری چندمعیاره و نیز تلفیق آن ها با سیستم اطلاعات جغرافیایی از ابزارهای کارآمد در جهت شناسایی پهنه های مناسب جهت دفن پسماند به شمار می آیند؛ لذا در این پژوهش از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره AHP به منظور وزن دهی و از مدل SAW جهت تلفیق لایه های موثر در مکان یابی محل دفن زباله در شهر کهنوج استفاده شده است. در این باره از 16 معیار استفاده شد که عبارتند از: فاصله از اراضی کشاورزی و باغ ها، کاربری اراضی، فاصله از پهنه های سیل گیر، فاصله از مسیل، فاصله از قنات، فاصله از چاه های آب شرب، جهت باد، فاصله از شهر کهنوج، فاصله از مراکز روستایی و نقاط سکونتگاهی، فاصله از خطوط ارتباطی، فاصله از شهرک صنعتی، فاصله از خطوط انتقال نیرو، فاصله از گسل، نوع خاک، شیب و در نهایت جنس سنگ بستر استفاده شد. بر اساس نتایج تحقیق، اراضی شهرستان از نظر قابلیت دفن پسماند در 4 طیف خیلی مناسب، نسبتا مناسب، نسبتا نامناسب و خیلی نامناسب طبقه بندی شد. اراضی با قابلیت خیلی مناسب 2/5201 هکتار و اراضی با قابلیت نسبتا مناسب 4/5137 هکتار می باشد. در نهایت از بین پهنه های با قابلیت خیلی مناسب، دو مکان برای دفن پسماندهای شهر کهنوج پیشنهاد شد؛همچنین، نتایج نشان داد که از بین مکان های دفن فعلی شهر کهنوج، سایت شماره 1 در طبقه خیلی نامناسب قرار دارد و اصلا عاقلانه نیست که استفاده از آن برای دفن پسماند ادامه یابد و سایت شماره 2 در طبقه خیلی مناسب قرار دارد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، محل دفن زباله، مدل SAW، سیستم اطلاعات جغرافیایی، شهر کهنوج
  • محمد رحیمی، فاطمه پازند صفحات 19-37
    سطح کیفیت زندگی جامعه محلی با مراحل مختلف مدل چرخه حیات گردشگری در ارتباط است. در نظریه های متعدد اعتقاد بر این است چرخه حیات گردشگری، که عموما بر ظرفیت تحمل اجتماعی استوار است، در طول مراحل اولیه توسعه تغییرات مثبتی در سطح کیفیت زندگی ساکنان مقصد ایجاد می شود؛ ولی در ادامه، زمانی که ظرفیت تحمل یا سطح تغییرات قابل قبول جامعه به آستانه خود برسد، تغییرات منفی ناشی از توسعه گردشگری در جامعه نمایان خواهد شد و به تدریج، کیفیت زندگی ساکنان مقصد تنزل خواهد کرد؛ به همین منظور، در این پژوهش سعی شده است پیامدها و اثرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاصل از توسعه گردشگری بر توسعه شهر با رویکرد ارتقاء کیفیت زندگی در شهر گچساران (دوگنبدان) از دیدگاه کارشناسان امر بررسی شوند و از این طریق، راهکارهایی در جهت توسعه شهر گچساران پیشنهاد شده است. برای رسیدن به هدف تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه و برای تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار SPSS استفاده شده است. این تحقیق بر اساس موضوع از نوع پژوهش های موردی و برحسب محتوا از نوع تحقیقات کاربردی است؛ که به تعیین و تفسیر متغیرهای مستقل و وابسته خواهد پرداخت. رویکرد تحقیق نیز از نوع اثبات-گرایی بوده و به وسیله آزمون همبستگی پیرسون به اثبات رابطه بین متغیرها می پردازد. در نهایت با تحلیل های صورت گرفته در این پژوهش بین رونق گردشگری و بهبود کیفیت زندگی رابطه معناداری وجود دارد؛ همچنین، بین گسترش گردشگری و توسعه شهر رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد.
    کلیدواژگان: گردشگری، توسعه شهر، کیفیت زندگی، شهر گچساران
  • مصطفی شاهینی فر، مهدی خداداد، مریم بیرانوندزاده، نوبخت سبحانی صفحات 39-56
    یکی از پارادایم هایی که در دهه های پایانی قرن بیستم به منظور توسعه ظرفیتی شهر شکل گرفته، الگوی شهر فشرده است. در این الگو حالت های پایدار برای حمل و نقل، کاربری ترکیبی، همبستگی اجتماعی و توسعه فرهنگی کارایی خاصی پیدا نموده و سبب ایجاد فضاهایی با تعامل اجتماعی بالا، مصرف انرژی کم تر و درجه بالای دسترسی برای شهروندان می شود. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ظرفیتی فرم شهر با تاکید بر الگوی شهر فشرده در شهر گرگان می باشد که از روش توصیفی– تحلیلی و پیمایش میدانی استفاده شده است. در این پژوهش، شهر گرگان به چهار منطقه شهری جهت سنجش پتانسیل هر منطقه برای اجرای الگوی شهر فشرده تقسیم شده است؛ همچنین، از هشت شاخص تراکم جمعیتی، زمین های بایر و خالی، تراکم ساختمانی و دانه بندی قطعات، نظام دسترسی ها، اختلاط کاربری-ها، دسترسی به زیرساخت های شهری، دسترسی به حمل و نقل شهری و دسترسی به مسیرهای پیاده رو استفاده شده-است. یافته های به دست آمده از تحلیل فضایی- مکانی با استفاده از نرم افزار ArcGIS و روش های تصمیم گیری چند معیاره MADM و مدل SAR، منطقه چهار با ضریب 41/6 Vat= دارای بیشترین پتانسیل و منطقه 1 با 7/12 Vat= دارای کمترین پتانسیل جهت پیاده سازی الگوی رشد فشرده شهری است. بررسی کالبدی فضایی شهر گرگان نشان می دهد که این شهر در برخی مناطق دارای پراکندگی در فرم و ساختار خود است. منطقه چهار شهر گرگان با بیشترین اختلاط کاربری ها، بیشترین دسترسی محله ای، بیشترین زمین های خالی جهت رشد هوشمند شهری و بیشترین دسترسی به حمل و نقل عمومی، زیرساخت های شهری و مسیرهای پیاده رو دارای بیشترین پتانسیل جهت رشد فشرده شهری است.
    کلیدواژگان: فرم کالبدی شهر، شهر فشرده، روش های تصمیم گیری چند معیاره MADM، شهر گرگان
  • حجت الله شرفی، غلامعلی خمر، علی اشکبوس صفحات 57-73
    گسترش شهر، شهرنشینی و افزایش تدریجی تعداد شهرهای بزرگ در جهان، به خصوص در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران از یک طرف و رشد شهرها، تمرکز و تجمع جمعیت و افزایش بارگذاری های محیطی و اقتصادی بر بستر آن ها از طرف دیگر، ضمن توجه بیشتر به شهرها، منجر به پذیرش نقش ها و عملکردهای متعدد آن ها شده است. هدف این پژوهش، مدیریت توسعه فیزیکی شهر دهدشت با استفاده از مرزهای رشد شهری، جهت جلوگیری از تغییر کاربری اراضی درجه یک و حاصل خیز کشاورزی و تغییر جهت رشد در زمین های درجه دو و سه در جهت توسعه پایداری روستاهای پیرامون منطقه است. روش تحقیق، بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی بوده است و به منظور گردآوری اطلاعات ابتدا به روش کتابخانه ای، اسنادی و میدانی و سپس تحلیل ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزار گوگل ارث مورد بررسی قرار گرفت. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد که رشد کنونی شهر دهدشت باعث تخریب زمین های بکر کشاورزی در جهات شمال و شمال غربی می شود که این امر، متضاد با توسعه پایدار نواحی و روستاهای اطراف است و باید با یک برنامه ریزی اصولی نسبت به تغییر جهت توسعه فیزیکی شهر، رشد شهر به قسمت غرب و جنوب شرقی که زمین ها از اهمیت کمتری برخوردارند، هدایت شود.
    کلیدواژگان: توسعه فیزیکی، مرزهای رشد شهری، توسعه پایدار، شهر دهدشت
  • احسان کریمی، فرهاد باباجمالی، فرهاد جوانرویی صفحات 75-92
    امروزه به کارگیری چارچوب های معرفتی و نظری یک رشته در رشته دیگر به معنای اختلاط میان رشته ها تلقی نمی شود؛ بلکه هرگاه نتوان پاره ای از مسائل را در رشته ای جویا شد، یاری گرفتن از رشته های دیگر، به آشکارسازی موضوع کمک خواهد نمود. با چنین رویکردی در این پژوهش سعی برآن است با توجه به مبانی نظریه-هایی که تا کنون در علوم جغرافیایی (ژئومورفولوژی) نسبت به استقرار مراکز جمعیتی و مدنیت های دیرینه در ایران شکل گرفته] چگونگی استقرار جمعیت های انسانی گذشته ایران در این مکان ها بررسی شود. برای نیل به این مقصود، مطالعات اسنادی در حوزه دانش باستان شناسی و نظریه های جدید در حیطه دانش جغرافیا (معطوف به ریخت شناسی زمین در استقرار مدنیت های گذشته) و برداشت های میدانی همراه شده است. سپس با استفاده از GIS-RS، از طریق تلفیق باندهای طیفی، تفسیر چشمی، بارزسازی تصویر باندهای 5 ، 7 و 13 سنجنده لندست ETM+8 و همپوشانی لایه های وکتوری و رستری اقدام به مدل سازی سه بعدی در تحلیل های مکانی این محوطه ها شده است. نتایج نشان می دهد هرچند دیرینه شناسان در سکونت گزینی مراکز انسانی در گذشته به ابراز عقیده و نظرات مستقلی پرداخته اند که در جای خود ارزشمند است؛ اما در واقع، پاره ای از مسائل مانند شناخت فرم های زمین و یا هویت مکانی که مستعد چنین تمرکزی بوده به درستی روشن نشده است؛ به همین دلیل، آمایش این مراکز به عنوان هویت های مدنی و باستانی ایران و یا هرگونه مدیریتی در این محوطه ها دچار چالش های عدیده ای بوده است. بارزسازی گذشته این محوطه ها که مطمح نظر این پژوهش است، می تواند در مدیریت و برنامه ریزی پایدار و حفظ میراث های گذشته سودمند باشد.
    کلیدواژگان: ژئومورفولوژی، باستان شناسی، مدنیت، سیستم اطلاعات جغرافیایی، سنجش از دور
  • نسرین محمدی زاده صفحات 93-111
    کلیت بازار ایرانی به عنوان فضایی گردشگری حائز اهمیت است که لزوم در نظر گرفتن محورهای دسترسی به آن در نقش ورودی نقش بسزایی را در تشخص و خاطره انگیزی بازار ایفا می نماید. مساله تحقیق، عدم تعیین محورهای درخور ورودی برای بازار کرمان است. این پژوهش با هدف بررسی محورهای ورودی مناسب یعنی مسیرهای پیاده گردشگری در صدد این است که مولفه های کیفی مطلوبیت بخش این گونه از فضاهای شهری را در مورد ورودی بازار کرمان شناسایی نماید و بر اساس این مولفه ها، مسیرهای نمونه انتخاب شده را به عنوان محور ورودی بازار کرمان اولویت بندی نماید. بر این اساس، روش تحلیلی استفاده شده، روش تحلیل سلسله مراتبی فازی است که با در دست داشتن هدف مورد نظر پژوهش و معیارهای انتخاب شده از محتوای مفاهیم نظری و ارزیابی شده از منظر سه عامل کاربران فضا، متخصصان و مشاهده مستقیم از فضا به بررسی و تحلیل گزینه های انتخاب شده، بر اساس ساختار روش تحلیلی پژوهش می پردازد. مطالعه موردی، نشان دهنده این است که بر اساس معیارهای ارزیابی شده، محور تجلی از بیشترین مطلوبیت از نظر مولفه های کیفیت مسیرهای پیاده گردشگری به عنوان محور ورودی بازار کرمان برخوردار می باشد. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان دهنده این مدعاست که مولفه های کیفیت قرارگاه رفتاری، امنیت، سازگاری و کیفیت محیط کالبدی که از مولفه های اصلی کیفیت فضاهای شهری محسوب می شوند، ارتباط معناداری با سطح تعاملات اجتماعی و میزان حضور شهروندان در محورهای ورودی بازار کرمان دارند.
    کلیدواژگان: کیفیت فضای شهری، محور گردشگری، ورودی گردشگری، بازار کرمان
  • سعید ملکی، حیدر رخشانی مقدم، شاهرخ زادولی خواجه صفحات 113-130
    امروزه گردشگری سلامت از رو به رشدترین بخش های صنعت گردشگری در جهان است و به صورت یکی از صنایع جذاب در زمینه های اقتصادی، اشتغال زایی، معرفی فرهنگ ها و حتی ایجاد منافع سیاسی برای کشورها مطرح است. از این رو، هدف این تحقیق، بررسی نقاط قوت و فرصت های گردشگری سلامت کلان شهر تبریز و ارائه راهبردهای اجرایی برای توسعه آن می باشد. روش تحقیق، توصیفی– تحلیلی با ماهیت کاربردی است که برای جمع آوری اطلاعات از روش مصاحبه و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل استراتژیک SOAR و مدل ANP استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش جمعیت شهر تبریز، گردشگران، مسئولان مرتبط با امور گردشگری، استادان و کارشناسان (حدود 160000 نفر) است که حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. بر اساس نتایج به دست آمده، شهر تبریز با دارا بودن جاذبه های طبیعی (ظرفیت های مناسب چشمه های درمانی، آب درمانی و لجن درمانی) و همچنین متخصصان و قابلیت مختلف پزشکی و همسایگی با کشورهای مختلف ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و... قابلیت تبدیل به یک نمونه موفق گردشگری به خصوص گردشگری سلامت را داراست. از جمله راهبردهای موثر بر توسعه گردشگری سلامت در شهر تبریز نیز تدوین قوانین منسجم برای جذب گردشگری سلامت و سیاست گذاری کلان دولت برای رفع موانع گردشگری درمانی و ارائه تسهیلات بانکی برای بالا بردن کیفیت خدمات و تسهیلات ایجاد هماهنگی بر عناصر تاثیرگذار در سیستم برنامه ریزی گردشگری شهر و اخذ و تسهیل صدور ویزا برای گردشگران ورودی از کشورهای دیگر به ترتیب با امتیاز 1446/0 و 1256/0 بر اساس مدل ANP می باشد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی راهبردی، گردشگری سلامت، مدل سوآر، کلان شهر تبریز
  • محمد ویسیان، معصومه حسینی، طاها ربانی، علی موحد صفحات 131-149
    از مهم ترین مسائل موثر بر رفتارها در جوامع انسانی مقوله فرهنگ است. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، توسعه فرهنگی یکی از ابعاد اصلی فرایند توسعه محسوب می شود. بنابراین برای برنامه ریزی، تخصیص منابع و اعتبارات میان مناطق مختلف، شناسایی جایگاه منطقه در بخش مربوطه و سطح بندی برخورداری از مواهب توسعه ضروری است. هدف از این پژوهش، تعیین و تحلیل سطح توسعه فرهنگی و نابرابری ناحیه ای شهرستان های استان کرمانشاه با استفاده از مدل آنتروپی- ویکور است. جامعه آماری پژوهش، 14 شهرستان استان کرمانشاه است. رویکرد حاکم بر این پژوهش توصیفی- کمی و تحلیلی است. در این پژوهش از 20 شاخص فرهنگی برای سطح بندی و جایگاه هر یک از شهرستان های استان کرمانشاه در چهار سطح توسعه یافته (فرا برخوردار)، در حال توسعه (برخوردار)، توسعه نیافته (نیمه برخوردار) و محروم (نابرخوردار) بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش مبین آن است تنها شهرستان کرمانشاه در سطح توسعه یافته و رتبه اول قرار دارد و شهرستان های اسلام آباد غرب و صحنه در سطح در حال توسعه (برخوردار) و رتبه دوم قرار دارند. شهرستان های کنگاور، سنقر، هرسین، پاوه، سرپل ذهاب، گیلانغرب، قصر شیرین در سطح توسعه نیافته (نیمه برخوردار) و در رتبه سوم و شهرستان های روانسر، دالاهو، ثلاث باباجانی و جوانرود در سطح محروم (فروبرخوردار) و رتبه چهارم قرار دارند. یافته های حاصل نشان می دهد که نابرابری های فضایی فرهنگی، در سطح استان بسیار بالا است و تناسب چندانی با عدالت اجتماعی نداشته و لازم است به توزیع عادلانه منابع وخدمات فرهنگی در سطح توسعه فرهنگی توجه جدی شود.
    کلیدواژگان: نابرابری فضایی، توسعه فرهنگی، مدل ویکور، کرمانشاه
|
  • Ahmad Pourahmad, Mohammad Rahmani Asl, Asghar Haydari, Mohsen Shiekhzadeh Pages 1-17
    Nowadays the increasing development of urban areas, population growth and using irresolvable products have led waste disposal become a main concern for urban management. Due to the complexity of urban issue it is better to use new models and techniques especially multi-criteria decision-making models and combining them with geographic information system (GIS), to identify suitable areas for landfill. In this research multiple criteria decision making (AHP) techniques have been used for weighting and also SAW model has been used for integrating layers affecting the location of the landfill in Kahnooj. In this regard 16 criteria were used as follows: distance from agricultural lands and gardens and land use, distance from flood-prone area, watercourse, aqueduct, drinking water wells and wind direction, distance from Kahnooj, residential areas and urban centers, distance from communication lines, industrial zone, electric power lines and distance from faults, soil type, slope and bedrock. According to the results, town lands were classified based on suitability for landfill into 4 ranges: very good, fairly good, fairly bad or very bad. Lands with very good level were 5201/2 hectares, lands fairly level were 5137/4 hectares. Finally, two places were offered between lands with very appropriate features to bury the waste disposal in Kahnooj. The results showed that between existing landfills in Kahnooj town, site No. 1 is in a very bad level and it is not wise to continue using it for landfill and site No. 2 is very appropriate.
    Keywords: Zonation, Landfill, SAW, GIS, Kahnooj City
  • Mohammad Rahimi, Fatemeh Pazand Pages 19-37
    The level of quality of life style in local society is connected with different phases of tourism life cycle model which is generally dependent upon the capacity of social toleration. During the first phases of development, positive changes will be formed but by proceeding when the toleration capacity or level of acceptable changes in the society gets on the threshold, negative changes resulted from tourism development will appear and gradually the destination residents` the quality of life will demonetize. Therefore, this study tries to examine the economic, social and cultural positive consequences and effects resulted from tourism development on urban development through improving the quality of life attitude in Gachsaran city by experts and suggests strategies along with the development of Gachsaran city. In order to get to the aim of the study descriptive-analytic method, measurement type was used. In order to collect the data and analyses the study data questionnaire and SPSS software were utilized. This study according to subject is case study and according to content is a practical study that will deal with determining and explaining independent and dependent variables. The study attitude is positivism and will prove by Pierson`s correlation test. Finally, after done analysis in this study, there is a significant relation between tourism enhancement and upgrading the quality of life. Furthermore, there is an important relation between tourism development and urban development.
    Keywords: Tourism, Urban Development, Quality of Life, Gachsaran City
  • Mostafa Shahinifar, Mehdi Khodadad, Maryam Beyranvandzadeh, Nobakht Sobhani Pages 39-56
    One of the paradigms that in the last decades of the twentieth century has been formed in order to develop the urban potential is urban compact model. In this urban model, the sustainable transportation modes, combined use, social solidarity and cultural development has a special use. it causes the creation of spaces with high social interaction, lower power consumption and high degree of access for citizens. The aim of this study was to analyze the potentials of urban form with emphasis on the urban compact model in Gorgan city. A descriptive and analytical method and field study was used in this study. The city of Gorgan is divided into four metropolitan areas in order to evaluate the potential of each region to implement more urban compact model. The eight indicators of population density, barren and empty lands, building density, particle size distribution components, access systems, mixing land uses, access to infrastructure, access to public transport and to pedestrians and routes are also used. The obtained results from the analysis of space - location using GIS software and multi-criteria decision-making methods and MADM and SAR models indicates that the fourth area with factor 6/41 has the highest potential and the first area with 12/7 has the lowest potential for the implementation of urban compact model. The spatial and physical dissection of Gorgan indicated that in some areas of the city there are dispersions in form and structure. The fourth area with the high test mixing usages has the most accessible neibourhood, the most barren lands for urban growth, the greatest access to public transportation, to urban infrastructure and to walking routes has the most potential for the growth of urban compact.
    Keywords: Physical Urban Form, Urban Compact, Multi, Criteria Decision, Making Methods MADM, Gorgan City
  • Hojjatollah Sharafi, Gholamali Khammar, Ali Ashkboos Pages 57-73
    The expansion of urbanization and the gradual growth of major cities in the world, especially in developing countries like Iran on the one hand, and the growth of cities, concentration and centralization of population, economic growth and environmental loadings on the other hand, despite more attention to cities, have led to the acceptance of their several roles and functions. The purpose of this study is to manage the physical development of Dehdasht and its urban growth boundaries, to prevent change in firste rate land and agricultural land use and change the direction of growth in lower degree lands towards the sustainable development of villages near to this region. The present research is descriptive- analytics. The data were collected, first, by library and documentary methods and field study, then, data analysis were done by Geographical Information System (GIS) and Google earth software’s. The results showed that the current growth of Dehdasht will result in destruction of first rate and agricultural lands, especially in north and northwest regions; this is in contradiction with sustainable development of surrounding areas and villages. So, the direction of development should be changed towards the west and southeast parts which are not very important through a logical and basic plan.
    Keywords: Dehdasht, Management, Physical Development, Boundaries, Sustainable Development
  • Ehsan Karimi, Farhad Babajamali, Farhad Javanroei Pages 75-92
    Today, using scientific and conceptual frameworks of a field in another field is not deemed as interdisciplinary mixture. But when you cannot seek some subjects in a field, using other fields will help to reveal the subject. By this attitude in this study it was attempted to survey on the lodgment in the mentioned sites by the past human population in Iran considering the fundamentals of the theories which are used in geographical sciences (geomorphology) toward lodgment of population centers and ancient civilizations in Iran. In order to attain this aim, document studies in archaeology science area and new theories in geography science (following to morphology of earth in lodgment of past civilizations) were accompanied with field deductions. Then by using technics, GIS/RS software’s through combination of spectral bands, visual interpretation, revelation of 5, 7 and 13 bands images of ETM8 Landsat & overlapping vector and raster layers, 3D model in positional analyses in these sites were begun. The results show though archaeologists stated their independent opinions on choosing sites of human centers which is valuable by itself but in fact some of matters like knowing earth forms or positional identity which is prone to concentration have not been clarified. Therefore, preparing these centers as Iran`s civil and ancient identities or any kind of management in these sites are challenging. Revealing the history of these sites which is considered in this study can be efficient in management and consistent planning for keeping past heritage.
    Keywords: Geomorphology, Archaeology, Civilization, Remote Sensing, GIS
  • Nasrin Mohammadizadeh Pages 93-111
    The Totality of Iranian Bazaar has importance as a tourist attraction. therefore, considering entrance access is necessary to characterize and make this place memorable. The subject of this study is lack of determining interesting axes entrance of bazaar in Kerman city. The present study was undertaken to investigate proper entrance axes in the form of tourism routs to recognize qualitative criteria in the desirability of such urban spaces of the entry of Kerman bazaar. Sample routes were prioritized according to these criteria in order to choose entrance for Kerman bazaar. Analytic Fuzzy hierarchical method is used as analytical method in this research. Considering survey purpose and selected criteria of evaluated theoretical concepts, from three viewpoints; space- users, experts and direct space observation, selected options based on the structure of research method were analyzed. The case study shows according to evaluated criteria, Tamale axis involves the highest acceptability in qualitative criteria of tourism routs in the case of Kerman bazaar entrance. The results of this study shows qualitative criteria such as behavioral camp, security, harmony, safety, and quality of physical environment which are considered as the main component of urban space quality have a meaningful correlation with the level of social interaction and the presence of citizens in the areas of Kerman bazaar entrance.
    Keywords: Urban Quality, Space, Tourism Axis, Tourism Entrance, Bazaar of Kerman
  • Saeid Maleki, Haydar Rakhshani Moghaddam, Shahroq Zadvail Khajeh Pages 113-130
    Nowadays health tourism is one of the most developing sections of tourism industry in the world and is being raised as an attractive industry in the fields of economy, job creation, and introduction of cultures and even for developing political interests for countries. Hence, the purpose of this study is to evaluate strengths, health tourism opportunities of Tabriz Metropolitan and to provide executive strategies to develop health tourism. The research methodology of this study is descriptive - analytics with functional nature. Data were collected by interviewing method and they were analyzed by strategic SOAR and ANP models. The statistical population are the population of Tabriz, tourists, officials concern with tourism affairs, professors and experts (about 160000 people), and the sample size based on Cochrane formula was estimated about 400 people. According to the results, Tabriz with its natural attractions (appropriate capabilities of health spas, hydrotherapy, mud bath), as well as various medical specialists, different medical capabilities and common borders and neighboring with Turkey, Azerbaijan, Armenian. This city is capable of being a successful sample of tourism, especially health tourism. Some effective strategies to develop health tourism in Tabriz are unified legislation for health tourism, government macro policy to remove the obstacles of medical tourism, providing banking facilities to promote the quality of services and facilities to coordinate the influential elements in urban tourism planning system, and facilitating the issuance of visa for foreign tourists, with the scores of, respectively, 0, 1446 and 0. 1256, based on ANP model.
    Keywords: Strategic Planning, Health Tourism, SOAR Model, Tabriz Metropolitan
  • Mohammad Vaysian, Masoomeh Hosseini, Taha Rabbani, Ali Movahhed Pages 131-149
    Culture is one of the utmost important issues affecting behaviors in human communities. In most developing countries, the cultural development is taken into account as one of the main parameters of the development process. Thus to plan, and to allocate resources and funds between different regions, identifying the position of the region in the relevant sector and ranking the privilege of development benefits are essential. The present study aims to assess and analyze the level of cultural development and regional inequality among the towns of Kermanshah Province through Entropy-VIKOR model. A descriptive, quantitative and analytical research approach is used to describe the statistical population including 14 towns of Kermanshah Province. In this research project, 20 cultural indices have been used for ranking and positioning each town in four ranks including Developed (high -privileged), Developing (privileged), under developed (semi- privileged) and the least developed (not-privileged). The findings have revealed that only Islam Abad Qarb and Kermanshah (the capital of Kermanshah Province) are ranked first and among the developed towns; Sahneh is placed in the developing rank; Kangavar, Sonqor, Harsin, Paveh, Sarpol Zahab, Gilan Qarb, Qasre Shirin are among the under-developed towns, and Ravansar, Dalahou, Salas Babajani and Javanroud among the least developed ones. The results indicate that regional cultural inequalities are extremely high in the province and quite against the social equality, which significantly illustrates the necessity of equal distribution of cultural resources and services in terms of cultural development.
    Keywords: Regional Inequality, Cultural Development, VIKOR Model, Kermanshah