فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 6 (پیاپی 88، بهمن و اسفند 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/03
  • تعداد عناوین: 16
|
  • گزارش موردی
  • رضا رضازاده، آزاد محمدی *، سید صدرالدین شجاع الدین، ناصر بهپور، فرزانه آیرملوی صفحات 1-5
    زمینه و هدف
    سندروم PFAPA یا مارشال اختلال نسبتا جدید شناخته شده است. این عارضه با مجموعه ای از علائم، شامل دوره های راجعه تب، آفت دهانی، گلودرد و بزرگی غدد لنفاوی شناخته می شود. شروع بیماری معمولا قبل از سن 5 سالگی می باشد و در اکثر موارد تا سن بلوغ بهبودی می یابد. اخیرا در بالغین نیز گزارش شده است. لکوسیتوز و سدیمان بالای خون در طی حملات دیده می شود. حملات تب 6-3 روز به طول می انجامد. بازگشت حملات هر 3 تا 8 هفته می باشد. دوره حاد بیماری را می توان با تک دوز پردنیزولون 2-1 میلی گرم بر کیلوگرم درمان کرد. همچنین پروفیلاکسی با کلشی سین برای حملات تب به کار رفته است. این بیماری در اکثر موارد خود محدود شونده می باشد و معمولا بدون ایجاد عارضه بهبود می یابد.
    گزارش مورد: در این گزارش به مرد 27 ساله ای با تشخیص سندروم مارشال که از 8 سال قبل به صورت دوره ای دچار تب و لرز، گلودرد و آفت های دهانی شده اشاره می شود، علایم بیمار به دنبال مصرف تک دوز پردنیزولون سریعا کاهش یافت. در حملات بعدی نیز نامبرده با همین دارو درمان گردید.
    نتیجه گیری
    گزارش مذکور به این علت حائز اهمیت می باشد که این سندروم بسیار نادر بوده و از طرفی عدم پاسخ آن به درمان های رایج فارنژیت، لزوم تشخیص آن را بیشتر می کند.
    کلیدواژگان: سندروم مارشال، گلو درد، التهاب مخاط دهان
  • مقالات پژوهشی اصیل
  • افسانه تقی پور ششده، محمد امین طباطبایی فر، فاطمه نعمتی زرگران، فهیمه مرادی، نرگس زارع پور، مرتضی هاشم زاده چالشتری * صفحات 6-17
    زمینه و هدف
    ناشنوایی اختلالی حسی- عصبی و از شایع ترین نقایص مادرزادی است که بروز آن برابر یک در 500 نوزاد می باشد. ناشنوایی یک اختلال بسیار ناهمگن است و نیمی از موارد ناشنوایی با علل ژنتیکی مرتبط است؛ علل محیطی و ناشناخته مسئول باقیمانده می باشند. نوع غیرسندرومی حدود 70% موارد ناشنوایی را شکل می دهد. الگوی وراثت نزدیک به 80% این نوع ناشنوایی به صورت مغلوب اتوزومی است. جمعیت ایرانی به دلیل نرخ بالای ازدواج خویشاوندی منبع ژنتیکی باارزشی را جهت مطالعه این نوع ناشنوایی فراهم می آورد. در این مطالعه پیوستگی ژنتیکی لوکوس های DFNB48 (CIB2) و DFNB98 (TSPEAR) در ناشنوایی خانواده های ناشنوای غیرسندرومی مغلوب اتوزومی در استان خوزستان بررسی شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- آزمایشگاهی 300 فرد از 25 خانواده جهت تعیین نوع و شیوع جهش های دو لوکوس DFNB48 و DFNB98 در استان خوزستان بررسی شد. انتخاب خانواده ها دارای معیارهایی بود. خانواده های دارای والدین سالم، ازدواج خویشاوندی، وجود حداقل 2 فرد ناشنوا در خانواده و همچنین منفی بودن جهش GJB2 انتخاب شدند. 3 خانواده که برای جهش در GJB2 مثبت تشخیص داده شدند از مطالعه خارج شدند. آنالیز پیوستگی برای 22 خانواده با استفاده از 6 نشانگر STR داخلی یا نزدیک به این دو لوکوس انجام شد.
    یافته ها
    هیچ یک از خانواده های بررسی شده با آنالیز پیوستگی به لوکوس های DFNB48 و DFNB98 پیوستگی نشان نداد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتیجه این مطالعه به نظر می رسد جهش های ژن CIB2 و ژن TSPEAR اهمیت چندانی در بروز ناشنوایی در استان خوزستان ندارد.
    کلیدواژگان: DFNB48، DFNB98، ناشنوایی غیرسندررمی مغلوب اتوزومی، بررسی پیوستگی ژنتیکی
  • فاطمه عنصری، علی احمدی، جعفر سلیمیان * صفحات 18-25
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر، نقش کمبود ویتامین D در بروز و تشدید انواع آلرژی مورد توجه قرار گرفته و مطالعاتی در این زمینه انجام شده است. از آنجاییکه کمبود ویتامین D و نیز شیوع آلرژی از مسائل مهم حوزه سلامت است، هدف این مطالعه بررسی ارتباط سطح سرمی ویتامین D و IgE کودکان مبتلا به آلرژی نوع یک در شهر تهران می باشد.
    روش بررسی
    در یک مطالعه مقطعی، 112 کودک زیر 12 سال آلرژیک (48 دختر و 64 پسر) در شهر تهران بررسی شدند. سطح سرمی ویتامین D و IgE تام با روش الایزا تعیین شد. ویتامین D در 3 سطح کمبود (20> نانوگرم بر میلی لیتر)، ناکافی (30-20 نانوگرم بر میلی لیتر) و کافی (30< نانوگرم بر میلی لیتر) طبقه بندی شد. جهت تایید IgE اختصاصی از تست پوستی پریک استفاده شد. سپس داده ها توسط نرم افزار SPSS آنالیز شد.
    یافته ها
    میانگین سطح ویتامین D 64/17±14/27 نانوگرم بر میلی لیتر بود که در محدوده ناکافی قرار می گیرد. 4/38% افراد دارای ویتامین D طبیعی و 9/61% غیر طبیعی (5/20% ناکافی و 4/41% کمبود) بودند. کمبود ویتامین D با جنسیت دختر ارتباط داشت (03/0=P). اگرچه کمبود ویتامین D با افزایش سن افزایش می یافت اما میانگین آن بین گروه های سنی اختلاف معنی داری نداشت. هرچند در 8/43% سطح IgE تام بالاتر از سطح طبیعی بود اما بین سطح ویتامین D و IgE ارتباطی وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع ویتامین D غیر طبیعی در کودکان و تاثیر آن در بروز بیماری های آلرژیک، طراحی پروژه ملی و بررسی میزان نقص ویتامین D و ریسک فاکتورهای مرتبط با آن در کشور و آزمایشات غربالگری لازم به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آلرژی، کمبود ویتامین D، سطح سرمی IgE
  • محمد فتحی * صفحات 26-34
    زمینه و هدف
    بیشتر تغییرات ایجاد شده در اثر فعالیت های بدنی طی روند اپی ژنیک رخ می دهد که فاکتور رونویسی HDAC4 در این روند نقش محوری بازی می کند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی اثر یک دوره فعالیت استقامتی بر بیان ژن hdac4 در عضلات کند و تند انقباض بود.
    روش بررسی
    آزمودنی های این پژوهش تجربی 14 سر موش صحرایی (24±231 گرم) بودند که تحت شرایط استاندارد نگهداری شدند. بعد از آشنایی با پروتکل تمرینی به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (7=n) و تجربی (7=n) تقسیم شدند. گروه تجربی یک برنامه (30 متر در دقیقه، 50 دقیقه در هر جلسه، 6 جلسه در هفته به مدت 14 هفته) استقامتی را روی تردمیل اجرا کرد و سپس 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرینی همراه با گروه کنترل بی هوش و تشریح شدند، سپس عضله نعلی و عضله EDL آن ها خارج و با استفاده از روش Real time-PCR میزان بیان ژن hdac4 عضلات نعلی و EDL آن ها اندازه گیری شد. در پایان با استفاده از آزمون آماری t میانگین بیان ژن hdac4 گروه تجربی و کنترل ارزیابی و مقایسه شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد، 14 هفته فعالیت استقامتی موجب کاهش بیان ژن hdac4 در عضله نعلی (کند انقباض) می شود به طوری که میزان بیان این ژن در عضله نعلی گروه تجربی به طور معنی داری (0001/0=P) کمتر از گروه کنترل بود. اما در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری (76/0=P) در بیان ژن hdac4 در عضله EDL گروه تجربی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    این تحقیق نشان داد که علیرغم یکسان بودن شدت و مدت فعالیت استقامتی، بیان ژن hdac4 در عضلات تند و کند انقباض متفاوت بود. کاهش میزان بیان ژن hdac4 در عضله نعلی احتمالا نشان دهنده رفع فشردگی کروماتین باشد که آغازیست بر بیان ژن های درگیر در فعالیت استقامتی در عضله اسکلتی کند انقباض.
    کلیدواژگان: ژن hdac4، تمرین استقامتی، عضله
  • مینا حجازی زاده، غلامرضا مطلب *، احمد یگانه مقدم، رضوان طلایی صفحات 35-43
    زمینه و هدف
    سرطان مری توزیع و شیوع جغرافیایی بسیار متغیری نسبت به سایر انواع سرطان های شایع دارد. شیوع سرطان مری در ایران بسیار بالا می باشد. عوامل ژنتیکی مخصوصا انکوژن ها از جمله عواملی است که در ایجاد و پیشرفت سرطان در بافت ها موثر هستند. در این میان ژن CYP1A1 (سیتوکروم P450، خانواده 1، زیر خانواده A، پلی پپتید 1) یکی از زیر خانواده های سیتوکروم P450 است که در سرطان مری نقش دارد، لذا هدف این تحقیق ارزیابی بیان ژن CYP1A1 در بیماران مبتلا به سرطان مری می باشد.
    روش بررسی
    در این پروژه 30 نمونه پارافینه (شامل 15 نمونه مربوط به بیماران مبتلا به سرطان مری و 15 نمونه کنترل از افراد سالم) مربوط به سال های 1391-1384 جمع آوری گردید و با استفاده از تکنیک Real-time PCR بیان ژن CYP1A1 مورد بررسی قرار گرفت. همه ی آنالیزها توسط نرم افزار (Spss، Inc.، Chicago، IL) انجام شد. این تحقیق به روش Historical cohort study انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده ی کاهش بیان ژن CYP1A1 در گروه بیمار می باشد که این کاهش بیان در مقایسه با گروه سالم معنی دار بود (05/0>P) و اختلاف معنی داری بین بیان ژن در دو جنس زن و مرد مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دهنده ی کاهش بیان ژن CYP1A1 در گروه بیمار می باشد.
    کلیدواژگان: سرطان مری، ژن CYP1A1، Real-time PCR
  • فاطمه هاشمی شهرکی، محمدعلی نصیری خلیلی *، سیروس خدادادی، غلامحسین ریاضی صفحات 44-52
    زمینه و هدف
    در دهه های اخیر مطالعات بسیاری بر روی دینامیک پلیمریزاسیون دایمرهای توبولینی و نیز فاکتورهای موثر بر آن انجام شده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، لیپوپلی ساکارید (LPS) به صورت غیرمستقیم و از طریق مسیرهای آنزیمی، با هایپرفسفریلاسیون پروتین تاو، انفصال آن از میکروتوبول و در نهایت ناپایدارسازی شبکه های میکروتوبولی، در القاء بیماری های تحلیل برنده سیستم عصبی به خصوص آلزایمر نقش دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مستقیم LPS در شرایط in vitro بر ساختار و دینامیک پلیمریزاسیون توبولین ها می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه، توبولین های موشی طی دو سیکل پلیمریزاسیون/ دپلیمریزاسیون و به دنبال آن عبور از ستون کروماتوگرافی سلولز فسفات تخلیص شد. خلوص نمونه به دست آمده با استفاده از روش SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت. تغییر در ساختارهای دوم و سوم، و نیز دینامیک پلیمریزاسیون توبولین در حضور غلظت های مختلف LPS (5 پیکومولار، 5 نانومولار، 50 نانومولار، 5/0 میکرومولار و 5 میکرومولار) به ترتیب با بهره گیری از تکنیک دورنگ نمایی دورانی (CD)، سنجش نشر فلورسانس ذاتی و کدورت سنجی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از SDS-PAGE خلوص دایمرهای توبولینی را تایید نمود. مطالعات دورنگ نمایی دورانی و نشر فلورسانس ذاتی، به ترتیب تغییر در ساختارهای دوم و سوم توبولین را در حضور LPS نشان دادند. نتایج حاصل از مطالعه کدورت سنجی نیز تاثیر LPS در کاهش پلیمریزاسیون دایمرهای توبولینی را نشان داد.
    نتیجه گیری
    بر اساس مطالعه صورت گرفته LPS قادر است طی میان کنش با دایمرهای توبولینی و تغییر در ساختارهای دوم و سوم، تمایل آن ها را برای برهمکنش با یکدیگر و پلیمریزاسیون کاهش می دهد. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد LPS علاوه بر اثرات غیرمستقیم خود در ناپایدارسازی شبکه های میکروتوبولی، بتواند طی میان کنش مستقیم با دایمرهای توبولینی و اختلال در دینامیک پلیمریزاسیون آن ها نیز در القاء بیماری های تحلیل برنده سیستم عصبی به خصوص آلزایمر نقش ایفا کند.
    کلیدواژگان: توبولین های موشی، لیپوپلی ساکارید، پلیمریزاسیون، میکروتوبول، بیماری آلزایمر
  • فضل الله میردریکوند، محمدعلی سپهوندی، نسرین سادات حسینی رمقانی *، هادی پناهی، طاهره صادقی صفحات 53-64
    زمینه و هدف
    عملکرد عصب شناختی بیماران با اختلالات اضطرابی مخصوصا اختلال اضطراب اجتماعی، توجه خیلی کمی را دریافت کرده است. این مطالعه به منظور مقایسه یکی از کارکردهایی اجرایی مرکزی، یعنی کارکرد تغییر کردن، در دو گروه مضطرب اجتماعی و گروه بهنجار، طرح شده است. عملکرد در این کارکرد از دو بعد اثربخشی عملکرد و کارآمدی پردازش مورد بررسی قرار گرفته است.
    روش بررسی
    طرح مطالعه یک طرح علی مقایسه ای بود. بدین منظور 24 نفر بیمار مبتلا به اضطراب اجتماعی و 24 فرد بهنجار به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه اضطراب اجتماعی، مقیاس تلاش ذهنی صرف شده و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین بر روی آنان اجرا گردید. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS، و آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاکی از تفاوت معنی دار دو گروه در هر دو بعد عملکرد در کارکرد تغییر کردن یعنی کارآمدی پردازش (001/0P<) و اثربخشی عملکرد (001/0P<) بود. به این صورت که گروه مضطرب اجتماعی عملکرد ضعیف تری نشان دادند.
    نتیجه گیری
    گروه مضطرب اجتماعی در مقایسه با گروه بهنجار در کارکرد تغییر کردن حافظه فعال نقص هایی را نشان دادند که این نقص ها منطبق با مدل های شناختی تبیین کننده اختلالات اضطرابی، مخصوصا نظریه کنترل توجه، می باشد.
    کلیدواژگان: اختلال اضطراب اجتماعی، اثربخشی عملکرد، کارآمدی پردازش
  • عباس بخشی پور، مجید محمود علیلو، مجید پور فرج عمران * صفحات 65-74
    زمینه و هدف
    باتوجه به مطرح شدن نقش عوامل شناختی مختلف در مورد آسیب شناسی اختلالاتی مانند وسواس و اضطراب فراگیر، هدف پژوهش حاضر مقایسه این عوامل شامل آمیختگی فکر- عمل، مسئولیت/ بیش ارزیابی تهدید، اهمیت و کنترل افکار و کمال طلبی/ قطعیت، در اختلالات وسواس فکری- عملی، اضطراب فراگیر و افسردگی و گروه بهنجار می باشد تا نقش این عوامل در آسیب شناسی اختلالات مذکور مشخص تر گردد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی- مقایسه ای است. جامعه ی آماری کلیه افراد بیماری که از دی ماه 1393 تا خرداد 1394 به بیمارستان شهید زارع ساری مراجعه کرده بودند می باشد. از افراد مبتلا به اختلالات مختلف وسواس فکری- عملی، اضطراب فراگیر و افسردگی اساسی هر کدام 30 نفر از بیمارستان ها و مراکز درمانی شهر ساری و 30 نفر نیز از افراد بهنجار که سابقه هیچگونه اختلال روانی نداشتند از همراهان و کارکنان بیمارستان مذکور به عنوان گروه مقایسه بهنجار انتخاب شدند و پرسشنامه های باورهای وسواسی و آمیختگی فکر و عمل را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس نشان داد، گروه مبتلا به اختلال وسواس در مقایسه با سایر گروه ها نمره بیشتری در آمیختگی فکر- عمل، مسئولیت/ بیش ارزیابی تهدید، اهمیت و کنترل افکار کسب نمود (001/0>P). اما در کمال طلبی/ قطعیت تفاوت معنی داری بین گروه وسواسی و اضطراب فراگیر وجود نداشت (086/0P>). همچنین در گروه وسواسی و اضطراب فراگیر در تمام عوامل شناختی مذکور نسبت به گروه افسرده و بهنجار نمرات بیشتری کسب نمودند (001/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل حاکی از آن است که به نظر می رسد آمیختگی فکر- عمل، مسئولیت/ بیش ارزیابی تهدید، اهمیت و کنترل افکار بیشتر اختصاصی اختلال وسواس اند؛ اما کمال طلبی/ قطعیت چندان اختصاصی اختلال وسواس نیست و به عنوان عامل آسیب پذیری مشترک اختلال وسواس و اضطراب فراگیر است.
    کلیدواژگان: عوامل شناختی، وسواس فکری، عملی، اضطراب فراگیر، افسردگی اساسی
  • سعید عرفان پور، کوروش اعتماد *، داوود خلیلی، سهیلا خداکریم، سارا کاظم پور اردبیلی، فرزاد حدائق، فریدون عزیزی صفحات 75-90
    زمینه و هدف
    بیماری مزمن کلیوی اختلالی شایع است که با افزایش خطر بیماری های قلبی- عروقی، نارسایی کلیه و بروز عوارض دیگر همراه است. پیر شدن جمعیت و رشد شیوع جهانی دیابت و فشار خون بالا باعث افزایش شیوع بیماری مزمن کلیوی در سراسر جهان شده است. در این مطالعه ما به بررسی خطر دیابت، فشار خون بالا و برهمکنش آن ها بر بروز بیماری مزمن کلیوی پرداختیم.
    روش بررسی
    این مطالعه یک مطالعه ثانویه بر داده های مطالعه قند و لیپید تهران است. در این مطالعه یک جمعیت 7342 نفری20 سال و بالاتر (8/46% مرد) مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا شرکت کنندگان به 4 گروه تقسیم شدند: گروه اول: شامل افراد بدون دیابت و بدون فشار خون بالا، گروه دوم: افراد دارای دیابت و بدون فشار خون بالا، گروه سوم: افراد بدون دیابت و دارای فشار خون بالا و گروه چهارم: افراد دارای هر دو عامل دیابت و فشار خون بالا بودند. سپس با استفاده از مدل رگرسیونی چند متغیره کاکس نسبت مخاطره هر گروه نسبت به گروه اول و با تعدیل متغیرهای سن، میزان پالایش گلومرولی، تحصیلات، وضعیت سیگار کشیدن، کلسترول سرم، تری گلیسیرید سرم، HDL سرم، نمایه توده بدنی و نمره گرایش محاسبه شد.
    یافته ها
    در مردان گروه دوم، دیابت (بدون فشار خون بالا) با نسبت مخاطره (69/2-39/1)94/1 و در مردان گروه سوم فشار خون بالا (بدون دیابت) با نسبت مخاطره (96/1-27/1)58/1 هر دو عامل خطر بیماری مزمن کلیوی بودند. به همین ترتیب در زنان نیز نسبت مخاطره دیابت و فشار خون بالا به ترتیب (51/1-93/0)18/1 و (47/1-05/1)24/1 بود. همچنین در مردان و زنان دیابت با فشار خون بالا برهمکنش معنی داری در بروز بیماری مزمن کلیوی نداشتند.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان می دهد که فشار خون بالا بدون توجه به حضور یا عدم حضور دیابت در هر دو جنس یک عامل خطر مستقل در بروز بیماری مزمن کلیوی می باشد.
    کلیدواژگان: دیابت، فشار خون بالا، بیماری مزمن کلیوی
  • المیرا عابدی، شیوا خضری *، سید میثم ابطحی فروشانی صفحات 91-101
    زمینه و هدف
    در تحقیقات اخیر به افزایش سطح دوپامین در مغز موش های مبتلا به آنسفالومیلیت خود ایمن تجربی (EAE) اشاره شده است. همچنین مشخص شده است که دوپامین می تواند عملکرد سلول های ایمنی را تنظیم کند. در این مطالعه اثرات درمانی کلرپرومازین به عنوان یک آنتاگونیست دوپامین بر روند EAE(مدل حیوانی بیماری ام اس) بررسی شد، همچنین پاسخ های لنفوسیت های T کمکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، آنسفالومیلیت خود ایمن تجربی توسط نخاع هموژنیزه شده خوکچه هندی و ادجوانت کامل فروند در موش های صحرایی نر نژاد ویستار القاء شد. حیوانات در دو گروه 7 سری قرار گرفتند. درمان با کلرپرومازین (10 میلی گرم بر کیلوگرم- روزانه و به صورت داخل صفاقی) از زمان بروز علائم ناتوانی در گروه درمانی (روز 12) آغاز گشت. گروه کنترل تنها حلال دارو (آب مقطر) را با همان برنامه دریافت نمودند. علائم بالینی تا زمان کشتار موش ها یعنی روز 36 روزانه ثبت گردید. میزان تکثیر به وسیله آزمون MTT و میزان تولید سیتوکین ها به وسیله ELISA در سلول های طحالی سنجیده شد.
    یافته ها
    تجویز کلرپرومازین پس از بروز علائم به طور معنی داری موجب تخفیف شدت علائم بالینی گشت. همچنین کلرپرومازین موجب کاهش معنی دار (01/0P<) تولید سیتوکین پیش التهابی 17-IL همزمان با افزایش سطح سیتوکین ضد التهابی IL-10 (05/0P<) در موش های صحرایی گروه درمان نسبت به گروه شاهد شد. از سوی دیگر، شدت تکثیر لنفوسیتی نیز در موش های صحرایی گروه تیمار نسبت به گروه شاهد کاهش معنی داری (05/0>P) یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد کلرپرومازین می تواند سیتوکین های التهابی را کاهش داده و بیماری ام اس را کنترل کند.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، آنسفالومیلیت تجربی خود ایمن، کلرپرومازین، پاسخ لنفوسیتی
  • سجاد بشرپور *، سجاد خانجانی، علی اکبر فروغی صفحات 102-114
    زمینه و هدف
    رفتارهای خود جرحی در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی یکی از علایم مهم این اختلال بوده و با پیامدهای مضر همراه می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی اقدام به رفتار خود جرحی در مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بر اساس سطوح تحمل آشفتگی و دلسوزی به خود انجام گرفت.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. کلیه مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که در نیمه اول سال 1393 به بخش روان پزشکی بیمارستان امام سجاد (ع) تهران مراجعه کرده بودند، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. از بین جامعه آماری فوق، تعداد 94 نفر به روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شده و بعد از مصاحبه بالینی، پرسشنامه خود آسیبی عمدی و مقیاس های تحمل آشفتگی و دلسوزی به خود را تکمیل کردند. سپس داده های به دست آمده نیز با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با نرم افزار SPSS تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد رفتارهای خود جرحی با نمره کلی تحمل آشفتگی (26/0-r=، 012/0>P) و نمره کلی دلسوزی به خود (31/0-r=، 002/0>P) رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 13% از کل واریانس رفتارهای خود جرحی به وسیله تحمل آشفتگی (23/3 F=، 01/0>P) و 31% آن به وسیله دلسوزی به خود (55/6 F=، 001/0>P) پیش بینی می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که عدم تحمل آشفتگی و دلسوزی به خود پایین می تواند رفتارهای خود جرحی را در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی پیش بینی کند.
    کلیدواژگان: تحمل آشفتگی، دلسوزی به خود، رفتارهای خود جرحی، اختلال شخصیت مرزی، مردان
  • شایا فلاحی، زهرا هوشمندی *، محبوبه سترکی صفحات 115-124
    زمینه و هدف
    نانوذرات به دلیل اندازه کوچک و خواص فیزیکوشیمیایی منحصر به فرد کاربرد گسترده ای در صنایع داروسازی، ساختمان سازی، مواد غذایی و لوازم آرایش پیدا کرده اند. افزایش تولید و مصرف نانوذرات سنتزی سبب افزایش نگرانی در رابطه با اثرات جانبی منفی آن ها بر سلامتی انسان شده است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثر نانوذره Fe4NiO4Zn بر میزان ترشح هورمون های تیروئیدی و TSH و همچنین بافت تیروئید بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 24 رت نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 3 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل 5/0 میلی لیتر سرم فیزیولوژی و گروه دوم و سوم 5/0 میلی لیتر محلول نانوذره Fe4NiO4Zn را در غلظت هایppm 100و 200 به مدت 7 روز متوالی دریافت کردند. غلظت هورمون های TSH و تیروئیدی در روزهای 2، 7 و 14 تعیین گردید. در روز 14 بافت تیروئید تحت بی هوشی عمیق خارج شده و مورد بررسی بافت شناسی قرار گرفت.
    یافته ها
    تزریق صفاقی نانوذره Fe4NiO4Zn سبب کاهش معنی داری در غلظت TSH و افزایش معنی داری در غلظت هورمون T4 شد. نانوذره Fe4NiO4Zn تاثیر معنی داری بر سطح هورمون T3 نداشت. نانوذره Fe4NiO4Zn سبب تغییرات بافتی غده تیروئید شامل التهاب و بزرگ شدن فولیکول های شد.
    نتیجه گیری
    نانوذره Fe4NiO4Zn قادر است با تاثیر بر محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آندوکراین و آسیب فولیکول های تیروئید ترشح هورمون های TSH و تیروکسین را تحت تاثیر قرار دهد.
    کلیدواژگان: Fe4NiO4Zn، هورمون های تیروئیدی، TSH، رت
  • داریوش جلالی *، اصغر آقایی، سید کمال صولتی صفحات 125-139
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر کاربرد شیوه های روان شناختی در جهت کنترل فشار خون گسترش یافته اند؛ لذا این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بومی شده (nMBCT) ایرانی- اسلامی و درمان شناختی- رفتاری (CBT) بر میزان فشار خون کارکنان به مرحله ی اجرا درآمد.
    روش بررسی
    در یک طرح پژوهشی نیمه تجربی تعداد 54 نفر از کارکنان شرکت های خدمات رسان آب و فاضلاب، برق و مخابرات استان چهارمحال و بختیاری که فشار خون سیستولیک 140 و بالاتر و دیاستولیک 90 و بالاتر داشتند، به صورت طبقه ای نسبتی تصادفی انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 18 نفر) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش (1) طی 8 جلسه 120 دقیقه ای (nMBCT) و گروه آزمایش (2) طی 8 جلسه 120 دقیقه ای (CBT) را دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در مرحله ی پیش آزمون تفاوت معنی داری بین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک گروه های آزمایش و کنترل وجود ندارد؛ اما در مرحله ی پس آزمون و پیگیری، nMBCT و CBT در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنی داری در کاهش فشار خون موثر بودند (01/0P£). به علاوه مشخص شد که در مرحله ی پس آزمون میزان تاثیر nMBCT در کاهش فشار خون بالاتر از CBT است، ولی در مرحله ی پیگیری تفاوت معنی داری بین آن ها وجود نداشت (01/0
    نتیجه گیری
    نتیجه گیری شد که شیوه های روان درمانی و به خصوص nMBCT بر کاهش میزان فشار خون کارکنان تاثیر پایدار دارند.
    کلیدواژگان: فشار خون، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، بومی سازی، درمان شناختی، رفتاری
  • مصطفی خضری، محراب آقازاده * صفحات 140-148
    زمینه و هدف
    مکان یابی تاسیسات شهری و به طور خاص تصفیه خانه های فاضلاب شهری از سابقه طولانی و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و مکان گزینی های نامناسب کاربری ها و تاسیسات شهری می تواند زمینه مهاجرت، جدایی گزینی و افزایش جرم و جنایت، در محلات ناپایدار گردد. مطالعه حاضر باهدف بررسی و تعیین بهترین منطقه برای جمع آوری و دفع بهداشتی فاضلاب در زلزله در شهرستان ایرانشهر در سال 1394 انجام گرفت.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به صورت مقطعی و با استفاده از پنل خبرگان بود که به منظور مکان یابی محل مناسب برای جمع آوری و دفع زباله در شهرستان ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان انجام گرفت. در ابتدا نسبت به مشاهده و جمع آوری و ثبت اطلاعات موردنیاز اقدام گردید و 20 نفر از صاحب نظران مدیریت در حوادث و بلایا، پدافند غیرعامل و مسئولان بهداشت محیط به عنوان جامعه وارد پژوهش شدند. با استفاده از بررسی وضعیت، اطلاعات اولیه در اختیار جامعه پژوهش قرارگرفته و با روش دلفی تعدیل شده، وضعیت این مناطق و نقاط قوت و ضعف هر منطقه ازنظر قرارگیری تصفیه خانه بهداشتی مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار Excel استفاده گردید.
    یافته ها
    گزینه های بافت بلوچ و کریم آباد به دلیل معایب و مشکلات بیشتر از اولویت برخوردار نبودند. گزینه زمین های منطقه نوک آباد سرهنگ با توجه به فاکتورهای مورد بررسی، بهترین منطقه انتخاب و بهترین روش دفع فاضلاب در منطقه استفاده از سپتیک تانک و چاه جذبی برای درازمدت می باشد.
    نتیجه گیری
    گرچه دفع فاضلاب شهرستان ایرانشهر مطلوب نبوده ولی با اقدامات مناسب، مدیریت صحیح، تامین اعتبار و ایجاد آگاهی لازم و بینش درست می توان از مخاطرات آن جلوگیری و از فاضلاب استفاده مجدد و بهینه نمود. با توجه به وضعیت کنونی ایرانشهر پیشنهاد می گردد یک تصفیه خانه در این شهر ایجاد شود و بهترین مناطقی که مورد پیشنهاد است، همان مناطق پنج گانه محل اردوگاه ها است که توجه به شیب توپوگرافی زمین در ابتدای تصفیه خانه باید سنجش و در تصمیم گیری در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بلایای طبیعی، زلزله، دفع فاضلاب، چاه جذبی، سپتیک تانک
  • شادیه محمدی *، جواد علی اکبرلو، حسین تاجیک صفحات 149-158
    زمینه و هدف
    لاکتوباسیل ها به طور گسترده در طبیعت پراکنده اند و تقریبا همه جا وجود دارند. از آن جایی که این باکتری ها در مواد غذایی مختلف وجود دارند، سالیان سال است که در مواد غذایی استفاده می شوند. مطالعات نشان می دهد، لاکتوباسیل ها دارای خواص ضدباکتریایی می باشند. هدف این مطالعه جداسازی و شناسایی گونه های لاکتوباسیلوس از نمونه های گوشت خام گاو و بررسی خواص ضدباکتریایی آن ها علیه اشرشیاکلی O157: H7 می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه ی تجربی 72 نمونه گوشت گاو از کشتارگاه شهرستان سنندج تهیه شد. سویه های جداشده با روش های فنوتیپی (مورفولوژی، رنگ آمیزی گرم و تست کاتالاز) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس به منظور شناسایی دقیق تر از روش مولکولی واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و تست تخمیر قندها استفاده گردید. در ادامه با دو روش انتشار در چاهک و نقطه گذاری خاصیت ضدباکتریایی آن ها علیه باکتری اشرشیاکلی O157: H7 مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    در مجموع 8 گونه لاکتوباسیل از گوشت خام گاو جداسازی و با روش های شیمیایی و مولکولی شناسایی گردید. نتایج آزمایش های ضد باکتریایی نشان داد که این 8 گونه لاکتوباسیل، رشد باکتری اشرشیاکلی O157: H7 را به خوبی مهار می کنند، این نتاج از لحاظ آماری نیز معنی دار (05/0>P) تلقی شد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، گوشت خام گاو دارای لاکتوباسیل های مختلف است که می توان از آن ها به عنوان یک کنترل کننده زیستی در مواد غذایی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: لاکتوباسیل ها، گوشت خام گاو، واکنش زنجیره ای پلیمراز، اشرشیاکلی O157: H7
  • مقاله مروری
  • سمیه ولی پور، محمدعلی ابراهیم زاده، غلامرضا مبینی، جواد اختری * صفحات 159-176
    زمینه و هدف
    نانوتکنولوژی توانایی کنترل ویژگی های مواد در مقیاس اتمی و مولکولی است. حوزه پزشکی مدرن و داروسازی هم تحت تاثیر این فناوری قرار گرفته است. در این زمینه بیشترین تمرکز تحقیقاتی بر درون گیری ترکیبات فعال دارویی مخصوصا داروهای سایتوتوکسیک بوده است. اسانس ها ترکیباتی هستند که کاربردهای درمانی و بهداشتی و آرایشی دارند. آن ها مخلوط پیچیده ای از انواع مولکول های فرار آروماتیک و آلیفاتیک هستند. استفاده از اسانس ها به عنوان عوامل ضد باکتری، ضد ویروس، ضد قارچ، ضد انگل و ضد حشره سابقه ای به قدمت تاریخ دارد. امروزه نانوتکنولوژی در جهت رفع عیوب آن ها وارد عمل شده و به بهبود حلالیت و کاهش فراریت کمک کرده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی کاربرد نانوتکنولوژی و نانوذرات مختلف در درون گیری اسانس ها و نقش آن ها در بهبود اثرات درمانی و پایداری آن ها می باشد.
    روش بررسی
    در مطالعه حاضر داده ها (با استفاده از کلمات کلیدی نانوذرات شناخته شده شامل نانوذرات لیپیدی جامد، لیپوزوم، امولسیون، سیکلودکسترین، نانوذرات مغناطیسی) از پایگاه های داده های الکترونیکی شامل Pubmed، Google Scholar، Magiran، Irandoc، IranMedex و پایگاه داده های علمی جمع آوری شد.
    یافته ها
    با توجه به ماهیت فیزیکی اسانس ها، دو دسته از نانوحامل ها بیشتر استفاده شده است. دسته اول حامل های لیپیدی از جمله لیپوزوم ها، نانوذرات لیپیدی جامد، نانوامولسیون ها و میکروامولسیون ها هستند. دسته دوم شامل فرمولاسیون های حاوی نانوذرات پلیمری است که سبب بهبود قابل توجه فعالیت ضد میکروبی اسانس ها شده اند. سیکلودکسترین ها و نانوذرات مغناطیسی هم در انتها اشاره شده است.
    نتیجه گیری
    فناوری نانو و استفاده از نانوذرات سبب افزایش پایداری شیمیایی اسانس ها شده است، به علاوه کاهش سمیت و عوارض جانبی حاصل از آن را به همراه داشته است.
    کلیدواژگان: نانوتکنولوژی، اسانس، نانوذره، لیپوزوم، پلیمر
|
  • Reza Rezazade, Azad Mohammadi *, Seyed Sadrodin Shojaedin, Naser Behpour, Farzaneh Iremlou Pages 1-5
    Background And Aims
    PFAPA or marshall syndrome is a relatively new disease. The disease is known to be with a set of symptoms, included periods of fever, aphthous stomatitis, sore throat and swollen lymph glands. Disease onset is usually before age 5 and improved in most cases until age of majority. Recently it has been reported in adults. leucocytosis and serum sodium is seen during the attacks. Attacks of fever lasts for 3-6 days. Return attacks is 3 to 8 weeks. Acute phase of the disease can be treated with a single dose of prednisolone 1-2 mg/kg. Also it is used prophylaxis with colchicines for attacks of fever. The disease is limited in most cases, and usually improved without complication.
    Case report: In this report referred to 27-year-old man with a diagnosis of Marshall syndrome from 8 years ago periodically had fever, chills, sore throat and aphthous stomatitis. Signs and symptoms immediately following administration of a single dose of prednisone were reduced. In the next attack, patient was treated with this medication.
    Conclusion
    This report is important because this is a very rare syndrome, and in addition, not to response to treatment common pharyngitis, more is needed to detect it.
    Keywords: Marshall syndrome, Sore throat, Inflammation of the oral mucosa
  • Afsaneh Taghipour, Sheshdeh, Mohammad Amin Tabatabaiefar, Fatemeh Nemati Zargaran, Fahemeh Moradi, Narges Zarepour, Morteza Hashemzadeh Chaleshtori * Pages 6-17
    Background And Aims
    Hearing loss, a sensorineural disorder, is one of the most common congenital impairments, occurring in approximately 1 in 500 newborns. Hearing loss is a highly heterogenic disease and half of the cases of deafness are attributed to genetic causes; environmental and unknown factors account for the remainder. Non-syndromic type forms 70% of hearing loss cases. Pattern of inheritance of nearly 80% of this type of HL is recessive autosomal. Iranian population provides a valuable genetic resource to study this kind of HL because of high ratio of consanguinity. In this study, genetic linkage of DFNB48 (CIB2) and DFNB98 (TSPEAR) is investigated in families with ARNSHL impairment from Khouzestan province.
    Methods
    In this descriptive study 300 individuals of 25 families with hearing loss were examined in order to determine type and frequency of mutation of DFNB48 and DFNB98 loci in Khouzestan province. Familie's selection had some criteria. Families with healthy parents, consanguineous marriage and negative result for mutations of GJB2 gene with at least two affected individuals were selected. 3 families which were detected positive for mutations of GJB2 gene were excluded from study. Linkage analysis was done for 22 families by using six STR markers which were located in or were tightly linked to each locus.
    Results
    None of these families inspected by linkage analysis was linked to the DFNB48 or DFNB98 loci.
    Conclusion
    Considering these results it seems that CIB2 and TSPEAR genes mutations have not important roles in hearing loss in Khouzestan province.
    Keywords: DFNB48 locus, DFNB98 locus, ARNSHL, Linkage analysis
  • Fatemeh Onsori, Ali Ahmadi, Jafar Salimian* Pages 18-25
    Background And Aims
    In recent years, the role of vitamin D deficiency in the incidence and aggravation of types of allergy have been considered and much study has been done in this regard. Because vitamin D deficiency and as well as the prevalence of allergy is the important issues in the health field, this study was aimed to investigate the relationship between vitamin D level and and IgE in children in Tehran.
    Methods
    In a cross sectional study, 112 allergic children aged less than 12 years (64 boys and 48 girls) were evaluated. Vitamin D was classified in three levels as deficient (
    Results
    The mean of vitamin D level was 64.17±27.14ng/ml that fall into insufficient range. The abnormal level of vitamin D was present in 61.9% (20.5% insufficient and 41.4% deficient). Vitamin D deficiency was significantly higher in girls(P=0.03). Although vitamin D deficiency was increased with age, the mean of vitamin D deficiency was not different between age groups. However, 43.8% of total IgE levels were higher than normal range, there was no association between serum vitamin D and IgE level.
    Conclusion
    Given the prevalence of vitamin D deficiency in the children and its impact on the incidence of allergic diseases, design a national project to determinate the vitamin D deficiency levels and its associated risk factors, and screening of vitamin D deficiency seems necessary.
    Keywords: Childhood Allergy_Vitamin D deficiency_Serum IgE level
  • Mohammad Fathi * Pages 26-34
    Background And Aims
    The most of endurance activity induced changes occur by epigenetic processes which Histone deacetylase 4 transcription factor plays a central role in that. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of endurance activity on slow and fast twitch muscles hdac4 gene expression.
    Methods
    The subjects of this experimental study were 14 rats (231±24 gr) that housed under standard conditions. After familiarization with training protocol, there were randomly assigned into control (n=7) and experimental (n=7) groups. The experimental group performed an endurance program (30 m/min, 50 min, 6 session per week for 14-weeks) on motorized treadmill, and then 48 hours after the end of the last session of training with control group were anesthetized and sacrificed. Then, the EDL and soleus muscles were removed. Real time RT-PCR method was used to determine of expression levels of hdac4 gene in EDL and soleus muscles. Finally, t-test was used to compare and evaluate the means of hdac4 gene expression in control and experimental groups.
    Results
    The results showed 14 weeks endurance activity decrease hdac4 gene expression in soleus muscle, so that the rate of expression of this gene in soleus muscle of experimental group was significantly (P=0.0001) less compared to control group, but in EDL muscle in compared with control group there was not seen a significant difference (P=0.76) in hdac4 gene expression in experimental group.
    Conclusion
    The result of this study showed that despite the equal intensity and duration of endurance training, the hdac4 gene expression of fast and slow twitch muscles was different. Decreasing in the rate of hdac4 gene expression in soleus muscle is probably the sign of uncondensed chromatin, which is the begin of genes expression that involves in the endurance activity in slow twitch skeletal muscle.
    Keywords: hdac4 gene, Endurance exercise, Muscle
  • Mina Hejazizadeh, Gholamreza Motalleb *, Ahmad Yegane Moghadam, Rezvan Talaee Pages 35-43
    Background And Aims
    Esophageal cancer is highly variable distribution and geographical spread compared with another type of cancers. The incidence of esophageal cancer in Iran is very high. Genetic factors, particularly oncogenes, are the main factors that affect the cancer development and progression in tissues. CYP1A1 (Cytochrome P450, family 1, subfamily A, polypeptide 1) is one of the families of cytochrome P450 which is involved in esophageal cancer. The aim of this study was to assess the CYP1A1 gene expression in patients with esophageal cancer.
    Methods
    At the present historical cohort study, 30 paraffin-embedded samples (15 patients with esophageal cancer and 15 healthy control subjects) were collected and investigated the CYP1A1 gene expression by real-time PCR from 2005 to 2012. Data were analyzed by SPSS, Inc., Chicago, IL software.
    Results
    The results indicated a significant difference in CYP1A1 gene expression between patients and controls (P0.05).
    Conclusion
    The results revealed decrease in the CYP1A1 expression level in cancer patients.
    Keywords: Esophageal cancer, CYP1A1, Real-time PCR
  • Fatemeh Hashemi Shahraki, Mohammadali Nasiri Khalili *, Sirus Khodadadi, Gholamhossein Riazi Pages 44-52
    Background And Aims
    In recent decades, there has been much research on the microtubule dynamics as well as on factors affecting it. According to different studies, lipopolysaccharide (LPS) is thought to play an indirect role in neurodegenerative diseases through enzymatic pathways which hyperphosphorylate Tau protein and dissociate it from microtubules. In the present study, it was aimed to assess the direct effect of LPS on the structure and dynamics of tubulin polymerization in vitro.
    Methods
    In this study, mouse tubulins were purified through two cycles of temperature-dependent polymerization-depolymerization. Cellulose-phosphate chromatography was used to further purify tubulins. SDS-PAGE was used to analyze the purity of the tubulins. Circular dichroism (CD), intrinsic fluorescence and turbidity assays were used to assess the changes in secondary and tertiary structures, and the dynamics of tubulin polymerization in the presence of different concentrations of LPS (5pM, 5nM, 50nM, 0.5µM and 5µM), respectively.
    Results
    SDS-PAGE analysis confirmed the purity of tubulins. The intrinsic fluorescence analysis and CD assay revealed the changes in the secondary and tertiary structures of tubulins in the presence of LPS. The results of turbidity assay indicated that LPS could reduce the polymerization of tubulins.
    Conclusion
    Our results indicate that LPS is able to change the secondary and tertiary structures of tubulin and decreases tubulin polymerization. According to our results, lipopolysaccharide in addition to an indirect effect on the microtubules stability, as well as by decreases in tubulin polymerization could result in neurodegenerative diseases specially Alzheimer's diseases.
    Keywords: Rat tubulins, Lipopolysaccharide, Polymerization, Microtubule, Alzheimer's diseases
  • Fazlolah Mir Drikvand, Mohammad Ali Sepahvandi, Nasrin Alsadat Hosseini Ramaghani *, Hadi Panahi, Tahereh Sadeghi Pages 53-64
    Background And Aims
    The Neuropsychological performance in patients with anxiety disorders has received much less attention. The present study set out to compare one of the executive performances that means shifting function in two groups of social anxious and normal. Also, The aim of the present study was to investigate performance in this function both of processing efficacy and performance effectiveness.
    Methods
    In this causal-comparative study, recruited 24 patients with social anxiety disorder and 24 non patients in multi-stage cluster sampling method and were implemented tests of Connor Social Anxiety Scale, Self-reported mental effort scale, and Wisconsin Card Sorting Test, The results were analyzed with SPSS software and MANOVA test.
    Results
    The results showed significant differences between the two groups in both components of performance in the shifting function namely processing efficacy (P
    Conclusion
    The group of social anxious in compare with normal group showed deficient in the shifting function of working memory. The deficiency observed were related to cognitive models of anxiety disorders specially Attentional Control Theory.
    Keywords: Social anxiety disorder, Processing efficacy, Performance effectiveness
  • Abbas Bakhshipour, Majid Mahmoud Alilou, Majid Pourfaraj Omran * Pages 65-74
    Background And Aims
    With attention to considered various cognitive factors in psychopathology of obsessive- compulsive disorder, generalized anxiety disorder, the aim of this study was comparison of Thought Action Fusion (TAF), responsibility and the overestimation of threat (RT), and over importance and Control Thoughts (ICT), Perfectionism and The Intolerance of Uncertainty (PC) cognitive beliefs in Obsessive- Compulsive Disorder (OCD), Generalized Anxiety Disorder (GAD), Major Depression Disorder (MDD) and normal group to more clarification psychopathology of these disorders.
    Methods
    This study is causal-comparative research. The clinical samples include patients referred from January to June 2016 to Sari Shahid Zareh hospital in this regard. From each of these groups, 30 individuals were selected from hospitals and clinics of Sari and 30 individuals were selected accomplish obsessive beliefs questionnaire and thought action fusion scale. Data were analyzed by MANOVA.
    Results
    The results of MANOVA and Tukey posthoc test showed that OCD group was significantly higher than other groups in TAF, RT and ICT (P0.086). Also, the results showed that all of these cognitive beliefs OCD and GAD groups were significantly higher than depression and normal groups (P
    Conclusion
    According to these results, it seems that TAF, RT and ICT are more specific for OCD, but about PC there isn’t this specialty and it is common cognitive vulnerability in OCD and GAD.
    Keywords: Cognitive factors, Obsessive, compulsive disorder, Generalized anxiety disorder, Major depression disorder
  • Saeed Erfanpoor, Koroush Etemad *, Davood Khalili, Soheila Khodakarim, Sara Kazempoor Ardebili, Farzad Hadaegh, Freydun Azizi Pages 75-90
    Background And Aims
    Chronic kidney disease (CKD) is a common disorder that is associated with increased risk of cardiovascular disease, kidney failure, and other complications. The ageing of populations along with the growing global prevalence of diabetes and hypertension has led to a corresponding worldwide increase in prevalence of CKD. We studied the risk of diabetes, hypertension and interaction of diabetes with hypertension on the incidence of CKD, stratified by gender.
    Methods
    This study is secondary study on the data of Tehran Lipid and Glucose Study. A population of 7342 participants (46.8% male) with a mean age of 46.8 years for males was investigated. At first, they were divided into 4 groups. First group: patients without dabetes and without hypertension; the second group: dabetes and without hypertension; the third group: without diabetes and Hypertension; the forth group: with diabetes and Hypertension were. Then, each group was compared to the first group using multivariate Cox regression analysis adjusted for age, education, smoking, total cholesterol, Triglyceride, HDL, Glomerular filtration rate and Body Mass Index, and trend score.
    Results
    In men of the second group, diabetes (without hypertension) with HR of 1.94 (CI 95%:1.39-2.69) and in men of third group, hypertension (without diabetes) with HR of 1.58 (1.27-1.96) were risk factors for CKD events. As the same way, the results were in women 1.18 (0.93-1.51) and 1.24 (1.05-1.47). Diabetes and hypertension had not any significant interaction in men and women with the prevalence of chronic kidney disease.
    Conclusion
    The results of this study indicated that hypertension (regardless of the presence or absence of diabetes) is an independent risk factor for chronic kidney disease in men and women.
    Keywords: Diabetes, Hypertension, Chronic kidney disease
  • Elira Abedi, Shiva Khezri *, Seyyed Meysam Abtahi Pages 91-101
    Background And Aims
    Recent studies address an increase in dopamine levels in the brain of the mice with experimental autoimmune encephalomyelitis. Moreover, it is revealed that dopamine could regulate the immunity function of cells. In the present study, the therapeutic effect of chlorpromazine, as a dopamine antagonist, has been investigated on experimental autoimmune encephalomyelithis (EAE), which is a MS animal model. Furthermore. Moreover, its effects on T-helper cells responses has been evaluated.
    Methods
    In this experimental study, EAE was induced by guinea pig spinal cord homogenate and complete Freund’s adjuvant in male Wistar rats. Animals were placed in two therapeutic groups (n=7) Treatment with chlorpromazine (10 mg/kg-daily and intrapritoneally) was initiated when the treatment group developed a disability score) day 12). The control group just received a drug solvent (distilled water) with the same schedule. Signs of disease were recorded daily until the day 36 when the rats were sacrificed. Splenocytes were tested for proliferation by MTT test and cytokine production by ELISA.
    Results
    Chlorpromazine administration reduced the clinical features of EAE significantly after the occurrence of clinical symptoms. Moreover, Chlorpromazine inhibited the production of pro-inflammatory IL-17 (P
    Conclusion
    The results of this study show that chlorpromazine can reduce the inflammatory cytokines and control MS disease.
    Keywords: Multiple sclerosis, Experimental autoimmune encephalomyelitis, Chlorpromazine, Lymphocyte response
  • Sajjad Basharpoor *, Sajjad Khanjani, Aliakbar Foroghi Pages 102-114
    Background And Aims
    Self-injury behaviors in people with borderline personality disorder can be an important signs towards identifying these dsorders and is accompanied with harmful consequences. The aim of the current study was to investigate predicting self-injury behavior based on distress tolerance and self-compassion in people with borderline personality disorder.
    Methods
    This research was a corretional descriptive study. All men with borderline personality disorder, referred to the psychiatric ward of Imam Sajjad (AS) hospital of Tehran in the first half of 2012, compromised the statistical population of current study. Ninety and four people were selected by convenience sampling from this population. After clinical interveiw, they were asked to respond to questionnaire of Deliberate Self-Harm and distress tolerance scales and self-compassion. Then, data were analyzed via Pearson correlation test and multiple regression analysis by SPSS software.
    Results
    The results showed self-harming behaviors have negative correlation with total score of distress tolerance (r=-0.26, P
    Conclusion
    These results showed that the lack of distress intolerance and low self-compassion can predict self-harming behaviors of people with borderline personality disorder.
    Keywords: Distress tolerance, Self-compassion, Self-harming behaviors, Borderline personality disorder, Men
  • Shaya Fallahi, Zahra Hooshmandi *, Mahbubeh Setorki Pages 115-124
    Background And Aims
    Nanoparticles are widely used in building construction, cosmetics, pharmaceuticals, and food industry due to their small size and unique physicochemical properties. Increased production and use of synthetic nanoparticles lead to growing concerns about their negative side effects on human health. The aim of this study was to evaluate the effect of Fe4NiO4Zn nanoparticle on thyroid tissue and serum level of T3, T4 and TSH.
    Methods
    In this study of experimental, 24 male Wistar rats were randomly divided into three groups of 8 rats. Control group received 0.5 ml saline. Group 1 and 2 received 0.5ml of solution containing 100 and 200 ppm Fe2NiO4Zn for 7 successive days. Serum concentration of TSH, T4 and T3 were evaluated 2, 7 and 14 days after treatment. On the 14th days thyroid tissue was removed and used for histological assessment.
    Results
    IP injection of Fe4NiO4Zn caused a significant decrease in the serum level of TSH and a significant increase in the serum level of T4. Fe4NiO4Zn had no effects on serum T3 level. Fe4NiO4Zn caused the thyroid Follicul to become inflamed and enlarged.
    Conclusion
    Fe4NiO4Zn nanoparticles can affect Hypothalamic-pituitary- endocrine axis and affect the damage of the thyroid Follicul on the level of TSH and T4 hormones.
    Keywords: Fe4NiO4Zn, Thyroid hormone, TSH, Rat
  • Daruosh Jalali *, Asghar Aghaee, Seyed Kamal Solati Pages 125-139
    Background And Aims
    In recent years, the use of psychological techniques developed to control blood pressure. Therefore, this study aimed to compare the effects of (nMBCT) according to Iranian- Islamic culture and (CBT) on blood pressure of staff.
    Methods
    In this semiexperimental research, 54 services employees of water and sanitation, electricity and telecommunications in Chaharmahal and Bakhtiari were selected and randomly assigned into 2 experimental and control groups (18 subjects in each group). The first experimental group received 8 sessions of natived mindfulness based cognitive training (nMBCT), while the second experimental group received 8 sessions of cognitive- behavioral training (CBT), each session took 120 minutes. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance.
    Results
    The results showed that no significant deference between experimental and control groups in Systolic and diastolic blood pressure in pretest, but revealed that nMBCT and CBT methods were effective in reducing of blood pressure, as compared with the control group in posttest and follow up (P0.01).
    Conclusion
    It was concluded that the methods of psychotherapy, especially nMBCT have a lasting impression on decreasing staff blood pressure.
    Keywords: Blood pressure, Mindfulness based cognitive therapy, Localization, Cognitive, behavioral therapy
  • Mostafa Khezri, Mehrab Aghazadeh * Pages 140-148
    Background And Aims
    Locating for urban plants and especially for wastewater has had a historical background and outstanding importance, choosing unsuitable location may lead to emigration, leaving and increase crimes in unstable location. This study was aimed to investigate and find the best geographical place for collection and health sanitation of wastewater after earthquake in Iranshahr in 2015.
    Methods
    This current study was a cross sectional study using expert panel to find the proper place for collecting and sanitation of wastewater after earthquake in Iranshahr, Sistan and Baluchistan province. At first, procedures were performed for observation, collection and record of data, and 20 experts in disaster management, passive defense and environment health officials were included in the study. Using the status, basic information were put in access of research community. By modified Delphi method, the status of these areas and the strengths and weaknesses of each area about location of health refinery was examined. Excel software was used to analyze data.
    Results
    Options of Baft-Baluch and Karim Abad due to disadvantage and more problems were not in priority. Nook-abad Sarhang based on assessed factors was the best location for collection and sanitation of wastewater and the best way was using Septic tank and absorption wells in long time period.
    Conclusion
    Although wastewater sanitation in Iranshahr was not in favorite manner, but using proper proceedings, good management, budget allocation, awareness and correct attitude can prevent hazards and reuse and optimize wastewater. Considering the current statutes of Iranshahr, it was suggested constructing a new refinery and the best places in this regard are those 5 areas which according to steep topography must be assessed at first and then considered in make decision.
    Keywords: Natural Disasters, Earthquake, Wastewater sanitation, Absorption wells, Septic Tank
  • Shadieh Mohammadi *, Javad Aliakbarlu, Hossein Tajik Pages 149-158
    Background And Aims
    Lactobacilli are widely distributed in the nature and are present almost everywhere. Because the bacteria are present in various food products, they are used for many years in foods. Studies show lactobacilli has antibacterial properties. The aim of this study was to isolate and identify the species of Lactobacillus from raw beef meat samples and evaluate their antibacterial properties.
    Methods
    In this experimental study, 72 samples of raw beef meat were obtained from slaughterhouses of Sanandaj city. Isolates were evaluated using phenotypic methods (morphology, gram stain and catalase test). In order to identify more precisely, the fermentation of sugars test and molecular polymerase chain reaction (PCR) methods were used. Then, agar well diffusion and spot on plate methods were used to evaluate antibacterial properties of lactobacilli against E. coli O157: H7.
    Results
    A total of 8 species Lactobacilli were isolated from raw beef meat and identified by chemical and molecular methods. The results showed that these 8 species of lactobacilli inhibited E. coli O157: H7 well. These results statistically was considered significant (P
    Conclusion
    The results of this study show that raw beef meat has different lactobacilli that can be used as a biological control in foods.
    Keywords: Lactobacilli, Raw beef meat, Polymerase chain reaction, E. coli O157: H7
  • Somayeh Valipour, Mohammad Ali Ebrahimzadeh, Gholam Reza Mobini, Javad Akhtari * Pages 159-176
    Background And Aims
    Nanotechnology is the ability to control the properties of matter at the atomic and molecular scales. Modern medicine and pharmacy have been affected by this technology. Most researches in this area focused on the encapsulation of active pharmaceutical ingredients especially cytotoxic drugs. Essential oils are compounds that have therapeutic, hygienic and cosmetic applications. These are complex mixture of volatile aromatic and aliphatic molecules. The use of essential oils, as antibacterial, antiviral, antifungal, anti-parasitic and anti-insect agents has a history as old as human history. Nowadays, nanotechnology helps eliminate defects and improve the solubility and reduce the volatility of essential oils. The aim of the current study was to investigate encapsulation of essential oils by various types of nanotechnology and nanoparticles to improve their efficacy and stability.
    Methods
    In the present study, data collection (with different keywords of known nanoparticles including solid lipid nanoparticles, liposome, emulsion, cyclodextrin, magnetic nanoparticles) was undertaken on electronic databases including PubMed, Google Scholar, Scopus, Magiran, Irandoc, IranMedex and Scientific Information Database.
    Results
    Due to the physical nature of essential oils, two types of nanocarriers are more applicable. The first group is lipid carriers such as liposomes, solid lipid nanoparticles, lipid nano-emulsions and microemulsions. The second category includes polymeric nanoparticles that have improved the antimicrobial activity of essential oils. Cyclodextrin and magnetic nanoparticles are mentioned in the end.
    Conclusion
    Nanotechnology and use of nanoparticles, increased chemical stability of essential oils. In addition, reduced toxicity and adverse effects have been achieved.
    Keywords: Nanotechnology, Essential oil, Nanoparticle, Liposome, Polymer