فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و چهارم شماره 9 (آذر 1395)
  • سال بیست و چهارم شماره 9 (آذر 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نعیم عرفانی مجد، علی شهریاری، محمدرضا تابنده، زهرا سلیمانی صفحات 690-705
    مقدمه
    دیابت نوع 2، نوعی بیماری متابولیکی است که با هیپرگلیسمی، هیپرلیپیدمی و اختلال عملکرد کبد مرتبط می باشد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی اثرات محافظتی پودر بامیه بر روی آسیب کبدی در موش های دیابتی نوع 2 (HFD/STZ) است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 25 سر موش صحرایی ماده با نژاد ویستار و با میانگین وزنی (g 220-200) به طور تصادفی به 5 گروه تقسیم شدند: 1) گروه کنترل: موش هایی که با غذای استاندارد تغذیه شدند، 2) موش های سالمی که به مدت 4 هفته پودر بامیه (mg/kg200) دریافت کردند، 3) گروه دیابتی(HFD/STZ): موش هایی که با رژیم چربی بالا (60%) به مدت 4 هفته تغذیه شدند و سپس به آن ها دوز پایینی از استرپتوزوتوسین (mg/kg35) تزریق شد، 4) موش های دیابتی که به مدت 4 هفته پودر بامیه (mg/kg200) دریافت کردند، 5): موش های دیابتی که به مدت 4 هفته متفورمین (mg/kg200) دریافت کردند. در انتهای آزمایش پارامترهای بیوشیمیایی در سرم اندازه گیری شدند. نمونه های کبد برداشته شدند و برش های 6-5 میکرومتری تهیه و با H&E و سودان بلک رنگ آمیزی شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که همه پارامترهای بیوشیمیایی به جز HDL-C و انسولین سرم، در موش های دیابتی HFD/STZ افزایش یافتند در حالی که در گروه تیمار شده با پودر بامیه، در مقایسه با گروه دیابتی کم شده بودند (05/0p<). تغییرات ساختاری کبد در گروه های دیابتی تیمار شده با پودر بامیه و متفورمین بهبود یافته بود.
    نتیجه گیری
    یافته های ما اثرات ضد هیپرگلیسمی و هیپولیپیدمیک پودر بامیه را تائید کرد؛ بنابراین به نظر می رسد نقش مهمی در مدیریت دیابت نوع 2 داشته باشد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، بافت شناسی، بیوشیمیایی، مقاومت انسولینی، بامیه، کبد، موش صحرایی
  • مهسا پرسش، عبدالحمید حبیبی، سعید احمدی براتی، سیدرضا فاطمی صفحات 706-715
    زمینه و هدف
    ورزش شدید با تغییر ایمنی شناختی و همچنین تغییراتی در شاخص های التهابی و آسیب عضلانی همراه است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه تاثیر شش هفته تمرین مقاومتی با و بدون انسداد عروق بر سطوح پروتئین واکنشگر C و لاکتات دهیدروژناز دختران فعال بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع بررسی نیمه تجربی بود. بدین منظور 36 دانشجوی دختر فعال، با میانگین سنی31/1±51/20 سال و شاخص توده بدنی 79/2±32/23 کیلوگرم بر مترمربع به سه گروه تمرین مقاومتی بدون انسداد عروق( تمرین باشدت 75%یک تکرار بیشینه)، همراه با انسداد عروق( تمرین با شدت30% یک تکرار بیشینه همراه با بستن تورنیکت به دور پروگزیمال بازو) و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت 6 هفته و هفته ای 3جلسه تمرین را اجرا کردند. طی این مدت گروه کنترل هیچگونه فعالیتی نداشتند. نمونه های خونی قبل از شروع تمرین و 24 ساعت پس از آخرین جلسه ی تمرین به صورت ناشتا جمع آوری شد. میزان لاکتات دهیدروژناز سرم به روش اسپکتروفتومتری و CRP به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شدند و برای مقایسه نتایج بین سه گروه از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
    یافته ها
    پس از 6 هفته تمرین مقاومتی با و بدون انسداد عروق، شاخص آسیب عضلانی LDH در پاسخ به تمرین مقاومتی افزایش معنی داری نشان داد(05/0p<) و به طور همزمان شاخص CRP بین سه گروه تفاوت معنی داری نشان نداد (05/0p>)
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش هر دو نوع تمرینات، آثار سودمندی روی متغیرهای شاخص التهابی وآسیب عضلانی داشتند. البته به نظر می رسد تغییرات مربوط به گروه با انسداد بارزتر است.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، انسداد عروق، پروتئین واکنشگر C، لاکتات دهیدروژناز
  • محمود وکیلی، مینا عمو قدیری، مسعود محمدی، مژگان مدرسی صفحات 716-723
    مقدمه
    بی اختیاری ادراری یک رخداد شایع در دوران حاملگی است که موجب مختل شدن کیفیت زندگی زنان و صرف هزینه های زیادی برای درمان می شود، با توجه به عدم انجام مطالعه ای در این موضوع در شهر یزد، هدف این مطالعه بررسی شیوع و عوامل مرتبط با بی اختیاری ادراری استرسی پس از زایمان در شهر یزد در سال 1394 بود.
    روش بررسی
    این مطالعه، یک مطالعه توصیفی-مقطعی است که زنانی که 4 ماه از آخرین زایمان آن ها گذشته و به درمانگاه بیمارستان شهید صدوقی در سال 1394 مراجعه کرده بودند را مورد بررسی قرار داد و پس از انتخاب 500 نفر از آنان از طریق نمونه گیری در دسترس و اطلاعات آنان از طریق پرسشنامه Sandvik به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS16 و آزمون مجذور کای و T test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    فراوانی ابتلا به بی اختیاری استرسی پس از زایمان در این مطالعه 4/32% بود. فراوانی بی اختیاری با افزایش تعداد زایمان به طور معنی داری زیاد می شد به طوری که در زنان با یک زایمان (3/3%)، دو زایمان (6/27%) و سه زایمان (1/61%) گزارش شد و فراوانی بی اختیاری ادرار به دنبال زایمان در بیمارستان یا خانه به ترتیب 2/31% و 9/76% بود که تفاوت معنی داری را نمایش می دهد (001/0(P=.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد فراوانی بی اختیاری ادراری استرسی در زنان یزدی بالا است و با توجه به اهمیت اجتماعی و پزشکی بی اختیاری ادراری لازم است اقدامات موثری برای پیشگیری و درمان این عارضه در شهر یزد انجام گیرد.
    کلیدواژگان: شیوع، بی اختیاری ادرار استرسی، زایمان، عوارض زایمان
  • عالیه عبدالرضایی، هاشم نیری، غلامعلی نادری صفحات 724-735
    مقدمه
    اکسیداسیون LDL با ایجاد پلاک های چربی در دیواره اندوتلیال، یک رویداد مهم در آتروژنز محسوب می شود. سماق گیاهی غنی از ترکیبات آنتی اکسیدانی و پلی فنولی بوده و فلاونوئیدها نیز از جمله این ترکیبات آنتی اکسیدانی به شمار می روند که با مهار اکسیداسیون LDL قادر است بیماری آترواسکلروز را مهار یا کند کنند. لذا، این تحقیق به منظور تعیین اثر اجزاء فلاونوئیدی حاصل از کروماتوگرافی ژل فیلتراسیون عصاره سماق بر اکسیداسیون LDL ناشی از سولفات مس انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این پژوهش آزمایشگاهی LDL با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ و به روش شیب غلظتی متوسط جداسازی شد. محتوی فلاونوئیدی عصاره سماق توسط تکنیک ژل فیلتراسیون و با رزین سفادکس LH-20 جدا گردید. سپس کینتیک مربوط به اکسیداسیون LDL در حضور اجزاء فلاونوئیدی عصاره سماق بررسی شد. مالون دی آلدهید ناشی از مسیر اکسیداسیون، در حضور و عدم حضور عصاره به روش TBARS (تیوباربیتوریک اسید) اندازه گیری شد.
    نتایج
    نتایج به دست آمده نشان داد که محتوی فلاونوئیدی عصاره سماق سبب افزایش معنی دار (001/0P<) زمان تاخیری (Lag time) در منحنی کینتیک اکسیداسیون LDL می شود. همچنین میزان مالون دی آلدهید حاصل شده از اکسیداسیون LDL، در حضور عصاره به طور معنی داری کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان می دهد که محتوی فلاونوئیدی عصاره سماق تاثیر مثبتی بر کاهش میزان اکسیداسیون LDL دارد و می تواند کاندید مناسبی جهت مطالعات بعدی و همچنین عامل موثری برای رفع عواقب ناشی از خطرات اکسیداسیون LDL، از جمله آترواسکلروز باشد.
    کلیدواژگان: اکسیداسیون LDL، آترواسکلروز، فلاونوئید، ژل فیلتراسیون، سماق
  • محمد کاظم کوهی، گودرز صادقی هشجین، علی رسولی، زکیه خرمی، ابراهیم شهروزیان صفحات 736-747
    مقدمه
    اثرات سرب بر بسیاری از اعمال اعضای بدن شناخته شده است ولی کارهای تجربی کمتری برای پی بردن به اثرات آن بر رفتار، ازجمله حس درد انجام شده است. این پژوهش برای بررسی تغییرات احتمالی در شروع حس درد و شدت واکنش به آن در موش سوری پس از تماس طولانی مدت با استات سرب اجرا گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 24 سر موش سوری نر بالغ آلبینو به 3 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه شاهد آب شهری دیونیزه دریافت کردند و هر دو گروه درمان شده، از آب دیونیزه آلوده شده با مقادیر 5 یا 500 قسمت در میلیون استات سرب به مدت 90 روز مداوم دریافت کردند. در روز 91، آزمون های دردسنجی با استفاده از صفحه داغ و تزریق فرمالین برای ارزیابی شروع و شدت واکنش به درد حرارتی و شیمیایی انجام شد. در پایان، حیوانات با مرگ آسان کشته شدند و نمونه خون از آن ها برای اندازه گیری سطوح سرمی کورتیزول با استفاده از روش ELISA اخذ گردید.
    نتایج
    حیواناتی که در معرض استات سرب قرار گرفتند، در پاسخ به درد ناشی از حرارت تاخیر آشکاری را در دوز پایین(52%) و در دوز بالا (59% ) از خود نشان دادند. شدت احساس درد حرارتی به میزان 63% در دوز پایین و 82% در دوز بالای استات سرب کاهش یافت (05/0P<). تاخیر در پاسخ به درد شیمیایی هم تا 68% و شدت واکنش به درد تا 80% کاهش را نشان داد که هیچ کدام از نظر آماری معنی داری نبود. میزان کورتیزول خون تقریبا در بین گروه ها بدون تغییر بود.
    نتیجه گیری
    تاخیر در واکنش به محرک های دردناک که پس از تماس طولانی مدت با استات سرب دیده می شود ممکن است به عنوان یک اختلال منجر به تضعیف نقش هشدار دهنده درد مطرح شود. علاوه براین مطالعات بیشتری در رابطه با مکانیسم عمل و میزان اهمیت این اثرات قابل انجام است.
    کلیدواژگان: استات سرب، درد حرارتی، درد شیمیایی، موش سوری
  • سلمان دلیری، جعفر بازیار، کورش سایه میری، علی دل پیشه، فاطمه سایه میری صفحات 757-768
    مقدمه
    خودکشی یکی از چالش های مهم بهداشتی و اجتماعی می باشد که فرد، خانواده و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. آمارها حاکی از افزایش بروز خودکشی در کشور می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان بروز خودکشی در ایران به روش مرور سیستماتیک و فراتحلیل انجام گردید.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به روش مرور سیستماتیک و فراتحلیل انجام شد بر روی مقالات منتشر شده طی سال های 1393- 1380 انجام شد. به این منظور با جستجو در بانک های اطلاعاتیMedlib، ISI ، Pubmed ، Google scholar ، Scopus، Magiran، SID ، Irandoc با استفاده از واژگان کلیدی و ترکیب آن ها، کلیه مقالات مرتبط توسط دو پژوهشگر آموزش دیده به طور مستقل استخراج شد. نتایج مطالعات با استفاده از نرم افزار STATA (ver 11.1) و SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    تعداد 30 مقاله با حجم نمونه 31568383 نفر وارد مطالعه شدند. میزان بروز خودکشی در کشور ایران 8 (9.1 – 6.8 :95% فاصله اطمینان) در صدهزار نفر برآورد گردید. این میزان در مردان 11.1 (13.6–8.6 : 95% فاصله اطمینان) و در زنان 7.4 (9.5 –5.3 : 95% فاصله اطمینان) به دست آمد. یافته ها نشان داد که روند بروز خودکشی در کشور طی دهه گذشته سیر کاهشی داشته است.
    نتیجه گیری
    میزان بروز خودکشی در کشور ایران طی سال های اخیر روند کاهشی داشته است در حالی که استان های غربی کشور بروز نسبتا بالایی داشتند. همچنین میزان بروز خودکشی منجر به مرگ در مردان به مراتب بیشتر از زنان است.
    کلیدواژگان: بروز خودکشی، فراتحلیل، مرور سیستماتیک
  • محمد توکلی، مژگان ایزدی، بهنام قارونی، احمد مقاره عابد، جابر یقینی، منصور ریسمانچیان صفحات 769-779
    مقدمه
    ایمپلنت های دندانی به عنوان درمان انتخابی برای دندان های از دست رفته مطرح هستند. با وجود نتایج بسیار موفق، درمان ایمپلنت با شکست ها و مشکلاتی نیز همراه است. هدف از این طرح تحقیقاتی بررسی میزان بقا و سلامت بافت های اطراف ایمپلنت های DIO® SM کار گذاشته شده در فاصله سال های 1384 تا 1389 در بیماران دانشکده دندان پزشکی و یکی از مراکز خصوصی شهر اصفهان بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی تعداد 94 ایمپلنت DIO® SM(Dio implant Co، pussan city، korea) در 72 بیمار به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. سپس اطلاعات دموگرافیک و ارزیابی شاخص لثه ای شاخص خونریزی از لثه، شاخص پلاک و عمق پروبینگ و تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های DIO® SM کار گذاشته شده بیماران در فرمی ثبت شد. داده ها با استفاده از آنالیز آماری t-test، chi-square و پیرسون و ویلکاکسون توسط نرم افزار آماری 20 SPSS در سطح معنی داری 05/0 α= تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    از بین 94 ایمپلنت، 6/55 درصد در ماگزیلا، 4/44% در مندیبل، 19/53% تک واحدی و 81/46% چند واحدی بودند. میزان بقای ایمپلنت ها 6/80% بود و 4/19% از ایمپلنت ها به دلایل مختلف از دست رفته بودند. در میان شاخص های مورد بررسی شاخص لثه ای (001/0=P)، شاخص پلاک (020/0=P)، میزان عمق پروبینگ (001/0>P) به صورت معنی داری در اطراف ایمپلنت ها کمتر از دندان ها و در ماگزیلا بیشتر از مندیبل (022/0=P) بود؛ اگرچه میزان تحلیل استخوان در ماگزیلا بیشتر از مندیبل بود ولی تفاوت معنی داری نداشت (071/0=P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه میزان بقا و ماندگاری ایمپلنت های DIO® SM اندکی کمتر از حد قابل قبول است. با این حال نیاز به انجام مطالعات بیشتر در این امر ضروری است.
    کلیدواژگان: ایمپلنت دندانی، بقا، بافت های دهانی، تحلیل استخوان، ایندکس لثه ای، ایمپلنت DIO
|
  • N. Erfani Majd, A. Shahriari, Mr Tabandeh, Z. Soleymani Pages 690-705
    Introduction
    Type 2 diabete is a kind of metabolic disease that it is associated with hyperglycemia, hyperlipidemia and disturbed liver function. The aim of the present study was to evaluate the protective effects of Okra Powder on liver damage in high fat diet fed / streptozotocin (HFD-STZ)-induced type 2 diabetic rats.
    Methods
    In this experimental study, 25 Wistar Albino female rats with an average weight of (200–220 g) were randomly divided into 5 groups: Group I: (control group) rats were fed the standard diet, Group II: healthy rats that received Okra Powder (200 mg/kg) for 4 weeks; Group III (HFD/STZ group): Rats were fed with high-fat diet (HFD) (60% fat) for 4 weeks and then injected low dose of STZ (35 mg/kg), Group IV: Diabetic rats that received Okra Powder (200 mg/kg) for 4 weeks. GroupV: Diabetic rats that received metformin (200 mg/kg) for 4 weeks. At the end of experiment, biochemical parameters were measured. Liver samples were removed and 5-6 µ sections were made and stained by H&E and Sudan black staining.
    Results
    The results showed that all the biochemical parameters, except HDL-C and serum insulin were increased in diabetic rats, while they were decreased in Okra supplementation group compared to diabetic rats (p
    Conclusion
    Our findings confirmed the potential anti-hyperglycemic and hypolipidemic effects of Okra Powder. Thus, it seems it has an important role in the management of type 2 diabete.
    Keywords: Type 2 Diabetes, Histology, Biochemical, Insulin Resistance, Okra, Liver, Rat
  • M. Porsesh, Ah Habibi, S. Ahmadi Barati, Sr Fatemi Pages 706-715
    Introduction
    Extreme sports are associated with immunological changes as well as changes in the indices of inflammation and muscle damage. So, the purpose of this study was to compare the effect of 6 weeks resistance training with and without vascular occlusion, on serum levels of CRP and LDH in active girls.
    Methods
    This study was a quasi-experimental one. 36 female students of physical education with an average aged 20.51 ±1.39 years and BMI 23.32 ± 2.79 kg/m2 were divided into three groups: resistance training without occlusion (exercise at 75% of one repetition maximum), resistance training with vascular occlusion (exercise at 30% of one repetition maximum with closing of tourniquet around the proximal arm) and the control group. Both training exercise groups performed a six-week training program consisting three sessions per week. During this period, the control group performed their daily activities. Blood samples were taken before the start of training and 24 hours after the last training session. Spectrophotometric and ELISA method was used for evaluating lactate dehydrogenise and CRP. Data were analyzed using paired sample t test, and one-way ANOVA. To compromise the results between three groups bonferroni test was used.
    Results
    After 6 weeks of resistance training with and without vascular occlusion, index of muscle damage (LDH) revealed a significant increase in response to resistance training (p.05).
    Conclusion
    According to the results of the research, both types of resistance training have a positive effect on variables of inflammatory marker of muscle damage. But it seems that in vascular- occlusion group changes are more obvious.
    Keywords: Resistance Training, Local Vascular Occlusion, C, Reactive Protein, Lactate Dehydrogenase
  • M. Vakili, M. Amoqadiri, M. Mohammadi, M. Modaressi Pages 716-723
    Introduction
    Urinary incontinence is a common occurrence during pregnancy, which disrupts the quality of life of women and also requires a huge cost for treatment, due to the lack of such studies in the city of Yazd, the aim of this study was to determine the prevalence of and the factors associated with stress urinary incontinence after childbirth in Yazd in 2015.
    Methods
    This study was a descriptive- cross sectional study, which included women 4 months after the last delivery referred to Shahid Sadoughi hospital. 500 of them were selected by convenience sampling and their information was obtained through SandviK questionnaire. The data were analyzed via SPSS 16 using chi-square test and T test.
    Results
    Prevalence of stress urinary incontinence after childbirth in this study was 32.4 %. The frequency of urinary incontinence increased in women with one delivery (3.3%), two deliveries (27.6%) and three deliveries (61.1%). The frequency of urinary incontinence after giving birth in a hospital or home was 31.2 % and 76.9 %, respectively, which shows a significant difference (P =0.001).
    Conclusion
    The results of this study show that the frequency of urinary incontinence in women in Yazd is high. With regard to social and medical importance of urinary incontinence, it needs to perform some effective strategies for prevention and treatment of urinary incontinence in the city of Yazd.
    Keywords: Prevalence, Stress Urinary Incontinence, Delivery, Childbirth Complications
  • A. Abdolrezaie, H. Nayeri, Gh Naderi Pages 724-735
    Introduction
    LDL oxidation by forming and growth of the fatty plaques on the walls of endothelial is an important event in atherogenesis. Sumac plant are rich in polyphenols and flavonoids compounds, with antioxidant effects that inhibit the LDL oxidation could inhibit atherosclerosis. The aim of this study was to determine the effect of flavonoid components sumac extract by gel filtration chromatography on LDL oxidation induced-CuSo4.
    Methods
    In this experimental study, LDL was isolated by ultracentrifugation system and gradient medium. The flavonoid fractions were separated from the sumac extract using Sephadex LH-20 gel filtration technic. The LDL oxidation kinetics in the presence of sumac components flavonoid extract were investigated. The formation of oxidation induced malondialdehyde were measured by TBARS (thiobarbituric acid) method.
    Results
    The results showed that the flavonoid content of sumac extract significantly increased Lag time (P
    Conclusion
    The findings show that flavonoid content sumac extract has a positive effect on reducing LDL oxidation and they are can be a good candidate for further study as well as an effective factor to remove the consequences of oxidation of LDL, such as atherosclerosis.
    Keywords: Atherosclerosis, Low Density Lipoprotein (LDL), oxidation, Flavonoid, Gel Filtration, Sumac
  • Mk Koohi, G. Sadeghi, Hashjin, A. Rasouli, Z. Khorami, E. Shahroozian Pages 736-747
    Introduction
    Influences of lead on functions of many organ systems are known, but less experimental studies has been done on influences over the behavior, including pain sensation. This study was carried out to reveal possible changes in the onset and intensity of reactions to painful stimuli in mice, after long-term exposure to lead acetate.
    Methods
    In this experimental study, 24 adult male albino mice were divided randomly into 3 groups of 8 each. Control group received fresh water ad lib and 2 treated groups received drinking water contaminated by either 5 ppm or 500 ppm of LA for 90 consecutive days. On the day of 91, nociceptive were performed using a hot plate and formalin, to evaluate onset and intensity of reaction in response to the thermal and chemical pain, respectively. At the end, the animals were euthanized and blood samples were collected for determination of cortisol levels using an ELISA assay.
    Results
    The animals exposed to LA showed a delay in reaction to painful stimuli induced by thermal stimulus by 52% and 59% with low and high doses, respectively. Thermal pain intensity of reactions to was declined by 63% with LA 5 ppm and by 82% with LA 500 ppm (P
    Conclusion
    Delayed reaction to painful stimuli after chronic LA exposure may be considered as a complication which weaken the alarming role of the pain. Further studies regarding the mechanism of action and the extent of the importance of these effects are warranted.
    Keywords: Lead Acetate, Thermal Pain, Chemical Pain, Mice
  • S. Daliri, J. Bazyar, K. Sayehmiri, A. Delpisheh, F. Sayehmiri Pages 757-768
    Introduction
    Suicide is one of the social and health challenges, which has influenced on the individual, family, and society. Statistics reveal that suicide rates have increased in the country. The present research carried out to determine the incidence of suicide in Iran through meta-analysis and systematic review.
    Methods
    This is a systematic review and meta-analysis study on suicide incidence and trend in Iran by reviewing published papers within 2001-2014. To do this, databases including Medlib, Google Scholar, Pubmed, ISI, Science direct, SID, Medline, Magiran, and Irandoc were searched and two trained researchers independently extracted the articles through keywords and combinations. The results were integrated through using weighted average and Poisson distribution.
    Results
    In the preliminary searching, 30 papers of 132 were qualified for study. The rate of suicide was estimated 8 out of one hundred thousand in Iran (1/9 – 6/8: 95% confidence interval), which was 11.1 (8/6-13 / 8: 95% confidence interval) and 7.4 (5/3 – 9/5: 95% confidence interval) in males and females, respectively. The results showed that the trend of suicide was descending in the last decade.
    Conclusion
    Incidence of suicide has decreased in Iran during last years; however, the incidence was relatively high in western provinces. As well as The incidence of suicide leading to death among men far more than women.
    Keywords: The incidence of suicide, Meta-analysis, Systematic Review
  • M. Tavakoli, M. Izadi, B. Gharouni, A. Moghareh Abed, J. Yaghini, M. Rismanchian Pages 769-779
    Introduction
    Dental implants are the choice of treatment for missing teeth. Despite the very good results, implant treatment is also associated with some failures and complications. The aim of this study was evaluation of survival rate and tissue health indexes around the Dio® SM dental implants placed in patients of dental school and a private office in Isfahan from 2005 until 2010.
    Methods
    In this cross sectional study, 94 Dio® SM dental implants in 72 patients via convenience sampling were selected. After that demographic information and Gingival index, Gingival Bleeding index around Dio SM implants, plaque index, pocket depth, Bone loss were fulfilled for patients. Data analyzed using t-test, Chi-square test, Wilcoxon and Pearson test with SPSS Ver. 20 statistical software, at α =0.05.
    Results
    Among 94 implants, 55.6 % in maxilla, 44.4% in the mandible, 53.19% single and 46.81% were multi-unit. Survival rate of total implants was 80.6% and 19.4% were failed because of different causes. Among indices Gingival index(p=0/001), plaque index(p=0/020),pocket dept (p
    Conclusions
    The results of this study showed that survival rate of Dio® SM implants is lower than acceptable rate but needs to more studies.
    Keywords: Dental Implants, Survival Rate, Soft- Tissue -Mucositis, DIO Implant, Bone Loss, Gingival Index