فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 40 (بهار 1395)
  • پیاپی 40 (بهار 1395)
  • 196 صفحه، بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/02/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سیما عباسی* صفحه 1
    «سرمتنیت» از مقوله های پنجگانه «ترامتنیت» ژرار ژنت است که به بررسی روابط ژانر شناسانه یک اثر و روابط طولی میان آن و ژانر متعلق بدان می پردازد. این مقوله، برای بررسی آثاری مناسب است که در گذر زمان دگرگون شده و بنا به دلایلی از جمله انتظارات اجتماعی و فکری روزگار خویش و توقعات مخاطبان، به آثاری گاه متمایز از نوع اولیه خویش تبدیل شده اند؛ از جمله چنین آثاری اسکندرنامه ها هستند که حماسه های تاریخی اند؛ اما مشخصه های ژانری دیگری نیز در آنها وارد شده و آنها را به آثاری فراتر از حماسه های تاریخی تبدیل کرده است. در این آثار چگونگی تاثیر این مشخصه ها بر سرشت حماسی این آثار و نیز ارتباط آنها با عنوان اسکندرنامه قابل بررسی است. برای این منظور، عناصر سه ژانر موجود در این آثار، استخراج شد و چگونگی کاربرد ژانرهای تعلیمی و غنایی در رابطه با سرمتن حماسی بررسی گردید و مشخص شد وجود تداخل ژانری در اسکندرنامه های پس از فردوسی و نمود برجسته ژانر تعلیمی هرچند زمینه حماسی این آثار را از بین نبرده، مقدمات تغییر عنوان این آثار به سوی خردنامه را ایجاد کرده است. در این نوشتار ویژگی ژانری اسکندرنامه های منظوم (فردوسی، نظامی و امیرخسرو) و ارتباط سرمتنی آنها با ژانر اولیه و اصلیشان، حماسه و نیز با عنوان «اسکندرنامه»، بررسی شده است تا ارتباط سرمتنی این آثار و تحولات صورت گرفته در محتوای ژانری آنها مشخص شود.
    کلیدواژگان: سرمتنیت، ژرار ژنت، اسکندرنامه، فردوسی، نظامی، آیینه اسکندری، امیرخسرو دهلوی
  • لیلا حق پرست*، محمد جعفر یاحقی، مریم صالحی نیا، فرزاد قائمی صفحه 21
    این پژوهش در پی آن است تا با بررسی ساختاری روایت های نخستین نبرد سه جهان پهلوان نام آور ایرانی یعنی گرشاسب، سام و رستم، الگوی ساختاری واحد آنها را نمایان سازد و هم سویی این الگو را با اسطوره نبرد «ایندره»، ایزد جنگ هندوایرانی با «وریتره»، اهریمن خشک سالی نشان دهد. در این راستا ابتدا به کمک روش تحلیل ساختاری اسطوره به قطعه بندی روایت های نخستین نبرد این پهلوانان و سنجش اسطوره بن های آنها با یکدیگر پرداخته می شود و سپس هم خوانی الگوی ساختاری که از نخستین نبرد جهان پهلوان ایرانی یافته شده است، با نبرد آغازین و مشهور ایندره نمایان می شود. نبردهای یادشده هم راستا با واقعه ای صورت می گیرند که طی آن پهلوان/ ایزد جوان با حذف اقتدار پدر، خود جانشین او می شود. بنابراین نتیجه مقاله حاکی از آن است که میان نبرد قهرمان هندوایرانی با اژدها و حذف جایگاه ارجمند پدر قهرمان، رابطه ای درهم-تنیده برقرار است و گویی که این دو واقعه صورت تغییرشکل یافته یکدیگرند و هر یک جایگزین روایی دیگری است. در این میان تنها یک عنصر واسط هست که این دو سوی معادله را همچون زنجیری به یکدیگر متصل نگاه می دارد و آن وجود سلاح پدری برای نابودی اژدهاست؛ یعنی سمبل نیروی پدر برای از میان بردن اژدها و به تبع آن، برچیدن اعتبار خود پدر.
    کلیدواژگان: گرشاسب، سام، رستم، ایندره و وریتره، تحلیل ساختاری اسطوره
  • طاهره صادقی تحصیلی*، محمد خسروی شکیب، عصمت دریکوند صفحه 51
    تمثیل اخلاقی، قصه ای است که در آن درون مایه بر تصویر غلبه دارد و صورت قصه و اشخاص تنها ابزاری هستند که یک پیام عادی و از پیش تعیین شده را بیان می کنند. حکایات اخلاقی در کتاب مرزبان نامه، نمونه های دقیق این تمثیل هستند. تمثیل در اغلب داستان های مرزبان نامه از سه سطح منطقی مبتنی بر استدلال تشکیل شده است که می توان الگوی ABA را برای همه تمثیل های موجود در مرزبان نامه طراحی کرد؛ به این معنا که تمثیل در مرزبان نامه، حرکتی است از نقطه A به B و سپس برگشتن به نقطه A. ساختار تمثیل در مرزبان نامه، ساختاری دوری و بسته است. این برهم نمایی آغاز در پایان هر تمثیل در اقناع مخاطب، تقریر پیام، تاکید و تثبیت معنا، تحقیق مفهوم، رفع توهم و دفع غفلت موثر افتاده است. این الگوی خاص یکنواخت و واحد تمثیل در مرزبان نامه در اثبات یک موضوع و اقناع مخاطب قدرت شگرفی یافته است. چگونگی این ساختار و واکاوی آن در این مقاله بررسی شده است.
    کلیدواژگان: استدلال، تمثیل، مرزبان نامه، منطق، داستان
  • آذر اکبر زاده ابراهیمی*، زهرا اختیاری صفحه 81
    «صفوه الصفا» کتابی عرفانی است که «ابن بزاز» در قرن هشتم آن را در شرح کرامات شیخ صفی الدین اردبیلی (650- 735 ه.ق) تالیف نمود. این کتاب که در اواخر دوره مغول نگارش یافته، همواره به عنوان یک سند تاریخی به شمار می رفته است؛ زیرا بیانگر ویژگی های عرفان و تصوف این دوره به ویژه غرب ایران بوده است. احراز هویت شخصیت های این کتاب که برخی تاکنون به هیچ نحو بررسی نشده اند، اطلاعات ما را درباره زنان صوفی و عارف پیش از صفویه افزایش می دهد. در این جستار با غور و استقصایی که مبتنی بر کتاب «صفوه -الصفا»ست، نقش موثر زنان در این دوره نمایانده شده است. زنانی که برخی از آنان جزء عارفان و مریدان شیخ صفی بودند و برخی علاوه بر گرایش های عرفانی به دلیل تاثیرگذاری بر حکومت و اجتماع، در تاریخ این دوره حائز اهمیت اند. در این پژوهش پس از مقدمه، با ذکر نمونه هایی از حکایت های «صفوه الصفا» که به زنان غالبا ناشناخته اشاره دارد، پانزده زن در دو حوزه عرفان و سیاست شناسانده شده اند و نیز به بررسی جایگاه و نقش زن در آن دوره با توجه به دو مقوله عرفان و سیاست پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: زنان صوفی، صفوه الصفا، شیخ صفی الدین اردبیلی، ابن بزاز اردبیلی
  • سیده نرگس رضایی* صفحه 105
    باورهای عامیانه، بخش مهمی از فرهنگ و زندگی هر ملت و جامعه ای را در برمی گیرد. با شناخت باورهای هر ملت می توانیم با روحیات و خلقیات، آداب، هنر و افکار آنها آشنا شویم. بخشی از باورهای عامیانه در ادبیات بازتاب می یابد و ادبیات عامیانه منبع الهام بسیاری از شاعران و نویسندگان است. «منیرو روانی پور» نیز یکی از زنان نویسنده معاصر است که در اولین آثارش به باورهای عامیانه و عناصر فرهنگی بومی و اقلیمی مردم جنوب ایران به ویژه ناحیه جفره (محل زادگاهش) پرداخته است. در این مقاله، این دسته از آثار این نویسنده از زاویه دید چگونگی کاربرد عناصر فولکلوریک و فرهنگ عامه بررسی شده است. باورهای بومی در این داستان ها ریشه در محیط زندگی مردم این منطقه و مشکلات، دردها و رنج های آنان دارد. حضور موجودات وهمی چون بوسلمه حاکم دریا، پریان دریایی سرخ و آبی از ویژگی های این داستان هاست. باورهای عامیانه، نقش کلیدی در روایت، شخصیت پردازی و فضاسازی آثار داستانی روانی پور دارد. او نمادهای بومی و محلی زادگاه خود را زمینه ساز بیان مسائل و دغدغه های فکری خود و انتقاد از مسائل اجتماعی و گاه سیاسی قرار می دهد.
    کلیدواژگان: منیرو روانی پور، فرهنگ عامه، فولکلور، اهل غرق، کنیزو
  • محمودرضا اسفندیار* صفحه 137
    کلام و عرفان از امهات علوم اسلامی به شمار می روند و هر چند در روش اختلاف دارند و هر یک از منظر خاص خود به طرح مباحث دینی پرداخته اند، در موضوعات متعدد مشترکند. «بهاء ولد» که از عارفان قرن ششم و هفتم هجری است، از جمله عارفانی است که در «معارف»، اثر یگانه اش که تنها راه شناخت شخصیت علمی و معنوی اوست، ضمن بیان اندیشه های عرفانی خود نیم نگاهی نیز به مباحث اعتقادی و کلامی داشته است. بهاءولد از پایگاه یک عارف و عالم اشعری و با پیروی از روش عرفانی به طرح موضوعات کلامی پرداخته و به حل مشکلات دینی در اصول عقاید از قبیل توحید، اسما و صفات الهی، جبر و اختیار، امکان رویت خدا، تعدد ادیان و... توجه کرده است. طرح مباحث مختلف کلامی از سوی بهاءولد، متاثر از بعد عرفانی شخصیت وی است. او تحت تاثیر روش شناسی و معرفت شناسی عرفانی و بدون تعصب ورزی بر مذهب کلامی خویش، با ظرافت و مهارت، مباحث مهم کلامی را تبیین کرده است. بر این بنیاد، نزدیکی و هماهنگی روش عرفانی و کلامی در اندیشه بهاء ولد، علی رغم تمایز و اختلاف ذاتی آنها قابل توجه است.
    کلیدواژگان: روش عرفانی، بهاءولد، معارف، عرفان، کلام
  • عیسی امن خانی* صفحه 155
    پژوهش هایی که بر پایه یکی از نظریه های ادبی (فرمالیسم، ساختارگرایی، روایت شناسی، شالوده شکنی و...) صورت گرفته، با اقبال فراوانی از سوی پژوهشگران و جامعه دانشگاهی روبه رو شده است. این رشد تصاعدی، منتقدانی نیز داشته و دارد. هر یک از آنان به دلایلی، پذیرش و کاربست بی چون و چرای این نظریه ها را نادرست دانسته، خواستار نگاهی انتقادی و آسیب شناسانه به این نظریه ها همچنین مقالات و کتاب هایی هستند که بر پایه آنها انتشار یافته اند. مقاله حاضر نیز نگاهی انتقادی و آسیب شناسانه دارد به پژوهش هایی (مقالات) که بر اساس آرا و آثار «میخائیل باختین» (منطق مکالمه و بینامتنیت) نوشته و منتشر شده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که عمده این مقالات ضعف-های اساسی و متعددی دارد که اصلی ترین آنها عبارتند از: بی توجهی به بسترها و پیش فرض هایی که این نظریه ها در آن بالیده اند، انتخاب نادرست نظریه ها (بینامتنیت به جای ساختارگرایی، بینامتنیت به جای نقد منابع، منطق مکالمه به جای تبارشناسی)، ساده سازی، تصادفی بودن ارتباط نظریه و متن، برخورد ارزش مدارانه و نادیده گرفتن واقعیت ها.
    کلیدواژگان: نظریه های ادبی، بینامتنیت، منطق مکالمه، نگاه انتقادی، میخائیل باختین
|
  • Sima Abbasi* Page 1
    Arcitextuality is one of the quintuple issues of transtextuality by Gerard Genette which analyzes genre-related relations and Arcitexuality in a piece of work and the genre it belongs to. This category is appropriate for the analysis of literary works which have undergone changed from their initial type, due to social and ideational, and audiences’ expectations in a specific period of time. One kind of such works is "Iskandarnameh" which consists historical epopees, but has also features from other genres which change them to something more than just historical epopees. How such features can affect the epic nature of these works and how they are related to the title “Iskandarnameh” can be analyzed in these works. Therefore, the elements of these three genres are extracted, and the relationship between different lyrical and pedagogical genres, and epic architext was analyzed. The results reveal that the overlap of the genres in Iskandarnamehs after Ferdowsi and prominent features of pedagogical genre paved the way for a change in the title of these works to Kheradnameh (letter of thought/wisdom) although the epic aspect of these works has not been lost. So in this essay, arcitexuality of poetic Iskandarnameh( Ferdowsi, Nezami, Amirkhosrow) and the type and genre they belong to are analyzed in order to determine their textual relations and the transformations they have undergone.
    Keywords: rachitextuality, Gerard Genette, Iskandarnameh, Ferdowsi, Nezami, Amirkhosrow Dehlavi
  • Leila Haghparast*, Mohammad Jafar Yahaghi, Maryam Salehinia, Farzad Ghaemi Page 21
    This study aims at analyzing the structure of narratives about the first battle of the three Iranian heroes Garshasb, Sam and Rostam to define the common structural pattern in them and compare it with the myth of Indra’s fight who was the Indo-Iranian god of war, with Vitra, the evil god of drought. With this purpose, and using a structural analysis of myth, narrative segments of these heroes’ first battles will be defined and their mythemes will be compared. Then, it will be revealed how the structural patterns in these narrative are in consistent with Indra’s first and famous battle. The aforementioned battles take place in parallel with an event that is the young hero/god becomes his father’s successor by removing his authority. Thus, the result of the research suggests that there is an intertwined relationship between the fight of Indo-Iranian hero with dragon, and the elimination of the venerable status of the hero’s father. It seems that these two events are somehow the transformed forms of one another and each is the alternative for the other one. Here, there is one linking element that keeps the two sides of the equation connected like a chain, and it is the weapon of having a father, i.e. the symbol of father`s power to defeat the dragon and consequently denying the father’s authority.
    Keywords: Garshasb, Sam, Rostam, Indra, Vitra, structural analysisof myth
  • Tahereh Sadeghi Tahsili*, Mohammad Khosravi Shakib, Esmat Darikvand Page 51
    Ethical Allegory is a story in which the theme overcomes the image and the form of the story and the characters are just devices to communicate a predefined and ordinary message. Ethical stories in Marzbannameh are the exact instances of such allegories. In most stories in Marzbannameh, Allegories consist of three logical kevels based on reasoning, and it is possible to draw the pattern ABA for all the allegories in Marzbannameh, i.e. Allegory in Marzbannameh is a movement which starts from point A, and moves to point B, and then it refers back again to point A. The structure of allegory in Marzbannameh is a recursive and closed one. This pattern proved to be effective in satisfying the reader, communicating the message, emphasizing and fixing the meaning, searching the sense, eliminating the delusion, and excluding neglect. This specific uniform pattern of allegory has become powerful through convincing and satisfying the readers. The structure of allegory will be analyzed in this article.
    Keywords: Reasoning, allegory, Marzbannameh, logic, story
  • Azar Akbarzadeh Ebrahimi*, Zahra Ekhtiari Page 81
    Safvat al-safa is one of the mystical books in the 8th century written by Ebn e Bazzaz about the characteristics of Sheikh Safi Ardabili. This book, written in late Mongol era, has been always considered as a historical document because it illustrates the features of Mysticism and Sufism in that era especially in the west of Iran. Discovering the identity of the characters in the book while some of which have not been studied so far, gives us more information about Mysticism before the advent of Safavid. By studying the book Safvat- al-safa, we figure out the effective role of women in this era. Some of them were mystics or disciples of sheikh Safi and some of them were prominent characters in that era due to their influence on the government and society, besides their mystic trends. In this research, after the introduction, by presenting examples from stories in Safvat al-safa, 15 women are introduced in two fields of mysticism and politics , and their roles in these fields are studied.
    Keywords: Maystic women, women, Safvat al safa, Sheikh Safi Ardabili, Ebn e Bazzaz Ardabili
  • Seyeddeh Narges Rezaei* Page 105
    Folk beliefs, is a very important part of the culture and life in different cultures and societies. By knowing about different nation’s beliefs we can become familiar with their habits, manners, feelings, art and thoughts. Some folk beliefs are reflected in literature, and folk literature has inspired lots of poets and writers. Moniro Ravanipour is one of the contemporary writers who has mentioned some of the folk beliefs and native and local cultural elements of people in south of Iran especially in an area called Jofreh ( her birth place). In this article these works have been analyzed to see how folkloric elements and folk culture were applied. Folk beliefs in these stories root in the environment they live in and their problems, pains and suffers. Presence of some imaginary creatures like Boosalmeh the ruller of the sea, red and blue mermaids is another feature of these stories. Folk beliefs, have key role in narration, characterization, and defining the setting in Ravanipour’s stories. She uses native and local symbols of her birth place to talk about the her issues and concerns, and to critisize some social and political issues.
    Keywords: Moniro Ravanipour, folk culture, folklore, Ahl e Ghargh, Kanizu
  • Mahmoudreza Esfandyar* Page 137
    Kalam and mysticism are very important in Islamic sciences. Although they have different methodology and each introduces the religious topics in its own way, they share lots of subjects. Baha Walad, who is a sixth century mystic, is one of the mystics whose unique work, “Maaref” represents the only clues that help to know his scientific and spiritual character, and in this work in addition to presenting mystic thoughts, he has mentioned some beleifs and Kalami thoughts. Baha Walad following mystical method has introduced Kalami topics as a mystic and an Ashʿari scholar, and he paid attention to find solutions for religious problems regarding some principles like monotheism, names and attributes of God, theological determinism and free will, possibility of visiting god, multiplicity of religions,… .
    Keywords: mystical method, Baha Walad, Maaref, mysticism, Kalam
  • Isa Amnkhani* Page 155
    Nowadays, the researches which are based upon one of the literary theories (Formalism, structuralism, narratology, deconstructionism …) have been very popular among researchers, and academic society. This increasing growth had and have been the subject of some critics too. Each one of them for some reasons have criticized the unconditional application of these theories, and asked for critical and pathological review of these theories, and the articles and books which have been written based on them. The present article has also a critical and pathological perspective in reviewing the researches (articles) which have been written and published based on Mikhail Bakhtin’s ideas and works (logic of dialogue and intertextuality). The results show that most of these articles have fundamental and numerous weak points, but the main ones are as follows: neglecting the backgrounds and presuppositions based on which these theories have been formed, making mistake in choosing the theories (inter textuality instead of structuralism, intertextuality instead of criticizing the resources, logic of dialogue instead of genealogy), simplification, arbitrary relation between theory and text, prejudice and ignoring the facts.
    Keywords: literary theories, inter textuality, logic of dialogue, critical view, Mikhail Bakhtin