فهرست مطالب

آفات و بیماریهای گیاهی - سال هشتاد و چهارم شماره 2 (اسفند 1395)
  • سال هشتاد و چهارم شماره 2 (اسفند 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/16
  • تعداد عناوین: 17
|
  • مقاله های فارسی
  • هدا چکنی، ساسان محسن زاده، رضا مستوفی زاده قلمفرسا صفحه 213
    گونه ی Pythium aphanidermatum، از اامیست های خاک برد و همه جازی است که روی گونه های مختلف خانواده ی کدوییان سبب پوسیدگی ریشه می شود. در این مطالعه، اثر این بیمارگر روی تغییرات فیزیولوژیک گیاه خیار و کاهش اثرات بیماری حاصل از آن با استفاده از کاربرد سیلیکات کلسیم با غلظت های 50، 100 و 150 میلی گرم در لیتر بررسی شد. جنبه های گوناگونی از فیزیولوژی و بیوشیمی گیاه مانند فتوسنتز، ساخت پروتئین و پاسخ آنتی اکسیدانی بررسی گردید. گیاهان در گلخانه در دو مرحله ی 36 روزگی (مرحله ی رویشی) و 71 روزگی (مرحله ی زایشی) جمع آوری شدند. میزان کلروفیل، کارتنوئید، پرولین، کربوهیدرات، پروتئین، پراکسیداسیون چربی ها، آنتوسیانین و فعالیت کاتالاز اندازه گیری و داده ها واکاوی شدند. نتایج حاصل از این بررسی، کاهش مقادیر کلروفیل و کارتنوئید و افزایش میزان پرولین، کربوهیدرات، پروتئین، پراکسیداسیون چربی ها، آنتوسیانین و فعالیت کاتالاز را بر اثر مایه زنی بیمارگر در مقایسه با شاهد نشان دادند. افزودن سیلیکات کلسیم 100 و 150 میلی گرم در لیتر به خاک گیاهان سالم موجب افزایش شاخص های فیزیولوژیکی مانند مقادیر پرولین، کربوهیدرات، پروتئین و آنتوسیانین نسبت به نمونه های شاهد شد. هم چنین، افزایش میزان کلروفیل و کارتنوئید و کاهش سایر عوامل اندازه گیری شده بر اثر تیمار گیاهان آلوده با 100 و 150 میلی گرم در لیتر سیلیکات کلسیم در مقایسه با شاهد بیمار مشاهده شد. مقادیر کلروفیل، کارتنوئید، کربوهیدرات و پرولین در مرحله زایشی بیشتر از مرحله رویشی بود. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، استفاده از نمک سیلیکات کلسیم 150 میلی گرم در لیتر موجب کاهش صدمات فیزیولوژیکی مانند کاهش رشد گیاه و پوسیدگی ریشه ناشی از آلودگی خیار به P. aphanidermatum و هم چنین، بهبود رشد گیاهان سالم می شود.
    کلیدواژگان: گیاه خیار، سیلیکات کلسیم، پیتیوم، تغییرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی
  • حسینعلی میرحسینی، ولی الله بابایی زاد، لیلا هاشمی، اسماعیل بساوند صفحه 227
    به منظور مطالعه ی گونه های بیماری زای جنس Fusarium روی میزبان های مختلف نمونه های گیاهی آلوده به بیماری های قارچی متعددی از استان های یزد، کرمان و مازندران طی سال های 93-1391 جمع آوری شد. هدف از این مطالعه، امکان سنجی گونه های بیماری زا بر اساس خصوصیات ریخت شناسی و مولکولی و انگشت نگاری ژنتیکی و فهم ارتباط بین این گونه ها بود. نتایج حاصل نشان داد که استفاده از تکنیک rep-PCR و ترادف حاصل از ناحیه ی ITS-rDNA روشی مناسب برای شناسایی گونه های مختلف فوزاریوم است. همچنین براساس نتایج به دست آمده، نمونه های مطالعه شده به عنوان هشت گونه تشخیص داده شدند: F. brachygibbosum، F. delphinoides، F. equiseti، F. globosum، F. graminearum، F. incarnatum، F. oxysporum و F. proliferatum. گونه های F. brachygibbosum عامل لکه برگی روی خرزهره، F. delphinoides عامل پوسیدگی ریشه روی شبدر زینتی، F. equiseti عامل شانکر روی کرچک ، F. globosum عامل سوختگی غلاف نی، F. incarnatum عامل شانکر تاج خروس، F. oxysporum عامل پوسیدگی برگ روی آلوئه ورا و F. proliferatum به عنوان عامل شانکر روی کنجد، سوختگی برگ روی سیکاس و عامل همراه با پژمردگی آوندی روی نخل برای اولین بار از روی این میزبان ها از ایران گزارش می شوند. همچنین گونه ی F. delphinoides یک گونه ی جدید برای فلور قارچی ایران می باشد.
    کلیدواژگان: مطالعات مورفولوژیکی و مولکولی، ITS، rDNA، rep، PCR
  • مجتبی دهقان نیری، حشمت الله رحیمیان، ولی الله بابایی زاد صفحه 239
    شانکر تنه و شاخه یکی از مهمترین بیماری های درختان میوه هسته دار است که بارزترین علائم آن ایجاد زخم های فرورفته روی شاخه ها همراه با تراوش صمغ می باشد. دو باکتری Xanthomonas arboricola pv. pruni و Pseudomonas syringae pv. syringae به عنوان عوامل اصلی این بیماری قبلا از مناطقی از ایران گزارش شده اند. به منظور شناسایی و تعیین پراکنش عوامل مولد شانکر از نواحی مرکزی ایران، نمونه های دارای علایم شانکر از باغ های این مناطق جمع آوری گردید. پس از کشت نمونه ها روی محیط آگار غذایی حاوی سوکرز (NAS) کلنی های برجسته، کرم متمایل به صورتی و خمیری مانند جدا شد. بیماری زایی نماینده هایی از جدایه ها روی نهال های هلو (Prunus persica) به اثبات رسید. بررسی های میکروسکوپی، فنوتیپی و مولکولی برای شناسایی جدایه ها انجام شد. با استفاده از آغازگرهای ITS4 و ITS5 این قطعه در واکنش های زنجیره ای پلی مراز (PCR) در جدایه های نماینده تکثیر و توالی یابی شد. توالی های به دست آمده با استفاده از نرم افزار بلاست در ژن بانک (NCBI) با توالی های موجود در این پایگاه مقایسه و میزان شباهت تعیین گردید. از ژن 26S و بخشی از ژن های RPB1 و RPB2 نیز برای تایید شناسایی استفاده شد. در بررسی میکروسکوپی جدایه ها سلول هایی کروی شکل که برخی از آن ها در حال جوانه زدن بودند مشاهده شد. در مقایسه توالی قطعه ITS در ژن بانک، جدایه ها بیشترین شباهت را به گونه Cryptococcus magnus نشان دادند. توالی ژن های 26S، RPB1 و RPB2 نیز این شباهت را تایید کردند.
    کلیدواژگان: شباهت، شانکر، توالی، ITS
  • ابوالقاسم خالقی زاده، مهدی ناصری، محمد ابراهیم صحتی ثابت صفحه 251
    استان کرمان دارای بیشترین سطح زیر کشت درختان گردو در ایران است. در تابستان 1393، در باغات گردوی استان کرمان، تعداد 422 نمونه گردوی خسارت دیده جمع آوری شد که از این تعداد 248 مورد (8/58%) مربوط به خسارت جوندگان، 70 مورد (6/16%) مربوط به خسارت پرندگان و 104 مورد (6/24%) دارای ترکیبی از علایم خسارت جوندگان و پرندگان بودند. در تابستان 1394 از باغاتی که قبلا دارای مهره داران خسارت زا بودند، پنج باغ و 27 درخت به طور تصادفی انتخاب و در چهار تاریخ نمونه های خسارت دیده جمع آوری شد. میزان خسارت در این باغ ها بین 5/10% و 2/96% و میانگین میزان خسارت در کل باغ ها 5/34% بود. آنالیز واریانس نشان از وجود اختلاف معنی دار میان باغ ها داشت (p<0.05). میانگین ارتفاع درختان به طور متوسط 2/9 متر و قطر میانگین آن ها 2/35 سانتی متر و میانگین ضخامت پوسته میوه گردو 43/1 میلی متر بود. میانگین فاصله درختان از رودخانه یا نهر 9/41 متر، از منازل 7/421 متر و از جاده 0/449 متر بود. نتایج آزمون همبستگی میزان خسارت با فاکتورهای مورد بررسی نشان داد که درصد خسارت با ارتفاع درختان گردو، قطر تنه درختان، فاصله از منازل و جاده معنی دار (p<0.05) اما کلفتی پوست میوه گردو و فاصله از رودخانه با میزان خسارت ارتباط معنی داری نداشتند (p>0.05).
    کلیدواژگان: مهره داران، سنجابک درختی، دارکوبها، خسارت، گردو
  • فاطمه باقری، شهرام نعیمی صفحه 261
    سوروف، مهم‏ترین علف هرز شالیزاری شمال کشور محسوب می شود. به منظور شناسایی عوامل قارچی ایجاد کننده لکه برگی در این علف هرز، نمونه‏برداری از بوته‏های بیمار، در مزارع برنج مازندران انجام شد. قطعات کوچکی از برگ‏های دارای علائم بیماری از حد فاصل بافت سالم و آلوده تهیه شد. نمونه‏ها پس از ضدعفونی سطحی با هیپوکلریت سدیم، با آب مقطر سترون شستشو شدند و در ظروف پتری حاوی محیط کشت آب آگار 2% و یا سیب زمینی دکستروز آگار + سولفات استرپتومایسین کشت گردیدند. سپس، ظروف مذکور در انکوباتور با دمای 25 درجه سلسیوس نگهداری شدند. پرگنه‏های رشد یافته در اطراف قطعات با روش تک اسپور یا نوک هیف خالص سازی شدند. برای اثبات بیماری‏زایی قارچ‏ها، از دو روش مایه‏زنی روی برگ‏های بریده در تشتک پتری و پاشش سوسپانسیون کنیدی‏های قارچ روی بوته‏ها در گلخانه استفاده شد. برای شناسایی مورفولوژیکی جدایه‏های بیمارگر از کلیدهای شناسایی معتبر استفاده شد. همچنین، برای شناسایی مولکولی، دی.ان.ای ژنومی قارچ‏ها جداسازی گردید و ناحیه ITS آن‏ها تکثیر شد. پس از توالی‏یابی این ناحیه نسبت به اخذ رس‏شمار و ارزیابی همولوژی آن با توالی‏های موجود در بانک ژن به کمک ابزار جستجوی BLAST اقدام گردید. در مجموع، با استفاده از صفات مورفولوژیکی و مولکولی، گونه‏های بیماری‏زای شناسایی شده ایجاد کننده لکه برگی عبارت بودند از Alternaria alternata،Bipolaris oryzae ، Bipolaris sorokiniana، Curvularia lunata و Rhizoctonia solani.
    کلیدواژگان: برنج، سوروف، بیماری، مازندران
  • میترا بدخشان، عصمت مهدیخانی مقدم، ساره بقائی راوری، حمید روحانی صفحه 269
    در تحقیق حاضر، کاربرد همزمان دو گونه Trichoderma harzianum و T. virens به همراه دو جدایه از باکتری Bacillus subtilis، در کاهش شاخص های بیماریزایی نماتد Meloidogyne javanica و بهبود فاکتورهای رشدی گیاه گوجه فرنگی ارزیابی گردید. آزمون سنجش زیستی، کاربرد عصاره کشت گونه های قارچی و سوسپانسیون جدایه های باکتریایی را به صورت تکی و تلفیقی بر تفریخ تخم و مرگ و میر لارو نماتد بررسی نمود. در تیمار ترکیبی T. virens (جدایه T65) و B. subtilis (جدایه MD) مرگ و میر لارو سن دوم و عدم تفریخ تخم نماتد به ترتیب به میزان 5 و 5/1 برابر نسبت به شاهد در شرایط آزمایشگاه افزایش یافت. همچنین ریشه های آلوده گوجه فرنگی رقم ارلی اوربانا در مرحله 4-5 برگی با ترکیب جدایه های ذکر شده، در شرایط گلخانه تیمار گردیدند که نتایج حاکی از کاهش 68، 5/57 و 3/38 درصدی به ترتیب در تعداد گال، تخم و لارو سن دوم نسبت به شاهد دارد. ارزیابی بهبود فاکتورهای رشدی گوجه فرنگی در شرایط گلخانه دلالت بر این دارد که جدایه باکتریایی MD، پتانسیل افزایش 34 و 110 درصدی را به ترتیب در طول ساقه و ریشه گوجه فرنگی در مقایسه با شاهد سالم دارا می باشد. به نظر می رسد جدایه MD باکتری B. subtilis ، گزینه مناسبی جهت بررسی های بیشتر در زمینه تولید هورمون های گیاهی و احتمال القاء مقاومت در گیاه باشد. همچنین برآورد کارایی تیمار تلفیقی T.65+MD در کاهش شاخص های بیماریزایی نماتد ریشه گرهی در شرایط طبیعی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: باسیلوس، تریکودرما، کنترل زیستی، نماتد ریشه گرهی
  • بابک حیدری علیزاده، احمد حیدری، سید سعید مدرس نجف آبادی صفحه 279
    آزادیراکتین ماده فعال به لحاظ خواص آفتکشی است که از عصاره و روغن دانه درخت چریش (Azadirachta indica) استخراج می شود. بررسی ها نشان می دهد این ترکیب با نحوه عمل متفاوت می تواند روی بسیاری از آفات کشاورزی از جمله حشرات، کنه ها، نماتدها و قارچ های بیماریزای گیاهی موثر باشد. در این تحقیق سعی شده است نسبت به تهیه یک فرمولاسیون موثر از عصاره چریش اقدام شود. بدین منظور عصاره چریش با استفاده از حلال استون از دانه ای چریش استخراج شد و با دستگاه NMR وجود مولکول آزادیراختین در آن تائید شد. عصاره خالص آزادیراختین برای تهیه فرمولاسیون مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور مقدار 5 گرم روغن طبیعی آفتابگردان با 130 میلی گرم عصاره آزادیراختین خالص سازی شده به همراه مقادیر مختلف (معادل 5/0، 1، 2، 3 و 5 گرم) امولسیون کننده Tween 85 در هر لوله آزمایش 50 میلی لیتری با یکدیگر مخلوط شد. بررسی کیفیت امولسیون های ساخته شده بر اساس میزان کرمینگ و دو فاز شدن بر اساس روش FAO انجام شد و نهایتا فرمولاسیون EC 1.28% تهیه شد. بررسی کارائی غلظت های مختلف فرمولاسیون تهیه شده روی شته سبز هلو Myzus persicae در مقایسه با پیریمیکارب، دیازینون و دلتامترین در 14 روز بعد از سمپاشی نشان داد فرمولاسیون EC 1.28% چریش با دز 3 در هزار با میانگین کنترل (5/2±4/71 ) درصد با پیریمیکارب( 7/3±5/74) و دیازینون (6/2±9/76) در یک گروه آماری قرار گرفت. لذا این فرمولاسیون میتواند به عنوان یک جایگزین و یا در تناوب با سایر حشره کش ها مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فرمولاسیون، آزادیراکتین، امولسیون غلیظ، شته هلو
  • بابک حیدری علیزاده، علی اکبر کیهانیان صفحه 291
    مگس میوه زیتون Bactrocera oleae (Rossi) از آفات مهم زیتون می باشد و هم اکنون حسب شرایط آب و هوایی خسارت قابل توجهی به محصول زیتون وارد می نماید. در این تحقیق، ماده جلب کننده مگس میوه زیتون به نام شیمیایی (olean) 1،7-dioxaspiro[5.5]undecane از گروه ترکیبات جلب کننده ای است طی چندین مرحله شیمیایی با موفقیت ساخته شد. این ترکیب جلب کننده حلقوی ابتدا از واکنش شیمیایی بین الکل محافظت شده 3-بوتین-1-ال و گاما-والرولاکتون بدست آمد و سپس محصول با احیای کاتالیستی هیدروژنه شده و بعد از قرار گرفتن تحت شرایط اسیدی به olean تبدیل گردید. قدرت جلب کنندگی فرومون سنتز شده مگس میوه زیتون، Bactrocera oleae ، با دز های 1، 2، 5، 50 و 100 میلی گرم در مقایسه با فرومون خارجی اگریسنس در 4 تکرار در یک باغ زیتون به مساحت 3 هکتار در منطقه کلج (طارم سفلی- قزوین) ارزیابی شد. تله های چسبی زرد رنگ در قسمت میانی و سمت جنوبی درخت ها و به فاصله حداقل 100 متری از هم دیگر نصب شد. فرومون ها به مدت یک ماه در باغ نصب و میزان شکار مگس هر هفته شمارش وهمزمان تله چسبی به طور هفتگی تعویض گردید. تجزیه واریانس داده های این آزمایش نشان می دهد که در طی دو هفته اول میزان جلب تله های تولید شده با دز های 50 و 100 با نمونه خارجی اختلاف معنی داری ندارد و بیشترین شکار را در این بررسی داشته ولی از هفته های سوم به بعد مقدار جلب مگس در مقایسه با نمونه خارجی کاهش یافته است.
    کلیدواژگان: مگس میوه زیتون، فرومون جنسی، olean، Bactrocera oleae
  • حمیدرضا مقام نیا، محمد حاجی زاده، عبدالباسط عزیزی صفحه 301
    پروتئین پوششی نقش های متعددی را در مراحل سیکل آلودگی به عهده دارد و گزینه مناسبی برای مطالعات تبارزایی و تنوع ژنتیکی به حساب می آید. به منظور بررسی آنالیز تبارزایی، تنوع ژنتیکی و فشار انتخاب بر ژن پروتئین پوششی جدایه های ویروس موزاییک زرد کدو (ZYMV)، هفت جدایه B10، B21، B22، H7، W5، Z3 و Z14 از غرب کشور و از میزبان های متفاوت تعیین توالی و با 65 جدایه قابل دسترس در پایگاه داده های نوکلئوتیدی مورد مقایسه قرار گرفتند. درخت تبارزایی جدایه های این ویروس بر اساس 432 نوکلئوتید از ژن پروتئین پوششی در نرم افزار MEGA6 ترسیم و برآوردهای تنوع ژنتیکی و فشار انتخاب وارد بر پروتئین پوششی با نرم افزار DnaSP انجام شد. در آنالیز تبارزایی، جدایه ها در سه گروه مجزا تفکیک شدند که جدایه های B10، B21، B22، H7 و Z3 در گروه جدایه های ایرانی و اروپایی و دو جدایه Z14 و W5 در گروهی مجزا همراه با جدایه های شرقی قرار گرفتند. تنوع ژنتیکی (π) بر اساس قسمتی از ژن پروتئین پوششی(CP) نشان داد که جدایه های شرق نسبت به جدایه های ایران، اروپا و آمریکا بیشترین تنوع (π=0.104) را دارند. همچنین، این قسمت از ژنCP در جدایه های آمریکا از کمترین تنوع (π=0.0211) برخوردار بود. کمتر از یک شدن نسبت جانشینی مترادف (dS)به غیر مترادف (dN) بیانگر نقش موثر انتخاب منفی در تکامل این ژن بوده است. بررسی نوترکیبی با نرم افزار version 4.63 RDP4 حاکی از عدم نوترکیبی در این بخش از ژنوم بود و به نظر می رسد که تغییرات آن در اثر جهش حاصل شده باشد.
    کلیدواژگان: فشار انتخاب منفی، تبارزایی، نوترکیبی، ویروس موزائیک زرد کدو
  • رحیمه پیروز، محمد رضا دماوندیان، بهنام امیری بشلی صفحه 313
    پروانه جوانه خوار Archips rosanus از آفات پلی فاژ در حال گسترش در باغ های مرکبات غرب استان مازندران می باشد. در این تحقیق اثر باکتری Bacillus thuringiensis subsp kurstaki روی مراحل مختلف لاروی کرم جوانه خوار مرکبات Archips rosanus مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام آزمایش های زیست سنجی در شرایط آزمایشگاهی از روش غوطه ورسازی (Dipping method) استفاده شد.LC50 و LC90 باکتری B.t برای لاروهای سن اول و مجموع سن دوم و سوم لاروی به ترتیب 4480، 9010 و 4460، 19040 پی پی ام به دست آمد. آزمایش گلدانی روی نهال های دو ساله رقم پرتقال واشنگتن ناول Citrus sinensis(L) Osbeck.Var novel با 5 تیمار و آب یونیزه به عنوان شاهد و در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، LC50 و LC90 این باکتری برای لاروهای سن اول و دوم A. rosanus96 ساعت پس از تیمار به ترتیب 2130، 13790 و 2840، 16840 پی پی ام محاسبه شد. آزمایش میدانی در قطعه ای 3000 متر مربعی از یک باغ 30 هکتاری انجام شد. در این آزمایش 4 تیمار حشره کش مالاتیون (57%=EC) (2 در هزار)، باکتری B. thuringiensis( 5/0 درصد)، (1 درصد) و آب پاشی به عنوان شاهد با یکدیگر مقایسه شدند. میانگین تعداد لاروهای زنده A. rosanus روی واحدهای نمونه برداری در سال اول اختلاف معنی داری نداشته اما در سال دوم در درختان شاهد، B. thuringiensis( 5/0 درصد)، (1 درصد) و مالاتیون 7 روز بعد از تیمار به ترتیب a466/5، c4/2، ab4/4 و bc266/3 بودند. نتایج به صورت کلی نشان داد که حشره کش میکروبی B.t قابلیت کشندگی مناسبی برای لاروهای آفت مذکور در شرایط باغی دارد.
    کلیدواژگان: زیست سنجی، باغ مرکبات، Archips rosanus، Bacillus thuringiensis
  • منور صفائی نیا، امین صدارتیان جهرمی، مجتبی قانع جهرمی، مصطفی حقانی صفحه 327
    در پژوهش حاضر، مقاومت آنتی بیوزی پنج رقم گوجه فرنگی گلخانه ای («سیندل»، «سانتلا»، «اینفینیتی»، «دافنیس» و «گلدی») نسبت به شب پره ی مینوز گوجه فرنگی،Tuta absoluta ، در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی ها در قالب طرح آماری کاملا تصادفی و با استفاده از 100 تخم هم سن روی هر رقم صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آنالیز جدول زندگی دوجنسی ویژه ی سن - مرحله ی رشدی انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، بیش ترین طول دوره ی رشد و نمو مراحل قبل از بلوغ این شب پره روی رقم «سانتلا» (31/0 ± 11/27 روز) و کم ترین طول این دوره نیز روی رقم «اینفینیتی» (16/0 ± 44/23 روز) ثبت شد. بیش ترین میزان مرگ و میر این مرحله ی رشدی نیز روی رقم «سیندل» (64/4 ±17/29 درصد) محاسبه گردید. علاوه بر این، مقادیر محاسبه شده ی پارامترهای رشد جمعیت شب پره ی T. absoluta روی ارقام مختلف گوجه فرنگی نیز به طور معنی داری با یکدیگر متفاوت بود. بر این اساس، کم ترین (489/7 ± 731/37 نتاج/ماده) و بیش ترین (386/10 ± 521/74 نتاج/ماده) میزان نرخ خالص تولید مثل (R0) این آفت به ترتیب روی ارقام «دافنیس» و «اینفینیتی» محاسبه شد. بیش ترین مقدار نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r) نیز روی رقم «اینفینیتی» ثبت گردید (005/0 ± 147/0 برروز). بر اساس نتایج به دست آمده، ارقام «گلدی» و «اینفینیتی» به ترتیب از بیش ترین و کم ترین میزان مقاومت آنتی بیوزی نسبت به این آفت برخوردار بودند. نتایج حاصل از پژوهش حاضر می تواند در قالب برنامه های مدیریت تلفیقی شب پره ی T. absoluta در گلخانه های گوجه فرنگی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آنتی بیوز، بید گوجه فرنگی، پارامترهای رشد جمعیت، مدیریت تلفیقی، گیاهان میزبان
  • سیمین رجبی، شهرام شاهرخی خانقاه، شهزاد ایرانی پور صفحه 345
    در این پژوهش پراکنش فضایی شته (del Guercio) Sipha elegans تعیین و مدل های نمونه-برداری دنباله ای و بینومیال برای پایش آن در مزارع گندم آبی منطقه میانه تهیه شد. برای نمونه برداری، هر سه روز یک بار 100 ساقه گندم بازدید و میانگین ها و واریانس های جمعیت برای تخمین آماره های پراکنش فضایی استفاده شدند. با توجه به مناسب تر بودن روش تیلور، از پارامتر های آن برای تهیه مدل ها در دو سطح دقت تحقیقاتی (1/0) و مدیریت تلفیقی آفات (25/0) استفاده شد. نتایج نشان داد که شته S. elegans، از اوایل خرداد تا اوایل تیر ماه در مزارع گندم فعالیت داشته و دارای پراکنش فضایی تجمعی می باشد. در مدل نمونه برداری دنباله ای، اندازه نمونه لازم برای تعیین میانگین جمعیت با افزایش جمعیت شته و افزایش سطح دقت از 10 به 25 درصد، کاهش یافت. برای مثال، در تراکم یک عدد شته در هر ساقه اندازه نمونه از 2138 ساقه در سطح دقت 1/0 به 324 ساقه در سطح دقت 25/0 کاهش یافت. همچنین اندازه نمونه در میانگین جمعیت یک عدد شته در هر ساقه در مدل بینومیال 342 ساقه به دست آمد که کمتر از مدل شمارشی (431 ساقه) بود. با توجه به نتایج به دست آمده، اندازه نمونه در هر دو مدل نمونه برداری دنباله ای و بینومیال در سطح دقت تحقیقاتی بزرگ بود، ولی استفاده از مدل های نمونه برداری دنباله ای و بینومیال در سطح دقت توصیه شده در مدیریت تلفیقی آفات برای تخمین جمعیت S. elegans قابل توصیه بود، زیرا می تواند باعث کاهش زمان لازم برای نمونه برداری و در نتیجه باعث کاهش هزینه نمونه برداری در مدیریت تلفیقی این شته شود.
    کلیدواژگان: ردیابی، نمونه برداری، توزیع فضایی، قانون نمایی تیلور
  • مالک عزیزی، مریم خسروی، بهرام ناصری صفحه 355
    لوپر گوجه فرنگی (Esper) Chrysodeixis chalcites یکی از آفات پلی فاژ محصولات کشاورزی از جمله گوجه فرنگی در ایران و برخی کشورهای جهان می باشد. شاخص ها ی تغذیه ای لاروهای سن چهارم و پنجم آفت در پاسخ به تغذیه از چهار رقم گوجه فرنگی شامل، “Cal.JN3”، “Hed rio grande”، “Sun 6108f1” و “Super crystal” تحت شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. نتایج نشان داد که بیشترین شاخص بازدهی تبدیل غذای خورده شده (ECI) (89/61 درصد)، هضم شده (ECD) (64/81 درصد)و کمترین مقادیر هضم پذیری نسبی (AD) (50/82 درصد) و شاخص مصرف (CI) (69/1) مربوط به لارو هایی بود که روی رقم “Sun 6108f1” پرورش یافتند. لارو های پرورش یافته روی رقم “Super crystal” بیشترین مقدار RCR (341/0 میلی گرم/میلی گرم/روز) را به خود اختصاص دادند. بیشترین مقدار نرخ رشد (GR) مربوط به رقم “Sun 6108f1” (42/3 میلی گرم/روز) و کمترین مقدار مربوط به رقم “Hed rio grande” (58/2 میلی گرم/روز) بود. نتایج نشان داد که ارقام “Hed rio grande” و “Cal.JN3” رقم های نا مناسبی برای تغذیه ی C. chalcites بودند.
    کلیدواژگان: Chrysodeixis chalcites، شاخص های تغذیه ای، گوجه فرنگی
  • مقاله های انگلیسی
  • مرضیه کشکولی، نفیسه پورجواد، جهانگیر خواجه علی صفحه 1
    تلفیق نماتدهای بیماری زای حشرات و دیگر عوامل کنترلی با ایجاد اثرات افزایشی یا سینرژیستی در مرگ و میر آفت، برای دستیابی به کنترل مطلوب تر یک آفت استفاده شده است. در این مطالعه پتانسیل نماتدهای بیماری زای حشرات (Steinernema carpocapsae و Heterorhabditis bacteriophora) به تنهایی، حشره کش های شیمیایی (ایمیداکلوپرید، دلتامترین و آبامکتین) به تنهایی و تلفیق نماتدهاو حشره کش ها روی تریپس پیاز Thrips tabaci (Thysanoptera: Thripidae) مورد ارزیابی قرار گرفته است. در آزمایش های اولیه، اثر غلظت های مختلف حشره کش ها و نماتدها روی لارو تریپس آزمایش و مقادیر LC10 و LC30 حشره کش ها اندازه گیری گردید. سپس با انجام آزمایش های پیش تیمار، لارو تریپس ابتدا در معرض LC30 آبامکتین (16/5 میلی گرم/لیتر)، LC10 ایمیداکلوپرید (16/50 میلی گرم/لیتر) یا LC10 دلتامترین (28/10 میلی گرم/لیتر) قرار گرفته و سپس با دو غلظت 400 یا 1000 نماتد جوان بیماری زا/سانتی مترمربع تیمار شد. درصد مرگ و میر در بازه های زمانی مختلف (24، 48 و 72 ساعت پس از استفاده نماتد) ثبت شد. نتایج نشان داد که استفاده از نماتدها به تنهایی کمتر از 30% مرگ و میر تریپس را دنبال داشته است. تلفیق H. bacteriophora و همه حشره کش ها بطور افزایشی بر مرگ و میر تریپس اثر داشت و تیمار ایمیداکلوپراید اثر سوئی بر عملکرد H. bacteriophora در غلظت 1000 جوان بیماری زا/سانتی مترمربع نشان داد. اثرات افزایشی و سینرژیستی در تلفیق حشره کش ها با S. carpocapsae مشاهده شد. این تیمارها در مقایسه با نماتد تنها مرگ و میر بالاتری ایجاد کردند و اثرات سینرژیستی در تلفیق S. carpocapsae غلظت 400 جوان بیماری زا/سانتی مترمربع با ایمیداکلوپرید و دلتامترین و همچنین غلظت 1000 جوان بیماری-زا/سانتی مترمربع با آبامکتین مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: مدیریت تلفیقی آفات، Heterorhabditis bacteriophora، Steinernema carpocapsae، ایمیداکلوپرید، آبامکتین
  • جهانشیر امینی صفحه 11
    بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی سیب زمینی از عوامل محدود کننده کشت و تولید سیب زمینی است. در این تحقیق 14 عامل کنترل کننده زیستی از هفت گونه متفاوت شامل Trichoderma harzianum، Trichoderma deliquescens، Fusarium oxysporum، Talaromyces flavus، Bacillus subtilis، Pseudomonas fluorescens و Serratia marcescens به منظور بررسی فعالیت ضد قارچی در شرایط آزمایشگاه و گلخانه بر علیه قارچ بیمارگر Verticillium dahliae مورد آزمایش قرار گرفت. مکانیسم تاثیر آنتاگونیستی عوامل بیوکنترل علیه قارچ بیمارگر به روش های کشت متقابل، تولید مواد فرار و مایع خارج سلولی بررسی گردید. تمام عوامل بیوکنترل سبب کاهش قابل توجهی از رشد پرگنه قارچ بیمارگر در شرایط آزمایشگاه شدند. جدایه های T. flavus بیشترین تاثیر بازدارندگی (7/66 – 4/65 درصد) به روش کشت متقابل روی قارچ بیمارگر ایجاد کردند. توانایی عوامل بیوکنترل در تولید سیدروفور، پروتئاز، سیانید هیدروژن و اندول استیک اسید نیز متفاوت بود. نتایج آزمایشات گلخانه ای بعد از 75 روز نشان داد تمام عوامل بیوکنترل سبب کاهش شدت بیماری و تغییر رنگ آوند در گیاهان تیمار شده به میزان متفاوتی شدند. بر این اساس، جدایه T. flavus TFPV24 بیشترین تاثیر را در کاهش شدت بیماری (76%) و تغییر رنگ آوند داشت و باعث افزایش محصول (171%) در مقایسه با شاهد گردید. بطور کلی جدایه های T. flavus در شرایط آزمایشگاه و گلخانه بیشترین و باکتری S. marcescens SMTR کمترین تاثیر آنتاگونیستی را روی کنترل قارچ بیمارگر داشتند. بنابراین، نتایج این تحقیق نشان داد جدایه هایT. flavus توانایی کنترل زیستی بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی سیب زمینی را دارند.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیک، پژمردگی سیب زمینی، Talaromyces flavus، Fusarium oxysporum
  • محمد مرادی، هاینز ویلهلم دهنه، اریک کریستین ارکه، الریکه اشتاینر صفحه 21
    در مقاله حاضر روشی بهبود یافته برای تولید کنیدیوم در تعدادی از گونه های فوزاریوم عامل بلایت خوشه گندم مورد بررسی و با روش رایج آن مورد مقایسه قرار گرفت. در این روش، گونه هایی از Fusarium در محیط مایع سیب زمینی دکستروز (PDB) به مدت سه روز کشت و پس از آن بر روی محیط های کشت آگاری به میزان مساوی در تشتک های پتری پخش شدند. برای حذف آب اضافی، تشتک های پتری به مدت 20 تا 30 دقیقه در هود لامینار خشک قرار داده شدند. پس از آن در دمای 25 درجه سلسیوس به مدت سه روز برای تولید اینوکولوم نگهداری شدند. برای سنجش توانایی اینوکلوم در ایجاد بیماری، خوشه های گندم در اواسط گلدهی مایه زنی و فراوانی آلودگی، شدت بیماری زایی و همچنین زیست توده قارچی مورد سنجش قرار گرفت. روش بهبود یافته باعث القاء تولید کنیدی در مقادیر زیاد در واحد سطح و تا 70 برابر بیشتر از روش رایج گردید. متوسط تعداد کنیدی تولید شده در گونه های فوزاریوم مورد استفاده در روش رایج و بهبود یافته به ترتیب از 8/0 تا 6/38 و 106* 156 تا 56 (در تشتک پتری) متغیر بود. تفاوتی از نظر مورفولوژی تولید کنیدی در هر دو روش مشاهده نگردید. از نظر آماری تفاوتی در میزان بیماری تولید شده ناشی از مایه تلقیح دو روش مشاهده نگردید ((P≤0.05. مشاهدات میکروسکوپی حاکی از نرخ بالای تولید کنیدی از فیالیدها روی میسلیوم ها بود. مطالعه حاضر باعث تسهیل تحقیقات روی جنبه های مختلف گونه های فوزاریوم زمانی که میزان زیادی مایه تلقیح مورد نیاز است می گردد.
    کلیدواژگان: کنیدی زایی، بلایت فوزاریومی خوشه گندم، اسپورزایی، کنیدی
  • مقاله های فارسی
  • امید هادی، محمد حسین کاظمی، حسین لطفعلی زاده صفحه 359
    درختچه افدرا (Ephedra) از تیره (Ephedracae) متعلق به راسته افدرال بوده و جزء کلامیدوسپرم ها محسوب می شود (2). این درختچه در مناطق خشک، بیابانی و کوهستانی رشد می کند. در ایران 13 گونه با 13 واریته انتشار دارد. این درختچه دارای خواص درمانی می باشد به صورتی که در طب سنتی چین در حدود 2000 سال پیش برای درمان آسم و بیماری های تنفسی استفاده می کردند (4). گونه های مختلف افدرا کم و بیش دارای آلکالوئیدهای معروف افدرین هستند که مصرف وسیع دارویی دارد. عصاره میوه ی افدرا برای رفع ناراحتی های مجاری تنفسی موثر است. این درختچه آفات مختلفی دارد. به عنوان مثال در حدود 10 گونه از سوسک های خانوادهCurculionidae ، خانواده Bruchidae و زنبورهایی از بالاخانواده Chalcidoidea که هم آفت و هم پارازیتویید سوسک های خانوادهBruchidae از جمله جنس Bruchidius می باشند.
    در طی این تحقیق، نمونه هایی از طریق آسپیراتور جمع آوری و داخل میکروتیوب حاوی الکل 70% نگه-داری شدند. در بررسی های اولیه زنبورها نشان داد این زنبورها به جنس Ksenoplata تعلق دارند. مطالعه دقیق این نمونه ها با استفاده از کلیدهای شناسایی Bouček (1965) و Trjapitzin (1981) منجر به شناسایی آن تحت عنوان1965 Ksenoplata quadrata Bouček، گردید. این گونه در بررسی های به عمل آمده در ایران تاکنون جمع آوری نشده است (3). نمونه های جمع آوری شده در کلکسیون حشرات مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجا شرقی نگهداری می شوند.
    کلیدواژگان: پارازیتویید، گزارش جدید، افدرا، فون، ایران
|
  • H. Chakani, S. Mohsenzadeh, R. Mostowfizadeh Ghalamfarsa Page 213
    Pythium aphanidermatum is a cosmopolitan and soil-borne Oomycete which is a root rot pathogen for various species of Cucurbitaceae. The impacts of the pathogen on physiological changes in cucumber plants and the effect of different concentrations of calcium silicate on disease damage reduction were investigated. Three concentrations of calcium silicate, 50, 100 and 150 mg L-1, were applied in this study. Different plant physiological and biochemical mechanisms such as photosynthesis, protein synthesis and antioxidant response were studied. Seedlings were planted in greenhouse and collected after 36 (growing stage) and 71 (flowering stage) days. Chlorophyll, carotenoid, proline, carbohydrates, proteins, anthocyanin contents, lipid proxidation, and catalase activity in the plants were measured. This study showed a decrease in chlorophyll and cartenoid levels and an increase in the levels of the other factors after inoculation. All the measured factors such as proline, carbohydrates, proteins and anthocyanin were increased in healthy plants after adding 100 and 150 mg L-1 calcium silicate compared to the controls. In infected plants which were treated with 100 and 150 mg L-1 calcium silicate, an increase in chlorophyll and carotenoid levels and a decrease in all other monitored factors were observed. The level of chlorophyll, carotenoid, carbohydrate, and prolin in the reproduction stage were significanlty more than the vegetative stage. Based on these findings, application of 150 mg L-1 calcium silicate would reduce the physiological disorders such as plant growth reduction and root rot due to P. aphanidermatum infection of cucumber plants and also better physiology in healthy plantss.
    Keywords: cucumber, calcium silicate, Pythium spp, physiological, biochemical changes
  • H. A. Mirhosseini, V. Babaeizad, L. Hashemi, E. Basavand Page 227
    In 2011-2013, to study of plant pathogen Fusarium species on different hosts, the samples from Yazd, Kerman and Mazandaran provinces were collected. This study was purposed for identification of plant pathogen Fusarium species on the basis of morphological and molecular characteristics and relationship between of species. The samples were detected to eight different species including: F. brachygibbosum, F. delphinoides, F. equiseti, F. globosum, F. graminearum, F. incarnatum, F. oxysporum and F. proliferatum. F. brachygibbosum as causal agent of oleander leaf spot, F. delphinoides as kidney weed root rot, F. equiseti as stem canker in castor bean, F. globosum as giant cane sheet blight, F. incarnatum as stem canker on redroot pigweed, F. oxysporum as aloe leaf rot and F. proliferatum as causal agents of sesame canker, cycas leaf blight and date palm vascular wilt, for first time have reported in Iran. F. delphinoides is a new species for the mycoflora of Iran.
    Keywords: ITS, rDNA, Morphological, molecular studies, rep, PCR
  • M. Dehghan, Niri, H. Rahimian, V. Babaeizad Page 239
    canker is one of the most damaging diseases of stone fruit trees which incites depressed brown to black lesions, often accompanied by exudation of gum, on twigs, branches and trunk of affected trees. The most common causal agents of bacterial canker in the world as well as in Iran are Pseudomonas syringae pv. syringae and Xanthomonas arboricola pv. pruni. To determine the predominant causative microorganism in some major fruit growing areas of the central provinces of Iran, samples were taken from the canker-affected stone fruit trees in these regions and macerates of the affected bark tissues were plated on sucrose nutrient agar (NAS). The predominant colonies appearing on NAS were whitish and yeast-like in appearance. Pathogenicity of representative isolates on peach (Prunus persica) seedlings were confirmed. Microscopic, phenotypic and genotypic characteristics of pure cultures of the isolates were determined. DNAs of representative isolates were extracted and the rDNA ITS regions were amplified and sequenced. The sequences were compared with those deposited in GenBank. Partial sequences of the 26S rRNA, RPB1 and RPB2 genes were determined and compared with those existing in GenBank. Budding globose cells were predominant in cell suspensions studied under the microscope. The isolates showed the highest identity with Cryptococcus magnus based on the sequences of the ITS regions. The identity of the isolates as C. magnus was further verified by comparison of the nucleotide sequences of their 26S, RPB1 and RPB2 genes with the homologous regions in Cryptococcus species.
    Keywords: canker, homologous, ITS, sequence
  • A. Khaleghizadeh, M. Naseri, M. E. Sehhatisabet Page 251
    Kerman province has the highest area under walnut cultivation in Iran. In summer 2014, 422 specimens were collected in walnut orchards of Kerman province, of which 248 specimens (58.8%) were attributed to rodents, 70 (16.6%) were attributed to birds and the remaining 104 specimens (24.6%) were attributed to both rodents and birds. In summer 2015, in those orchards that previously experienced vertebrate damage, five orchards and 27 trees were randomly selected and walnut fruit specimens with signs of rodent and bird damage were collected in four different dates. The damage rate was between 10.5% and 96.2%, giving the average damage rate 34.5%. Analysis of Variance (ANOVA) showed a significant difference of the damage rate among the selected orchards (p0.05).
    Keywords: Vertebrates, Forest Dormouse, Woodpeckers, Damage, walnut
  • F. Bagheri, S. Naeimi Page 261
    Barnyardgrass is the most important weed in paddy fields of northern Iran. In order to identify the fungal pathogens causing leaf spot on this dominant weed, symptomatic plants were collected from rice fields in different areas of Mazandaran province. Leaf pieces of ca 0.5×0.5 cm from the margins of diseased spots were surface sterilized in 0.5% sodium hypochlorite and washed with sterile distilled water. The pieces were placed on water agar 2% or PDA supplemented with streptomycin sulfate. All Petri dishes were incubated at 25°C in darkness. The grown fungal colonies were isolated and purified using single spore or hyphal tip methods. To determine their pathogenicity, detached-leaf assay and spraying spore suspension on whole plants in greenhouse were used. The fungal isolates which caused symptoms, considered for further studies. Morphological identification of pathogenic isolates was performed using standard keys and monographs. In addition, genomic DNA was extracted and a nuclear rDNA region was amplified. The resulting sequences were submitted to a BLAST search to find most similar sequences in NCBI GenBank. Overall, based on morphological and molecular data, the identified fungal pathogens were Alternaria alternata, Bipolaris oryzae, Bipolaris sorokiniana, Curvularia lunata and Rhizoctonia solani.
    Keywords: rice, barnyardgrass, disease, Iran
  • M. Badakhshan, E. Mahdikhani, Moghaddam, S. Baghaee, Ravari, H. Rouhani Page 269
    In the current research, simultaneous application of Trichoderma harzianum (T.BI) and T. virens (T.65) species with two strains of Bacillus subtilis (MD, Bs) were evaluated on reduction of Meloidogyne javanica pathogenicity indexes and improvement of tomato growth factors in a bioassay trial fungal culture extract and bacterial suspension were tested on mortality of second stage juveniles and egg hatching individually and simultaneously. Application of T65 (T. virens) and MD (B. subtilis) caused 5 and 1.5 times enhancement in juvenile mortality and egg hatching inhibition of M. javanica in comparison to control in laboratory conditions. Furthermore, roots of tomato seedlings with 4-5 leaves were treated by mentioned combination in greenhouse. Comparing to control treatment of T65 MD lead to reduction of gall, egg and second stage juvenile numbers by 68, 57.5 and 38.3 % respectively. According to our results, efficiency assessment of T.65 treatment on reduction of pathogenicity indexes in root knot nematode is recommended under natural condition. Evaluation of tomato growth factors improvement in pot experiments revealed that MD bacterial strain, has potential of increasing tomato shoot and root length by 34 and 110 % respectively in comparison to healthy control. Therefore, it seems that MD strain is suitable candidate for further research in the fields of plant hormones production and possible induction of resistance in plant.
    Keywords: Bacillus, biological control, Trichoderma, Root knot nematode
  • B. Heidari Alizadeh, A. Heidari, S. S. Modares Najafabadi Page 279
    Azadirachtin is an active ingredient present in the Neem seed extract and oil with pesticidal properties. Studies show that this compound with a different mode of action can be effective on many agricultural pests like insects, mites, nematodes and pathological fungi. Therefore a lot of efforts have been made to develop and prepare an effective commercial formulation of this product. In this study, development of an effective formulation of Neem extract was undertaken. Therefore, the Neem extract was obtained from Neem seed by acetone and the presence of Azadirachtin was confirmed by proton NMR method. The purified Neem extract was used to prepare the EC formulation. Hence 5 g of sunflower oil with 130 mg of the purified Azadirachtin extract along with different amounts of Tween 85 as emulsifier (0.5, 1, 2, 3 and 5 gram) were mixed in 50 ml test-tubes. Creaming and phase separation of the prepared emulsion were studied as the quality control factors according to the FAO standards and finally 1.28% EC formulation of Neem seed extract was obtained. Evaluation of the efficacy of different concentrations of this formulation compared with pirimicarb, diazinon and deltametrin on green peach aphid, Myzus persicae, after 14 days showed that the Neem formulation (EC 1.28%) with the dose of 3 ml/l, pirimicarb and diazinon showed 71.4±2.5, 74.5±3.7 and 76.9±2.6 percent mortality respectively, were placed in the same group statistically. Therefore this formulation can be used as an alternative or in rotation with other insecticides.
    Keywords: Azadirachtin, formulation, emulsifiable concentrate, peach aphid
  • B. Heidary Alizadeh, A. A. Keyhanian Page 291
    The olive fruit fly Bactrocera oleae (Rossi) is an important pest cause a lots of damages these days in various climates condition. 1,7-Dioxaspiro[5.5]undecane (olean) as a attractive compound of the olive fruit fly was prepared successfully by several chemical steps. At first, this cyclic attractive compound was prepared from the reaction of the protected alchohol 3-butyn-1-ol and -valerolactone, followed by catalytic hydrogenation and finally treating with an acidic condition afforded olean. Attractiveness of Iranian synthesized pheromone a, at doses of 1, 2, 5, 50 and 100 mg was compared with non-Iranian synthesized pheromone and a control treatment (sticky yellow trap without pheromone) in 4 replications in an olive orchard (3 ha) at Kalaj region (Trom Sofla, Ghazvin) in 2010. Sticky traps (20×25 cm) were placed at the middle and southern part of trees. Distance between traps was 100 m. Pheromones were left in the traps for one month during which their catches were recorded weekly. Each week the sticky traps were renewed. Analysis of variance showed that during the first two weeks, Iranian synthesized pheromone at 50 and 100 mg doses had the highest catch rates which were not significantly different for non-Iranian synthesized pheromone catch rates. Analysis of variance showed that during the third week of study, there were significant differences in catch rates of Iranian synthesized pheromone and non-Iranian synthesized pheromone.
    Keywords: olive fruit fly, Sex pheromone, Attractant compound, Bactrocera olea
  • H. R. Maghamnia, M. Hajizadeh, A. Azizi Page 301
    Coat protein in plant viruses plays multiple roles in all infection cycle steps and commonly used in phylogenetic studies. To order phylogenetic analysis, genetic diversity and selection forces on partial coat protein of Zucchini yellow mosaic virus isolates, seven isolates B10, B21, B22, H7, W5, Z3 and Z14 from west of Iran were sequenced of several hosts and compared to 64 isolates retrieved from the GenBank. Phylogenetic tree were constructed based on 432 nucleotides of CP gene in MEGA6 software and estimation of genetic diversity and selection forces were performed in DnaSP version 5.10.05. In phylogenetic analysis, isolates B10, B21, B22, H7, Z3 were placed into European and Iranian group whereas, W5 and Z14 were placed in distinct group with east isolates. The largest nucleotide diversity (π=0.104) was obtained for the east isolates were in compared to Iranian, European and American isolates whereas, lowest diversity (π=0.0211) were found for the American isolates. Negative selection forces in CP gene history were deduced by ratio of non-synonymous nucleotide diversity to synonymous nucleotide diversity (dN/dS) was less than one. No recombination events were detected in this part of ZYMV-CP isolates and seems that genetic diversity in this part of genome resulted from nucleotide mutations
    Keywords: Negative selection, Phylogeny, Recombination, ZYMV
  • R. Pirouz, M. R. Damavandian, B. Amiri Besheli Page 313
    In this study, the effects of,Bacillus thuringiensis Berliner subsp kurstaki on the larval stages of Archips rosanus Linnaeus was investigated. Dipping methodwas usedfor bioassayin vitro. LC50 and LC90 of the first and, the sum of second and third larval instars were shown to be 4480, 9010 and 4460 19040 ppm, respectively. A semi-field experiment on the two-year Washington navel (Citrus sinensis(L) Osbeck.Var novel) plants with 5 treatments and water as control was conducted in a completely randomized design. After data analysis, LC50 and LC90 of the first and the second instars larvae of A. rosanus 96 hours after treatment were 2130, 13790 and 2840, 16840 ppm, respectively. The field experiment was conducted in 3,000 m2 orchard of 30 hectares. In this experiment, four treatments namely, Malathion (2000 ppm), B. thuringiensis (0.5 and 1 percent) and water as acontrol compared with each other. The average number of alive larvae of A. rosanus on sample units trees in the first year had no significant difference, but in the second year on the trees for the control,B. thuringiensis (0.5, 1 percent) and Malathion 7 days after treatment,were 5.466a, 2.4c, 4.4ab and 3.266bc, respectively. Overall results showed that microbial insecticide B.t has killing efficiency for the larvae in the orchards.
    Keywords: bioassay, citrus orchard, Archips rosanus, Bacillus thuringiensis
  • M. Safaeeniya, A. Sedaratian, Jahromi, M. Ghane, Jahromi, M. Haghani Page 327
    In the present study, antibiosis resistance of five greenhouse cultivars of tomato (‘Cindel’, ‘Santella’, ‘Infinity’, ‘Dafnis’ and ‘Goldy’) to tomato leaf miner, Tuta absoluta, were investigated in the laboratory. The experiments followed a complete randomized design using 100 same-aged eggs on each cultivar. Data analyzing was performed using Age-Stage Two Sex Life Table theory. The results showed that the highest (27.11 ± 0.31 days) and lowest (23.44 ± 0.16 days) duration of total immature stages were recorded on ‘Santella’ and ‘Infinity’, respectively. The highest mortality of immature stages (29.17 ± 4.64 %) was recorded on ‘Cindel’. Population growth parameters of T. absoluta were significantly affected by different tomato cultivars. The lowest (37.731 ± 7.489 offspring/individual) and the highest (74.521 ± 10.386 offspring/individual) net reproductive rate (R0) were recorded on ‘Dafnis’ and ‘Infinity’, respectively. The highest estimated intrinsic rate of increase (r) was recorded on ‘Infinity’ (0.147 ± 0.005 day-1). According to results obtained, ‘Goldy’ and ‘Infinity’ had the highest and lowest antibiosis resistance to T. absoluta, respectively. Our finding could be useful in integrated management programs of this gelechiid pest on tomato in the greenhouse.
    Keywords: antibiosis, Tomato leaf miner, population growth parameters, Integrated management, Host plants
  • S. Rajabi, Sh. Shahrokhi, Sh. Iranipour Page 345
    Spatial distribution of Sipha elegans as well as sequential and binomial sampling plans for estimating its population were studied in Miyaneh wheat fields, northwest of Iran. Sampling was carried out every three days by visiting 100 wheat stems and counting the aphids. Mean and variance of aphid population at sampling dates were used to estimate spatial distribution parameters. Regarding to better description of the data by Taylor's power law, parameters of this method were used to develop sequential and binomial sampling plans at both research and Integrated Pest Management (IPM) precision levels (0.1 and 0.25, respectively). S. elegans was observed in the field from early June to early July with aggregated spatial distribution. In sequential sampling model, sample size required to determine aphid mean population was decreased by increasing density and precision level from 0.1 to 0.25, for example, sample size required in mean density of one aphid per stem was decreased from 2138 stems at 0.1 to 324 stems at 0.25 precision level. Sample size was also smaller (342 stems) in binomial model than enumerative one (431 stems) at 0.25 precision level in the mentioned above aphid density. According to the results, sample size was enormous in both sequential and binomial models and at research precision level, but sequential and binomial sampling models at IPM precision level were recommended for determining S. elegans mean population because they reduce sampling time and cost in aphid’s integrated pest management programs.
    Keywords: monitoring, sampling, spatial distribution, Taylor's power law
  • M. Azizi, M. Khosravi, B. Naseri Page 355
    The tomato looper, Chrysodeixis chalcites (Esper) is one of the polyphagous insect pests of different agricultural crops including tomato in Iran and some countries of the world. Nutritional indices of fourth and fifth instars of this pest in response to feeding on four cultivars of tomato (“Cal.JN3”, “Hed rio grande”, “Sun 6108f1” and “Super crystal”) were evaluated under laboratory conditions. Our results showed that the highest efficiency of conversion of ingested (ECI) (61.89%) and digested (ECD) (81.64%) food, and the lowest approximate digestibility (AD) (82.50%) and consumption index (CI) (1.69) were on “Sun 6108f1”. The larvae reared on Super crystal had the highest RCR (0.341 mg/mg/day) value. The highest value of growth rate (GR) was on “Sun 6108f1” (3.42 mg/day), and lowest value of this index was on “Hed rio grande” (2.58 mg/day). Our findings revealed that cultivars “Hed rio grande” and “Cal.JN3” were unsuitable for feeding of C. chalcites.
    Keywords: Chrysodeixis chalcites, Nutritional indices, tomato
  • M. Kashkouli, N. Poorjavad, J. Khajehali Page 1
    Entomopathogenic nematode (EPN) combinations with other control agents are applied to obtain more desirable control of a pest by additive or synergistic effects on the pest mortality. In this study, the potential of EPNs (Steinernema carpocapsae, and Heterorhabditis bacteriophora) alone, chemical insecticides (imidacloprid, deltamethrin, and abamectin) alone, and EPN-insecticide combinations, against the onion thrips, Thrips tabaci (Thysanoptera: Thripidae) was investigated. In the first experiments, the effects of different concentrations of insecticides and EPNs on the thrips larvae were tested and the LC10 and LC30 values of insecticides were calculated. Then using a pre-treatment bioassay, the thrips larvae were treated with the EPNs at two concentrations, 400 or 1000 infective juveniles (IJs) per cm2, after they had been exposed to LC30 of abamectin (5.16 mg per litre (l), LC10 of imidacloprid (50.16 mg/l), or LC10 of deltamethrin (10.28 mg/l). Mortality percentages were recorded at different time intervals, 24, 48 and 72 hours after the EPNs utilization. Results showed that the sole application of EPNs caused less than 30% thrips mortality. The combination of H. bacteriophora and all insecticides interacted additively on the thrips mortality whereas imidacloprid treatment showed adverse effects on the efficacy of H. bacteriophora at 1000 IJs/cm2. Additive and synergistic interactions resulted in combining insecticides with S. carpocapsae. These combinations gave mostly higher thrips mortality than with EPN alone and synergistic interactions were observed in S. carpocapsae application at 400 IJs/cm2 with imidacloprid and deltamethrin and also at 1000 IJs/cm2 with abamectin.
    Keywords: integrated pest management (IPM), Heterorhabditis bacteriophora, Steinernema carpocapsae, imidacloprid, abamectin
  • J. Amini Page 11
    Verticillium wilt of potato is a major limiting factor in potato production. In this study, a total of 14 biocontrol agents, consisting of seven different species (Trichoderma harzianum, Trichoderma deliquescens, Fusarium oxysporum, Talaromyces flavus, Bacillus subtilis, Pseudomonas fluorescens and Serratia marcescens), were examined for antifungal activity in vitro and greenhouse conditions against Verticillium dahliae which cause potato wilt disease. Antagonistic effects of biocontrol agents were evaluated against V. dahliae, through volatile and non-volatile metabolite production mechanisms in in vitro. All antagonists caused significant reduction in growth of V. dahliae compared to control. The maximum antagonistic properties were observed in isolates of T. flavus with inhibition zones ranging from 65.4 to 66.7% by dual culture method. The ability of biocontrol agents were varied in production of siderophore, protease, cyanide hydrogen and indole acetic acid. Results of the greenhouse study in 75 days after sowing indicated that all biocontrol agents reduced disease severity and vascular discoloration of Verticillium wilt at different rates. Accordingly, Trichoderma flavus TFPV24 was the most effective in reducing disease severity and vascular discoloration of potato Verticillium wilt by 76% and increasing yield by 171% compared to the untreated control. In general, in both in vitro and greenhouse assay, isolates of T. flavus were the most effective antagonist and the least antagonistic effect belonged to Serratia marcescens. The overall results of this study showed that isolates of T. flavus have high efficacy in controlling potato Verticillium wilt.
    Keywords: biocontrol, Verticillium wilt, Talaromyces flavus, Fusarium oxysporum
  • M. Moradi, Heinz Wilhelm Dehne Erich, Christian Oerke, Ulrike Steiner Page 21
    An improved method of conidia production is described and compared to a conventional method growing Fusarium species on LSPDA medium under near-ultraviolet (NUV) light for 21 days. In the improved procedure, Fusarium spp. were grown in PDB for three days and subsequently spread as aliquots onto LSPDA, SNPMA and WA media. To remove excess water, the cultures were dried in a laminar flow cabinet for 20 to 30 min. Air-dried plates were incubated under NUV light at 25 ºC for 3 days. To compare aggressiveness of conidia produced by either method, wheat ears were inoculated at the mid-flowering. Disease incidence (% infected kernels) and Fusarium head blight severity as well as fungal biomass produced in the infected kernels were determined. The improved method effectively triggered sporulation of Fusarium spp. and gave high yields of conidia per unit of area within two days of incubation on solid media which is significantly higher compared to spore quantities produced with the conventional method. The average number of conidia produced by Fusarium spp. using the improved and conventional methods ranged from 56 to 156 and 0.8 to 38.6×106 (per plate), respectively. Spore production quantity was highly variable with the conventional method using different Fusarium species. However, morphology of conidia was similar in both assays. The aggressiveness of Fusarium inocula produced by both methods was not significantly different with respect to the ability to cause FHB and to colonize wheat kernels (P≤0.05). Microscopy examination showed the high conidiation rate from phialides on hypha.
    Keywords: sporulation, Fusarium head blight, conidiation, conidia, F. graminearum
  • O. Hadi, M. H. Kazemi, H. Lotfalizadeh Page 359
    Ephedra (Ephedracae) belongs to Klamidosperm (2) and growths in arid areas, desert and mountain. In Iran, it includes 13 species with 13 varieties. It’s a medical plant and uses for more than 2000 years in Chinese traditional medicine for asthma and other respiratory problems (4). Different species of Ephedra have more or less well-known ephedrine alkaloids that use widely. Ephedra fruit’s extract is effective for respiratory problems (3). It has different pest, such as 10 species of the families of Curculionidae, Bruchidae and superfamily Chalcidoidea. Some of these wasps are pest and parasitoid of Bruchidae such as Bruchidius.During this study, specimens were collected by aspirator and were kept in the micro tubes containing 70% alcohol. The initial investigation showed it belongs to the genus Ksenoplata. These species was identified as Ksenoplata quadrata Bouček, 1965 using identification keys of Bouček (1965) and Trjapitzin (1981). This species has not been collected in Iran so far (3). Specimens are deposited in the insect collection of the Department of Plant Protection, East-Azarbaijan Research Center for Agriculture and Natural Resources, Tabriz, Iran.
    Keywords: parasitoid, new record, Ephedra, Fuana, Iran