فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 33 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 33 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محیا ستوده نیا صفحات 9-61
    خاقانی شروانی از سرآمدان قصیده سرایی در ادب فارسی است. با وجود پژوهش های سودمندی که در شیوه شاعری و وقایع دوران حیات خاقانی صورت گرفته است، زوایای تاریک و نقاط مبهم فراوانی در این حوزه همچنان باقی است . بخشی از این ابهامات نشات گرفته از نخستین اظهارنظرهای نه چندان موثق تذکره نویسان متقدم، و نیز تکرار این اقوال در تذکره های متاخر بر آنهاست. این نقدهای بیرونی، خود سبب رواج برخی اطلاعات نادرست در میان اهل ادب و حتی در منابع خاقانی پژوهی شده است. بررسی ها نشان می دهد که تاکنون در حوزه خاقانی پژوهی تحقیق مستقلی در زمینه ضرورت بازنگری آراء و اقوال تذکره نویسان صورت نگرفته است. از این رو پژوهش حاضر با تمرکز بر شیوه نقد درونی(مبتنی بر آثار)، بر اساس گفته ها و اشارات خاقانی در دیوان، تحفهالعراقین و منشآت او، به بررسی انتقادی اقوال صاحبان تذکره در حوزه خاقانی پژوهی می پردازد تا میزان نوآوری، تاثیرپذیری، و صحت و سقم مندرجات این دست از آثار ادب فارسی، در حیطه مورد بحث، نمایان گردد. نتایج این پژوهش در دو بخش قابل دسته بندی است: نقد کلی تذکره های فارسی و نقد خاقانی پژوهی در تذکره های فارسی. بررسی شرح حال خاقانی در تذکره های فارسی بیانگر آن است که مندرجات تذکرهالشعرای دولتشاه سمرقندی به انحاء مختلف در تذکره های متاخر بر آن راه یافته است. دیگر اینکه خلط اسامی شخصیت ها و روایات مربوط به آنها نیز در برخی تذکره ها رایج است و در اغلب کتب تذکره اطلاعاتی که در خصوص شاعر آمده است، در مقایسه با حجم اشعاری که از وی نقل شده، بسیار ناچیز می نماید. در بخش خاقانی پژوهی تذکره ها، پیوند خاقانی با دختر ابوالعلاء گنجوی روایتی است رایج اما نامعتبر که با شواهد موجود در آثار خاقانی همخوانی ندارد. روایت صاحبان تذکره از ماجرای حبس خاقانی نیز با مبهم گویی و خلط شخصیت ها و وقایع همراه است. همچنین تذکره نویسان تمایلات صوفیانه خاقانی را مربوط به اواخر عمر او دانسته اند؛ حال آنکه بررسی شواهد گویای آن است که تحول روحی خاقانی در جوانی وی رخ داده است.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: خاقانی، تذکره های فارسی، نقد بیرونی، نقد درونی
  • سیدعلی محمودی لاهیجانی، محمد فشارکی، محبوبه خراسانی صفحات 63-95
    پژوهشگران درباره منابع فردوسی در نظم شاهنامه، نظرات مختلفی را مطرح کرده اند. برخی بر آنند که فردوسی از منابع گوناگونی بهره برده است؛ افرادی تنها شاهنامه ابومنصوری را منبع فردوسی می دانند و عده ای فردوسی را وارث سنت نقالی و شفاهی گذشته قلمداد می کنند. اما مساله پژوهش حاضر که پژوهشگران بدان کمتر توجه کرده اند، آن است که آیا راوی و شاعر شاهنامه یکی است یا این که دو شخصیت متفاوت است. این نوشته با هدف تعیین مرز میان گزارنده، راوی و شاعر و نشان دادن تمایز سخنان راوی با فردوسی در شاهنامه انجام شده است. بر این اساس دریافتیم که راوی شاهنامه که در اصل راوی داستان های منبع فردوسی بوده و فردوسی با خواندن روایت او در کتابی، داستان ها را در مقام شاعر، به نظم کشیده، دهقانی است که به سن و زادگاه و نام او در شاهنامه اشاره شده است. این تمایز می تواند ویژگی اصلی منبع فردوسی را آشکار کند؛ ویژگی ای که به ما نشان می دهد، منبع فردوسی در نظم شاهنامه تنها یک کتاب بوده است؛ کتابی که حاصل ترجمه چهار موبد زرتشتی از خداینامه و روایت دهقانی است که فردوسی با به دست آوردن آن، خود را متعهد می دانسته، حتی واژگان آن را برای حفظ روایت دهقان در شاهنامه به کار گیرد.
    کلیدواژگان: شاهنامه فردوسی، منابع شاهنامه، خداینامه، شاهنامه ابومنصوری
  • مرتضی محسنی، مهدی صراحتی جویباری صفحات 97-125
    از میان تمامی زبان شناسانی که نظریه هایی دربارۀ نقش های زبان ارائه کرده اند، به نظر می رسد که طرح ارتباطی یاکوبسن (1896- 1982) از دقت و شمول بیش تری برخوردار باشد. طبق نظریۀ ارتباطی یاکوبسن، هر ارتباط زبانی متشکل از شش عنصر است و یک پیام در اثر جهت گیری به سمت هرکدام از آن عناصر، دارای یک نقش غالب می شود. یکی از این نقش های شش گانۀ زبان، «نقش ترغیبی» است که در اثر تمرکز پیام بر مخاطب ایجاد می شود. کلام ناصرخسرو (394-481 ه‏ .ق.) به دلیل پاره ای از ویژگی ها از قبیل: دارا بودن جنبۀ تبلیغی، گرایش به پند و اندرز، لحن خطاب گونۀ اکثر قصاید آن و... عمدتا متوجه مخاطب بوده و درنتیجه قابلیت بررسی از دیدگاه «نقش ترغیبی» زبان را داراست.
    در این مقاله ضمن بررسی و شناسایی ساخت های ترغیبی شعر ناصرخسرو، به مقایسه ی آماری آن ها با ساخت های موثر در ایجاد نقش های عاطفی و ارجاعی نیز پرداخته شده است. افعال امر و نهی، ندا، استفهام، افعال و ضمایر دوم شخص، برخی از افعال ناقص و اصوات، به عنوان عوامل موثر ایجاد نقش ترغیبی در قصاید ناصرخسرو درنظر گرفته شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، در شعر ناصرخسرو نقش ترغیبی - بعد از نقش شعری- بیش ترین برجستگی را به نسبت سایر نقش های زبان داراست و مواردی همچون: استفاده از افعال به صیغه های مخاطب، ضمایر جدای دوم شخص، عبارات امری و استفهامی، از جهت کثرت کاربردشان به ترتیب از مهم ترین عوامل گرایش کلام او به سمت مخاطب محسوب می شود.
    کلیدواژگان: قصاید ناصرخسرو، نقش ترغیبی، نظر ارتباطی یاکوبسن، مخاطب شناسی
  • علی خسروی، محسن ذوالفقاری صفحات 127-162
    این مقاله به بررسی تاثیر رباعیات خیام بر رباعیات خاقانی می پردازد و نشان می دهد که خاقانی در جنبه های مختلف زبانی، سبک شاعری، شیوه بیان و اندیشه های فلسفی از این تاثیرپذیری برکنار نمانده است. آنچه در این پژوهش با شیوه تحلیلی- توصیفی به آن پرداخته شده، پاسخ به این پرسش است که این تاثیرپذیری ها از چه رویکردها و تا چه حدود است؟ نتایج به دست آمده نشان می دهد که خاقانی در رباعی سرایی، در بسیاری از موارد، در حد لفاظی مانده است. اما در مواردی بسیار، تمایل داشته تا از نظر زبانی به خیام نزدیک شود و در این راه به موفقیت هایی نیز دست یافته است. دیگر آن که در اندیشه های فلسفی و فکری نیز بین خیام و خاقانی -در رباعیاتشان- شباهت هایی وجود دارد. هر چند در این زمینه تفاوت هایی نیز دیده می شود؛ مثلا محور تفکرات خیام، فلسفه است. اما خاقانی از اندیشه های فلسفی به دور است و حتی مخالف آن به شمار می رود. هدف دیگر این تحقیق، توجه بیشتر پژوهشگران به رباعیات خاقانی و شناخت این بخش از اشعار اوست که در سایه قصایدش پنهان مانده است.
    کلیدواژگان: خیام، خاقانی، رباعیات، سبک شناسی، تاثیر و تاثر
  • مریم جلالی صفحات 163-193
    کتاب «شازده احتجاب» به قلم هوشنگ گلشیری توجه بسیاری از تحلیلگران ادبی و منتقدان را به سوی خود جلب کرده و در این رابطه مقاله های متعددی در نشریات علمی- پژوهشی به چاپ رسیده و دو کفه خوانش تحلیلگر و تحلیل، بدنه نقدهای ارائه شده را تشکیل داده است. بررسی زوایای مختلف این اثر از منظر نقد و نظریه های ادبی، علاوه بر ایجاد آشنایی مفید با دیدگاه های متنوع و مرتبط، قابلیت های این کتاب را در اجرا و پذیرش مباحث نظری نمایان ساخته است. در بررسی های ادبی، مطالعه دقیق متن منتخب و منابع مرتبط با آن ضروریست و زمانی تحلیل سودمند خواهد بود که مبتنی بر اصول علمی دقیق باشد. با توجه به این امر، هفت مقاله علمی- پژوهشی مرتبط با شازده احتجاب با موضوعیت واحد، سطح علمی برابر و همگونی تقریبی محتوا، انتخاب و عملکرد پژوهشگران در این حوزه ارزیابی شده است. بررسی فرم، ساختار و محتوای مقاله های منتخب در حوزه این پژوهش قرار دارد که با هدف نقدپژوهی و تبیین نقاط قوت و ضعف احتمالی موجود انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد در فرم و ساختار اکثر مقاله ها ضعف های قابل ملاحظه ای وجود دارد و نقطه قوت این مقالات در تحلیل های محتوایی است. یافته ها نشان می دهد در فرم و ساختار اکثر مقاله ها ضعف های قابل ملاحظه ای وجود دارد و نقطه قوت این مقالات در تحلیل های محتوایی است. به علاوه برخی مقالات شایستگی های نوشتار علمی- پژوهشی را نداشته اند. ضروری است که مسئولان نشریات، خصوصا داوران در رویکردها و عملکردهای خویش بازنگری داشته باشند.
    کلیدواژگان: نقدپژوهی، شازده احتجاب، مقاله علمی پژوهشی
  • ذوالفقار علامی، زهرا عظیمی راد صفحات 195-223
    رمان «جای خای سلوچ»، نوشته محمود دولت آبادی از مهمترین رمان های اجتماعی در حوزه ادبیات اقلیمی- روستایی است که از جهات گوناگون جای بحث و بررسی دارد. یکی از دیدگاه هایی که در بررسی این رمان می توان از آن بهره برد، نظریه چندآوایی باختین، منتقد روسی، است، ازاینرو مقاله حاضر، به بررسی «جای خالی سلوچ» از نظر چندآوایی و میزان مطابقت آن با این نظریه باختین می پردازد. این بررسی به روش کتابخانه ای و به صورت تحلیلی-توصیفی انجام شده است. از نظر این منتقد رمانی دارای ارزش و اعتبار است که در آن تمامی صداهای موجود، صدای شخصیت ها، نویسنده و... به موازات هم به گوش برسد و صدایی بر صدای دیگر حاکم نگردد. نتیجه بررسی نشان می دهد هر چند در بخش هایی از این رمان صدای نویسنده بر سایر صداها حاکم می شود، چنانکه گویی نویسنده به جای شخصیت ها احساس می کند، می اندیشد، می پرسد و پاسخ می دهد، اما وجود مصادیق و مولفه های متعددی در بخش های دیگر، از جمله: وجود شیوه های روایی گوناگون در رمان، حضور و گفتمان دیگری در گفتار شخص و درهم آمیختگی آواهای گوناگون در رمان، آن را در شمار رمان های چند صدایی قرار می دهد.
    کلیدواژگان: دولت آبادی، جای خالی سلوچ، باختین، چند صدایی، بینامتنیت
  • نعمت الله پناهی صفحات 225-248
    هنر نقالی یکی از شاخه های مهم ادبیات عامه، بازتاب دهنده تجربه های بازسازی شده از حماسه های ملی و پهلوانی است. نقالان می کوشند با ساده ترین تعابیر و باز سازی جذاب ترین وقایع، اجزای مختلف داستان ها را متناسب با ذهنیت مخاطبان به نوعی تغییر دهند یا تکمیل کنند. به این ترتیب بر هسته اصلی داستان، شاخ و برگ های درهم پیچیده ای تنیده می شود. در این تحقیق ضمن مروری کوتاه بر پیشینه سنت نقالی، سازوکار روایی نقالان در دو محور اصلی: 1- قرینه سازی 2- دلیل تراشی بررسی شده است. بخش قرینه سازی نقالان از وقایع این داستان نیز در سه موضوع اسب پهلوان، دل باختگی و نیز به کارگیری اصطلاحات و مفاهیم دینی مصداق می یابد. همچنین در بخش دوم تحقیق در سازوکار دلیل تراشی به روش تطبیقی، مشخص خواهد شد که موضوعات داستانی مانند ربوده شدن رخش، وصلت با تهمینه، قول ازدواج سهراب با دختر افراسیاب، مجادله رستم با کاوس و رویارویی رستم و سهراب، زمینه ای است که نقالان در طومارها به توجیه و مدلل جلوه دادن وقایع داستانی می پردازند. نتایج این تحقیق به بررسی جامعه شناختی ذوق هنری نقالان و مخاطبان و شناسایی مهارت های روایی نقالان کمک می کند.
    کلیدواژگان: نقالی، شاهنامه فردوسی، رستم و سهراب، ادبیات عامه، قرینه سازی، دلیل تراشی
  • عظیم جباره ناصر صفحات 249-271
    فرامرزنامه یکی از منظومه های ارزشمند و نسبتا مفصل پهلوانی پس از شاهنامه فردوسی است. درنگ در تاریخ فرهنگ و ادب ایران نشان می دهد که اخبار مربوط به فرامرز به گونه ای بسیار گسترده در روایات مکتوب و شفاهی موجود است. داستان های این پهلوان به گونه ای پراکنده در شاهنامه، منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه، منابع مکتوب و روایت های نقالی و شفاهی حفظ شده است که در مجموع حلقه روایات فرامرز را در ادبیات حماسی ایران تشکیل می دهد. در منطقه کوهمره سرخی فارس چهار روایت شفاهی از منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه موجود است که از این میان دو روایت «برزونامه» و «بانوگشسب نامه» در میان برخی از قصه گویان و راویان رواج دارد؛ اما دو روایت «فرامرزنامه»و «شهریارنامه» در ذهن و زبان مردم جایگاهی ندارد. این دو روایت تنها به وسیله مسن ترین و معروف ترین نقال این منطقه- علی حسین عالی نژاد، آخرین بازمانده نقالان و راویان منطقه- روایت می شود. روایت نقالی فرامرزنامه در این منطقه، آمیزشی از حماسه و باورهای اساطیری بومیان منطقه است که واکاوی آن افزون بر ثبت روایتی که پیش از این در هیچ ماخذی ثبت و بررسی نشده است، بخشی از باورهای اساطیری مردم این منطقه را نشان می دهد.
    در این جستار نگارنده به مباحث زیر پرداخته است: 1- گزارش روایت نقالی و سپس بررسی تفاوت ها و شباهت های روایت مکتوب و روایت نقالی2- بررسی چگونگی اثرگذاری باورها و اسطوره های بومیان منطقه بر روایت نقالی. 3- بحثی درباره سراینده اثر بر پایه روایت نقالی.
    کلیدواژگان: اسطوره باروری، راویان، نقالی، فرامرزنامه، حماسه سرایی
  • حمید جعفری قریه علی، نرگس باقری ملاحسنعلی، الهه جعفری هرفته صفحات 275-304
    بعد از ظهور نیما و پیدایش شعر نو فارسی و تثبیت این نوع ادبی جدید، جریان های مختلفی در شعر نو فارسی شروع شد. یکی از این جریان ها، «شعر زبان محور» است. این جریان شعری با تاکید بر اهمیت زبان در شعر، بازی های زبانی و رفتارهای زبانی، توانایی های زبان را کانون توجه خود قرار می دهد. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از نظریه های ادبی به ویژه نظریات وینگنشتاین به بیان نقش و اهمیت زبان در شعر معاصر می پردازد. هدف پژوهش پیش رو، معرفی این جریان شعری و بررسی مولفه های آن، بر پایه نظریات نقد ادبی جدید است. بر اساس نتایج به دست آمده، شعر زبان محور از قابلیت های زبان برای ایجاد نوآوری بهره می برد و با قدرت زایش مستمر خود، فضاها و فرم های جدیدی را می آفریند. در این نوع شعر با یک بازی زبانی روبه رو هستیم که در آن هدف، انتقال معنای مشخص نیست، بلکه فراهم کردن امکان ارتباط های معنایی متکثر با خواننده است.
    کلیدواژگان: کلید واژه ها: شعر معاصر، زبان محوری، بازی های زبانی، ویتگنشتاین
  • سارا زارع جیرهنده، علی اکبر باقری خلیلی صفحات 305-333
    طنز از انواع فرعی ادبیات و زاده ی اعتراض است. آیینه ای است که نظارگان چهره ی هرکس جز خود را در آن می بینند. طنز تصویر هنری اجتماع نقیضین است. طنزپردازی در حکایات فارسی سابقه ای دیرینه داشته، اما سابقه ی آن در داستان های کوتاه به بعد از مشروطه بر می گردد. درون مایه، آماج و شگردهای طنزپردازی مهم ترین عناصر آن به شمار می آیند. مراد از شگردها، تکنیک ها و شیوه های طنزپردازی است که عمده ترین آن ها عبارتند از: ناسازگاری واژگانی، موقعیتی، گفتمانی، معنایی، کوچک گردانی، بزرگ نمایی، نقیضه و تخریب سمبل ها. رسول پرویزی با انتشار داستان کوتاه «شلوارهای وصله دار» به شهرت رسید. این مجموعه دارای زبان ادبی- محاوره ای و مایه ور از طنزهای گزنده و آموزنده است و نویسنده ی آن به کمک طنز به طرح دیدگاه های انتقادی خود می پردازد و برای گیرایی و تاثیرگذاری بیشتر، از غالب شگردهای طنزپردازی سود می جوید. طنز پرویزی طنزمعنایی است. او ناسازگاری موقعیتی را در هردو محور افقی و عمودی پدید می آورد. با نقیضه گویی نگرش های متناقض کهن و معاصر را به چالش می کشاند و با ناسازگاری معنایی تناقض گفتارها و رفتارها را. از کوچک گردانی ایماژی و تصویری برای تحقیر تصمیم گیران بی کفایت و تدبیر بهره می برد و با تخریب سمبل ها به اثبات حقارت نمادها و ترویج جسارت مبارزه با مستبدان مبادرت می ورزد. به طور خلاصه می توان گفت طنزهای پرویزی بیشتر در انتقاد از فقر اقتصادی و فرهنگی شکل می گیرند.
    کلیدواژگان: شگردها، شلوارهای وصله دار، طنز، کوچک گردانی، ناسازگاری معنایی، رسول پرویزی
|
  • Mahya Sotoudeniya Pages 9-61
    Khaqani sharvani excels all writers of qasida in Persian literature. Despite useful researches carried out on his style of poetry and the events took place at the time when he lived, there remain unknown aspects and a lot of ambiguous points which need to be addressed in this field. Some of the ambiguities stem from the comments, not so reliable, of the pioneer biographers and repeating them in recent biographies. These external evaluations have caused the popularity of some incorrect information among literary men and even in sources of research on khaqani. Surveys indicate that no independent study has been done concerning the necessity for reviewing comments and words of biographers in the area of research on khaqani. Hence, the present study focusing on the internal evaluation method (works-based) based on khaqani's words and hints in his Divan, Tohfat- ul Iraquein and Monshaat examines the works of biographers in the area of research on khaqani in order to reveal the extent of innovation and impression as well as the veracity of the contents of this kind of literary works. The present study presents both the results of research on khaqani and evaluation of Persian biographers and some ancillary information which can be considered important; the ancillary results of the study will be useful in textology of works such as Tarikh-e Gozideh.
    Keywords: khaqani, Persian biographies, internal evaluation, external evaluation
  • Seyed Ali Mahmoudi Lahijani, Mohammad Fesharaki, Mahboubeh Khorasani Pages 63-95
    Researchers have expressed various comments on the source or sources of Ferdowsi’s Shahnameh. Some of them believe that Ferdowsi used from oral and written sources, some of them just have known Abu-Mansouri's Shahnameh as Ferdowsi’s source and the others believe that Ferdowsi’s source is tradition of oral narration. We have a narrator and a poet in Shahnameh; no doubt the poet of Shahnameh is Ferdowsi, but the narrator of Shahnameh that he was the narrator of Shahnameh's source (Abu-Mansouri's Shahnameh) is a person who has one hundred twenty years old, he was from Chach and his name was Bahram. The features of Ferdowsi’s source become clarify for us with understanding the differentiation of words of the narrator and poet. Features that show us the source of Ferdowsi’s work was only a book and Ferdowsi was committed himself to use the Dehghan’s words for keep his narration. This caused a few Arabic words entered in the Shahnameh, and in some cases the old pronunciation of the word is preserved.
    Keywords: Shahnameh, Shahnameh Source, Narrator, Poet
  • M. Sarahati Juybari, M. Mohseni Pages 97-125
    Amongst the theories about the functions of language, Jakobson’s communication framework looks more delicate and comprehensive. Based on this framework each verbal communication consists of six elements and that a massage takes its dominant function as a result of inclining to each of these six elements. This means that there are six functions for language. “Conative function” is one of these functions which occurs as a result of focus of massage towards interlocutors. Because of having such characteristics as having propagative aspect, inclining towards maxim and advice, addressing tone of Nāser-e Khosrow's quasidas and etc, his language generally inclines towards interlocutors . So it is worth researching his works regarding “conative function” of language.
    This study is going to examine and identify conative constructions in Nāser-e Khosrow’s poetry and to compare them statistically with constructions which lead to emotive and referential functions. Imperatives, exclamations, interrogatives, second person verbs and pronouns, some auxiliaries and interjections are considered as effective factors of forming “conative function” in Nāser-e Khosrow’s quasidas. According to the results in Nāser-e Khosrow’s poetry “conative function” is the most dominant function -after poetic function- and in this way such factors as using second person verbal phrase, separate second person pronouns, imperatives, and interrogatives are respectively important factors in inclining his language towards the interlocutors.
    Keywords: communication theory, conative function, Jakobson, Naser, e Khosrow's quasidas
  • Ali Khosravi, Mohsen Zolfaghary Pages 127-162
    This article examines the impact of Khayyam’s Quatrains (Rubaiyat) on Khaghani’s, and shows that Khaghani influenced in various aspects such as poetry style, verbal, style of expression and philosophical ideas. Whatever in this descriptive-analytical research, we will scrutinized, is the answer to this question that what are the aspects of this influence? And to what extent are these? The results shows that Khaghani, in many cases, remained at the level ofrhetoric in writing questions. But in many cases, he wanted to be close to Khayyam in verbal aspects and in this way he achieved some success. Also there are similarities philosophical ideas and intellectual between Khayyam and Khaghani (in their Quatrains). Although there is some diffrence in this aspects; the philosophy is the centered thinking of Khayyam but Khaghani is away from philosophical thoughts, even he is against them. Other result of this research, researchers to pay more attention to Khaghani’s Quatrains and recognizing this section of this poems that is hidden behind his ode’s shadow.
    Keywords: Khayyam, khaghani, Rubaiyat, stylistic
  • M.Jalai Pages 163-193
    Prominent literary texts have the ability to accept criticism and comprehensive studies, and it can open many windows to researchers for further studies. According to many analysts and literary critics the book "Shazdeh Ehtejab" by Golshiri has attracted a lot of attention of critics. Many articles on this subject have been published in scientific research-based journals. Some of them have also investigated the relationship among the different types of the analyses made. The analyses highlighted this work from the perspective of literary criticism and the relevant theories. In the present study we selected seven articles and based on their scientific level and their approximate content homogeneity, an attempt was made to study them. The form, structure and the content of the papers were the matter of concern. The analyses indicated that the papers possess some weaknesses in term of their form and content analyses. The only strong point of the papers is the way they have approached the subject and the content of the book. The result of the study also showed that some of the selected papers do not deserve to be considered as researched-based articles. It can be highly recommended to the editors of the journals and particularly their commentators to feel more responsibility in their jobs. In this regard, the articles in “Naghde Adabi” magazine have less research-oriented approach and those in “Shenakht” magazine possess more research-based one.
    Keywords: Shazdeh Ehtejab, Form, content analysis, Literary criticism, Golshiri
  • Zolfaqar Allami, Zahra Azimirad Pages 195-223
    Missing Soluch is a novel by Mahmoud Dowlatabadi. It is among the most important social novels with an idyllic setting in literature, which can be discussed and analyzed from different perspectives. From one standpoint the novel can be analyzed in terms of the theory of polyphony by Bakhtin, the well-known Russian critic. In the present study, Missing Soluch was analyzed and compared according to Bakhtin’s polyphony theory. In his view, a valuable valid novel is one in which all voices including voices of characters, author, etc. are heard in parallel and no single voice dominates the others. Research results indicated that although the author’s voice dominates other voices in some parts of this novel and the author seems to feel, think, ask, and answer instead of the characters, due to the presence of several other components and examples in other parts of this novel, it still falls into the category of polyphonic novels.
    Keywords: Dowlatabadi, Missing Soluch, Bakhtin, Polyphony, Reader, Intertextuality
  • N.Panahi Pages 225-248
    The art of “Naqqali” (public storytelling) as an important branch of folkloric literature, reflects the reconstructed experiments of national epics and chivalry. The storytellers try to simplify the concepts and reconstruct the interesting events of the story, thus, changing or supplementing the items in the story in accordance with the mentality of the audience. Thus the storytellers pad out the main story with a complex of details. The present study reviews the “Naqqali” tradition, and investigates the narrative methods of Naqqals (storytellers) in two chief dimensions: 1. symmetricalization 2. fabricating reasons.
    The storytellers’ symmetricalization of the events in this story is realized in three subjects: the hero’s horse, falling in love, and the application of religious expressions and concepts. In the second part of the research, we will consider the mechanism of reason fabrication. We will comparatively show that the topics in the story such as the robbery of Rakhsh (Rostam’s horse), his marriage with Tahmineh, Sohrab’s promise to marry Afrsyab’s daughter, Rostam’s argument with Kavous and the confrontation of Rostam and Sohrab are all pretexts for Naqqals to justify and reasons for the events in the story. The results of the research will help to sociologically study the artistic taste of Naqqals and their audience as well as their narrative skills.
    Keywords: Storytelling, Shahnameh of Ferdowsi, Rostam, Sohrab, Symmetricalization, Fabricating reasons
  • Azim Jabbareh Nasserou Pages 249-271
    Faramarznameh is one of the most valuable and comparatively voluminous epics after Ferdowsi’s Sahnameh. A reflection on the cultural and literary history of Iran demonstrates that there are a lot of narratives about Faramarz in both written and oral forms. Tales of this hero have been preserved in a scattered way in Sahnameh, post-Sahnameh heroic poems, written sources, raconteurs’ narratives and oral ones. There are four oral narratives of post-Sahnameh heroic poems in Kohmareh-Sorkhi, a region in Fars province in Iran two of which, namely Borzunameh and Banugosasbnameh are still rampant among some of storytellers and raconteurs, but the other two, Faramarznameh and Shahryarnameh are abandoned among the native people. These last two are narrated today just by Alihossein Alinejad, the oldest and the most famous raconteur of the mentioned region and the last survivor of the storytellers. The raconteurs’ narrative of Faramarznameh in this area is an amalgam of the epic on one hand and the mythical beliefs of the native people on the other hand. A scrutiny on this narrative will eventuate in recording a narrative that has never been written down before and, moreover, will show some of the mythical beliefs of the people of this region. In the present study an attempt has been made to report the raconteurs’ narrative and, thereafter, examining the similarities and differences between the written version and the raconteurs ’one; It also tries to examine the way through which the beliefs and myths of the native people of the region have affected the raconteurs’ narrative; and finally to discuss the identity of the composer of this work on the basis of raconteurs’ narrative.
    Keywords: Myth of fertility, Narrators, Narrative, Composer, Farâmarznâmeh, Banougosasbnameh
  • Elahe Jafari, Hamid Jafari Ghariyeh Ali, Narges Bagheri Molahasan Ali Pages 275-304
    The Rise of Nima Youshij and establishment of New Poetry led to emergence of new schools in Persian literature such as language-centered poetry, which lays stress on language, and linguistic behavior. The present study is a descriptive-analytic investigation of language in Persian literature based on theories by Wittgenstein. Results reveal that language-centered poetry relies on linguistic capability and generative power of language to create innovative forms and atmosphere. Here, poetry is a language game that, instead of conveying a certain idea, aims at providing for pluralistic reading of the text. The present study is a descriptive-analytic investigation of language in Persian literature based on theories by Wittgenstein. Results reveal that language-centered poetry relies on linguistic capability and generative power of language to create innovative forms and atmosphere. Here, poetry is a language game that, instead of conveying a certain idea, aims at providing for pluralistic reading of the text.
    Keywords: Contemporary poetry, Language, centrism, Wittgenstei
  • Sara Zare Jirhandeh, Aliakbar Bagheri Khalili Pages 305-333
    Satire is one of the sub-types of literature born of protest. It is a mirror that everyone can see the faces of others but himself. Satire has been known as artistic picture of contradictions. Satire has a long history in the Persian tales, but its history in the short story goes back to the period after Constitution. Themes, objectives, and satiric methods are the most important elements of it. Methods means satiric techniques and practices including vocabulary incompatibility, situational, discourse, semantic, underestimation, overestimation, parody, and destroying symbols. Rasoul Parvizi, by publishing the short story called "patchy pants", became famous. This collection has literary language- spoken and motifs from biting and informative satires and its author, through using satire, mentions his critical insights, and uses most satiric techniques to influence and attract readers. Parvizi’s satire is a sense of humor. He creates conflicting situation both in vertical and horizontal axis and challenges ancient and contemporary attitudes with contradictions, and contradictory discourses and practices with semantic inconsistencies. He uses image underestimation to humiliate incompetent decision and policy makers, and, by destroying symbols, proves the inferiority of symbols and encourages fighting with dictators. In sum, it can be said that Parvizi’s satires are formed to criticize the economic and cultural poverty.
    Keywords: Patchy Pants, Satire, Techniques, Semantic inconsistencies, Rasoul Parvizi