فهرست مطالب

مهندسی اکوسیستم بیابان - پیاپی 13 (زمستان 1395)
  • پیاپی 13 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/01/07
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سعید جاهدی پور، علیرضا کوچکی *، مهدی نصیری محلاتی، پرویز رضوانی مقدم صفحات 1-12
    در مدیریت اکوسیستم های مرتعی، تعیین عوامل موثر بر پراکنش گونه های گیاهی و تنوع گونه ای، به خصوص در مناطق بیابانی، بسیار حائز اهمیت است. این پژوهش به منظور تعیین تاثیر عوامل فیزیوگرافیک بر تنوع زیستی گونه های گیاهی اکوسیستم بیابانی کاخک گناباد، در بهار سال 1393انجام شد. در این راستا، ابتدا با روی هم اندازی چهار نقشه شیب، جهت جغرافیایی، طبقات ارتفاعی و سازندهای زمین شناسی، نقشه واحدهای کاری تهیه شد. سپس براساس ساختار، نحوه توزیع و حضور گونه های غالب، 4 تیپ همگن مشخص شده و 35 پلات در هر تیپ گیاهی، به روش سیستماتیک-تصادفی مسقر گردید و پلات های با سطح نمونه 4 مترمربعی (براساس روش تعیین حداقل سطح) جهت برآورد پوشش گیاهی به کار گرفته شد. در هر پلات، گیاهان موجود فهرست و درصد تاج پوشش ثبت و ویژگی های فیزیوگرافیک (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا) و تغییرات تنوع در سازندهای مختلف زمین شناسی مشخص شد. مطالعه تنوع زیستی گونه های گیاهی با استفاده از شاخص های تنوع شانون وینر و سیپمپسون، شاخص غنای مارگالف و شاخص یکنواختی اسمیت و ویلسون با نرم افزار Ecological Methodology انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که ارتفاع از سطح دریا بر تنوع، غنا و یکنواختی گونه های گیاهی منطقه، تاثیر معنی داری داشته و در دامنه ارتفاعی 17001900 متر، شاخص های تنوع سیمپسون و شانون وینر بیشترین مقدار را داشته و یکنواختی گونه ها در ارتفاع میانی 19002100 متری، مقدار بالاتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد که جهت دامنه شمالی و شیب دامنه تاثیر معنی داری روی تنوع و غنای گونه ای دارد و شیب های کم (020 درصد) بالاترین تنوع و غنای گونه ای را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: اکوسیستم، تنوع زیستی، عوامل فیزیوگرافیک، مرتع
  • عاطفه سلامی *، عادل سپهری، موسی اکبرلو صفحات 13-24
    شوری یکی از پارامتر های محیطی است که تاثیر آن بر تنوع گونه ای، نیاز به مطالعه بیشتری دارد. در تحقیق حاضر، تغییر تنوع گیاهی تحت تاثیر تغییر شوری ناشی از تغییر ارتفاع و نزدیکی به سطح ایستابی در دشت اینچه برون در شمال شهرستان آق قلا (استان گلستان) مورد بررسی قرار گرفته است. به دلیل تغییر شوری ناشی از تغییر توپوگرافی در طول دشت اینچه برون، نمونه برداری و ثبت اطلاعات پوشش گیاهی در منطقه مورد مطالعه، با استقرار ترانسکت نواری حدود 1000 متری در امتداد یکی از تپه های منطقه اینچه برون انجام شد. در طول ترانسکت در فواصل 100 متری، اقدام به استقرار واحدهای نمونه برداری (پلات) 3×3 متر شد. در داخل هر واحد نمونه برداری، لیست گونه ها و سطح تاج پوشش هر گونه، در جهت شیب غالب، برآورد شد. با استفاده از نرم افزار PAST شاخص های تنوع شانون- واینر و سیمپسون محاسبه شد. عدد تنوع بتا بین واحدهای نمونه برداری در طول گرادیان شوری با استفاده از شاخص ویتاکر محاسبه شد. رابطه بین تغییرات شوری بین واحدهای نمونه برداری در طول گرادیان ارتفاعی و تنوع آلفا، سیمپسون و بتا با استفاده از رگرسیون خطی ساده مطالعه شد. نتایج نشان داد بین ارتفاع، میزان شوری خاک و هر دو شاخص تنوع گیاهی، رابطه معنی دار وجود دارد. با کاهش ارتفاع، میزان شوری خاک افزایش می یابد و با افزایش شوری خاک، تنوع زیستی کاهش می یابد. این تغییرات درنتیجه افزایش شوری صورت می گیرد.
    کلیدواژگان: شاخص تنوع شانون، تنوع بتا، تنش شوری، تنوع زیستی، توپوگرافی، مراتع اینچه برون
  • امین محمودیان چوپلو، قاسمعلی دیانتی تیلکی *، سید جلیل علوی صفحات 25-48
    گونه Frankenia hirsuta گونه چندساله هالوفیت است که در تولید علوفه مراتع اینچه برون نقش ایفا می کند. با بررسی آشیان بوم شناختی این گونه در بوم نظام مرتعی اینچه برون، می توان در پیش بینی پاسخ آن ها نسبت به عوامل محیطی و مدیریتی کمک موثری نمود. هدف از تحقیق، بررسی عکس العمل گونه Frankenia hirsuta به برخی گرادیان های محیطی در مراتع شوره زار اینچه برون با استفاده از تابع HOF می باشد. در این مطالعه، 400 پلات 4 مترمربعی در امتداد فاصله از آبشخور برداشت شد. نمونه برداری با روش سیستماتیک تصادفی صورت گرفت. در هر پلات، حضور گونه Frankenia hirsuta ثبت و همچنین در مرکز هر پلات، اقدام به نمونه گیری خاک از عمق صفر تا بیست سانتی متر شد. آزمایش های لازم برای اندازه گیری وزن مخصوص ظاهری خاک، رطوبت خاک، pH، EC، بافت خاک، کربن آلی، نیتروژن و فسفر انجام شد. به منظور برازش منحنی پاسخ گونه نسبت به گرادیان های محیطی از توزیع دوجمله ای از تابع HOF استفاده شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار 3.02R انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که دامنه اکولوژیک و مقدار بهینه اکولوژیکی نسبت به فاصله از آبشخور دام، به ترتیب برابر 200-1000 متر و 825 متر بوده است، نتایج نشان داد که حضور گونه Frankenia hirsuta با فاصله از آبشخور دام، به صورت همنوای افزایشی بود. منحنی عکس العمل گونه Frankenia hirsute با میزان رطوبت خاک، درصد شن، کربن آلی و ازت خاک به صورت همنوای افزایشی بوده است . به طور کلی، این گونه بیشتر در مناطق شور استان، به صورت لکه ای و در مکان های پست و نقاطی که از رطوبت مناسب و شوری به نسبت کمتری برخوردار است، انتشار دارد. برای حفظ و بهره برداری پایدار از این گونه پیشنهاد می شود که از چرای سنگین دام در این محدوده جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: منحنی عکس العمل، Frankenia hirsuta، گرادیان های محیطی، تابع HOF
  • اسماعیل شیدای کرکج *، عیسی جعفری فوتمی، حمید نیک نهاد قرماخر صفحات 39-56
    این مطالعه به بررسی اثرگذاری قرق بر خصوصیات خاک مرتع، در دو اقلیم متفاوت شامل اقلیم نیمه بیابانی (منطقه اینچه برون) و اقلیم سرد نیمه مرطوب (چهارباغ) در استان گلستان می پردازد. به منظور انجام نمونه برداری خاک در هر سایت، پنج نمونه از هر عمق برداشت و ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شدند. برای مقایسه ویژگی های خاک عمق های متناظر سایت قرق با سایت شاهد آن در هر منطقه، از آزمون تی مستقل استفاده شد. به منظور شناخت نقش اقلیم در تغییرات خصوصیات خاکی و تعیین مهم ترین خصوصیاتی که تحت تاثیر قرق و اقلیم قرار گرفته اند، از آزمون تجزیه مولفه های اصلی (PCA) و محاسبه درصد تغییرات نسبی شاخص ها استفاده شد. لذا نتایج روش تحلیل مولفه های اصلی نشان داد که مهم ترین خصوصیاتی که تحت تاثیر اقلیم و قرق قرار گرفته و سبب تفکیک سایت ها شده اند، کربن آلی، نیتروژن، هدایت الکتریکی، آهک و رس می باشند. نتایج نشان داد که افزایش دما سبب شده است تا قرق بیشترین تاثیر افزایشی را بر روی کربن آلی و نیتروژن به ترتیب با مقادیر بردار ویژه 0/994- و 0/910- در منطقه اینچه برون داشته باشد و اقلیم سرد سبب شده است تا قرق بیشترین تاثیر افزایشی را بر روی هدایت الکتریکی، آهک و رس با مقادیر ویژه، 0/898، 0/982 و 0/987 در منطقه چهارباغ داشته باشد. با توجه به نسبتا یکسان بودن طول دوره قرق به نظر می رسد کوهستانی بودن منطقه، سرما و یخبندان نسبت به بارندگی تاثیر بیشتری بر روی تغییر خصوصیات خاک گذاشته و درنتیجه، سبب کاهش تغییرات خاکی در این منطقه شده است؛ بنابراین منطقه چهارباغ به مدت زمان قرق بیشتری نیاز دارد.
    کلیدواژگان: اقلیم، خصوصیات خاک، قرق، مراتع، استان گلستان
  • علی محبی، احسان زندی اصفهان، علیرضا افتخاری* صفحات 57-66
    به منظور بررسی تاثیر گونه غیربومی Atriplex canescens بر خصوصیات خاک و فعالیت موجودات در شرایط چرا و قرق، این مطالعه در دو مرتع همسال (قرق شده و چراشده از زمان کاشت آتریپلکس) در منطقه شهریار به اجرا درآمد. در هریک از حالت های مدیریتی، تعداد 40 پلات در اندازه نه مترمربعی در چهار ترانسکت سیصد متری در نظر گرفته شد. فواصل ترانسکت ها از هم صد متر در نظر گرفته شد و تعداد 10 پلات در طول هر ترانسکت با فواصل 30 متر انداخته شد. در داخل پلات ها داده هایی از قبیل میزان بذر هر بوته، میزان لاشبرگ و تعداد لانه پای بوته ها ثبت گردید. تعداد 5 پلات نیز به طور تصادفی، در طول هر ترانسکت مشخص شد و در پای بوته ها نسبت به حفر پروفیل خاک اقدام و از دو عمق سطحی و تحتانی خاک نمونه برداری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که میزان بذر تولیدی، مقدار لاشبرگ پای بوته و تعداد لانه پای بوته ها به طور معنی داری در منطقه قرق، بیشتر از منطقه چراشده است. ازاین رو می توان گفت که قرق با ایجاد شرایط مناسب گیاهی در ازدیاد فعالیت موجودات در منطقه، موثر بوده است. همچنین آتریپلکس در شرایط قرق، هرچند باعث افزایش ازت و پتاسیم خاک سطحی می شود، با افزایش سدیم و هدایت الکتریکی تاثیرات منفی بیشتری بر خاک دارد. لذا با توجه به افزایش موجودات جونده و شور کردن خاک سطحی و برآیند منفی کاشت آتریپلکس بر خاک و اکوسیستم، استفاده از این گیاه باید محدود به مناطقی باشد که توان بازسازی گیاهان بومی منطقه، غیرممکن یا در حداقل ممکن باشد.
    کلیدواژگان: قرق، خصوصیات خاک، فعالیت موجودات، مراتع شهریار، Atriplex canescens
  • سید علی موسوی *، ابوالفضل رنجبر فردوئی، سید حجت موسوی، سید جواد ساداتی نژاد صفحات 67-80
    فرسایش خاک توسط نیروی توامان فرایندهای آب و باد سبب تخریب اراضی در سطحی گسترده می شود. بنابراین مدل سازی منطقه ای فرسایش پذیری یکی از مناسب ترین راهکارهای تخمین هدررفت خاک محسوب می گردد. لذا هدف از این پژوهش، تدوین یک مدل منطقه ای فرسایش پذیری توسط روش های آماری، از طریق رابطه سنجی بین پارامترهای فیزیکی خاک و شاخص های دورسنجی در خور و بیابانک است. روش نمونه برداری میدانی، از نوع ترانسکت خطی بوده و در امتداد آنها، 33 نمونه خاک از عمق 0 تا 50 سانتی متر برداشت شد. با انتقال نمونه ها به آزمایشگاه، میزان عناصر ماسه، رس، سیلت، کربن و ماده آلی اندازه گیری و سپس مقادیر فرسایش پذیری در قالب فاکتور K و شاخص SEI محاسبه شد. در مرحله بعد، تصویر سنجنده OLI منطبق با زمان نمونه برداری میدانی از پایگاه اینترنتی USGS اخذ و با اعمال توابع Clay، NDVI، GOSAVI، SAVI، TSAVI، NDSI، SCI و GSAVI، مقادیر شاخص های مزبور استخراج گردید. درنهایت، با استفاده از آزمون پیرسون، همبستگی بین عناصر فیزیکی و فرسایش پذیری خاک با شاخص های دورسنجی محاسبه و در پایان جهت مدل سازی SEI و K، از طریق رگرسیون ساده و چندگانه، مبادرت به رابطه سنجی بین پارامترهای مذکور گردید و از بین آن ها مناسب ترین مدل ها باارزش رجحانی بالاتر انتخاب شد. نتایج مدل سازی نمایانگر حداکثر ارتباط خطی SEI با شاخص های SAVI، NDVI و TSAVI به ترتیب با ضریب تعیین 0/69، 0/66 و 0/66، و رابطه خطی فاکتور K با شاخص های NDSI، SAVI و SCI، به ترتیب با ضریب تعیین 0/630، 0/61 و 0/58 در سطح 99 درصد است. نتایج رگرسیون چندگانه نیز بیانگر بالاترین ارتباط SEI و K با اجماع گروهی شاخص های دورسنجی به ترتیب با ضریب تعیین 0/517 و 0/564 و خطای برآورد 0/0031144 و 0/0092369 در سطح 99 درصد است. بنابراین از طریق شاخص های دورسنجی و مدل های آماری تک متغیره و چندمتغیره، می توان میزان فرسایش پذیری خاک را برآورد نمود که امکان تخمین سریع و نسبتا دقیق مقادیر SEI و K را در منطقه خور و بیابانک فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: فرسایش پذیری خاک، عامل K، شاخص SEI، تحلیل رگرسیون، خور و بیابانک
  • زهرا گوهری *، شیما نیکو صفحات 81-90
    گسترش شهرنشینی همواره مسائل متنوع و گسترده ای را به دنبال داشته است که تغییرات وسیع در الگوی کاربری زمین مهم ترین اثر آن است. کاهش توان اکولوژیکی و بیولوژیکی زمین یکی از آثار منفی تغییرات کاربری اراضی است که از آن، با عنوان عامل بیابان زایی نیز یاد می شود. در این پژوهش، برای تعیین شدت بیابان زایی ناشی از توسعه شهری در محدوده شهر مشهد، از روش ایرانی IMDPA استفاده شد. در گام اول، نقشه کاربری اراضی این محدوده در پنج دهه 40، 60، 70، 80، 90 تهیه شد که منابع مورد استفاده برای تهیه نقشه کاربری اراضی به ترتیب دهه های ذکرشده، عکس های هوایی با مقیاس 1:20000، نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:50000، لایه های توپوگرافی با مقیاس 1:20000، تصاویر ماهواره ای Landsat -7 ETM+ و جدیدترین تصاویر ماهواره ای Google Earth بوده است. سپس با استفاده از معیار تکنوژنیک مدل IMDPA، وزن دهی به شاخص های این معیار (نسبت اراضی مسکونی و صنعتی به باغی زراعی، نسبت اراضی مسکونی و صنعتی به مرتعی و جنگلی، نسبت تراکم جاده به سطوح شهری، میزان فضای سبز به ازای هر نفر) انجام شد و در انتها از میانگین هندسی شاخص ها، شدت بیابان زدایی در پنج دهه از دهه 40 تا 90 مشخص و موثرترین عامل بیابان زایی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهد که در دهه 40، پایین بودن سرانه فضای سبز و کاهش اراضی مرتعی به ترتیب مهم ترین عوامل بیابان زایی در شهر مشهد است. در دهه های 60، 70 و 80 اصلی ترین عوامل بیابان زایی، کاهش اراضی مرتعی، کاهش سرانه فضای سبز شهری و کاهش اراضی زراعی است. در دهه 90، اصلی ترین عامل، کاهش اراضی مرتعی و سپس کاهش اراضی زراعی و سرانه فضای سبز است. در هر پنج دهه، عامل تراکم جاده ای در دامنه امتیاز کم در مدل قرار گرفت که از تاثیر این عامل در بیابان زایی شهر مشهد می توان چشم پوشی کرد.
    کلیدواژگان: معیار تکنوژنیک، مدل IMDPA، توسعه شهری صنعتی، تغییرات کاربری اراضی، بیابان زایی
  • امیرحسین پارسامهر *، حمید سودائی زاده، زهرا خسروانی، مهدی بی نیاز صفحات 91-100
    هدف از انجام این پژوهش، تعیین احتمال وقوع حالات بارش به شرط حالات دمایی و پهنه بندی آن است. برای این منظور، از داده های دما و بارش روزانه 13 ایستگاه سینوپتیک استان فارس که دارای حداقل 20 سال دوره آماری بودند، استفاده شد. در ابتدا حالات مختلف دمایی و حالات بارش تعیین شد. در گام بعد، فراوانی توام رویدادهای دمایی و رویدادهای بارشی هر روز در ماتریسی ارائه شد. سپس ماتریس احتمال توام حالات بارش دما محاسبه و احتمال شرطی هریک از رخدادهای بارش به شرط حالات دمایی برای هریک از ایستگاه های منطقه مورد مطالعه محاسبه شد. در ادامه، با استفاده از تحلیل خوشه ای و براساس روش فاصله اقلیدوسی و روش ادغام وارد (Ward)، اقدام به طبقه بندی منطقه مورد مطالعه شد و نمودار درختی آن ترسیم گردید. در گام آخر، نقشه پهنه بندی و حالات احتمال شرطی با استفاده از نرم افزار GIS تهیه شد. نتایج نشان داد که براساس ویژگی های احتمال شرطی، منطقه مورد مطالعه به سه پهنه تقسیم می شود. همچنین، نتایج متوسط احتمال شرطی حالات بارش به شرط حالات دمایی، حاکی از بالا بودن احتمال وقوع روزهای بدون بارش و گرم نسبت به دیگر حالت های ممکن است. در هر سه پهنه مورد مطالعه، روزهای توام با بارش زیاد به شرط دماهای کم در درجه دوم احتمال قرار دارند. کمترین احتمال وقوع در بین حالت های شرطی ممکن مربوط به روزهای پربارش با هوای گرم است.
    کلیدواژگان: احتمال شرطی، استان فارس، پهنه بندی، خوشه بندی
  • امیرحسین حلبیان* صفحات 101-116
    در این پژوهش، به منظور واکاوی تغییرات مکانی و زمانی بارش ایران، از داده های پایگاه داده GPCC که دارای تفکیک مکانی 0/5 * 0/5 درجه است، در یک دوره 40 ساله (19742013) استفاده شده است. نخست برای تحلیل مکانی بارش، از داده های استخراج شده از این فراورده بارشی میانگین سالانه، فصلی و ماهانه تهیه و سپس با روش IDW در نرم افزار GIS، 17 نقشه میانگین برای بارش تولید شد. برای بررسی زمانی بارش با استفاده از میانگین وزنی داده های بارش، 17 نمودار سری زمانی تهیه و معناداری روند سری های زمانی نیز از طریق آزمون ناپارامتری من کندال در سطح 95 درصد آزمون شد. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین بارش یاخته ای کشور 255/22 میلی متر است. بیشینه بارش در سواحل و کرانه های غربی دریای خزر و ارتفاعات زاگرس و کمینه بارش عمدتا در بخش های مرکزی و شرقی و جنوب شرقی کشور مشاهده می شود. در عین حال، هرچه از سمت شمال، شمال غرب و غرب کشور به سمت بخش های مرکزی، شرقی و جنوبی پیش رویم، از میزان بارش سالانه نیز کاسته می شود. فصل زمستان با میانگین یاخته ای بارش 79/6 میلی متر و فصل تابستان با میانگین 11/5 میلی متر، به ترتیب پربارش ترین و کم بارش ترین فصل های ایران هستند. بیشینه بارش فصل زمستان در کشور منطبق بر کرانه های غربی خزر و قلل ارتفاعات زاگرس در غرب کشور است. این در حالی است که کمینه بارش در این فصل بخش های مرکزی، شرقی و جنوبی کشور را دربرمی گیرد. واکاوی نقشه های ماهانه بارش ایران نیز حاکی از دو گروه زمانی بارش است: ماه های نوامبر (آبان)، دسامبر (آذر)، ژانویه (دی)، فوریه (بهمن)، مارس (اسفند) و آوریل (فرودین) با میانگین بارش بیش از 23/3 میلی متر، پربارش ترین ماه های سال و ماه های می (اردیبهشت)، ژوئن (خرداد)، جولای (تیر)، آگوست (مرداد)، سپتامبر (شهریور) و اکتبر (مهر) کم بارش ترین ماه های سال هستند. در سری زمانی بارش سالانه ایران در سطح اطمینان 95 درصد، بارش روندی معنادار و کاهشی از خود نشان می دهد. در این سری زمانی، روند سالانه بارش در ایران از سال 1992 تا 2013 کاهشی است. در سری های زمانی فصلی، فصل زمستان روندی معنادار و کاهشی دارد، ولی در فصول بهار و تابستان و پاییز، فرض وجود روند تایید نشد. بررسی و تحلیل روند بارش ایران در سری های زمانی ماهانه نیز حکایت از فقدان معناداری در سطح اطمینان 95 درصد دارد.
    کلیدواژگان: بارش، واکاوی مکانی، زمانی، روند، من، کندال، GPCC، ایران
  • محسن شاطریان، صدیقه کیانی سلمی *، پریناز زورمند صفحات 117-129
    ارزش آفرینی یک مفهوم جدید، ارزشمند و بسیار گسترده است. نظریه پردازان، آن را ایجاد یک چیز ارزشمند از هیچ می دانند. بدون شک، تلفیق مناسب و دقیق طبیعت گردی و ارزش آفرینی می تواند فرصت های بدیع اقتصادی به همراه داشته باشد که یکی از پیامدهای آن توسعه فرصت های اشتغال است تا توریسم در رویکردی اکوسیستمی، از لحاظ بوم شناسی در طولانی مدت قابل قبول و از لحاظ مالی، خودکفا و از نظر دیدگاه های اجتماعی و اخلاقی برای جوامع محلی مفید و نوی بخش باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عوامل اثرگذار بر فضای ارزش آفرینی طبیعت گردی در اکوسیستم کویری با استفاده از روش دلفی انجام شد. ابزار پژوهش پرسش نامه ای با 6 شاخص، 21 معیار و 125 زیرمعیار بود که توسط 25 کارشناس خبره در قالب پرسش نامه دو مرحله ای دلفی و طیف پنج گزینه ای لیکرت پاسخ داده شد. یافته ها نشان داد که معیار فرهنگی آموزشی با میانگین وزنی 1/096 دارای بیشترین ضریب تاثیر گذاری بر کارآفرینی اکوتوریستی در کویر مرنجاب بوده است. معیار اجتماعی با میانگین امتیاز وزنی 0/946 در رتبه دوم قرار داشت و معیارهای طبیعت گردی، زیرساخت های اولیه، حمل ونقل، اقامتی و رفاهی تفریحی به ترتیب با میانگین امتیاز وزنی 0/665، 0/560، 0/588، 0/559 و 0/524 در جایگاه های سوم تا هفتم قرار گرفتند. معیار بازار محلی با میانگین امتیاز 0/508 نیز هشتمین معیار موثر بر کارآفرینی اکوتوریستی تشخیص داده شد. معیارهای ویژگی های خاک، سیمای فیزیکی، اقتصادی، پوشش گیاهی، اقلیم منطقه، حیات وحش، نهادی، تبلیغات و اطلاع رسانی، بهداشتی درمانی، غذا و نوشیدنی، منابع آب، ارتباطی الکترونیکی و حساسیت محیطی به ترتیب در جایگاه های بعدی اثرگذاری بر فرصت های کارآفرینی اکوتوریستی قرار داشتند.
    کلیدواژگان: اکوسیستم های بیابانی، اکوتوریسم، روش دلفی، فضای ارزش آفرینی
|
  • Saeed Jahedi Pour, Alireza Koocheki*, Mehdi Nassiri Mahallati, Parviz Rezvani Moghaddam Pages 1-12
    Determination of factors affecting on species distribution and diversity¡ especially in desert areas is the most important factor in rangeland ecosystems management for encountering biological stress. In order to evaluate the effect of physiographic factors on plant biodiversity in natural ecosystems of Kakhk Gonabad¡ this research was conducted in spring 2014. First¡ by overlaying four maps of slope¡ aspect¡ and elevation and geological formations working unit maps were prepared. Then¡ 4 homogeneous types were determined based on the structure¡ distribution¡ and presence of dominant species and sampling was done in each vegetation type in homogenous working units. In each type 35 plots were systematic-randomly selected and based on the minimum area method¡ 4 m2 plots were used to estimate vegetation. Vegetation sampling was carried out in all plots. Plants were recorded in each plot and canopy coverage and physiographic properties such as slope¡ aspect and elevation were measured and diversity in different geological formations was determined. The study of plant biodiversity was performed by evaluating the density of different plant species per plot and using diversity indices of Shannon-Wiener and Simpson¡ richness index of Margalef and evenness index of Smith-Wilson in Ecological Methodology software. The results showed that altitude had significant effect on diversity¡ richness and evenness of plant species; at the elevation of 1700-1900 m¡ Simpson and Shannon Weiner had the highest value respectively; while¡ evenness of species were higher in altitude between 1900-2100 m. In addition¡ slope had significantly affected the diversity and richness; the highest diversity and species richness were allocated to the 0-20% slope. Northern aspect had significant affects on the biodiversity indices.
    Keywords: Biodiversity, Ecosystem, physiographic Factors, Rangeland
  • Atefeh Salami*, Dr Adel Sepehry, Dr Mousa Akbarlou Pages 13-24
    Salinity is one of the environmental parameters that its impact on plant species diversity requires further studies. In this research, change of plant diversity was studied along a salinity gradient that was resulted from proximity of water table to the land surface in Incheh Borun plain due to the altitudinal change in northern part of Aq-Qala city. A transect with the length of 1 km was laid out along one of the hills in the region. Sampling units (plots) with the size of 3×3 m were established at 100 meters intervals along the transect. A floristic list was compiled and plants canopy cover was estimated in each sampling unit in the direction of dominant altitudinal gradient. Shannon-Wiener and Simpson indexes were calculated by using of PAST software. β-diversity was calculated between the sampling units using the Whittaker index. The relationship of salinity changes between sampling units along the altitudinal gradient and Alfa diversity, Simpson and β-diversity was studied using the linear regression. Results showed that there are significant relationships between the altitude, soil salinity and plant diversity indices. Soil salinity increases by decrease of altitude and the biodiversity decreases by increasing of soil salinity. These changes occur due to increasing of salinity.
    Keywords: β-diversity, Incheh Borun rangelands, salinity stress, Shannon diversity index, species composition, topography
  • Amin Mahmoodiam Chooplu, Ghasem Ali Dianati Tilaki*, Seyed Jalil Alavi Pages 25-48
    Frankenia hirsuta is a perennial halophyte species playing an important role in forage production in Incheboron, Golestan Province. Examining the ecological niche of this species in rangeland ecosystems of Incheboron can predict their response to environmental factors and the effective management. The objective of this study was to investigate the response of Frankenia hirsuta species to some environmental gradients in the saline rangelands of Inchehbrun using HOF function. For this purpose, 400- 4 m2quadrates were laid out as randomized-systematic along water point distance. Within each quadrat, presence of Frankenia hirsuta species was recorded. Soil samples were taken from 0-20 cm in each quadrate for analyzing bulk density, soil moisture, pH, N, EC, P, organic carbon, the percentage of sand, silt and clay. In order to study the shape of response curve in relation to the above-mentioned variables, HOF function was used with binomial distribution function. The data were analysed by R ver.3.0.2 statistical software. The results showed that the ecological amplitude and optimum along water point distance gradient for Frankenia hirsuta species has been estimated 200 – 1000 m and 825 m, respectively. The response curve of Frankenia hirsuta species to the water point distance gradient was also monotonically increasing. The behavior of Frankenia hirsuta species to organic carbon, N, sand and soil moisture increased monotonically. Overall, in saline rangelands of Golestan Province, this species has been distributed as patches in low lands and the places with suitable moisture and relatively less salinity. It is suggested that heavy grazing is prevented in the area for protection and sustainable utilization of this species.
    Keywords: Response curve, Frankenia hirsuta, Environmental gradients, Function HOF
  • Esmaeil Sheidai Karkaj*, Isa Jafari Footami, Hamid Niknahad Gharmakher Pages 39-56
    This study investigates the effect enclosure on some soil characteristics in two different climates; include semi-arid climate (Incheh boron region) and Cold climate of semi-humid (Chahar bagh) in Golestan province. In order to do soil sampling by the systematic-random methods, 5 transect were used in each areas and Physical and chemical properties were measure. T-test method was used in order to compare the soil parameters of same depths. Principle component analysis (PCA) and the data ratio percentage changes were used to understand the role of climate and determine the most important factors that are affected by enclosure and climate. The result of PCA showed that the most important factors that affected by enclosure and climate and cause to separate sites are Organic carbon, Nitrogen, EC, Caco3 and clay. Results showed that temperature cause to enclosure have the maximum effect in Incheh boron on Organic carbon and Nitrogen with aigen value (-0.994) and (-0.910), respectively, and cold climate cause to enclosure have maximum effect in Chahar bagh on EC, caco3 and clay with aigen value of (0.989), (0.982) and (0.987), correspondingly. According to same enclosure duration, it seems Mountainous area and cold and freezing have a greater impact on soil properties rather than Rainfall, and subsequently cause to reduce soil changes in this region, so Chahar bagh region needs more time for enclosure.
    Keywords: Climate, Enclosure, Soil characteristics, Golestan rangelands
  • Dr Ali Mohebbi, Dr Ehsan Zandi Esfahan, Dr Alireza Eftekhari* Pages 57-66
    This study was conducted to evaluate the effects of Atriplex canescens on soil properties and organism's activities under grazing and exclosure conditions at Shahriar rangelands. In each site, four transects were selected by random-systematic method and 10 quadrates of nine m2 were established along transects with 30-m intervals. In each quadrate, the amount of seed per plant, litter and the number of nests under shrubs were recorded. A number of five quadrates were also established randomly along each transect, and soil profiles were dug. Soil samples were taken at two depths to measure soil properties. Data analysis was performed by independent T-test and mean comparisons were done by Duncan's multiple range test. According to the obtained results, under exclosure condition, although the study species could increase the nitrogen and potassium of surface soil, increased sodium and EC negatively affected the soil. In addition, significant differences were found for the amount of seed and litter (p
    Keywords: Atriplex canescens, exclosure, soil properties, organism's activities, Shahriar rangelands
  • Sayed Ali Mousavi*, Abolfazl Ranjbar Fordoei, Sayed Hojjat Mousavi, Sayed Javad Sadatinejad Pages 67-80
    Soil erosion by water and wind processes are carried out widely. So one of the best ways to estimate soil loss and land degradation is regional erodibility model. The aim of this research is codification regional erodibility model by statistical methods, the relation survey in Khoor and Biabanak between physical properties of soils and remote sensing indices. Sampling Method field was linear transect method and picked up 33 soil samples from depths of 0 to 50 cm. By transferring the samples to the laboratory, were calculated the elements of sand, clay, silt, organic matter and carbon, and then measurement erodibility values using the K-factor and SEI index. Then, was taken OLI sensor image accordance time sampling from USGS website. And were extracted the indices by enforcing functions the amount of Clay, NDVI, GOSAVI, SAVI, TSAVI, NDSI, SCI and GSAVI. Finally, were calculated using Pearson correlation between physical elements and soil erodibility with Remote sensing indices. At the end of for modeling SEI and K, through simple and multiple regression attempts to gauge the relationship between these parameters and selected best models from among with higher preference value. The results of modeling SEI represents the maximum linear correlation with the indices SAVI, NDVI and TSAVI respectively, with coefficient of 0.69, 0.66 and 0.63, and K factor linear correlation with the indices NDSI, SAVI and SCI, respectively, with a coefficient of determination 0.63 0.61 and 0.58 is at level 99%. Multiple regression analysis also showed a high correlation with group consensus SEI, K and Remote Sensing indices, respectively, with a coefficient of determination 0.517 and 0.564 and estimated error 0.0031144 and 0.0092369 at level 99%. Therefore, can estimate the amount of soil erodibility by remote sensing indices and univariate and multivariate statistical models. Which enables fast and precise estimation of SEI and K values in the Khoor and Biabanak region.
    Keywords: soil erodibility, K factor, SEI index, regression analysis, Khoor, Biabanak
  • Zahra Gohari*, Shima Nikou Pages 81-90
    Urbanization lead a wide variety of difficulties that changes in the pattern of land use is the major consequence. One of the outcome of land use changes is ecological and biological capacity reduction or desertification. In this study, for determine of desertification due to urban development within the city of Mashhad, was used Iranian mothod (IMDPA). The land use map of this area was prepared in five decades, 40, 60, 70, 80, 90. The sources used to prepare the land use map includes, Aerial photos with scale 1: 20000, topographic maps with scale 1: 50000, digital topographic layers with scale 1: 20000, Landsat -7 ETM Satellite images and the latest images of Google Earth. Using technogecic criterion in IMDPA mothod, weighting the indicators of this criterion was carried out. The severity of desertification in the five decades was determined by geometric mean of indicators numerical values. The results show that in the 40s, the low per capita green space and reducing of rangeland, in the decade of 60, 70 and 80, rangeland and agricultural land reduction and reducing per capita urban green were the most important indicators of Technogenic desertification. In the 90s, reduction of arable land, rangeland and per capita green space are the major indicators of desertification. In the five decades desertification intensity of the road congestion indicator was evaluated low, therefore the impact of it can be ignored on desertification of Mashhad.
    Keywords: Technogenic desertification, IMDPA, land use changes, Mashhad city
  • Amir Hossein Parsamehr*, Hamid Sodaeizadeh, Zahra Khosravani, Mehdi Biniaz Pages 91-100
    The aim of this study is determination of probability of occurring precipitation status under the condition temperature status and. zoning map preparation. For this purpose, the daily temperature and precipitation data from 13 synoptic stations were used in Fars province which includes at least the period of 20 years. At first were determined different scenarios of temperature and precipitation. In the next step, daily common frequency of temperature and precipitation events were counted and presented in matrix. In the following, common probability matrix of temperature-precipitation events was calculated. Finally, probability of precipitation under the condition temperature status was calculated for each station. Then 9 probability characteristics of 13 stations were analyzed clustery based on partial Euclidean distance indicator by wards method and their dendrogram were plotted. In the final step, zoning and probability maps was prepared using GIS software. The results showed that based on conditional probability characteristics, study area are divided in to three zones. Also, average results of probability of precipitation under the condition temperature status indicate high chance of days without precipitation and warm than other modes. In all three study zones, the days with high precipitation and low temperature are in second degree of chance. The minimum chance of occurrence, related to days with heavy rain and warm.
    Keywords: Conditional Probability, Fars Province, Zoning, Cluster Analysis
  • Amir Hossein Halabian* Pages 101-116
    In this research, for analysis the spatial- temporal changes of precipitation in Iran, the monthly data of GPCC data base in the spatial resolution of 0.5°×0.5° during 40 years period(1974- 2013) have been used. In order to analyze the spatial character of precipitation, the mean of annual, seasonal and monthly amounts of precipitation were prepared and then by applying IDW method in GIS, 17 average maps were produced. To examine the temporal trend of precipitation, first 17 graphs were prepared using the weighted amount of precipitation and then the trend was evaluated using Mann-Kendall nonparametric test at 0.95 level of significance. The results from this study indicated that the pixel based precipitation amount is 255.22 mm. the max of precipitation is located on the west shores of the Caspian sea and the highlands of Zagros and the min of precipitation is generally seen at the central, eastern and south-eastern extents of the country. The amount of precipitation is reduced by crossing from north, north-west and west toward central, eastern and southern regions. The winter and summer amounts of precipitation is 79.6 and 11.5 mm and these two seasons are regarded to be the wettest and driest seasons respectively. The max of winter precipitation is seen on the western shores and the peaks of Zagros Mountains while the min precipitation in this season is on the central, eastern and southern areas of the country. The analysis of monthly precipitation maps of the country revealed two temporal groups of precipitation: The months of November, December, February, March and April with the mean precipitation of 23.3 mm are considered the wettest months and the months of May, June, July, August, September and October are the driest months in the country. The examination of annual amounts of precipitation indicated a significant downward trend at 0.95 level of significance. From 1992 to 2013 it has been a decreasing trend in annual amount of precipitation in Iran. Only in winter there has been a significant downward trend and in none of the other seasons no meaningful trend was detected. The analysis of precipitation revealed no significant trend on monthly time series at the 0.95 level of significance.
    Keywords: precipitation, spatial-temporal analysis, trend, Mann- Kendall, GPCC, Iran
  • Mohsen Shaterian, Sedighe Kiani Salmi*, Parinaz Zormand Pages 117-129
    Tourism and entrepreneurship are including in new thread of world scientific literature. No doubt accurate and appropriate compilation of tourism and entrepreneurship can not only meet the needs of the villagers, involving secure tourism for tourists. The key issue in the realization of entrepreneurial activity at the community level, providing entrepreneurial atmosphere. The relationship between tourism and sustainable development of entrepreneurship in the region can be through consideration the potential positive impact of entrepreneurship on various aspects of economic, cultural and social environment to be determined. The present study aims to identify and prioritize the criteria for ecotourism entrepreneurship desert regions have been conducted in Maranjab. The research instrument was a questionnaire constructed with 6 index, 21 criteria and 125 sub-criteria Its validity by experts and its reliability by using Cronbach's alpha test and was confirmed to the 0/93 and by 25 experts in the field of tourism Maranjab answered. Data analysis was conducted using the Delphi technique. The findings suggest, cultural and educational criteria with a weighted average of 1.096, the highest factor influencing entrepreneurship is ecotourism in Maranjab. Social Criteria 0.946 Weighted average rating criteria for eco-tourism, basic infrastructure, accommodation, transport and leisure facilities have been 0.665, 0.588, 0.560, 0.559 weight rating and 0.524 respectively in the second to seventh positions. Local market benchmark with an average of 0.508 points eighth criteria of effective was influencing entrepreneurship ecotourism. Criteria soil characteristics, physical appearance, economic, vegetation, climate, wildlife, institutional, advertising and media, health - Medical treatment, food and beverage, water resources, communications - electronic and environmental sensitivity weighted average 0.163 respectively in the subsequent positions ecotourism was diagnosed impact on entrepreneurial opportunities.
    Keywords: Desert ecosystem, ecotourism, Delphi method, the value creation ecotourism space