فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 4 (پیاپی 62، زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • دکتر طاهره الهی، سکینه آقایاری، فائزه اربابیان صفحات 5-14
    هدف
    انتخاب نوع راهبرد مقابله ای تاثیر بسیار مهمی بر چگونگی کنار آمدن با استرس دارد و در این انتخاب، عوامل زیادی از جمله شخصیت دخیل است. هدف این تحقیق بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی با راهبردهای مقابله ای در مادران کودکان اوتیسم بود.
    روش
    در این پژوهش که از نوع همبستگی بود، 56 مادر که کودک اتیستیک داشتند از بین مراجعه کنندگان به سه موسسه حمایتی کودکان اتیسم به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب و به پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی NEO و راهبردهای مقابله ای پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی با راهبرد مقابله ای فاصله گرفتن و گریز اجتناب رابطه مثبت و معنادار و با ارزیابی مجدد مثبت رابطه منفی معنادار داشت. برونگرایی و با وجدان بودن با گریز اجتناب رابطه منفی معنادار داشتند. برونگرایی و دلپذیر بودن رابطه مثبت معناداری با طلب حمایت اجتماعی و ارزیابی مجدد مثبت داشتند. با وجدان بودن نیز رابطه مثبت و معناداری با حل مسائل برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت داشت. در تحلیل رگرسیون انجام شده روان رنجورخویی پیش بین معنادار راهبردهای مقابله ای فاصله گرفتن و گریز-اجتناب بود. راهبرد طلب حمایت اجتماعی از طریق دلپذیر بودن و راهبرد ارزیابی مجدد مثبت نیز توسط باوجدان بودن و روان رنجورخویی تبیین شدند.
    نتیجه گیری
    انتخاب نوع راهبرد مقابله ای با ویژگی های شخصیتی رابطه دارد و افراد در معرض استرس بالا مانند والدین دارای کودکان اوتیستیک باید برای اتخاذ کارآمدترین راهبرد مقابله ای متناسب با ویژگیهای شخصیتی خود آموزشهای لازم را دریافت نمایند.
    کلیدواژگان: راهبردهای مقابله ای، مادران کودکان اوتیسم، ویژگی های شخصیتی
  • آثار دو نوع تمرین هوازی (طناب زنی و دویدن) بر عوامل آمادگی جسمانی کودکان پسر کم توان ذهنی
    حمید اراضی، فاطمه معیری راد، شیما ابوطالبی صفحات 15-26
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی آثار دو نوع تمرینات هوازی (طناب زنی و دویدن) بر عوامل آمادگی جسمانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 سال بود.30 دانش آموز پسر کم توان ذهنی با میانگین سن 96/0±81/10 سال، قد 94/7±67/141 سانتی متر و وزن 16/5±22/36 کیلوگرم به روش خوشه ای تصادفی از مدرسه استثنایی ابتدایی انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه طناب زنی (10نفر)، دویدن (10نفر) و کنترل (10نفر) تقسیم شدند. اندازه گیری های اولیه شامل سنجش قد، وزن، ترکیب بدن، استقامت قلبی-تنفسی، استقامت عضلانی، انطاف پذیری و چابکی انجام شد. سپس، با توجه به گروه بندی، هرکدام از گروه های تمرینی به مدت 8 هفته تمرینات ویژه طناب زنی و دویدن را انجام دادند. فاکتورهای فوق الذکر آمادگی جسمانی مجددا بعد از 8 هفته تمرین مورد سنجش قرار گرفت. نتایج بیانگر اثر مثبت یک دوره تمرینات طناب زنی و دویدن بر توان هوازی، ترکیب بدن، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری و چابکی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 ساله بود، درحالی که بر توان بی هوازی دانش آموزان تاثیر معناداری نداشت (05/0 کلیدواژگان: تمرین استقامتی، تندرستی، آمادگی جسمانی، طناب زنی، کم توان ذهنی
  • دکتر فرزانه معتمدی، دکتر باقر غباری بناب، زهرا ابرغم صفحات 27-38
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین بخشایشگری، رضایتمندی زناشویی و سلامت روان والدین کودکان کم توان ذهنی و عادی انجام شده است.
    روش
    در راستای رسیدن به هدف مزبور 80 نفر (40 مادر دارای کودک کم توان ذهنی و 40 مادر دارای کودک عادی) به صورت تصادفی از شهرستان اسفراین انتخاب شدند و ابزارهای مورد استفاده شامل چک لیست نشانه های اختلالات روانی (SCL90-R)، آزمون رضایتمندی زناشویی انریچ و سیاهه بخشایشگری ان رایت بود.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد میزان بخشایشگری و رضایتمندی زناشویی مادران بر سلامت روان آنها تاثیر مثبت داشته و سلامت روان آنها از طریق میزان بخشایشگری و رضایتمندی زناشویی قابل پیش بینی است. از بین دو متغیر بخشایشگری و رضایتمندی زناشویی، بخشایشگری بالا پیش بینی کننده قوی تری برای سلامت روان مادران کودکان کم توان ذهنی و رضایتمندی زناشویی بالا، پیش بینی کننده قوی تری برای سلامت روان مادران کودکان عادی بود. همچنین بین رضایتمندی زناشویی و بخشایشگری در مادران کودکان عادی و کم توان ذهنی در نمونه حاضر ارتباط مستقیم بوده و هر یک از این متغیرها نیز با سلامت روان مادران کودکان عادی و کم توان ذهنی رابطه معنادار مستقیم داشتند. از طرفی یافته ها حاکی از تاثیرات منفی داشتن کودک کم توان ذهنی بر سلامت روان و رضایتمندی زناشویی مادران کودکان کم توان ذهنی بود.
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان گفت که داشتن کودک کم توان ذهنی بر سلامت روان و رضایتمندی زناشویی مادران تاثیر منفی دارد. پیامدهای نظری و عملی یافته ها در اصل مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: سلامت روان، بخشایشگری، رضایتمندی زناشویی، والدین کودکان کم توان ذهنی
  • عباسعلی حسین خانزاده، منصوره باغبان وحیدی، ناهید ندائی صفحات 39-50
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت‏های ارتباط موثر به والدین کودکان مبتلا به اوتیسم بر بهبود جو عاطفی، و سازش پذیری و انسجام خانواده کودکان مبتلا به این اختلال انجام شد.
    روش
    روش این پژوهش از نوع شبه تجربی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان مادران کودکان 4 تا 13 ساله مبتلا به اوتیسم از مرکز اوتیسم تهران در سال تحصیلی 95-94، 24 نفر بر حسب شرایط ورود به پژوهش، انتخاب و به شکل تصادفی ساده در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند. پس از انجام پیش آزمون به کمک پرسشنامه های جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و سازش پذیری و انسجام خانواده (اولسون، پرتنر، و لاوی، 1985)، به گروه آزمایش طی 8 جلسه مهارت های ارتباط موثر آموزش داده شد. در پایان، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های حاصل با آزمون تحلیل کوواریانس، تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر سبب بهبودی جو عاطفی و همچنین افزایش سازش پذیری خانواده (001/0 > p) کودکان مبتلا به اوتیسم شده است.
    نتیجه گیری
    آموزش مهارت‏های ارتباط موثر یک برنامه آموزشی کارآمد برای کمک به خانواده‏های‏ کودکان مبتلا به اوتیسم است.
    کلیدواژگان: اوتیسم، ارتباط موثر، جو عاطفی، سازش پذیری، انسجام
  • طیبه محتشمی، فائزه ابراهیمی، دکتر مهناز علی اکبری دهکردی، دکتر نرگس چیمه صفحات 51-62
    هدف
    همان طور که مطالعات نشان داده است، معلولیت فرزندان در خانواده مانع از آن می شود که خانواده بتواند، کارکردهای متعارف خود را به نحو مطلوب داشته باشد، لذا در این خصوص نیازمند توجه و همیاری می باشد. پژوهش حاضر سعی دارد، استرس والدگری، رضایتمندی و کارکرد خانواده مادرانی که دارای کودک اتیسم هستند را بررسی و با مادران دارای کودک با رشد معمول، مورد مقایسه قرار دهد.
    روش
    طرح پژوهش حاضر از نوع علی - مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک اتیسم و کودک دارای رشد معمول شهر تهران بود. 85 نفر از مادران کودک دارای رشد معمول با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و 58 نفر از مادران دارای کودک اتیسم به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. از مقیاس استرس والدینی بری و جونز (1995)، مقیاس رضایت مندی خانواده السون و ویلسون (1989) و پرسشنامه کارکرد خانواده السون و همکاران (1985) در این پژوهش به عنوان ابزار استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین استرس والدگری، رضایتمندی و کارکرد خانواده های دارای کودک اتیسم با کودک دارای رشد معمول تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که استرس والدگری در مادران کودکان دارای اتیسم نسبت به والدین کودکان دارای رشد معمول بیشتر و رضایتمندی و کارکرد خانواده آنان ضعیف تر است که این نتیجه می تواند به خاطر ویژگی های این کودکان باشد، بنابراین دقت به وضعیت سلامت و حمایت از والدین دارای کودک اتیسم توصیه می شود. بنابراین پیشنهاد می شود در مراکز آموزش و توانبخشی کودکان مبتلا به اتیسم برنامه هایی جهت ارتقاء سلامت روان والدین به خصوص مادران طراحی گردد.
    کلیدواژگان: استرس والدگری، رضایتمندی خانواده، کارکرد خانواده، اتیسم
  • معصومه کرامتی، شهناز پاینده فر صفحات 63-78
    هدف
    هدف این پژوهش بررسی رابطه عزت نفس و تاب آوری با مولفه های خودپنداره بدنی دانش آموزان دارای ناتوانی است.
    روش
    پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و در زمره روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی شهرستان شیروان است که تعداد آن ها 35 نفر و نمونه طبق فرمول کوکران 30 نفر است. داده های این پژوهش توسط سه پرسش نامه استاندارد اسمیت (1967) با ضریب آلفای کرونباخ (88/0=α)، تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) با ضریب آلفای کرونباخ (89/0=α) و خودپنداره بدنی مارش و همکاران (1994) با ضریب آلفای کرونباخ (872/0=α) جمع آوری شده است.
    یافته ها
    پژوهش دارای سه فرضیه اصلی و 4 فرضیه فرعی بود که جهت آزمون فرضیه های تحقیق، از روش آماری رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که عزت نفس و تاب آوری نمی تواند خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان را پیش بینی کند. فرضیه اصلی دوم پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین عزت نفس و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیز مورد پذیرش قرار نگرفت. فرضیه اصلی سوم پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین تاب آوری و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان مورد پذیرش قرار نگرفته و رد شد. فرضیه فرعی اول پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین بعد عمومی عزت نفس و خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان رد شد. فرضیه فرعی دوم نشان داد بعد خانوادگی عزت نفس قادر به پیش بینی خودپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیست. در مورد فرضیه فرعی سوم نتایج نشان داد، همبستگی بین خودپنداره و عزت نفس اجتماعی از نظر آماری معنادار نیست و در مورد فرضیه فرعی چهارم نیز نتایج نشان می دهد بعد آموزشگاهی عزت نفس قادر به پیش بینی خوپنداره بدنی دانش آموزان ناتوان نیست.
    نتیجه گیری
    نتیجه ای که از این تحقیق گرفته می شود این است که عزت نفس و تاب آوری نمی تواند خودپنداره بدنی دانش آموزان دارای ناتوانی را پیش بینی کند.
    کلیدواژگان: عزت نفس، تاب آوری، خودپنداره بدنی، دانش آموزان دارای ناتوانی
  • حجت الله راغب صفحات 79-92
    هدف
    هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه محتوا، نوع ارائه آموزش و تجهیزات کارگاهی در برنامه آموزش حرفه ای به دانش آموزان اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی در دوره اول و دوم دبیرستان است.
    روش
    روش این پژوهش از نوع ارزشیابی بود که در آن نمونه ای شامل 39 کلاس درس از ده مجتمع آموزشی در دو دوره اول و دوم دبیرستان و در سه گروه از دانش آموزان با نیازهای ویژه یعنی اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی انتخاب شدند. شیوه انتخاب گروه کم توان ذهنی به صورت تصادفی و شیوه انتخاب دو گروه دانش آموزان بااختلال اتیسم و چندمعلولیتی به صورت تمام شماری بود. 52 دبیر در دوره اول دبیرستان و 48 دبیر در دوره دوم دبیرستان با استفاده از روش مصاحبه که توسط همکاران و آزمونگران طرح استفاده شد فهرست وارسی های مربوط به محتوای آموزش حرفه ای دوره اول و دوم دبیرستان را تکمیل نمودند.
    یافته ها
    تحلیل نتایج نشان داد که حدود 83 درصد کارگاه ها، 5 کارگاه از شش کارگاه کپسول آتش نشانی نداشته اند. میانگین نمره تناسب محتوای برنامه برای سه گروه دانش آموزان دارای اتیسم، کم توان ذهنی و چند معلولیتی دوره اول دبیرستان به ترتیب برابر با 17/50، 57/58 و 08/50 ، و در دوره دوم دبیرستان به ترتیب 59، 62/48 و 22/54 بوده است. در زمینه ارزشیابی نوع ارائه آموزش حرفه ای در دوره اول دبیرستان میانگین گروه های دانش آموزان با اختلال اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی به ترتیب 68، 91 و 88 ، در دروس مهارتی دوره دوم دبیرستان به ترتیب حدود 75، 91 و 97 و در دروس نظری دوره دوم دبیرستان حدود 83، 91 و 80 است.
    نتیجه گیری
    در دوره اول دبیرستان از امکانات کارگاهی به طور مستقیم استفاده نمی شود و در دوره دوم دبیرستان بسیاری از تجهیزات وجود ندارد. در مورد محتوای آموزش حرفه ای در دوره اول و دوم دبیرستان نتایج نزدیک به میانگین است و برای بهبود محتوا لازم است اصلاحاتی صورت گیرد. در مورد نوع ارائه آموزش حرفه ای در دوره اول و دوم دبیرستان نتایج بالاتر از میانگین است ولی باز هم می توان برای بهبود وضعیت اصلاحاتی اعمال نمود. در ضمن تفاوتی بین گروه های اتیسم، کم توان ذهنی و چندمعلولیتی در اکثر اهداف مشاهده نشد و تنها در دوره دوم دبیرستان وضعیت ارائه آموزش گروه کم توان ذهنی و چندمعلولیتی مناسبتر از گروه اتیسم است
    کلیدواژگان: آموزش حرفه ای، اختلال اتیسم، کم توان ذهنی، چندمعلولیتی، ارزشیابی
  • |
    • Tahereh Elahi, Sakineh Agayari, Faezeh Arbabian Pages 5-14
      Aim: selection the type of coping strategies have important influence on how to cope with stress. Many factors such as personality involved in this choice. The aim of this study was investigation the relationship between personality traits and the coping strategies in mothers of autism children.
      Method
      in this study that was correlational, 56 mothers of autism children were selected randomly among the three institutions to support autistic children in Isfahan and completed NEO personality characteristics and coping strategies questionnaires. Data analyzed with Pearson correlation coefficient and step by step regression analysis.
      Results
      The personality trait of neuroticism had a significant positive correlation with coping strategies escape-avoidance and distancing and negative significant correlation with positive reappraisal. Extraversion and conscientiousness had significant negative relationship with escape-avoidance. The relationship of Extraversion and agreeableness with seeking social support and positive reappraisal was positive and significant. Relationship of conscientiousness with planned problem solving and positive reappraisal was significant too. Regression analysis indicated neuroticism was significant predictor of coping strategies distancing and escape-avoidance. coping strategy of seeking social support was predicted by agreeableness and positive reappraisal was predicted by conscientiousness and neuroticism.
      Conclusion
      coping strategies selection and personality traits are related and individuals in risk of high stress such as mothers of autism children should be trained to select efficacious coping strategies in proportion to their personality traits.
      Keywords: coping strategies, mothers of children with autism, personality traits
    • The effects of two aerobic training programs (rope jumping and running) on physical factors in male boys with intellectual disability
      Hamid Arazi, Fatemeh Moayeri Rad, Shima Aboutalebi Pages 15-26
      The aim of the present study was to Compare the effects of two aerobic training programs (rope jumping and running) on physical factors in 10-12 years old male boys with intellectual disability. Thirty mentally retarded male students (age 10.81±0.96 years, height 141.67±7.94 cm, weight 36.22±5.16 kg) were recruited by random cluster from primary exceptional school and randomly were assigned into rope-jump training (n=10), running training (n=10), and control (n=10) groups. Initial measurements included the measurement of height, weight, body composition, cardiorespiratory endurance, muscular endurance, flexibility and agility. After that, considering the groupings, subjects of the two experimental groups completed eight weeks of either rope-jumping or running. The mentioned above factors were measured again after 8 weeks of exercise program. The results indicate that rope-jumping and running have a significant positive impact on aerobic capacity, body composition, muscular endurance, flexibility and agility in mentally retarded students between 10 to 12 years of age whereas they have no significant impact on anaerobic capacity in students (p>0.05). In addition, there were no significant difference between rope-jumping and running on the components of physical fitness (p>0.05). According to the results it seems that due to lack of sports outdoor in homes and schools, rope-jump training can be a good alternative rather than running in order to increase health-related physical fitness in students with intellectual impairment, and with safety consideration, to have health benefits for them.
      Keywords: Endurance training, health, physical fitness, rope-jumping, mental retard
    • Farzaneh Motamedi, Bagher Ghobari Bonab, Zahra Abrgham Pages 27-38
      Aim: The current study was designed to investigation relationship between forgiveness and marital satisfaction with mental health of parents of children with mental retardation and normal children.
      Method
      to fulfill the stated goal 80 parents( 40 mothers with mental retardation and 40 mothers with normal children) Sfrayen city were selected by means of random sampling and the following measuring were administrated on them. Symptoms Checklists 90-R, (SCL-90-R), Enrich Marital Satisfaction Inventory and Enright Forgiveness Inventory (EFI). Data analysis carried out by using multiple regression analysis.
      Results
      The result of analysis revealed that magnitude forgiveness and marital satisfaction were positively correlated with each other. Moreover, using multiple regression analysis revealed that marital satisfaction can be predicted signification by subject’s forgiveness scores. In addition, data revealed that mental health mothers of mentally retarded and regular school attending student can significantly in mothers of regular school attending students and mentally retarded student significant correlation existed. Data also confirmed that birth of mentally retarded child had an adverse affects on parent’s mental health.
      Discussion
      it can be concluded that the having children with mental retardation have negative effect on mother’s mental health and marital satisfaction.
      Theoretical implication and practical application of finding have been discussed in the original paper.
      Keywords: mental health, forgiveness, marital satisfaction, mentally retardation children's parent
    • Abbas Ali Hossein Khanzadeh, Mansuore Baghban Vahidi, Nahid Nedaee Pages 39-50
      Objective
      This study was conducted to evaluate the impact of training parents of children with autism for effective communication skills on family emotional conditions and family Adaptability and cohesion improvement in autistic children.
      Method
      The present study used a semi-experimental pretest-posttest control-group design. From among the mothers of autistic children between 4 and 13 years of age visiting Tehran Autism Center in the academic year 2015-2016, 24 were selected according to eligibility criteria and were assigned to experimental and control groups through simple random sampling. After conducting the pre-test using the Family Emotional Conditions Questionnaire (Hill Bern, 1964) and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scale (FACES-III) (Olson, Portner and Lavee, 1985), the experimental group received 8 sessions of effective communication skills training. In the end, both groups took the post-test.
      Results
      The resulting data were analyzed using the analysis of covariance. The results showed that effective communication skills training improves family emotional conditions and family adaptability (p
      Conclusion
      Effective communication skills training is an effective training program for helping families with autistic children.
      Keywords: Adaptability, Autism, Cohesion, Effective Communication, Emotional Conditions
    • Tayebeh Mohtashami, Faezeh Ebrahimi, Dr Mahnaz Aliakbari Dehkordi, Narges Chimeh Pages 51-62
      Aim: As previous studies have shown, disabled children may prevent families to have their normal and desirable functions; hence, these families need to be supported. This study is trying to explore parental stress, satisfaction and family functioning of families who have children with autism and compare it with families with normally developing children.
      Method
      This study is a casual-comparative and its statistical population was including all mothers of children with autism and families with normally developing children in Tehran. 85 mothers of normally developing children and 58 mothers of children with autism were recruited using cluster sampling and convenience sampling method, respectively. The Parental Stress Scale (PSS; Berry & Jones, 1995), the Family Satisfaction Scale (Olson and Wilson, 1986) and the Family Functioning Questionnaire (Olson etal, 1985) were used to gather the data.
      Results
      using multivariate analysis of variance (MANOVA), it was shown that there is a significant difference (P
      Conclusion
      This study indicated that parental stress level of mother’s children with autism is more than parents with normally developing children and satisfaction and family functioning of their mothers are lower. This result may be due to the characteristics of these children, thus it is recommended to pay more attention to the health status of these families and support them more. Therefore, it was proposed that some programs were designed to promote mental health of parents, especially mothers in the centers for education and rehabilitation of children with autism.
      Keywords: Parental Stress, Family Satisfaction, Family Functioning, autism
    • Masoomeh Keramati, Shahnaz Payansefar Pages 63-78
      Objective
      This study examined the relationship between self-esteem and self-resilience with physical self-concept in students with physical disabilities.
      Method
      This is a fundamental study in terms of objective and descriptive-analytic one in terms of method. The target population included all students with disabilities in Shirvan, 35 students in total, and according to Cochran's formula, the sample must be consisted of 30 students. The data in this study was collected by three questionnaires, i.e. standard questionnaire of Smith (1967), with Cronbach's alpha coefficient (α) of 0.88, Conner-Davidson resiliency questionnaire (2003), with Cronbach's alpha coefficient of 0.89, and physical self-concept of Marsh et al. (1994), with Cronbach's alpha coefficient of 0.872. Finding: The study has three main hypotheses and four secondary hypotheses, and in order to test the hypotheses, multivariate regression method was used.
      Result
      The results showed that self-esteem and self-resilience cannot predict the self-concept of students with physical disabilities. The second hypothesis of the study, i.e. the relationship between physical self-esteem and self-concept of students with physical disabilities was not accepted either. The third hypothesis regarding the relationship between self-resilience and physical self-concept of such students also was rejected. The first sub-hypothesis regarding the relationship between general aspect of self-esteem and the self-concept was also rejected. It was also shown that second sub-hypothesis regarding that family aspect of self-esteem can predict the self-concept was not acceptable. The third and fourth sub-hypotheses, regarding social and educational aspects of self-esteem also had no statistically significant correlation with physical self-concept.
      Conclusion
      It is concluded that self-esteem and self-resilience cannot predict the self-concept of students with physical disabilities.
      Keywords: Self-esteem, Self- resilience, Body image, Students physical disabilitiy
    • Hojjatollah Ragheb Pages 79-92
      Objective
      The aim of this study is to comparate the content, teaching method, and workshop equipement in the vocational training plan for students with autism, mentally retarded and multihandicapped in first high school and second high school.
      Method
      The design of the study is assessment research. The samples were 39 classrooms from 10 high school. students with mental retardation were selected with simple random sampling and all of students with autism and multihandicapped were selected. Abut 52 teacher from first high school and 48 teacher from second high school replied to checklists in interview method. Reliabiliy coefficient by internal consistency (Cronbach,s Alpha) of checklists are 0/94, 0/95, 0/93, 0/90 and 0/85.
      Resaults: about 83 percent of workshops have not fire extinguisher. Mean of content plan in first high school for autism is 50/17, mentally retarded is 58/57 and multihandicapped is 50/08. Mean of content plan in second high school for autism is 59/00, mentally retarded is 48/62 and multihandicapped is 54/22. Mean of teaching method in first high school for autism is 68, mentally retarded is 91 and multihandicapped is 88. Mean of teaching method in second high school in vocational courses for autism is 75, mentally retarded is 91 and multihandicapped is 97 and in theoretical lissons are 83, 91 and 80.
      Conclusion
      In first high school workshop facilities can not be used and in second high school Many of workshop equipments are not sufficient. In content of vocational training there is not difference berween groups. In teaching method of vocational training in first high school there is not difference berween groups, but in second high school students with mentally retarded and multihandicappd are better than autism.
      Keywords: vocational training, autism, mentally retarded, multihandicapped, assessment