فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 28، پاییز و زمستان 1395)
  • سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 28، پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/28
  • تعداد عناوین: 12
|
  • میثم امانی صفحات 1-23
    مطابق دیدگاه کشف باوری در باب معنای زندگی، معنای زندگی هم وجود خارجی دارد و هم قابلیت کشف. طباطبایی اگرچه متعرض به این مسئله نشده، ولی شواهدی در آثارش وجود دارد که نشان می دهد به کشف باوری معتقد است. طباطبایی معتقد است فاعل، فعل و غایت در وجود واحد متحدند. غایت مرتبه ای بالاتر در سلسله مراتب وجودی است، و در نتیجه هدایت الهی غایت زندگی انسان است و غایت زندگی انسان لازمه وحدت فعل الهی است. تحلیل شاهد فوق نشان می دهد طباطبایی به چهار پیشفرض واقع گرایی هستی شناختی، غایت باوری، عقل گرایی و نظریه صدق باور دارد که دیدگاه وی در باب کشفی بودن معنای زندگی را مشخص می سازد. تحلیل شواهد آثار طباطبایی موید قول ایشان به کشف باوری معنای زندگی است.
    کلیدواژگان: طباطبایی، کشف و جعل معنای زندگی، عقل گرایی، غایت باوری، نظریه صدق، واقع گرایی هستی شناختی
  • محمد توکلی پور، امیر عباس علیزمانی، علیرضا پارسا، ناصر محمدی صفحات 25-46
    زبان دین خواهان کشف و تببین ماهیت زبانی است که در الفاظ و گزاره های دینی به کار رفته است. این کشف به ما کمک می کند تا مراد اصلی یا فحوای حقیقی مضامین دینی را که در قالب زبان بشری بیان شده است دریابیم. غزالی، متاثر از نگرش های کلامی و یافته های عرفانی خود و با لحاظ مراتب مختلف ادراک مردمان، دیدگاه های متفاوتی را در این موضوع ابراز داشته است. از این رو، گاه اجتناب از تاویل را لازم می داند، گاه ضرورت عدول از معنای ظاهر را خاطرنشان می سازد و گاه با بحث از «روح معنا» که خود طراح آن است، بدون آن که معنای ظاهر انکار شود، گوهر حقیقی معنا را فارغ از ویژگی های مصادیق آن منظور می نماید. در عین حال، جریان اندیشه او در این باب به منزل اشتراک لفظی نیز ورود می کند و پایان سیر آن در معناشناسی اوصاف الهی چنین است که حقیقتش نصیب فهم هیچ کس نخواهد شد و معانی آن در صید هیچ ادراکی درنخواهد آمد.
    کلیدواژگان: تشبیه بلاتکییف، تاویل، روح معنا، اشتراک لفظی، بیان ناپذیری
  • غزاله حجتی صفحات 47-67
    سی. دی. براد کوشید تا با اتخاذ رویکردی تجربی به باور دینی بپردازد، رویکردی که پیش از او جیمز و برخی فیلسوفان دیگر نیز اتخاذ کرده بودند. او برای تجارب دینی ارزش معرفت شناختی قائل بود و آنها را شاهدی بر باورهای دینی، به ویژه باور به وجود خدا، می دانست. شاید بتوان براد را در شمار نخستین متفکرانی دانست که کوشیده اند تا تجربه دینی را شاهدی بر وجود خدا به حساب آورند و برای این منظور استدلالی اقامه کنند. پس از او، فیلسوفانی چون سوئینبرن، دیویس و آلستون نیز از منظر خود به ارزش معرفت شناختی تجربه دینی پرداخته اند. به رغم این که مدت زیادی از انتشار مقاله «استدلال از طریق تجربه دینی» براد می گذرد، به نظر می رسد استدلال طرح شده او در این مقاله همچنان قابل تامل است. اگر آراء فیلسوفانی را که از ارزش معرفت شناختی تجربه دینی دفاع می کنند و پاسخ های آنها به منتقدان را در نظر آوریم، آنگاه می توانیم استدلال براد و دفاع او از ارزش معرفت شناختی تجربه دینی را تقویت و بازسازی کنیم.
    کلیدواژگان: ارزش معرفت شناختی، استدلال از طریق تجربه دینی، براد، سوئینبرن، دیویس، آلستون
  • عباس دهقانی نژاد صفحات 69-82
    معرفت شناسی گواهی از شاخه های جدید معرفت شناسی است و سعی دارد به سوالاتی درباره معرفت بخشی گواهی، جایگاه گواهی نسبت به سایر منابع معرفتی و نحوه ایجاد باور توسط گواهی بپردازد. به نظر می رسد که این مباحث برای قاضی عبدالجبار نیز مطرح بوده است. وی گواهی را راهی برای حصول معرفت دانسته و شبهات سمنیه که برای گواهی ارزش معرفتی قائل نبوده اند را رد کرده است. همچنین معتقد است در فرآیند تبادل از راه گواهی، این باور گوینده و خصائص معرفتی اوست که به شنونده منتقل می شود. از سوی دیگر، وی مانند ابوعلی جبائی اعتقاد دارد که گواهی ارزشی همردیف با سایر منابع معرفتی دارد و فروکاستنی به آنها نیست. این دیدگاه های معرفتی زیربنایی برای برخی آرای دین شناختی عبدالجبار ازجمله مبحث اثبات وقوع معجزات شده است.
    کلیدواژگان: معرفت شناسی، گواهی، قاضی عبدالجبار، منابع معرفت، باور، وقوع معجزه
  • انشاءالله رحمتی صفحات 83-103
    یکی از تعارض های اساسی در کلام (الهیات) و فلسفه دین، تعارض علم پیشین خداوند و اختیار بشر است. بدیهی است که درک صحیح از موضوع زمان و نسبت آن با خداوند، برای حل این تعارض بسیار تعیین کننده است. بر این مبنا، سه راه حل برای این تعارض ارائه شده است که می توان از آنها به «نظریه تعین ناپذیری آینده»، «نظریه شناخت ناپذیری اعمال اختیاری آینده» و «نظریه لازمانی علم خداوند» تعبیر کرد. در این نوشتار، ابتدا دو نظریه نخست تشریح و بر ناکامی هر یک به عنوان راه حلی برای این تعارض تاکید می شود. نظریه سوم نیز مورد نقد و نظر قرار گرفته است و در نهایت نشان داده می شود که این نظریه می تواند کامیاب ترین راه حل باشد. به علاوه، دیدگاه فیلسوفان مسیحی مانند آکوئیناس، آنسلم و بوئتیوس در خصوص این نظریه را متذکر شده و در نهایت، در پرتو تاملات حکیمان مسلمان و به ویژه قاضی سعید قمی، در تبیین آن کوشیده ایم.
    کلیدواژگان: علم مطلق، اختیار بشر، لازمانی، معیت سرمدی
  • سیده زهرا رشیدی فرد، محسن جوادی صفحات 105-122
    برخی از شارحان کتاب مقدس همچون پیتر کریفت مسئله محوری کتاب جامعه را معناداری و پوچی زندگی قلمداد کرده اند. این مقاله با روشی تحلیلی معلوم می دارد که معنای معنای زندگی در کتاب جامعه «هدف» رسیدن به بالاترین خیر است. اموری همچون حکمت، لذت، ثروت و قدرت، اخلاق و دینداری نزد عده ای بالاترین خیر قلمداد می شوند که زندگی را معنادار می سازند، اما کتاب جامعه معلوم می کند که این امور به تنهایی نمی توانند به زندگی انسان معنا ببخشند و زندگی بدون حضور خداوند پوچ است. بالاترین خیر حقیقی خداوند و ارتباط عاشقانه با اوست. انسان با کاربست عقل خود و آگاهی از پوچی دنیامحوری به سکوت می گراید و آنگاه با قلب خود و شنیدن صدای پروردگار ایمان حقیقی می آورد و در نهایت در پیوند عاشقانه با خداوند به عنوان بالاترین خیر زندگی را معنادار می یابد. مسئله این مقاله به رغم اهمیت در مقالات فارسی مورد بررسی قرار نگرفته است.
    کلیدواژگان: پوچ گرایی، پیتر کریفت، کتاب جامعه، معنای زندگی
  • روزبه زارع، فرح رامین صفحات 123-148
    طراحی هوشمند به عنوان یک جنبش اجتماعی با انتقادهای فیلیپ جانسون به طبیعت گرایی و داروینیسم و همراهی او با افرادی همچون مایر، دمبسکی و بیهی و حمایت فیلسوفانی همچون پلنتینگا، مورلند و کریگ در دهه آخر قرن بیستم شکل گرفت. در نگاه آنان طراحی هوشمند یک برنامه پژوهش علمی با مشارکت دانشگاهیان است که نشان خواهد داد بر عالم یک طراحی هوشمند حاکم است. سوبر به عنوان یکی از منتقدان طراحی هوشمند معتقد است که طرفداران ایده طراحی هوشمند گرفتار تطبیق های ناقص در مورد پدیده ها هستند. از نظر او طراحی هوشمند شرط آزمون پذیری را ندارد و در نتیجه قابل ورود به عرصه علمی و تحقیقاتی نیست. در این مقاله نشان داده شده که اولا تصویر او از آزمون پذیری کامل نیست. ثانیا طراحی هوشمند، می تواند، با ملاحظاتی، همان معیار سوبر را نیز تامین کند. اساس اشکال او ناشی از تصور نادرستی است که از وجود یک طراح هوشمند فراطبیعی دارد. نقد نخست این مقاله را می توان، علاوه بر یک تقریر قیاسی معتبر از کبرای برهان نظم، انتقادی بر طبیعت گرایی روش شناختی نیز در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: طراحی هوشمند، الیوت سوبر، برهان نظم، برهان تنظیم ظریف
  • کیهان سلطانیان، محمدحسین مهدوی نژاد، علیرضا اژدر صفحات 149-162
    مباحث ناظر به انسان را می توان به مباحث وجودشناختی و معرفت شناختی تقسیم کرد. رازی در آثار خود مباحث متعددی را در معرفت شناسی انسان ارائه کرده است. برخی از دیدگاه های او در خصوص معرفت شناسی انسان از این قرارند: قوای انسان با وجود داشتن محدودیت هایی امکان کسب معرفت را دارند؛ معارف انسان در دو دسته نظری و عملی قرار می گیرد؛ عوامل غیرمعرفتی همچون تقوا و گناه در معرفت انسان اثرگذار است؛ انسان ها به لحاظ معرفتی در یکی از طبقات ناقصان، کاملان و کاملان مکمل قرار دارند؛ اولیا در طبقه کاملان هستند و انبیا (ع) کاملان مکمل اند که وظیفه ایشان هدایت ناقصان به سمت کمال است؛ لازم است ناقصان نسبت به انبیا اعتماد و تبعیت معرفتی داشته باشند؛ انسان به لحاظ معرفتی هرگز قادر به برتری یافتن نسبت به ملائک نیست. در این مقاله، که مطالب آن با روش توصیفی تحلیلی ارائه شده است، نشان داده می شود که انسان ها دارای قوای معرفتی جهت کسب معرفت هستند، اما در مسیر کسب معرفت صحیح ضرورتا نیازمند تبعیت از انبیا (ع) و تعالیم الهی اند، زیرا راهی غیر از آن جهت کسب آن معارف وجود ندارد.
    کلیدواژگان: فخر رازی، معرفت شناسی انسان، انسان شناسی، انبیا، مراتب معرفتی
  • علی شهبازی، رسول رسولی پور، علی الله بداشتی صفحات 163-184
    الحاد جدید وصف جریانی است که در دهه نخست قرن حاضر، با انتشار سلسله ای از کتاب های پرفروش و در واکنش به حملات تروریستی برخی افراطیون دینی، به عرصه افکار عمومی آمد. این جریان هرچند ریشه در گذشته دارد و مبانی و مفروضات آن همان مبانی و مفروضات ملحدان گذشته است، با اتخاذ رویکردی بسیار خصمانه، به جریانی توفنده و جدید علیه دین و دین داران تبدیل شد. سخنگویان، و به اصطلاح پرچمداران آن عبارت اند از داکینز، دنت، هریس، و هیچنز. برخی از این ملحدان پیش تر به عنوان یک طرح کلان دست به عمومی و همه فهم کردن علومی چون زیست شناسی، به ویژه نظریه فرگشت و انتخاب طبیعی، زده بودند و اینک از آن جهت حمله به باورهای دینی استفاده می کنند. آنها در نقد خود به جای تکیه بر استدلال یا نقد دلایل و براهین مومنان، رویدادهای تاریخی و نیز رفتار و کردار برخی گروه های تندرو دینی، به ویژه اسلامی، را معیار داوری خود درباره دین و خداباوری می دانند. همچنین ملحدان جدید بدون آن که مبانی و تکیه گاه های خود را اثبات کنند، با تکیه بر آنها چنین وانمود می کنند که باورهای دینی اموری فرگشتی است و در نتیجه می توان با توجه به این نظریه و نیز با تکیه بر جهان بینی طبیعت گرایانه آن باورها را تبیین تجربی و طبیعی کرد. در این مقاله با توجه به دیدگاه های منتقدان آنها، اعم از خداباور و الهی دان و خداناباور، نشان داده ایم که اولا طبیعت گرایی آن گونه که این ملحدان از آن می گویند و بر آن تکیه می کنند، یک نظریه علمی نیست، بلکه در واقع نوعی جهان بینی و نگرشی مابعدالطبیعی است. ثانیا ملحدان در همین موضع مرتکب خطای آشکاری می شوند و آن خلط معانی گوناگون طبیعت گرایی است. ثالثا بر خلاف نظر آنها میان علم و دین تعارضی نیست، بلکه اگر تعارضی هست به قول پلنتینگا میان طبیعت گرایی و علم است.
    کلیدواژگان: الحاد جدید، نظریه فرگشت، انتخاب طبیعی، تعارض علم و دین
  • محمود صیدی، مصطفی موسوی اعظم صفحات 185-200
    آرای میرداماد در بحث اراده الهی را می توان در سه بخش طرح کرد: (1) معناشناسی، (2) وجود شناسی و (3) تفسیر روایات دال بر فعلی بودن صفت اراده. در حوزه معناشناسی، با استناد به ادلهٔ نقلی و عقلی، او قائل به تفاوت میان اراده الهی و انسانی شده و اراده الهی را «علم به نظام اکمل و عنایت به تحقق آن» تعریف کرده است. در ساحت وجودشناسی، و بحث از ذاتی یا فعلی بودن صفت اراده، میرداماد ادله ای بر ذاتی بودن آن بیان کرده و به دنبال آن به مصاف دیدگاه کلینی در باب نفی اراده ذاتی در حق تعالی و نقد آن رفته است. در مقام سوم، میرداماد سعی در تبیین عدم تنافی دیدگاه خود با احادیث و روایات دال بر صفت فعل دانستن اراده و حادث بودن آن دارد. بدین منظور وی اراده را به دو اطلاق در نظر می گیرد، نخست معنای مصدری که اراده بدین معنا سازگار با ذات الهی و به معنای احداث و ایجاد شیئی است، و گاهی نیز مقصود از اراده معنای فعلی است که همان فعلی است که فاعل آن را ایجاد می کند و در روایات اراده در این معنا منتزع از مقام فعل بوده و حادث است.
    کلیدواژگان: اراده الهی، صفت ذات، صفت فعل، میرداماد، کلینی
  • مهدی غفوریان، مسعود صادقی، مالک حسینی صفحات 201-221
    رابرت مری هیو آدامز کوشش می کند با ارائه تقریری جدید از نظریه امر الهی از آن دفاع کند. وی بیان می کند که نه خوبی اخلاقی بلکه فقط الزام اخلاقی را می توان از طریق امر الهی توضیح داد. وی ابتدا با روش معناشناختی تحلیلی از معنای الزام اخلاقی به دست می دهد، سپس می کوشد با تعیین بهترین نامزدی که می تواند نقش معناشناختی الزام را ایفا کند ماهیت الزام اخلاقی را دریابد. از نظر آدامز مهم ترین نقشی که از تحلیل معنایی الزام اخلاقی به دست می آید ویژگی میان فردی آن است. اوامر خداوند به سبب ویژگی هایی نظیر گناهکاری فرد در صورت نقض آنها و نیز عینیت آن اوامر بهترین نامزدی است که می تواند این نقش را به خوبی ایفا کند. وی با الهام از نظریه کریپکی پاتنم بیان می کند رابطه میان امر خداوند و درستی/نادرستی عمل شبیه رابطه آب و H2O است. بنابراین نادرستی اخلاقی با مخالفت با اوامر خداوند خیرخواه و مهربان اینهمان است و به همین دلیل دارای ضرورت متافیزیکی است. برای دفاع از رای آدامز شایسته است «دیگری» بر گفتگوی فرد با خویشتن نیز دلالت کند و مراد از دیگری فقط فرد دیگر نباشد: دیگری خود فرد را نیز در بر می گیرد.
    کلیدواژگان: نظریه امر الهی، الزام اخلاقی، آدامز، نظریه ارجاع کریپکی، پاتنم
  • عبدالرسول کشفی، متین طائفه رستمی صفحات 223-245
    ویلیام لین کریگ معتقد است که استدلال تقدیرگرایی کلامی که در صدد نشان دادن عدم اختیار انسان است از دو جهت عمده گرفتار اشکال است. در این استدلال در تفسیر «در محدوده قدرت قرار داشتن» میان ضروت لازم و ضرورت لزوم خلط شده است. همچنین این استدلال به تمایز میان تغییر گذشته و تاثیرگذاری خلاف واقع بی توجه بوده است. در کنار نقد کریگ بر این استدلال، شاهد نظریه ایجابی او در اثبات اختیار انسان هستیم که او را در جرگه مولینیست ها قرار می دهد، زیرا او برای اثبات اختیار انسان از نظریه علم میانه بهره می گیرد. از نظر کریگ، نظریه علم میانه نیازمند اثبات فلسفی نیست و در عین حال می توان دلایل الهیاتی متعدد مبنی بر صحت آن ارائه کرد. از جمله می توان به مشیت الهی و علم پیشین الهی به عنوان دو مفهوم الهیاتی اشاره کرد که علم میانه در تبیین آنها موثر است. اما به نظر می رسد که روش کریگ در اثبات اختیار انسان با استفاده از نظریه علم میانه گرفتار اشکال است. در کنار اشکالات تومیست ها، همچون عدم وجود متعلق برای این علم و انفعال پذیری علم الهی، نظریه علم میانه با تلقی کریگ با اختیار انسان نیز سازگار نیست.
    کلیدواژگان: تقدیرگرایی کلامی، علم پیشین الهی، اختیار انسان، ویلیام لین کریگ، مولینیسم، علم میانه
|
  • Meysam Amani Pages 1-23
    The belief in discernibility of the meaning of life is the idea that the meaning of life exists and Can be discovered. Although Tabatabaie has not explicitly addressed the issue, there are pieces of evidence which imply that he believes in discernibility of the meaning of life. Tabatabaie believes that action, subject, and the purpose exist as a unified existence. The purpose is a higher stage in the hierarchy of ontology. The purpose of human life is the result of divine guidance and requires the unity of the divine action. Analysis of this evidence shows that Tabatabaie believes in ontological realism, rationalism, teleology and the capability of human beings in finding the truth in their life which reveal his view about the discernibility. So Tabatabaie’s theory about the meaning of life is a kind of objectivist theories and is far from subjectivism.
    Keywords: Tabatabaie, the Meaning of Life, Discernibility, Subjectivism, Rationalism, Teleology, Ontological Realism
  • Mohammad Tavakkolipoor, Amir Abbas Alizamani, Alireza Parsa, Naser Mohamadi Pages 25-46
    "Religious language" seeks to detect and explain the nature of the language used in the religious statements. This detection helps us to understand the main aim or the real meaning of religious beliefs stated in the form of the human language. Based on his own theological attitudes and mystical findings, Al-Ghazali has expressed different views on this issue, considering the different levels of public perception. Hence, he sometimes deems it to be necessary to avoid the allegorical interpretation. However, he sometimes remarks upon the necessity of rejecting the literal meaning and sometimes, by discussing the "spirit of meaning", which he propounded himself, without denying the literal meaning, he takes into consideration the real essence of meaning, regardless of the features of its instances. However, his thought on this issue, also involves equivocation, and his journey into the semantics of divine attributes ends with his belief that its core will not be understandable to anyone, and its meanings will not be grasped by human understanding.
    Keywords: Assimilation without Qualification, Allegorical Interpretation, Spirit of Meaning, Equivocation, Ineffability
  • Ghazaleh Hojjati Pages 47-67
    As William James, C. D. Broad attempted to approach the religious belief with an empirical view. Religious experiences, on his view, have epistemological value and they can be regarded as an evidence for the existence of God. Broad may be regarded among the first thinkers who attempt to argue for the existence of God on the basis of religious experience. His attempt followed by some philosophers such as Richard Swinburne, C. F. Davis and William Alston who discussed the religious experience from an epistemological point of view. Although Broad’s paper on “The Argument from Religious Experience” issued long time ago, it still seems that his argument in the paper is noteworthy. Considering the views from the defenders of the epistemic value of the religious experience and their responses to the critics, we can reform and strengthen the argument for the epistemological value of these experiences offered by C. D. Broad.
    Keywords: Epistemological Value, Argument from Religious Experience, C. D. Broad, Richard Swinburne, C. F. Davis, William Alston
  • Abbas Dehqaninejad Pages 69-82
    Epistemology of Testimony is one of the new branches of epistemology which seeks to cope with issues like the nature of testimony, its acceptability, and its relation to other sources of knowledge. This debate was also important for some Muslim theologians especially Qadi Abd al-Jabbar, who was one of the most important Mu’tazilite theologians. He believes that testimony is a way of reaching knowledge and responds to the doubts raised by some Islamic sects that reject testimony as a source of knowledge. He also believes -like Plantinga and some new philosophers in epistemology- that in transmission of knowledge, the main thing that transfers is the belief of the speaker and its properties. He also asserts that testimony is as reliable as other sources of knowledge and is not reducible to them. He has used his epistemic concepts about testimony as a foundation for proving some other religious beliefs such as occurrence of miracles.
    Keywords: Epistemology, Testimony, Qadi Abd al Jabbar, Sources of Knowledge, Belief, Occurrence of Miracles
  • Enshallah Rahmati Pages 83-103
    The conflict between divine foreknowledge and human free will is a major controversy within theology and philosophy of religion. Needless to say, the proper notion of time and its relation to God is essential for coping with this conflict. Based on this notion, there are three solutions to the conflict including “indeterminacy of the future”, “unknowability of future free acts”, and “Timelessness of divine knowledge”. In this paper, I shall begin by evaluation of the first two theories and show how they cannot settle the conflict. I shall, then, assess the third theory and show that it is the most successful one. Besides, the theories of some Christian philosophers like Thomas Aquinas, Anselm and Boethius are explained in light of the thoughts of Islamic philosophers, especially Qazi Saeed al-Qumi.
    Keywords: Omniscience, Human Free Will, Timelessness, Divine Co-eternality
  • Seyedeh Zahra Rashidifard, Mohsen Javadi Pages 105-122
    Some biblical exegetes like Peter Kreeft, believe that the main issue of Ecclesiastes is the problem of the meaning of life and absurdity. By an analytic approach, this article seeks to show that the meaning of the meaning of life in Ecclesiastes is the goal of the highest good. Many people choose wisdom, pleasure, wealth and power, duty and religion as the highest good, but Ecclesiastes makes clear that these things alone dont give meaning to the life and the life without the presence of God is absurd. The highest good is God and being in love with Him. By awareness of the absurdity of mundane aspects of life, one’s intellect becomes silent and by hearing the call of God, his heart truly believes in Him and finally, falls in a loving relationship with Him; so he finds the life meaningful.
    Keywords: Absurdity, Ecclesiastes, Peter Kreeft, the Meaning of Life
  • Roozbeh Zare, Farah Ramin Pages 123-148
    Intelligent Design (ID) is an attempt to defend the idea that the order of nature bears marks of its Creator. This image of the concept has a historical root in ancient Greek philosophy. ID argues that science and theology support each other, when they are rightly understood. Under the influence of investigations of modern sciences –especially biology and cosmology- ID became the most serious battle in contemporary debates between theists and atheists. In this article, after an introduction for describing ID in general, Sober’s view point on the subject is described and criticized. Sober’s main claim is that ID is not testable and so should be rejected from scientific enterprise. In this article, we show that (1) his notion of testability is not complete and (2) ID can satisfy the testability criterion with some considerations. Sober's critics mainly underlie his notion of designer (divine) intervention in nature. The first response of this article is not only a deductive proof for ID, but also a critique of methodological naturalism.
    Keywords: Intelligent Design, Elliott Sober, Testability, Design Argument, Fine, Tuning Argument
  • Keihan Soltanian, Mohammad Hossein Mahdavinezhad, Alireza Azhdar Pages 149-162
    Philosophical study of human being can be undertaken both ontologically and epistemologically. By analyzing religious texts about anthropological issues, al-Razi has reflected upon the situation of human knowledge. He has addressed multiple topics in human epistemology in his works. Some of his views on human epistemology are as follows: (1) Despite their limitations, human faculties are capable of gaining knowledge; (2) Human knowledge can be both theoretical and practical; (3) Non-epistemic factors such as virtue and sin has influence on human knowledge; (4) With respect to their level of knowledge, human beings can be categorized as incomplete, complete and perfect complement (al-kamil al-mukammil); God's saints knowledge is complete and that of the prophets is perfect complement so that their task is to guide incomplete persons towards perfection; (5) It is necessary for incomplete persons to have epistemic trust in the prophets. In this article, by using a descriptive and analytic method we shall show that, according to al-Razi, though human beings are capable of gaining knowledge, they have to trust in the prophets epistemologically to achieve the true knowledge.
    Keywords: Fakhr al-Din Razi, Epistemology of Human Being, Anthropology, Prophets, Epistemic levels
  • Ali Shahbazi, Rasoul Rasoulipour, Ali Allahbedashti Pages 163-184
    This article deals with the New Atheism as one of the most important anti-religious currents in the present day. It came to the surface of public opinion during the first decade of this century. Its spokesmen, in the first place by popularizing the natural sciences, and then by leaning on a naturalistic worldview, and finally under the pretext of terrorist attacks and the behavior of some religious fundamentalists and religious extremist currents, launched a strong attack against religion and religious beliefs. With the same approach, they are emphasizing on the conflict between science and religion, and see the theory of evolution and its most important component, natural selection, enough to explain everything. In contrast, according to the theologies of Abrahamic religions, we can insist on the compatibility of science and religion. So we can find that these religions not only insist on the importance of the reason and intellectual thinking, but also use the achievements of the reason in natural sciences and scientific theories.
    Keywords: New Atheism, Theory of Evolution, Natural Selection, Religion, Science
  • Mahmud Saidi, Seyed Mustafa Musawy Aazam Pages 185-200
    Mir Damad’s view about the divine will can be divided into three sections: semantics, ontology and interpretation of the hadiths which imply that the will is an attribute of act. First, he defines God’s will as His knowledge of all beings and tries to differentiate between God’s and human’s will. Secondly, he proves that will is one of the essence attributes of God and not an attribute of act. Based on this, he criticizes the Kulayni’s theory which implies that the divine will is an attribute of act. Finally, according to Mir Damad, both hadith and philosophical argument have the same meaning about the God’s will. That is, God has this attribute in his essence, therefore he wants to create the world. On the other hand, all the creations are the God’s will in the level of action. Based on this, will has two meanings: will as the essence and will as the action according to which, we have to interpret the attribute of will in Shia hadith.
    Keywords: Mir Damad, Will, God, Action, Essence
  • Mahdi Ghafourian, Masoud Sadeghi, Malek Hosseini Pages 201-221
    Divine command theory is hitherto faced with some problems such as Euthyphro problem and moral arbitrariness. Robert Merrihew Adams tries to defend this theory by proposing a new form of it. He expresses that this theory can explain only moral obligation not moral goodness. First, using semantic method, he analyzes the meaning of moral obligation. Then, he tries to understand the nature of moral obligation by determining the best candidate which can play the semantic role of it. From his view, interpersonal and social property of moral obligation is its most important semantic feature. The best candidate for this role is divine commands, because they have some special properties. For example, if you violate them you are guilty and they also have objectivity. Following Kripke-Putnam theory, Adams asserts that the relation between divine command and rightness/wrongness of action is like the relation between water and H2O. Accordingly, moral wrongness is identified with love God commands and it has metaphysical necessity in result.
    Keywords: Divine command theory, Moral obligation, Semantics, Identification, Adams, Kripke-Putnam Theory of Reference
  • Abdolrasoul Kashfi, Matin Tayefe Rostami Pages 223-245
    Craig believes that theological fatalistic argument, which aims at mocking human freedom, faces two major problems. On the one hand, in the argument, there is a confusion of necessitas consequentis and necessitas consequentiae in the concept of “within one’s power”. On the other hand, the argument neglects the difference between “changing the past” and “counterfactual effect. Besides critically assessing theological fatalism, Craig suggests a proof for human freedom which can be categorized as a Molinistic argument in virtue of appealing to the notion of middle knowledge. According to Craig, we do not need to make philosophical argument for the middle knowledge. Nevertheless, there are many theological argument in support of the idea. For instance, divine providence and foreknowledge are two theological concepts which can be best explained by appealing to the notion of middle knowledge. It seems, however, that Craig’s appeal to the notion of middle knowledge for proving human freedom faces some problems. Alongside the critiques provided by Thomists regarding the middle knowledge (e.g. the lack of object for this kind of knowledge and passivity of divine knowledge), it seems that Craig’s notion of human freedom is not compatible with middle knowledge.
    Keywords: Theological Fatalism, Divine Foreknowledge, Human Freedom, William Lane Craig, Molinism, Middle Knowledge