فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال سیزدهم شماره 33 (زمستان 1395)
  • سال سیزدهم شماره 33 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1396/01/15
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مهران آزادی، ولی الله فرزاد، اسماعیل سعدی پور، زهرا خوشنویسان، عبدالعظیم کریمی صفحه 7
    پژوهش حاضر در چارچوب روش همبستگی و با هدف تعیین نقش واسطه ای انگیزش تحصیلی در رابطه بین دلبستگی به مادر و عملکرد تحصیلی 303 دانش آموز سال سوم تجربی (134پسر و 169دختر) دبیرستانهای شهر تهران انجام شده است. شرکت کنندگان مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS) (والرند و بیسونت، 1992) و سیاهه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) را تکمیل کردند و عملکرد تحصیلی آنان از روی معدل نمره های دروس فیزیک، شیمی و زیست شناسی در امتحانات نهایی محاسبه شد. روایی و اعتبار ابزارهای پژوهش به ترتیب با روش تحلیل عاملی تاییدی و ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده است. داده ها از طریق مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل گردیده اند. یافته ها حاکی از برازش مطلوب مدل مورد نظر بودند و نشان دادند که دلبستگی به مادر و انگیزش تحصیلی 33 درصد از تغییرات عملکرد تحصیلی را تبیین می کنند. همچنین دلبستگی به مادر 36 درصد از تغییرات انگیزش تحصیلی را پیش بینی کرده است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت دلبستگی به مادر در انگیزش تحصیلی دانش آموزان و در نتیجه بهبود عملکرد تحصیلی آنان موثر است.
    کلیدواژگان: عملکرد تحصیلی، انگیزش تحصیلی، دلبستگی به مادر، دانش آموزان
  • محمدعلی جمالی فر، سید شمس الدین هاشمی مقدم، زهره عابدی کرجی بان، علیرضا فقیهی صفحه 21
    در پژوهش حاضر میزان همخوانی میانسه برنامه درسی قصد شده، اجراشده و کسب شده درس تفکر و سبک زندگی پایه هشتم مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه، نمونه و روش نمونه گیری عبارت اند از: اسناد مربوط به راهنمای برنامه درسی، 10 نفر متخصص موضوعی، 155 نفر مربی که به صورت تصادفی خوشه ایانتخاب شدند، 10 نفر ارزشیاب به صورت تصادفی برای مشاهده عملکرد آنها در کلاس درس و 384 نفر از دانش آموزان پایه هشتم که به صورت تصادفی خوشه ایچند مرحله ای به منظور مشاهده رفتار و عملکرد انتخاب شده اند (هر منطقه آموزشی دو کلاس به صورت تصادفی) و 19 نفر از سرگروه های آموزشی شهر تهران نیز انتخاب شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان برنامه درسی قصد شده و کسب شده و همچنین برنامه درسی قصد شده و اجرا شده همخوانی چندانی وجود ندارد.اگرچه برنامه درسی نسبتا مناسب است، اما در مرحله اجرا با مشکلات متعدد مانند ناکافی بودن آموزش معلمان، عدم دسترسی به امکانات مورد نیاز، سنگینی محتوا و... روبه رو است. با توجه به ضعفهای مشاهده شده و تحقق نیافتن اهداف راهکار مناسب برای کاهش این شکاف، طراحی مجدد برنامه با استفاده از موضوعات میان- رشته ای و توسعه آموزشهای ضمن خدمت در میان مربیان است.
    کلیدواژگان: برنامه درسی قصد شده، برنامه درسی اجراشده، برنامه درسی کسب شده
  • آرزو عظیمی خویی، شکوه نوابی نژاد صفحه 43
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای مثبت اندیشی بر میزان انگیزش پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه مدارس غیرانتفاعی منطقه 5 شهر تهران صورت گرفته است. نوع پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه این پژوهش را همه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیرانتفاعی آموزش و پرورش منطقه 5 شهر تهران تشکیل داده اند. از این جامعه یک مدرسه به روش نمونه گیری در دسترس و از آن مدرسه، دو کلاس متوسطه با روش تصادفی انتخاب شده است. در این پژوهش به منظور سنجش انگیزش پیشرفت، پرسشنامه هرمنس به کار رفته است. برای اجرای پژوهش نخست از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شده، سپس هشت جلسه90 دقیقه ای مثبت اندیشی برای گروه آزمایش ارائه شده است اما برای گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفته است. پس از پایان آموزش برای گروه آزمایش، از هر دو گروه پس آزمون انگیزش پیشرفت تحصیلی به عمل آمد. به این ترتیب داده های موردنیاز پژوهش گرد آوری شدندو با آزمون کوورایانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که میانگین انگیزش پیشرفت گروه آزمایش در پیش آزمون بهتر تیب برابر با82 بود، اما در پس آزمون 93 بود. همچنین تحلیل استنباطی با 99 درصد اطمینان، اثربخشی آموزش را بر انگیزش پیشرفت تایید کرد. بنابراین نتیجه گیری می شود که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی، انگیزش پیشرفت دانش آموزان رابه طور معنا دار افزایش می دهد (05/0 کلیدواژگان: انگیزش، انگیزش پیشرفت، مهارتهای مثبت اندیشی
  • عباس معدن دار آرانی صفحه 61
    طی دو دهه اخیر، جهان شاهد افزایش تعارضات منطقه ای متاثر از رابطه میان تمدنها بوده است. با توجه به روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورهای مسلمان با کشورهای غربی، اکثر این تعارضات در منطقه خاورمیانه رخ داده است. مصلحان اجتماعی برای رفع این بحرانها و کاهش آلام میلیونها انسان بر نقش نظامهای اجتماعی، به ویژه دو نظام خانوادگی و آموزشی تاکید می ورزند. این دو نظام می توانند از طریق توسعه آموزشهای انسانی، فهم مشترک میان فرهیختگان و مردم را در جوامع درگیر افزایش دهند. در این وضعیت، علم آموزش و پرورش تطبیقی این توانمندی را دارد که قدرت گوش سپاری به فرهنگهای دیگر و درک متقابل بین المللی را در مردم جهان افزایش دهد.در مقاله حاضر تلاش شده استبا بهره گیری از روش تحقیق تطبیقی تاریخی و مقایسه آرای تربیتی سه مربی مسلمان یعنی فارابی، ابن سیناو غزالی با آرای لاک، روسو و دیویی نشان داده شود چگونه افکار و آرای تربیتی مشترک می توانند نخست سبب کاهش شکل گیری جانب داری های ذهنی افراد از طریق تربیت خانوادگی و سپس افزایش درک تفاهم فرهنگی در سطح ملی و منطقه ای شوند.
    کلیدواژگان: آموزش و پرورش تطبیقی، مربیان بزرگ، نظام خانواده، خاورمیانه
  • محسن بهلولی فسخودی، سعید ضرغامی، یحیی قائدی، رمضان برخورداری صفحه 77
    گرایش سنتی خواهان مجزا کردن آموزش فنی و حرفه ای از تعلیم و تربیت دانشگاهی است. گروهی عقیده دارند که ارزش آنچه در ذهن افراد وجود دارد بیش از آن چیزی است که در دستان آنان وجود دارد و در مقابل گروهی آموزش نظری را پرداختن به یک سری مباحث انتزاعی و فاقد فایده عملی می دانند. در این مقاله رویکردهای موجود در این زمینه تحت عنوان تعلیم و تربیت لیبرال و حرفه گرایی مورد بررسی قرار گرفته است.در این مقاله با تحلیل مولفه های موجود به این جمع بندی دست می یابیم که این دو گونه از آموزش در تضاد کامل با یکدیگر نیستند بلکه آنچه این دو شکل از نظام تعلیم و تربیت را در مقابل یکدیگر نشانده، نگرش رادیکال در هر دو سوی طیف است که در یک سو منجر به نفی ارزش و جایگاه آموزش فنی و حرفه ای و بیرون راندن آن از عرصه تحصیلات دانشگاهی و در سوی دیگر طیف موجب نوعی حرفه گرایی کاملا مکانیکی فاقد هرگونه قوای عقلانی پرورش یافته می شود. رویکرد پیشنهادی این مقاله با عنوان رویکرد ترکیبی در عین باور به ترکیب ماهوی مولفه نظری و عملی در هر نوع آموزشی، از تقدم منطقی دانش نظری و بهره گیری آموزش فنی و حرفه ای از رشته های پایه و آکادمیک برای غنی تر شدن این نوع آموزش سخن گفته است.
    کلیدواژگان: دانش شناختی، دانش مهارتی، آموزش فنی و حرفه ای، تعلیم و تربیت لیبرال، حرفه گرایی
  • زهرا میرزامحمدی، فرشاد محسن زاده، مختار عارفی صفحه 97
    هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه سبک های فرزندپروری(سلطه گری، وابستگی شدید و سهل انگاری) و سرسختی روانشناختی با تاب آوری در دانش آموزان بوده است. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل همه دانش آموزان هنرستانهای دخترانه شهر کرمانشاه در سال 1393 بوده که در زمان انجام تحقیق در حدود 2000 نفر بوده اند. برای انجام دادن این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایاستفاده شده و حجم نمونه 300 نفر بوده است. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری دروز و تی هن(1957) ترجمه شکرکن و نجاریان(1372)، سرسختی اهواز کیامرثی و همکاران (1377) و تاب آوری کانر و دیوید سون CD-RIS (2003) بوده است. نتایج حاصل نشان داده که از میان سه سبک فرزندپروری مورد بررسی تنها بین شیوه سهل انگاری تربیتی والدین و تاب آوری دانش آموزان رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد و میان شیوه های فرزندپروری والدین مبتنی بر سلطه گری و وابستگی شدید با تاب آوری دانش آموزان رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین مشخص شد میان سرسختی روان شناختی دانش آموزان با تاب آوری آنها رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. نتایج حاصله از تحلیل رگرسیون نشان داد که دو متغیر پیش بین یعنی سرسختی روان شناختی دانش آموزان و سهل انگاری تربیتی والدین می توانند به شکلی مثبت و معنادار تاب آوری دانش آموز را پیش بینی کنند و توجه به آنها در تاب آوری افراد ضروری است.
    کلیدواژگان: تاب آوری، سبک های فرزندپروری، سرسختی روان شناختی، دانش آموز
  • |
    • M. Azadi V. Farzad (Phd) E. Sadipour (Phd) Z. Khoshnevisan (Phd) A. Karimi (Phd) Page 7
      The present correlational study sought to determine the mediating role of academic motivation in the relationship between attachment to mother and academic performance among 303 Tehrani eleventh graders majoring in natural sciences (134 boys and 169 girls). The participants completed the Academic Motivation Scale (AMS) (Vallerand & Bissonnette, 1992) as well as the Inventory of Parent and Peers Attachment (IPPA) (Armsden & Greenberg, 1987). In addition, the students’ academic performance was estimated through their average scores on physics, chemistry and biology final examinations. The validity and reliability of the instrumentation were obtained by confirmatory factor analysis and Cronbach's alpha coefficient. The data were analyzed using structural equation modeling. Results were indicative of the goodness of fit of the model and showed that attachment to mother and academic motivation accounted for 33 percent of the variance of academic performance. Furthermore, attachment to mother predicted 36% of the variance of academic motivation. It can be concluded that attachment to mother affects adolescents’ academic motivation and thus improves their academic performance.
      Keywords: academic performance, academic motivation, attachment to mother, students
    • M. A. Jamalifar, Sh. Hashemi Moghadam (Phd) Z. Abedi Karajiban (Phd) A.R. Faghihi (Phd) Page 21
      The present study was carried out to examine the congruence among the intended, implemented and attained “thinking and life style” curricula in the eighth grade. The statistical population and sample of this descriptive survey comprised: 1) the curriculum guide as well as eighth grade “thinking and life style” textbook and teachers’ guide 2) 10 subject-matter experts, 3) 155 eighth grade “thinking and life style” teachers who were selected through random cluster sampling method in Tehran, 4) 10 observers who were randomly selected to observe teachers’ performance, 5) 384 eighth graders studying in academic year 2015-2016 who were selected via random multi-stage cluster sampling method, and 6) the entire population of Tehran’s heads of educational departments (19 individuals). Results indicated that there exits low congruence between intended and attained curricula and the same holds true for intended and implemented curricula. Despite the roughly appropriate curriculum, numerous practical difficulties such as inadequate teacher training, inadequate resources, curriculum overload, and difficulty of the content are encountered. In order to bridge the observed gaps and accomplish curriculum objectives, it is recommended that the curriculum be redesigned using inter-disciplinary subjects and teaching skills be enriched via high quality in-service teacher training.
      Keywords: intended curriculum, implemented curriculum, attained curriculum
    • A. Azimi Khoee, Sh. Navabinejad (Phd) Page 43
      The present study was undertaken to examine the effectiveness of positive thinking skills training on high school girls’ achievement motivation in Tehran. The study was a quasi-experimental one with pretest/posttest/follow-up design. The population of the study comprised all girls studying in Tehran’s private high schools (district five). For the purpose of sampling, one high school was selected through convenience sampling method and in the next step two classes were randomly chosen. The instrumentation included Hemans Achievement Motivation Questionnaire. At first, a pretest was administered to both experimental and control groups and next the control group received eight 90minute sessions of positive thinking skills training, whereas the control group did not receive any intervention. After completion of the training, both groups were given the achievement motivation test. The data were analyzed using ANCOVA and the results showed that the experimental group’s mean scores on the achievement motivation test were 82 and 93 in the pretest and posttest, respectively. Furthermore, the inferential analyses confirmed the effectiveness of the positive intervention on students’ achievement motivation with 99% confidence interval. Hence, it can be concluded that positive thinking skills training significantly increases students’ achievement motivation (p>0.05). As a result, it seems necessary that positive thinking skills be taught to high school students.
      Keywords: motivation, achievement motivation, positive thinking skills
    • Abbas Madandar Arani (Phd) Page 61
      Regional conflicts have greatly increased during the last two decades, a trend that is the outcome of the type of relationships among civilizations. Considering the political, social and economic relations between Muslim and western countries majority of these conflicts have taken place in the Middle East. In such a situation, surely family and educational systems play a vital role in alleviating human suffering. These two social systems can increase common understanding among intellectuals and people in the involved societies. On this score, comparative education can promote intercultural understanding in the diverse world of the twenty-first century. The present paper endeavors to briefly compare educational viewpoints held by three Muslim pedagogues- Al-Farabi, Avicenna and Al-Ghazali – with those of three western pioneers in education– Locke, Rousseau and John Dewey- via historical comparative research and demonstrate the fact that common educational viewpoints can reduce formation of prejudiced attitudes and boost intercultural understanding at national and regional levels via family system.
      Keywords: comparative education, great pedagogues, family system, the Middle East
    • M. Bohlooli Faskhoodi, S. Zarghami (Phd) Y. Ghaedi (Phd) R. Barkhordari (Phd) Page 77
      The traditional approach to education advocates a dichotomy between vocational training and academic education. Some scholars contend that the knowledge which resides in minds of individuals is more valuable than hands-on skills, whereas their opponents argue that academic education incorporates abstract concepts which are of little practical use. In the present article, an attempt is made to scrutinize liberal education and vocationalism. The results indicate that the two worlds of practical and conceptual endeavors are less distant than they may seem, and these simplistic views of education and training are the result of considering education and training as polar extremes. At one end of the continuum is devaluing vocational training and its exclusion from tertiary education; at the other end is pure vocationalism with no development of the mind. Accordingly, the proposed approach in this paper is a synthetic one which favors integration of practical and theoretical components in any type of education, prioritizes theoretical knowledge, and supports incorporating more academic content in vocational courses.
      Keywords: knowing that, knowing how, vocational training, liberal education, vocationalism
    • Z. Mirzamohammadi, M.A. F. Mohsenzadeh (Phd) M. Arefi (Phd) Page 97
      The purpose of this study was to investigate the relationship between parenting styles (dominant, possessive and ignoring child rearing attitudes), psychological hardiness, and students’ resilience. The research method was correlational and the statistical population of the study included all girls studying in vocational high schools of Kermanshah in 2014 (approximately 2000 students). Random cluster sampling method was utilized and 300 students were selected. The instrumentation comprised Drews and Teahan Parenting Styles Questionnaire (1957) (translated by Shokrkon and Najarian, 1993), Ahvaz Hardiness Questionnaire (Kiyamarsi et al., 1998) as well as Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC, 2003). The obtained data were analyzed through both descriptive and inferential statistics (Pearson correlation coefficient and regression analysis). Results showed that there was a significant, positive relationship between ignoring child rearing attitudes and students’ resilience, whereas neither dominant nor possessive child rearing attitudes had significant associations with resilience. In addition, a significant, positive relationship was observed between psychological hardiness and students’ resilience. Results of regression analysis indicated that two predictive variables, namely student's psychological hardiness and ignoring child rearing attitudes, could positively predict resilience in students. Hence, it is suggested that due attention be paid to the above-mentioned variables.
      Keywords: resilience, parenting styles, psychological hardiness, students