فهرست مطالب

یافته های نوین زمین شناسی کاربردی - پیاپی 20 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 20 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/11/27
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدی حسینی*، نرگس نظری صفحات 1-8
    سه مود شکست در سنگ وجود دارد. که شامل مود کششی، برشی و ترکیبی است. چقرمگی شکست مود I یک پارامتر مهم برای بررسی رفتار شکست سنگ است این پارامتر در بسیاری از حوزه های مختلف مانند معدنکاری و تونلسازی کاربرد دارد. روش های متعددی برای تعیین چقرمگی شکست مود I وجود دارد. از آنجایی که تعیین چگرمقگی شکست بوسیله انجام آزمایش، وقت گیر و پرهزینه می باشد استفاده از رابطه تجربی در این خصوص توصیه می گردد. در این تحقیق آزمایش برزیلی و آزمایش خمش سه نقطه ای بر روی نمونه هایی از سنگ توف سبز کرج که از جاده چالوس واقع در استان البرز برداشت شده انجام شد. هدف از این تحقیق بدست آوردن رابطه ای تجربی است که بتوان چقرمگی شکست مودI سنگ توف را تخمین زد. نتایج تحلیل ها نشان می دهد رابطه بدست آمده با توجه به ضریب همبستگی (0/87) که دارد با دقت بالایی می توانند چقرمگی شکست مود I سنگ توف را تخمین بزند.
    کلیدواژگان: مقاومت کششی، خمش سه نقطه ای، چقرمگی شکست مودI، سنگ توف
  • مهدی سراوانی فیروز *، علی کنعانیان، مهدی رضایی کهخایی صفحات 9-24
    توده ی نفوذی زرگلی در شمال غرب شهرستان زاهدان و در امتداد نوار گرانیتوئیدی زاهدان – سراوان قرار دارد. لیتولوژی اصلی سازنده این توده، سنگ های گرانودیوریتی از نوع I بوده و ماهیت ماگمای سازنده شان یک ماگمای گرانیتی کالک آلکالن می باشد که در یک محیط فرورانشی کوهزایی تشکیل شده و تا حدی با سنگ های رسوبی پوسته فوقانی آلایش یافته است. ویژگی قابل توجه در مورد این گرانودیوریت ها، حضور فراوان آنکلاو های متاسدیمنتری در آنها می باشد. کانی آمفیبول در سنگ های گرانیتوئیدی توده نفوذی زرگلی وجود ندارد اما در آنکلاوهای متاسدیمنتری و دایک های دیوریتی موجود در این توده به عنوان کانی مافیک اصلی مشاهده می شود. آمفیبول های آنالیز شده از دایک های دیوریتی و آنکلاوهای متاسدیمنتری توده زرگلی به ترتیب از نوع چرماکیت و منیزیو هورنبلند هستند که گاها به اکتینولیت تجزیه شده اند. آمفیبول های دایک های دیوریتی در فشار و دمای بالاتری نسبت به آمفیبول های آنکلاوهای متاسدیمنتری تشکیل شده اند. آمفیبول های آنالیز شده از آنکلاو متاسدیمنتری در دمای 770 درجه سانتی گراد و فشار حدودا 2 کیلوبار متبلور شده اند در حالی که آمفیبول های آنالیز شده از دایک های دیوریتی در محدوده دمایی 750 تا 775 درجه سانتی گرادی و فشار نسبتا گسترده 4 تا 7 کیلوبار تشکیل شده اند. فشار محاسبه شده برای آمفیبول های آنالیز شده از آنکلاو متاسدیمنتری نشان دهنده فشار جایگیری توده نفوذی است، پس توده نفوذی زرگلی احتمالا در فشار حدودا 2 کیلوبار که متناسب با عمق 7 کیلومتری است.
    کلیدواژگان: شیمی آمفیبول، ژئوترموبارومتری، آنکلاو، زرگلی، زاهدان
  • رباب حاجی علی اوغلی*، رقیه شکاری اسفهلان صفحات 25-38
    منطقه سیاه منصور در منتهی الیه جنوب شرقی رشته کوه بزقوش در زون البرز-آذربایجان واقع شده است. گرانیتوئیدهای مورد مطالعه در این منطقه بر اساس شواهد صحرایی، کانی شناسی و ژئوشیمیایی در دو گروه (الف) موسکوویت گرانیت و (ب) آلکالی گرانیتوئید دسته بندی شده اند. برونزد موسکوویت گرانیت محدود به دایکها و رگه های موازی شیستوزیته سنگهای دگرگونی می باشد. آلکالی گرانیتوئید از نوع استوک نفوذی بوده که سنگهای رسوبی و آتشفشانی کرتاسه و ائوسن را قطع کرده و بر این اساس سن آن به الیگوسن نسبت داده شده است. هر دو نوع گرانیتوئید تحت تاثیر تنشهای برشی دچار دگرشکلی با تغییرات واضح و تبلور مجدد شده و گرانیتوئید میلونیت در این ارتباط تشکیل شده اند. رگه های موسکوویت گرانیت با ویژگی پرآلومینوس و A-type و غیر کوهزایی حاصل ذوب بخشی سنگهای دگرگونی می باشند. این سنگها با دگرشکلی بسیار شدید همزمان با تکتونیک فعال جایگیری شده اند. توده آلکالی گرانیتوئیدی دارای منشاء گوشته ای، ماهیت متاآلومینوس و A-type می باشد. در ارتباط با جایگیری استوک آلکالی گرانیتوئیدی بنظر می رسد گسل خوردگی و شکستگی های حاصل از حرکات کششی بعد از بسته شدن و برخورد نئوتتیس مرتبط با فاز کوهزایی آلپی در ترشیاری در تشکیل آن تاثیرگذار بوده است. بنظر می رسد دگرریختی های ثبت شده در استوک آلکالی گرانیتوئیدی سیاه منصور مرتبط با پهنه مثلثی شکل تکتونیک خروج یا فرار در محل تقاطع گسل های جنوب بزقوش (گسل بناروان) و گرمی چای باشد.
    کلیدواژگان: دگرشکلی، گرانیتوئید، سیاه منصور، میانه
  • احد نظرپور* صفحات 39-57
    در پژوهش حاضر مدل های فرکتالی عیار- تعداد و عیار- مساحت به منظور جدایش آنومالی های ژئوشیمیایی عناصر طلا، آرسنیک، مس و آنتیموان در کانسار تیپ کارلین زرشوران، شمال غرب ایران مورد استفاده قرار گرفتند. نمودارهای لگاریتمی همراه با خط برازش مستقیم نشان دهنده رابطه عیار-تعداد و عیار- مساحت عناصر طلا، آنتیموان، آرسنیک و مس می باشند. مقادیر آستانه های بدست آمده از هر دو روش تقریبا مشابه می باشند. بر اساس مقدار آستانه های بدست آمده، توزیع غلظت عناصر را در هر دو روش مورد بررسی را می توان به سه گروه تقسیم بندی نمود، که هر کدام دارای انطباق نسبی با تیپ سنگی خاصی از قبیل: سنگ های مافیک، سرپانتین شیست (در تاقدیس ایمان خان)، آهک چالداغ و واحد شیل زرشوران (گوژ سیاه) می باشند. شواهد ساختاری متنوع و آلتراسیون های همراه با آنها نشان دهنده این موضوع است که ساختارهای زمین شناسی نقش بسیار مهمی در جدایش و تفکیک آنومالی های ژئوشیمیایی و توزیع عناصر در خاک ها داشته اند.
    کلیدواژگان: ژئوشیمی، فرکتال، عیار- تعداد، عیار- مساحت، زرشوران
  • هاشم منصوری *، فاطمه وکیلی اوندری، محمد مهدی خطیب صفحات 58-72
    زمین لغزش یکی از پدیده های زمین شناسی است که هر ساله باعث ایجاد خسارتهای جانی و مالی فراوانی در سطح کشور شده است. در این تحقیق ابتدا به وسیله عکس های هوایی، نقشه های زمین شناسی موجود و بررسی های میدانی، نقشه پراکنش زمین-لغزشها در کوه باقران(جنوب بیرجند) به مساحت حدود1100 کیلومتر مربع تهیه گردید. در این زمینه پارامترهای موثر،اولویت بندی شد.در مرحله بعدی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی و منطق بولین،وزن پارمترها مشخص شد و در پایان با استفاده ازARC GIS با هم تلفیق شدند مطالعات پهنه بندی حاکی از آن است که فاکتورهای فرسایش، فاصله از گسل و شتاب مهم ترین نقش را در وقوع زمین لغزش ها در منطقه ایفا می کنند. بر این اساس شواهد صحرایی حاکی از آنند عمده زمین لغزش ها از نوع ریزشی بوده و بیش از 85 درصد آنها در فاصله 700-0 متری از گسل ها صورت گرفته اندکه دال بر ارتباط مستقیم با زمین ساخت منطقه دارد. بررسی درصد شیب نشان می دهد که بیشتر زمین لغزشها در شیب 15تا40 درجه (شیب موثر) تشکیل می شود. همچنین بیش از95 درصد زمین لغزشها در رده سنگهای با مقاومت ضعیف و خیلی ضعیف در برابر فرسایش قرار دارند. بر اساس نتایج پهنه بندی خطر زمین لغزش به روش تحلیل سلسله مراتبی به ترتیب15 ،12، 25، 29 و 19 درصد از مساحت منطقه در کلاسهای خطر خیلی کم،کم ،متوسط،زیاد و خیلی زیاد قرار گرفت.
    کلیدواژگان: پهنه بندی خطر زمین لغزش، تحلیل سلسله مراتبی، منطق بولین، تراکم سطح، کوه باقران
  • قدرت الله رستمی پایدار*، اردلان طاهرزاده، منصور عادل پور صفحات 73-90
    کانسار سلستیت بابا محمد در جنوب غرب ایران و فاصله 18 کیلومتری جنوب شهرستان گچساران واقع شده است. در این محدوده افق معدنی حاوی سلستیت در مرز سازندهای گچساران و میشان قرار دارد. زایش بخش اعظم سلستیت، با توجه به شکل و چگونگی قرارگیری آن، در توالی تبخیری، بطور عمده دیاژنتیک ارزیابی شده و بخش کمی از آن، احتمالا در اثر اشباع محلول استرانسیوم در محیط تبخیری و به صورت همزمان با رسوبگذاری تشکیل شده است .با توجه به فراوانی ژیپس در محیط تبخیری و در نتیجه فراوانی یون سولفات در آب و نیز پایین بودن انحلال پذیری سولفات استرانسیوم در مقایسه با سولفات کلسیم، حضور یون های استرانسیوم در محیط، موجب تشکیل سولفات استرانسیوم (سلستیت) شده است. منشاء استرانسیوم از آب دریا و یا شوراب های منشاء گرفته از آب دریاست؛ به این صورت که در ابتدا سیال کانی ساز احتمالا توسط تبخیر آب دریا در یک جایگاه سبخا ایجاد شده و همانطور که این شوراب ها وارد رسوبات زیرین می شوند، مقادیر قابل توجهی از استرانسیوم را از رسوبات میزبان می شویند. هنگامی که این سیالات غنی از استرانسیوم داخل لایه های رویی شامل مواد کربناته و ژیپس تخلیه شود، ته نشینی سلستیت توسط جانشینی کانی های موجود همچنین توسط اختلاط سیال کانی ساز با شوراب های غنی از سولفات که در داخل لایه ها محبوس شده، اتفاق افتاده است. وجود بلورهای سلستیت با شکل کامل بلوری انیدریت و ژیپس، جانشینی این کانی ها توسط سلستیت را نشان می دهد. بر اساس مشاهدات صحرایی، ویژگی های زمین شناسی، کانی سازی، مطالعات ژئوشیمیایی و آنالیز رخساره های رسوبی، کانسار سلستیت بابامحمد یک کانسار رسوبی- دیاژنتیکی است.
    کلیدواژگان: کانسار بابامحمد، گچساران، سلستیت، رسوبی- دیاژنتیکی
  • پریا بهزادتبار، محمدحسین قبادی * صفحات 91-107
    هدف از انجام این پژوهش، شناسایی پدید ه های ژئومورفولوژیکی کارست، شناخت خصوصیات سنگ شناسی و ویژگی های تکتونیکی به منظور ارزیابی توسعه کارست در منطقه بیدسرخ، شرق صحنه، می باشد. واحد های کربناته در ناحیه مورد مطالعه،گسترش زیادی دارند و متعلق به سازند فهلیان، با سن کرتاسه بالایی می باشند .ساختارهای تکتونیکی (درزه ها، شکستگی ها و گسل ها) فراوان و پدیده های ژئومورفولوژیکی کارست نظیر میکروکارن، حفرات و شیارهای انحلالی، غار و چشمه های کارستی، در منطقه مشاهده شده است. با توجه به مطالعه مقاطع نازک سنگ، از 4 ایستگاه مورد مطالعه، سنگ ها از نوع آهک های میکریتی متبلور، آهک های متبلور شده با سیمان کربناته و وکستون می باشند. به منظور ارزیابی خصوصیات فیزیکی جمعا 12 نمونه تهیه شده که متوسط وزن واحد حجم نمونه سنگهای کربناته 54/2 گرم بر سانتیمتر مکعب و تخلخل آنها 57/2% اندازه گیری شده است. با توجه به نتایج آزمایشاتXRD انجام شده بر روی مواد پرکننده درزه ها، مواد مذکور متشکل از کانی های رسی و بطور عمده کائولینیت، ایلیت و موریلونیت می باشند. بر اساس تحقیق انجام شده ترکیب مناسب سنگ شناسی، ناپیوستگی های متعدد و متنوع، شرایط آب و هوایی، نوع اقلیم ناحیه و فراوانی پدیده های ژئومورفولوژیکی بر توسعه کارست در منطقه دلالت دارد.
    کلیدواژگان: کارست، پدیده های ژئومورفولوژیکی، بیدسرخ، کرمانشاه
  • جواد درویشی خاتونی* صفحات 108-123
    دشت خوزستان در جنوب باختری ایران قرار گرفته و حدود 9/3 درصد از مساحت کشور را در برگرفته است. این منطقه عمدتا بوسیله رسوبات کواترنری با ضخامتی بیش از 300 متر در برخی نواحی، پوشیده شده است. مطالعات رسوب شناسی و زمین شیمی رسوبات علاوه بر تعیین شاخص های ژئوشیمیایی به منظور تعیین منشا احتمالی ذرات، بررسی خصوصیات زمین زیست محیطی عناصر موجود در این ذرات و نقش آنها در آلودگی محیط زیست نیز حائز اهمیت است. در این مطالعه، 71 نمونه رسوب سطحی از دشت برداشت گردید. نمونه ها در آزمایشگاه مورد آنالیز دانه بندی و عنصری قرارگرفت. بررسی های رسوب شناسی نشان داد که اندازه رسوبات در حد گل، گل ماسه ای و ماسه گلی در برخی نقاط با کمی گراول می باشد که غالبا دارای منشا رودخانه ای می باشد، با توجه به پراکنش درصد رس(ذرات زیر 2 میکرون) می توان مناطق دارای پتانسیل ایجاد ریزگرد را شناسایی کرد. بر اساس مطالعات زمین شیمی، سه منشا اصلی برای عناصر موجود در رسوبات دشت خوزستان می توان در نظر گرفت: عناصر As، Be، Cd، Ce، Co، Cr، Cs، Cu، Er، Eu، Ga، Gd، Ge، Hf، La، Li، Lu، Mn، Nb، Nd، Ni، P، Pr، Rb، Sc، Sm، Sn، Ta، Tb، Te، Th، Ti، Tm، U، V، Y، Yb، Zn، Zr با منشا آواری، عناصر Ag، B، Mo، S، Sr با منشا تبخیری و برخی نقاط آلودگی های برجای مانده از جنگ تحمیلی و عناصر Ba، Pb، Se، Dy، Tl، W تحت تاثیر آلودگی های شیمیایی و آلی. نتایج آنالیز فاکتوری نیز تائیدی بر نتایج آنالیز خوشه ایمی باشد. نتیجه تغییرات عناصر نادر و نسبت آنها، خاستگاه رسوبی و نزدیک به سطح را، برای سنگ یا رسوبات مادر نمونه های دشت خوزستان تایید می کند
    کلیدواژگان: دشت خوزستان، رسوب شناسی، زمین شیمی رسوبات، خاستگاه رسوبی، کانون ریزگرد
  • زهرا حسین علیزاده *، صابر شیخ بگلو صفحات 124-141
    پهنه آذربایجان ناحیه ای است در شمال باختری ایران که دارای دگرشکلی و لرزه خیزی بالایی می باشد و میان کوهزادهای بزرگ قفقاز در شمال، البرز در خاور و با فاصله از زاگرس در جنوب واقع شده است. در دهه اخیر، افزایش وقوع زلزله و تعدد کانون زلزله در پهنه آذربایجان مانند زمین لرزه ی اهر، زمینه را برای تخمین صحیح تغییر رژیم تکتونیکی که با استفاده از وارونگی مکانیسم کانون زلزله ها انجام می شود را امکان پذیر می سازد. بدین منظور، داده ها ی مکانیسم کانونی زمین لرزه ها از منابع مختلف از جمله CMT و دیگر منابع جمع آوری شد. سپس منطقه ی موردنظر به 5 زیرپهنه تقسیم شد. برای هر پهنه، تنسورهای تنش بهینه با استفاده از وارونگی داده های مکانیسم کانونی به دست آمد. نتایج تحلیل تنش ها نشان می دهد که 2 مرحله شکستگی در منطقه اتفاق افتاده است. فاز اول فشارشی و مربوط به ائوسن می باشد. این فاز روند NE-SW داشته و باعث ایجاد ساختارهای فشارشی با روند NW-SE که شامل گسل های رانده شمال و جنوب بزکش، راندگی های جنوب اهر و قوشه داغ شده که همزمان با کوهزایی آلپی می باشد. فاز دوم در میوسن با جهت تنش NW-SE، سبب ایجاد راندگی های با روند کلی N-S شده و تا زمان حاضر، همین رژیم فعال بوده است. با توجه به تغییرات رژیم های تکتونیکی، فلات آذربایجان دارای چرخش پادساعتگرد بوده که در نتیجه حرکت های گسل های امتدادلغز و فشارش های مداوم بلوک ایران مرکزی، حوضه ی جنوب کاسپین و زون قفقاز می باشد.
    کلیدواژگان: آذربایجان، تکتونیک، میدان تنش، وارونگی
  • آدین بیگدلی*، علی امامعلی پور صفحات 142-160
    ناحیه آق زیارت، در جنوب شرق شهرستان سلماس قرار دارد. مهم ترین رخنمون های موجود در محدوده، توده های نفوذی گرانیت قوشچی با سن کربنیفر پسین است که از نظر ژئوشیمیایی، ماهیتی آلکالن داشته و به احتمال زیاد از نوع گرانیت های تیپ A است. علاوه بر آن، یک توده سینیتی سنگ های گرانیتی را قطع می کند. نفوذ توده گرانیتی، به درون سنگ های دگرگونی ناحیه ای، سبب ایجاد فرآیندهای متاسوماتیسم، دگرسانی و کانی سازی در سنگ های درونگیر شده است. کانی سازی مس- طلا- مولیبدن در زون-های سیلیسی- پیریتی با ساخت استوک ورک روی داده است. پیریت و ملنیکویت کانی های سولفیدی اصلی در زون دگرسانی هستند. آرسنوپیریت، کالکوپیریت، اسفالریت و گالن کانی های فرعی هستند. بررسی انجام گرفته با استفاده از تجزیه نقطه ای ریزکاو الکترونی گویای آن است که طلا در پیریت های موجود در سنگ های به شدت سیلیسی شده تمرکز پیدا کرده است. میانگین طلا در تعداد 70 نمونه لیتوژئوشیمیایی برداشته شده 67/0 گرم در تن می باشد و بیشترین مقدار به دست آمده 8/1 گرم در تن است. عنصر Au با Mo همبستگی متوسط53/0و As با عناصرMo،Pb،Ni،Co به ترتیب همبستگی 72/0،53/0، 58/0و 57/0دارد. بر اساس نتایج به دست آمده از روش آنالیز فاکتوری، سه فاکتور اصلی بدست آمده که در کانی سازی منطقه نقش دارند. فاکتور اول شاملCo،Ni،As فاکتور دوم شامل عناصر Cu،Zn و فاکتور سوم شامل Pb،Mo،Au است.
    کلیدواژگان: کانی سازی، ژئوشیمی، گرانیت قلیایی، آق زیارت
  • اسماعیل وطن دوست*، مهین محمدی، حسن امیری بختیار صفحات 161-175
    در این تحقیق با شناسایی انواع مورفوتایپ های پلانکتون در سازند ایلام و دسته بندی آن ها بر اساس عمق زندگی و گسترش عمودی آن ها، تغییرات سطح آب دریا در حوضه و زمان ته نشینی نهشته های سازند ایلام پیشنهاد و با تغییرات جهانی مقایسه شده است. بر اساس عمق سنجی صورت گرفته و هم چنین ریزرخساره های شناسایی شده، محیط تشکیل سازند ایلام در برش مورد مطالعه یک رمپ کربناته تک شیب تشخیص داده شده است. مطالعه روزنبران سازند ایلام دراین برش منجر به یافتن 16 جنس و 25 گونه ازروزنبران پلانکتونیک و الیگواستژینیده و هم چنین شناسایی سه بایوزون گردیده که عبارتند از:1) Dicarinella asymetrica Total Rang Zone
    2) Globotruncanita elevate Partial Rang Zone
    3) Globotruncana ventricosa Interval Zone
    بر این اساس سن سازند ایلام در برش مورد مطالعه سانتونین پسین- کامپانین میانی تعیین شده است.
    کلیدواژگان: عمق سنجی، سازند ایلام، مورفوتایپ های پلانکتون، لرستان
  • هه ژار محمد پور *، حسین پیرخراطی، یوسف رحیم سوری صفحات 176-188
    سد مخزنی مهاباد منبع اصلی تامین آب آشامیدنی شهر مهاباد و اغلب روستاهای اطراف پایین دست آن می باشد. جهت بررسی کیفیت آب سد مهاباد و سرشاخه های اصلی آن، پارامترهای pH، EC، TDS، TH، TA، دما، شوری و غلظت کاتیون ها و آنیون های اصلی آب و برخی از عناصر فلزی و سنگین اندازه گیری شد. برای این منظور تعداد 5 نمونه آب برای تجزیه شیمیایی کاتیون ها و آنیون های اصلی آب و 11 نمونه آب برای تجزیه برخی از عناصر فلزی و سنگین از محل ایستگاه های طراحی شده نمونه برداری شدند. بر اساس نتایج تجزیه های شیمیایی و مقایسه با مقادیر مجاز اشاره شده در استانداردهای بین المللی، غلظت کاتیون و آنیون های اصلی آب و مقادیر پارامترهای فیزیکوشیمیایی نمونه های آب محدوده مورد مطالعه در دامنه مقادیر مجاز تعیین شده قرار گرفتند. این بررسی ها همچنین نشان داده است که بیشتر نمونه های آب سرشاخه های بالادست از نظر شرب تمامی نمونه های آب ایستگاه ها از نظر Cd و در مواردی از نظر Pb دارای آلودگی می باشند و بر اساس میزان سختی کیفیت تقریبا قابل قبول تا مناسبی دارند. بیشترین غلظت کل فلزات اندازه گیری شده در نمونه های آب محدوده مورد مطالعه مربوط به عناصر Cd و Pb با مقادیر به ترتیب μg/l130 و μg/l5/34 در ایستگاه KDT3 است که در مقایسه با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی به ترتیب 26 و 5/3 برابر حد مجاز می باشند. آلودگی Cd و Pb در ایستگاه KDT3 می تواند هم منشا انسان زاد و هم زمین زاد داشته باشد. علاوه بر این، کیفیت آب از نظر آبیاری در طبقه C2S1 (شوری پایین) و کیفیت مناسب برای مصارف کشاورزی واقع شده است. نمودار پایپر نیز نشان می دهدکه نوع آب های منطقه از نوع بی کربناته – کلسیک است. کیفیت آب از لحاظ مصارف صنعتی به دلیل سختی کل بالا نیاز به نرم کردن قبل از مصرف دارند. کیفیت آب برای دام از نظر تمام عناصر مورد تجزیه به جز کادمیوم مناسب می باشند.
    کلیدواژگان: آلودگی آب، فلزات سنگین، کادمیم، سرب
  • علی اصغر سپاهی*، طیبه خاکسار، لیلی ایزدی کیان صفحات 189-202
    مجموعه های پلوتونیکی بسیاری در زون سنندج - سیرجان رخنمون دارند. مجموعه پلوتونیکی الوند، به عنوان یک مجموعه اصلی، در شمال غربی زون سنندج سیرجان (نزدیک همدان) قرار دارد. این مجموعه دربرگیرنده انواع سنگ های پلوتونیکی مافیک تا فلسیک، شامل الیوین گابرو، گابرو، نوریت، دیوریت، تونالیت، گرانودیوریت، مونزوگرانیت، سینوگرانیت، گرانیتوئیدهای لوکوکرات، آپلیت و پگماتیت است. در این مطالعه، تحقیقات ما بر روی بخش گرانیتوئیدی این مجموعه که بخش اصلی پلوتون بوده و شامل گرانودیوریت ها و گرانیت ها با بافت پورفیری است، متمرکز شده است. انواع ریز ساخت ها شامل: ساخت های ماگمایی، ساب ماگمایی و حالت جامد در این مجموعه تشخیص داده شدند. صف بندی فنوکریست های فلدسپار و آنکلاوهای مافیک از ساخت های ماگمایی متداول است. شکستگی های پر شده با کوارتز و میکا در داخل فنوکریست های فلدسپار از ریزساخت های ساب ماگمایی عمده است. پرتیت شعله ای و میرمکیت در سنگ های دگرشکل شده از ریز ساخت های حالت جامد معمول در این گرانیتوئیدهاست. با توجه ویژه به میرمکیت در گرانیتوئیدهای مجموعه پلوتونیکی الوند، مکانیزم های مختلفی برای تشکیل میرمکیت مورد بررسی قرار گرفته است. میرمکیت غالبا از جانشینی پتاسیم فلدسپار توسط پلاژیوکلاز سدیک در حضور سیالات همراه با دگرشکلی یا بدون دگرشکلی تشکیل می شود و در سنگ های دگرشکل شده فراوان تر از سنگ های بدون دگرشکلی است، اما در برخی از سنگ های غیر دگرشکلی هم رخ می دهد. بنابراین، در مقایسه با فرضیه های چندگانه منتشر شده، تقابل پلاژیوکلاز/ پتاسیم فلدسپار فاکتور لازم برای رشد میرمکیت نیست، اگرچه انجام این فرایند را آسان تر می کند.
    کلیدواژگان: ماگمایی، ساب ماگمایی، گرانیتوئیدها، میرمکیت، الوند، سنندج - سیرجان
|
  • M. Hosseini *, N. Nazari Pages 1-8
    The mode I or opening mode fracture toughness (KIc) is an important parameter for characterizing the fracture behavior of rock and is a parameter used in many applications such as mining and tunnelling. Method for the determination of mode I fracture toughness are numerous. Despite the standardisation of the fracture toughness test, the use of the test for rock characterisation and indexing purposes is not widespread. Since the determination of mode I fracture toughness by testing is time-consuming and costly, therefore, a simple method for determining fracture toughness of rock would be helpful. In this research, Brazilian test and three point bending test are performed on some specimens of Karaj tuff rock collected from Chalus area located in Alborz province. This research aims to provide an empirical relation for determining fracture toughness of Karaj tuff rock.
    The results show that mode I fracture toughness of Karaj tuff rock can be estimated with a high level of accuracy by using the proposed relations because the correlation coefficient of the relation is 0.89.
    Keywords: tensile strength_three point bending_mode I fracture toughness_tuff rock
  • Mehdi Saravani Firouz *, A. Kananian, M. Rezaei Pages 9-24
    Zargoli intrusive pluton is located in the North West of Zahedan city and along Zahedan-Saravan granitoidic band. Main litology of the pluton is I-type granodiorite rocks and nature of their magma is a calc-alkaline granitic magma which formed in orogenic subduction invironment and partially contaminated with sedimentary rocks of the upper crust. Notable feature of this granodiorites, is abundance presence of metasedimentry enclaves in them. There is not amphibole mineral in granodiorite rocks of Zargoli intrusive pluton but it is observed as major mafic mineral in metasedimentry enclaves and diorite dikes which presence in the pluton. Respectively, amphiboles analyzed from diorite dikes and metasedimentry enclaves of Zargoli pluton are tschermakite and magnesio-hornblende which sometimes have been alterated into actinolite. Amphiboles of diorite dikes formed at higher pressure and temperature then amphiboles of metasedimentry enclaves. Amphiboles analyzed from metasedimentry enclaves have been crystallized at 770oC temperature and about 2Kbar pressure while amphiboles analyzed from diorite dikes formed in the temperature range 750 to 775oC and relatively wide pressure of 4 to 7Kbar. Calculated pressure for amphiboles analyzed from metasedimentry enclave is indicator emplacement pressure of the intrusive pluton, after possibly Zargoli intrusive pluton has been emplacement at about 2Kbar pressure and 7 kilometer depth.
    Keywords: amphibole chemistry, geothermobarometry, enclave, zargoli, zahedan
  • R. Hajialioghli *, R. Shekari Pages 25-38
    The Siyahmansur area is located at southeastern end of the Bozgush mountain ranges in the Alborz-Azerbaijan zone. On the basis of field evidence, mineralogy and geochemistry the investigated granitoids can be classified as two types (a) Ms-granitoids, (b) alkali-granitoids. Outcropping of Ms-granite is limited to dykes and veins parallel to the metamorphic schistosity. Alkali-granitoid rocks are cropped out as a stock which is intruded in to the Cretaceous and Eocene sediments and volcanic rocks during Oligocene. Both granitoid types are deformed under strain tectonic condition and mylonite granitoids are formed in this regards. Ms-granites having peraluminous, A-type and anorogenic characteristics have been resulted from partial melting of metamorphic schists. Ms-granites recording extensive deformations are most probably emplaced under active tectonic conditions. Alkali-granitoid intrusion originated from mantle source are characterized as metaluminous and A-type granitoids. Concerning to the alkali-granitoids it seems they are emplaced due to faulting and fracturing related to decompression processes after closuring and collision of Neotethys during Alpine orogenic phase on Tertiary. On the basis of the recorded deformations on Siyahmansur alkali-granitoids it seems that they can be attributed to extrusion or escape tectonics in the intersections of southern Bozgush (Benarvan fault) and Germichai Faults.
    Keywords: deformation, granitoid, Siyahmansur, Miyaneh
  • Ahad Nazarpour * Pages 39-57
    In this study identification and separation of geochemical anomalies using the number-size (N-S) and concentration-area (C-A) methods was conducted at the Zarshuran Carlin-type Au deposit, NW Iran. Log-log elemental plots fitted with straight lines show number-size (N-S) and concentration-area (C-A) relationships of Au, As, Sb and Cu. The thresholds obtained from the two methods are similar. Element concentrations can be divided into three segments that correlate with a particular rock type including mafic rocks, serpentine schist (within the Iman Khan Anticline), Ghaldagh limestone and Zarshuran shale (black gouge) units. Various structural features and corresponding alteration show that geologic structures play an important role in the discrimination of geochemical anomalies and element distribution in soils.
    Keywords: Geochemistry, Frcatal, Number-Size, Concentration-Area, Zarshuran
  • H. Mansouri *, F. Vakili, M.M. Khatib Pages 58-72
    Landslide is a geological events which causes enormous human and financial losses in country every year. in this paper ,first map of landslides distribution in Bagheran mountain(south of Birjand that occupied about1100 km2)was prepared by aerial photos, geological maps and field surveys. in this topic, effective parameters will prioritize. Then with Analytical hierarchy process (AHP) and Boolean logic, the weight of parameters were determined and finally combined together by ARC GIS. The results of Landslide hazard mapping indicate erosion, distance from fault and accelerate factors are most importance in creating landslides in this area. Base on field evidence, rock fall landslides are more abundance in area and results indicate that more %85 of landslides are within 0-700 meters of faults, which indicates a direct correlation with regional tectonic. The percent of slope show most of landslides are formed in15-40 degrees of slope. Also more %95 of landslides are in low and very low resistance to erosion. The results of landslide hazard mapping based on analytical hierarchy process, Respectively 15, 12, 25, 29 and 19 % of the area were at very low risk class, low, medium, high and very high.
    Keywords: Landslide hazard zonation, Analytical hierarchy process, Boolean logic, area density, Bagheran Mountain
  • Gh Rostami *, A. Taherzadeh, M. Adelpour Pages 73-90
    The Baba-Mohammad celestite deposit is located in southwest Iran and 18km south of Gachsaran city. In these area celestite horizons is located at the contact zone of Gachsaran and Mishan formations. Based on the shape and arrangement of celestite in the evaporitic sequence, the genesis of major part is believed to be diagenetic; while a small part has been probably formed synsedimentarily by saturation of strontium ions in solutions of evaporitic environment. According to the abundance of gypsum in evaporitic environment and abundance of sulfate ions in water and low rates of strontium sulfate solubility in comparison with calcium sulfate, strontium sulphate (celestite) was formed due to the presence of strontium ions in the environment. The source of strontium is seawater or brines originated from sea water. In this way the initially mineralizing fluid is created in sabkha through the evaporation of sea water and as the brines enters into the underlying sediments, then leached significant amounts of strontium from the host sediments. When these strontium rich fluids are evacuated into the surface layer that includes carbonate and gypsum. Celestite sedimentation is occurred by the replacement of existing minerals and also through the incorporation of mineralizing fluid with sulphate-rich brines, which have been trapped inside the layers. Existence of celestite crystals along with the typical crystal habit (figure/shape) of anhydrite and gypsum indicates the replacement of these minerals by celestite. According to field observations, geological, mineralization, geochemical studies and analysis of sediment facies the Baba-Mohammad celestite deposit is a sedimentary-diagenetic deposit.
    Keywords: Baba-Mohammad deposit, Gachsaran, celestite, sedimentary- diagenetic
  • P. Behzadtabar, Mohammad Hosein Ghobadi * Pages 91-107
    The purpose of this study was to evaluate karst development in the Bid Sorkh region, East of Sahneh by identifying karst geomorphological phenomenon and geological and tectonic characteristics. Carbonate units in the study area, are widespread and belong to the Fahliyan Formation which has upper Cretaceous age. Many tectonic structures (joints, fractures and faults) and geomorphological phenomena of karst such as microkarren, dissolution cavities and fissures, caves and karst springs in the area have been observed in this area. According to the study of rock thin sections, from 4 stations, rocks were of crystalline Micritic limestone, wackestone and crystalline limestone with carbonate cement types. A total of 12 samples were prepared to evaluate physical properties. The average weight per unit volume of carbonate rock samples were 2.54 g/cm3 and a porosity of 2.57% was measured. According to XRD analysis performed on the joint filling material, these are composed of clay minerals which are mainly consisted of kaolinite, illite and montmorillonite. Based on this study, the appropriate combination of lithology, various discontinuities, weather condition, the climate of the area and abundance of geomorphological phenomena are evidence of karst development in this region.
    Keywords: Karst, geomorphological phenomenon, Bid Sorkh, Kermanshah
  • Javad Darvishi Khatooni * Pages 108-123
    Khuzestan plain is located in southwestern of Iran and is derived about 3.9 percent of the country. This area is mainly covered by quaternary deposits, the thickness of which exceeds 300m in some areas. Therefore sedimentology and geochemistry in addition to the determine Geochemical indices, for the possible origin of the particles, characterization of environmental earth elements in the particles and their role in environmental pollution is also important. In this study, 71 surface sediment samples were taken for sedimentology and sedimentary geochemistry analysis. Sieve for the samples, laser and chemical analyses have been done. Results shows the most important type of sediment is sandy mud with a little gravel and mud with a little bit gravel that almost have river source. The sediments with the size of silt and clay are dominated which are potentially suitably for wide distance and long time transportation. Distribution of clay (particles less than 2 microns) can be Identified areas that has potential of dust production. According to geochemistry of sedimentary, there are 3 sources, debris(As, Be, Cd, Ce, Co, Cr, Cs, Cu, Er, Eu, Ga, Gd, Ge, Hf, La, Li, Lu, Mn, Nb, Nd, Ni, P, Pr, Rb, Sc, Sm, Sn, Ta, Tb, Te, Th, Ti, Tm, U, V, Y, Yb, Zn, Zr), evaporation(Ag, B, Mo, S, Sr) and anthropogenic pollution in the region (Ba, Pb, Se, Dy, Tl, W). Also the results of factor analysis confirms cluster analysis results. Changes in rare elements and their ratio, confirme sedimentary origin for rock or mother sediment in Khuzestan plain samples.
    Keywords: Khuzestan plain, Sedimentology, Sedimentary geochemistry, Sedimentary origin, Dust source
  • Zahra Hossein Aliizade *, S. Sheikh Pages 124-141
    The Azerbaijan area is a region has been located in the northwestern part of Iran and has by deformation among large Caucasus, alborz and by distance from Zagros. In the recent decades¡ increasing the number of earthquakes and epicenter of this events¡ such as Ahar earthquake makes possible for accurate estimation of change tectonic regime by using the Win-Tensor inversion focal mechanism data. For this purpose¡ Focal mechanism data collected from various sources¡ including CMT and other resources .Then divided area to 5 subzone and by analyzing of focal mechanism and obtained changes in the stress field up to today. The results show that occurred 2 brittle stage in this region. First stage is compression¡ which related to Eocene by (NE-SW) direction that created a compressional structures with NW-SE direction¡ including North and South Bozgush¡ south Ahar and Gushedagh thrust belts. Second brittle stage occurred in Miocene by (NW-SE) direction cause developing of thrusts N-S directions that is active up to present. Due to this stress regimes¡ reduced that Azerbaijan plateau have counter-clock wise rotation due to movement strike slip faults and continuous compression between Arabia plate¡ south Caspian basin and Caucasus region.
    Keywords: Azerbaijan, inversion, stress field, tectonic
  • Adian Bigdeli * Pages 142-160
    Agh Ziarat area is situated in the southeastern of the Salmas city. The important lithologic outcrops in this area are intrusive bodies well known as Qushchi granite which are late Carboniferous in age. Geochemically, these intrusive bodies have alkaline affinity and most likely classified as A-type granites. Moreover, a syenite body has cut this granite. The intrusion of granite body, into the reginal metamorphic rocks, has led to the metasomatism, alteration and mineralization processes. The Cu-Au-Mo mineralization has occurred in the pyrite-silica zones which have stockwork structure. Pyrite and melnikovite are the main sulfide minerals in altered zone. Arsenopyrite, chalcopyrite, sphalerite and galena are found in minor amounts. Microprobe mineralogical study indicates that gold has concentrated in pyrite within strongly silicified rocks. Average value of Au have obtained as 670 ppb in 70 lithogeochemical samples collected from mineralized zones and their maximum amount reach to 1.8 ppm. Au has a positive correlation coefficient with Mo (0.53). As is correlated with Co, Ni, Pb and Mo by the values 0.72, 0.53, 0.58, 0.57, respectively. Based on the geochemical factor analysis method three major factors are involved in mineralization. First factor includes As, Co, Ni, the second factor is Zn and Cu, and the third factor is Au, Mo and Pb.
    Keywords: Mineralization, Geochemistry, Alkalin Granite, Agh Ziarat
  • E. Vatandoost *, M. Mohamadi, H. Amiri Pages 161-175
    This study have aimed to recognize the planktonic foraminifera and their morphotype in Ilam formation and categorize them according to their living depth .The sea level changes in basin and time of depositon of ilam foemation has been suggested and also compared with its global changes. According to the microfacies the homocline ramp has been suggested for ilam formation. The planktonic foraminifera of Ilam Formation at this section led to recognition of the 16 genera and 25 species of pelagic foraminifera and oligosteginid¡ and three biozones as below : 1) Dicarinella asymetrica Total Rang Zone
    2) Globotruncanita elevate Partial Rang Zone
    3) Globotruncana ventricosa Interval Zone
    According to this study, the suggested age for Ilam Formation in this section is Late Santonian _ Early Campanian.
  • Haajhar Mohamadpuor * Pages 176-188
    Mahabad reservoir dam is the main drinking water source for Mahabad town and its downstream villages. To investigation of water quality, the physicochemical parameters including pH, Eh, EC, TDS, total hardness (TH), total alkalinity (TA), temperature, salinity, concentrations of main cations and anions (for 5 samples) and some of the heavy metals (for 11 samples) were measured in water sampling stations. According to the chemical analysis results and compare to the international standards, main cations and anions concentrations and physicochemical parameters values (exception total hardness) of the water samples are located in permissible ranges and suitable for drinking water. Compare to the world health organization (WHO) standards, all of the water samples indicate Cd and Pb pollution, point of view of drinking water. In KDT3 sampling station, the concentration of Cd and Pb are 26 times and 3.5 times of permissible values, respectively. Also, the water of Mahabad reservoir dam and upstream tributaries are polluted regarding to Cd for livestock and poultry requirements. These pollution can be related to geogenic source (mineralization) and anthropogenic source (wastewater derived from upstream villages). But for irrigiation, the water of Mahabad reservoir dam and upstream tributaries have low salinity (C2S1 class) and suitable for agricultural uses. Piper diagram revealed bicarbonate type and calcic facies for water of Mahabad reservoir dam. The surface water of the study area, for the reason of high total hardness, needs to softening prior to use for different industries.
    Keywords: Water pollution, Heavy Metals, Cadmium, Lead
  • A.A. Sepahi *, T. Khaksar, L. Izadikian Pages 189-202
    Many plutonic complexes occur in the Sanandaj-Sirjan Zone (SSZ), Iran. The Alvand Plutonic Complex (APC), as a major complex, is located in the northwestern part of the SSZ (near Hamedan). The APC is composed of various mafic to felsic plutonic rocks, such as olivine gabbro, gabbro, norite, diorite, tonalite, granodiorite, monzogranite, syenogranite, leucocratic granitoids, aplite, and pegmatite. In this study, our research is concentrated on the granitoid part of the APC which is a major part of the pluton and consists of granodiorite and granites with porphyroid texture. Various microstructures, including magmatic, sub-magmatic, and solid-state structures can be distiguished in the APC. Alignment of feldspar phenocrysts and mafic enclaves are common magmatic structures. Fractures filled with quartz and micas inside deformed feldspar phenocrysts are major submagmatic microstructures. Flame perthite and myrmekite in deformed rocks are common solid-state features in the granitoids. Various mechanisms for the genesis of myrmekite are reviewed with special attention to myrmekite of the granitoids of the APC. Myrmekite was mostly generated from replacement of K-feldspar by sodic plagioclase in the presence of fluids with/without deformation and is more abundant in deformed rocks than in undeformed rocks, but occurs in some undeformed rocks, as well. Myrmekite was formed at the interface of K-feldspar/plagioclase, K-feldspar/K-feldspar, quartz/K-feldspar and biotite/K-feldspar; and within K-feldspar and plagioclase, as well. So, in contrast to ideas in several publications, plagioclase/K-feldspar interface is not prequisite factor for development of myrmekite, although it make easier the process.
    Keywords: magmatic_sub - magmatic_granitoids_myrmekite_Alvand_Sanandaj - Sirjan