فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 2 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حاجی امید کلته، احسان حمامی زاده، محمد امین فقیه، عارف فقیه * صفحه 1
    مقدمه
    بر اساس مطالعات اخیر میزان چاقی، اضافه وزن و کم تحرکی در بین افراد جامعه بویژه شاغلین در حال افزایش است که می تواند بر بهره وری و توانایی انجام کار کارکنان صنایع تاثیرگذار باشد، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر شاخص توده بدنی و ورزش بر شاخص توانایی کار کارکنان شرکت پگاه گلستان صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی –تحلیلی از نوع مقطعی بود و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده بر روی 107 نفر از شاغلین شرکت پگاه گلستان در سال 1394 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و شغلی با استفاده از پرسشنامه استاندارد شاخص توانایی کار جمع آوری شد. همچنین شاخص توده بدنی افراد نیز بر اساس دستورالعمل سازمان جهانی بهداشت (WHO) اندازه گیری و دسته بدنی شد و سپس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمونهای تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین شاخص توده بدن (BMI) در این مطالعه 8/3 ±9/25 بدست آمد که در دسته سوم (9/29-25) قرار می گیرد و بیانگر وجود اضافه وزن در بین کارکنان این شرکت می باشد. میانگین شاخص توانایی کار در افراد مورد مطالعه 56/5±92/44 می باشد که مطابق با طبقه بندی نمره شاخص توانایی کار( WAI) 9/10 ، 6/35 ، 3/53 درصد از افراد مورد مطالعه به ترتیب دارای توانایی کار متوسط، خوب و عالی بودند. بین فعالیت ورزشی با شاخص WAI ارتباط معنا داری وجود داشت(001/0p <). همچنین بین شاخص BMI و شاخص توانایی کار رابطه معناداری مشاهده نگردید(385/0p =).
    نتیجه گیری
    در این مطالعه میانگین شاخص توانایی کار همچون مطالعات دیگر در یک سطح قابل قبول قرار داشت (WAI > 36). با توجه به میانگین سنی کارکنان) 3/7± 38/32 (که نشان دهنده جوان بودن افراد تحت مطالعه می باشد و وجود اضافه وزن و کم تحرکی می تواند در آینده منجر به بروز بیماریهای مختلف و کاهش توانایی کاری و بازنشستگی پیش از موعد گردد.
    کلیدواژگان: شاخص توانایی کار، شاخص توده بدنی، فعالیت ورزشی
  • ایوب قنبری سر تنگ *، مهدی آشناگر، فیض الله پالیزبان، بشیر شفیعی صفحه 12
    مقدمه
    روشنایی مطلوب یکی از مهمترین عوامل بهینه سازی شرایط فیزیکی اماکن مختلف به ویژه محیط های کاری و عمومی نظیر بیمارستان ها است. هدف از این مطالعه ارزیابی روشنایی عمومی داخلی بیمارستان براساس استاندارد های انجمن مهندسین روشنایی آمریکای شمالی بود.
    روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی در فروردین سال 1394انجام شد. شدت روشنایی عمومی بخش های مختلف بیمارستان امام رضا شهرستان ایوان براساس استاندارد های انجمن مهندسین روشنایی آمریکای شمالی اندازه گیری شد. شدت روشنایی عمومی توسط لوکس متر TES-1332A Light Meterدر ساعت اولیه روز(10 صبح) اندازه گیری شد. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20و آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که 33/53 درصد شدت روشنایی عمومی بخش های مختلف بیمارستان در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. متوسط شدت روشنایی عمومی داخل بنای بیمارستان 26/31±140بود که از حد استاندارد توصیه شده برای هربخش کمتر بود. بیشترین میزان شدت روشنایی در راهرو بخش مردان و کمترین میزان شدت روشنایی در اتاق معاینه بود. همچنین آزمون آماری نشان داد که بین شدت روشنایی عمومی اندازه گیری شده در بخشهای مختلف بیمارستان اختلاف معنی داری وجود دارد (001/0P=).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که شدت روشنایی عمومی بیمارستان مورد نظر در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و انجام اقدامات اصلاحی نظیر طراحی مجدد و اصلاح سیستمهای روشنایی برای اقزایش شدت روشنایی عمومی مورد نیاز، ضروری است
    کلیدواژگان: شدت روشنایی، روشنایی داخلی، بیمارستان
  • حسین فرشیدی، تیمور آقاملایی، موسی سلیمانی احمدی، محمد مدنی، فایقه زارعی، عبدالحسین مدنی * صفحه 29
    مقدمه
    استعمال دخانیات یکی از عوامل مهم قایل پیشگیری مرگ در دنیا به شمار می رود. از هر 10 مرگی که در افراد بزرگسال در سراسر دنیا اتفاق می افتد، یک مورد آن ناشی از استعمال دخانیات است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک مصرف سیگار در جمعیت بالای 15 سال استان هرمزگان انجام شده است.
    روش ها
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی (Cross-Sectional) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد بالای 15 سال ساکن استان هرمزگان بود. تعداد 1506 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و سیسماتیک وارد مطالعه گردیدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن قبل از اجرا بررسی و تعیین گردیده بود جمع آوری گردید. داده ها به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    در این پژوهش درمجموع 1506 فرد بالای 15 سال ساکن استان هرمزگان، 775 نفر (51.5 درصد) مرد و 731 نفر (48.5درصد) زن وارد مطالعه گردید. میانگین سنی افراد 34.5 سال با انحراف معیار 11.9سال و دامنه سنی شرکت کننده گان 89-15 سال بود. شیوع کلی مصرف سیگار در استان 19.5 درصد که این میزان در مناطق روستایی به 24.1 درصد می رسد و در مقایسه با مناطق شهری (17.6 درصد) اختلاف معنادار آماری نشان میدهد (p= 0.002). شیوع مصرف سیگار در مردان (27.8 درصد) به مراتب بیشتر از زنان (10.7 درصد) و تفاوت معنادار آماری وجود داشت (p= 0.001) . تفاوت معنادار آماری از نظر مصرف سیگار در میان گروههای سنی وجود داشت ( p= 0.015) و با افزایش سن این میزان افزایش می یافت. سطح سواد با شیوع مصرف سیگار ارتباط آماری معنادار داشت. افراد بیسواد و با تحصیلات پایین تر بیشتر سیگار مصرف میکردند (75.5 درصد). بین مشاغل مختلف و مصرف سیگار تفاوت آماری معنادار وجود داشت (p=0.001). کشاورزان و کارگران بیشترین مصرف کنندگان سیگار بودند.
    نتیجه گیری
    میزان شیوع مصرف سیگار در این مطالعه در مقایسه با سایر مطالعات استانی و بساری از مطالعات کشوری در حد نسبتا بالایی قرار دارد. مخصوصا میزان بالای مصرف سیگار در جمعیت روستایی استان تامل برانگیز بوده. لذا نیاز به سیاستگزاریها و برنامه ریزیهای مناسب جهت پیشگیری و کاهش مصرف سیگار در جامعه استان بخوبی احساس می شود. مطالعات تکمیلی بیشتر برای تعیین مناسب ترین و موثرترین استراتژی های برخورد با این مساله ضروری به نظر می رسد
    کلیدواژگان: مصرف سیگار، اپیدمیولوژی، هرمزگان، ایران
  • تیمور آقاملایی، زهرا حسینی حسینی *، فاطمه السادات حسینی، امین قنبر نژاد صفحه 37
    مقدمه
    رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت برای حفظ سلامتی نوجوانان ضروری است و افراد با سواد سلامت ناکافی وضعیت سلامتی ضعیف تری دارند.هدف این مطالعه تعیین وضعیت سواد سلامت و ارتباط آن با رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در دانش آموزان است.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 400 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان بندر عباس انجام شد نمونه گیری بصورت چند مرحله ای بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ارتقاء سلامت نوجوانان 1و و پرسشنامه سواد سلامت جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار آماری spss نسخه 19 و آزمونهای آماری t مستقل، رگرسیون و پیرسون مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت..
    نتایج
    میانگین نمرات رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و سواد سلامت در پسران 5/64 و9/68 و در دختران 6/57 و 9/67 بود و این اختلاف در رفتارهای ارتقا دهنده سلامت بین پسران و دختران معنی دار بود(p<0.001) همجنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 49 درصد از تغییرات رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت توسط سواد سلامت تبیین می شود
    نتیجه گیری
    در مجموع سواد سلامت و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی در دانش آموزان پایین تر از حد مطلوب بود و این موضوع لزوم انجام برنامه های آموزش سلامت بر اساس حیطه های رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و مولفه های سواد سلامت را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: سواد سلامت، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، نوجوانان، دانش آموزان
  • سیده زهرا مصلی نژاد، ولی علی پور *، مریم منتصری منتصری، لیلا رضائی صفحه 45
    مقدمه
    شناورهای دریایی یک مکان عمومی هستند که علاوه بر استانداردهای بهداشت محیطی، به دلیل شناور بودن در دریا، نیاز به رعایت موارد و موازین ایمنی نیز دارند. جزیره قشم منطقه ای آزاد و تجاری می باشد، این مسئله باعث شده است که مسیر قشم به بندرعباس و برعکس یکی از مسیرهای پرتردد دریایی هرمزگان به شمار رود. با توجه به وجود تعدد زیاد مسافرت و اهمیت رعایت موازین بهداشت محیطی در سلامت مسافران و همچنین، سوابق مرتبط با حوادث منجر به مرگ مسافران در این مسیر، این مطالعه با هدف بررسی شاخص های بهداشت محیطی مرتبط با سلامت خدمه و مسافران و همچنین ارزیابی سطح رعایت موازین ایمنی شناورهای حمل مسافر در مسیر بندرعباس- قشم طراحی و به اجرا درآمد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی، به منظور ارزیابی وضعیت بهداشت محیطی و ایمنی 31 شناور مسیر قشم- بندرعباس، از پرسشنامه خود ساخته استفاده شد. این پرسشنامه 4 قسمتی و 59 سوالی بود و در برگیرنده مشخصات شناور (8 سوال)، مشخصات خدمه و ناخدا (4 سوال)، شاخص های بهداشتی محیطی(37 سوال) و 22 سوال در مورد ایمنی شناورها بود. جهت تکمیل پرسشنامه ها، پس از کسب مجوز، در ابتدا با ناخدا و خدمه مصاحبه به عمل آمد سپس از طریق بازدید حضوری چک لیست تکمیل گردید. در نهایت داده های کسب شده از چک لیست به نرم افزار SPSS وارد گردید و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین سنی متصدیان 39 سال، میانگین تعداد خدمه 8 نفر، حداکثر ناخدا ها دارای مدرک تحصیلی دیپلم بودند. کف همه ی شناور ها قابل شستشو بود و 83.8 % از آنها بطور روزانه کف شناور را مورد شستشو قرار می گرفت. 93.5 % از شناور ها دارای سرویس بهداشتی قابل استفاده بودند. شستشوی سرویس های بهداشتی در 74 % از موارد بصورت روزانه و مابقی بصورت یک یا دو بار در هفته انجام می شد. شاخص های ایمنی شناورها در اغلب موارد، تامین گردیده بود، تنها در دو مورد وجود سیستم ارتباطی و بازرسی چراغ های گردان شناور میزان تامین استاندارد به ترتیب (3/90 و 8/96 درصد ) بود. در دو مورد تحویل جلیقه در بدو ورود و الزام استفاده از جلیقه رعایت استاندارد صفر درصد بود.
    نتیجه گیری
    در یک ارزیابی کلی، وضعیت ایمنی شناورهای مورد مطالعه کاملا مطلوب برآورد گردید. از آنجا که ارتباط معنا داری بین تحصیلات ناخدا، سن ناخدا و تعداد خدمه با کیفیت بهداشت محیطی شناور وجود ندارد، لذا توصیه می شود به منظور ارتقای سطح بهداشت محیطی شناورها، شاخص های بهداشت محیطی از قبیل نوع و تعداد سرویسهای بهداشتی، نوع و تعداد و حجم بهینه ظروف نگهداری پسماند، سیستم تصفیه فاضلاب شناور و مواردی این چنینی مورد تجدید نظر و بهبود قرار گیرند.
    کلیدواژگان: شناور، بهداشت محیط، ایمنی، بندرعباس، قشم
  • زهرا محمدی، ایوب قنبری سرتنگ *، جواد عطارعبدل آبادی صفحه 51
    مقدمه
    اختلالات اسکلتی-عضلانی یکی از آسیب های شغلی هستند که دارای شیوع بالا و از علل مهم ازکارافتادگی در کشور های در حال توسعه می باشند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین ریسک و شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در یک شرکت تولید لوازم خانگی بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی و توصیفی-تحلیلی روی صد نفر مرد شامل(پانزده نفرازکارگاه تزریق فوم،هفده نفر ازکارگاه قالب سازی،هفده نفراپراتوردستگاه پرس،هفده نفراپراتور بسته بندی،هفده نفرازبرشکاری و هفده نفراپراتور پرچکاری)در شرکت تولیدلوازم خانگی انجام شد.پرسشنامه نوردیک برای اندام های مچ دست،آرنج، شانه،گردن وکمر توسط افرادتکمیل گردید. سپس پوسچر های موردنظر برای هرشغل ثبت شدند و به روش لوبا مورد ارزیابی قرار گرفتند. ازتمام کارکنان رضایت آگاهانه گرفته شد و پاسخ های آنان محرمانه باقی ماند. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزار spssنسخه بیست، آمارتوصیفی و آزمونANOVA آنالیز شدند.
    نتایج
    بیشترین اختلالات اسکلتی عضلانی بر اساس نتایج پرسشنامه نوردیک به ترتیب در اندام های مچ دست(پانزده نفر)،گردن(پانزده نفر)و شانه( چهارده نفر)بود. همچنین ارتباط معنی داری بین سن(001/0>P) و سابقه کار(04/0>P)با اختلالات اسکلتی- عضلانی وجود داشت. بیشترین سطح ریسک لوبا برای شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی مربوط به واحد پرچکاری(سطح ریسک چهار) وکمترین سطح ریسک مربوط به واحد تزریق فوم (سطح ریسک دو)بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دادکه کارگران تولید لوازم خانگی باتوجه به ماهیت شغل شان درمعرض اختلالات اسکلتی عضلانی قرار دارند.بنابراین لازم است مداخلات ارگونومیکی مانند طراحی ایستگاه کار بر اساس اصول ارگونومی،استفاده از ابزارهای طراحی شده بر اساس اصول ارگونومیکی و آموزش کاربران درمورد اصول ارگونومیک شیوه ی کارانجام شود.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، پرسشنامه نوردیک، شرکت تولید لوازم خانگی، روش لوبا
  • فاطمه قرائتی، تیمور آقاملایی *، لاله حسنی، راضیه محمدی، شکرالله محسنی صفحه 58
    زمینه و هدف
    یکی از راههای ارتقاء کیفیت زندگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور، توانمندسازی بیماران از طریق آموزش خود مراقبتی برای مقابله با اثرات و عوارض بیماری و تسلط بیشتر بر بیماری و زندگی است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی از طریق تلفن همراه بر رفتارهای خود مراقبتی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور بود.
    روش تحقیق: جمعیت مورد مطالعه این پژوهش مداخله ای بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور مراجعه کننده به بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) شهرستان میناب در استان هرمزگان بود. 46 بیمار در گروه مداخله و 45 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند.آموزش در گروه مداخله شامل آشنایی با بیماری تالاسمی، عوارض بیماری و رفتارهای خود مراقبتی بود که در طی 6 تماس تلفنی به مدت یک ماه انجام شد.در پایان پمفلت هایی حاوی همان مطالب آموزشی تماس های تلفنی، به نمونه های گروه مداخله داده شد. ابزار جمع آوری داده ها در این مطالعه پرسشنامه بود که قبل و دو ماه بعد از مداخله آموزشی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 22 و آزمون های آماری کای اسکوئر، آزمون فیشر، تی مستقل، تی زوجی، و معادل ناپارامتریک آن ها یومن ویتنی و آزمون ویلکاکسون تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    قبل از مداخله میانگین نمرات آگاهی، نگرش و رفتارهای خود مراقبتی در گروه های مداخله و کنترل از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشت. بعد از مداخله افزایش معنی داری در میانگین نمرات آگاهی، نگرش و رفتارهای خود مراقبتی گروه مداخله روی داد(05/0>P)، اما تفاوت معنی داری در گروه کنترل مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دهنده تاثیر مثبت مداخله آموزشی از طریق تلفن همراه بر آگاهی، نگرش و بهبود اکثر رفتارهای خود مراقبتی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور بود، لذا استفاده از تلفن همراه به عنوان یکی از روش های انتقال مطالب آموزشی در زمینه خودمراقبتی به بیماران تالاسمی ماژور بویژه در زمانی که دسترسی به آنها محدود است، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، خود مراقبتی، تالاسمی ماژور، آموزش، تلفن همراه
|
  • Aref Faghih * Page 1
    Introduction
    According to recent studies, the rate of overweight, obesity and low physical activity are rising among individuals, especially among workers that can affect the productivity and ability of working. The aim of this study was to determine the effect of body mass index (BMI) and exercise activity on the work ability index (WAI) of the employees of Pegah Golestan Company.
    Methods
    This descriptive-analytical and cross-sectional study based on simple randomized sampling method and performed on 107 employees of Pegah Company in 2015. Demographic and job related information were collected using standard work ability index questionnaire. The body mass index was measured and classified based on the guidelines of World Health Organization (WHO). Collected data were analyzed using SPSS version 21 software using T-Test, ANOVA and Pearson correlation tests.
    Results
    Mean of the work ability index in this study was 25.9± 3.8 wich indicates overweight among the staff of the company. Also, the mean work ability index in the study subjects was 44.92± 5.56. According to WAI score, 10.9, 35.6, and 53.3 percent of subjects, have the ability of average, good and excellent for working, respectively. There was a significant correlation between exercise activity and mean WAI index (P
    Conclusion
    The mean WAI was at an acceptable level (WAI >36). Considering the average age of employees (32.38 ± 7.3) which ndicates that they are young, their overweight and sedentary lifestyle can lead to various diseases, reduced working ability, and early retirement in the future.
    Keywords: Work Ability Index, Body Mass Index, Exercise, Activity
  • Ayoub Ghanbary Sartang* Page 12
    Introduction
    Comfort lighting is one of the most important topics, which provides optimum Physical conditions in general environment and workplaces such as hospitals. The aim of this study was Assessment of Interior general Lighting in Hospitals based on standards of North America Illumination Engineering Society.
    Methods
    This Descriptive – analytical study was conducted in April 2015. Illumination of different parts of Imam Reza hospital in Ivan city was measured according to standards of North America Illumination Engineering Society. Lighting intensities were measured using a lux meter (TES-1332A Light Meter) in the early hours of day (10 Am). Finally, the data were analyzed using SPSS version 20.
    Results
    The results of this study showed that 53.33 percent of general lighting intensities at different parts of hospital are unsuitable. The average of interior lighting intensities in the hospital was 140 ± 31.26 lx, which is lower than recommended standard. Maximum Lighting intensities recorded in the of corridor men ward and minimum Lighting intensities recorded in examination room. Statistical analysis showed a significant difference among the lighting intensities of different parts of the hospital (P=0.001).
    Conclusion
    The results of this study showed that general lighting intensities in the studied hospital is unsuitable and corrective action such as lighting systems redesign and modification of lightening systems for increasing general Lighting intensities is necessary.
    Keywords: Lighting intensities, Interior Lighting, Hospital
  • Ah Madani * Page 29
    Introduction
    Smoking is a major cause of preventable death in the world. Out of every 10 deaths worldwide occur in adults, one is caused by smoking. This study examines the epidemiology of cigaratte smoking in the population over 15 years old in Hormozgan province, Iran, 2014.
    Methods
    A cross-sectional study was conducted to investigate 1506 subjects over 15 years old who were selected through a multi stage cluster and systematic random sampling method. Data were collected using a researcher made questionnaire that its validity and reliability was determined before being sent to subjects. Data were analyzed using descriptive and analytical statistics such as frequency, percentage, Chi-square and odds ratio.
    Results
    The overall prevalence of current cigarette smoking in total sample was 19.5%, in males 27.8% and in females 10.7%. In terms of gender, the difference in cigarette smoking was statistically significant (p= 0.001). Prevalence of cigarette smoking in rural and urban areas was significantly different (p= 0.002), as it was 24.1% in rural and 17.6% in urban areas. There was a significant difference between prevalence of cigarette smoking in age groups (p = 0.015). This rate increased with age. Educational level was significantly associated with the prevalence of cigarette smoking (p=0.001). Illiterate and people with lower education were smoking more than others (75.5%). There were significant relationship between different occupations and smoking (p = 0.001). A statistical association between smoking and the living location was seen (p = 0.002) with odds ratio equal to 0.6 and 95% confidence interval equal to 0.5-0.8. (OR=0.6; 95% CI=0.5-0.8) There was a relationship between gender and smoking, (OR = 3.2; 95% CI = 2.4-4.3). The males had three times more chance to become smoker.
    Conclusion
    The prevalence of cigarette smoking in Hormozgan province is high, particularly in the rural population. A need for policy making and planning towards prevention and reduction of smoking in the province is seen. However, further studies to determine the most appropriate and effective strategies to deal with this issue seems necessary.
    Keywords: Smoking, Epidemiological study, Hormozgan, Iran
  • Zahra Hosseini * Page 37
    Introduction
    Health promoting behaviors are essential to sustain the adolescent health and people with inadequate health literacy have poorer health status. The aim of this study was to determine the status of health literacy and its relationship with health behaviors in students.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 400 high school students in Bandar Abbas city. A multistage sampling method was applied. Data were collected using the Adolescent Health Promotion Scale and health literacy questionnaires. Data were analyzed using spss ver.19 software and independent t-test, regression and Pearson tests.
    Results
    The mean of health promoting behaviors and health literacy scores in boys were 5/64 and 9/68 and in girls were 6/57 and 9/67, respectively. A significant difference was observed between the mean scores of health promoting behaviors of boys and girls (p
    Conclusion
    In general, health literacy and health promoting behaviors in students is lower than optimal. The results of this study showed the need for health education programs based on the areas of health promoting behaviors and health literacy components.
    Keywords: Health literacy, Health Promoting Behaviours, Adulecents, Students
  • Vali Alipour * Page 45
    Introduction
    Marine vessels are a kind of public transport system which should meet the standards of environmental health; and because of floating in the sea, they need to adhere to the safety standards as well. Qeshm Island is a free trade zone, and for this reason, the Qeshm to Bandar Abbas, is one of the maritime traffic routes in Hormozgan. Due to the large number of travel and given the importance of passenger's health, as well as the records related to the accidents leading to the death on this route, this study conducted to evaluate the indicators related to environmental health and safety of marine vessels in Qeshm-Bandar Abbas route.
    Methods
    In this cross-sectional study to assess the environmental health and safetyof 31 float vessels in Bandar Abbas-Qshm route, a self-made questionnaire was used. The questionnaire was classified in 4 parts and contaied 59 questions; 8 questions about vessel profile, 4 questions for the crew and the captain profile, 37 questions for environmental health and 22 questions for vessel safety assessment. In order to complete the questionnaires, after obtaining a license, the captain and crew were interviewed at the beginning and the questionnaire was completed through observation. The data obtained from the questionnaires entered to SPSS software and analyzed.
    Results
    The average number of crew was 8 and the mean of perators age was 39 years. Most captains had a high school diploma. All vessels floor was washable and in 83.8% of cases they were washed daily. In 93.5% of cases suitablbe toilets were available. In 74% of cases, the daily cleaning of bathrooms was performed and the rest cleaned the bathrooms once or twice a week. In the most cases, the standards of marine safety had been respected. In two cases, communication systems and Revolving lights standards had been met respectively 90.3 and 96.8 percent. In two cases, life jacket delivery standard had not been respected at all.
    Conclusion
    Overally, the safety level of vessels was estimated as favorable. Since there is no relationship between captain education, captain age, and the number of crew and vessel environmental health quality, to improve the environmental health level of the vessels, the sanitary equipment such as the type and number of bathrooms, waste storage containers, and sewage treatment systems should be improved.
    Keywords: Vessel, Environmental Health, Safety, Bandar Abbas, Qeshm
  • Page 51
    Introduction
    Musculoskeletal disorders are a class of occupational injuries that have high prevalence and are important causes of disability in developing countries. The aim of this study was to investigate the relationship between risk and prevalence of musculoskeletal disorders in a household manufacturing company.
    Methods
    This cross-sectional descriptive-analytical study conducted on100 workers including 15 workers from foam injection workshop, 17 from molding workshop, 17operators of presses, 17from packaging unit, 17from cutting unit, and17 operators of rivets. The Nordic questionnaire was used to record the symptoms of musculoskeletal disorders in wrist, elbow, shoulder, neck, and back. Then, working postures were recorded and evaluated by the LUBA method. The employees signed an informed consent and their data were treated strictly confidential. The obtained data were analyzed by SPSS version 20.
    Results
    Most of the musculoskeletal disorders based on Nordic questionnaire were observed in the wrist (15 cases), neck (15cases) and shoulder (14 cases). A significant relationship was found between musculoskeletal disorders and age (p
    Conclusion
    The results of this study showed that household manufacturing workers are at risk of developing musculoskeletal disorders. Therefore, ergonomic interventions such as work station design based on ergonomic principles, the use of ergonomically designed tools, and education of workers should be considered.
    Keywords: Musculoskeletal disorders, Nordic questionnaire, household manufacturing company, LUBA method
  • Teamur Aghamolaei * Page 58
    Introduction
    One way to improve the quality of life in patients with thalassemia major is empowering patients through self-care education to counter the effects and complications of the disease. The aim of this study was to determine the effect of educational intervention using mobile phone on self-care behaviors in patients with thalassemia major.
    Methods
    The study population of this interventional study were patients with thalassemia major who referred to Hazrat Abolfazl (AS) hospital in Minab in the province of Hormozgan. In this study, 46 patients were assigned in the intervention group and 45 patients in the control group. Educational program consisted of thalassemia disease introduction, complications and self-care behaviors for thalassemia disease that were made during the six calls and lasted for a month. Also educational pamphlets were given to the patients. Data were collected before and two months after education by a questionnaire and analyzed by SPSS software version 22.
    Results
    Before the intervention, the mean scores of knowledge, attitude and self-care behaviors in the intervention and control groups were not significantly different. After the intervention a significant increase in mean scores of knowledge, attitude and self-care behaviors observed in the intervention group (p
    Conclusion
    The results of this study indicated the positive effect of educational intervention through mobile phone on knowledge, attitude and improvement of self-care behaviors in patients with thalassemia major. Hence, mobile phone is recommended as a device for transmission of self-care educational materials to patients with thalassemia major, especially when access to them is limited.
    Keywords: knowledge, attitude, self, care, thalassemia major, education, mobile phone