فهرست مطالب

دانش پیشگیری و مدیریت بحران - سال ششم شماره 4 (زمستان 1395)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نازنین صادقی * صفحات 9-21
    زمینه و هدف
    قرارگیری استان تهران در یک پهنه لرزه خیز و اهمیت این استان در ابعاد گوناگون بر همگان روشن است. وقوع زلزله در استان تهران و البرز سبب پیامدهای ناگوار انسانی و خسارات سنگین اقتصادی می شود. یکی از خطرات مهم پس از زلزله های شدید، آتش سوزی های پس ازآن است. وقوع آتش سوزی پس از زلزله در استان تهران به علت قرارگیری تاسیسات خطرزا و همچنین شریان های اصلی و فرعی گاز و نفت در پهنه های لرزه خیز و حریم گسل ها بسیار محتمل است لذا، بررسی وقوع آتش سوزی پس از زلزله در منطقه تهران به عنوان پایتخت از ضروریات می باشد.
    روش
    روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. در این راستا، نقشه های موردنیاز در سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شده و داده ها از طریق مطالعه اسناد، کتب، رسالات و مقالات گردآوری شده و سه نقشه اصلی مخاطره، آسیب پذیری و بحران تهیه و تحلیل می شوند و درنهایت با انجام تحلیل [1]SWOT، راهبردها تعیین و سیاست هایی در جهت تحقق آن ها پیشنهاد می گردد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد با وجودی که خطر بالقوه آتش سوزی پس از زمین لرزه، در بخش های مختلفی از سطح استان با شدت بالا وجود دارد ولیکن میزان آسیب پذیری ناشی از وقوع سانحه به علت تمرکز جمعیت، تراکم شبکه راه ها، تراکم خطوط لوله های گاز، لوله های نفت و مخازن سوخت و همچنین تراکم صنایع در مناطق مرکزی بیشتر خواهد بود.
    نتیجه گیری
    این مقاله نتیجه می گیرد که سیاست گذاری و برنامه ریزی ها در زمینه تخصیص کاربری اراضی نزدیک پهنه های پرخطر و نقاط بحرانی باید متکی بر نقشه های خطر و متناسب با خطرات و خسارات ناشی از آتش سوزی های پس از زلزله باشد. همچنین، ایجاد و توسعه زیرساخت ها، کانون های زیستی و جمعیتی و به طورکلی هرگونه فعالیت عمرانی مستلزم شناخت کافی از شرایط آتش سوزی های پس از زلزله است.
    کلیدواژگان: زلزله، آتش سوزی پس از زلزله، استان تهران، برنامه ریزی
  • دکتر سیدعبدالرضا حسینی، کیانوش شوشتری، سیدمحمدحامد حسینی * صفحات 22-32
    زمینه و هدف
    اعمال مدیریت در سازمان گسترده بسیج که میلیون ها انسان از قشرهای مختلف و با موقعیت های گوناگون اجتماعی را در بردارد، امر آسانی نیست و تنها درسایه کارآمدی مدیران و فرماندهان است که می توان این مجموعه عظیم و منحصر به فرد را در جهت اهداف بسیج، هدایت و از قابلیت ها، توانمندی ها، و ظرفیت های بی نظیر آن در جهت پیشگیری و مدیریت بحران بهره برد. این مقاله با هدف شناخت و تبیین مهارت های مدیریتی مورد نیاز فرماندهان نواحی و حوزه های مقاومت محلات بسیج در شرایط بحران، انجام گرفته است.
    روش
    روش و شیوه کار پژوهشی در این تحقیق بصورت توصیفی و تحلیلی از نوع پرسشنامه ای بسته با طیف لیکرت 5 گانه است. جامعه آماری این مطالعه، مجموعه فرماندهان و جانشینان نواحی و فرماندهان حوزه های مقاومت بسیج یکی از استان های کشور ایران می باشد. تعداد نمونه آماری، با توجه به اینکه تعدادکل جامعه آماری 125n= مورد بررسی کوچک و محدود بوده، کل جامعه انتخاب و از شیوه تمام شماری استفاده گردید؛ پرسشنامه در 5 مولفه از مهارت های فنی، انسانی، ادراکی، تصمیم گیری و ارتباطی با مجموع 68 سوال تدوین شد، که پس از جمع آوری پاسخنامه ها، در نهایت از طریق نرم افزار اس.پی اس.اس[1] نسبت به تحلیل آنها اقدام شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از پژوهش ضمن تایید نیازمندی فرماندهان نواحی و حوزه های مقاومت به مهارتهای مدیریتی در بحران، علیرغم معنا دار نبودن تفاوت ها، بیشترین نیازمندی را درحوزه مهارت های ادراکی با رتبه میانگینی3.21 و کمترین نیازمندی را در حوزه مهارت های ارتباطی با رتبه میانگینی 2.68 نشان داده است.
    نتیجه گیری
    مهارتهای مدیریتی یکی ازمهم ترین عوامل موفقیت مدیران در سازمان ها جهت مقابله با بحران می باشند. دراین پژوهش به این نتیجه رسیدیم که تمام مولفه های مورد بررسی(مهارتهای پنج گانه) و شاخص های مربوطه مورد تایید قرار گرفت؛ و اینکه برخورداری فرماندهان از مهارتهای مدیریتی (فنی، انسانی، ادراکی، تصمیم گیری و ارتباطی) به بهبود مدیریت بحران ها کمک می کند.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، مهارت های مدیریتی، بحران، فرماندهان نواحی، حوزه های بسیج
  • پریسا نوری *، دکتر محمد صافی صفحات 33-47
    زمینه و هدف
    هدف اصلی طراحی لرزه ای افزایش شکل پذیری و استهلاک انرژی زلزله با ورود سازه به ناحیه غیرخطی می باشد. تعداد بسیاری از سازه های بتنی به دلیل تغییر شکلهای ماندگار فراتر از حد مجاز و هزینه های زیاد بازسازی پس از زلزله تخریب و مجددا احداث می شوند. جهت جلوگیری از تخریب این گونه سازه ها نیاز به مصالحی با خاصیت ابرکشسانی و توانایی بازیابی تغییر شکل اولیه پس از باربرداری می باشد. استفاده از آلیاژهای حافظه دار شکلی در دیوار برشی بتنی برای برطرف نمودن این مشکل توسط محققین پیشنهاد شده است. از مهمترین ویژگی های آلیاژهای حافظه دار شکلی قابلیت حفظ شکل اولیه و فوق ارتجاعی بودنشان می باشد. این آلیاژها به علت داشتن رفتار فوق الاستیک می توانند تا کرنش های حدود ده درصد را بدون برجا گذاشتن کرنش پسماند تحمل نمایند. با این ویژگی ها، استفاده از این آلیاژها در سازه می تواند رفتار لرزه ای آن را بهبود ببخشد. با این وجود به دلیل بالا بودن هزینه و همچنین اجرای پیچیده ی این نوع آلیاژها استفاده از آن ها با محدودیت مواجه است. لذا لازم است با یک طرح بهینه، استفاده مطلوبی از آنها صورت پذیرد.
    روش
    بررسی رفتار قاب های بتنی دارای دیوار برشی بهسازی شده با آلیاژهای حافظه دار شکلی در طبقات مختلف، قاب های سه، پنج، هفت و نه طبقه بتنی با حالت های مختلف استفاده از مصالح آلیاژهای حافظه دار شکلی تحت تحلیل دینامیکی غیر خطی تاریخچه زمانی توسط نرم افزار اجزا محدود قرار گرفته است. در این پژوهش تلاش شده است تا محل بهینه قرارگیری آلیاژهای حافظه دار شکلی مورد بررسی قرار گیرد.
    یافته ها
    در این مطالعه پارامترهای تغییر مکان جانبی نسبی طبقات، تغییر مکان جانبی نسبی پسماند طبقات و برش پایه، مورد بررسی قرار گرفته است. از مهمترین مزایای استفاده از آلیاژ های حافظه دار شکلی می توان به کاهش تغییر مکان پسماند سازه و به تبع آن کاهش هزینه بازسازی پس از زلزله اشاره نمود.
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های حاصل از این پژوهش نتایج نشان می دهد، رفتار سازهایی که در 30% نخست ارتفاع سازه از آلیاژ حافظه دار شکلی استفاده شده، اختلاف ناچیزی با سازه هایی دارد که در تمامی طبقات آن از آلیاژ حافظه دار استفاده گردیده است، بنابراین در صورت استفاده از مصالح آلیاژ حافظه دار شکلی تنها در 30% نخست ارتفاع ساختمان، هزینه استفاده از آرماتورهای هوشمند به یک سوم کاهش می یابد و توصیه می شود آلیاژهای حافظه دار شکلی تنها در %30 نخست ارتفاع سازه مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آلیاژ های حافظه دار شکلی، دیوار برشی بتنی، طرح بهینه، رفتار فوق الاستیک، تغییر شکل پسماند، تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی
  • کیوان باقری *، دکتر مسعود تقوایی صفحات 48-61
    زمینه و هدف
    امروزه علیرغم پیشرفت های تکنولوژیکی، سوانح طبیعی و بخصوص زلزله از دغدغه های اصلی جوامع است که تاکنون، روشی برای جلوگیری از وقوع و یا پیش بینی آن ابداع نشده است و تنها راه ممکن برای مقابله با این سانحه طبیعی، برنامه ریزی پیش از وقوع زلزله، برای کاهش اثرات ناشی از آن از طریق مدیریت بحران می باشد. بافت های فرسوده قدیمی شهرها به دلایل نارسایی ها و کمبودهایی که در زمینه های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی در این محدوده از شهرها بروز کرده است و هم چنین آثار میراثی و تاریخی موجود در این بافت ها، نیازمند توجه ویژه در زمینه مدیریت بحران زلزله می باشند. هدف اصلی از نگارش این مقاله، تدوین راهکارهای مناسب در جهت مدیریت بحران زلزله در بافت فرسوده قدیمی شهر سنندج می باشد.
    روش
    این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است و روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی می باشد. در این پژوهش با استفاده از تکنیک SWOT به بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید محدوده بافت فرسوده قدیمی شهر سنندج در ارتباط با مدیریت بحران زلزله پرداخته شده و راهکارهای مناسب در این زمینه ارائه شده است.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان می دهد که فرصت های محدوده بیشتر از تهدیدها و ضعف های محدوده بیشتر از قوت ها می باشد و راهبرد قابل قبول جهت مدیریت بهینه بحران زلزله در محدوده راهبرد بازنگری و بعد از آن راهبرد تدافعی می باشد. راهبردها و راهکارهای این پژوهش می تواند در جهت مدیریت بحران زلزله در بافت فرسوده قدیمی شهر سنندج مفید و موثر واقع شود.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش بیانگر آن است که با توجه به فراوانی آثار و ابنیه تاریخی، مذهبی و باستانی موجود در محدوده مساله مدیریت بحران باید همواره به عنوان یکی از بزرگترین مسائل آن مطرح باشد. به طوری که کم توجهی و بی توجهی به آن می تواند ضمن ایجاد خسارات به آثار و ابنیه تاریخی صدمات و آسیب های جسمی و جانی فراوانی را در هنگام وقوع زلزله به ساکنین وارد سازد.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، زلزله، بافت فرسوده، SWOT، سنندج
  • زهرا رضایی *، دکتر مهدی ابراهیمی نژاد، دکتر زین العابدین صادقی صفحات 62-71
    زمینه و هدف
    حوادث غیرمترقبه اغلب وقایعی غیرقابل کنترل هستند. آمادگی برای مقابله با بحران، موجب می شود بحران ها در حد حادثه باقی مانده و از فاجعه های دلخراش جلوگیری شود. کرمان یکی از مستعدترین شهرهای کشور در زمینه وقوع حوادث طبیعی است. بنابراین آمادگی برای حوادث، همراه با پیشگیری موثر و اقدامات کاهشی برای توسعه پایدار شهر بسیار حیاتی است.
    بنابراین مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین آمادگی و تاب آوری سازمانی در برابر زلزله در بیمارستان های علوم پزشکی شهر کرمان پرداخته است.
    روش
    این تحقیق که از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، از نوع همبستگی می باشد و در بیمارستان های علوم پزشکی کرمان انجام شده است. پرسشنامه های مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته آمادگی و پرسشنامه استاندارد تاب آوری سازمانی می باشد. روایی آنها پس از اصلاحات و پیشنهادهای لازم، مورد تایید اساتید و متخصصان مربوطه قرار گرفته است، علاوه بر این پایایی سوالات به روش آلفای کرونباخ مقادیر قابل قبولی را نشان داد که در نهایت به روش سرشماری بین اعضای نمونه توزیع شدند. جهت بررسی آزمون فرضیه ها، از ضریب همبستگی پیرسون که با استفاده از نرم افزارSPSS 22 انجام شد و با استفاده از آزمون میانگین یک نمونه ای T، وضعیت تاب آوری سازمانی در جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفت، همچنین برای بررسی برازش مدل ساختاری تحقیق از معیارهای ضرایب معناداری z، معیارR2 و معیار Q2 با استفاده از نرم افزار Smart Pls استفاده شده است.
    یافته ها
    یافته های حاصل از ضریب همبستگی پیرسون که در سطح خطای50/0=α انجام شد نشان داد که بین آمادگی و تاب آوری سازمانی و همچنین بین آمادگی با متغیرهای تاب آوری سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین وضعیت تاب آوری سازمانی در جامعه آماری مطلوب برآورد شد و مدل ساختاری تحقیق نیز از برازش مناسبی برخوردار است.
    نتیجه گیری
    طبق یافته های تحقیق بین آمادگی و ابعاد تاب آوری سازمانی (آگاهی موقعیتی، ظرفیت تطابق پذیری، آسیب پذیری های کلیدی) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. سازمان ها می توانند با برگزاری مانورهای دوره ای براساس مخاطرات مختلف و دوره های آموزشی، سطح آگاهی، آمادگی و تاب آوری سازمانی کارکنان خود را افزایش دهند و گامی اساسی در جهت پیشگیری و کنترل بحران ها بر دارند.
    کلیدواژگان: آمادگی، تاب آوری سازمانی، آگاهی موقعیتی، ظرفیت تطابق پذیری، آسیب پذیری های کلیدی، زلزله
  • دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، خدیجه کریمی * صفحات 72-85
    زمینه و هدف
    بحرانهای طبیعی از موانع اصلی توسعه یافتگی هستند، کاهش خسارتهای جبران ناپذیر این رخدادها نیازمند شناخت علل، راه حلهای مقابله و کاهش مخاطرات می باشد. گروه های انسانی آسیب پذیر دامنه بحران ها را گسترده تر می کنند؛ در این ارتباط می توان گفت: «امروزه آسیب پذیری به عنوان عامل تعیین کننده اصلی بحران معرفی می شود، لذا بررسی علل آسیب پذیری و مدل های تعیین کننده کاهش آسیب پذیری را ضروری می سازد.» این مقاله بر اساس یک مطالعه توصیفی و کتابخانه ای تهیه شده است و طی آن مدل های آسیب پذیری در راستای پیش بینی مدل خوب برای بحران وکاهش بحرانها مورد ارزیابی قرار می گیرد.
    روش
    این مقاله در پاسخ به این سوال که کدام مدل در فهم و تحلیل آسیب پذیری جامعه در برابر مخاطرات طبیعی تبیین کاملی را ارائه می دهد؟ به ارزیابی مدل های مطرح در زمینه آسیب پذیری می پردازد و با تقسیم بندی مدل ها در سه دسته اصلی، مدل مناسب برای مدیریت بحران را معرفی می کند.
    یافته ها
    یافته های تحقیق نشان داد که مدل های علی (مدل کرانچ وپخش) با تاکید بر علت ایجاد بحرانها، در واقع از نمایی دیگر به علت آسیب پذیری اشاره دارند. مدل کرانچ با تاکید صرف بر علل ریشه ای و شرایط ناامن به تفسیر علت آسیب پذیری و شروع بحرانها می پردازد، در مقابل مدل ریلایز با تاکید بر ظرفیت ها، راه های کاهش آسیب پذیری و بحران را نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر این است که به کارگیری و استفاده از مدل های علی و تحقیق و توسعه در این زمینه سبب ارتقای عملکرد و تقویت مدیریت بحران در راستای کاهش اثر بحران در سکونتگاه های انسانی خواهد شد و خطرپذیری را کاهش خواهد داد.
    کلیدواژگان: بحران، آسیب پذیری، مدل کرانچ و پخش، مدیریت بحران
  • دکتر آئیژ عزمی *، دکتر جعفر معصوم پور، علی شاهمرادی صفحات 86-95
    زمینه و هدف
    مخاطرات طبیعی امروزه به عنوان یک نگرانی جدی در مناطق روستایی مطرح است و نقش مردم در مواجهه با این بحران ها، حائز اهمیت است. هدف از این مقاله بررسی نقش مردم در مدیریت مخاطرات طبیعی در دهستان زالوآب شهرستان روانسر است.
    روش
    روش تحقیق کمی، کاربردی و پیمایشی است و از ابزار پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری مشتمل بر 150 نفر از روستاییان در 8 روستای دهستان زالوآب است. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده است.
    یافته ها
    یافته های تحقیق نشان می دهند که آگاهی مردم نسبت به مخاطرات طبیعی کم می باشد. آن ها نگرانی زیادی نسبت به وقوع مخاطرات طبیعی داشته و در عین حال حاضر هستند که همکاری گسترده ای با نهادهای دولتی و خصوصی داشته باشند. آن ها همچنین بهسازی مسکن روستایی و استفاده از مساکن مقاوم را راهکاری مناسب جهت مقابله با مخاطرات طبیعی می دانند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از تحلیل عاملی 5 مولفه اثرات تخریبی مخاطرات طبیعی، پیش بینی و مقابله با مخاطرات طبیعی، آمادگی فردی مقابله با مخاطرات طبیعی، دانش و آگاهی، آموزش به مردم بومی را در مدیریت مخاطرات طبیعی موثر می دانند.
    کلیدواژگان: دهستان زالوآب، شهرستان روانسر، مخاطرات طبیعی، مشارکت مردمی
|
  • Nazanin Sadeghi * Pages 9-21
    Background And Objective
    Tehran is located in a seismic zone. The importance of this city in different aspects is obvious to everyone. Earthquake occurrence would cause horrible damage to human as well as heavy financial loss in Tehran provinces. Fire is a serious threat after severe earthquakes. Due to the placement of dangerous infrastructures as well as major and minor gas/petroleum pipelines in seismic zones or faults regions, earthquake is very probable in Tehran. Therefore, an assessment of fire occurrence after earthquake is necessary in Tehran as the capital of Iran.
    Method
    In order to reduce causalities and damages in this area (Tehran Province), a descriptive-analytical research method was adopted. In this regard, required plans were prepared in GIS software and data were collected from documents, books, essays, and articles. Then, three major maps, i.e. hazard map, vulnerability map, and risk map were prepared and analyzed. Finally, strategies and policies were suggested based on the SWOT analysis.
    Results
    The results of this research show despite the potential danger of fire after earthquake is probable in different part of the province, the vulnerability of central parts is much higher due to the population density, accumulation of urban network path, gas and petroleum pipelines, fuel tanks, and agglomeration of industries.
    Conclusion
    This paper concludes that planning and policies about land-use allocation near hazardous zones should consider risk maps and damages. Also, the development of settlement and any construction activity require knowledge about hazardous zones and the threats of fire after earthquakes.
    Keywords: Earthquake, Fire after Earthquake, Tehran Province, Planning
  • Sayed Abdul Reza Hosseini, Kianoosh Shoshtari, Sayed Mohamad Hamed Hosseini * Pages 22-32
    Background And Objective
    Management practices in the extensive Basij organization which includes millions of people from different backgrounds and with different social situations is not simple. Under the supervision of effective managers and leaders, this huge and unique complex can be directed for the goals of Basij as well as people can benefit from its guidance, features, capabilities, and unique capacity in crisis prevention. The aim of this paper is to identify and describe management skills required for commanders of Basij resistance districts in crisis.
    Method
    A descriptive and analytical questionnaire with a 5-fold Likert was adopted. The statistical population of this study was the commanders and successors of Basij resistance districts in one of provinces in Iran. Since the population size was small (n = 125), the whole population was selected as a sample and the full census method was used. The questionnaire was prepared in 5 sections consisting of technical, physical, perceptual, decision-making, and communicational skills, which resulted in 68 questions. These questionnaires were collected and analyzed by SPSS software.
    Results
    Findings of this study confirmed that commanders of resistance districts need management skills at the time of crisis. Despite the lack of significant differences, the highest requirements belong to in the field of perceptual skills with an average rating of 3.21 and the minimum requirements were in the field of communicational skills with an average rating of 2.68.
    Conclusions
    Management skills are one of the most important success factors of managers in organizations to deal with the crisis. The study came to this conclusion that all examined factors (five skills) and the related indices were verified. Likewise, employing the managerial skills (technical, physical, perceptual, decision-making, and communicational) can help commanders to improve crisis management.
    Keywords: Crisis management, management skills, crisis, district commanders, Basij
  • Parisa Nouri *, Mohammad Safi Pages 33-47
    Background and
    Purpose
    The main purpose of seismic design is to increase ductility and seismic energy dissipation by entering the structures into the non-linear area. Many concrete structures are destroyed and reconstruct after the earthquake due to permanent over-deformations and high cost of re-construction. In order to prevent the destruction of these structures, we need materials with the feature of hyperelasticity and the capacity to recover its original shape after unloading. The use of shape-memory alloys in concrete shear walls to solve this problem has been proposed by researchers. The most important characteristics of shape memory alloy is the capability of maintaining their original shape and ultra-reactionary. These alloys having super-elastic behavior can tolerate up to about ten percent strains without leaving residual strains. With these features, the use of these alloys in the structure can improve its seismic behavior. However, due to the high cost and complex implementation of this type of alloys, their use is limited. So, it is necessary to optimally use of them using an optimal design.
    Method
    the behavior of concrete frames with the shear walls improved by shape-memory alloys has been investigated in different floors, three, five, seven and nine concrete frames with different modes using shape-memory alloys materials under non-linear dynamic analysis time of the history by finite element software. In this study, we have tried to examine the optimal placement of the shape-memory alloy.
    Results
    In this study, the parameters of floors relative lateral displacement, floors residual relative lateral displacement, and foundation cutting have been studied. Reducing the structure residual displacement and consequently, reducing the cost of rebuilding after the earthquake can be mentioned as the main advantages of using shape-memory alloys.
    Conclusion
    according to the findings of this study, the behavior of the structures in which, shape-memory alloy is used in the first thirty percent of the height of the structure, has little difference with the structures in which, shape-memory alloy is used in their all floors. So, in case of using shape-memory alloy materials in only 30% of the height of buildings, the cost of smart armatures is reduced to one-third and it is and recommended that shape-memory alloys are only used in 30% of height of the intended structure.
    Keywords: shape-memory alloys, concrete shear wall, optimal design, Hyper-elastic behavior, residual deformation, time history dynamic analysis
  • Keivan Bagheri *, Masoud Taghvaei Pages 48-61
    Background and
    Purpose
    Today, in spite of the technological advances, natural disasters, especially earthquakes are among the main concerns of the communities that no method has not been yet devised to prevent or predict it, and the only way to deal with this natural disaster, is to plan before the earthquakes, to reduce its effects through risk management. Old distressed areas of cities need to pay special attention regarding earthquake crisis management because of shortcomings and deficiencies arisen in physical, social and cultural contexts of these areas of cities as well as heritage and historical monuments in this context. The main purpose of writing this article is to develop proper solutions for earthquake disaster management in the old distressed area of Sanandaj city.
    Methods
    The present study is of cross-sectional type and library and field methods have been used to collect data. In this study, the strengths, weaknesses, opportunities and threats of old distressed areas of Sanandaj city have been investigated in connection with the earthquake crisis management using SWOT techniques and appropriate strategies have been presented in this field.
    Results
    The results show that the opportunities are greater than threats and also, weaknesses are greater than strengths in this area and revision strategy followed by defensive strategy are acceptable strategies for optimal management of earthquake disaster within the area. Strategies and recommendations of the study can be useful and effective for earthquake disaster management in the old distressed area of context of Sanandaj city.
    Conclusion
    The findings suggest that according to the abundance of historic, religious and ancient monuments and buildings in this area, crisis management must be always considered as one of the biggest issues in this regards. So that inattention and neglect can cause damage to historic buildings and monuments, and a lot of injuries and physical damage to residents during an earthquake.
    Keywords: crisis management, earthquake, Strategic Planning, distressed area, SWOT, Sanandaj
  • Zahra Rezaei *, Mehdi Ebrahiminejad, Zeinolabedin Sadeghi Pages 62-71
    Background And Objective
    Crisis is often an uncontrollable event. Preparedness to deal with the crisis makes the crisis remain as an accident and prevent from a harrowing disaster. Kerman is one of the most disaster-prone cities in the country. This preparedness for the disasters along with effective prevention and mitigating measures are imperative for sustainable development of this city.Therefore, this research examines the relationship between preparedness and organization resilience against earthquake in hospitals of medical sciences university in kerman.
    Method
    This study is practical in terms of aim as well as is a correlation type in terms of data collection and was carried out in Medical Science University Hospitals in Kerman. The questionnaires used in this study include a preparedness questionnaire made by the authors and a standard questionnaire of organizational resilience. The validity of questionnaires was confirmed by relevant professors and experts after necessary modifications and suggestions. In addition, the reliability of questionnaires showed acceptable values by Cronbach’s alpha method that was finally distributed among sample members through a census method.. In order to test the hypothesis, Pearson correlation coefficients were obtained using SPSS 22. The organizational resilience status was evaluated by and using a single-sample average T-test in the studied population. Also, significant coefficient (z), R2, and Q2 criteria were employed to fit the structural model of this study, using the Smart Pls software.
    Results
    Findings from Pearson correlation coefficient in error α= 0/05 showed that there was a significant positive relationship between preparedness and organizational resilience. The organizational resilience population was estimated at the optimum resilience condition and the structural model showed a good fitness.
    Conclusion
    Results indicate that there is a significant positive relationship between preparedness and aspects of organizational resilience situational awareness, adaptive capacity, and keystone vulnerability. Organizations can hold periodic exercises and classes based on different risk awareness, preparedness, and resilience to increase the organizational resilience of their personnel and also take an important step to prevent and control the crisis.
    Keywords: Organizational resilience, Situational awareness, Adaptive capacity, Keystone vulnerabilities, Earthquake
  • Vahid Riahi, Farhad Azizpour, Khadijeh Karimi * Pages 72-85
    Background And Objective
    Natural disasters are the major reasons for underdevelopment. Reducing irreparable damages require truly understanding the causes of crisis and available commissioning solutions to mitigate these risks. Nowadays, vulnerabilities are known as the main determinant of crisis. Therefore, studying vulnerability causes and crisis reduction models is necessary. This article presents a descriptive-analytical study to provide a vulnerability model for crisis reduction.
    Method
    This paper presents a complete explanation in response to this question which model can well perceive and analyze vulnerability to natural hazards. By classification of the models into three main categories, an appropriate model was introduced for disaster management.
    Results
    The results showed that causal models (crunch and release) with emphasis on the cause of the crisis, in fact, provide another view from their vulnerability. The crunch model interprets the vulnerability cause and crisis origin by purely emphasizing on the root causes and unsafe conditions. In contrast, the release model provides the vulnerability and crisis reduction methods with an emphasis on capacities.
    Conclusion
    The most important result of this study revealed that the use of causal models as well as research and development in this field improve the performance and enhance disaster management in order to reduce the risk and impact of crisis in human settlements.
    Keywords: disaster, vulnerability, crunch, release model, disaster management
  • Aeizh Azmi *, Jafar Masoum Poor, Ali Shahmoradi Pages 86-95
    Background and
    Purpose
    today, natural disasters are considered as a serious concern in rural areas and the role of citizens in the face of these crises is important. The aim of this paper is to examine the role of citizens in the management of natural hazards in the Zalu Ab rural district of city Rawansar Township.
    Method
    the study is an applied, quantitative survey in terms of the method and uses questionnaire as the tool of collecting data. The population consisted of 150 villagers in eight villages of the Zalu Ab rural district. The simple random sampling method was also used for selecting samples.
    Results
    The findings show that public awareness is low on natural hazards. They have great concern about the occurrence of natural hazards and are yet willing to extensive cooperation with public and private institutions. They also know rural housing improvement and use of resistant housing as the suitable strategies to cope with natural hazards.
    Conclusion
    The results of factor analysis outline the 5 components of the damaging effects of natural hazards, prediction and cope with natural hazards, personal preparedness to cope with natural hazards, knowledge and awareness, training to local people effective in managing natural hazards.
    Keywords: Zalu Ab rural district, Rawansar Township, natural hazards, public participation