فهرست مطالب

زمین شناسی ایران - پیاپی 40 (زمستان 1395)
  • پیاپی 40 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه نجمی*، سید احمد مظاهری، سعید سعادت، اعظم انتظای هرسینی صفحات 1-19
    معدن مس گل چشمه در شمال شرق ایران (جنوب شهر نیشابور) در حاشیه زون ساختاری سبزوار واقع گردیده است. براساس مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی، رخنمون های سنگی این منطقه شامل سنگ های آتشفشانی منسوب به ائوسن و یا جوان تر با ترکیب آندزیت تا بازالت به همراه واحدهای رسوبی، سنگ آهک و میان لایه هایی از توف و برش می باشد. زون های دگرسانی مرتبط با لایه های آندزیتی - بازالتی شامل کربناتی شدن، پروپلیتیکی، اندکی سیلیسی، آرژیلیکی و سرسیتی می باشد و کربناتی شدن مهم ترین دگرسانی منطقه می باشد. کانه زایی به طور گسترده در میان واحدهای آتشفشانی منسوب به ائوسن و یا جوان تر رخ داده و از نظر بافتی به صورت رگه رگچه، پرکننده حفرات و فضاهای خالی (آمیگدالوئید)، دانه پراکنده، آغشتگی در پلاژیوکلازها و جانشینی صورت گرفته است. برپایه مطالعات کانه نگاری صورت گرفته، کانه های اصلی حاوی مس به دو فاز اکسیدی و سولفیدی قابل تفکیک هستند که کانه زایی به طور عمده شامل فاز اکسیدی است و به صورت آغشتگی در سطوح شکستگی ها و خلل و فرج و یا پرکننده فضاهای خالی در سنگ میزبان مشاهده می شود. کانه های اکسیدی به صورت کانه های کربناتی و سیلیکاتی مس شامل مالاکیت، آزوریت و کریزوکلا بوده و کانه های سولفیدی مس شامل کالکوسیت، کوولیت، به مقدار جزئی کالکوپیریت، بورنیت، دیژنیت، تتراهدریت و همچنین مس خالص بوده که در این بین، کالکوسیت ها بیشترین فراوانی کانه های سولفیدی را دارا می باشند. کانه اصلی سولفیدی مس در این محدوده کالکوسیت می باشد که احتمالا شاهد دو نسل از آن هستیم. نسل اول که به صورت اولیه و پراکنده در اکثر نقاط تشکیل شده است و نسل دوم کالکوسیت که از تبدیل بورنیت و کالکوپیریت به صورت جانشینی و در شرایط سوپرژن ایجاد شده است. مطالعات ژئوشیمیایی حاصل از این پژوهش نشان دهنده این است که سنگ های آتشفشانی موجود در منطقه ماهیت بازالت های کالک آلکالن با گرایش شوشونیتی را داشته و از نظر جایگاه زمین ساختی احتمالا شاخص ماگماتیسم کمان قاره ای مرتبط با زون فرورانش می باشد. علاوه بر این، برپایه نتایج حاصل از آنالیز عناصر کمیاب و نادر خاکی مقدار بالای Nb (بیش از 16 گرم در تن)، غنی شدگی Rb و نسبت (Zr/Nb)N ( کمتر از 2 و بین 7/0 تا 46/0) می تواند نشان دهنده ی آغشتگی ماگما با پوسته قاره ای باشد. عدم وجود آنومالی مشخص از عنصر Eu نشان دهنده شرایط ذوب در حالت اکسیدان می باشد. با توجه به مطالعات صورت گرفته و با تاکید بر شواهد مختلف از قبیل محیط زمین ساختی، کانی شناسی و نوع سنگ دربرگیرنده، ساخت و بافت ماده معدنی، پاراژنز کانه نگاری، شکل ماده معدنی و عناصر همراه، این منطقه معدنی با ذخایر مس نوع مانتو واقع در شیلی مقایسه گردیده است و علیرغم پاره ای از تفاوت ها، می توان منطقه گل چشمه را در رده کانسارهای تیپ مس نوع مانتو طبقه بندی کرد.
    کلیدواژگان: گل چشمه، آندزیت، کانه زایی، دگرسانی، مس مانتو، میشیگان
  • مریم عالی پور*، محسن پورکرمانی، علی سربی صفحات 21-32
    مخازن کربناتی ایران از نظر شکستگیهای طبیعی شهرت جهانی دارند. این شکستگیها به طرز چشمگیری به عنوان یک عامل مهم در اکتشاف و تولید هیدروکربن ها شناخته می شوند. بیشتر میادین مهم نفت و گاز بر اساس میزان تولید از مخازن شکسته طبقه بندی میشوند. هدف از این مطالعه بررسی تکامل ساختاری میدان گازی فارور B و همچنین چگونگی تاثیر گسل بر آن می باشد. به این منظور داده های لرزه نگاری دوبعدی PC-2000 (Persian Carpet-2000) و کلیه اطلاعات مربوط به چاه های این میدان گردآوری گردید. سپس این اطلاعات در نرم افزار تخصصی Petrel بارگذاری شدند. بر اساس اطلاعات حفاری سه حلقه چاه، تعبیر و تفسیر کلیه خطوط لرزه ای انتخاب شده انجام پذیرفت و درنهایت نقشه های همتراز عمقی سازندها و الگوهای سه بعدی تهیه گردیدند. بر روی بعضی از مقاطع لرزه ای عمل تخت کردن انجام گرفت. با توجه به مقاطع لرزه ای و تحلیل تکتونیکی مشخص گردید که ساختمان فارور B دارای دو روند گسلش عادی می باشد که شیب صفحه گسل ها تقریبا قائم است، به طوری که جابه جایی گسل شرقی حدود 70 متر و گسل غربی حدود 20 متر می باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل ساختاری، میدان گازی فارور B، سیستم گسلی، مدل ساختمانی، بازسازی لرزه ای دوبعدی
  • هاله قربانی*، محسن موذن، عادل ساکی صفحات 33-43
    باتولیت الوند به سن ژوراسیک، با نفوذ در سنگ های آهکی سبب ایجاد دگرگونی مجاورتی شده است. هورنفلس های کالک- سیلیکات به همراه تنوع زیادی از هورنفلس های رسی و مافیک در اثر نفوذ توده الوند تشکیل شده اند. بر اساس درصد مدال کانی ها، سنگ های کالک- سیلیکات موجود در منطقه به گروه های مختلفی تقسیم شده اند. با توجه به مطالعات پتروگرافی، مشخص شد که سنگ های کالک- سیلیکات در منطقه همدان طی دو مرحله دگرگونی پیشرونده و پسرونده تشکیل شده اند، به طوری که در ابتدا دگرگونی پیشرونده و اوج دگرگونی رخ داده، که باعث ایجاد کانی های بی آب مانند پیروکسن، گارنت و وزوویانیت شده است. به دنبال آن، طی کاهش دما و حضور مقادیر قابل توجه سیال، دگرگونی پسرونده در دمایی پایین تر رخ داده است که در طی آن مجموعه ای از کانی های آبدار شامل ترمولیت- اکتینولیت، زوئیزیت، کلریت، اپیدوت و مقادیری از کانی های اکسیدی مانند هماتیت و گرافیت تشکیل شده است. کانی ترمولیت و اپیدوت در شرایط دگرگونی درجه پایین شکل گرفته اند. درنتیجه دگرگونی پسرونده کانی های ترمولیت، اپیدوت و زوئیزیت و سایر کانی های آبدار، جایگزین کانی های اوج دگرگونی شده اند. سنگ های حاصل این دگرگونی شامل انواع متفاوتی از کالک- سیلیکات ها مانند اپیدوت کالک- سیلیکات و اپیدوت، ترمولیت- اکتینولیت و زوئیزیت کالک- سیلیکات می باشد. دگرگونی پسرونده در منطقه سبب شده است تا در امتداد مرز دانه ها و در امتداد نقاط ضعف، مانند سطوح کلیواژ یا شکستگی ها (گارنت) دگرسانی ناقصی گسترش یابد. علاوه براین در سنگ های موجود در منطقه بافت-هایی مانند سیمپلکتیت دیده می شود که با افت دما هماهنگ می باشد.
    کلیدواژگان: باتولیت الوند، دگرگونی پسرونده، فرآیندهای دگرگونی، کالک، سیلیکات، همدان
  • مرتضی خلعت بری جعفری*، نفیسه صالحی سیاوشانی، محمد فریدی صفحات 45-75
    مخروط سیندر رخنمون یافته در جنوب روستای خاتون باغ، شمال خاوری مهاباد، استان آذربایجان غربی، از پایین به بالا شامل سه بخش است. بخش زیرین دربردارنده لایه های سرشار از اسکوری، خاکستر، تفرا، بخش میانی شامل لایه های اسکوری حاوی بمب و بخش بالایی از لایه های مملو از بمب آتش فشانی با میزان کمتری اسکوری است. ترکیب غالب این فراورده های آتشفشانی، الیوین بازالت است. در تعیین سن مورفومتری مخروط سیندر خاتون باغ، داده های مورفومتری موردنیاز با کمک نقشه های توپوگرافی و محاسبات مدل رقومی ارتفاعی (DEM) به دست آمده اند. پارامترهای اصلی مخروط، مانند ارتفاع، قطر قاعده و دهانه کراتر، برای محاسبه نسبت Hco/Wco و زاویه شیب میانگین اندازه گیری شدند. با توجه به پارامترهای اصلی، مخروط سیندر مورد مطالعه در قاعده شکل بیضوی و در دهانه کراتر خود شکل فرابیضوی داشته و می توان آن را در نوع مخروط نعل اسبی دسته بندی نمود. با مقایسه پارامترهای اصلی محاسبه شده با پارامترهای مخروط های سیندر در سایر مناطق دنیا، می توان نتیجه گرفت که ابعاد این مخروط به میانگین جهانی آن بسیار نزدیک است. ازآنجایی که با افزایش سن مخروط، ارتفاع، نسبت ارتفاع به قطر و زاویه شیب مخروط در اثر فرسایش کاهش می یابد لذا از نسبت Hco/Wco می توان جهت تعیین سن مورفومتری مخروط ها استفاده نمود. با مقایسه نسبت Hco/Wco مخروط خاتون باغ با نسبت های پیشنهادی Porker (1972) و داده های سن سنجی Wood (1980b) و Sucipta et al. (2006)، می توان سن نسبی 7/0 تا 2 میلیون سال را برای مخروط خاتون باغ تخمین زد که با سن چینه شناسی مستند در نقشه های زمین شناسی منطقه مطابقت دارد.
    کلیدواژگان: تعیین سن، طبقه بندی مورفولوژی، کواترنری، مخروط سیندر، مورفومتری
  • زهرا نوریان رامشه*، محمد یزدی، ایرج رسا، فریبرز مسعودی صفحات 59-70
    منطقه موته در قسمت مرکزی زون سنندج - سیرجان واقع شده و دارای دو معدن طلای فعال به نام چاه خاتون و سنجده می باشد. واحد های سنگی منطقه تحت تاثیر دگرگونی در حد شیست سبز تا آمفیبولیت زیرین بوده و شامل مجموعه ای از سنگ های آتش فشانی- رسوبی و آتش فشانی اسیدی دگرگون تا دگرشکل شده می باشند. این سنگ های دگرگونی میزبان کانی سازی طلا هستند و پیریت کانی اصلی میزبان طلا می باشد. به منظور بررسی توزیع طلا و عناصر فرعی در کانی پیریت، پیریت های کانسار سنجده با استفاده از مطالعات میکروسکوپی و آنالیز الکترون مایکروپروب مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس این مطالعات دو نسل پیریت شناسایی شد. پیریت های نسل اول، پیریت های نیمه شکل دار تا بی شکل دانه متوسط دگر شکل شده و دارای شکستگی با محتوای طلای بالا (تا 810 ppm) و پیریت های نسل دوم، پیریت های درشت بلور شکل دار و دارای محتوای طلای پایین تا متوسط (از زیر حد تشخیص دستگاه تا 110ppm). همچنین نتایج آنالیز نشان می دهد که به جز طلا هیچ گونه تفاوت سیستماتیکی بین محتوای عناصر فرعی دو نسل پیریت وجود ندارد. بر اساس تصاویر BSE طلا به صورت آزاد در حد میکرون در ریزشکستگی های پیریت نسل اول مشاهده شد. همچنین بر اساس نقشه پراکندگی عناصر، Co در شبکه پیریت حضور دارد و زونینگ نشان می دهد. سنگ های مافیک الترامافیک نسبت به Co غنی شدگی نشان می دهند، در مقابل سنگ های فلسیک فقیر از Co هستند، تمرکز بالای کبالت می تواند گواه سهم بالای سنگ های مافیک - الترامافیک در منبع سیال در منطقه باشد. بنابراین میزان بالای Co در پیریت احتمالا مرتبط به سنگ های دگرکونی مافیک- الترامافیک است و شواهد بیشتری را برای کوهزایی بودن نهشته طلا فراهم می کند.
    کلیدواژگان: آنالیز الکترون مایکروپروب، پیریت، طلا، سنجده، موته
  • علیرضا روان خواه*، محسن موید، محمدرضا حسین زاده، امیر مرتضی عظیم زاده، جمشید حسن زاده، نصیر عامل صفحات 74-87
    توده های گابروئی موردمطالعه در شرق و جنوب غرب هوراند (شرق کلیبر)، در استان آذربایجان شرقی رخنمون دارند. توده گابروئی لقلان به فرم سیل های مکرر به درون نهشته های فلیش گونه کرتاسه بالایی– پالئوسن تزریق شده است. توده گابروئی هشت سر به همراه پیروکسنیت های همراه به درون نهشته های مذکور تزریق شده است. کانی شناسی اصلی گابروی لقلان شامل پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن، پتاسیم فلدسپار و بیوتیت بوده و کانی های اصلی سازنده گابروی هشت-سر شامل پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن و آمفیبول است. پلاژیوکلازهای موجود در توده ی گابروئی هشت سر (آنورتیت) کلسیک تر از پلاژیوکلازهای موجود در توده گابروئی لقلان بوده و برخلاف آن ها فاقد منطقه بندی می باشند. ترکیب کلینوپیروکسن در هر دو توده در محدوده دیوپسید بوده و آمفیبول های موجود در توده گابروئی هشت سر ترکیب پارگازیتی تا چرماکیتی دارند. ماگمای مولد این توده ها براساس شیمی سنگ کل و ترکیب کلینوپیروکسن های موجود در آن ها، دارای سرشت شوشونیتی بوده و از ذوب بخشی با نرخ حدود 5 درصدی گوشته اسپینل– گارنت لرزولیتی غنی شده و با گارنت باقیمانده در فاز تفاله و در یک محیط قوس آتشفشانی تکوین یافته است.
    کلیدواژگان: سیل، فیلیشوئید، قوس آتشفشانی، گابرو، هوراند
  • مجید طاشی، فردی موسیوند*، حبیب الله قاسمی صفحات 89-108
    کانسار سولفید توده ای آتشفشان زاد مس- نقره گرماب پایین در 290 کیلومتری جنوب شرق شاهرود واقع شده و در توالی آتشفشانی-رسوبی کرتاسه پسین، در زیر پهنه سبزوار، شمال شرق ایران رخ داده است. کانه زایی مس طبیعی در واحدهای سنگی آندزی بازالت با بافت بادامکی، تراکی آندزیت و برش های آتشفشانی میزبان کانسارگرماب پایین با سن کرتاسه پسین و کنگلومراهای پالئوسن به صورت رگه – رگچه ای و دانه پراکنده دیده می شود. مطالعات ژئوشیمیایی نشان می دهد که این سنگ های آتشفشانی دارای ترکیب بازالتی و ماهیت کالک آلکالن بوده و در محیط پشت کمانی نهشته شده اند. دگرسانی عمده همراه کانه زایی از نوع کلریتی و به مقدار کمتر زئولیتی است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهند فرآیند دیاژنز، تدفین و بالاآمدگی در توالی آتشفشانی- رسوبی میزبان کانه زایی سبب ایجاد و حرکت سیال های نسبتا داغ شور شده که این سیال ها مس را از سنگ های آتشفشانی کرتاسه پسین شسته و تحت شرایط احیایی به صورت مس طبیعی در واحدهای آندزی بازالتی و برش آتشفشانی و کنگلومراهای پالئوسن ته نشست داده است. با توجه به نوع سنگ های میزبان، کانی شناسی و دگرسانی، کانه زایی مس طبیعی در کانسار گرماب پایین بیشترین شباهت را با کانه زایی مس طبیعی مرتبط با سنگ های بازالتی (تیپ میشیگان) نشان می دهد. این رخداد بعد از تشکیل کانسار سولفید توده ای گرماب پایین و در طی دیاژنز، دگرگونی دفنی و بالا آمدگی توالی سنگی دربرگیرنده، رخ داده است.
    کلیدواژگان: گرماب پایین، سولفید توده ای، تیپ میشیگان، مس طبیعی، زئولیت
  • محبوبه نظری، شهریار کشتگر، علی کنعانیان، محمد بومری صفحات 107-120
    توده کوارتزدیوریتی سلفچگان (کوه آل)، واقع در 45 کیلومتری جنوب غرب قم، به صورت یک توده ساب ولکانیک کوچک به درون ماسه سنگ ها و آهک های ماسه ای سازند قرمز فوقانی نفوذ نموده است. الگوی تغییرات زیگزاگ در فراوانی عناصر اصلی و کمیاب کوارتزدیوریت ها، از حاشیه به سمت مرکز توده، می تواند نشانه تغذیه مکرر مخزن ماگمای سازنده این سنگ ها باشد. سنگ های مورد مطالعه از لحاظ ژئوشیمیایی مشخصات سنگ های گرانیتوئیدی کالکوآلکالن، متاآلومین نوع I را نشان می دهند. این سنگ ها از عناصر LILE و LREE غنی و از HREE فقیر شده اند. علاوه بر این دارای آنومالی منفی Nb و Ti، نسبت Ce/Pb کم، نسبت های Ba/La و Ba/Th زیاد و مقادیر Al زیاد هستند. ضمنا بافت های نامتعادل در پلاژیوکلازهای زونه و حضور درشت بلورهای هورنبلند با حاشیه واکنشی در سنگ های پورفیری توده از دیگر مشخصات نمونه ها محسوب می شود. با توجه به شواهد پتروگرافی و ژئوشیمیایی یاد شده به نظر می رسد که سنگ های مورد مطالعه در قوس های ماگمایی مرتبط با فرورانش تشکیل شده باشند.
    کلیدواژگان: سلفچگان، کوارتزدیوریت، ساب ولکانیک، کالک آلکالن، ژئوشیمی
|
  • Najmif.*, Mazaheri, S.A., Saadats., Entezari Harsini, A Pages 1-19
    The Golcheshmeh copper deposit is located in the north-easth of Iran (south of Neyshabour) at the margin of Sabzevar Structural Zone. Based on geological and labratory studies, the outcroped rocks consist of Eocene volcanic rocks such as andesite, basaltic- andesite and basalt, that associated with the sedimentary and volcanosedimentry rocks including limestone, tuff and breccia. The alteration is hosted andesitic layers that includes carbonatization, propylitic and less argilic and sericitic. The carbonatization zone is the most important alteration zone in this area. Mineralization mainly occurs in Eocene or younger volcanic rocks as vein- veinlets, amygdaloidal fillings and some replacement and disseminated styles. According to the minerallographic studies, the main ores containing copper are divided into oxide and sulfide types. Mineralization mainly consists of oxide phases and can be seen as contamination of surface fractures and pores or voids filling in host rocks. The main oxide minerals are malachite, azurite and chrysocolla and sulfide minerals are chalcocite, covellite, with minor chalcopyrite, bornite, digenit and also native copper. Chalcocite is the most abundant sulfide ore in this area. There are probably two generations: The first generation is a primary ore that was formed directly in joints, cracks, and fractures from the ore-containing solution and currently is replaced covellites, and the second generation is chalcocite that was probably formed from the conversion of bornite and chalcopyrite through substitution and under supergene conditions. In most cases, the observed intergrowth between copper ores suggests the multi-stage mineralization in this region. Geochemical studies based on minor and trace elements obtained from this research indicate that the igneous rocks in this region were characterized by the calc-alkaline basalt characteristics and in terms of tectonic setting, could be attributed to subduction zone-related continental arc magmatism. In addition, based on the results of the analyses of trace and rare earth elements, the high amount of Nb (more than 16 ppm), Rb-rich, (Zr / Nb)N (less than 2 and between 0.7 to 0.46), could be an indication of contamination of magma with continental crust. The absence of Eu anomaly suggests a broadly defined melting conditions at oxidation state. On the basis of this study and with respect to some evidences such as tectonic setting, host rock types, structure and texture of ore body, mineral paragenesis, shape of the ore body and associated elements, this area is comparabale to a Manto type deposit located in Chile regardless of some differences. Thus, it is suggested that the Golcheshmeh copper mine classified a Cu- Manto type deposit.
    Keywords: Golcheshmeh, Andesitic, Mineralization, Alteration, Cu, Manto, Michigan
  • Alipourm.*, Pour Kermanim., Sorbi, A Pages 21-32
    In terms of natural fractures, Iranian carbonate reservoirs have a global reputation. These fractures are known as dramatically important factor in the exploration and production of hydrocarbons. Many important oil and gas fields are classified based on the production from fractured reservoirs. At the first step, the aim of this study is the investigating the structural evolution of Farour B gas field and then determining how the detected fault influences this gas field. For this study, 2D seismic data, Persian Carpet-2000 (PC-2000), and all related information on the wells of the studied field were collected. Then these data were loaded on Petrel software,. Shifting and interpretation of all the chosen seismic lines were selected according to the excavation information from three wells and finally the deep balanced maps of formations and 3D patterns were provided. The flatting process was done for some seismic sections. According to seismic sections and tectonic analyzing the Farour B structure has two normal faulting trends in which the faults slope are approximately vertical and the eastern and western faults displacement are about 70 meter and 20 meter respectively.
    Keywords: Structural analysis, The gas field FAROOR B, Fault systems, Structural model, Seismic reconstruction 2D
  • Ghorbani. H.*, Moazzenm., Saki, A Pages 33-43
    The Alvand batholith is intruded into the Jurassic argillaceous and carbonate rocks and has caused contact metamorphism. The calc-silicate hornfelses and varieties of pelitic and mafic hornfelses are produced in this regard. Based on the modal percentage, the calc-silicate rocks of the area can be divided into different groups. The present study shows that the calc-silicate hornfelses of the Hamadan area are metamorphosed during two metamorphic phases, the prograde and the retrograde events. The prograde metamorphism formed anhydrous minerals such as pyroxene, garnet and vesuvianite. Following this phase, by reduction of temperature the retrograde metamorphism occurred and tremolite-actinolite, zoisite, epidote and to some extent hematite were formed. The rocks resulted from this metamorphism are epidote calc-silicate, epidote-tremolite-actinolite calcsilicate, zoisite calc-silicate and . . . .
    Retrograde metamorphism caused alteration along the grain boundaries and along the cleavage plane of the minerals (especially garnet). Furthermore, some textures, such as symplectite texture, were developed in the rocks, which is in accordance with decreasing temperature.
    Keywords: Alvand batholite, Retrograde Metamorphism, Metamorphic Processes, Clac, silicate, Hamadan
  • Khalatbari, Jafarim.*, Salehi Siavashanin., Faridi, M Pages 45-75
    Scoria cone near Khatoon-Bagh, NE of Mahabad in West Azerbaijan province consists of 3 Parts: Lower part containlayer of scoria, ash and tephra, middle part consist of volcanic bomb-bearing scoria and finally (Cupper part) a layer full of bomb. Their composition is mainly olivine basalt. The morphometric data used for morphologic age were either derived by manual measurement on topographic maps and by Digital Elevation Model-based (DEM) calculations. The main parameters of cone such as height, basal and crater diameter have been measured for calculation of Hco/Wco ratio and average slope angle. The main parameters show that the basal shape of this cinder cone is elliptical and at the crater is super elliptical, therefore can categorize it as horseshoe-shaped cone. The comparison of main parameters from a number of previous studied cinder cones from around the world suggest that dimensions of Khatoon-Bagh cone is similar to global average. Since with the increase in age and degradation of cone, the height, height to diameter and slope angle of cone will decrease, so Hco/Wco could be used for morphometric ages. According to Wood (1980b) and Sucipta et al. (2006) aging data and Porker (1972)’s relations, the relative age of Khatoon-Bagh cinder cone estimate 0.7-2 Ma which is in agreement with stratigraphic age in geological maps.
    Keywords: Age determination, Morphological Classification, Quaternary, Cinder Cone, Morphometry
  • Nourian Ramshehz.*, Yazdim., Rasai., Masoudi, F Pages 59-70
    Muteh district is located in the central part of Sanandaj- Sirjan Zone. It consists of two active mines, including the Chah Khatoon and Senjedeh open pits. Exposed rock units in the area underwent greenschist to lower amphibolite metamorphism. They consist of deformed and metamorphosed volcano-sedimentary and acidic volcanic rocks. Gold mineralization is hosted in metamorphic rocks and pyrite is the most important Au-hosting mineral in the Muteh minig district; therefore, pyrite from the Senjedeh gold deposit was investigated using a combination of ore microscopy, including back-scattered imaging (BSE), and electron probe microanalysis (EPMA) with the aim to investigate gold and trace elements (Se, As, Pb, Bi, Sb, Co, Ag, Te, Zn, Cu, Ni) distribution. Based on our studies, there are two generations of pyrite: medium-grained, anhedral and deformed of first generation of pyrite that is characterized by abundance of microfractures, contains high level of gold ( up to 810 ppm) and coarse grained, euhedral of second generation of pyrite, contains low- medium level of gold (bdl- 110 ppm). Results of this study show that there are no systematic differences between the trace element compositions of two generations of pyrite. According to BSE, visible gold is widespread and present as irregular grains of native gold mostly along grain boundaries or filling microfractures of first generation of pyrite. Element mapping indicates that Co is incorporated in pyrite crystal lattice and shows compositional zoning in pyrite grains. Ultramafic, and to a lesser extent, mafic rocks are typically strongly enriched in Co; in contrast, felsic rocks usually contain low Co concentrations. Therefore, high Co concentrations should be a good indicator of a high proportion of mafic to ultramafic over felsic rocks in the fluid source area. Co concentrations in pyrite ,possibly linked to mafic/ultramafic metamorphic rocks, provide further evidence for the orogenic gold deposit affinity.
    Keywords: EPMA, Pyrite, Gold, Senjedeh, Muteh
  • Ravankhaha.*, Moayyedm., Hosseinzadeh, M. R., Azimzadeh, A. M., Hassanzadehj., Amel, N Pages 74-87
    The gabbroic bodies are outcropped in the East and south-west of Hourand (East of Kaleybar) and in the East Azarbaijan province. The gabbroic body of Leghlan forms frequent sills injected in the Upper Cretaceous-Paleocene flysch deposits. The gabbroic body of Hashtsar along with associated pyroxenite were injected into these deposits. The mineral composition of the gabbroic body of Leghlan is plagioclase, clinopyroxene, potassium feldspar and biotite, and the major minerals of the gabbroic body of Hashtsar includes plagioclase, clinopyroxene and amphibole. Plagioclases in gabbroic body of Hashtsar (anorthite) is more calcic than those in the gabbroic body of Leghlan and show no chemical zoning. The composition of clinopyroxene in both bodies is in the range of diopside and amphiboles in gabbroic body of Hashtsar are pargasite to tschermakite. The parental magmas of these bodies, based on mineral chemistry and composition of clinopyroxene, was shoshonit and the melting occurred at a rate of about 5% of the enriched spinel-garnet lherzolite mantle and with garnet in the residue. The rocks were developed in a volcanic arc setting.
    Keywords: Sill, Flysch, Volcanic arc, Gabbro, Hourand
  • Tashim.*, Mousivandf., Ghasemi, H Pages 89-108
    The Garmabe Paein copper-silver volcanogenic massive sulfide (VMS) deposit is located 290 km southeast of Shahrood and occurred within the Upper Cretaceous volcano-sedimentary sequence in the Sabzevar subzone, north-east of Iran. Native copper mineralization occurred within the Cretaceous volcanic host rocks of the Garmabe Paein deposit including andesite-basalt with amygdaloidal texture, trachyandesite and volcanic breccia, and Paleocene conglomerate, as vein-veinlets and disseminated forms. Geochemical studies indicate that the volcanic rocks have basaltic compositions and calc-alkaline nature, deposited within a back-arc basin. Major wall rock alterations are dominated by chloritic and minor zeolitic mineralization. This study shows that diagenesis and burial process in the host volcano-sedimentary sequence produced relatively hot and brine fluids which leached copper from the volcanic rocks and deposited as native copper under reduced conditions within the Late Cretaceous andesit-basalt and trachyandesite and Paleocene conglomerate. Considering host rock types, mineralogy and alteration, the native copper mineralization in the Garmabe Paein deposit show most similarity with the native copper mineralization in the basaltic rocks (Michigan-type), which occurred slightly after formation of the Garmabe Paein VMS deposit during diagenesis, burial metamorphism and uplift.
    Keywords: Garmabe Paein, Volcanogenic massive sulfide, Michigan type, Native copper, Zeolite
  • Nazari M., Keshtgar Sh, Kananiana., Boomeri, M Pages 107-120
    The Salafchegan quartz diorite pluton which is located at 45 km southwest of Qom, has intruded sandstone and sandy limestone of the Upper Red Formation as small subvolcanic intrusion. A zigzag pattern of major and trace elements variations in these intrusive rocks, from margin to the center of the pluton, may indicate periodical magma chamber refreshments. These subvolcanic rocks show geochemical calc-alkaline affinity and in the case of aluminum saturation index, they could be classified as meta-aluminous rocks, similar to I type granitoids. These rocks are enriched in LILE, and LREE but depleted in HREE. In addition, they show negative anomalies of Nb and Ti, low Ce/Pb, high Ba/La and Ba/Th ratios associated with high Al content. They illustrate porphyritic texture accompanied by inequilibrium phenocrysts such as zoned plagioclase or reaction rims surrounding hornblende crystals. Based on petrographical studies and geochemical analysis, it could be suggested that the parent magma of these subvolcanic rocks was related to a subduction zone and has emplaced in a magmatic arc.
    Keywords: Salafchegan, Quartz diorite, Subvolcanic, Calc, aalkaline, Geochemistry