فهرست مطالب

جستارهای زبانی - سال هشتم شماره 1 (پیاپی 36، فروردین و اردیبهشت 1396)
  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 36، فروردین و اردیبهشت 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/01/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اکرم آیتی، نجمه اکبری صفحه 1
    از دهه ی هشتاد میلادی، نشانه-معناشناسی با در پیش گرفتن رویکردی پدیدارشناختی و با تاثر از نسل جدیدی از اندیشه ها، از نظام کلاسیک که تا پیش از آن مطرح بود، فاصله گرفت. این رویکرد جدید امروزه نشانه-معناشناسی هستی محور خوانده می شود و بر اساس آن، خوانش دیگر نه یک رمزگشایی ساده، بلکه حرکتی به سمت درک و خلق دوباره ی معنا به مثابه ی بعد حس شده ی هستی است. در رمان بوف کور نیز شاهد ظهور چنین تفکر نشانه-معناشناختی در بطن گفتمان هستیم. بدین معنا که دریافت شخصیت اصلی از خود و جهان پیرامونش و دیگری نه یک برداشت ساده و کلیشه ای بلکه بر پایه ی حضور حسی- ادراکی و پویاست که در تعامل با پدیده ها شکل می گیرد. از این روی در پژوهش حاضر، با تکیه بر نظریات لاندوفسکی که با الهام از تفکر زیبایی شناختی گرماس ، مبحث نشانه معناشناسی هستی محور و تجربه زیسته را در ابعاد وسیع تری مطرح می کند سعی داریم کارکردهای گفتمانی حضور سوژه ی بودشی و نوع ارتباط وی با خود و دیگری را به چالش بکشیم و در نهایت ببینیم تعامل با این «دیگری» چگونه و بر چه اساسی، باعث ایجاد نظامهای جدید گفتمانی همچون نظام خلسه و استعلایی می شود و سوژه در جریان این تحول هستی شناسانه به چگونه درکی از خود و جهان پیرامونش دست می یابد.
    کلیدواژگان: سوژه ی بودشی، دیگری، تعامل، نشانه، معناشناسی هستی محور، بوف کور
  • رامین اکبری، میلاد بهشتی پرور، غلامرضا کیانی صفحه 23
    یکی از مهم ترین مباحث در زمینه آموزش، وجود اطمینان از کیفیت و اثرگذاری تدریس و مدرس است؛ ازاین رو، لازم است الگوها و ابزارهایی برای توصیف و سنجش آن ها ایجاد شود. یکی از دروس آموزشی که فراگیران زیادی به آن علاقه دارند، زبان انگلیسی است؛ بنابراین، ایجاد ابزار سنجش و نیز ارائه الگویی مناسب برای توصیف کیفیت تدریس و اثربخشی در این حیطه امری ضروری است. تحقیق حاضر با هدف ارائه چنین ابزار و الگویی در دو مرحله کیفی و کمی صورت پذیرفت که نتایج مرحله کیفی به ارائه یک الگو و نیز یک پرسش نامه جهت سنجش آن انجامید. نتایج مرحله کیفی نشان داد الگوی کیفیت مدرس از هفت عامل/ فاکتور اصلی تشکیل شده است: 1. پیش شرط های تدریس؛ 2. مهارت های عملی کلاسی؛ 3. مهارت های اجتماعی- ارتباطی؛ 4. سازمان دهی و برنامه ریزی آموزش؛ 5. رشد حرفه ای؛ 6. مهارت های مدیریت کلاس؛ 7. مهارت های کنترل یادگیری و رشد فراگیران. براساس این عوامل، یک پرسش نامه 48سوالی طراحی شد؛ سپس در مرحله کمی، با استفاده از روش آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، اعتبار، پایایی و معناداری تمام عوامل و سوالات سازنده آن ها بررسی شد. براساس نتایج آماری به دست آمده می توان هم الگوی ارائه شده و هم پرسش نامه را قابل قبول و قابل استفاده دانست. پرسش نامه حاصل از این مطالعه می تواند در ارزیابی مدرسان و نیز کنترل کیفی آموزشگاه های زبان و نیز درصورت نیاز، در مدارس استفاده شود.
    کلیدواژگان: کیفیت مدرس، مدل، آموزش زبان انگلیسی، پرسش نامه
  • علی حاجی خانی، کاووس روحی، عیسی متقی زاده، مصطفی رستمی کیا صفحه 49
    «تجزیه به آحاد واژگان» روشی در معناشناسی است که واژگان متن را تا جایی که ممکن است به آحاد و مولفه های معنایی سازنده آن تجزیه می کند تا از کنار هم قرار دادن آن ها مفهوم دقیق و کامل واژه ها به دست آید. توجه به آحاد معنایی واژگان و تلاش برای بازسازی آن ها در زبان مقصد می تواند به ارائه ترجمه ای کامل و دقیقاز متن مبدا انجامد. بر این اساس، در نوشتار حاضر تلاش شده با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی، افعال سوره مبارکه بقره- که ترجمه آن ها در یازده ترجمه مشهور معاصر قرآن کریم شامل آیتی، ارفع، الهی قمشه ای، سراج، صفارزاده، فولادوند، کاویانپور، گرمارودی، مجتبوی، مشکینی و مکارم شیرازی با چالش همراه بوده است- تجزیه به آحاد شود تا معنای کامل آن ها حاصل آید. برایند پژوهش نشان می دهد اولا مترجمان به مبحث «تجزیه به آحاد واژگان» توجه لازم را نداشته و تقریبا در تمام موارد فقط به معنای اولیه و اساسی اشاره کرده و از مولفه های معنایی نهفته در هر واژه صرف نظر کرده اند؛ ثانیاهرچند هیچ کدام از مترجمان در این زمینه به طور کامل موفق نبوده اند، ترجمه مشکینی، الهی قمشه ای و مجتبوی در مقایسه با دیگران از دقت بیشتری برخوردار بوده و ترجمه ارفع نیز در این میان ناموفق بوده است.
    کلیدواژگان: افعال سوره بقره، ترجمه های مشهور معاصر، قرآن کریم، تجزیه به آحاد واژگان
  • آرزو امیدواری، ارسلان گلفام صفحه 79
    گواه نمایی به شیوه ی رمزگذاری زبان برای مشخص کردن منبع خبر ونیز عملکرد گوینده به منظور صحیح جلوه دادن سخنش اطلاق می گردد. آیخنوالد[1] (2004) از بررسی ساختهای گواه نما ی حدود 500 زبان دنیا مدلی ارائه داده است که در آن گواه نمایی در زبان ها از منظر ساختاری به دو صورت دستوری شامل وندها و واژه بستهای تصریفی و صورت غیردستوری شامل راهبردهای واژگانی و نحوی می باشد. وی گواه نمایی را از منظر معنایی بطور کلی شامل دو نوع مستقیم (دست اول) و غیرمستقیم (دست دوم یا چندم) می داند که از این لحاظ منبع اطلاعات به شش گروه حسی دیداری، حسی غیردیداری، استنباطی، حدسی، شایعه (شنیده) و نقل قول تقسیم می گردد. هدف از این تحقیق مشخص نمودن جایگاه گواه نمایی در زبان فارسی است. نتیجه این پژوهش مشخص نمود که زبان فارسی ازجمله زبان هایی است که از لحاظ ساختاری فاقد گواه نمای دستوری می باشند و همچون بیشتر زبان های هند و اروپایی دارای عناصر زبانی است که علاوه بر نقش و جایگاه اولیه ی خود در زبان نقش گواه نما را نیز ایفا می کنند. برخی از ساخت های گواه نما در زبان فارسی شامل مجهول های غیرشخصی، مقولات وجه نما، مشخصه های زمان و نمود، نقل قول و گزارش و نیز افعال حسی و ادراکی می باشند. این ساختارهای صوری در برگیرنده ی قالب های معنایی گواه نماهای مستقیم و غیرمستقیم و نیزدر برخی موارد مشخص کننده ی انواع منبع اطلاعات می باشند.
    کلیدواژگان: گواه نمایی، گواه نمای مستقیم، گواه نمای غیر مستقیم، زبان فارسی
  • الهام سیدان صفحه 101
    غزل قلندری که با محور مبازره با ریا در ادب فارسی ظاهر شد، در شعر حافظ با شگردها و ظرایف هنری خاصی همراه می شود. در این دسته از غزلیات با درهم ریختن ارزش های معمول و عرف پسند، گونه های ارزشی متفاوتی شکل می گیرد. نظر به اهمیت نظام ارزشی حاکم بر این دسته از اشعار و جایگاه برجسته آن در تولید و تحول معنا، این پژوهش به بررسی و تحلیل این جنبه از گفتمان نظر دارد. نتایج این بررسی نشان می دهد حافظ با دنبال کردن ارزشی مرامی- سلوکی درپی نقد اجتماع و صوفی مآبان ریاکار زمان برمی آید. طرح فضای تنشی در گفتمان غزلیات قلندری به تولید ارزش منجر می شود؛ به گونه ای که در گفتمان این دسته از اشعار هم پیوندی مستقیمی میان فشاره و گستره گفتمانی برقرار است. سخن گفتن از مستی، می نوشی و نظر به ساقی و معشوق زیبارو فشردگی احساس را در غزل تقویت می کند و حضور دیگری به بسط گستره شناختی منجر می شود. در گفتمان قلندری، ارزش ها درون نظامی تراارزشی قرار دارند و به این ترتیب، جریان ارزش پیوسته درحال جابه جایی و انتقال است و به این ترتیب، کل جریان زبان را تحت تاثیر قرار می دهد. با توجه به سیالی و پویایی ارزش های حاکم بر اشعار قلندری حافظ، در پژوهش حاضر، نظام ارزشی حاکم بر گفتمان این دسته از اشعار و چگونگی معناآفرینی از طریق خلق این ارزش ها بررسی می شود.
    کلیدواژگان: حافظ، غزل قلندری، فرایند تنشی، فشاره گفتمانی، نظام ارزشی
  • مروارید طالبی، رضامراد صحرایی صفحه 127
    رویکرد مفهومی- نقشی از اثرگذارترین رویکردهای آموزش زبان دوم/ خارجی است و کمتر منبعی برای آموزش زبان هایی مثل انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی و حتی عربی، عبری و ترکی وجود دارد که در تولید محتوای آموزشی به اصول و مبانی این رویکرد توجه نکرده باشد. کلیدی ترین اصل این رویکرد، ایجاد تناسب هدفمند و ارتباط محور بین نقش ها و مفاهیم زبانی و موقعیت های واقعی است. باوجود این، در منابع معتبر آموزش زبان فارسی به خارجیان، توجه چندانی به این رویکرد نشده ‏است. در پژوهش پیش‏رو، ابتدا رویکرد مفهومی- نقشی و مهم ترین نقش ها و مفاهیم زبانی در چهارچوب این رویکرد معرفی شده؛ سپس میزان بازنمایی این مفاهیم و نقش ها در دو مجموعه فارسی بیاموزیم (ذوالفقاری و همکاران، 1381) و زبان فارسی (صفارمقدم، 1386) مورد بررسی قرار گرفته است. این بررسی در قالب یک فهرست وارسی محقق ساخته انجام ‏شده ‏است. این فهرست‏ وارسی شامل ده پرسش اساسی در زمینه محتوای دروس است. برای هر پرسش، شش پاسخ پیش‏فرض اصلا، بسیار کم، کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد به‏ترتیب با نمره های 0، 1، 2، 3، 4 و 5 امتیاز درنظر گرفته ‏شده ‏است. تحلیل نتایج حاکی از این است که مجموعه‏ فارسی بیاموزیم 35 و مجموعه زبان فارسی 16 نمره از 50 نمره فهرست‏ وارسی را کسب‏ کرده است. اگرچه نتیجه کلی پژوهش حکایت از این دارد که بازنمایی نقش ها و مفاهیم زبانی در مجموعه فارسی بیاموزیم بهتر از مجموعه زبان فارسی است، تنوع و پراکندگی مفاهیم و نقش های زبانی در هر دو مجموعه ما را به ضرورت برنامه ریزی هدفمند برای آموزش زبان فارسی برپایه مفاهیم و نقش های زبانی رهنمون‏می شود.
    کلیدواژگان: آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، رویکرد مفهومی، نقشی، مجموعه فارسی بیاموزیم، مجموعه زبان فارسی، نقش های زبانی، مفاهیم زبانی
  • عباسعلی آهنگر، ستاره مجاهدی رضاییان صفحه 155
    زبان ها از ابزارهای زبانی مختلفی برای سازمان دهی جریان اطلاعات گفتمان استفاده می کنند. یکی از این ابزارها، زمینه سازی اطلاعات است که از طریق آن روایت گر اطلاعات اصلی و فرعی را در روایت مشخص می کند. اطلاعات اصلی که پایه روایت را تشکیل می دهند پیش زمینه، اما اطلاعات فرعی که وقایع حاشیه ای روایت را نشان می دهند، پس زمینه اند. چنین سازمان دهی باعث پیوستگی بیشتر میان پاره گفتارهای گفتمان و همچنین انتقال موثرتر اطلاعات می شود. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل چگونگی تحقق زمینه سازی در قالب پیش زمینه سازی و پس زمینه سازی در گفتمان روایی کودکان فارسی زبان براساس ابزار زبانی نمود (کامل/ناقص) و صیغه فعل (معلوم/مجهول) و همچنین تاثیر سن بر به کارگیری این ابزارها است. داده های پژوهش شامل روایت های گفتاری تولیدشده توسط کودکان 7، 9، 11 ساله و یک گروه کنترل بزرگسالان 30 ساله دختر بودند، که با استفاده از دو داستان تصویری (Hickmann، 2004) مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد رابطه معناداری بین میزان به کارگیری نمود کامل و ناقص و سن کودکان مورد آزمون وجود داشت، به این ترتیب که با افزایش سن به کارگیری نمود کامل در پیش زمینه کاهش و به کارگیری نمود ناقص افزایش یافت. برعکس، در بزرگسالان به کارگیری نمود کامل در پیش زمینه افزایش اما نمود ناقص کاهش یافت. در پس زمینه نیز این رابطه به همین ترتیب مشاهده گردید. بعلاوه، به کارگیری صیغه معلوم فعل در روایت ها نسبت به به کارگیری صیغه مجهول فعل غالب تر بود و رابطه معناداری بین به کارگیری صیغه مجهول فعل در پیش زمینه و پس زمینه و سن آزمودنی ها مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: پیش زمینه سازی، پس زمینه سازی، نمود فعل، صیغه فعل، کودکان
  • آتوسا رستم بیک تفرشی، امین حاجی رضایی، سید مصطفی عاصی، مهسا پهلوان زاده صفحه 179
    پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل رشد ابزار انسجام واژگانی (تکرار، باهم آیی، هم معنایی، شمول، جزءواژگی) در گفتمان نوشتاری دانش آموزان (9-12 ساله) پایه های چهارم، پنجم و ششم در چارچوب دستور نقشگرای نظام مند هلیدی و متیسن (2004) می پردازد. گردآوری داده ها به شیوه میدانی و تحلیل با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نمونه آماری مورد بررسی 45 دانش آموز پسر شهر تهران بودند که در سال تحصیلی 1393-1394 در یک مدرسه دولتی مشغول به تحصیل بودند. معیارهایی چون عدم ابتلا به اختلال ذهنی، اختلال یادگیری یا ناتوانی جسمی در انتخاب نمونه ها مدنظر بود. ابزار پژوهش دو داستان مصور است که روایی آن ها مورد تایید متخصصان قرار گرفته است. درصد فراوانی و الگوی رشد کاربرد انواع ابزار انسجام واژگانی در روایت های نوشتاری دانش آموزان مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که فراوانی ابزار انسجام واژگانی در پایه های چهارم، پنجم و ششم به ترتیب862، 967 و 1119 است. تکرار و با هم آیی در هر سه پایه تحصیلی پربسامدترین و شمول و جزءواژگی کم بسامدترین ابزار هستند. درصد رخداد تکرار نسبت به سایر ابزارهای انسجام واژگانی از پایه چهارم تا ششم سیر نزولی و جزءواژگی و شمول از پایه چهارم تا ششم سیر صعودی دارد. با هم آیی در پایه چهارم کمترین درصد رخداد را دارد. آزمون آماری کروسکال- والیس نشان می دهد که تفاوت کاربرد هم معنایی و تکرار در پایه های مختلف معنادار نیست ولی جزءواژگی، شمول و باهم آیی در سطح≤ 0/05 p معنادار است. بنابراین، با بالارفتن پایه تحصیلی(سن)، ابزار انسجام واژگانی بیشتر و پیچیده تری در گفتمان نوشتاری دانش آموزان دیده می شود.
    کلیدواژگان: انسجام واژگانی، گفتمان نوشتاری، دستور نقشگرا، دانش آموزان
  • فاطمه گلی، محمد خاقانی، رضا شکرانی صفحه 207
    از مهم ترین راه هایی که امروزه در فهم معنای متون بسیار مورد استقبال ادب پژوهان قرار گرفته است، تکیه بر اصل روابط همنشینی و جانشینی است، این پژوهش با تکیه بر این اصل سعی دارد معنای صریح و ضمنی ظرف «دون» در قرآن کریم را مورد بحث و بررسی قرار داده، میزان توجه مترجمان قرآن به این معانی و انتقال آن به زبان مقصد فارسی را مشخص گرداند؛ مهم ترین یافته های این پژوهش که با روش معناشناسی ساختاری و با استناد بر متون تفسیری و زبانی نگاشته شده، بیانگر این مطلب است که واژه «دون» کارکردها و معانی مختلفی در قرآن کریم دارد که مترجمان در انتقال آنها همیشه موفق عمل نکرده اند. معنای پایه آن «غیریت مع التسفل»، تقریبا در تمامی کاربردها به چشم می خورد، از این رو در برگردان «من دون الله » می توان از «جز خدا که پایین تر است» بهره جست؛ برگردان «فرود» یا «از فرود» در ترجمه های کهن فارسی نیز، از انطباق حداکثری ترجمه با واژه مبدا برخوردار است؛ زیرا هم استثنای «غیر» و هم معنای «تسفل: فروتری» را در خود گنجانده است. سیاق و بافت کلام، مخصوصا متعلق «دون»، در معنای نسبی آن موثر و به اعتبار قرب و تاخر و تسفل در رتبه، یا کمیت یا کیفیت دارای معانی ضمنی «قبل، امام، غیر، اقل، و...» نیز هست.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، ترجمه فارسی، واژه دون، معناشناسی
  • مریم دانشگر صفحه 231
    این پژوهش برای ارزشیابی مهارت های زبانی و ادبی دانش آموختگان نظام متوسطه انجام شده و هدف اصلی آن براساس پرسش های پژوهش، بررسی مهارت های چهارگانه نوشتن، خواندن، شنیدن و سخن گفتن دانش آموختگان دوره متوسطه و بررسی تاثیر متغیرهای جنس و رشته بر نتایج بوده است.
    براساس یافته های پژوهش، نمره میانگین دانش آموختگان از سطح معیار به طور معناداری پایین تر است. میان نتایج این آزمون و نتایج رسمی، تفاوت چشمگیری درجهت کاهش سطح نمره ها وجود دارد. در مطالعات تطبیقی، کمترین نمره میانگین به مهارت خواندن و بیشترین نمره میانگین به مهارت سخن گفتن تعلق دارد. در تمام مهارت ها، عملکرد دخترها از مطلوبیت بیشتری برخوردار بوده است که با نتایج جهانی نیز مطابقت دارد. بررسی رشته های تحصیلی سه گانه ریاضی، تجربی و انسانی ناظر به عملکرد معیار دانش آموختگان رشته علوم تجربی دربرابر دو رشته تحصیلی دیگر بوده است. واکاوی نتایج این ارزشیابی، ناتوانی آموزش و پرورش را در استفاده از ظرفیت های کنونی نشان می دهد؛ شفاهی شدن نسل جوان، عدم توانایی کافی در درک خوانده ها و شنیده ها و نیز نارسایی منطقی و ساختاری نوشته ها می تواند علاوه بر ایجاد بدفهمی و تضعیف گفتمان بی خدشه میان فرهنگ های متفاوت داخلی و خارجی، به بروز آسیب های جدی در سرنوشت علمی جامعه که مبتنی بر مکتوب کردن اندیشه های علمی است، بینجامد. پس با توجه به هم بستگی مهارت های چهارگانه پیشنهاد می شود ضمن ارزشیابی های مداوم کشوری و رصد وضعیت آموزشی کودکان و نوجوانان، تغییرات برنامه ریزی شده مدون به کمک متخصصان درجهت هدف گزاری مجدد برنامه درسی، به ویژه برنامه درسی زبان و ادبیات فارسی، و استانداردسازی آموزش صورت گیرد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، مهارت های زبانی و ادبی، رشته تحصیلی، جنسیت، آزمون استاندارد
  • احمد رمضانی صفحه 257
    هدف از این مقاله، تخمین و ارائه فهرست واژگان پایه دانش آموزان کم توان ذهنی مقطع پیش دبستانی شهر تهران است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری از شهر تهران و نمونه گیری به روش ماتریسی و طبقه ای انجام شده است. با توجه به نسبت پسران به دختران در جامعه آماری، سه گروه سی نفره از دانش آموزان (شانزده پسر و چهارده دختر در هر گروه) و درمجموع نود نفر در پژوهش شرکت داده شدند. آزمودنی ها از دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر زیر نه سال انتخاب شدند. ابزار پژوهش از نعمت زاده و همکاران (1384) اقتباس شده است. در خرده آزمون ادراکی 694 واژه به صورت تصویری و در خرده آزمون واژگانی 830 واژه در قالب پرسش نامه لیکرتی مورد سنجش قرار گرفتند؛ البته، متناسب سازی هایی در خرده آزمون ها برای اجرا روی کودکان کم توان ذهنی صورت گرفت. خرده آزمون ادراکی را دانش آموزان تکمیل کردند. با توجه به تعداد زیاد گویه ها در خرده آزمون ادراکی، هر دانش آموز فقط به یک سوم گویه ها از هر مقوله (اسم، صفت و فعل) و در دو مرحله پاسخ داد. اما خرده آزمون واژگانی را چهارده معلم پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بررسی و تحلیل شدند. معیار سنجش پایگی یک واژه کسب امتیاز 80 درصدی در خرده آزمون واژگانی (4 از 5) و تشخیص صحیح 80 درصد دانش آموزان (24 نفر از 30 نفر) بود. 219 واژه طبق خرده آزمون ادراکی و 81 واژه برمبنای خرده آزمون واژگانی در فهرست واژه های پایه طبقه بندی شدند. با توجه به اینکه 54 واژه در دو فهرست مشترک بودند، درمجموع 246 واژه پایه برای کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مقطع پیش دبستانی شهر تهران تخمین زده شد.
    کلیدواژگان: واژگان پایه، پیش دبستانی، کم توان ذهنی، خرده آزمون واژگانی، خرده آزمون ادراکی
  • راضیه حجتی زاده صفحه 293
    ماده و ابزار اصلی در مطالعات ادبی- عرفانی را زبان تشکیل می دهد؛ بدین سبب، علم زبان شناسی بیش از هر دانش دیگری می تواند رهیافت های کاربردی را در این زمینه به ادبیات عرضه کند و حاصل این مطالعات، درعین استفاده متقابل این دو رشته از یکدیگر، شکل گیری حوزه ای بینارشته ای باعنوان زبان شناسی ادبی- عرفانی است. یکی از نظریات کاربردی در این میان، نظریه مربوط به پیش انگاشت ها و انگاره های زبانی است که با بررسی شرایط اقتضا و تناسب گزاره در محیط و بافتی که در آن اظهار می شود، می تواند ما را در تحلیل برخی جنبه های ناپیدای معنا در یک گزاره معرفتی- ادبی یاری رساند. این مبحث با تمام انواع نظریه های زبان شناسی در تعارض و غالبا واجد صبغه ای معناشناختی و گاه کاربردی است. مقاله حاضر درصدد اثبات این مدعاست که چگونه پیش انگاشت های زبان شناختی می تواند سیر تطور موضوع سماع عرفانی را از طریق ارتباط آن با مقتضیات بافت هستی شناختی، معرفت شناختی و فرهنگی ترسیم کند و درکل، به ارائه مخاطب شناسی ارتباط عرفانی بپردازد. در پایان، این نکته تبیین خواهد شد که دستیابی به پیش انگاشت های مزبور هدف غایی دو شخصیت نامدار عرفان و ادب، امام محمد غزالی و مولوی بلخی، از ورود به مبحث سماع عارفانه است و کوشش می شود فواید و نتایج آن در سنت های عرفانی و ادبی آشکار شود.
    کلیدواژگان: سماع، پیش انگاشت، معنی شناسی، کاربردشناسی، غزالی، مولوی
|
  • Akram Ayati, Najmeh Akbari Page 1
    By adopting the insights of phenomenological approach since late 80th century we easily observe the passage from classic narrative scheme to the semiotics with sensible and existential landscape. This approach is called semiotics with ontological foundations in which the reading and interpretation is no more related to the simple coding of a text, but it involves in movement towards the live experience of signification process in the world. In the discourse of Blind Owl by Sadegh Hedayat , we encounter with this manner of presence and interaction of subject with the world; that is to say , the perception of character from the world , himself and other (alterity) depends on sensible and dynamic presence of subject with his constant interaction with phenomena. Therefore, the aim of this study is to analyze by referring to Landowski and Greimas’s theories and ideas, the presence of the subject and his relationship with himself and others. Then, we study how the interaction with the "other" creates new systems such as the transcendental or ecstasy discourses and how the being of subject is determined in interaction with others.
    Keywords: Existential subject, Other, Ontological interaction, Semio, ontological, Blind Owl
  • Ramin Akbari, Milad Beheshti Parvar, Gholamreza Kiany Page 23
    One of the most important issues in the realm of education is assurance regarding the quality and effectiveness of teaching and teachers. In this regard, it is essential that models and instruments be developed in order to describe and assess them. It is one of the subjects creating a lot of interest in learners is English. Therefore, it is crucial to develop a model as well as a measuring instrument for describing quality of teachers and teaching in English. The present study was an attempt to develop such a model and instrument in a qualitative and a quantitative phase. In the qualitative phase, seven factors were identified as the underlying structure of teacher quality on which basis a 48-item questionnaire was developed. Then, in the quantitative phase, using Exploratory and Confirmatory factor Analyses, the reliability, and the validity of the model and the questionnaire were obtained. Based on the findings, both the model and the questionnaire are acceptable and valid and can be utilized.
    Keywords: Teacher quality, model, ELT, English Language Teaching, Questionnaire
  • A. Hajikhani, K. Roohi, I. Motaghizade, Mostafa Rostamikia Page 49
    Componential Analysis of Words is a branch of semantics in which all words of a text are analyzed to their roots and semantics components in order to rearrange them to achieve a semantic whole at the level of the word. Any attempt in this theoretical framework to reconstruct them in target language would result in a precise and cogent translation of the source language. Thus , the present study by adopting a descriptive –analytic and critical research methodology aims at analyzing semantic components of Sūrat al-Baqarah’s verbs whose eleven well –known contemporary translations including Ayati, Arfa’ , Elahi Ghomshei, Searaj, Safarzadeh , Fouladvand, kavianpour, Garmaroudi, Mojtabavi, Meshkini and Makarem shirazi’s translation have been the focus of several challenges. The results of this research showed that the translators have ignored the componential analysis of words at the level of the verb and have just considered the primary and basic meaning of each word. In addition, the translation of Meshkini, Elahi Ghomshei and Mojtabavi is more accurate and reliable than for instance that of Arfa’.
    Keywords: Holy Quran, Famous Contemporary Translations, Sūrat al Baqarah's Verbs, Componential Analysis
  • Arezoo Omidvari, Arsalan Golfam Page 79
    speaker`s attitude toward her/his statement. Aikhenvald (2004) presented a model for evidential in about 500 languages around the world. She introduce 2 types of evidentiality. Grammatical evidentiality including obligatory affixes and clitics and ungrammatical evidentiality including optional syntactic and lexical strategies. Aikhenvald refers to direct and indirect evidentials from a semantic view point. This study show that there aren`t any grammatical evidentials in Persian and like the other Indo- European languages , Persian has linguistic items which fulfill evidential function in addition to their first roles in language. Some of evidential structures in Persian include impersonal passive forms, modal expressions , tense- aspect features, reports and quotations and sensory and perception verbs.
    Keywords: Evidentiality, Direct evidential, Indirect evidential, Persian
  • Elham Sayyedan Page 101
    Qalandari lyric that appears on the basis of fighting against hypocrisy (Riya) in Persian literature is associated with artistic delicacies in Hafez poems. Moreover, the concepts related to the realm of roguery (Rindi) and Qalandari causes to dynamism of Hafez poems. In these lyrics, Hafez creates the different type of value with changing the common and popular values of society. The change of common values leads to the process of production and transformation of meaning. In this way, Hafez follows an ideological and moral tendencies and criticizes the society advocating the Sufism. At first, Rindi and Qalandari are considered as value to reach the superior goal. This superior goal is a basic value. Undoubtedly, Researchers who have focused in superficial meaning of Qalandari poems, have not paid attention to this basic value. In addition, the process of creation of values in Hafez poems leads to the formation of an aesthetic space. In this way, Hafez uses inter subjective and intra subjective methods. According to dynamic values of Hafez Qalandari poems, in this research, we will survey the axiological system of Discourse and the process of creation of meaning through values.
    Keywords: Basic value, Value, Hafez, Qalandari lyric, Axiological system of discourse
  • Morvarid Talebi, Rezamorad Sahraee Page 127
    The notional-functional approach is one of the most influential theories in the field of foreign language teaching and almost all English, French, German, Italian, Spanish and even Arabic, Hebrew and Turkish language teaching resources, have considered the principles of this approach, in order to produce educational contents. The key principle of this approach is to create purposeful and communicative based balance between the language notions and functions and the real situations. Nevertheless, regretfully not much attention to this approach is paid in the authentic teaching Farsi to the foreigners’ resources. In this study, first the notional-functional approach and the foremost language notions and functions in the framework of this approach are presented. Then, the representation rate of these notions and functions in let’s learn Persian (Zolfaghari & Etal., 2002) and Persian language (Safarmoqadam, 2007) teaching series were evaluated. This evaluation have been made through a self-developed checklist. This checklist consists of 10 basic questions on the content of courses and 6 default responses: at all, very low, low, medium, high and very high with respectively 0, 1, 2, 3, 4 and 5 points assigned to each question. According to the results, the let’s learn Persian series gained 35 and the Persian language series gained 16 points out of 50. Although the overall result of this project suggests the superiority of the let’s learn Persian series, but the rate of language notions and functions diversity and distribution in both series, lead us to purposeful planning for teaching Farsi based on language notions and functions.
    Keywords: Teaching Persian to non, Persian speakers, the Notional, Functional Approach, Let's Learn Persian Series, Persian Language Series, Language Functions, Language Notions
  • Abbas Ali Ahangar, Setareh Mojahedi Rezaeian Page 155
    This study aims to investigate and analyze the realization of grounding in the form of foregrounding and back grounding in Persian-children’s narratives according to linguistic devices of aspect (perfective/imperfective) and voice of verb (active/passive) and also the effect of age on using these devices.
    To investigate how foregrounding and back grounding are accomplished in Persian-speaking children’s narratives by linguistic devices of aspect (perfective/imperfective) and voice of verb (active/passive) two Hickmann’s (2004) pictorial stories were used. Three groups of school monolingual Persian-speaking children of age 7, 9, 11 and a control group of adults, at age 30 (each group consisting of 10 female subjects) took part in this study. The subjects were tested individually. They were asked to narrate two pictorial stories for one of the researchers. All the narratives (80 narratives, from two pictorial stories) were recorded by a voice recorder. Then, they were transcribed, described and analyzed by SPSS software.
    Results showed that the use of perfective and imperfective aspects had a meaningful relationship in the three groups of children, that is, the use of perfect aspect in foreground decreased while that of imperfect aspect increased with an increase in the age. On the contrary, in adult group, the use of perfect aspect in foreground increased but that of imperfect aspect decreased. The same relationship was observed in background. Moreover, the use of active voice of verb was more dominant than that of passive voice of verb in the narratives. No meaningful relationship was observed between the use of passive voice of verb in foreground and background on one hand, and the participants’ age, on the other hand. Based on the results of Chi-square test, there was a significant relationship between perfective and imperfective aspects in foreground and also in background and the age of the narrators (p
    Keywords: Discourse, Foregrounding, Back grounding, Cohesion, Persian, Speaking children
  • Atoosa Rostambeik Tafreshi, Amin Hajirezaie, Mostafa Assi, Mahsa Pahlevan Zadeh Page 179
    This research aims at analyzing and comparing the development of lexical cohesive devices (repetition, collocation, synonymy, hyponymy, meronymy) in Persian-Speaking students’ written discourse at primary level (9 to 12 years old) according to logical meta-function introduced in Halliday and Mathiessen’s systemic functional grammar (2004). Descriptive analytical method is used in this study. 45 students (boys) studying at primary school (4th, 5th and 6th grades) in 1393-94 have been selected through random-sampling. Two written tests in the form of picture stories were administered for gathering the written data. Frequency, percentage and pattern of development of using lexical cohesive devices were compared and analyzed. The frequency of lexical cohesive devices in 4th, 5th and 6th grades were, 862, 967, and 1119. Repetition and collocation in all grades are the most frequent and hyponymy and meronymy are the least frequent devices. The percentage of repetition decreases from 4th grade to 6th grade while in hyponymy and meronymy it is increased. According to Kruskal–Wallis test the differences of using synonymy and repetition are not significant although differences of using collocation, hyponymy and meronymy are significant (p≤ 0/05). It seems that not only the frequency of different lexical cohesive devices in students’ written discourse increases as the grades increase, but also more sophisticated lexical cohesive devices are found in writings of the students in higher grades.
    Keywords: Lexical cohesion, written discourse, Functional grammar, Students.
  • Fateme Goli, Moammad Khaqani, Reza Shokrani Page 207
    Today, syntagmatic and paradigmatic analyses are widely applied by literature researchers and experts as principal methods in understanding and interpretation of religious texts. Taking syntagmatic and paradigmatic analyses into consideration, this research seeks to explore the explicit and implicit meanings of the Arabic term (Doon), literally translated as “other than, instead of, besides, and apart from”, in the Holy Quran. It also aims to determine how much attention Quran translators have paid to the meanings of the term and in transferring them into the target language, namely Persian. The study, conducted based on structural semantics and using descriptive –analytic research methodology, has found that the term "Ïæä" (Doon) has various meanings and functions in the Holy Quran, but in some cases, translators have failed to render them correctly. The original meaning of the term is “other than and inferior” which is seen almost in all phrases and lexical combinations in the Holy Book. Therefore, for instance, the phrase "ãä Ïæä Çááå", which has been transplanted as “other than, besides and apart from Allah” in famous translations, can be rendered as “[someone/something] other as Allah that is inferior”. ÝÑæÏö" (Inferior)" or ÇÒ ÝÑæÏö" (Inferior to)" have been used as equivalents to "Ïæä" (Doon) in old Persian translations of the Quran which closely correspond with the denotation of the Arabic word ,since they contain both the sense of “other than” and “inferior”. However, "Ïæä" (Doon) can bear different meanings in different contexts.
    Keywords: The Holy Quran, Persian translation, The Arabic term “Doon”, Semantics
  • Maryam Daneshgar Page 231
    This study was conducted to evaluate the literary and linguistic skills of high school graduates. The authors believe the main problem is the formal evaluation system, failure of the assessment processes, and the lack of accurate and sufficient information from capabilities of users of language.
    Research questions include: 1. the level of achievement of high school graduates in four skills of writing, reading, listening and speaking. 2. Do the variables of gender and field of study make any change in the status of the four skills above? 3. Based on the research hypothesis, at the end of the twelve year period of study, graduates should have achieved the minimum criteria of educational objections in the four skills. It is expected that the field variable, make a significant difference in skill level and it is also expected that students of human sciences according to their specialized courses, have significantly higher linguistic and literary skills.
    Research method in addition to library study, includes a cross-sectional survey. The statistical community includes students graduating high schools ( at the end of the fourth year) from public and private schools in Tehran(in the districts, one, four, seven, twelve, fourteen, sixteen, nineteen) in the academic year of 92-93 with 49 540 students and the statistic sample of 366 individuals who were selected using multistage cluster sampling method. It was done based on the final exam scores of courses of Persian language 3 and Persian literature 3.
    For this particular study, a test with the following three characteristics was designed for the first time in Persian, 1. Considering the international evaluation standards (common reference framework in EU), according to Iran's official goals of education in teaching Persian.2.Internet-based teaching-learning 3. Being four-skilled. Materials and components of the test content were prepared based on the two guiding objectives in the education curriculum and content pattern of official books.
    Based on these findings, the mean scores of graduates were significantly lower than the standard level. Between the results of this test and the official results, there was a significant difference in reducing the scores. Considering all the skills, girl's performances have been the most favorable which correspond with the global results. Investigation of the graduates in the three disciplines of mathematics, science and humanities shows a better performance in the field of science against the two other academic disciplines. Analysis of the results of this evaluation shows the inability of Ministry of Education in the use of existing capacities; the younger generation turning to oral literature; Incapability of them to understand what they have read and heard. Therefore, because of the correlation between the four skills along with continuing national evaluations, monitoring the educational status of children and teenagers, planned systematic changes, with professionals helps, in order to revise the national curriculum(especially a standardized Persian language and literature curriculum), are suggested.
    Keywords: Evaluation, Lingual skills, Literary skills
  • Ahmad Ramezani Page 257
    This article aims at estimating core vocabulary of preschoolers with intellectual disability in Tehran. Stratified matrix sampling was used for choosing and grouping the 90 informants. Three groups (each group 16 boys and 14 girls) were selected among the preschoolers less than 9 years. Based on Nematzadeh et.al (2005) two subtests were modified and developed: Perceptive and Lexical factors which assessed understanding of 694 and 830 words have been respectively evaluated. 14 informants were chosen for filling the lexical subtest among the teachers. Since there were lots of items in perceptive subtest, from different parts of speech (noun, adjective and verb) 1/3 of them were selected and the students have been told to answer them in 2 different sessions. The data were analyzed using descriptive analytic method. If a word was recognized by 80% of the informants, it was decided to be a core vocabulary (24 out of 30 in perceptive subtest and 4 out of 5 in lexical subtest). 219 and 81 words were listed to be among core vocabularies based on perceptive and lexical subtest respectively. 54 words were common in the lists. So, 246 words were estimated to be core vocabulary of educable mentally retarded preschoolers in Tehran.
    Keywords: Core Vocabulary, Preschoolers, Intellectual Disability, Perceptive Subtest, Lexical Subtest
  • R. Hojatizadeh Page 293
    Language is considered as the basic material in research on literature & mysticism. For the linguistics can enable researchers to achieve functional approaches. Although the presupposition was accounted in the past issue of the more basic subjects in domain of linguistics and newer approaches have shown little interest about this phenomenon by logical analysis, but reflect on some of these issues can assist in the analysis of invisible aspects of the meaning which was usually neglected in generative grammar. The research methodology is descriptive –analytic. It should consider the presuppositions as the specific kinds of conversational implicatures that, particularly, by means of the connectors of the discourse, such as conjunctions (but, so, in addition, etc) transfer the cognitive value of the propositions to the audience. This paper tries to respond to this question that how the presuppositions can figure the evolution of mystical principles in Sama' through its association with the requirements of ontological, epistemological and cultural context of the subject.
    Keywords: Sama', Pragmatics, Presuppositions, Ghazali, Mowlavi