فهرست مطالب

علوم ادبی - پیاپی 9 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 9 (بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/19
  • تعداد عناوین: 10
|
  • خدابخش اسدالهی *، اعظم لطفی صفحات 7-25
    سبک طنزپردازی حافظ، برخاسته از محیط اجتماعی حاکم بر قرن هشتم است. حافظ، شاعر مصلحی است که به قصد مبارزه با کژی ها و نابسامانی ها، تیغ طنز خود را بر غده ریا فرود آورده است. از لحاظ سطح فکری، طنز انتقادی او درون گراست و به طنز اجتماعی، مذهبی، فلسفی و سیاسی تقسیم می شود؛ زبان انتقادی او عفیف، غیرمستقیم و آراسته به انواع صناعت و بلاغت ادبی است. سطح ادبی اشعار طنزآمیز او همچون محتوا، متعالی است. مهمترین شگردهای طنزآفرینی او عبارتند از: متناقض نمایی، ای هام، کنایه، استعاره تهکمیه.
    کلیدواژگان: سبک، طنز، متناقض نمایی، ایهام، کنایه، حافظ
  • عباس حسن پور، علیرضا قاسمی، ابراهیم فلاح صفحات 27-51
    در دوره معاصر، نیما یوشیج با درک عمیق نسبت به اوضاع ادبی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران، راهی نو در شعر فارسی می گشاید و پس از او شاعران بسیاری در جهت پویایی این شیوه تازه گام برمی دارند. محمد زهری، شاعر کوتاه ترین طرح فارسی یکی از این شاگردان مکتب نیمایی است. او به جهت حضور مستمر در میدان سه دهه شعر معاصر و چاپ مجموعه های مختلف با مهندسی و سبک ویژه و استقلال شاعرانگی چهره ای ممتاز دارد؛ به گونه ای که در جریان شناسی شعر نو و بررسی همه جانبه سیر تکاملی آن، توجه به آثار وی اجتناب ناپذیر است. پژوهش حاضر در پی آن است تا ضمن تبیین فعالیت های ادبی زهری و جایگاه او در جریان های شعری معاصر، به شیوه تحلیلی و توصیفی به ریخت شناسی و تحلیل آثار وی به ویژه از دیدگاه محتوا بپردازد و گفتمان فکری غالب در هر یک از آنها را تبیین نماید. رویکرد مینی مالیستی زهری و حرکت تدریجی او در تاکتیک های شاعرانه نظیر فاصله گرفتن از فضای آرکائیک در فرم و مصالح زبان و نیز رهایی یافتن از سیطره افاعیل عروضی تا رسیدن به زبانی نرم و تغزلی، از دیگر مسائلی است که در این پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    کلیدواژگان: زهری، شعر نو، ریخت شناسی، نقد، محتوا، ساختار
  • عبدالله حسن زاده میرعلی*، حسن اکبری بیرق، فاطمه زمانی صفحات 53-81
    نقد بینامتنی به تحلیل و بررسی روابط متون می پردازد و با توجه به ویژگی های رمان های پست مدرن، تحلیل بینامتنی این متون ضروری به نظر می رسد. جریان سیال ذهن، بازگشت به گذشته و به نقد کشیدن آن، حضور شخصیت های تاریخی، بینامتنیت، درگیر شدن خواننده با متن، تاکید بر بی نهایت بودن معنا و عدم قطعیت از ویژگی های رمان های پست-مدرن است. عباس معروفی از جمله نویسندگانی است که در مجموعه ی آثارش مانند پیکر فرهاد، سفونی مردگان و سال بلوا و فریدون سه پسر داشت و غیره گرایش آشکاری به مولفه های پست مدرن دارد. پژوهش حاضر، بر مبنای نظریه های بینامتنیت بویژه منطق گفتگویی به تحلیل رمان « فریدون سه پسر داشت» که با داستان پادشاهی فریدون در شاهنامه رابطه ی گفتگویی دارد، پرداخته است. نتیجه ی این بررسی نشان می دهد که نویسنده با تکیه بر اقتدار اسطوره ی فریدون و پسرانش در شاهنامه، جدال همیشگی بشر بر سر تصاحب قدرت را به نمایش بگذارد. همچنین از مجموعه ی دلالت های ضمنی و معناشناختی، کارناوال گرایی و چندصدایی موجود در رمان، تفسیر و خوانشی دیگرگونه از داستان پادشاهی فریدون شاهنامه حاصل می شود.
    کلیدواژگان: بینامتنیت، باختین، دلالت های معناشناختی، عباس معروفی، فریدون سه پسر داشت، شاهنامه
  • عصمت خویینی * صفحات 83-105
    در مقاله حاضر، نویسنده با بیان اینکه پس از حدود یک قرن فترت در شعر سده نهم، سبک هندی حرکت تازه ای را در شعر و به تبع آن در زبان فارسی پدید آورد، به جستجوی عوامل این نو شدگی در شعر نظیری - به عنوان یکی از نمایندگان برجسته این سبک- می پردازد و از طریق بررسی200 غزل وی و جمع آوری نمونه های متعددی از این نوع تحولات زبانی و تجزیه و تحلیل ساختاری آنها، نشان می دهد که شاعر چگونه در شعر خود تلاش می کند تا زبان شعرش را با مضامین نو همگام کند؛ به عبارتی، چون شاعر برای بیان مضامین تازه نیازمند زبانی تازه است، راه های مختلفی از قبیل واژه سازی، تغییر در کاربرد کلمات رایج، معادل سازی، وام گیری از زبان محاوره، ساخت ترکیب های غنی شده و خروج از هنجارهای دستوری زبان را می آزماید. برخی از این شیوه ها مانند واژه سازی و تغییر در کاربرد کلمات رایج، زبان شعر وی را غنی تر می سازد، اما برخی دیگر نظیر خروج از هنجارهای صرفی و نحوی اغلب با موفقیت همراه نبوده، سبب ابهام و سستی زبان شعری او می گردد.
    کلیدواژگان: نظری، سبک هندی، هنجار گریزی، واژه آفرینی، برجسته سازی، غزل
  • علیرضا شعبانیان * صفحات 107-134
    حکیم عسجدی مروزی از جمله شاعرانی است که در تذکره ها و سفینه ها نامی نیک از خود به یادگار نهاده است و گاه تذکره نویسان نام او را همردیف شاعرانی بزرگ چون حکیم طوس، منوچهری، عنصری آورده اند و سبک سیاق نوشتاری وی را مورد ستایش قرار داده اند.آنچه از وی بر جای مانده برگرفته از تذکره ها و آثار سایر ادیبان و شاعران می باشد؛ با توجه به این که اشعار او تا کنون مورد پژوهش و بررسی قرار نگرفته است نگارنده در این نوشتار بر آن است شناختنامه ای مختصر از سبک و سیاق نوشتاری این شاعر بزرگ ارائه نماید و کارکردهای زیبایی شناختی اشعار اورا مورد بررسی قرار دهد.از آنجا که اشعار به دست آمده وی پراکنده و محدود می باشد شاید نتوان به طور کامل شاکله لفظی وی را تشریح نمود،ولی می توان تا حدودی ساختار نوشتاری و تصویری و تکنیکی وی را بازگو کرد . در این مقاله تخیل و تصویر پردازی و همچنین شیوه به کارگیری عناصر نظم آفرین مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و از دریچه اشعار به دست آمده شاکله فکری وی تبیین گردیده است. همچنین با بررسی مختصات زبانی و شکل شناسی اشعار وی ساختارهای لفظی و معنایی وجوه هنری اشعار عسجدی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: عسجدی مروزی، شعر، ساختار، لفظ، معنا
  • حسین شمس آبادی *، محمد غفوری فر، علیرضا حسینی صفحات 135-161
    هر یک از گونه های ادبی دارای ویژگی های سبکی خاصی هستند که شناخت سبک آنها موجب حصول درک درست تری از آنها خواهد شد. هجویه سرایی به عنوان یکی از این گونه های ادبی، بارها مورد توجه شاعران واقع شده و آثار قابل ملاحظه ای در این نوع بوجود آورده اند. یکی از مشهورترن سرایندگان و سرآمدان این نوع ادبی حطیئه است که آثار قابل توجه ای در این زمینه دارد. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی ویژگی های سبکی هجویات حطیئه، آنها را از نظر سطوح ادبی، فکری، زبانی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. در سطح ادبی، علم بیان و همچنین صنایع لفظی و معنوی مورد بررسی قرار گرفته؛ در سطح فکری، بن مایه های فکری و همچنین مضامین هجوی شاعر بررسی می شود و نهایتا در سطح زبانی، ویژگی های زبانی و موسیقایی اشعار هجوی شاعر مورد واکاوی قرار می گیرد، تا به واسطه این عوامل، شناخت هر چه بهتر و دقیق تری از هجویات حطیئه به دست آمده و زمینه مطالعه و فهم بهتر این نوع از اشعار را فراهم سازد.
    کلیدواژگان: سبک شناسی، هجو، حطیئه، ویژگی زبانی، ویژگی موسیقایی، بن مایه
  • محمود عباسی *، حسین صادقی، جواد شیروانی صفحات 163-186
    در زبان شناسی شناختی که از مکتب های نوین زبانشناسی است، استعاره پدیده ای زبانی به طور عام و زبان ادبی به طور خاص نیست، بلکه پدیده ای شناختی و ذهنی است و آنچه در زبان ظاهر می شود، صرفا نمودی از این پدیده ذهنی است و در واقع، استعاره های ادبی و زیبایی شناختی فقط زیرمجموعه ای از استعاره اند. در این پژوهش که به روش تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است، سعی بر آن بوده است که با استفاده از رویکرد زبان شناسی شناختی به بررسی انواع استعاره در غزلیات حافظ شیرازی پرداخته شود. بدین منظور پس از مطالعه غزلیات، موارد استعاره های هستی شناسانه، ساختی و جهتی مشخص شدند و از نظر کمی و کیفی مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که شاعر به ترتیب از این استعاره ها با بسامد فراوانی 85/77%، 24/15% و 91/6% استفاده کرده است. مطالعات بیشتر نشان داد که وی از اسم نگاشت های عاشقانه، عارفانه، رندانه، مدحی و فلسفی در بیان استعاره های هستی شناسانه و از جهت های راست، درون، بیرون، کنج، بلند، پیش، فراز، زیر، اوج، بن، سر و دور برای بیان مفاهیم استعاره های جهتی استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: زبانشناسی شناختی، استعاره هستی شناسانه، استعاره ساختی، استعاره جهتی، حافظ
  • ناصر علیزاده، کمال راموز* صفحات 187-223
    تفاوت در کاربرد صنایع بدیعی در دوره های مختلف شعر فارسی یکی از موضوعاتی است که کمتر بدان توجه گردیده است؛ بررسی سبک های شعر فارسی نشان می دهد که در برخی از این دوره ها بسامد و کاربرد برخی صنایع ادبی بیش از سایر صنایع بوده است به عنوان مثال در اشعار دوره خراسانی کمتر نمونه ای برای ای هام دیده می شود حال آنکه کاربرد این صنعت در سبک عراقی تبدیل به یکی از شاخصه های سبکی دوره مذکور گردیده است. برای یافتن پاسخ این مسئله باید از رویکردهای جامعه شناسانه یاری جست؛ در مقاله حاضر نویسندگان با استفاده از نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن، که می کوشد ارتباط میان ساختارهای ادبی و جهان نگری پدیدآورندگان آن را کشف نماید، کوشیده اند تا پاسخی برای مسئله مذکور ارائه دهند.
    بررسی جامعه شناسانه شعر چند تن از شاعران دوره عراقی چون مولوی، عطار، عراقی و... که می توان آنها را اصلی ترین شاعران سبک عراقی دانست، گویای آن است که الف: جهان بینی متاثر از افکار درون گرایانه در این دوره، که به اقتضای فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه بوده است، اصلی ترین دلیل برتری کمی کاربرد صنایع معنوی نسبت به صنایع لفظی بوده است ب: جهان بینی صوفیانه و مفهوم گرایانه ی این شاعران سبب بی توجهی هر چه بیشتر این شاعران به صنایع بدیعی (حتی در مقایسه با شاعران دوره خراسانی چون عنصری و فرخی) گردیده است.
    کلیدواژگان: صنایع بدیعی، شاعران صوفیه، جهان نگری، ساختار گرایی تکوینی، سبک عراقی، لوسین گلدمن
  • یحیی کاردگر * صفحات 225-243
    علم معانی یکی از شاخه های اصلی علوم بلاغی است که می کوشد با معرفی ظرفیت های زبانی، پیوندی ماندگار بین آثار ادبی و مخاطبان آن برقرار کند. از این رو بررسی چگونگی پیوند آثار ادبی و خالقان آن با ذوق مخاطبان دوره های گوناگون، موضوع اصلی این علم است. از آن جایی که شیوه های شعری و ذوق مخاطبان، دگرگونی های بسیار می پذیرد، بایسته است مباحث علم معانی نیز متحول شود. این مقاله کوشیده است در قالب نمونه های شعری از سبک های مختلف در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، فراز و فرودهای علم معانی را در گذر از سبک های شعری مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که آیا علم معانی پا به پای تحولات شعری و دگرگونی ذائقه مخاطبان شعر فارسی متحول شده است؟ پژوهش حاضر نشان می دهد که علی رغم دگرگونی های بسیار در زمینه های وزن، معنا، زبان، سبک و مخاطب شعر فارسی، تحولات چندانی در علم معانی به وجود نیامده است. از این رو از میزان کارآمدی این علم در نقد بلاغی شعر فارسی کاسته شده است. بدیهی است ارائه نمونه های عملی از بررسی جنبه های بلاغی اشعار سبک های مختلف می تواند نقاط قوت و ضعف علم معانی را آشکار سازد و زمینه را برای تحول و کارآمدی این دانش فراهم آورد.
    کلیدواژگان: بلاغت فارسی، سبک، شعر فارسی، علم معانی، نقد بلاغی
  • محمدرضا نجاریان * صفحات 245-272
    مهستی گنجوی(490 -577ق.) بانوی شاعر ایرانی در سده ششم هجری، پس از خیام برجسته‏ترین رباعی‏سرای ایران به شمار می‏آید.وی را همچنین پایه‏گذار مکتب«شهر آشوب»در قالب رباعی شناخته‏اند که بعدها در عصر صفوی رواج بیشتر یافته.
    در شعر مهستی وجود فعلها و واژگان فارسی کهن؛ مثل: بخسبم، آهیخت، پار، تنک خام؛ تلفظهای کهن، مثل قافیه خوش با آتش و کش نیز کاربرد بایستن و شایستن در معنای تام دلالت بر تاثیر پذیری شاعر از سبک خراسانی است. ای هام،شهر آشوب،مراعات نظیر،کنایه ،تشبی هات مرکب و تفضیل و حسن تعلیل و ای هام هنری وجناس بخصوص مرکب از جمله آرایه های برجسته رباعیات مهستی است. در میان اشعار شاعر بسامد مضمون های غنایی و ارج نهادن به مقام معشوق، اندیشه خیامی و خوش باشی، شهر آشوب ها، نکته های طنز آمیز و هزلیات قابل تامل است.
    در این مقاله سعی بر این است تا سبک رباعیات مهستی در سه لایه زبانی و ادبی و فکری تحلیل شود.
    کلیدواژگان: مهستی گنجوی، شعر، سده ششم هجری، رباعیات، سبک شناسی
|
  • Abdolah Hasazadeh, Hasan Akbaei, Fatemah Zamani Pages 53-81
    Intertextual criticism concerns the analysis and review of the literature and with respect to the properties of postmodern novels, the intertextual analysis seems to be necessary. Post modern novels have some properties including stream of consciousness, back to past and its criticism, presence of the historical characters and previous literary texts, creating questions and engaging the reader with the text, emphasizing the infinity of the meaning and indeterminacy. Components of the post modern novels are clear in the literary works of Abbas Maroofi, famous contemporary novelist, including Farhad’s body, symphony of the dead, Fereydoon had three sons. This study, based on the theories of intertextuality specially dialogism to analyze of the "Fereydoon had three sons," novel. this study shows that the author demonstrate by myth, mankind's eternal struggle to seize power. As well as he achieved through the implications of the new semantic, Carnival-ism and polyphonic in novel reinterpretation and a different reading of the story Fereydoun kingdom.
    Keywords: dialogism, Bakhtin, Abbas Maroofi, Fereydoon had three sons, Shahnameh
  • Esmat Khoini Pages 83-105
    The present article, with regard to the fact that Hindi style created a new move in poetry and Persian language after almost one century of recess in the poetry of 9th century, investigates the causes of such regeneration in the poems of Naziri as one of the eminent representatives of that style. By exploring 200 sonnets by the poet, collecting various cases of such linguistic reformation and their structural analysis the author shows how the poet attempts to harmonize the language of his poems with the renewed concepts. In another words, since the poet requires a new language in order to express new concepts he examines various methods such as word formation, modification in the use of common words, making synonyms, borrowing from spoken language, making enriched compounds and avoiding grammatical rules. Some of those methods like word formation and modification in the use of common words have made the language of his poetry rich, while some others like avoiding morphological and syntactic rules havent shown successful results and have led to ambiguity and weakness of his poetic language.
    Keywords: Naziri, Hindi style, nonconformity, word formation, language highlighting, sonnet
  • Alireza Shabaniyan Pages 107-134
    The purpose of this thesis is to study the verbal and semantic structures of the poetry of Asjodi Marvazi , a fifth- century poet, and to analyze the artistic aspects of his poetry. To this end, in the first chapter, the expressions and concepts used in the process of research are defined and clarified and in the second chapter the characteristics and historical and literary conditions of the poet's time , and also his biography are presented .
    In the next parts, the author has attempted to examine and analyze the imagination, imagery and also the style of utilizing verse-making elements from a structural point of view. It has also been attempted to illuminate Asjodi's mental structure according to the poems which are left from him
    In the final chapters , the characteristics of Asjodi's language and also the form of his poetry are studied and explained .
    Keywords: Asjodi, poetry, structure, vocabulary (verbal), meaning
  • Hosein Shams Abadi, Mohammad Ghafouri Far, Alireza Hoseini Pages 135-161
    Each literary genre has special stylistic features. Recognizing the stylistics of these genres can lead us to understand them more accurately. Lampoon as a type of literary genre has been applied by the poets several times and they have created considerable works in this regard. Hotai’a is one of the most famous and eminent poets in this literary genre who has significant works in this field. The present article aims to investigate stylistic features of lampoons used by Hotai’a and to analyze them considering literary, intellectual, and linguistic aspects. In literary level, rhetorical and lexical figures of speech are searched; and in intellectual level, intellectual themes and lampoon concepts of the poet are investigated. Finally, the linguistic and rhythmic features of the poems by Hotai’a are explored in the linguistic level. According to these factors, this study seeks to provide a better and more accurate understanding of the lampoons used by Hotai’a and to pave the way for a better study and comprehension of this type of poem.
    Keywords: Stylistics, lampoon, Hotaia, linguistic feature, rhythmic feature, theme
  • Hosein Sadeghi, Mahmood Abbasi, Javad Shirvani Pages 163-186
    In cognitive linguistics, metaphor is not generally a linguistic or specifically a literary phenomenon. But it is a cognitive and mental one through which what we see in language is a mere representation. In fact, literary andaesthetic metaphors are just subcategories of metaphors. The present research is an attempt to study different types of metaphors in Hafez Shirazi’s poems based on cognitive linguistics. To carry out the study, first all the sonnets were scrutinized and then instances of ontological, structural, and directional metaphors were analyzed both qualitatively and quantitatively. The results of the study revealed that the poet had used these metaphors with the frequency of 77.85%, 15.24%, and 6.91% respectively. Furthermore, the study showed that the poet had used love, mystic, rougish, eulogical, and philosophical mappings in stating ontological metaphors. he had used right, inside, outside, niche, high, front, down, base, head, and far directions to convey directional metaphors.
    Keywords: Cognitive Linguistics, Ontological Metaphor, Structural Metaphor, Directional Metaphor, Hafez
  • Naser Alizadeh, Kamal Ramooz Pages 187-223
    Difference in the use of imagery in different periods of Persian poetry is one of the issues that have been less attention; studying the styles of Persian poetry shows that in some of these courses, frequency and use of certain literary imagery have been more than other imagery. For example, in the poetries of Khorasani period, few samples can be seen for ambiguity, while the use of this imagery in Iraqi style has become one of the stylistic criteria in the mentioned period. Sociological approaches should be helped in order to find this issue. In the present article, authors have attempted to provide an answer to the mentioned issue using Theory of Genetic Structuralism of Goldman who attempts to discover the relationship between literary structures and worldview of creators; Sociological study of poetry of several poets of Iraqi period such as Molavai, Attar, Iraqi etc, who can be considered the main poets of Iraqi style, shows that A-introspective worldview influenced by the thoughts in this period, due to the political, social and cultural climate of the society, has been the main reason for qualitative superiority of intellectual imagery to verbal imagery; B-Sufi and oriented-concept worldview has resulted in more neglecting these poets to imagery (even compared with the poets of Khorasani period such as Onsori and farrokhi.
    Keywords: imagery, worldview, genetic structuralism, Iraqi period
  • Yahya Kargar Pages 225-243
    Rhetoric is one of the main branches of eloquence that seeks to establish a lasting link between literary works and their audience by introducing linguistic capacities. Hence, the main subject of this knowledge encompasses a review of how literary works and their creators are connected to the relevant audience tastes of various periods. Since poetic styles and audience tastes undergo too many changes, it is necessary to shift rhetoric discourses. This article endeavored to deal with the ups and downs of rhetoric throughout the different examples of poetic styles in a descriptive, analytic, and comparative manner and answer the question whether it has kept pace with the poetic developments and the audience changing tastes of Persian poetry. The current research demonstrated there has been little change in rhetoric despite many changes in terms of rhythm or measure, semantics, language, style, and audience of Persian poetry. Thus, this knowledge efficiency in the criticism of Persian poetic eloquence has lessened. Obviously, presentation of practical examples of the aspects of eloquence in the course of different poetic styles can reveal the strengths and weaknesses of rhetoric and provide a context for its development and effectiveness.
    Keywords: Persian eloquence, rhetoric, eloquence-based criticism, Persian poetic styles
  • Mohammad Reza Najaeryan Pages 245-272
    The Style of Mahasti Ganjavi,s quatrains
    Mahasti Ganjavi (490 -577 BC.) Lady in the sixth century AD Persian poet, after the house Khayyam quatrains Iran's most prominent Yd.vy and also the founder of the school of "urban chaos" in the form of quatrains have known that later in the Safavid era to become more common.
    IN Mahasti verbs and vocabulary ancient Persian poetry such as: Bkhosbm, aHykht, Parr,the old profile, like a good rhyme and Shaystn ought to mean on the impact of poet To Khorasani style.
    Ambiguity, mischief, parallelism, irony, metaphors and ambiguity of complex and detailed and Hassan arguing in particular Vjnas art supplies including Mahasti Rubaiyat is outstanding.
    frequency among Ghanaians and honoring the beloved poet, Khayyam and good ideas, SHAHR ASHOOB, humorous and satire is an open point.
    In this paper we shall try to Mahasti in three quatrains style of language and literary and intellectual analysis.
    Keywords: Mahasti Ganjavi, Style, quatrain, Poetry Sixth Century AD