فهرست مطالب

آینه میراث - سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 59، پاییز و زمستان 1395)
  • سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 59، پاییز و زمستان 1395)
  • بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/12/18
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مجد الدین کیوانی صفحه 5
  • علی صفری آق قلعه صفحه 9
    یکی از متون کهن زبان فارسی دستنویسی از شرح منظومه خلافیات است که به شماره 819 در مجموعه فیض الله افندی در کتابخانه ملت (استانبول) نگهداری می شود. نسخه مورخ 665ق و دارای 332 برگ است. اصل منظومه خلافیات از نجم الدین ابوحفص عمر بن محمد بن احمد نسفی (461 – 537ق) سروده 504ق است و شرح فارسی این اثر را شخصی ناشناس در میانه سال های 504ق تا 665ق به قلم آورده است. مطابق فهارس و کتاب شناسی ها، این اثر کهن ترین و احتمالا تنها متن فارسی شناخته شده در موضوع خلافیات است. قدمت اثر در کنار حجم بالا و فراگیری قابل توجهی که در موضوع خود دارد، آن را در جایگاهی قابل توجه قرار داده و لذا شناسایی آن بایسته می نماید. در این مقاله نخست مختصری درباره دانش خلاف گفتگو شده و سپس درباره نجم الدین عمر بن محمد نسفی سراینده منظومه خلافیات و پس از آن درباره منظومه های آموزشی و نظم الخلافیات نسفی و شروح آن گفتگو شده و در نهایت به متن فارسی شرح خلافیات پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: علم خلاف، منظومه خلافیات، عمر بن محمد بن احمد نسفی، شرح فارسی منظومه خلافیات
  • محمود فتوحی رودمعجنی صفحه 35
    تذکره مجالس العشاق به نام دو نفر در تاریخ ادبیات فارسی شهرت یافته است: یکی سلطان حسین بایقرا و دیگری کمال الدین حسین گازرگاهی از عالمان دربار سلطان حسین. با آن که در متن کتاب پنج بار صراحتا و با ذکر نشانه، سلطان حسین به عنوان مولف کتاب معرفی شده، اما محققان این انتساب را نپذیرفته و نویسنده اصلی متن را گازرگاهی می دانند. این مقاله با جستجوی رد پای مولف در متن کتاب تحقیق در شخصیت تاریخی امیر کمال الدین حسین گازرگاهی به این نتیجه می رسد که، کتاب را سلطان حسین ننوشته و از سویی دیگر، قبول سخن بابر و خواندمیر در انتساب آن به گازرگاهی ساده نیست. حاصل آن که این کتاب با قلم ادیبی قصه پرداز که بر ادبیات فارسی اشراف بسیار داشته تالیف شده و احتمالا کسانی در گردآوری مطالب، آن نویسنده دانا را یاری کرده اند، زیرا محتوای کتاب به لحاظ روابط بینامتنی و بهره گیری از منابع متعدد درباره عشق مجازی و ارجاع به دقایق زندگی و آثار شاعران و نویسندگان فارسی فراتر از حد توان یک نفر به نظر می رسد. کتاب مجالس العشاق به سفارش دربار هرات و به منظور توجیه شاهدبازی و مشروعیت بخشی به جمال پرستی رایج آن روزگار تدوین شده است.
    کلیدواژگان: تذکره مجالس العشاق، کمال الدین حسین گازرگاهی، سلطان حسین بایقرا
  • رضا غفوری صفحه 53
    شبرنگ نامه یکی از منظومه های حماسی درباره شبرنگ فرزند دیو سپید است. شبرنگ پس از آن که به کشته شدن پدر خود به دست رستم پی می برد تصمیم می گیرد تا کین پدر را از ایرانیان بگیرد، اما با همه تلاشی که در این راه می کند کاری از پیش نمی برد و سرانجام به سوی توران گریزان می شود. درباره گوینده و سده سرایش شبرنگ نامه هیچ آگاهی نداریم اما برخی ویژگی های سبکی این منظومه نشان دهنده آن است که احتمالا پیش از حمله مغول به ایران سروده شده است.
    این منظومه به دلیل آن که تاکنون پیرایش و تصحیح نشده است در میان پژوهشگران ادب حماسی چندان شناخته شده نیست. در این مقاله نخست به بررسی و نقد این نظر که نبرد رستم با شبرنگ، در طومارهای نقالی شاهنامه بازتاب یافته است می پردازیم، سپس عمده ترین ویژگی های اساطیری و ادبی این منظومه را نشان می دهیم.
    کلیدواژگان: شبرنگ نامه، فرامرزنامه کوچک، فرامرز، شبرنگ، اسطوره
  • موسی پرنیان، سهیل یاری گل دره صفحه 75
    کتاب شاعران بی دیوان که در بردارنده مجموعه ای از اشعار پراکنده شاعران فارسی گوی بی دیوان در سده های سوم و چهارم و پنجم است، اگر نه نخستین کار، لکن از بهترین و جامع ترین آثار در این زمینه پژوهشی است. امروزه، پس از گذشت چند دهه از تالیف کتاب مزبور و با شناخته شدن منابع مختلفی از نوع سفینه ها و جنگ ها، و با تصحیح انتقادی دیگر منابع مورد استفاده در کتاب، لزوم بازنگری جدی در این کتاب هست، تا مولف، اغلاط و کاستی ها و سهوالقلم های خویش را مرتفع کند، اشعار تازه دیگر و ضبط های جدید و دقیق تر را بر کتاب بیفزاید، و اغلاط مطبعی کتاب را بپیراید. نویسندگان این مقاله، ضمن باز نمودن شماری از این کاستی ها، برخی از اشعار نویافته شاعران قدیم بی دیوان فارسی گوی را هم به یاری بعض نسخ خطی و چاپی بیان کرده اند.
    کلیدواژگان: شاعران بی دیوان، ضبط های متفاوت، اشعار نویافته، تکمله ها
  • مهری بهفر صفحه 97
    آیا می توان متون ادبی را با اجزاء متون ناهم سنخ دیگر تصحیح کرد؟ آیا می توان جزئی از اجزاء متنی به کلی متفاوت را برای تصحیح جزئی از متن دیگر به کار برد؟ تصحیح متون ادبی به یاری متون دیگر در چه شرایطی و چگونه ممکن است؟ آیا به لحاظ روش شناسی تصحیح متن می توان به صرف شباهت ظاهری و بیرونی الفاظ، جزئی از کلام را از بافت خودش در متنی به کلی متفاوت و ناهم سنخ برگزید و مبنای تصحیح جزئی از متن دیگر قرار داد، در حالی که کلیت این متون و بافت کلام آن ها ناهمگون است؟
    کلیدواژگان: تصحیح متون ادبی، تصحیح متن به استناد متون دیگر، متون ناهم سنخ، اجزاء متن، صورت ظاهر الفاظ، وجوه گوناگون کلام ادبی
  • مختار کمیلی صفحه 109
    مدایح مویدیه از شمس المعالی اسحاق بن احمد نی ریزی، دست نویس نفیسی است که به شماره 2637 در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، نگاهداری می شود. این اثر که در برگیرنده اشعاری است در ستایش طهماسب میرزا مویدالدوله، فواید ادبی و تاریخی متعددی دارد؛ از جمله این که حاوی نام و نمونه شعر شاعرانی است که در تذکره ها از آن ها یادی نشده است. در مدایح، قصایدی از احمد وقار شیرازی و سروش اصفهانی هست که در دیوان های چاپی آن ها نیامده و در شمار اشعار نویافته این دو شاعر است. فایده دیگر مدایح، کمک آن به تصحیح اشعاری از احمد وقار است که در دیوان چاپی او با لغزش هایی ضبط شده است.
    کلیدواژگان: مدایح مویدیه، شمس المعالی، اشعار نویافته، سروش اصفهانی، تصحیح، وقار شیرازی
  • محمدرضا ابویی مهریزی صفحه 123
    مقاله پیش رو به نحوه انعکاس متون تاریخی و منشآت در مجموعه ای خطی متعلق به کتابخانه مجلس شورای اسلامی، مربوط به اوایل سده دوازدهم هجری، به قلم میرجمال الدین محمد حسینی قادری جامی، پرداخته است. میرجمال الدین عارف و ملازم شاهزاده گورکانی، محمد اکبر فرزند اورنگ زیب، بود. مطالعه این مجموعه، توجه ویژه گردآورنده و کاتب صوفی مشرب آن را به تواریخ محلی خراسان و نیز به متون تاریخی و منشآت صفویان و تیموریان هند نشان می دهد.
    کلیدواژگان: میرجمال الدین محمد حسینی قادری جامی، خراسان، صفویان و تیموریان هند، کچکول، تواریخ و منشآت
  • یاسر دالوند صفحه 143
    دیوان منوچهری دامغانی تاکنون چندین بار به طبع رسیده است که از جدیدترین آن ها می توان چاپ برات زنجانی را نام برد. مصحح در مقدمه دیوان تصریح کرده که چاپ پیشین دیوان منوچهری (از دبیرسیاقی) «به روش علمی تصحیح نشده است»؛ لذا ایشان دیوان یادشده را از روی هفت نسخه خطی تصحیح کرده اند و علاوه بر تصحیح، به معنی لغات و شرح ابیات نیز پرداخته اند. از آنجایی که در تصحیح و شرح برخی از ابیات این چاپ، لغزش ها و کاستی هایی مشاهده می شود، در این مقاله، چاپ اخیر دیوان اشعار منوچهری، ذیل چهار عنوان تصحیح ابیات، شرح ابیات، تصحیح و شرح ابیات، و ایرادات وزنی، بررسی شده است. کوششی نیز برای مقایسه این چاپ و چاپ دبیرسیاقی شده است.
    کلیدواژگان: نقد تصحیح، منوچهری دامغانی، دیوان اشعار، برات زنجانی، دبیرسیاقی
  • مجتبی عمرانی پور، غلامعباس رضایی هفتادری صفحه 169
    دانشمندان مسلمان در شماری از علوم، برای تسهیل در امر آموزش و به خاطر سپردن مطالب، از قدرت نظم و موسیقی کلام بهره گرفته اند و قواعد و اساس آن علوم را به نظم کشیده اند. این دسته آثار به «منظومه های تعلیمی» موسوم اند. بیشترین نمونه این گونه منظومه ها در صرف و نحو عربی بوده است. در میان ایرانیان هم منظومه سرایی در شماری از علوم، به ویژه در نحو و صرف عربی، رواج گسترده ای داشته است. نوشته پیش رو به معرفی برخی از منظومه های نحوی ایرانیان می پردازد. آنان گاه کتب پیشینیان، از جمله عوامل جرجانی، مفصل زمخشری و کافیه ابن الحاجب و... را جهت سهولت یادگیری به نظم عربی کشیده اند، گاه همین آثار را به نظم فارسی ترجمه کرده اند، و گاه خود کتاب نحوی مستقلی به صورت منظومه عربی یا فارسی سروده اند.
    کلیدواژگان: نظم تعلیمی، نحو عربی، منظومه های نحوی، نحویان ایران
  • محسن رحیمی صفحه 189
    الابنیه عن حقایق الادویه نوشته ابومنصور موفق بن علی هروی، کهن ترین کتاب پارسی موجود در داروشناسی است و یکی از رونوشت های آن، که در 447ق به خامه اسدی طوسی کتابت شده، کهن ترین نسخه به دست آمده و نخستین متن کامل تاریخ دار فارسی است. ابومنصور هروی این کتاب را بر پایه گویش هروی نوشته و اسدی طوسی نیز، بر پایه گویش طوسی، از آن رونویسی کرده است. با بررسی این کتاب درمی یابیم که بسیاری از واژه های آن و شیوه تلفظ آن ها با توجه به این که دست نویس کهن کتاب اعراب گذاری شده در گویش های خراسان زنده مانده است.
    در این پژوهش، شماری از واژه های الابنیه که در گویش طوسی و در تنها دنباله زنده آن لهجه مشهدی برجای مانده، همراه با نمونه هایی از کاربرد آن ها در دیگر گویش های خراسان بزرگ، بازیابی شده است.
    کلیدواژگان: الابنیه عن حقایق الادویه، گویش خراسانی، گویش طوسی، لهجه مشهدی
  • عبدالله ولی پور، رقیه همتی صفحه 215
    بیدل دهلوی از شاعران بزرگ سبک هندی در سده یازده و دوازده هجری است که علاوه بر شاعری، در نثرنویسی نیز استادی قوی دست بود. «چهار عنصر» مفصل ترین و مهم ترین اثر منثور بیدل دهلوی است که همانند شعرش، غالبا مرموز، لغزگونه و آکنده از تصاویر تخیلی است. این کتاب در سالهای 1341 (کابل) و 1386 ( تهران) چاپ شده است. هر دو چاپ بسیار مغشوش و پر از اشکالات گوناگون است. در 1392، سیدضیاءالدین شفیعی، مجددا این اثر را تصحیح و چاپ کرد. با توجه به این که در این تصحیح نیز تحریفات، تصحیفات و بدخوانی های متعددی دیده می شود، نگارندگان مقاله حاضر سعی کرده اند بر اساس چهار نسخه خطی از این اثر ارزشمند، و مقایسه آن ها با تصحیح شفیعی، اهم اشکالات آن را باز نمایند و تصحیحاتی پیشنهاد کنند.
    کلیدواژگان: چهار عنصر، بیدل دهلوی، نثر سبک هندی، سیدضیاءالدین شفیعی
  • سید مرتضی حسینی* صفحه 237
    مفجع بصری (د.327ق) ادیب، کاتب، نحوی و لغوی برجسته عصر عباسی، از شاعران گمنام عربی سراست که در شعر خود به مدح و منقبت اهل بیت(ع) پرداخته است. از چکامه های مشهور او «قصیده الاشباه» است که شاعر در آن با عنایت به حدیث نبوی «اشباه» و احادیث مشابه، و نیز با استناد به آیات قرآن و حوادث صدر اسلام، به ذکر فضایل و مناقب امام علی(ع) و بیان وجوه شباهت ایشان با پیامبران الهی مبادرت کرده است. مفجع، خود، این قصیده را شرح کرده است. مقاله حاضر کوششی است در معرفی این شاعر شیعی و شاهکار ادبی او (قصیده الاشباه) و نیز معرفی نسخه خطی شرح این قصیده.
    کلیدواژگان: مفجع بصری، قصیده الاشباه، شرح قصیده الاشباه، مناقب علی (ع)
  • احسان رئیسی صفحه 249
    خوان اخوان تاکنون دوبار به چاپ رسیده است: یک بار در مصر به دست یحیی الخشاب و یک بار در ایران، توسط علی اکبر قویم. مشکلات فراوانی در روش تصحیح هر دو چاپ وجود دارد که موجب شده است هم متنی مضبوط از این اثر در دست نباشد و هم در سایر تحقیقاتی که از این متن بهره جسته اند، کاستی هایی راه یابد.
    در این مقاله با بررسی انتقادی روش تصحیح در دو چاپ موجود از خوان اخوان، تحلیل ویژگی های زبانی و محتوایی این اثر و نیز پیگیری تاثیر آن ها در پژوهش های زبان و ادبیات فارسی،تاثیر تصحیح روشمند بر تحقیقات حوزه تاریخ زبان فارسی، سبک شناسی و لغت تبیین شده است. افزون بر آن، دیگر کاستی ها و ایرادات چاپ های خوان اخوان نشان داده شده، و به اثبات رسیده که به احتمال قریب به یقین، چاپ علی اکبر قویم از روی متن یحیی الخشاب فراهم آمده است.
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، خوان اخوان، تصحیح، یحیی الخشاب، علی اکبر قویم
  • محمدرضا معصومی، محمد فشارکی صفحه 271
    سراج الدین حسینی اورنگ آبادی، عارف و شاعر قرن دوازدهم هجری در حیدرآباد دکن، مجموعه ای مشتمل بر 4322 بیت منتخب، از 704 شاعر فارسی سرا، خصوصا شعرای سبک هندی را فراهم آورده که به نام هایی چون منتخب دیوان ها، دیوان منتخب، مجموعه شعرا و مجمع الشعرا موسوم بوده است. نسخه منحصربه فرد این اثر در ایران، به شماره 86 در کتابخانه مینوی و نسخه عکسی آن به شماره 2800 در مرکز احیای میراث اسلامی نگهداری می شود. آن گونه که از یادداشت مرحوم مینوی در آغاز نسخه برمی آید، نام سفینه المفردات را ایشان روی این مجموعه گذاشته اند. در مقاله حاضر، این نسخه معرفی و بررسی شده و با توجه به نتایج مقایسه برخی ابیات آن با دواوین شعرا یا تذکره ها، بر ضرورت تصحیح این مجموعه تاکید شده است.
    کلیدواژگان: سفینه المفردات، سراج الدین حسینی اورنگ آبادی، شعر سبک هندی
  • معین کاظمی فر، غلامحسین غلامحسین زاده صفحه 293
    الرساله الی الصوفیه یا رساله قشیریه، اثر ابو القاسم قشیری (د. 465ق)، از جمله مهم ترین آثار در قلمرو تصوف مدرسی اسلامی است که در قرن پنجم به زبان عربی نگاشته شده است. این اثر به فاصله کوتاهی پس از تالیف، به فارسی ترجمه شده و ارتباط فارسی زبانان با اندیشه های قشیری، از دیرباز تا کنون، غالبا از طریق همین ترجمه قدیم بوده است.
    مولفان این مقاله کوشیده اند با مقایسه ترجمه قدیم رساله قشیریه با اصل عربی آن، میزان دقت و صحت آن ترجمه را ارزیابی کنند. این ارزیابی بر مبنای تطبیق سطربه سطر فصل اول ترجمه با اصل عربی الرساله القشیریه صورت گرفته است. حاصل این بررسی ضمن آن که نشان می دهد ترجمه قدیم رساله قشریه کاستی ها و نارسایی های فراوانی دارد و به هیچ وجه محققان از مراجعه به اصل عربی آن بی نیاز نیستند، ضرورت تصحیح ترجمه قدیم این اثر یا ترجمه تازه ای از آن را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: ابوالقاسم قشیری، رساله قشیریه، ابوعلی عثمانی، تصوف
|
  • Ali Safari Aq Qale Page 9
    One of the oldest Persian texts is a manuscript of the versified commentary on the Khelafiyat , kept under No 819 in Fayzollah Afandi’s collection at the Mellat Library (Istanbul) . The MS is dated 665 A.H. and contains 332 folios. The original poem Khelafiyat, was composed in 504/1110 by Najm al-Din Abu Hafs Omar b. Mohammad b. Ahmad Nasafi, and its Persian commentary was written by an anonymous author sometime between 504-655 A.H. According to bibliographies, this book is the oldest, and probably the sole known, Persian text about khelafiyat (one of the Islamic sciences that addresses the differences between various Jurisprudential Schools in Islam as well as the diverse theoretical standpoints among scholars adhering each individual School). Due to its relative antiquity and comprehensiveness in terms the subject it covers, this voluminous book has achieved a prominent standing.
    In this article, first the science of Khelaf is briefly introduced; then a little is said about Najmal-Din Omar, followed by a discussion on the didactic poems and the Al-Khelafiyat and its exegeses. Finally, the Persian commentary on the Khelafiyat is addressed.
  • Mahmood Fotoohi Rudmajani Page 35
    In the history of Persian literature, the Tadhkera-ye Majales al-Oshshaq
    (Collection of the Lovers’ Discourses) has been commonly imputed to two individuals: Soltan Hoseyn Bayqara, and Kamal al-Din Hoseyn Gazargahi, one of the scholars at the Soltan Hoseyn’s court. Even though, in the text of the book itself, its author has patently been stated as Soltan Hoseyn, scholars consider Gazargahi as its real author.
    Having followed the traces of the author in the Majales al-Oshshaq and conducted some research about his historical personality, thepresent article concludes that this book has not been authored by Sultan Hoseyn. Nonetheless, it is not easy either to accept Babor and Khwandmir’s claim who attribute the book to Gazargahi. Consequently, one may well concede that the book has been written by an efficient literary narrator, possibly assisted by several others in collecting his material, because the gleaning of the enormous contents of the book on figurative love and so exactly exploring the detailed information about the lives and works of a good number of Persian speaking poets and writers seems to be way beyond the capacity of one single individual. The Majales al-Oshshaq was undertaken by order of the Herat royal court designed to justify pedophilia and legitimize love, generally, for beautiful young males.
  • Reza Ghafouri Page 53
    The Shabrangnameh is an epic poem about Shabrang, son of the Deev-e Sepid (the White Demon) who, following the murder of his father by Rostam, resolved to take revenge on the Iranians for that. However, despite all his efforts, he failed and had to flee to Turan. We know nothing about the composer of the Shabrangnameh; nonetheless, certain stylistic features of the poem evince that it has possibly been composed before the Mogul invasion of Iran.
    Since this poem has not been redacted yet, it is little known to the researchers of epic literature. In the present article, we first address the view that Rostam’s fight with Shabrang has echoed in the books of Shahnameh narrating, and then we show its main mythological and literary characteristics.
  • Mousa Parnian, Soheil Yari Goldarreh Page 75
    The book Sha’eran-e bi divan (poets without divan) that contains a collection of scattered verses by a number of Persian speaking poets from the 3rd-5th / 9th -11th centuries, if not the first of its kind, represents one of the finest and most comprehensive scholarly researches. Yet, since the publication of the book several decades have passed during which new sources, such as safinas and anthologies have come to light, and some of the sources consulted in the Sha’eran-e bi divan, have been through critical editions. Therefore, the necessity for a fresh review of the book is well recognized, as it would help its author to remove his editing errors, shortcomings, and lapses. He would also be able to add new verses and more accurate variants, and remove typos.
    Being aware of some of such weaknesses, the authors of this article have revealed a number of the shortcomings of the book and, by drawing on a few manuscripts as well as printed sources, have introduced several of the newly discovered verses of the old poets who have left behind no divans.
  • Mehri Behfar Page 97
    Under what conditions and how is it possible to redact literary texts with the help of other texts? If there is only a limited degree of intertextual relation between two texts, can we utilize part of one in redacting a section of another? While there are many other differences between texts semantically and in terms of key words and in their totality, are we still justified to employ one or two aspects of a text in editing another, disregarding all other aspects? Is it permissible to make use of only the outward appearance of words and idiomatic expressions in the emendation of some other text?
  • Mokhtar Komeyli Page 109
    Madayeh-e Mo’ayediyah attributed to Shams al-Ma’ali Eshaq b. Ahmad of Shiraz has reached us as an exquisite manuscript kept under No 2637 in the Central Library and the Documents Centre, Tehran University. This work, which comprises verses in honour of Tahmasb Mirza Mo’ayed al-Dowleh, has many literary and historical benefits one of which is that it contains names of the poets and samples of their poetry not mentioned in other memoirs of poets. In the Madayeh there are qasidas (odes) that though composed by Ahmad Veqar of Shiraz and Sorush od Esfahan, have not entered their printed collections of poetry (Divan). One great advantage of the Madayeh is that it helps emend Ahmad Veqar’s verses not properly recorded in his printed Divan.
  • Mohammad Reza Abui Mehrizi Page 123
    This article addresses the way that historical texts and monsha’at (formal written material) are reflected in the 12th/18th -century manuscript collections¡ kept in the Islamic Assembly Library¡ written by Mir Jamal al-Din Mohammad Hoseyni Qaderi of Jam. A mystic¡ Mir Jamal al-Din was in the entourage of the Timurid prince Mohammad Akbar Awrangzib. A review of the collection reveals the special interest of its Sufi compiler and scribe in the local histories of Khorasan as well as historical texts and the Safavid and Timurid monsha’at.
  • Yaser Dalvand Page 143
    Manouchehri-e Damghani’s Divan has up until now been published several times¡ the most recent of them being that edited by Barat Zanjani. In his introduction to the Divan¡ Zanjani states that Dabirsiyaqi’s edition that had appeared before his¡ “has not been administered in a scientific fashion”. Therefore¡ he has redacted the Divan again based on seven manuscripts. In addition¡ he has also defined certain words and explained certain verses.
    However¡ there can still be seen lapses and shortcomings in his revision and in the interpretation of some of the verses; so the present article intends to examine this recent edition of Manuchehri’s Divan under four sub-headings: the redaction of the verses; the explanation of the verses; the correction and elucidation of the verses; and prosodic flaws. Attempts are also made to compare this edition with that of Dabirsiyaqi’s.
  • Mojtaba Emranipour, Gholam Abbas Rezaie Haftadori Page 169
    To facilitate the process of teaching and committing lessons to memory¡ Muslim scholars have benefitted from the considerable effect of rhythm and music of speech and have therefore versified the rules and principles of certain sciences. These versified rules are referred to as “didactic poems“ most of which are on Arabic grammar. They have been quite prevalent amongst Iranians.
    This article sets to introduce some of the Iranians’ rhymed books of grammar. Then it explores some classical books such as Jorjani’s Avamel¡ Zamakhshari’s Mofassal and Ibn al-Hajeb’s Kafiya. The authors of this kind of books have sometimes written their own independent books¡ for example¡ on the grammatical rules of Arabic¡ and sometimes have turned into verse books written by others in prose.
  • Mohsen Rahimi Page 189
    The Al-Abniya an haqayeq al-adviya authored by Abu Mansur Movaffaq b. Ali Heravi¡ is the oldest extant Persian book on pharmacology. One of its copies dated 447 A.H. and scribed by Asadi of Tus¡ is the oldest manuscript available and the first complete dated text ever in Persian. Abu Mansur wrote this book in Heravi dialect and Asadi transcribed it in Tusi dialect. By examining this book¡ we realize that the words in it and their pronunciations have remained still alive in the Khorasani dialects¡ and this is attested to by the fact that the manuscript is transcribed with diacritical marks.
    The present study has explored a number of words from the Al-Abniya¡ in Tusi dialect which has continued to stay in its only living continuation- namely¡ the Mashhad dialect; instances of their uses in other dialects of the greater Khorasan have also been presented.
  • Abdollah Valipour, Roqayyeh Hemmati Page 215
    Bidel-e Dehlavi¡ one of the outstanding poets and a follower of the School of Sabk-e Hendi (Indian Style) in the 12-13th/18-19th centuries¡ was also a competent versed prose writer. The Chahar Onsor (Four Elements) is his most extensive and most important prose work¡ which like his poetry¡ is oftentimes enigmatic¡ puzzling and full of fantastic imagery. This book was published in 1341/1962 (Kabul) and 1386/2007 (Tehran)¡ both very disorderly and badly affected by various imperfections. In 1392/2013¡ Zia’ al-Din Shafi’ei edited and published this book again. Considering that his edition is marred by numerous distortions¡ orthographical errors and misreading¡ the present authors have tried to bring to light its deficiencies and flaws on the basis of four manuscripts of the Chahar Onsor and by comparing them with Shafi’ei’s edition and suggesting corrections.
  • Seyyed Morteza Hosseini* Page 237
    Mofajja’-e Basri (d. 327 /939) the prominent literary man¡ scribe¡ grammarian and philologist during the Abbasid Caliphate¡ but one of the obscure individuals in terms of writing Arabic poetry¡ haseulogized the Prophet’s household. One of his celebrated poems is his “Qasidat al-ashbah” (an ode on resemblances) in which the poet¡ with regard to the prophetic tradition “ashbah” and other traditions¡ and based on the Qur’anic verses and the events in early Islamic era¡ has praised the merits and superb attributes of Imam Ali¡ stating his resemblances to the holy messengers.
    The present article seeks to introduce this Shi’i poet and the manuscript of the commentary on his literary masterpiece “Qasidat al-ashbah”.
  • Ehsan Raeisi Page 249
    Naser Khosro’s Khwan-e Ekhvan has been published twice: one in Egypt by Yahya al-Khashab and the other in Iran by Ali Akbar Qavim. The methods used in the redaction of both are very flawed¡ and this has been responsible not only for having no sound systematic edition of the Khwan-e Ekhvan available¡ but also for the imperfections in the studies that have drawn on it.
    This article while presenting a critical study of the methods used in the two existing editions of the Khwan-e Ekhvan¡ and an analysis of it in terms of language and content¡ it explores the effects of those editions on other researches in the Persian language and literature. The article also seeks to propound systematic approaches to editing in the domain of history of Persian language¡ stylistics¡ and vocabulary. Additionally¡ other shortcomings and weaknesses of the two editions of the Khwan-e Ekhvan have been identified¡ the conclusion being that most probably¡ the Qavim edition has been prepared based on the text provided by Yahya al-Khashab.
  • Mohammad Reza Masoumi, Mohammad Fesharaki Page 271
    Saraj al-Din Hoseyni Owrangabadi¡ a 12th/18th century mystic and poet from Hyderabad¡ Deccan¡ has compiled a collection of 4322 select distiches by 704 Persian speaking poets¡ especially from among the followers of the School of Indian Style¡ variously designated as Montakhab-e Divanha (A selection from divans)¡ Majmu’e-ye sho’ara (A poets’ collection)¡ and Majma’ al-sho’ara (Assembly of sho’ara). The sole manuscript of this work in Iran is accessible under No 86 at the Minovi Library¡ and its facsimile is kept under No 2800 in the Centre for the Revival of the Islamic Heritage. According to the late Minovi’s note at the beginning of the manuscript¡ he himself has dubbed it Safinat al-mofradat.
    The present study has introduced and expounded the manuscript. The results of the comparison of its distiches with those in the printed divans of their poets and in memoirs of poets prescribe a fresh redaction of the manuscript.
  • Moein Kazemifar, Gholam Hosein Gholam, Hoseinzadeh Page 293
    Al-Resalat ila al-Sufiya or Resale-ye Qoshairiye by Abu al-Qasem Qoshairi
    (d. 465/1073)¡ is one of the most important Arabic works in the domain of Islamic scholastic Sufism¡ written in the 5th/11th century. Shortly after its compilation¡ it was translated into Persian¡ thus enabling Persian speaking community often to learn about Qoshairi’s thoughts from an early time up until now.
    The authors of the present article have endeavored to assess the degree of precision and accuracy of this old translation by comparing it with its Arabic original. This assessment has been administered by a line-by-line comparison of the first chapter of the old translation against its Arabic original. The study concludes that the old translation suffers from very many imperfections¡ and that the scholars can hardly do without consulting the Arabic original of the Resaheh. Therefore¡ it all points to the necessity of correcting the old translation or doing a new rendering of the Resaleh-ye Qoshairiyeh.