فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 82 (زمستان 1395)
  • پیاپی 82 (زمستان 1395)
  • بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/02/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیدرضا شاکرین صفحه 1
    جایگاه و نقش مبانی در نظریه‏پردازی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ملاحظات لازم در شیوه جستجو، کشف و تبیین مبانی، گونه شناسی، چگونگی طبقه بندی و منطق تدوین آن، از جمله مسائلی است که بدون توجه به آنها نمی توان انتظار داشت الگو جهت صحیح خود را باز یابد و غفلت از آنها زمینه ساز مشکلات، کاستی‏ها و چه بسا انحرافات و اعوجاجاتی در این مسیر خواهد شد. مقاله حاضر بر آن است به یاری خداوند متعال به‏طور فشرده مسائل یادشده را بر رسد. آنچه نویسنده بر آن تاکید می کند، کاربست روش ترکیبی و جامع در اکتشاف مبانی است. افزون بر آن مطالعات رفت و برگشتی بین مبانی عام پایه ای، مبانی عرصه ای و مسائل را به عنوان حرکتی پیوسته و مداوم توصیه می کند.
    کلیدواژگان: مبنا، الگو، پیشرفت، اسلامی، الگوی اسلامی، ایرانی پیشرفت
  • احمد عبادی صفحه 21
    «روی آورد»، «روش» و «پارادایم» اصطلاحاتی هستند که از فلسفه علم وارد روش شناسی دین پژوهی شده اند. عدم توجه به مفهوم شناسی، مصداق یابی و حتی ترجمه این واژگان، موجب نوعی آشفتگی در روش شناسی دین پژوهی گشته است؛ به‏نحوی که این تعابیر گاه به صورت مترادف، گاه با معانی مختلف و گاه به جای یکدیگر به کار رفته اند. به منظور رفع این نقیصه روش شناختی، لازم است مفهوم شناسی دقیقی از این واژگان صورت گرفته، با ترسیم الگوی روش شناختی مناسبی، جایگاه هر یک از این مفاهیم در گستره دین پژوهی تبیین گردد. میان پارادایم ها، روی آوردها و روش ها در گستره دین پژوهی- بر خلاف علوم تجربی- نوعی هم کنشی برقرار است. پارادایم، روی آوردها و روش-های شایسته و بایسته را در دین پژوهی تعیین می کند. از سوی دیگر شناخت پارادایم متوقف بر شناخت روی آوردها و روش هاست. همین امر موجب می شود مسئله واحد در پارادایم های مختلف، پاسخ های گوناگون یابد. روی آوردها و روش های دینی نیز در ارتباطی پویا و تعاملی زایا عمل می کنند و هر روی آوردی روش های خاص خود را می طلبد. هر پارادایمی روی آوردهای مناسب خود را می طلبد و هر روی آوردی، روش های خاص خود را می جوید.
    کلیدواژگان: روش شناسی دین پژوهی، روی آورد، روش، پارادایم، نگرش
  • سید محمد اکبریان صفحه 49
    نظریه عقلانیت و معنویت تلاش دارد با پیوند میان معنویت و عقلانیت، رنج‏های بشری را چاره کرده، آرامش برای انسان هدیه آورد؛ هدفی که دین را- به جهت ناتوانی از شناخت رنج‏های اصلی بشر و راه علاج آنها در دنیای معاصر- از تامین آن ناتوان دیده، معنویت را در عصر حاضر جایگزین مناسب آن می‏داند. این رویکرد به عنوان یک نظریه طبعا باید از چارچوب و ساختار صحیح برخوردار باشد و تاکید زیاد نظریه پرداز بر عقلانیت که شامل عقلانیت گفتاری است، انتظار می‏رود ساختار عقلانی و منسجم دور از ایهام و ابهام داشته باشد؛ اما این انتظار از نظریه برآورده نشده و در موارد متعدد با ضعف، نارسایی و ابهام مواجه است. مفاهیم عقلانیت، معنویت و رنج که مهم‏ترین مفاهیم در این نظریه هستند، تعریف روشنی ندارند یا دچار ابهام و ایهام‏اند و ابعاد مختلف آنها تبیین نشده‏اند یا با تعاریف ناسازگار در نظریه مواجه‏ایم. برخی از مدعیات اصلی نظریه، ناتمام و ناقص رها شده یا دلیلی برای آنها اقامه نشده است و مهم‏تر اینکه در تضاد با مدعیات دیگری هستند که در نظریه ارائه شده‏اند و همه این موارد، نظریه را از درون با چالش های جدی مواجه می‏سازد.
    کلیدواژگان: معنویت، عقلانیت، رنج، ابهام، ناسازگاری
  • سید احمد فاضلی صفحه 73
    صدرالمتالهین با توجه به اصالت و تشکیک وجود، وحدت شخصیه عرفانی، حرکت جوهری و اشتدادی نفس، بازگشت همه علوم به علم حضوری و لزوم اتحاد عقل و عاقل و معقول، معتقد است انسان از طریق حرکت جوهری با ارتقا در مراتب عقل عملی و افزودن علوم خود و اتحاد با آنها، از نظر وجودی به تدریج و تشکیک، اشتداد می یابد و با متعلق خارجی علوم حقیقی خود متحد می گردد و بدین سان به اولین مراتب معرفت عرفانی دست پیدا می کند که با اتحاد جزئی انسان با برخی از وجوه وجودی عقل فعال (برخی صور موجود در آن) تحقق می یابد و به تدریج تا اتحاد کامل با تمام صور و شئون موجود در عقل فعال پیش می‏رود که در این حال، در عین بهره مندی هر دو وجود (نفس و عقل فعال) از ذات فی نفسه خود، از جهتی که هویت ارتباطی عقل فعال است، با یکدیگر متحد گشته، از یک رتبه وجودی برخوردار می شوند. در مقامات فنائی، با اضمحلال کامل تعین اولیه فرد سالک و شهود وحدت شخصیه عرفانی در آن مقام، معرفت عرفانی در این مرتبه، به معنای وحدت کامل عارف با معروف خود (وحدت شخصیه) و دارای ساختار تک وجهی (متشکل از معلوم فقط یا علم فقط) خواهد بود. این دیدگاه صدرا با پیشینه این بحث در فلسفه اسلامی، در تقابل است و وی در این زمینه، متاثر از ابن عربی و اتباع وی است.
    کلیدواژگان: معرفت عرفانی، اتحاد، فنا، صدرالمتالهین، شناخت حضوری، عقل فعال
  • محمد جواد ذریه، زهرا آبیار، سید مهدی امامی جمعه صفحه 103
    رویکرد کتاب مقدس و عمل‏کرد کلیسا در طول تاریخ مسیحیت، همواره دو عامل اساسی در شکل گیری و رشد الهیات فمینیستی بوده است. الهیات فمینیستی منبع نیرومند و سرشار از انگیزه ای است که در صدد است بر تمامی انواع «متون مقدس» ادیان، نگاهی دوباره بیندازد و این کار را بر مبنای اسناد و مدارک کتاب مقدس آغاز می کند؛ به عبارتی کتاب مقدس که پشتوانه نظری وضعیت کنونی زنان محسوب می شود، در الهیات مسیحی مورد تفسیر هرمنوتیکی قرار می گیرد که اولین بار با انتشار کتاب انجیل زنان نخستین گام های مطالعات انجیلی در این راه برداشته شد. در ادامه تفسیر انجیلی فمینیستی اساس فکر خود را به نحو خودآگاهانه ای بر تجربه ظلم به زن مبتنی می سازد و به سوی قرائت ها و پاسخ های مختلفی جهت تفسیر مجدد کتاب مقدس پیش می رود. در این پژوهش با روش توصیفی- تحیلی تحولات مطالعات انجیلی، عوامل موثر در روند شکل گیری الهیات فمینیست، به همراه ذکر بخش هایی از کتاب مقدس که برای الهیات فمینیستی ظرفیت تفسیر هرمنوتیکی را دارد، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: الهیات، فمینیست، زن، تفسیر هرمنوتیکی، کتاب مقدس
  • محمد عالم زاده نوری صفحه 127
    این مقاله، برآن است تا تمایز علم اخلاق با فقه را مورد بررسی قرار دهدکه عبارت‏اند از: 1. محمول گزاره های فقهی احکام پنج گانه تکلیفی است و محمول گزاره های اخلاقی، خوب/ بد، بایسته/ نابایسته و درست/ نادرست؛ 2. حکم فقهی دغدغه استحقاق ثواب و عقاب دارد، اما حکم اخلاقی دغدغه سعادت؛ 3. گزاره های فقهی دارای جعل و اعتبار شرعی از ناحیه خداست، درحالی که گزاره های اخلاقی انشای قانونی الهی و جعل و اعتبار شرعی ندارند. فقیه دغدغه مند امتثال، برائت، رفع تکلیف، منجزیت، معذریت، طاعت، عصیان و به تبع آن رهایی از عقاب است، در‏حالی که عالم اخلاق دغدغه مند سعادت، کمال، تعالی، رشد، ارتقای وجودی و فلاح است؛ 4. احکام فقهی، حقیقتی دوارزشی و متواطی دارد، اما احکام اخلاقی دارای مراتب طولی است؛ به همین جهت احکام فقهی عمومیت بیشتری دارد و جز به شرایط اضطرار برداشته نمی شود، اما ارزش اخلاقی، دارای صبغه فردی و اختصاصی است و به تناسب افراد و شرایط، منعطف و مدرج است؛ 5. هر گزاره فقهی به دلالت مطابقی بر احکام تکلیفی و به دلالت التزامی بر خوب و بد اخلاقی و مصالح و مفاسد واقعی دلالت دارد، اما برای دستیابی به حکم فقهی و اعتبار شرعی، کشف مصالح و مفاسد واقعی کافی نیست؛ 6. برخی از امور غالبا در مظان دستیابی به مطلوب های شرعی قرار دارند و به صورت نوعی، مسیر رسیدن به غایات دینی را هموار می سازند؛ پس احراز خوبی و بدی آنها با توجه به مصالح و مفاسد نوعی، دشوار نیست، اما درباره آنها ادعای وجود یک حکم شرعی قانونی که مستلزم ثواب و عقاب الهی باشد، دشوار است. در این موارد از لسان اخلاق استفاده می گردد.
    کلیدواژگان: فقه، اخلاق، گزاره فقهی، گزاره اخلاقی، اعتبار شرعی
  • محمد علی اسدی نسب صفحه 143
    اسلامی سازی علوم انسانی، نیازمند تغییرهای اساسی در زیرساخت های علمی و فرهنگی کشور و موسسات آموزشی در راستای تمدن سازی نوین دینی بر پایه آموزه های ناب وحیانی است؛ فرایند عمیق وگسترده ای که با هزینه های بسیار همراه است؛ ازاین رو برای تبدیل علوم انسانی سکولار به علوم انسانی اسلامی، افزون بر اثبات نواقص آنچه موجود است، باید قوت و برتری آنچه باید جایگزین گردد به حد ضرورت رسیده باشد تا بتواند توجیه گر هزینه ها گردد؛ به‏خصوص اگر نظرها گوناگون و مخالفت ها فراوان باشد؛ پس لازم است ضرورت آن با تکیه بر قوی ترین منبع اسلامی، یعنی قرآن کریم و مستند به استوارترین برداشت ها از آن اثبات شود. از منظر طرفداران اسلامی‏سازی علوم انسانی و اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی، آیات قرآنی و مبانی مسلم دینی ظرفیت این امر را داراست؛ بنابراین ضرورت دارد علومی همانند اقتصاد، تربیت، سیاست و مدیریت با آموزه‏های وحیانی تهذیب، تکمیل یا از اساس بر پایه آموزه های دینی و تجارب بشری تاسیس شوند؛ اسلامی‏کردن علوم انسانی گرچه به‏طور مستقیم در قرآن کریم و آثار علامه طباطبایی طرح نشده است، با بررسی لوازم مولفه هایی چون جامعیت، جاودانگی، کمال دین، تعریف دین، اهداف دین و موارد دیگر، می توان این ضرورت را از برداشت های قرآنی علامه کشف نمود و این نوشته دنبال همین هدف است.
    کلیدواژگان: قرآن، دین، علم، علوم انسانی، جامعیت، اهداف
  • زهرا توکلی، مجید صادقی حسن آبادی صفحه 169
    داستان حضرت آدم ع در قرآن مورد توجه اکثر متکلمان و فیلسوفان است. اصولا شیوه قرآن بر آن است که مسائل و مفاهیم ذهنی و معقولات ورای محسوسات و فراتر از درک محدود بشری را به یاری تمثیل و تشبیه معقول به محسوس بیان نماید؛ اما باید توجه داشت که مواد داستان و ساختار درونی دارای واقعیت است. طبق آیه «و عصی‏ آدم ربه فغوی» (طه: 121) حضرت آدم7 مرتکب عصیان شده است. مفسران با مشرب های مختلف کلامی و عرفانی به‏گونه ای آیه را تفسیر می کنند که خدشه ای بر عصمت حضرت آدم 7 وارد نشود. با این وجود باز هم شبهاتی مطرح است که پاسخ مفسران به حل آنها نمی انجامد. با بررسی دقیق مفردات آیه و استفاده از روایات می توان گفت این آیه بیانگر نحوه سیر و سلوک آدم ع در دنیاست و با عصمت حضرت آدم ع هیچ‏گونه منافاتی ندارد. حضرت آدم 7 در اثر خوردن از درخت ممنوعه و توجه به غیر خدا از درگاه الهی رانده شده و نمی تواند مانند پیامبر اکرم ص به مراتب بالای ولایت دست یابد و عاصی خوانده می شود.
    کلیدواژگان: آدم ع، گناه، عصمت، نبی، عشق
|
  • Hamid-Rezā, Shā, KirĪ, N Page 1
    There are some factors for the pattern of development, which if not considered it will not go in the right direction and disregarding them will create problems, flaws and even deviations in the this path; they are as follows: the position and role of bases in the theorization and compilation of the pattern of Islamic-Iranian development, some necessary observations in the research, discovering and explaining the bases, typology, the method of its classification and the logic of its compilation. The mentioned matters will be intensively investigated in this article. The author's stress is on following a comprehensive and mixed method for the discovery of bases. In addition a reciprocating study, with a constant and permanent rate, of the general basic principles and special field bases and the discussions [of the science] is suggested.
    Keywords: Base, Pattern, Development, Islamic, The Islamic-Iranian patter of development
  • Ahmad Ebadi Page 21
    The three concepts of "approach", "Method" and "Paradigm" are inserted to the methodology of religious researches from philosophy of Science. Not paying exact attention to the concepts, their referents, or even their translation has created confusion in the methodology of religious researches such that these concepts are considered synonyms at times, or with different meanings at other times or are used in place of one another. It is necessary to exactly define the three concepts to remove this methodological flaw and to draw an appropriate methodological pattern to explicate the position of each concept in religious researches. Unlike experimental sciences, there is a kind of interaction between paradigms, approaches, and methods in religious studies. Paradigm determines necessary and proper methods and approach in religious researches. On the other hand, knowledge of paradigms is based on the knowledge of approach and methods. This causes different answers to a single issue in different paradigms. Religious approach and methods also have a dynamic relation and a generative interaction and every approach should have its own special methods. Every paradigm needs its proper approach and every approach needs its own special methods.
    Keywords: Methodology of religious research, Approach, Method, Paradigm, Perspective
  • Seyyed Mohammad AkbarĪ, Yan Page 49
    The theory of rationality and spirituality tries to solve human's pains and create calmness for him/her by the connection between rationality and spirituality; this has been [in fact] religion's aim but they believe it to be unsuccessful – because of its unawareness of human's main pains nowadays and the solutions for it - and consider spirituality a good replacement for it in the present time. This approach should have a correct frame and structure, like all other theories, and due to the theorizer's stress on rationality – including verbal rationality - it should have a rational and consistent structure without any ambiguity; yet this expectation is not fulfilled and in many cases it has flaws and vagueness. The concepts of rationality, spirituality and pain which are the most important concepts of this theory do not have a clear definition or are ambiguous and their different aspects are not explained or we encounter inconsistent definitions in the theory. Some of the main claims of this theory are incomplete or are not proved and most importantly, they are in contradiction with other claims mentioned in the theory. All these problems have created a serious challenge for this theory.
    Keywords: Rationality, Spirituality, Pain, Ambiguity, Inconsistency
  • Seyyed Ahmad Fazeli Page 73
    Considering the principality of being and the gradation of being, the mystical particular unity, 'motion in substance of and the intensifying motion of the soul, return of all sciences to immediate knowledge and [finally] the necessity of the unity of intellect, intellectual and the intelligible, Sadr al-Mutiallihīn believes that human being gradually and through a gradual graded process and the 'motion in the category of substance' becomes intensified, being promoted in the degrees of practical reason and by increasing his/her knowledge and becoming united with them; he/she becomes united with the external referents of his/her real knowledge and thus achieves the first degrees of mystical knowledge which is fulfilled with the partial unification of human with some existential aspects of the active intellect (or some of the existing forms of the active intellect) and continues this path until he/she gradually becomes completely united with all the existent forms and aspects of the active intellect; at the same time besides profiting the two existences (soul and the active intellect) from their own [independent] self in-itself, they become united with each other and will profit from the same degree of being due to the communicational aspect of the soul with active intellect. Along with the complete annihilation of the initial individualization of the mystic, in the annihilation positions, and the intuition of the mystical personal unity in that position, mystical knowledge will imply the complete unity of the mystic with his/her subject of mysticism (personal unity) and will have a single-aspect structure (consisted of only the knowledge or only the known). This perspective of Sadrā is in contrast with the background of this discussion in Islamic philosophy and he is affected by Ibn-Arabī and his followers in this regard.
    Keywords: Mystical knowledge unity, Annihilation, Sadr al-Mutiallihīn
  • Mohammad-Javā, D. Zorriyih, Zahrā, Abyār., Seyyed Mahdi Imā, Mi Jomih Page 103
    The two main factors which affected the creation and development of Feminist theology are the approach of the Holy Book and the function of the Church. Feminist theology is a powerful and a full-motivated movement which aims to revise all kinds of "Holy texts" and started this duty based on the sources of the Holy Book; in other words the Holy book, which is the theoretical backup of the present condition of women, is hermeneutically interpreted. The first steps to the Biblical studies for this purpose was taken by the publication of Women's Bible. The feminist interpretation of the Bible is cautiously based on the oppression women experienced and moves toward different readings and responses to interpret the Holy bible once again. In this research, using a descriptive-analytic method, we have investigated and criticized the changes of Biblical studies, and the effective factors in the formation of feminist theology, and will notice some parts of the Holy text which may be hermeneutically interpreted for the feminist theology.
    Keywords: Theology, Feminist, Woman, Hermeneutical interpretation, The Holy book
  • Mohammad Alemzadeh Noori Page 127
    This paper discuses the differences between ethics and jurisprudence. they are as follows: 1- The predicate of jurisprudential statements is one of the five commands of religion and the predicate of ethical statements is good/bad, required/non-required, correct/incorrect.
    2- Jurisprudential commands highlight deserving reward or punishment while ethical commands highlight salvation.
    3- Jurisprudential statements are legally validated by God while ethical statements do not have Divine validity or legal legitimacy.
    A jurist highlights executing God's commands, acquittal, removal of an obligation, Bringing accountability and bringing excusability (Moazzeriah and Monajjeziah), obedience, disobedience, and thus escape from punishment while an ethical scholar highlights salvation, perfection, transcendence, development, existential advancement and felicity.
    4- Jurisprudential commands have dual values and are mutīvaṭī (the same or univocal) while ethical commands have vertical hierarchical; for this reason jurisprudential commands are more general and are removed only in exigency situations but ethical values are personal and are flexible with situation and people.
    5- Every jurisprudential statement implies obligatory commands while its cannotation implication (delālah Iltizamī) is ethical good or bad and real expediencies or inexpediencies. However discovering real expediencies or inexpediencies is not enough for achieving a Jurisprudential command and a legal validity.
    6- It is possible to find a legal desire in some matters; these matters generally facilitate the path to religious goals. Therefore it is not hard to understand their goodness or badness considering the general expediency or inexpediency; but it is hard to declare a legal command which results in God's reward or punishment. In these cases ethical commands are used.
    Keywords: Jurisprudence, Ethics, Jurisprudential proposition, Ethical proposition, Legal legitimacy
  • Mohammad-AlĪ AsadĪnasab Page 143
    The [process of] Islamization of humanities needs basic changes in the scientific and cultural substructures of the country of Iran and its educational organizations to create a modern religious civilization based on the teachings of revelation. This expansive and deep process will have many costs as well. Thus for the change of secular humanities to Islamic humanities it is necessary to prove the flaws of what is present and the strength and eminence of what is to be substituted to justify the costs; especially if there are different ideas and many oppositions. Therefore its necessity must be proved based on the most strong Islamic sources, i.e. the Holy Quran, and the most invincible interpretation [of Quran]. Quran's verses and some definite religious bases are capable of proving it, according to the idea of the defenders of Islamization of humanities and scholars such as Allāmih Tabātabāī, therefore it is necessary to refine, complete or reform sciences such as economy, education, politics and management based on religious teachings and human's experiences. Although Islamization of humanities is not directly mentioned in the Holy Quran and the writings of Allāmih Tabātabāī, but this necessity is discovered in Allāmih's interpretation of the Holy Quran by investigating the requirements of the following factors: comprehensiveness, eternity, religion's perfection, definition of religion, the goals of religion and some other factors. This writing will follow this purpose.
    Keywords: Quran, Religion, Science, Humanities, Comprehensiveness, Purposes
  • Zahra TakakkolĪ MajĪd SādeqĪ Hasan-AbādĪ Page 169
    The story of Adam is noticed by most theologians and philosophers. Quran's method of expression is to explain subjective and rational concepts, which are not sensible and may not be understood by human's limited understanding, using similes – comparing the rational with the sensible - and metaphors; yet it is important to notice that the data and internal structure of the story is real. Adam has committed sin according to the verse "Adam disobeyed his Lord, and went amiss" (Quran, 20:121). Quran interpreters, from different theological and mystical schools, interpret the verse such that it does not impair Adam's infallibility. There are still some questions unanswered by the interpreters. An exact inspect of the words of this verse and considering the tradition [which explains it] makes it clear that the verse points the method of Adam's mystic journey in the world and is not incompatible with Adam's infallibility. Adam was expelled from God's exalted presence because of eating from the forbidden tree and paying attention to someone other than God and thus cannot achieve the highest levels of vilayah, such as prophet Mohammad (PBUH), and is called disobeyer.
    Keywords: Adam, Sin, Infallibility, Prophet, Love