فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/25
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مقاله مروری
  • هاله فرساد حبیبی، فاطمه نظری، علی احمدی، نادر میرانی صفحات 388-395
    مقدمه
    داده ها در نظام سلامت به صورت پراکنده و جزیره‏ای قرار دارند و دسترسی یکپارچه به آن ها برای گزارش‏گیری و تحلیل مشکل است. انبار داده می تواند در حل این مسایل کمک کننده باشد. بنابراین، مطالعه حاضر به شناسایی چالش ها و راهکارهای کاربرد انبار داده در حوزه سلامت کشور پرداخت.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مروری جامع و نقلی انجام شد. ابتدا واژه های کلیدی در حیطه انبار داده ها انتخاب گردید و به لحاظ گستردگی موضوعی انبار داده ها، دامنه جستجو به حوزه سلامت محدود شد. سپس با توجه به معیارهای مطالعه که اغلب استفاده از مطالعات کشورهای توسعه یافته بود، مقالات مرتبط با موضوع از پایگاه های Google Scholar، PubMed، Scopus، Web of Knowledge و Science Direct استخراج گردید.
    یافته ها
    اغلب موسسات مراقبت سلامت با چالش‏های جمع آوری، سازماندهی و بازیابی داده های نامتجانس و حجیم برای تحقیقات، بهبود کیفیت، تحلیل برون دادها یا کشف بهترین عملکردها مواجه هستند. ‏راه حل بیشتر چالش های ذکر شده، انبار داده است. این تکنیک می‏تواند بسیاری از مشکلات حیطه مدیریت داده ها و بهره‏برداری از دانش داده‏ای نظام سلامت را مرتفع ‏نماید.
    نتیجه گیری
    به کارگیری سیستم هایی مانند انبار داده برای پیشگیری از پیشرفت یا ظهور بیماری و سلامت جامعه، هدف اصلی نظام سلامت است. پژوهش حاضر گامی ابتدایی در راستای به کارگیری انبار داده ملی سلامت می باشد و بی تردید نیازمند نگرش ملی برای حل چالش ها و ارایه راهکارهای مناسب می باشد.
    کلیدواژگان: سیستم مراقبت سلامت یکپارچه، جمع آوری و بازیابی داده، یکپارچه سازی داده، انبار داده
  • مهدی کمالی، مجید پیروز، محمدعلی اسداللهی، ثمانه توکلی امینیان، محمد مهدی امین صفحات 396-405
    مقدمه
    گرفتگی های ناشی از رسوب روغن و چربی در خطوط فاضلاب، بخش عمده ای از کل گرفتگی های خطوط فاضلاب را در دنیا تشکیل می دهد. به عنوان مثال، در بریتانیا و آمریکا حدود 50 درصد از گرفتگی ها به دلیل رسوب روغن و چربی است. روش های مختلفی برای حل این مشکل وجود دارد که هر کدام مزایا و معایب خود را دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر، دستیابی به دستورالعمل های اجرایی برای کاهش مشکلات ناشی از ایجاد رسوب چربی و روغن در شبکه های جمع آوری فاضلاب شهری بود.
    روش ها
    تمام مقالات مرتبط مورد استفاده در این پژوهش از پایگاه های اطلاعاتی Science Direct، Google Scholar و Free Patents Online جستجو شد و مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، حدود 50 مقاله و گزارش که با موضوع مرتبط بودند، استفاده گردید. در این میان، تجربیات عملی نویسندگان و مشاوره با کارشناسان خبره نیز کمک شایانی برای دستیابی به نتایج مناسب داشت.
    یافته ها
    بررسی منابع علمی به همراه تجربیات عملی نویسندگان در حل معضلات مربوط به ایجاد رسوب چربی و روغن در شبکه جمع آوری فاضلاب شهری به ویژه در شهر مشهد و مشاوره با کارشناسان خبره در این مورد نشان داد که به منظور پیشگیری از انسداد خطوط فاضلاب ناشی از تشکیل این رسوب ها، چهار روش وجود دارد که شامل «اجرای دستورالعمل مدیریت پسماند روغن و چربی و نصب دستگاه چربی گیر در آشپزخانه، طراحی مناسب خطوط فاضلاب جدید و اصلاح خطوط فاضلاب موجود و برنامه شستشوی پیشگیرانه منظم» بود.
    نتیجه گیری
    انسداد خطوط فاضلاب ناشی از تشکیل رسوب های چربی و روغن، یکی از مشکلات بزرگ صنعت آب و فاضلاب در دنیا و کشور است. راهکارهای مختلفی برای مقابله با این مشکل پیشنهاد شده است. استفاده هم زمان از چند روش پیشنهادی در پژوهش حاضر برای دستیابی به بالاترین بهره وری و نیز کم ترین هزینه ممکن، می تواند ضمن کاهش یا جلوگیری از وقوع مشکلات احتمالی، هزینه های مالی و زیست محیطی ناشی از آن را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: رسوب های چربی و روغن، انسداد خطوط فاضلاب، چربی گیر، شستشوی پیشگیرانه، دستورالعمل مدیریت روغن و چربی در آشپزخانه
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • اعظم مرادی صفحات 406-413
    مقدمه
    هدف از انجام پژوهش حاضر، فرا تحلیل تحقیقات انجام شده درباره رابطه حمایت اجتماعی وکیفیت زندگی در سالمندان ایران بود. برای دستیابی به این هدف، دو سوال در مورد اندازه اثر رابطه حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی در سالمندان ایران و مقایسه میزان رابطه انواع حمایت اجتماعی باکیفیت زندگی سالمندان طرح شد.
    روش ها
    به منظور پاسخگویی به سوال های فراتحلیل، از مجموعه پژوهش های انجام شده درباره رابطه حمایت اجتماعی وکیفیت زندگی در سطح کشور در فاصله سال های 93-1388، 7 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود و شرایط ورود به فراتحلیل را داشت، برای انجام فراتحلیل انتخاب شد. این 7 پژوهش، حاوی 15 اندازه اثر در مورد رابطه حمایت اجتماعی و انواع آن باکیفیت زندگی در سالمندان بود. حجم نمونه مجموع این تحقیقات از 1852 نفر تشکیل شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست فراتحلیل استفاده شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج این فراتحلیل، اندازه اثر رابطه حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی در سالمندان 33/0 بود (00001/0 > P). همچنین، نشان داد که در سالمندان اندازه اثر رابطه حمایت عاطفی و کیفیت زندگی 29/0 (00001/0 > P)، اندازه اثر رابطه حمایت ابزاری و کیفیت زندگی 18/0 (00001/0 > P) و اندازه اثر رابطه حمایت اطلاعاتی و کیفیت زندگی 20/0 (0001/0 > P) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    اندازه اثر رابطه حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی در سالمندان ایران در کل و در مورد حمایت عاطفی، بر اساس معیار تفسیر Cohen در حد متوسط است. این امر اهمیت فراهم کردن زمینه تقویت حمایت اجتماعی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان ایرانی را خاطر نشان می سازد.
    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی، سالمندان ایرانی، فراتحلیل
  • محمد باقرنیا، سید علی کشاورز، سید ابولقاسم جزایری، محمدرضا مراثی، رامش عالی پور بیرگانی، رضا دریابیگی خطبه سرا، فیروزه مصطفوی صفحات 414-419
    مقدمه
    شیوع اضافه وزن و چاقی در کودکان و نوجوانان سراسر جهان به میزان قابل توجه و هشدار دهنده ای رسیده است. یکی از مهم ترین شاخص های روان شناختی موثر در تغییر رفتارهای تغذیه ای نوجوانان، حمایت اجتماعی معرفی شده است. بنابراین، هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی با رفتارهای تغذیه ای در نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق شهر شاهین شهر بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 172 دانش آموز دختر دارای اضافه وزن و مبتلا به چاقی شهر شاهین شهر، در سال 1392 انجام شد. پس از نمونه گیری تصادفی و ارزیابی شاخص های تن سنجی، پرسش نامه مربوط به حمایت اجتماعی و تکرر مصرف وعده های غذایی توسط دانش آموزان تکمیل گردید. همچنین، از دانش آموزان یادآمد 24 ساعته غذایی گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سنی و شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) دانش آموزان شرکت کننده به ترتیب 6/0 ± 4/13 سال و 6/3 ± 2/28 کیلوگرم بر مترمربع بود. بین میزان BMI با مصرف صبحانه و میان وعده های صبح و عصر ارتباط معکوس و معنی داری مشاهده شد (001/0 > P). همچنین، حمایت اجتماعی با مصرف صبحانه و میان وعده های صبح و عصر ارتباط مثبت و معنی داری داشت (001/0 > P)، اما رابطه بین مصرف میوه و سبزی و تنقلات کم ارزش با حمایت اجتماعی معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    حمایت اجتماعی به طور موثری مصرف صبحانه در دانش آموزان چاق را پیش بینی نمود. به نظر می رسد که برای درک بهتر رابطه بین حمایت اجتماعی با رفتارهای تغذیه ای، در آینده نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه می باشد.
    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی، چاقی، رفتارهای تغذیه ای، صبحانه، نوجوانان
  • یوسف امیدی خانی آبادی، غلامرضا گودرزی، محمد جواد محمدی، رجب رشیدی، سودابه زارع صفحات 420-426
    مقدمه
    کارخانه سیمان دورود به عنوان یکی از منابع مهم گازهای آلاینده، در استان لرستان واقع شده است. در این کارخانه در فصل زمستان به دلیل کاهش فشار گاز طبیعی، از مازوت به عنوان سوخت کوره استفاده می گردد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان انتشار گاز دی اکسید کربن (2CO) حاصل از کاربرد سوخت مازوت از دودکش کارخانه سیمان دورود لرستان در فصل زمستان و شبیه سازی انتشار گاز مونوکسید کربن (CO) در شرایط مختلف جوی در جهت پایین دست باد توسط مدل SCREEN3 بود.
    روش ها
    این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفت. غلظت های حجمی گازهای مونوکسید کربن و دی اکسید کربن اندازه گیری شده توسط Testo XL350 به مقدار نشر جرمی تبدیل گردید و با استاندارد خروجی از الکتروفیلتر و کوره مقایسه شد. مقادیر نشر جرمی گاز مونوکسید کربن در سه دودکش کارخانه سیمان در کلاس های مختلف پایداری که احتمال رخداد آن در فصل زمستان وجود داشت، با استفاده از مدل نرم افزاری SCREEN3 شبیه سازی شد.
    یافته ها
    میزان نشر جرمی به دست آمده از گاز دی اکسید کربن بالاتر از استاندارد خروجی الکتروفیلتر و پیش گرمکن گزارش گردید. یافته های حاصل از مدل سازی گاز مونوکسید کربن در جهت پایین دست باد غالب نشان داد که حداکثر مقدار مشاهده شده در کلیه شرایط اتمسفری در فاصله 4924 متری، برابر با 81/778 میکروگرم بر مترمکعب در مسیر باد غالب از سمت جنوب غربی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که بیشترین غلظت پیش بینی شده گاز مونوکسید کربن در کلیه شرایط اتمسفری در فاصله 4924 متری دودکش به دست آمد؛ می توان گفت که این نقطه به عنوان حساس ترین وآسیب پذیرترین نقطه در اطراف کارخانه سیمان از نظر انتشار این گاز می باشد. به منظور کنترل و کاهش غلظت خروجی گاز دی اکسید کربن، به اقدامات بهینه تری نیاز است.
    کلیدواژگان: الگوی پراکنش، کارخانه سیمان، مونوکسید کربن، دی اکسید کربن، SCREEN3
  • محسن مهدی نیا، علیرضا کوهپایی، شهرام ارسنگ جنگ، عباس صادقی، جواد ملکوتی، علی کریمی صفحات 427-433
    مقدمه
    فرهنگ ایمنی شاخصی از عملکرد ایمنی سازمان ها بوده و نقش اساسی در شکل گیری رفتار ایمنی کارکنان دارد. بنابراین، ارزیابی فرهنگ ایمنی و شناسایی متغیر های مرتبط با آن می تواند نقش مهمی در کاهش حوادث محیط کار داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی فرهنگ ایمنی و تعیین متغیر های فردی و شغلی مرتبط با آن در کارکنان صنایع مختلف استان قم انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر، توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی روی 289 نفر از کارکنان صنایع استان قم انجام شد. ابزار گرد آوری اطلاعات شامل پرسش نامه اطلاعات فردی- شغلی و پرسش نامه فرهنگ ایمنی بود. آنالیز داده ها در نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی Pearson، آزمون تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد.
    یافته ها
    میانگین امتیاز فرهنگ ایمنی برابر با 73/0 ± 30/3 بود. بیشترین امتیاز در بعد مشارکت و همکاری (45/0 ± 53/3) و کمترین در بعد محیط و اولویت ایمنی (86/0 ± 06/3) بود. اندازه صنعت، سابقه کار، مصرف دخانیات و ساعات کار روزانه دارای ارتباط معنی دار با فرهنگ ایمنی بود (01/0 > P) و در کل 9/19 درصد از تغییرات فرهنگ ایمنی را تبیین می کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط متغیر های مورد مطالعه با فرهنگ ایمنی و از طرفی ارتباط فرهنگ ایمنی با عملکرد ایمنی و حوادث، این متغیر ها از عواملی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر روی بروز حوادث اثر دارد. بنابراین، نیاز است که نقش این متغیر ها در تدوین برنامه های کنترل حوادث و تصمیم گیری جهت ارتقای ایمنی در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: فرهنگ ایمنی، کارگران، رفتار ایمنی، عملکرد، حوادث شغلی
  • پروین مصطفایی، حاتم گودینی، ادریس حسین زاده، صدیقه سعیدی، فاطمه طاهری صفحات 434-441
    مقدمه
    پیروکاتیکول در محیط های آبی برای موجودات زنده و انسان خطرناک می باشد. بنابراین، حذف آن از فاضلاب‏ها و جلوگیری از ورود آن به محیط حایز اهمیت است. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی کارایی جذب پیروکاتیکول از محلول‏های آبی با استفاده از پامیس (طبیعی و اصلاح شده با اسید کلریدریک) بود.
    روش ها
    در این مطالعه تجربی، از پامیس با اندازه مش 40-20 به عنوان جاذب به صورت ناپیوسته در ارلن های 250 میلی لیتری استفاده شد. اثر شاخص های موثر در جذب مانند pH، زمان تماس، دوز جاذب و غلظت اولیه پیروکاتیکول مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با ایزوترم Langmuir و Freundlich و سینتیک شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی گردید.
    یافته ها
    در غلظت اولیه 10 میلی گرم بر لیتر از پیروکاتیکول، حداکثر میزان جذب برای پامیس طبیعی بیش از 90 درصد و برای پامیس اصلاح شده با اسید کلریدریک بیش از
    98 درصد به دست آمد. با افزایش زمان تماس و دوز جاذب در پامیس طبیعی و اصلاح شده، جذب افزایش یافت و در زمان 20 دقیقه به تعادل رسید. جذب به وسیله پامیس طبیعی و اصلاح شده با مدل ایزوترم Langmuir (برای پامیس طبیعی 974/0 = 2R و برای پامیس اصلاح شده 998/0 = 2R) همخوانی بیشتری را نشان داد. جذب با مدل سینتیکی شبه درجه دوم (برای پامیس طبیعی 9977/0 = 2R و برای پامیس اصلاح شده 9788/0 = 2R) مطابقت بیشتری داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که پامیس ارزان و در دسترس است و در معادن ایران به وفور یافت می شود، می تواند گزینه مناسبی جهت حذف پیروکاتیکول از فاضلاب باشد. همچنین، اصلاح پیروکاتیکول به وسیله اسید کلریدریک، روش مناسبی برای افزایش جذب پیروکاتیکول با استفاده از پامیس است.
    کلیدواژگان: محلول آبی، پیروکاتیکول، جذب سطحی، پامیس
  • محسن سوری لکی، پیمانه حبیبی، احسان الله حبیبی صفحات 442-447
    مقدمه
    رانندگان تاکسی به دلیل ارتعاشات ناشی از ماشین، نشستن طولانی مدت، وضعیت بدنی نامناسب، خم شدن و چرخیدن مکرر حین انجام کار، در درازمدت در معرض خطر بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی قرار دارند. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و رضایت شغلی در رانندگان آژانس استان لرستان انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود که بر روی 100 نفر از رانندگان آژانس استان لرستان صورت گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو ابزار شامل پرسش نامه اسکلتی- عضلانی Nordic (Nordic Musculoskeletal Questionnaire یا NMQ) و پرسش نامه رضایت شغلی استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون Independent t، همبستگی Pearson، همبستگی Spearman و آنالیز کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    ضریب همبستگی Pearson نشان داد که بین نمره اختلالات اسکلتی- عضلاتی و نمره کلی رضایت شغلی رابطه معنی داری وجود نداشت (136/0 = r، 186/0 = P). همچنین، بین نمره اختلالات اسکلتی- عضلاتی با سن (54/0 = r، 001/0 > P) و سابقه کار (58/0 = r، 001/0 > P) ارتباط مستقیمی مشاهده شد. بیشترین میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در یک سال گذشته به ترتیب مربوط به نواحی کمر (96 درصد)، گردن (87 درصد)، زانو (84 درصد)، مچ دست (83 درصد) و شانه (81 درصد) بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، میزان بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی در رانندگان بالا و رضایت افراد متوسط می باشد. از این رو، پیشنهاد می گردد که به منظور کاهش بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی، از استراحت و نرمش های مناسب طی انجام وظیفه و طراحی صندلی ارگونومی بر اساس ابعاد آنتروپومتریک استفاده شود.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی، عضلانی، رضایت شغلی، رانندگان تاکسی
  • حمیدرضا پورزمانی پورزمانی، سعید سامانی مجد، محمد قوی، سعید فدایی صفحات 448-453
    مقدمه
    مدیریت نامناسب پسماندهای صنعتی مشکلات فراوانی را برای جوامع بشری به وجود آورده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی مدیریت لجن اسیدی تولید شده در شهرک های صنعتی استان اصفهان در سال 1393 انجام شد.
    روش ها
    این تحقیق از نوع توصیفی- مقطعی بود. 180 واحد صنعتی در پنج شهرک صنعتی شامل اشترجان، مبارکه، رازی، جی و مورچه خورت مورد بازدید قرار گرفت و وضعیت صنایع با استفاده از پرسش نامه بررسی گردید. مقدار لجن اسیدی برای سایر شهرک های صنعتی با استفاده از میزان به دست آمده محاسبه شد.
    یافته ها
    لجن اسیدی در 8 زیرگروه مختلف صنعتی بررسی شد. زیرگروه پارافین و حلال های آلی با 3092 تن در هکتار در سال، بیشترین و زیرگروه تصفیه روغن با 623 تن در هکتار در سال، کمترین میزان لجن اسیدی تولید شده را داشتند. شهرک رازی (2700 تن در سال) و اوره نطنز (62 تن در سال) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان لجن تولیدی در زیرگروه پارافین و حلال های آلی را به خود اختصاص دادند. بیشترین و کمترین میزان تولید لجن در زیرگروه تصفیه روغن نیز متعلق به مورچه خورت (746 تن در سال) و علویجه (39 تن در سال) بود.
    نتیجه گیری
    لجن اسیدی تولید شده از جمله مواد زاید خطرناک محسوب می گردد و به منظور کاهش اثرات نامطلوب آن در محیط، روش های مدیریتی پیشنهاد شده باعث کاهش حجم قابل ملاحظه ای در تولید لجن می شود.
    کلیدواژگان: مواد زاید ویژه، لجن اسیدی، شهرک های صنعتی، اصفهان
  • فرهاد فروهر مجد، مسعود مصیبی، مسعود ریسمانچیان، غلامعلی کوهمره، زهرا محمدی، جعفر صالحیان صفحات 454-459
    مقدمه
    یکی از روش های کنترل صدا استفاده از مواد جاذب صدا (به خصوص فوم های پلیمری) می باشد. در سال های اخیر نانوکامپوزیت های پلیمری به دلیل بهبود خواص پلیمرها مورد توجه قرار گرفته است. مقاله حاضر، به بررسی تاثیر نانوخاک های رس بر روی ضریب جذب صوتی مواد پلیمری پرداخت.
    روش ها
    با استفاده از تکنیک پلیمریزاسیون درجا نانوکامپوزیت پلی استایرن/ خاک رس سنتز شد. برای مقایسه ضریب جذب پلیمر استایرن نیز سنتز گردید. مواد سنتز شده با استفاده از روش قالب گیری تراکمی به فوم تبدیل شد. ضریب جذب صوتی فوم ها با استفاده از لوله امپدانس مشخص گردید.
    یافته ها
    ضریب جذب پلیمر استایرن دارای پیک در محدوده فرکانسی 2000 تا 4000 هرتز می باشد. بیشترین میزان ضریب جذب در فرکانس 2500 هرتز به میزان 75/0 است.
    5/0 درصد خاک رس باعث شد که بیشترین میزان ضریب جذب در فرکانس 2500 هرتز به میزان 89/0 رسید. در 3 درصد خاک رس بیشترین ضریب جذب در فرکانس 3150 هرتز به میزان 9/0 بود و در 7 درصد خاک رس نیز بیشترین ضریب جذب در فرکانس 2000 هرتز به میزان 54/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با اضافه شدن 5/0 درصد خاک رس به پلیمر، فقط ارتفاع پیک فرکانس افزایش یافت. در 3 درصد خاک رس علاوه بر افزایش میزان ضریب جذب، مکان محدوده پیک فرکانسی جابه جا شد و در 7 درصد خاک رس نیز با تغییر محدوده پیک فرکانسی، افزایش میزان ضریب جذب مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: ضریب جذب صوت، پلی استایرن، نانو خاک رس
  • مهدی وثوقی نیری، امیر زاهدی، محمد جواد محمدی، الهام شکوهی، ابوالفضل مکاری یامچی، مژگان سلامی، سینا عبدی، پویا محمدیان گراوند صفحات 460-465
    مقدمه
    پسماندهای بیمارستانی برای محیط زیست بسیار خطرناک می باشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد کارکنان بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد مدیریت پسماندهای بیمارستانی بود.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1393 در بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای سه قسمتی در خصوص مدیریت پسماند بیمارستانی بود. داده ها با استفاده از آزمون های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney و همبستگی های Spearman و V کرامر (Cramer''s V) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها، وضعیت آگاهی و نگرش در حد کم و عملکرد در حد متوسط بود. همچنین، نتایج آزمون Kruskal-Wallis نشان داد که بین آگاهی کارکنان بیمارستان ها در گروه های شغلی و تحصیلی با سابقه گذراندن دوره بهداشتی تفاوت معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به آگاهی و نگرش کم جامعه مورد بررسی در رابطه با مدیریت پسماندهای بیمارستانی، راه های افزایش آگاهی و بهبود نگرش و عملکرد کارکنان از طریق کلاس های آموزشی، پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، مدیریت پسماند، کارکنان
  • آسیه پیرزاده، معصومه حیدری صفحات 466-471
    مقدمه
    با توجه به این که رعایت رفتارهای مرتبط با ایمنی غذا در افراد، می تواند سبب حفظ سلامت گردد، مطالعه حاضر با هدف تعیین رفتارهای مرتبط با رعایت ایمنی غذا در زنان خانه دار شهر کوهپایه (استان اصفهان) انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی بین 150 زن خانه دار شهرستان کوهپایه که به روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای چندبخشی حاوی اطلاعات دموگرافیک و رفتارهای مرتبط با ایمنی غذا (5 کلید برای غذایی سالم تر و ایمن تر، سازمان جهانی بهداشت) بود که توسط مشارکت کنندگان تکمیل گردید. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی شرکت کنندگان، 41/12 ± 03/41 سال بود. میانگین هر کلید شامل رعایت نظافت، جداسازی مواد خام و پخته، پخت کامل مواد، نگهداری در دمای سالم و آب و مواد سالم به ترتیب 97/2 ± 95/47، 50/1 ± 89/13، 89/1 ± 21/13، 99/1 ± 83/24 و 93/1 ± 12/17 به دست آمد. بین موارد مرتبط با ایمنی غذا، تنها رعایت نظافت و آب و مواد غذایی سالم با تحصیلات زنان ارتباط معنی داری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل شده، رعایت ایمنی غذا در زنان خانه دار شهرستان کوهپایه در سطح مطلوبی قرار دارد. با این وجود، آموزش درست در خصوص برخی شاخص ها مانند شستن دست قبل از غذا و استفاده اصولی و صحیح از پارچه های تنظیف، می تواند مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: ایمنی غذایی، مواد غذایی، زنان خانه دار، نظافت شخصی
  • حمید تابلی، نادر شعبانی صفحات 472-477
    مقدمه
    بحران، یک واقعه پیش بینی نشده است که می تواند خسارات مالی و جانی در بر داشته باشد. یکی از اصلی ترین اقدامات در مدیریت بحران، میزان آمادگی فردی برای مقابله با بحران است. هدف اصلی از انجام مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین آمادگی فردی در مدیریت بحران با سلامت عمومی و کیفیت خواب بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی بود که در سال 1394 انجام شد. جامعه آماری، 310 نفر از پرسنل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر بودند. از آمار حوادث در شش ماه اول سال 1394 به عنوان متغیری برای بررسی آمادگی فردی در مدیریت بحران استفاده گردید. ابزار مورد استفاده برای بررسی وضعیت سلامت عمومی و کیفیت خواب کارگران، پرسش نامه های وضعیت سلامت عمومی و شاخص کیفیت خواب Pittsburgh بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد.
    یافته ها
    میانگین سنی کارگران 4 ± 2/32 سال و میانگین سابقه کار افراد 1/4 ± 6/7 سال بود. میانگین شاخص توده بدنی در بین کارگران شرکت 72/2 ± 2/25 کیلوگرم بر متر مربع به دست آمد. شیوع موارد مشکوک به اختلالات روانی با استفاده از نمره برش 23 در کل و 6 در خرده مقیاس، نشان داد که 3/32 درصد از کارگران، مشکوک به اختلال روانی بودند. همچنین، 7/39 درصد از کارگران کیفیت خواب مطلوب و 3/60 درصد از آن ها کیفیت خواب نامطلوب داشتند.
    نتیجه گیری
    افزایش سلامت عمومی، باعث بالا رفتن آمادگی فردی در مدیریت بحران و در نتیجه کاهش حوادث شده است، ولی ارتباط معنی داری بین کیفیت خواب و حوادث نشان نداد.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، آمادگی فردی، سلامت عمومی، کیفیت خواب، حوادث
  • مرجان بداخانیان، محمدحسن انتظاری، مصطفی قنادیان، غلامرضا عسکری، محمدرضا مراثی صفحات 478-483
    مقدمه
    عواملی همچون چاقی، افزایش چربی خون، افزایش قند خون و افزایش دور کمر، خطر بروز بیماری های قلبی- عروقی را افزایش می دهند. مطالعات نشان داده اند که چربی امگا 3، وقوع بیماری های قلبی- عروقی را کاهش می دهد. خرفه نوعی گیاه علفی است که برگ های غنی از اسید لینولئیک دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر عصاره خرفه بر پروفایل های چربی خون، قند خون و سطح CRP (C-reactive protein) بود.
    روش ها
    این کارآزمایی باینی تصادفی دو سویه کور، بر روی 80 مرد مبتلا به سندرم متابولیک انجام شد. بیماران به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. گروه مداخله روزانه دو کپسول خرفه و گروه شاهد دو کپسول دارونما دریافت کردند. برای بررسی اثر مداخله، از آزمون ANOVA استفاده گردید.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها، میزان قند خون، سطح CRP و LDL (Low-density lipoprotein) در گروه های مداخله و شاهد کاهش یافت، اما این کاهش معنی دار نبود. سطح تری گلیسرید در هر دو گروه افزایش نشان داد، اما افزایش معنی داری مشاهده نشد. سطح HDL (High-density lipoprotein) در گروه مداخله افزایش و در گروه شاهد کاهش پیدا کرد که تفاوت بین دو گروه معنی دار نبود. کلسترول و Non-HDL cholesterol در گروه مداخله کاهش و در گروه شاهد افزایش نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه گزارش نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مصرف کپسول عصاره خرفه، نتوانست میزان قند خون، پروفایل چربی خون و سطح CRP را در مردان مبتلا به سندرم متابولیک کاهش دهد.
    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، خرفه، قند خون، پروفایل لیپیدی، CRP، فشار خون
  • امیر هادی، مرضیه کافشانی، جهانگیر کریمیان، محمدرضا مراثی، محمدحسن انتظاری صفحات 484-490
    مقدمه
    امروزه یکی از مهم ترین عوامل خطر بروز بیماری های قلبی- عروقی، استرس اکسیداتیو می باشد. مطالعات مختلف ارتباطی قوی میان افزایش مصرف فلاونوئیدهای گیاهی و کاهش خطر بروز انواع بیماری های مزمن را گزارش کرده اند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی اثر مصرف عصاره چای سبز و چای ترش بر استرس اکسیداتیو، فشار خون و نمایه توده بدنی (Body mass index یا BMI) مردان ورزشکار بود.
    روش ها
    در این پژوهش، 54 مرد ورزشکار که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، انتخاب شدند. سپس شرکت کنندگان با استفاده از روش بلوک های تصادفی سه تایی، در
    3 گروه قرار گرفتند. گروه های مداخله و دارونما به ترتیب کپسول های 450 میلی گرمی عصاره چای سبز، عصاره چای ترش و مالتودکسترین را دریافت کردند. سطح سرمی مالون دی آلدهید (Malondialdehyde یا MDA)، فشار خون و BMI شرکت کنندگان در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    مصرف عصاره چای سبز و چای ترش پس از شش هفته، توانست سطح MDA سرم گروه مداخله را نسبت به گروه دارونما به طور معنی داری کاهش دهد (008/0 = P). با این وجود، تنها مصرف عصاره چای ترش فشار خون سیستولیک را به طور معنی داری کاهش داد (001/0 > P). مصرف هر دو عصاره چای، تاثیر معنی داری بر فشار خون دیاستولیک، وزن و میزان BMI نداشت.
    نتیجه گیری
    مصرف عصاره چای سبز و چای ترش با کاهش استرس اکسیداتیو، می تواند خطر بیماری های قلبی- عروقی را در مردان ورزشکار کاهش دهد.
    کلیدواژگان: عصاره چای سبز، عصاره چای ترش، استرس اکسیداتیو، بیماری های قلبی، عروقی، ورزشکاران
  • محتشم غفاری، حسین حاتمی، مهدی لایقی، جواد هارونی صفحات 491-497
    مقدمه
    در سال های اخیر، میزان سزارین در تمام کشورهای جهان اعم از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته افزایش یافته است. بسیاری از موارد سزارین بدون وجود دلایل موجه پزشکی انجام می گیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده، بر افزایش میزان استقبال زنان باردار نخست زای شهرستان دنا از زایمان طبیعی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع پیش تجربی بود. نمونه ها از طریق سرشماری زنان باردار نخست زا که در سه ماه سوم بارداری، در مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان دنا دارای پرونده سلامت بودند، انتخاب شدند. 52 نفر از زنان باردار بر اساس معیارهای ورود، در مطالعه شرکت نمودند و پرسش نامه پیش آزمون بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده برای آنان تکمیل گردید. پس از تجزیه و تحلیل داده های پیش آزمون و مشخص شدن سازه هایی که نیازمند تاکید بیشتری بودند، مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه انجام گرفت. یک ماه پس از انجام مداخله، پرسش نامه های پس آزمون تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون های Paired t و McNemar مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها اختلاف معنی داری را در خصوص تغییر نگرش، کنترل رفتاری درک شده و هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی نشان داد (05/0 > P)، اما تفاوت معنی داری در مورد قصد رفتار قبل و بعد از آموزش مشاهده نشد (05/0 < P). پس از مداخله، 3/17 درصد از زنان قصد زایمان طبیعی و 1/73 درصد قصد سزارین داشتند. در نهایت، 35 درصد از زنان زایمان طبیعی و 65 درصد زایمان سزارین انجام دادند.
    نتیجه گیری
    هرچند نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش مبتنی بر تئوری رفتار برنامه ریزی شده، باعث بهبود تمام سازه های پیشگویی کننده قصد رقتار می گردد، اما افزایش معنی داری در قصد رفتار مشاهده نشده است. بنابراین، پیشنهاد می شود که مداخلات و برنامه های آموزشی، بر اساس این تئوری و با تلفیق تئوری ها و الگوهای مختلف مرتبط با موضوع طراحی و اجرا گردد.
    کلیدواژگان: نظریه رفتار برنامه ریزی شده، آموزش، زایمان طبیعی، سزارین
  • بررسی اثر جایگزینی ساکارز با شیرین کننده طبیعی استویا بر ویژگی های حسی و فیزیکوشیمیایی نوشابه گازدار پرتقالی
    مریم قدیمی، بهروز اکبری آدرگانی، بیژن خورشید پور صفحات 498-505
    مقدمه
    امروزه استفاده از شیرین کننده طبیعی استویا، در بسیاری از مواد غذایی رژیمی به عنوان جایگزین شکر مورد توجه قرار گرفته است تا ضمن کمک به کاهش روند رو به رشد چاقی، در بهبود شیب افزایشی بیماری دیابت در جامعه نیز موثر باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی اثر جایگزینی ساکارز با شیرین کننده طبیعی استویا بر ویژگی های حسی و فیزیکوشیمیایی نوشابه گازدار پرتقالی بود.
    روش ها
    به منظور انتخاب بهترین شیرین کننده با کمترین پس طعم، سه نمونه شیرین کننده استویای وارداتی به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا مورد آزمون قرار گرفت و نمونه با محتوای ربودیوزید بالاتر برای استفاده در فرمولاسیون نوشابه گازدار پرتقالی انتخاب شد. نوشابه های گازدار پرتقالی با جایگزینی 30، 50 و 70 درصد ساکارز با شیرین کننده استویا در دماهای 4، 25 و 37 درجه سلسیوس به مدت 1، 2 و 3 ماه نگهداری شد. سپس، نمونه ها از نظر pH، بریکس، دانسیته، اسیدیته و ویژگی های حسی مورد آزمون قرار گرفت.
    یافته ها
    جایگزینی شیرین کننده طبیعی استویا در نوشابه های گازدار موجب تغییرات معنی داری در pH، بریکس، دانسیته و اسیدیته نوشابه ها گردیده، ولی رایحه و رنگ دچار تغییر نشد. همچنین، نگهداری نوشابه ها در دما و زمان در نظر گرفته شده، موجب کاهش pH و افزایش بریکس شد. با افزایش شیرین کننده استویا در سطح جایگزینی 30 درصد، تغییر قابل توجهی در پذیرش کلی نوشابه ها حاصل نشد، اما در سطوح بالاتر جایگزینی، پذیرش کلی کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    در صورت جایگزینی ساکارز با شیرین کننده طبیعی استویا و تولید نوشابه سبک حاوی 30 درصد استویا و 70 درصد ساکارز می توان کالری نوشابه را کاهش داد که به مراتب محصول مناسب تری نسبت به انواع تجاری رایج می باشد.
    کلیدواژگان: ساکارز، استویا، استویول گلیکوزیدها، شیرین کننده طبیعی، نوشابه های غیر الکلی
  • مصطفی اقاحسینی اشکاوندی، حسین رضایی دولت آبادی، سید اکبر نیلی پور طباطبایی صفحات 506-511
    مقدمه
    عبارت «آینده نگاری استراتژیک» امروزه به طور گسترده ای برای توصیف فعالیت ها و فرایندهایی استفاده می شود که به تصمیم گیرندگان جهت هدایت طرح های آینده سازمان کمک می کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین آینده سازمان انتقال خون و روندهای مثبت و منفی آن تا سال 2030 انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود و از تکنیک Delphi به منظور پیش بینی آینده سازمان انتقال خون استفاده گردید. انجام این تکنیک پس از انجام دور چهارم و دستیابی به اتفاق نظر مطلوب، پایان یافت. نمونه های مورد مطالعه را مدیران و کارشناسان سازمان انتقال خون استان اصفهان و سه استان حادثه خیز منتخب دیگر از جمله آذربایجان شرقی، بوشهر و کرمان که دارای حداقل 10 سال سابقه کاری بودند، تشکیل داد که به صورت هدفمند انتخاب شدند. با استفاده از روش Delphi، لیستی از روندهای مثبت و منفی سازمان انتقال خون استان اصفهان تا سال 2030 مشخص گردید. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS، میانگین هر یک از روندها مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها، مهم ترین روندهای مثبت سازمان انتقال خون تا سال 2030 شامل افزایش در تنوع محصولات خونی سازمان، افزایش تجهیزات و استفاده از فن آوری های نوین و IT در فرایندها، مدیریت بهینه مصرف خون و فرآورده های آن و تخصیص اعتبارات بیشتر و افزایش بودجه سازمان بود. همچنین، از جمله مهم ترین روندهای منفی این سازمان می توان به عدم نگاه و توجه مناسب سیاست گذاران به سازمان به عنوان یک سازمان حیاتی، ترک سازمان توسط افراد با قابلیت علمی بالا با توجه به کمبود حقوق و مزایا و عدم توسعه منابع انسانی اشاره نمود.
    نتیجه گیری
    سازمان انتقال خون نیازمند یک برنامه استراتژیک بلند مدت و جذب منابع انسانی کارامد و فرهنگ سازی مناسب برای توجه به فعالیت های حیاتی سازمان انتقال خون و نقش آن در توسعه پایدار همه جانبه کشور است.
    کلیدواژگان: آینده نگاری، خون، سازمان انتقال خون، تکنیک Delphi
  • سارا خرازی، نوشین پیمان، حبیب الله اسماعیلی صفحات 512-519
    مقدمه
    سواد سلامت در مادران باردار به مهارت تشخیص نشانه های خطر دوران بارداری، شیوه زندگی سالم و تغذیه مناسب در این دوران گفته می شود که بر نتیجه بارداری تاثیر گذار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی پایایی و روایی پرسش نامه سواد سلامت مادران و نتیجه بارداری (Maternal Health Literacy and Pregnancy Outcome یا MHLAP) انجام گردید.
    روش ها
    پرسش نامه MHLAP به فارسی ترجمه و سپس ترجمه برگردان شد و روایی صوری و روایی محتوایی کمی و کیفی آن در یک مطالعه توصیفی- مقطعی مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی با بهره گیری از نظرات اعضای هیات علمی باسابقه و صاحب نظر انجام شد. همچنین، نسخه فارسی پرسش نامه در یک نمونه 113 نفره که به صورت تصادفی از بین 5 مرکز بهداشت شهرستان مشهد انتخاب شده بودند، مورد آزمون قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از روش بازآزمایی به فاصله دو هفته و همسانی درونی نیز با استفاده از ضریب Cronbach¢s alpha سنجیده شد. برای ارزیابی روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده گردید.
    یافته ها
    ضریب Cronbach¢s alpha در بخش سنجش سواد سلامت، 89/0 و برای زیرشاخه ها 87/0 و 66/0 و در بخش نتیجه بارداری، 67/0 و برای زیرشاخه ها 72/0 و 69/0 به دست آمد. نتایج بازآزمایی حاکی از ثبات پرسش نامه و زیرشاخه ها بود. چرخش واریماکس در قسمت سواد سلامت، دو عامل و در قسمت نتیجه بارداری نیز دو عامل را نشان داد که در مجموع، در قسمت اول 82/54 و در بخش دوم 09/51 درصد واریانس را تبیین نمود. در هر دو قسمت پرسش نامه، نتایج تحلیل عاملی تاییدی بر اساس مدل دو عاملی به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی، برازش مناسبی با داده های حاصل شده داشت.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، پرسش نامه MHLAP ابزاری پایا و روا می باشد و می تواند برای سنجش سواد سلامت و بررسی نتایج بارداری در مادران باردار مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سواد سلامت، مادران باردار، روایی، پایایی
  • مهسا سعادتی، آرزو باقری صفحات 520-526
    مقدمه
    ازآن جا که سلامت جامعه در اثر بروز بیماری های پرخطر با مخاطره همراه می باشد، همواره جمعیت های در معرض این بیماری ها به خصوص جمعیت های پنهان، مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران بهداشت عمومی قرار دارند.
    روش
    روش های متداولی که برای نمونه گیری و محاسبه برآورد نسبت این جمعیت ها مورد استفاده محققان قرار می گیرد، اغلب منجر به کم یا بیش برآوردی این نسبت ها در جمعیت های مورد مطالعه می گردد. با وجود معرفی روش های نمونه گیری کارایی همچون روش نمونه گیری پاسخگو محور از بیش از دو دهه پیش تاکنون، اما به دلیل عدم آشنایی پژوهشگران این حوزه با نحوه محاسبه برآوردها در نمونه های به دست آمده از این روش، کمتر از آن در برآورد نسبت جمعیت های پنهان استفاده می گردد. هدف از انجام مطالعه حاضر، معرفی برآوردهای نسبت های جمعیتی برای متغیرهای کیفی مانند ابتلا به بیماری، با استفاده از برآوردهای احتمال روابط درون و برون گروهی و اندازه شبکه اجتماعی پاسخگویان بود.
    یافته ها
    تئوری های موجود و شبیه سازی های رایانه ای نشان داد که برآوردهای معرفی شده برای نسبت جمعیت های پنهان، به طور مجانبی نااریب بودند و نرخ همگرایی بالایی داشتند.
    نتیجه گیری
    عدم انتخاب صحیح روش نمونه گیری و همچنین، محاسبه برآورد نسبت جمعیت های پنهان که در معرض بیماری های پرخطر هستند و در سیاست گذاری های بهداشتی تاثیرگذار می باشند، نتایج قابل قبولی در رسیدن به اهداف این سیاستگذاری ها ارایه نخواهد داد.
    کلیدواژگان: جمعیت های پنهان در معرض بیماری های پرخطر، روش نمونه گیری پاسخگو محور، برآوردهای نااریب مجانبی، متغیرهای کیفی
|
  • Hale Farsadhabibi, Fatemeh Nazari, Ali Ahmadi, Nader Mirani Pages 388-395
    Background
    Data and information resources are scattered in health care institutions and health systems and integrated access to them for reporting and analysis is challenging. Application of data warehouse can be a solution to this issue. Thus, this study aimed to investigate data warehouse applications in the field of health, identify its challenges, and provide solutions.
    Methods
    This was a comprehensive and narrative review study. First, the keywords in the field of data warehouse were determined and the extent of the search was limited to the filed of health. Than, the relevant articles were selected from Google Scholar, PubMed, Scopus, Web of Knowledge, and ScienceDirect databases.
    Findings: Today, most health care institutions face the challenge of collecting, organizing, and retrieving disparate and bulky data for research, quality improvement, outcome analysis, or best practices determination. The solution to most of these challenges is data warehouse. This technique may resolve many problems in data management and utilization of health system data.
    Conclusion
    The use of systems such as data warehouse is the main objective of the health system for the prevention of the onset or progression of diseases and improvement of public health. This paper was a first step in creating and using the National Health Data Warehouse, and thus, requires a national approach to address its challenges and solutions.
    Keywords: Integrated health care system, Data storage, retrieval, Data integration, Data warehouse
  • Pages 396-405
    Background
    Blockages due to fat and oil deposition in sewer lines comprise a large part of all sewer blockages around the world. For instance, about 50% of sewer line blockages in Britain and the USA are due to fat and oil deposition. There are various methods to solve this problem, each of which has advantages and disadvantages. The aim of this study was to introduce solutions and protocols to reduce existing problems associated with fat, oil, and grease deposition and to prevent future problems.
    Methods
    All the relevant papers used in this study were retrieved from electronic databases such as Science Direct, Google Scholar, and Free Patents Online. Finally, about 50 relevant papers and reports were chosen for further analysis. Practical experiences of the authors of this study and consultation with experts in the field were helpful in final conclusions and proposing protocols.
    Findings: Analysis of the scientific resources along with the practical experiences of the authors in solving fat, oil, and grease depositions in municipal sewer lines particularly in Mashhad, Iran, and consulting with experts suggested four general methods to prevent sewer line blockage. These methods included the implementation of fat and oil management practices and installation of grease removal devices in kitchens, appropriate design of new sewer lines, modification of existing sewer lines and regular sewer preventive cleaning program.
    Conclusion
    Sewer line blockage due to fat and oil deposition is one of the big challenges for water and wastewater industry in the world and Iran. Various methods have been proposed to combat this problem. Appropriate use of the suggested methods can reduce or prevent possible problems while reducing the associated financial and environmental costs.
    Keywords: Fat, oil depositions, Sewer line blockage, Grease trap, Preventive cleaning
  • Azam Moradi Pages 406-413
    Background
    The purpose of this research was the meta–analysis of researches on the relationship between social support and quality of life (QOL) in Iranian elders. Therefore, two questions were proposed about effect size of the relationship between social support and QOL in Iranian elders and the relationship between types of social support and QOL of the elderly was compared.
    Methods
    To answer the meta-analysis questions, among researches on the relationship between social support and QOL which have been performed in different areas of Iran, 7 researches which were acceptable in terms of methodology and had inclusive criteria were selected for meta–analysis. These 7 researches contained 15 effect sizes about the relationship between social support and QOL in the elderly. The total sample size of these researches was 1852 persons. A meta-analysis checklist was used to collect data.
    Findings: Based on the results of this meta–analysis, effect size of the relationship between social support and QOL in Iranian elderly was 0.33 (P > 0.001). The findings of this meta-analysis also showed that the effect size of the relationship between emotional support and QOL, tool support and QOL, and information support and QOL was, respectively, 0.29 (P >0.001), 0.18 (P > 0.001), and 0.20 (P > 0.001) in the elderly.
    Conclusion
    Results of this meta–analysis showed that effect size of the relationship between social support and QOL in the Iranian elderly, in total and regarding emotional support based on the Cohen criteria, was moderate in Iran. This illustrates the importance of providing the context for strengthening social support in order to improve the QOL of Iranian elderly.
    Keywords: Quality of life, Social support, Iranian elders, Meta–analysis
  • Mohammad Bagherniya, Seyed Ali Keshavarz, Seyed Abolghasem Djazayeri, Mohammad Reza Maracy, Ramesh Allipour-Birgani, Reza Daryabeygi-Khotbesara, Firoozeh Mostafavi Pages 414-419
    Background
    The prevalence of overweight and obesity among children and adolescents has increased to a considerable level all over the world. Social support has been recognized as one the most important psychological factors which can affect nutritional behaviors of adolescents. Thus, the aim of this study was to assess the relationship between social support and nutritional behaviors in overweight and obese adolescents of Shahinshahr, Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 172 overweight and obese female students who studied in the middle schools of Shahinshahr. After random sampling and assessment of anthropometric indicators, the social support and meal frequency questionnaire was completed by the students. In addition, students were asked to provide a 24-hour food recall.
    Findings: The mean age and BMI of the students were 13.4 ± 0.6 years and 28.2 ± 3.6 kg/m2, respectively. BMI had a reverse significant relationship with eating breakfast, and morning and afternoon snacks (P
    Conclusion
    Social support was an efficient predictor of eating breakfast in obese students. It seems that to better understand the relationship between social support and nutritional behaviors more studies must be conducted in the future.
    Keywords: Social support, Obesity, Nutritional behaviors, Breakfast, Adolescent
  • Yusuf Omidi-Khaniabadi, Gholamreza Goudarzi, Mohammad Javad Mohammadi, Rajab Rashidi, Soudabeh Zare Pages 420-426
    Background
    Dourod Cement Plant is recognized as one of the pollution sources in Lorestan, Iran. In this plant, due to liquefied petroleum gas (LPG) pressure drop during the winter, mazut fuel is used as kiln fuel. The aims of this study were determination of emission rate (g/s) of carbon dioxide (CO2) and carbon monoxide (CO) and the simulation of CO dispersion in different atmospheric conditions in downwind direction of the plant using SCREEN3.
    Methods
    This was a descriptive-analytical study. The concentrations of CO and CO2 gases were measured using Testo XL350, and then, converted to mass emission rate and compared with the emission standards for electro filter and rotary kiln. The mass emission rate of CO from three stacks in different classes was simulated by SCREEN3 model in the winter.
    Findings: The results of this study showed that the emission rate of CO2 was higher than the suggested standards. The maximum concentration of CO in all atmospheric conditions was observed at the distance of 4924 m, equal to 778.81 µg/m3 downwind from the source (Northeast).
    Conclusion
    The maximum concentration of CO was predicted at a distance of 4924 m from the stack, so this point was selected as the most sensitive point in the surrounding of the cement plant in terms of CO emissions. To control CO2 emission, continuous monitoring, process improvement, and flue gas purification systems are required.
    Keywords: Dispersion pattern, Cement plant, CO, CO2, SCREEN3
  • Mohsen Mahdinia, Alireza Koohpaei, Shahram Arsang Jang, Abbas Sadeghi, Javad Malakuoti, Ali Karimi Pages 427-433
    Background
    Safety culture as an indicator of safety performance in organizations has a key role on formation of employee’s safety behavior. Therefore, assessment of the safety culture as well as identification of its related factors can play an important role in reducing accidents in the workplace. This study was implemented to assess the safety culture and determine its related demographic and occupational variables among workers in the various industries of Qom Province, Iran.
    Methods
    This cross-sectional, analytical, descriptive study was conducted on 289 workers in various industries of Qom Province. The data collection tools used consisted of a demographic characteristics form and the Safety Culture Questionnaire. Data were analyzed using Pearson correlation test, t-test, ANOVA, and multiple linear regression models in SPSS software.
    Findings: The Mean ± SD score of the safety culture was 3.30 ± 0.73. The highest score was obtained in the dimension of cooperation and collaboration (3.53 ± 0.45) and the lowest score was reported in the environmental and safety priority dimension (3.06 ± 0.86). Size of the industry, work history, smoking, and working hours per day had a significant correlation with safety culture, and explained 19.9% of the safety culture variation (P > 0.01).
    Conclusion
    Due to the correlation between studied variables and safety culture as well as the influence of safety culture on safety performance and accidents, these variables are factors that influence the occurrence of accidents directly or indirectly. Thus, it is necessary that the role of these factors be considered in accident prevention programs and decision making for safety promotion.
    Keywords: Safety culture, Workers, Safety behavior, Performance, Occupational accidents
  • Parvin Mostafaei, Hatam Godini, Edriss Housainzadeh, Sedeghe Saaedi, Fatemeh Taheri Pages 434-441
    Background
    Pyrocatechol in aquatic environment can be hazardous for living organisms and humans. Therefore, its elimination and prevention of its emission into the environment is very important. The purpose of this study was to evaluate the efficiency of pyrocatechol absorption from aqueous solutions using pumice (natural and modified with hydrochloric acid).
    Methods
    In this experimental study, pumice with Mesh 20-40 was used as adsorbent in 250 ml Erlyens as batch. The effects of the absorption parameters such as pH, contact time, adsorbent dosage, and the initial pyrocatechol concentration on adsorption were evaluated. Results were evaluated with Langmuir and Freundlich isoterms and first order and pseudo-second order kinetics.
    Findings: The maximum absorption was obtained at the adsorption rate of over 90% for natural pumice and higher than 98% for pumice modified with hydrochloric acid, for 10 mg/l initial pyrocatechol concentration. The results showed that the adsorption by natural and modified pumice was increased with increasing contact time and adsorbent dose and reached equilibrium at 20 minutes. The adsorption of pyrocatechol by natural and modified pumice corresponded better with Langmuir isotherm model (for natural pumice R2 = 0.974 and for modified pumice R2 = 0.9988). In addition, the adsorption of pyrocatechol by natural and modified pumice clearly followed the pseudo-second order reaction (for natural pumice R2 = 0.9977 and for modified pumice R2 = 0.9788).
    Conclusion
    Pumice, due to its abundance, especially in Iranian mines, and low cost, can be used as adsorbent in pyrocatechol removal from wastewater. Therefore, pyrocatechol modification with chloric acid can be used as a suitable method for increased adsorption of pyrocatechol by pumice.
    Keywords: Water solutions, Pyrocatechol, Adsorption, Pumice
  • Mohsen Soury-Laky, Peymaneh Habibi, Ehsanollah Habibi Pages 442-447
    Background
    Taxi drivers are at risk of musculoskeletal disorders (MSDs) in the long-term because of machine vibration exposure, prolonged sitting, inappropriate postures, repetitive bending, and job rotation. Therefore, the purpose of this study was to assess the relationship between the prevalence of MSDs and job satisfaction in agency drivers in Lorestan, Iran.
    Methods
    This descriptive-analytical and cross-sectional study was performed on 100 agency drivers in Lorestan. Data were collected using the Nordic Musculoskeletal Disorders Questionnaire (NMQ) and job satisfaction. Data were analyzed using independent t-test, Pearson correlation, Spearman correlation, and ANCOVA in SPSS software.
    Findings: The Pearson correlation coefficient showed that there was no statistically significant correlation between the NMQ score and total job satisfaction score (P = 0.186, r = 0.136). Moreover, the results showed that NMQ score had a direct relationship with age (P
    Conclusion
    Based on the results, the incidence of MSDs and job satisfaction were, respectively, high and moderate in drivers. Therefore, to reduce the incidence of MSDs, appropriate rest and exercise during duty and ergonomic chair design based on the use of anthropometric measurements are recommended.
    Keywords: Musculoskeletal disorders, Job satisfaction, Agency drivers
  • Hamidreza Pourzamani, Saeid Samani Majd, Mohammad Ghavi, Saeid Fadaei Pages 448-453
    Background
    Inappropriate management of hazardous industrial waste has caused many problems for human societies. The aim of this study was to evaluate the management of acidic sludge produced in industrial parks in Isfahan, Iran, in the year 2013.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted in 180 plants in 5 industrial parks, including Oshtorjan, Mobarakeh, Razi, Jay, and Mourchekhort, Iran. The status of the plants was examined using a questionnaire. For other industrial parks, the amount of acidic sludge was calculated based on yield of norm.
    Findings: Acidic sludge was investigated in 8 different industrial subgroups. The paraffin and organic solvents group, with the amount of 3092 tons per hectare per year, produced the highest amount of acidic sludge and the oil treatment subgroup, with 623 tons per hectare per year, produced the lowest amount. Razi Industrial Park (2700 tons per year) and Urea Natanz (62 tons per year), respectively, produced the highest and lowest amount of sludge in the paraffin and organic solvents subgroup. In the subgroup of treatment oil, Mourchekhort (746 tons per year) and Alavicheh (39 tons per years) produced the highest and lowest amount of sludge, respectively.
    Conclusion
    Acidic sludge has been identified as hazardous waste. Thus, in order to reduce its adverse effects on the environment, the use of management methods which significantly reduce its produced volume.
    Keywords: Management, Acidic sludge, Industrial cities, Isfahan
  • Farhad Frouhar Majd, Masoud Mosayebi, Masoud Rismanchian, Gholamali Kohkamarei, Zahra Mohammadi, Jafar Salehian Pages 454-459
    Background
    One way to control sound is the use of sound absorbing materials (especially polymer foams). In recent years, nanocomposite polymers have received much attention because of the improved properties of polymers. In this study, the effects of nanoclay on sound absorption coefficient of polymeric materials have been investigated.
    Methods
    Nanocomposite polystyrene/clay was synthesized using in-situ polymerization technique. For comparison of absorption coefficient, styrene polymer was also synthesized. The synthesized compounds were converted into foam using compression molding. Sound absorption coefficient was determined using impedance tube.
    Findings: Absorption coefficient of styrene polymer had a peak in the frequency range of 2000 to 4000 Hz. The maximum absorption coefficient (0.75) was observed at a frequency of 2500. With 0.5% nanoclay, the highest absorption coefficient at the frequency of 2500 Hz reached a rate of 0.89. In 3% nanoclay, maximum absorption coefficient at the frequency of 3150 Hz was 0.9. In addition, in 7% nanoclay, maximum absorption coefficient (0.54) was observed at the frequency of 2000 Hz.
    Conclusion
    With the addition of 0.5% nanoclay to polymer, only the height of the frequency peak increased. In 3% nanoclay, in addition to increasing of absorption coefficientý, the location of the frequency peak shifted. In 7% nanoclay, with the variation in the frequency peak range, an increase was observed in the absorption coefficient.
    Keywords: Sound absorption coefficient, Polystyrene, Nanoclay
  • Mehdi Vosoughi Niri, Amir Zahedi, Mohammad Javad Mohammadi, Elham Shkohi, Abolfazl Makari Yamchi, Mojgan Salami, Sina Abdi, Poya Mohammadian Geravand Pages 460-465
    Background
    Hospital wastes are very dangerous for the environment. The objective of this study was the investigation of knowledge, attitude and performance regarding medical waste management among the personnel of hospitals affiliated with Tehran University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted in hospitals affiliated with Tehran University of Medical Sciences in 2014. The data collection tool was a 3-part researcher-made questionnaire about hospital waste management. Kruskal-Wallis, Mann-Whitney, Spearman rho’s coefficient correlation, and Cramér's V were used to analyze the collected data.
    Findings: The findings showed that the staff’s knowledge and attitude was at a low level, but their performance was at a moderate level. Based on Kruskal-Wallis test results, there was no statistically significant relationship between personnel’s knowledge and participation in health courses.
    Conclusion
    Considering the low knowledge and attitude of staff in this study regarding hospital waste disposal management, holding training courses for staff to improve their knowledge and attitudes is recommended.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Waste management, Personnel
  • Asiyeh Pirzadeh, Masoumeh Heidari Pages 466-471
    Background
    Food-safety behavior can affect family health. Therefore, the present study was carried out to determine food-safety behavior among housewives in Kuhpayeh, Isfahan Province, Iran, in 2015.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 150 housewives from Kuhpayeh. The participants were selected through systematic random sampling. The data-gathering instrument was a multi-part questionnaire. It contained questions on demographic characteristics and food-safety behavior, based on the Five Keys to Safer Food of the World Health Organization (WHO). The data acquired from this self-report questionnaire were analyzed using statistical tests in SPSS software.
    Findings: In this study, the mean (SD) of the women’s ages was 41.03 ± 12.41. The mean (SD) of each Key including keep clean, separate raw and cooked, cook thoroughly, keep food at safe temperatures, use safe water and raw materials were 47.95 ± 2.97, 13.89 ± 1.50, 13.21 ± 1.89, 24.83 ± 1.99, and 17.12 ± 1.93, respectively. Among items related to food safety, only personal hygiene, healthy food, and clean water were significantly associated with the women’s education.
    Conclusion
    According to the results, food-safety behavior among housewives in Kuhpāyeh was desirable. However, the provision of correct education about habits such as hand washing before preparing meals and using cleaning pads can be helpful.
    Keywords: Food safety, Food, Housewives, Personal hygiene
  • Hamid Taboli, Nader Shabani Pages 472-477
    Background
    A crisis entails an unanticipated incident that may cause financial losses and claim human casualties. One of the most important actions in crisis management is individual preparedness in dealing with the crisis. The present study aimed at investigating the relationship between individual preparedness in crisis management, and overall health and sleep quality.
    Methods
    This descriptive-analytical, cross-sectional study was conducted in 2015. The study population included 310 staff members of Golgohar Mining and Industrial Company, Iran. The number of incidents in the spring and summer of 2015 was considered as an indicator of individual preparedness in crisis management. In addition, the Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI) was used for assessing participants’ overall health and sleep quality. The data were analyzed in SPSS software.
    Findings: The participating workers had a mean age of 32.2 ± 4 years and a mean work experience of 7.6 ± 4.1 years. The mean body mass index (BMI) of the workers was 25.2 ± 2.72 kg/m2. In order to judge the existence of mental disorders, 23 and 6 were considered as cut-off scores in total PSQI score and scores of each domain, respectively. The results revealed that 32.3% of the workers were likely to suffer from mental disorders. Furthermore, 39.7% of the participants enjoyed satisfactory sleep quality, while 60.3% had unsatisfactory sleep quality.
    Conclusion
    This study showed that an increase in public health increased individual preparedness in crisis management, and therefore, reduced accidents. However, a significant association was not observed between quality of sleep and accidents.
    Keywords: Crisis management, individual's preparedness, Overall health, Sleep quality, Incidents
  • Marjan Bedakhanian, Mohammad Hassan Entezari, Mustafa Ghanadian, Gholamreza Askari, Mohammad Reza Maracy Pages 478-483
    Background
    Obesity, high blood triglyceride, and high waist circumferences are some risk factors of cardiovascular disease (CVD). Studies have shown that ω-3 fatty acids can reduce the incidence of CVD. Portulaca oleracea is an herbaceous plant and its leaves contain a high level of ω-3 fatty acid (α-linolenic acid). The purpose of this study was to investigate the effect of Portulaca oleracea extract on fasting blood glucose, lipid profile, C-reactive protein (CRP) in men with metabolic syndrome.
    Methods
    This double-blind randomized clinical trial was performed on 80 men with metabolic syndrome for 8 weeks. Participants were randomly divided into intervention and control groups. The intervention group received two Portulaca oleracea ýcapsules each day and the control group received two placebo capsules. ANOVA was used to examine the effect of the intervention.
    Findings: Fasting blood glucose, low-density lipoprotein (LDL), and CRP decreased in the control and intervention groups, but this reduction was not significant. Triglyceride level increased in both group, but this variation was not significant. HDL increased in the intervention group, but decreased in the control group. However, the difference between the two groups was not significant. Accordingly, total cholesterol and non-HDL cholesterol decreased in the intervention group, but increased in the control group. Nevertheless, no significant difference was observed between the control and intervention groups.
    Conclusion
    The results of this study showed that Portulaca oleracea ýcapsule consumption did not have a significant impact on fasting blood glucose, CRP, and lipid profile in men with metabolic syndrome.
    Keywords: Metabolic syndrome, Portulaca oleracea, Fasting blood glucose, Lipid profile, C-reactive protein, Blood pressure
  • Amir Hadi, Marzieh Kafeshani, Jahangir Karimian, Mohammadreza Maracy, Mohammadhassan Entezari Pages 484-490
    Background
    Today, oxidative stress is one of the most important risk factors for cardiovascular disease (CVD). Various studies have reported a strong association between increased consumption of plant flavonoids and reduced risk of chronic diseases. The purpose of this study was to evaluate the effect of green tea and sour tea on serum malondialdehyde (MDA), blood pressure, and body mass index (BMI) in male athletes.
    Methods
    In this study, 54 male athletes who met the inclusion criteria were selected and randomly divided into 3 groups using ternary block randomization. The first, second, and control groups, respectively, received 450 mg/d of green tea extract, 450 mg/d sour tea extract, and 450 mg/d maltodextrin. The serum MDA, blood pressure, and BMI of the subjects were measured at the beginning of and 6 weeks after the study.
    Findings: Sour tea extract and green tea extract significantly reduced serum MDA level compared to placebo (P = 0.008). ýHowever, only sour tea extract significantly reduced systolic blood pressure (P 0.001). Neither of the extracts had a significant effect on diastolic blood pressure, weight, and BMI.
    Conclusion
    This study showed that green tea and sour tea extract consumption can decrease oxidative stress, and thus, reduce the risk of CVD in male athletes.
    Keywords: Green tea extract, Sour tea extract, Oxidative stress, Cardiovascular disease, Male athletes
  • Mohtasham Ghaffari, Hosein Hatami, Mehdi Layeghi, Javad Harooni Pages 491-497
    Background
    In recent years, the rate of cesarean section (C-section) has increased globally in both developed and developing countries. In most cases, C-section is performed without evident medical need. This study was designed and conducted to investigate the effect of education based on the theory of planned behavior on the increased desire to have a normal vaginal delivery (NVD) in nulliparous women in the city of Dena in Iran.
    Methods
    This was a pre-experimental study. Subjects were selected from among nulliparous pregnant women who had a health record in health service centers in Dena and were in their third trimester. A total of 52 pregnant women who met the inclusion criteria participated in the study and the pretest questionnaire based on the theory of planned behavior was completed for them. After analysis of the data from pretest and identification of subscales that required more emphasis, educational intervention was carried out according to the theory. After 1 month of intervention, post-test questionnaires were filled out. McNamara’s test and paired t-test were used to analyze data.
    Findings: After the educational intervention, a statistically significant difference was observed in attitude change, perceived behavioral control, and subjective norms (P 0.05). After the intervention, 73.1% of mothers intended to have NVD and 17.3% intended to have a C-section. Moreover, 65% of participants had a NVD and 35% had a C-section.
    Conclusion
    Although the study findings showed that education based on the theory of planned behavior significantly increased all predictors of behavioral intention, no statistically significant increase was observed in behavioral intention. Thus, the designing and implementation of educational programs in this regard based on the theory of planned behavior in combination with related theories and models is recommended.
    Keywords: Theory of planned behavior, Education, Normal vaginal delivery, Caesarian section
  • The Investigation of the Effect of the Substitution of Sucrose with Natural Stevia Sweetener on Sensory and Physicochemical Properties of a Carbonated Orange Soft Drink
    Maryam Ghadimi, Behrouz Akbari Adergani, Bijan Khorshidpour Pages 498-505
    Background
    Today, Stevia, as a natural sweetener, is used in many low calorie foods as a substitute for sugar is accepted in order to decrease the increasing trend in obesity and diabetes. The aim of the present study was to investigate the effect of using Stevia as a replacement for sucrose on the sensory and physicochemical properties of carbonated orange soft drink.
    Methods
    In this study, to select the best natural sweetener with the least aftertaste, three samples of imported Stevia were analyzed using high-performance liquid chromatography (HPLC). The sample with higher rebaudioside A content was selected for use in the formulation of the soft drink. Formulated orange soft drinks were produced through the substituition of 30%, 50%, and 70% sucrose with Stevia sweetener and stored at 4 °C, 25 °C, and 37 °C for 1, 2, and 3 months. All of the prepared samples were analyzed in terms of pH, total soluble solids, density, titratable acidity (TA), and sensory attributes.
    Findings: Results showed that with the substitution of sucrose with natural Stevia sweetener, significant changes occurred in pH, brix, density, and acidity, but aroma and color were not affected. In addition, the storage of the drinks for the defined duration and at the determined temperature resulted in a significant decrease in pH and increase in brix. By increasing Stevia sweetener at the 30% substitution level, no significant changes were observed in overall acceptability of the drinks. However, in higher levels of substitution, acceptability decreased significantly.
    Conclusion
    It can be concluded that by substitution of sucrose with natural Stevia sweetener and production of soft drinks containing 30% Stevia and 70% sucrose the caloric value of the end product can be reduced. Therefore, the end product will be more suitable than commercial soft drinks.
    Keywords: Sucrose, Stevia, Steviol glycosides, Natural sweetener, Soft drink
  • Mostafa Aghahosseini Eshkavandi, Hossein Rezaie Dolatabadi, Sayed Akbar Nilipour Tabatabai Pages 506-511
    Background
    Today, the term "strategic foresight" is widely used to describe the activities and processes that help decision makers to guide the organization's future plans. The aim of this study was to determine the future of the Blood Transfusion Organization and its positive and negative trends by 2030.
    Methods
    In this study, the Delphi technique was used to predict the future of the Blood Transfusion Organization. The implementation of this technique was ended after the fourth round and achieving the desired consensus. The participants of this research included managers, officials, and experts of the Blood Transfusion Organization in Isfahan Province and the three accident-prone provinces of East Azerbaijan, Bushehr, and Kerman, Iran. Subjects with at least 10 years of work experience were selected through purposive sampling method. Using the Delphi method, a list of positive and negative trends was identified in the Blood Transfusion Organization in Isfahan Province by 2030. Then, using SPSS software, the average of each of the processes was evaluated.
    Findings: Based on the results, the most important positive trends of the Blood Transfusion Organization by 2030 included an increase in the diversity of blood products, equipment, and the use of new technologies and IT in processes, and optimal management of blood and its products, allocation of more funds, and increased organizational budget. The most important negative trends in the organization included lack of sufficient attention of policy-makers to the organization as a vital organization, the departure of personnel with high scientific capabilities due to low wages, and lack of human resource development.
    Conclusion
    The Blood Transfusion Organization requires a long-term strategic plan, and to absorb efficient human resources and create suitable culture for its critical activities and role in sustainable and comprehensive development of the country.
    Keywords: Foresight, Blood, Blood Transfusion Organization, Delphi technique
  • Seydeh Sara Kharazi, Nooshin Peyman, Habibolah Esmaily Pages 512-519
    Background
    Maternal health literacy is the ability to detect risk factors, healthy lifestyle, and suitable nutrition during pregnancy and affects the outcome of the pregnancy. Therefore, the purpose of this study was to assess the validity and reliability of the Maternal Health Literacy and Pregnancy Outcome Questionnaire (MHLAPQ).
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, the MHLAPQ was translated into Persian, and then, back-translated. Then, qualitative and quantitative face validity and content validity of the MHLAPQ were evaluated. This evaluation was conducted using the views of faculty members and specialists. The Farsi version was evaluated using a random sample of 113 individuals randomly selected from among pregnant women referring to 5 health care centers in Mashhad, Iran. To determine reliability, a test-retest administration with a two-week interval was used, and to examine the internal consistency, Cronbach's alpha coefficient was calculated. Confirmatory and exploratory factor analyses were employed to determine the construct validity of the questionnaire.
    Findings: The Cronbach’s alpha coefficient of the maternal health literacy section was 0.89 and that of its subscales were 0.66 and 0.87. The Cronbach’s alpha coefficient of the pregnancy outcome section and its subscales was 0.67, and 0.69 and 0.72, respectively. The results of test-retest showed the staibility of the questionnaire and its subscales. Varimax rotation indicated two factors in the maternal health literacy and pregnancy outcome sections that in total explained 54.82% and 51.09% of the variance observed, respectively. The confirmatory factor analysis, based on the two-factor model obtained in the exploratory factor analysis, represented an acceptable fit to the obtained data.
    Conclusion
    The findings suggest that the MHLAPQ is a reliable and valid instrument for measuring maternal health literacy and assessing the outcome of pregnanacy in Iran.
    Keywords: Health literacy, Pregnant, Validity, Reliability
  • Mahsa Saadati, Arezoo Bagheri Pages 520-526
    Background
    Since society health is endanger of high risk diseases, always populations exposing these diseases especially hidden populations are considered by researchers and policy makers in the field of public health. Conventional methods that are used by researchers for sampling and also computing estimation of population proportions, often lead to under or over estimations of these proportions in the interested populations. Despite the introduction of efficient sampling methods such as respondent driven sampling method for more than two decades ago, due to unfamiliarity of researchers in this field to the technique of calculating estimations for samples in this method, this sampling method is applied less for estimating proportions of hidden populations.
    Methods
    The main objective of current article is to identify estimators of population proportions for qualitative variables such as catching disease by the usage of estimating probability of inter- and cross-relationships, and social network size of respondents.
    Findings: Existing theories and computer simulations have shown that estimators introduced for population proportions are asymptotically unbiased and have high rate of convergence.
    Conclusion
    Due to the lack of proper selection of sampling method and also computing method for estimating proportions of hidden populations, that generally exposing high risk diseases and are effective in health policies, acceptable results in achieving the objectives of this policy will not provide.
    Keywords: Hidden populations exposing high risk diseases, Respondent driven sampling method, Asymptotically unbiased Estimators, Qualitative variables