فهرست مطالب

اقتصاد اسلامی - پیاپی 65 (بهار 1396)
  • پیاپی 65 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/02/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • امیر خادم علیزاده، مصعب عبداللهی، حسین غفورزاده صفحات 5-32
    در ادبیات اقتصاد متعارف، مطالعات گسترده‏ای درباره عوامل تاثیرگذار بر رشد اقتصادی صورت گرفته است؛ مطالعات نظری و تجربی انجام گرفته از سوی اقتصاددانان سبب شده است متغیرهای گوناگونی به عنوان عوامل موثر بر رشد اقتصادی معرفی شوند. با دقت در منابع اسلامی روشن می گردد علاوه بر عناصر متون اقتصاد متعارف، نصوص دینی انفاق را نیز یکی از عوامل افزایش درآمد و دارایی ها معرفی می کنند؛ نصوص دینی، انفاق را نه تنها موجب کاهش اموال نمی دانند، بلکه آن را موجب حفظ و رشد اموال در دنیا و سبب اجر معنوی و پاداش اخروی برای انفاق کننده قلمداد می کنند.
    بر این اساس مقاله حاضر با استفاده از روش مدل خودتوضیح برداری (VAR) و آزمون علیت گرنجری به دنبال آزمون این فرضیه است که «ارتباط علی دوطرفه میان انفاق و رشد اقتصادی وجود دارد»؛ در این راستا از دو متغیر نرخ رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت 1383 و لگاریتم جمع کل درآمدهای اختصاصی و وجوهات کمیته امداد حضرت امام; به عنوان شاخصی از انفاق در اقتصاد ایران برای دوره 1366-1392 استفاده شد. بر اساس آزمون دیکی- فولر هر دو متغیر در سطح، پایا بوده و وقفه یک به عنوان وقفه بهینه به دست آمد؛ در نهایت فرضیه اصلی مقاله مبنی بر وجود ارتباط علی دوطرفه میان انفاق و رشد اقتصادی در ایران بر اساس آزمون علیت گرنجری تایید شد.
    کلیدواژگان: انفاق، رشد اقتصادی، مدل خودتوضیح برداری (VAR)، آزمون علیت گرنجری
  • وحید مقدم، محمد جانی پور، علی خلیلی صفحات 33-61
    در اقتصاد کلان رایج، استقراض خانوارها، دولت و بنگاه ها طرف تقاضای بازار وجوه وام را تشکیل می دهند که رابطه معکوس با نرخ بهره دارند؛ طرف عرضه این وجوه پس اندازکنندگان هستند که مقدار وجوه عرضه شده آنها، رابطه مستقیم با نرخ بهره دارد. با وجود تحریم ربا در اسلام و نیاز خانوارها به قرض، اسلام راهکار دیگری ارائه می کند. هدف اصلی این مقاله استخراج الگوی پیشنهادی اسلام برای بازار وجوه استقراضی و عوامل موثر بر منحنی های عرضه و تقاضای این وجوه است. فرضیه پژوهش آن است که اسلام به این بازار توجه داشته و تدابیری برای افزایش کارایی آن اندیشیده است. با تحلیل محتوای مضمونی آیات قرآن این نتیجه به دست می آید که در این الگو، در طرف عرضه، با تقویت انگیزه های اخروی، مسلمانان به دادن قرض ترغیب می شوند؛ در طرف تقاضا با تضمین بازپرداخت وام از طریق ابزارهای حقوقی مانند نوشتن قرض، گرفتن شاهد، گرفتن ضمانت و الزام حکومت به پرداخت قرض انسان معسر (تنگدست) سامان می یابد. وظیفه دولت اسلامی برای افزایش امکان تسویه این بازار عبارت است از: کنترل تورم، افزایش کارایی نظام حقوقی و قضایی، تربیت معنوی مردم برای افزایش انگیزه های معنوی، شناسایی نیازهای اساسی مردم همانند ازدواج و ایجاد شغل و تشویق مردم به اختصاص وجوهی از خود به این موارد.
    کلیدواژگان: بازار وجوه قابل استقراض، قرض الحسنه، روش تحلیل محتوا، قرآن کریم
  • حسین میثمی، سید عباس موسویان، کامران ندری صفحات 63-89
    بازار پول یکی از مهم ترین بازارهای مالی در نظام بانکداری متعارف است که کارکردهای مهمی مانند کشف قیمت منابع کوتاه مدت را بر عهده دارد؛ پذیرش یا عدم پذیرش این بازار در چارچوب اسلامی، می تواند اثرات مهمی در نظریه و کاربرد دانش بانکداری اسلامی به همراه داشته باشد که نمی توان از آن غافل بود.
    پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا بازار پول اسلامی قابلیت شکل گیری دارد؟ مقاله به روش توصیفی و تحلیل محتوا به دنبال اثبات این فرضیه است که بازار پول اسلامی به لحاظ نظری کاملا قابل تصور بوده و می توان با استفاده از ابزارهای مالی اسلامی کوتاه مدت، نسبت به تشکیل آن اقدام نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساس فقه اسلامی، بسیاری از قراردادها مانند مرابحه، بیع دین، سلف و اجاره این ظرفیت را دارند که به صورت کوتاه مدت و با نرخ سود از پیش تعیین شده، استفاده شوند که می توان از ظرفیت این قراردادها جهت طراحی ابزارهای لازم برای توسعه بازار پول اسلامی استفاده کرد؛ همچنین برخلاف بازار پول متعارف که در آن تمامی معاملات بر اساس خرید و فروش اوراق قرضه انجام می شود، کلیه معاملات بازار پول اسلامی بر اساس معامله اوراق مرتبط با بخش واقعی اقتصاد انجام می شوند؛ بنابراین تمامی ابزارها و اوراق مورد استفاده در بازار پول اسلامی علاوه بر ریسک اعتباری، با دیگر انواع ریسک مواجه اند؛ این در حالی است که ابزارها و اوراق بازار پول متعارف صرفا با ریسک اعتباری مواجه هستند.
    کلیدواژگان: بازار پول، بانکداری اسلامی، ربا، فقه اسلامی، صکوک
  • علی اضغر هادوی نیا صفحات 91-117
    مقاله پیش رو در صدد پاسخ به این پرسش است که چگونه می توان نظام احسن را به عنوان یکی از مبانی جهان شناسی اقتصاد اسلامی معرفی کرد. فرضیه ای که مقاله در پی اثبات آن می باشد این است که نظام احسن که در فلسفه و کلام اسلامی مطرح است و با رویکرد قرآنی بیان می شود، می تواند به عنوان یکی از مبانی فلسفی اقتصاد اسلامی اخذ شده و در نظریه پردازی های اقتصاد اسلامی به عنوان یک پیش فرض نقش آفرینی کند.
    از مهم ترین دستاوردهای مقاله این است که نشان می دهد چگونه آموزه های «قضا و قدر»، «سنت های الهی» و «خیر و شر» که از عناصر اصلی نظام احسن از دیدگاه قرآن کریم هستند، منافاتی با رشد و توسعه نداشته، بلکه تقویت کننده آن هستند.
    مقاله به لحاظ رویکرد مطالعه تطبیقی است و اقتصاد کلاسیک نیز مطالعه شده است. ازآنجاکه نظام احسن یک مفهوم فلسفی می باشد، نخست برداشت فلسفی از این مفهوم مطرح شده و سپس آثار آن در اقتصاد معرفی شده است؛ به لحاظ تفسیری نیز روش تحلیلی – عقلی اتخاذ شده است. پذیرش نظام احسن به عنوان یک مبنای فلسفی برای اقتصاد اسلامی، ایده جدیدی است که در مطالعات گذشته کمتر به چشم می خورد.
    کلیدواژگان: اقتصاد اسلامی، نظام احسن، قضا و قدر، سنت های الهی، فقر و غنا، سنت رزق
  • زهره صالحی، محمدرضا حیدری صفحات 119-147
    قراردادها، معاملات و دادوستدها، بخش ضروری و اجتناب ناپذیر زندگی اجتماعی بشر می باشد؛ اگرچه از دیرباز جوامع بشری در جهت برقراری امنیت، صلح اجتماعی، نظم عمومی و نیز تامین و حفظ منافع افراد به سوی قانونمندشدن گام برداشته است؛ ولی ازآنجاکه نیازها و خواسته های انسانی به طور طبیعی مشابه یکدیگرند، همواره نزاع بر سر کسب منافع افزون تر و تامین رفاه بیشتر وجود دارد؛ دین اسلام نیز به این موضوع توجه کافی داشته است.
    در مقاله پیش رو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی اثر احکام فقهی بازرگانی از قبیل منع احتکار، منع نجش، منع غرر، منع تبانی جهت گران فروشی و... بر رفع عدم تقارن اطلاعات و سوءاستفاده های مربوط، پرداخته و بر اساس آن الگویی از نظام مبادله در اسلام ارائه می شود.
    مطالعه منابع اسلامی اعم از کتاب، سنت، عقل و اجماع نشان می دهد که در جامعه اسلامی که مقررات و ضوابط واقعی اسلام حاکم باشد و فرهنگ و رفتار مردم بر اساس آنها شکل گیرد، جامعه دارای فضای شفاف خواهد بود و همه افراد جامعه به طور متقارن به اطلاعات دسترسی خواهند داشت؛ کسی در پی کتمان اطلاعات و استفاده از آن به نفع خود نمی باشد و دروغ، نیرنگ، پنهان کاری و پیمان شکنی در چنین جامعه ای جایگاهی ندارد و در مقابل، صداقت، شفافیت و وفاداری در قراردادها مورد اهتمام بوده و قواعد فقهی نیز درستی این امر را تایید می کنند.
    کلیدواژگان: اطلاعات نامتقارن، کژگزینی، کژمنشی، کارایی بازار، شفافیت، نظام مبادله
  • محمدنقی نظرپور، فرشته ملاکریمی صفحات 149-178
    قاعده شرط پرکاربردترین قاعده فقهی در قراردادهای بانکی است؛ این قاعده بدین معناست که می توان در ضمن قراردادهای مختلف، شروطی گنجاند که عمل به آن در صورت برخورداری از شرایط صحت، لازم می باشد؛بر اساس این قاعده هر شرطی را نمی توان در ضمن قرارداد گنجاند و لازم الوفاء دانست، بلکه شرط با دارابودن ضوابطی لازم الوفاء می گردد.
    پرسش اصلی مقاله این است که آیا بانک ها به طور صحیح از ظرفیت قاعده شرط در بستن قرارداد استفاده نموده اند؟ مقاله با روش توصیفی و تحلیل محتوا و با استفاده از منابع فقه امامیه، فرضیه زیر را بررسی می نماید که «شروط ضمن قرارداد در برخی از قراردادهای بانکی از لحاظ انطباق با ضوابط این قاعده، اشکال دارد» که در صورت اثبات این فرضیه، ضروری است که بانک ها از طریق بازبینی قراردادها به رفع این اشکالات بپردازند.
    نتایج پژوهش گویای آن است که شروطی مانند وجه التزام، وکالت بلاعزل، جبران ضرر مضاربه دارای اشکال شرعی است؛ افزون بر این شروطی مانند تعیین هزینه های بیمه، خسارت های احتمالی، اسقاط خیار غبن به صورت تحمیلی و یک طرفه در جهت تضمین منافع بانک مقرر شده اند که تجمیع آن، قرارداد را از حالت منصفانه خارج نموده و متقاضی تسهیلات را در شرایط اضطرار قرار می دهد.
    کلیدواژگان: قاعده شرط، شرط صحیح، شرط باطل، شرط خلاف مقتضای قرارداد
  • غلامرضا مصباحی مقدم، علی سعیدی، محمد صفری صفحات 179-206
    طبق برآوردها جمعیت سالمند ایران همانند جهان سال به سال افزایش خواهد یافت؛ ازآنجاکه نسل جوان وظیفه حمایت نسل مسن را بر عهده دارد، بی تعادلی ایجادشده در سال های آتی یکی از بزرگ ترین نگرانی های سیاست گذاران نظام بازنشستگی خواهد بود؛ افزایش طول عمر در دهه های اخیر و روند رو به رشد آن، منجر به تعهدات تامین نشده قابل توجهی در طرح های بازنشستگی با مزایای معین شده است؛ در این میان طی سال های اخیر طرح های بازنشستگی ترکیبی به واسطه ویژگی های خاص خود همچون انعطاف پذیری بالا و امکان مدیریت ریسک بیشتر در دنیا رو به افزایش هستند. تحقیق پیش رو به امکان سنجی فقهی این نوع طرح ها بر اساس فقه امامیه می پردازد؛ بر اساس بررسی فقهی صورت گرفته، شبهات غرری و ربوی بودن به عنوان دو مسئله اساسی طرح های بازنشستگی شناسایی شد؛ این تحقیق با استفاده از روش تحلیلی- استنباطی، راهکارهایی جهت اصلاح طرح ها و رفع شبهات ارائه نمود؛ از جمله راهکارهای اصلاحی می توان به «ابهام زدایی از طرح های بازنشستگی»، «پرداخت سالواره از محل دارایی های عضو طرح بازنشستگی» و «پرداخت سالواره مرتبط با سرمایه گذاری مشروع» اشاره کرد.
    کلیدواژگان: صندوق بازنشستگی، طرح بازنشستگی، بیمه عمر، سالواره، فقه امامیه
|
  • Hosein Ghafoorzadeh Pages 5-32
    In traditional economics’ literature, wide range of studies have took place on affecting factors on economic growth. Theoretical and experimental studies have introduced several affecting factors. Being accurate in Islamic resources, shows that in addition to factors introduced in traditional economics’ texts, religious texts introduce charity as one of factors that increase revenues and assets. Religious texts not only does not count the charity as a factor of assets’ decrease, but also count it as a factor of assets’ maintenance and growth and a factor that brings moral and hereafter reward for the payer of charity. This article through Vertical Auto Regressive model (VAR) and Granger causality test, is to test the hypothesis that “there is a causative two-way relationship between charity and economic growth”. To do this, two variables of GDP’s growth rate according to 2004’s fixed prices and aggregate revenues (sum of special revenues and donations) of Imam Khomeini’s Relief Committee are used as an index of charity in Iran’s economy during years 1987-2013. Based on Dikki-Fuller test, both two variables are in a stable level and first difference grade is the optimum grade. Finally, the main hypothesis of the article claiming a causative two-way relationship between charity and economic growth was proved.
    Keywords: Charity, Economic growth, vertical auto regressive model (VAR), Granger's causality test
  • Vahid Moghadam Pages 33-61
    In mainstream macroeconomics, money borrow by households, government and firms, consists the demand side of loan funds that have a reverse relation with interest rate. The supply side, are savers that the amount they provide, has a direct relation with the interest rate. Because of the prohibition of riba, Islam proposes another alternative. The main purpose of this article is the derivation of suggested pattern of borrowed funds’ market and factors that affect their supply and demand curves. The proposition of this research is that Islam has paid attention to this market and has presented solutions to increase its’ efficiency. With thematic content analysis of Quranic verses, we conclude that, in supply side of this pattern, through strengthening Muslim’s hereafter motives, they are appreciated to lend (Qard) and demand side is established by guaranteeing loan repayment through legal instruments like writing the Qard agreement, taking witness, taking collateral and making the government pay the Qard of miserable. The tasks of Islamic government in order to increase the possibility of the settlement of this market are controlling inflation, increasing the efficiency of legal and judicial system, moral training of people in order to increase their moral motives, recognizing their basic needs (for example marriage and job creation) and appreciating people to allocate some of their funds to basic needs of others.
    Keywords: Loanable fund's market, qard-al-hassan, content analysis method, Quran
  • Pages 63-89
    Money market is one of the most important financial markets in conventional banking system that has different functions like price discovery of short term funds. Accepting or refusing this market in an Islamic framework, can have important effects on theory and practice of Islamic banking that cannot be ignored. Having reviewed the subject of money market in the conventional financial system, this paper tries to evaluate the possibility of creating an Islamic money market through short term financial instruments. The results which are based on an analytical-descriptive approach, show that: firstly, the Islamic money market is theoretically plausible. In fact, it is quite possible to make Islamic money market by making use of Islamic short-term instruments. In addition to theory, the Islamic money market is practiced in some Islamic countries like Malaysia and Iran. Secondly, in the Islamic Fiqh, different kinds of Islamic contracts with fixed and predetermined return rate are available (like Murabaha). It is possible to use these contracts in the Islamic money market. Finally, unlike the conventional money market where all the contracts are done based on buying and selling of bonds, all the Islamic money market contracts are based on Sukuk; which is related to the real sector of the economy. In addition, unlike the conventional money market, all the instruments and Sukuk used in the Islamic money market have different kinds of risk over and above the credit risk. These two are the most important differences of Islamic and conventional money market.
    Keywords: Money market, Islamic banking, riba, Islamic jurisprudence, sukuk
  • Ali Asghar Hadavinia Pages 91-117
    This Paper is to answer this question that how the best system (nidham-al-ahsan) can be introduced as one of fundamental ??? principles of Islamic economics. The hypothesis that the paper is to prove it is that the best system proposed in Islamic theology and philosophy explained with a Quranic approach, can be taken as one of philosophical principles of Islamic economics and make role as a proposition in theories of Islamic economics. The most important finding of this paper is that it shows how “fate”, “divine rules”, and “good and evil” that are of main elements of the best system from the viewpoint of Quran, are not in contradiction with growth and development and strengthen growth and development. Paper uses the comparative study and studies the classical economics. As the best system is a philosophical concept, its philosophical meaning has benn proposed at first and then its effects on economics have been studied. The interpretational approach of the paper is analytical-reason methodology. Accepting the best system a philosophical foundation for Islamic economics, is a new idea that has rarely been studied in the past.
    Keywords: Islamic Economics, the best system (nizam-al-ahsan), fate, divine rules, poverty, richness, aliment rule
  • Pages 119-147
    Contracts, exchanges and trade-offs are the necessary and unavoidable part of social life of human. Although from old times, ýsocieties have always tried to go legalized to reach security, social peace, public discipline and preparing and maintaining people’s benefits, but as human needs and wants are naturally alike, there have always been struggle to gain more profits and welfare. Islam also has paid attention to this subject. This paper through a descriptive-analytical methodology, studies the effect of jurisprudential (fiqhi) effects of business like banning the hoarding (ihtikar), banning the najsh, banning the deceit (gharar), banning the collusion for overcharging and … on removing the information asymmetry and related misuses and based on this study, presents a pattern of exchange system from the viewpoint of Islam. Studying Islamic resources including Quran, tradition (sunnat), reason (aql) and consensus (ijma), shows that in a society that rules and real criteria of Islam dominates and the culture and behavior of its’ people is based on Islam rules, the society will have a clear space and all the people will have an equal access to information. No one will go toward hiding the information and misusing it on behalf of himself/herself. Lying, deception, breach of promise will have no place in such a society and in opposition, the truth, transparency and loyalty to contracts will substitute; jurisprudential (fiqhi) rules also confirm this subject.
    Keywords: Asymmetric information, adverse selection, moral hazard, market efficiency, transparency, exchange system
  • Fereshteh Mollakarimi, Fereshteh Mollakarimi Pages 149-178
    Article (shartd) rule is the most used jurisprudential (fiqhi) rule in banking contracts. This rule means that some articles (al-shoroutd) can be included in contract that are binding where they have the validity (sihhat) conditions. Based on this contract, not every article (shartd) can be included in contract; it will be binding where it has some qualifications. The main question of the paper is whether banks have correctly benefitted from the capacity of article (shartd) rule in making banking contracts. The paper through a descriptive methodology and content analysis method and using imamiyya jurisprudence (fiqh), tests this hypothesis that conditions included in contract (shoroutd dimn-al-aqd) in some of banking contracts have some insufficiencies from the point of accommodation with measures of condition (shartd) rule. If this hypothesis proves to be true, banks should review banking contracts in order to correct them. The results show that conditions like consideration (vajh-al-iltizam), irrevocable power of attorney (wikala bila azl) and compensating the loss in mudaraba have canonical deficiencies. Moreover, conditions like determining insurance costs, probable losses, taking hands off from lesion option in an imposed manner and one-way condition are in in behalf of bank such that make the whole contract unjust and the applicant of loan is put under coercion (idtirar) conditions.
    Keywords: Article (shartd) rule, valid article (al-shartd-al- sahih, void condition (al-shartd-al-batdil), article opposite to the nature of contract
  • Mohammad Safari Pages 179-206
    According to estimates, like the world, elder population of Iran will increased year by year. As young generation has the task of supporting old generation, the created inequilibrium in future, will be one of greatest worries of pension system policymakers. The increase of longevity in recent decades and its’ growing trend, results in significant uncovered liabilities of pension projects with defined advantages. In recent years, combined pension projects, because of its’ special features, like high flexibility and high potential for risk management, is increasing worldwide.
    This research is a jurisprudential (fiqhi) feasibility study of these projects based on imamiyya jurisprudence. Based on jurisprudential analysis, deceit(gharar) and riba, are two basic problems of pension projects. This research, through an analytical-inferential Methodology, has presented solutions for revising projects and resolving problems. “Disambiguation of pension projects”, “annuity payment from the assets of pension projects’ member” and “annuity payment related to eligible investment” are of those presented solutions.
    Keywords: Pension fund, pension project, life insurance, annuity, imamiyya jurisprudence