فهرست مطالب

پژوهش های ادبیات تطبیقی - سال چهارم شماره 3 (پاییز 1395)
  • سال چهارم شماره 3 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/23
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رویا لطافتی صفحه 1
  • عیسی متقی زاده، ابراهیم خدایار صفحات 2-25
    زبان قرآن و به تبع آن زبان عربی، زبان نخست دنیای اسلام است. پس از ورود دین مبین اسلام به ایران و پذیرش این دین نجات بخش از سوی مردم، تاثیر همه جانبه آن بر تمام شئون فرهنگی و اجتماعی ایرانیان آغاز شد. بخش دیگری از اثرپذیری زبان و فرهنگ ایرانیان در مواجه با میراث منظوم و منثور به زبان عربی است که یا اغلب به وسیله ایرانیان نگاشته شده است یا ایرانیان در آثار خود از میراث عرب های مسلمان سود جسته اند. تاثیر این زبان در زبان فارسی در لایه واژگانی با دامنه گسترده و بعضا نحوی با دامنه محدود باقی نماند، بلکه در لایه های دیگر زندگی معنوی ایرانیان نیز نمودار گشت و علاوه‏ بر پاسخ به نیازهای ایرانیان در حوزه‏های یادشده، به تقویت همه‏جانبه زبان فارسی نیز منجر شد. نویسندگان فارسی‏زبان با آگاهی از این موضوع، سال تا سال و با شیوه‏های گوناگون به دامنه تاثیرپذیری‏های خود افزودند و از این راه موجبات پیوند هرچه بیشتر زبان و ادب فارسی را با زبان قرآن و فرهنگ اسلام فراهم کردند. بدون تردید فهم بخش عظیمی از میراث به جا مانده از این تاثیر و تاثر، که در زبان و ادبیات غنی فارسی به یادگار مانده، موقوف به دانستن ریشه های اصلی آن است که در قرآن کریم، احادیث نبوی (ص) و گفتار ائمه معصوم (ع) پراکنده است. نگارندگان در این مقاله، بخشی از شیوه های اثرپذیری فارسی زبانان از ماثورات عربی را بر اساس یافته‏های مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی در نوشته های منثور آشکار، بسامد ماثورات هفتگانه شامل آیات، احادیث، اشعار، امثال، جمله‏های دعایی، عبارت‏ها و اقوال را در ده متن منثور فارسی از سده چهارم تا ششم هجری ارزیابی کردند. روش کار بدین قرار بود که نخست پژوهشگران طرح، ماثورات عربی را با لحاظ دسته‏بندی‏های هفتگانه، استخراج و در فرم‏های ویژه طراحی شده ثبت کردند. این ماثورات پس از اعراب‏گذاری و ترجمه به برنامه اندنوت (EndNote) منتقل و در مرحله پایانی، خروجی‏های مورد نظر در نرم‏افزار اس‏پی‏اس‏اس (Spss) تجزیه و تحلیل شد. بر اساس نتایج تحقیق، بیشترین بسامد در کتاب ها به ترتیب متعلق به جملات دعایی و نیز عبارت ها و اصطلاحات، آیات و احادیث بوده است. ماثورات هفتگانه در تمام کتاب های منتخب به جز الابنیه عن حقایق الادویه، که فقط سه آیه در آن وجود دارد، به وضوح مشاهده می شود.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، تاثیر و تاثر، ماثورات عربی، متون منثور فارسی، آیات، احادیث، اشعار، امثال، جمله های دعایی، عبارت ها و اقوال
  • ادهم ضرغام، ندا عظیمی صفحات 27-58
    کمدی الهی و معراجنامه متعلق به دو باور دینی، با رویکرد دینی، اخلاقی و آموزشی است که هدف آن ها کمک به خروج انسان از نگون بختی های جهان فانی و گشودن راه سعادت است. موضوع این آثار، سفر انسانی وارسته به عالم فرامادی، دیدن پاداش و پادافره انسان ها در بهشت و دوزخ و انتقال آن به مردم، پس از بازگشت دوباره به دنیاست. این پژوهش به شیوه استقرایی با مطالعه تطبیقی زمینه های اجتماعی سیاسی تاثیرگذار بر شکل گیری این سفرهای معنوی و تاثیر اسلام و آثار ادبی اسلامی بر جوامع اروپایی قرون وسطی و دانته، انجام شده است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است. مقایسه ی نمونه های پاداش و عذاب برگزیده از کمدی الهی و معراجنامه هایی مانند معراجنامه شاهرخی، معراجنامه ابن سینا، روایات معراج و غیره و نیز تحلیل وقایع و شباهت ساختار سفر و موضوع هر دو اثر، بر تاثیر این آثار بر دانته، تاکید می کند.
    کلیدواژگان: اوضاع اجتماعی - سیاسی، اسلام، معراجنامه، کمدی الهی
  • محمدرضا روزبه صفحات 59-80
    ادبیات تطبیقی از گرایشهای مهم در مطالعات ادبی روزگار ماست. از این رهگذر، پژوهش های تطبیقی در حوزه ادبیات، عهده دار کشف و بررسی تاثیر و تاثرات ادبیات ملی و ادبیات دیگر زبانها و فرهنگ- هاست و نیز کشف و تبیین پیوندهای تاریخی، محتوایی، ساختاری و زیباشناختی میان آنها. مقاله حاضر به شیوه توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، به بررسی مقایسه ای و تطبیقی داستان کوتاه زیباترین «شرحی بر قصیده جملیه» غریق جهان از مارکز، داستان نویس مشهور کلمبیایی و داستان کوتاه هوشنگ گلشیری، داستان نویس برجسته ایرانی می پردازد و با پیش فرض اثرپذیری گلشیری از مارکز، خطوط شباهت این دو اثر را نشان میدهد. یافته های تحقیق نشانگر آن است که داستان گلشیری از لحاظ درون مایه سمبلیک، طرح و چارچوب داستانی و بهرهگیری از کلان نماد مسلط بر اثر، شباهت- های محسوسی با داستان مارکز دارد. در عین حال، در دل این شباهت ها، تفاوت بافت بومی، فرهنگی و حال و هوای دو اثر، استقلال سبکی آنها را رقم زده است.
    کلیدواژگان: داستان، بررسی تطبیقی، زیباترین غریق جهان، شرحی بر قصیده جملیه، مارکز، گلشیری
  • عاطفه نیکخو، فرانک جهانگرد، ملیحه قاسمی صفحات 81-108
    هنر، به مثابه روح زمانه و بازتاب نگاه خاص هنرمند به پیرامون خود، زبان وطرز بیان خاصی برای انعکاس دیدگاه خود دارد. ظهور هنرهای گوناگون با ساختاری مشترک در هر عصر، بازتاب نگاه و اندیشه ذهنی ساختاری مشابهی میان آفرینندگان و هنرمندان آن است. گرچه بن مایه هر کدام از هنرها از ادبیات تا موسیقی عناصر مجزا و خاصی برای ارائه می طلبد؛ گاه در میان هنرهای گوناگون یک دوره اجتماعی، میتوان ساختار و سبک مشابه و مشترکی مشاهده کرد. یکی از دوره های مهم و تاثیرگذار هنر ایران یعنی عصر صفوی )قرن 11 هجری، قمری( محمل مناسبی برای بروز شباهت های ساختاری میان دو هنر این دوره یعنی شعر )معروف به سبک هندی( و مینیاتور آن )مکتب اصفهان( فراهم آورده است؛ تا آنجا که می توان شباهت سبکی یکسان و غیرقابل انکاری را میان دو هنر یاد شده قائل شد.
    بر این اساس در مقاله حاضر، با تکیه بر ادبیات و ویژگی های سبک شناسانه شعر سبک هندی به مقایسه آن با مینیاتور همان دوره پرداخته شده است. پس از بررسی ویژگیهای موردنظر و انطباق آن با وجوه زیرساختی در مینیاتور،در نهایت به نظام مندی مشترکی میان دو هنر دست یافتیم. غلبه مضمون بر موضوع دربرابر خط بر رنگ و غلبه محور جانشینی از جمله موارد مشابه ساختاری میان دو هنر مورد نظر است که به آن پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: سده یازدهم، شعر سبک هندی، مینیاتور مکتب اصفهان، هنر
  • فرشید ترکاشوند صفحات 109-134
    درک زیبایی در شعر عربی دوره پیش از اسلام اگر با شناخت عناصر فرهنگی همراه نشود در فرم و تصویر محدود خواهد شد. در باب اشعاری که از ویژگی، سبک ها و معانی این اشعار تقلید کرده و بر همان منوال پیش رفته است نیز وضع چنین است. درک زیبایی شناسی فارسی زبانان از چنین اشعاری در صورتی که با دانش پیش زمینه ی فرهنگی همراه نباشد، سطحی و در حد همان وزن و قافیه خواهد بود. از دیدگاه رویکرد هرمنوتیک فلسفی در باب اشعار عربی معناگرا، حکمت آمیز و عرفانی، همانند اشعار فارسی همسان، شناخت متناسب فرهنگی و همچنین جنبه های فرازمانی و قابلیت اطلاق در معنا باعث می شود تا خواننده، از زیبایی های نهفته در عالم معنایی شاعر نیز بهره مند شود. در این اشعار به دلیل اشتراک فرهنگی موجود، خواننده درک زیبایی شناسی کاملی دارد؛ زیرا عناصر فرهنگی همسان به عنوان عامل جهت دهنده ی پویا، حضور فرازمانی داشته و خواننده می تواند با حاضرسازی این عناصر، درک زیبایی شناسی عمیق تری داشته باشد. در این حالت اشعار عربی مورد نظر در حقیقت تفاوتی جز زبان ظاهر با اشعار فارسی ندارند.
    کلیدواژگان: عناصر فرهنگی، شعر کلاسیک عربی، درک زیبایی شناسی، اشعار عرفانی، هرمنوتیک فلسفی
  • علی افضلی، نسترن گندمی صفحات 135-165
    داستان های پست مدرن از دیدگاه های بسیاری با داستان های مدرن و کلاسیک متفاوت است و توجه به مولفه های این نوع داستان به خواننده کمک می کند تا آن ها را بهتر درک کند و بستر و فضای فرهنگی و اجتماعی را که این آثار در آن ها شکل گرفته، بهتر بشناسد. این مقاله تلاشی است برای خوانش تطبیقی دو رمان پست مدرن عربی و فارسی با نام های فرانکشتاین فی بغداد اثر احمد سعداوی و پستی اثر محمدرضا کاتب. این تحقیق با روش تحلیلی- توصیفی، برخی مولفه های پست مدرنیسم مانند بینامتنیت، جابه جایی، روش چندصدایی، بی نظمی زمانی و مکانی در روایت رویدادها، فقدان قاعده در مضمون، عدم قطعیت و تک گویی را در این دو رمان نشان می دهد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که وجوه اشتراک میان داستان فرانکشتاین فی بغداد و درون مایه های رمان پستی در پاره ای موارد، ماهیت تقلیدی پیدا کرده و در عین حال عناصری از مدرنیسم را نیز در خود جای داده است. همچنین این رمان ها، آثاری ساختارشکن و چندپاره است که بخش های متفاوتشان از نظر زمانی، مکانی و روایی، فاقد تسلسل خطی و توالی منطقی است.
    کلیدواژگان: پست مدرنیسم، محمدرضا کاتب، احمد سعداوی، پستی، فرانکشتاین فی بغداد
  • منصور پیرانی صفحات 167-197
    بررسی چگونگی روابط میان یک متن با متن/متن های دیگر از مباحثی است که در حوزه نقد، از جمله ادبیات تطبیقی قرار می گیرد. متن های آستانه ای از بخش های ترامتنیت به حساب می آیند و مناسبات درون و بیرون متن را تبیین می کنند.
    «متن های آستانه ای» از اصطلاحاتی است که از دل مناظره ها در محافل ادبی فرمالیست ها، ساختارگراها و بینامتنی ها بر آمد و با عنوان پیرامتن (ها) [paratext(s)] نیز شناخته می شود. این متن ها، عامل یا عوامل تاثیرگذار و سازنده بیرون از متن است که باعث ایجاد انگیزه شده، منجر به خلق و شکل گیری اثر می شود؛ مخاطب را به دنیای درون متن دعوت می کند و او را با زوایای پنهان زندگی، محیط، روابط اجتماعی و احوال نویسنده بهتر آشنا می کند؛ در حقیقت، این متون، آستانه هایی است که مخاطب برای ورود به جهان درون متن باید از آن گذر کند. از این رو، توجه به متن های آستانه ای وستانه ایو دو دریافت آن ها می تواند بسیاری از نقاط تاریک و پنهان جهان متن را روشن کند و یا پاسخ پرسش ها و ابهاماتی که در مورد اثر، خالق آن و زندگی او وجود دارد بیابد.
    نگاهی کوتاه به متون ادبی نشان می دهد که بخش هایی از متن، به ویژه در دیباچه ها، وجود دارد که در ساختار متون از بخش های ثابت بوده و همیشه وجود دارد مانند «در توحید باری تعالی»؛ در «نعت پیامبر و اولیا»؛ «سبب تالیف» اثر. در این مقاله ضمن معرفی متن های آستانه ای، با آوردن نمونه هایی، ارتباط این متن های آستانه ای با ادبیات تطبیقی بررسی و نشان داده می شود که عناصر و عوامل بیرون از متن هم در شکل گیری یا به طور کلی در آفرینش اثر ادبی نقش انکار ناپذیر دارند.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، متن های آستانه ای، بوستان سعدی، بینامتن