فهرست مطالب

پژوهشهای علوم و فناوری چوب و جنگل - سال بیست و سوم شماره 4 (زمستان 1395)
  • سال بیست و سوم شماره 4 (زمستان 1395)
  • ویژه نامه 2
  • تاریخ انتشار: 1396/02/02
  • تعداد عناوین: 16
|
  • حدیث دارابی، شایسته غلامی *، احسان صیاد صفحات 1-22
    سابقه و هدف
    یکی از مشکلات اساسی در جنگل های زاگرس، پدیده ی خشکیدگی درختان بلوط است. بحران خشکیدگی در این درختان، نمود عینی پدیده ی زوال بوم-سازگان جنگلی زاگرس است. در تحقیقات مختلف بیان شده که خشکیدگی تاجی اولین پدیده ای است که در نتیجه ی واکنش درخت به تنش های محیطی ظاهر می شود و مهمترین شاخص برای ارزیابی سلامت درختان و آگاهی از وضعیت خشکیدگی آنها می باشد.. از طرفی شناخت الگوی توزیع مکانی خشکیدگی و ارتباط مکانی آن با ویژگی های درختان، جهت مدیریت مناسب پدیده خشکیدگی اهمیت بسیار دارد. هدف این تحقیق، بررسی الگوی توزیع مکانی خشکیدگی در درختان بلوط و تحلیل رابطه مکانی آن با ویژگی های درختان در بخشی از توده های جنگلی کرمانشاه می باشد.
    مواد و روش ها
    در محدوده جنگلهای گهواره در استان کرمانشاه، 67 قطعه نمونه مربعی به مساحت 400 مترمربع با استفاده از شبکه آماربرداری 100×100 متر برداشت شدند. در هر قطعه نمونه درصد خشکیدگی(درصد درختان خشکیده در پلات)، ویژگی های درختان دارای خشکیدگی از جمله قطر، ارتفاع، قطر متوسط تاج، متوسط سطح تاج پوشش و تعداد جست و تعداد درختان سالم و سطح تاج پوشش آن ها یادداشت گردید. همبستگی بین میزان خشکیدگی و ویژگی های درختان دارای خشکیدگی و درختان سالم با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. بررسی همبستگی مکانی نیز با استفاده از روش های زمین آماری(واریوگرام) صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میزان خشکیدگی با ویژگی های درختان از جمله قطر، ارتفاع، قطر متوسط تاج، درصد تاج پوشش و تعداد جست ارتباط مثبت و معنی داری دارد.. همچنین بین میزان خشکیدگی و ویژگی درختان سالم از جمله تعداد درختان سالم و متوسط سطح تاج پوشش آنها ارتباط منفی و معنی دار وجود دارد. مطالعه واریوگرام ها بیانگر این است که همه متغیرها به جز تعداد جست درختان دارای خشکیدگی، دارای ساختار مکانی مشخص می باشند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی همه متغیرها به جز تعداد جست درختان خشکیده دارای الگوی توزیع مکانی مشخص و پیوستگی مکانی متوسط هستند. تجزیه و تحلیل ساختار مکانی ارتفاع، قطر، قطر متوسط تاج، سطح تاج و درصد سطح تاج درختان نشان می دهد که واریانس مولفه ی ساختاری بر واریانس مولفه ی تصادفی غلبه دارد. دامنه تاثیر متغیرهای مورد بررسی در محدوده های نسبتا بزرگ رخ داده است که دلالت بر ساختار مکانی گسترده، پراکنش یکنواخت و در حقیقت پیوستگی مکانی بیشتر در مقادیر متغیر مورد نظر دارد. شباهت در دامنه تاثیر میزان خشکیدگی و ویژگی های درختان دارای خشکیدگی(قطر، ارتفاع، قطر متوسط تاج، متوسط سطح تاج پوشش و درصد تاج پوشش) و همچنین همبستگی مثبت و معنی دار بین آن ها، بیانگر ارتباط مکانی نزدیک بین میزان خشکیدگی و ویژگی های درختان دارای خشکیدگی است. با توجه به همبستگی منفی و معنی دار بین میزان خشکیدگی و ویژگی درختان سالم(تعداد درختان و متوسط سطح تاج پوشش)، می توان اظهار داشت که تغییرپذیری مکانی ویژگی درختان سالم، میزان خشکیدگی را به طور عکس تحت تاثیر قرار می دهد.
    کلیدواژگان: خشکیدگی، الگوی مکانی، واریوگرام، جنگلهای زاگرس
  • زهرا نیک فر، بابک پیله ور *، حمیدرضا عیسوند، زهرا میرآزادی صفحات 23-42
    سابقه و هدف
    در اغلب گونه ها و به ویژه بلوط، موفقیت نسل بعدی گیاه بستگی به پراکنش بذور و استقرار آنها در مکان هائی دارد که در آنجا قادر به جوانه زنی و تولید گیاهچه های قوی باشند. پراکنش بذر مهم ترین فرآیندی است که ارتباط الگوهای مکانی گیاهان مادری و نسل های بعد آنها را مرتبط می کند. با توجه به نقش و اهمیت پراکنش بذور در موفقیت تجدید حیات و با توجه به تخریب-های ایجاد شده در جنگل های زاگرس در نتیجه فعالیت های انسانی وعوامل طبیعی، هدف از این پژوهش، بررسی الگوی توزیع و پراکنش بذور بلوط ایرانی در موقعیت های مختلف نسبت به جست گروه بلوط در توده های جنگلی جست زاد تخریب یافته آن و تعیین ارتباط بین موقعیت توزیع بذور (زیرتاج درخت، حاشیه تاج، فواصل بین جست گروه ها و اراضی کشاورزی رها شده) و استعداد آنها به ابتلا به عوامل بیماری زا می باشد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر در جنگل های حوزه آبخیز رودخانه کاکارضا در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان خرم آباد به اجرا درآمد، پوشش درختی غالب جنگل های این منطقه را بلوط ایرانی تشکیل می دهد. پس از تعیین منطقه مناسب جهت انجام پژوهش، ترانسکتی به طول هزار متر در حد واسط بین اراضی کشاورزی رها شده و جنگل مستقر شد و در فواصل 25 متری بر روی ترانسکت عمودهائی به طول تصادفی در هر دو منطقه بر این ترانسکت اخراج گردید. بذور پراکنش یافته در نزدیک ترین جست گروه به منتهی الیه عمودهای استخراج شده، در قطعات نمونه ای در زیر تاج پوشش، حاشیه تاج پوشش و فواصل بین جست گروه های جست زاد جمع-آوری و ثبت گردیدند. در منطقه کشاورزی رها شده نیز در انتهای عمودها قطعات نمونه پیاده گردید. بذور جمع آوری شده در سه گروه بذور سالم، نارس و بیمار طبقه بندی شدند و بذور بیمار جهت شناسایی عامل بیماری به آزمایشگاه انتقال داده شد.
    یافته ها
    براساس نتایج در اراضی کشاورزی رها شده بذر قابل ملاحظه ای یافت نشد، اما 85% بذور سالم جمع آوری شده در منطقه جنگلی دارای قوه نامیه بودند. بررسی آزمایشگاهی بذور بیمار نشان داد که مهمترین قارچ های عامل بیماری بذور به جنس های Alternaria، Rhizopus، Penicilium و Trichoderma تعلق داشتند. بذور جمع آوری شده در نواحی زیر تاج پوشش، حاشیه تاج پوشش و فواصل بین جست گروه ها از نظر وزن، طول و قطر فاقد اختلاف معنی داری بودند، اما به لحاظ فراوانی بذور سالم و نارس بین سه موقعیت مورد بررسی اختلاف معنی داری مشاهده شد. به طوریکه در نواحی زیر تاج پوشش و حاشیه جست گروه ها نسبت به فواصل بین جست گروه ها بذور بیشتر و سالم تری مشاهده گردید، اما به لحاظ تراکم بذور بیمار، مناطق فوق اختلاف معنی داری را نشان ندادند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش می توان بیان داشت تخریب های رخ داده در جنگل بر حضور و الگوی توزیع مصرف کنندگان و پراکنده کنندگان بذر آنها تاثیرگذار بوده و موجودات پراکنده کننده بذر در این جنگل ها، فعالیت محدودی دارند و بذور را تا فواصل کمتری از درختان مادری انتقال می دهند، در صورت کاهش جمعیت این موجودات و کمتر شدن فعالیت آنها، با توجه به سنگین بودن بذور بلوط، کاهش دامنه انتشار بذور بلوط قابل انتظار است. به طور کلی نتایج این پژوهش ما آشکار می کنند که تخریب و دخالت شدید در جنگل به دلیل تغییر شرایط محیطی و کاهش ثبات، مهم ترین عامل تاثیر گذار بر موقعیت پراکنش بذور بلوط می باشد. بنابراین می توان گفت که در جنگل های جست زاد زاگرس، با افزایش فاصله از مرکز جست گروه، در نتیجه کاهش توزیع بذور سالم، احتمال ایجاد زادآوری کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: پراکنش بذر، تخریب جنگل، سلامت بذر، کاکارضا
  • نسیبه جعفری پور، سهراب الوانی نژاد*، پیام فیاض، امین میرشکاری صفحات 43-64
    سابقه و هدف
    خصوصیات ریختاری گیاهان به درجات مختلف تحت تاثیر عوامل محیطی می باشند. مطالعه تغییرات برگ و میوه یک گونه گیاهی در جمعیت های مختلف ابزاری کاربردی در تفکیک پرونانس ها و مدیریت تنوع زیستی می باشد. هدف از این تحقیق بررسی تنوع ریختی برگ و میوه گونه تادار با استفاده از روش های آماری چند متغیره بین جمعیت های مختلف در جنگل های زاگرس جنوبی می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق 39 درخت مادری از چهار رویشگاه طبیعی گونه تادار (C. caucasica) واقع در استان های فارس و کهگیلویه و بویر احمد شامل تنگ تامرادی (ارتفاع 1542 متر از سطح دریا)، آبشار یاسوج (ارتفاع 1900 متر از سطح دریا)، دشت ارژن (ارتفاع 2000 متر از سطح دریا) و تنگ کره (ارتفاع 2120 متر از سطح دریا) انتخاب شد. از هر پایه تعداد 10 برگ و 15 میوه از قسمت بیرونی و میانه تاج در ابتدای آبان ماه جمع آوری و 25 صفت مورفولوژیکی اندازه گیری و داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری چند متغیره آنالیز گردید.
    یافته ها
    نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بجز صفات عرض در 9/0 طول از قاعده برگ، طول دندانه برگ، تعداد دندانه در سمت راست و چپ برگ، تعداد دندانه در 2 سانتیمتر از قاعده برگ و حاصلضرب جرم خشک در مساحت برگ از نظر سایر صفات، جمعیتهای مورد مطالعه دارای اختلاف معنی داری با یکدیگر بودند. تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد پنج مولفه اول 51/76 درصد واریانس ها را به خود اختصاص دادند که در تشکیل مولفه اول بیشترین سهم واریانس ها به صفات طول برگ، حداکثر پهنای برگ و سطح برگ و در رابطه با مولفه دوم زاویه بین رگبرگ اصلی و فرعی، زاویه نوک برگ، تعداد دندانه در سمت چپ و راست برگ و طول نسبی دمبرگ اهمیت بیشتری را در مقایسه با سایر صفات از خود نشان دادند. بررسی پایه های درختی مورد مطالعه بر اساس آنالیز تابع تشخیص نشان داد که چهار جمعیت توسط صفات عرض برگ در 1/. طول از قاعده برگ، زاویه سینوسی برگ، طول دمبرگ و عرض میوه از یکدیگر جدا شده اند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی میتوان از صفات زاویه بین رگبرگ اصلی و فرعی و عرض میوه به دلیل شکل پذیری کمتر از شرایط محیطی به عنوان صفاتی متمایز کننده در تفکیک پایه های مادری گونه تادار از یکدیگر استفاده نمود. همچنین در منطقه ی تنگ تامرادی گونه ی تادار به دلیل داشتن حداقل شکل پذیری صفات، کمتر تحت تاثیر شرایط محیطی قرارگرفته است که نشان از سازگاری آن در این منطقه است. عکس قضیه فوق در مورد منطقه ی آبشار صادق می باشد و گونه ی تادار در حال سازگاری و انطباق خود با این منطقه می باشد.
    کلیدواژگان: تاثیرپذیری صفات از محیط، تادار، آنالیز چند متغیره، زاگرس جنوبی
  • الله وردی محمدزاده*، علی اصغر تراهی، فاطمه باقری، نور الله معلمی صفحات 65-80
    سابقه و هدف
    در سال های گذشته عدم شناخت دقیق منابع موجود و بهره برداری های بی رویه و غیراصولی موجب گردیده تا بسیاری از ذخایر با ارزش منابع طبیعی کاملا از بین رفته یا در شرف نابودی قرارگیرد به نحوی که بهره برداری مستمر از آن ها امکانپذیر نباشد. بی شک جنگل های طبیعی استان خوزستان که در زمره ذخایر با ارزش منابع طبیعی کشور می باشند نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. یکی از گونه های مهم درختی که در این جنگل ها به شدت در معرض خطر نابودی قرار گرفته ،گونه شیشم می باشد. هدف این تحقیق بررسی وضعیت زادآوری و جوانه زنی بذور ذخیره گاه جنگلی گونه شیشم می باشد.
    مواد و روش ها
    به منظور بررسی وضعیت زادآوری ذخیره گاه جنگلی گونه شیشم در این تحقیق، زادآوری طبیعی در 30 میکروپلات (3 × 3 متر) به طور کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. به این ترتیب که در هر میکروپلات، پارامترهای کمی و کیفی نهال های حاصل از زادآوری مورد شمارش و بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی وضعیت جوانه زنی بذور درختان شیشم، بذور جمع آوری شده از روی درختان مادری مناسب به عنوان بذور تر و بذور جمع آوری شده از زیر این درختان به عنوان بذور خشک به آزمایشگاه بذر جنگلی خزر ارسال شد. در آزمایشگاه خصوصیات فیزیکی بذور، درصد قوه نامیه و تیمار مناسب برای جوانه زنی بذور، مورد مطالعه قرار گرفت. به منظور مقایسه تیمارهای مختلف از آزمون تجزیه واریانس یکطرفه و آزمون توکی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بیشترین میزان زادآوری طبیعی در طبقه ارتفاعی بیش از 100 سانتی متر و کمترین میزان آن در طبقه ارتفاعی کمتر از 25 سانتی متر است. همچنین بررسی نوع زادآوری طبیعی موجود در ذخیره گاه طبیعی شیشم نشان داد که تجدید حیات فقط از طریق ریشه جوش می باشد. بررسی کیفی زادآوری طبیعی درختان شیشم نشان دادکه بیشترین درصد کیفیت در طبقه ارتفاعی کمتر از 25 سانتی متر و کمترین درصد آن در طبقه ارتفاعی بیش از 100 سانتی-متر می باشد. نتایج آزمایشات بذر نشان داد که چنانچه بذور تر بلافاصله و بدون تیمار آب سرد کاشته شوند، پس از سه هفته دارای قوه نامیه 7 درصد می باشند. همچنین چنانچه بذور خشک بلافاصله و بدون تیمار آب سرد کاشته شوند، پس از سه هفته دارای کمترین قوه نامیه و با تیمار هشت روزه در آب سرد دارای بیشترین درصد قوه نامیه خواهند بود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج بررسی کمی و کیفی زاد آوری طبیعی در ذخیره گاه مورد مطالعه نشان داد که بیشترین میزان زادآوری و درصد شادابی در طبقه ارتفاعی کمتر از cm25 و کمترین میزان زادآوری و درصد شادابی در طبقه ارتفاعی بیش از cm100 می باشد. در مورد قوه نامیه، آزمایشات نشان داد که بذور شیشم بدون تیمار آب سرد دارای کمترین درصد قوه نامیه (5 درصد) و با تیمار آب سرد به مدت 8 روز دارای بیشترین درصد قوه نامیه ( 39 درصد ) می باشند.
    کلیدواژگان: زادآوری طبیعی، ذخیره گاه جنگلی، شیشم، خوزستان
  • فرزام توانکار *، مهرداد نیکوی، مهدی رضایی صفحات 81-104
    سابقه و هدف
    بهره برداری یکی از عملیات حساس در مدیریت جنگل ها می باشد که موجب صدمه دیدن درختان باقیمانده می شود. کاهش فراوانی و شدت صدمات در طی عملیات بهره برداری یکی از اهداف اصلی مدیریت جنگل های تک گزینی است. هدف از این تحقیق تجزیه و تحلیل عوامل تاثیرگذار بر صدمات در مراحل بهره برداری هر اصله درخت در جنگل های ناو اسالم بود.
    مواد و روش ها
    از تعداد کل درختان نشانه گذاری شده برای قطع در دو پارسل از جنگل های ناو اسالم، تعداد 83 اصله (7/22 درصد) به صورت تصادفی انتخاب، و صدمات وارد آمده بر درختان باقیمانده در طی مراحل قطع، جمع آوری و چوبکشی به صورت انفرادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در اثر بهره برداری هر اصله درخت به طور متوسط 3/13 اصله از درختان باقیمانده صدمه دیدند که 3 اصله در مرحله قطع، 9/8 اصله در مرحله وینچینگ و 4/1 اصله در مرحله چوبکشی ایجاد شد. قطر برابر سینه درختان قطع شده از 25 تا 107 با میانگین 4/68 سانتی متر و ارتفاع آنها از 5/12 تا 3/27 با میانگین 21 متر بود و با افزایش قطر و ارتفاع درختان قطع شده صدمات افزایش یافت. فاصله وینچینگ از 3 تا 47 با میانگین 5/24 متر و زاویه وینچینگ از صفر تا 47 با میانگین 1/19 درجه بود و با افزایش آنها صدمات افزایش یافت. صدمات در مرحله وینچینگ ارتباط مستقیم و معنی داری با مقدار شیب زمین و تراکم توده داشت. صدمات با افزایش تعداد قوس افقی و کاهش شعاع قوس افقی مسیرهای چوبکشی افزایش یافت. صدمات در اثر قطع و انداختن درختان در جهت مناسب و وینچینگ آنها از مسیرهای مناسب به ترتیب 4/42 و 1/17 درصد کمتر از جهت ها و مسیرهای نامناسب بود. میانگین قطر برابر سینه درختان زخمی و از بین رفته در مرحله قطع (به ترتیب 5/63 و 6/34 سانتی متر) بیشتر از میانگین آنها در مراحل وینچینگ و چوبکشی بود. میانگین اندازه زخم تنه 1/327 سانتی متر مربع، میانگین عمق زخم تنه 1/20 میلی متر و میانگین ارتفاع زخم تنه از سطح زمین 86/0 متر بود. میانگین اندازه و ارتفاع زخم تنه از سطح زمین در مرحله قطع، میانگین عمق زخم تنه در مرحله جمع آوری بزرگتر از مراحل دیگر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان داد که مدیریت اصولی جنگل های تک گزینی نیاز به توسعه علوم و فنون بهره برداری دارد. به منظور کاهش صدمات بهره برداری بر درختان باقیمانده قطع هدایت شده درختان و محدود کردن عملیات وینچینگ به مناطق عاری از درخت و تجدید حیات و شیب های کمتر از 50 درصد ضروری است.
    کلیدواژگان: صدمات بهره برداری، قطع درخت، وینچینگ، چوبکشی، جنگل ناو
  • مرضیه حجاریان * صفحات 105-122
    سابقه و هدف
    زراعت چوب یکی از راهبردهای برنامه های توسعه کشور برای اصلاح نظام بهره برداری از منابع طبیعی است. امکان پیش بینی دقیق قیمت چوب سرپا یکی از راهکارهای مناسب برای مدیریت و برنامه ریزی صنوبرکاری است و اطمینان از پیش بینی سود یکی از عوامل ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری در این بخش محسوب می شود. تابع قیمت چوب سرپا یا منحنی قیمت-قطر به تعیین درست سن یا تناوب بهینه بهره برداری کمک می کند. به علاوه قیمت چوب سرپا به طور معنی داری تحت تاثیر متوسط حجم درخت است. بنابراین برای محاسبه سودآوری صنوبرکاریری، حجم توده و قیمت چوب سرپا باید محاسبه شود.
    مواد و روش ها
    برای محاسبه حجم توده از مدل های تعیین حجم تجاری (حجم تا قطر تجاری مشخص) در این پژوهش استفاده شد. به این منظور سه مدل ریمر، هارت بکینگ و کوزاک انتخاب شدند. سپس عوامل تاثیرگذار بر قیمت چوب سرپای صنوبر در منطقه شناسایی شدند. قیمت چوب سرپا به روش پیمایش میدانی از زارعین صنوبر جمع آوری و در مرحله آخر مدل قیمت چوب سرپا به روش هدانیک برازش شد.
    یافته ها
    حجم توده های مورد مطالعه به کمک مدل ریمر با جذر میانگین مربع خطای 034/0 مترمکعب برآورد شد. قطر متوسط توده و نسبت حجم چوب صنعتی به حجم کل چوب به عنوان عوامل تاثیرگذار بر قیمت چوب سرپای صنوبر شناسایی شدند. در مرحله آخر، قیمت چوب سرپا با استفاده از یک تابع هیپربولیک – خطی به روش هدانیک برازش شد. این مدل 87 درصد واریانس داده ها را توضیح داد.
    نتیجه گیری
    چوب صنوبر در قطرهای مختلف، کاربردهای متفاوتی دارد. به همین ترتیب، قیمت آن در قطرهای تجاری و صنعتی نیز متفاوت است. در این پژوهش با استفاده از مدل حجم برازش یافته، حجم هیزمی و تجاری توده قابل برآورد است. از سوی دیگر، با استفاده از مدل قیمت برازش یافته می توان با کمک متوسط قطر توده، قیمت متوسط هر تن چوب توده را برآورد کرد.
    کلیدواژگان: روش هدانیک، زراعت چوب، صنوبر نیگرا، قیمت چوب سرپا
  • محسن مصطفی*، شعبان شتایی جویباری، مجید لطفعلیان، امیر سعدالدین صفحات 123-145
    سابقه و هدف
    جاده ها بیش ترین تغییرات انسانی را در داخل حوزه های آبخیز به وجود می آورند و یکی از عوامل شروع رواناب محسوب می شوند. در مناطق کوهستانی شبکه جاده، با وجود سطح کم نسبت به سطح کل منطقه تاثیر زیادی را بر هیدرولوژی منطقه می گذارد. این مطالعه به منظور مقایسه مشخصات هندسی جاده های حوزه آبخیز چهل چای با استانداردهای جاده های روستایی و محاسبه رواناب ناشی از این جاده ها در دو حالت استاندارد وموجود انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    نقشه شبکه جاده های موجود در حوزه آبخیز چهل چای با استفاده از نقشه های توپوگرافی 25000/1 سازمان نقشه برداری، تصاویر ماهواره ای و برداشت زمینی توسط GPS تهیه شد. سپس مشخصات فنی جاده نظیر عرض بستر، عرض ماشین رو، عرض شانه خاک برداری و خاک ریزی، طول و شیب دامنه خاک برداری و خاک ریزی، شیب طولی، عمق و جوی کناری جاده ها ثبت گردیده و با استفاده از آزمون One Sample t-Test در برنامه SPSS با استانداردها مقایسه گردید. در مرحله بعد چند مقطع عرضی جاده ها در حالت موجود و استاندارد در برنامه Civil 3D رسم و با هم مقایسه گردید. در نهایت میزان رواناب ناشی از جاده ها با استفاده پارامترهای طول و عرض جاده، میزان بارندگی و ضریب رواناب بر حسب مترمکعب در سال، برای کل جاده های موجود محاسبه و مقایسه گردید.
    یافته ها
    در منطقه مورد مطالعه 07/337 کیلومتر جاده، با تراکم 12/13 متر در هکتار جاده وجود دارد. نتایج به دست آمده نشان داد شیب طولی و شیب دامنه خاک برداری، برای کلاسه ارتفاعی بیشتر از 6 متر در جاده های آسفالت با استانداردها اختلاف معنی داری ندارند و در بقیه موارد اختلاف ها معنی دار است. در جاده های شوسه، عرض شانه خاک برداری و خاک ریزی، شیب طولی و دامنه خاک برداری برای کلاسه ارتفاع بیش از 6 متر اختلاف معنی داری با استانداردها دارند. شیب طولی و شیب دامنه خاک برداری کلاسه ارتفاعی بالای 6 متر جاده های خاکی با استانداردها دارای اختلاف معنی دار را نمی باشد. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان افزایش روان آب در وضعیت موجود نسبت به حالت استاندارد در جاده های آسفالت، شوسه، خاکی و کل جاده ها به ترتیب 06/43، 02/39، 42/ 33 و26/39 درصد درسال می باشد.
    نتیجه گیری کلی: تفاوت وضعیت موجود جاده ها با استانداردهای ساخت آنها اگر فقط توسط علم آمار و معنی دار بودن یا نبودن تفاوت ها بیان شود، به طور موثر نمی تواند متخصصین امر را متوجه اثرات عدم رعایت این استانداردها نماید. همچنین تفاوت بین وضعیت هندسی موجود و استانداردها نشان داد که در زمان ساخت می توان اثرات جانبی ناشی از ساخت جاده را کاهش داد. لذا نتایج این تحقیق میزان رواناب در جاده های موجود و افزایش 39 درصدی آن نسبت به حالت استاندارد را به دلیل عدم توجه به اصول جاده سازی نشان داد. دست آورد این پژوهش نشان داد برآورد میزان روان آب ناشی از جاده ها معیاری موثر برای شناخت اثرات جانبی ساخت غیر اصولی جاده ها می باشد.
    کلیدواژگان: جاده، مشخصات هندسی، رواناب، حوزه آبخیز چهل چای
  • روح الله اسماعیلی*، جواد سوسنی، شعبان شتایی، حامد نقوی، فرخ پورشکوری صفحات 146-168
    سابقه و هدف
    در سال های اخیر با پیشرفت علوم طبیعی، اهمیت تنوع زیستی در زمینه های مختلف آشکار شده و اهداف مدیریت جنگل ها به سمت افزایش تنوع زیستی متمرکز شده است؛ طوری که امروزه حفظ تنوع زیستی یکی از مهم ترین مسائل در مدیریت پایدار جنگل ها قلمداد می گردد. اهمیت جنگل های شمال از نظر حفظ ذخائر ژنتیکی و وجود برخی از گونه های گیاهی که منحصر به این منطقه می باشند بر کسی پوشیده نبوده و نقش حیاتی آن در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، تعادل محیط-زیست، حفاظت و تثبیت اکوسیستم ها، توجه مدیران را در سطح منطقه ای و ملی به خود جلب کرده است. یکی از مسایل مهم و حاد آن جنگل ها تخریب ناشی از عوامل انسانی و طبیعی می باشد که در دهه اخیر، جنگل های شمال را با وضعیت بحرانی مواجه ساخته است. اخیرا بیماری سوختگی شمشاد مساله مهمی در جنگل های شمال ایران محسوب می شود. با توجه به اهمیت شمشاد خزری و ارزش بالای آن از نظر تنوع زیستی، مدیران جنگل در صدد شناسایی عوامل موثر بر این بیماری و نحوه پراکنش مکانی آن می باشند. هدف از این پژوهش بررسی پراکنش مکانی بیماری سوختگی شمشاد و ارتباط آن با صفات اولیه و ثانویه توپوگرافی و برخی عوامل محیطی با استفاده از آنالیز زمین و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) است.
    مواد و روش ها
    به منظور انجام این پژوهش150 قطعه نمونه 10 آری با استفاده از یک شبکه آماربرداری به ابعاد 200*500 متر در ذخیره گاه جنگلی شمشاد خیبوس و انجیل سی پیاده شد. مختصات جغرافیایی درختان بیمار با یک دستگاه سیستم موقعیت یاب جهانی تفاضلی (DGPS) ثبت و وارد محیط GIS گردید. عوامل اولیه و ثانویه توپوگرافی با استفاده مدل رقومی ارتفاعی منطقه با دقت ده متر تهیه و نقشه جاده ها و آبراهه ها از داده های رقومی موجود تهیه و نقشه فواصل در محیط GIS در طبقات 50 متری ایجاد شد. به منظور بررسی ارتباط بین پراکنش سوختگی شمشاد با عوامل موردنظر، از دو روش اثر نسبی و آنالیز مولفه-های اصلی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که جهت شمال و شمال شرقی، شیب 30-50 درصد، ارتفاع 400-500 متر، فاصله از جاده 300-400 متر، فاصله از رودخانه 0-50 متر، سایه ناشی از پستی و بلندی 9/0-1، میزات نمناکی 5/17- 20 و میزان تابش 0-250 بیشترین رابطه را با وقوع بیماری سوختگی شمشاد داشته است. همچنین نتایج آنالیز مولفه های اصلی نشان داد که سه متغیر جهت، میزان نمناکی و سایه ناشی از پستی و بلندی با داشتن 72 درصد واریانس، بیشترین سهم را در پراکنش بیماری سوختگی شمشاد دارند.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج حاصل از این تحقیق می توان بیان نمود که میزان خسارت ناشی از بیماری سوختگی شمشاد به شدت تحت تاثیر برخی از عوامل محیطی نظیر نور و رطوبت می باشد و عوامل شکل زمین نیز به جهت دریافت میزان متفاوتی از نور و رطوبت در شدت آن بیماری نقش دارند.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: سوختگی شمشاد، پراکنش مکانی، سامانه اطلاعات جغرافیایی، عوامل اولیه و ثانویه توپوگرافی، آنالیز زمین
  • داود افهامی سیسی*، علی نقی کریمی، کامبیز پورطهماسی، فرهاد اسدی صفحات 169-184
    سابقه و هدف
    هدف از اجرای اغلب تیمارهای جنگلداری افزایش میزان رشد قطری یا ارتفاعی درختان است. این تغییر در سرعت و یا الگوی رویش درختان بر روی ویژگی های چوب تاثیر خواهد گذاشت. از طرفی خواص چوب و بسیاری از مواد ساخته شده از چوب به خواص آناتومیکی به ویژه طول الیاف بستگی دارد. بنابراین در این مطالعه اثر سرعت رویش درختان صنوبر بر روی ویژگی های بیومتری الیاف مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    جهت اجرای این تحقیق، درختان صنوبرPopulus nigra کاشته شده در حوالی کرج انتخاب شدند. در مجموع جهت اجرای این تحقیق 15 درخت 10 ساله قطع و از محل برابر سینه آنها دیسکی به ضخامت 20 سانتیمتر جدا شده و به آزمایشگاه انتقال یافت. درختان قطع شده از لحاظ میزان رویش به 3 دسته تقسیم شدند- رشد آهسته، رشد متوسط و رشد سریع- که در هر دسته 5 درخت قرار گرفت. سپس میزان دقیق رویش سالانه قطری و محیطی درختان و ابعاد الیاف در حلقه های مجزا اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده با روش های مختلف آماری تحلیل و ارتباط بین صفت های مختلف و تغییرات آنها از مغز به پوست بررسی شد. به منظور خنثی نمودن اثر سن، روابط در حلقه هایی با سن کامبیومی یکسان انجام شد.
    یافته ها
    در درختان جوان صنوبر ارتباط بین ابعاد الیاف و سرعت رویش در بسیاری از حلقه ها معنی دار نبود. هرچند در معدودی از حلقه ها ارتباط معنی دار و مثبتی بین سرعت رویش و طول الیاف وجود داشت. ضرایب همبستگی بین رشد محیطی و طول الیاف بالاتر از مقادیر بین رشد قطری و طول الیاف بود. علی رغم تاثیر غیر قابل توجه سرعت رویش بر روی ابعاد فیبر، میانگین ابعاد الیاف کل دیسک که بر اساس مساحت سالانه رویش وزنی شده بود در درختان قطورتر بیشتر بود. در درختان با رشد سریع، بیشتر مساحت دیسک در حلقه های سلانه دورتر از مغز که دارای ابعاد الیاف بزرگتری نسبت به حلقه های نزدیک به مغز هستند توزیع می شود. این موضوع سبب افزایش ابعاد الیاف کل دیسک با افزایش قطر درختان شد.
    نتیجه گیری
    رشد محیطی نسبت به رشد قطری شاخص بهتری در بررسی رابطه بین ویژگی های بیومتریک الیاف و سرعت رویش می باشد. بر خلاف انتظار ارتباط بین طول سلول و سرعت رشد نه تنها منفی نشد بلکه در برخی حلقه ها این رابطه مثبت بود. افزایش میانگین وزنی شده طول الیاف کل دیسک بر اساس مساحت حلقه های سالانه نشان داد افزایش میزان رویش درختان جوان صنوبر تاثیر کاهشی بر روی ابعاد الیاف آنها نخواهد داشت. به نظر می رسد نتایح بدست آمده بر روی درختان جوان صنوبر قابل تعمیم برای همه عملیات های جنگلداری است که بر روی پهنای رویش تاثیر گذار هستند.
    کلیدواژگان: ابعاد الیاف، رشد قطری، رشد محیطی، تقسیمات کامبیومی، درخت صنوبر
  • بهزاد کرد*، مهدی روحانی صفحات 185-202
    سابقه و هدف
    بهبود خواص مواد پلیمری از نظر مقاومت در برابر آتش گیری و افزایش پایداری گرمایی همواره مورد توجه مراکز علمی و صنعتی بوده است. پلی لاکتیک اسید (PLA) به واسطه ترکیب شیمیایی و ساختار مولکولی همانند سایر پلیمرها آتش گیر است. استفاده از پرکننده های نانومتری می تواند نقش مفیدی در بهبود پایداری گرمایی و دیرسوزی پلی لاکتیک اسید ایفاء کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر نانوکریستال سلولز و نانورس بر خواص گرمایی و رفتار آتش گیری فیلم های پلی لاکتیک اسید طراحی شده است.
    مواد و روش ها
    فیلم های PLA و نانوکامپوزیت های آن با استفاده از روش قالب گیری حلال ساخته شد. برای بهبود سازگاری و اختلاط پذیری با پلیمر، نانوکریستال سلولز با اسید اولئیک وارد واکنش شده و اصلاح شد. ابتدا PLA در 100 میلی لیتر کلروفرم حل و به طور پیوسته در دمای اتاق هم زده شد. سپس نانو ذرات سلولز و رس با نسبت های وزنی مختلف (0 و 3 درصد) در کلروفرم پخش شده و به مدت 30 دقیقه در معرض امواج فراصوت عمل آوری شدند. در ادامه محلول پلی لاکتیک اسید و سوسپانسیون نانوذرات با یکدیگر مخلوط و برای اطمینان از پراکنش یکنواخت، تحت تیمار فراصوتی دوباره قرار گرفتند. سرانجام محلول حاصله به درون قالب های تفلونی ریخته و پس از تبخیر شدن حلال، فیلم ها از سطح قالب جدا و در داخل آون قرار داده تا کاملا خشک شوند. سپس، برای ارزیابی خواص گرمایی و آتش گیری فیلم ها، دمای ذوب، دمای تبلور، درجه بلورینگی، مقدار حرارت آزاد شده، زمان سوختن، مقدار کاهش وزن و شاخص اکسیژن حدی نمونه ها اندازه گیری شد. بدین منظور از آزمون های گرماسنجی روبشی تفاضلی (DSC) و گرماسنجی مخروطی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون گرماسنجی روبشی تفاضلی مشخص کرد که با افزودن نانو ذرات، دمای ذوب، دمای تبلور و درجه بلورینگی افزایش یافت. آزمون گرماسنجی مخروطی آشکار ساخت که وجود نانوکریستال سلولز در ماده زمینه پلیمری موجب کاهش افت وزن و مقدار حرارت آزاد شده کامپوزیت ها نسبت به PLAخالص می شود. در حالی که زمان سوختن با افزودن نانوکریستال سلولز افزایش می یابد. همچنین ذرات نانورس با تشکیل لایه زغال کربنی روی سطح فیلم ها سبب کندی فرایند سوختن و به تاخیر انداختن تخریب گرمایی آن ها می شود. روند کاهش شاخص اکسیژن حدی در اثر حضور همزمان دو نوع پرکننده نانومتری به حفاظت از قسمت های داخلی کامپوزیت در اثر تشکیل سپر گرمایی در سطح و کاهش دامنه حرکتی زنجیره های پلیمری نسبت داده شد.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده جداگانه از هریک از نانو ذرات سلولز و رس نقش موثری در بهبود خواص گرمایی و دیرسوزی فیلم های پلی لاکتیک داشته است. همچنین بالاترین پایداری گرمایی در نانوکامپوزیت های حاصل از حضور همزمان 3% نانوکریستال سلولز و 3% نانورس مشاهده شد. این اطلاعات می تواند نقش مهمی در طراحی نسل جدیدی از دیرسوزکننده های دوستدار محیط زیست و نانوکامپوزیت های پلیمری زیست تخریب پذیر ایفاء کند.
    کلیدواژگان: نانوکامپوزیت، پلی لاکتیک اسید، دیرسوزی، تخریب گرمایی
  • مرتضی ناظریان*، میثم کامیاب، حسین کرمانیان صفحات 203-228
    سابقه تحقیق: با توجه به مزایای خاص مواد لیگنوسلولزی، جایگزینی تقویت کننده های معدنی (الیاف شیشه و یا الیاف آزبست) توسط الیاف آلی مانند سیسال ، خمیر کرافت یا فیبرهای سلولزی می تواند صورت گیرد. اما استفاده از الیاف طبیعی دارای معایبی می-باشد که می تواند باعث کاهش سرعت گیرایی گچ که در نتیجه انحلال ترکیبات محلول در آب الیاف می باشد شود. این در حالی است که کمبود مواد چوبی در کشور، ارزان بودن و فراوانی منابع لیگنوسلولزی در طی فصول سال چند نمونه از دلایل عمده استفاده از ضایعات کشاورزی می باشد. از اینرو، در این مطالعه امکان ساخت تخته فیبر-گچ از الیاف باگاس (Saccharum officinarum L.)، الیاف کنف (Hibiscus cannabinus L.) و الیاف شیشه صنعتی مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    نسبت الیاف باگاس و کنف هر کدام در سه سطح 0، 5/7 و 15 درصد و الیاف شیشه نیز در سه سطح 0، 3 و 6 درصد به عنوان متغیرهای تاثیر گذار بر خواص مکانیکی و فیزیکی تخته فیبر-گچ با دانسیته اسمی g/cm310/1 مورد بررسی قرار گرفت. فرآیند ساخت مورد استفاده فرآیند نیمه خشک بود. ابتدا آب حاوی اسید سیتریک (5/99 درصد آب + 05/0 اسید سیتریک 100 درصد) بر روی الیاف خشک اسپری شد. پس از هم زدن ذرات ماده لیگنوسلولزی در یک همزن آزمایشگاهی به مدت 5 دقیقه، گچ بر روی آن پاشیده و مجداد در هم زن با دور گردش زیاد کاملا با هم مخلوط شدند. سپس مخلوط در قالب چوبی با ابعاد 30×30 سانتی متر ریخته شد و زیر پرس سرد با فشار حدود MPa 3 به مدت 48 ساعت قرار گرفت. پس از خارج نمودن تخته ها به مدت 5 روز به منظور متعادل سازی رطوبت در هوای آزاد نگهداری شدند. تخته ها برای تکمیل سخت سازی و رسیدن به مقاومت حداکثر در آون با درجه حرارت 50 درجه سانتی گراد به مدت 4 ساعت خشک شدند. خشک کردن تخته ها تا رطوبت 5 الی 7 درصد ادامه یافت. پس از اتمام فرایند ساخت، خواص فیزیکی و مکانیکی تخته ها آزمون و نتایج در قالب روش سطح پاسخ و بر اساس مدل رگرسیونی چند مرحله ایی درجه دوم تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که یک تطابق ایده آل بین مقادیر پیش بینی شده و داده های مشاهده شده وجود دارد، بطوریکه با افزایش الیاف باگاس و کنف مدول گسیختگی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی افزایش و واکشیدگی ضخامت و جذب آب بهبود یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج آزمون تعیین میزان حرارت و نیز زمان هیدراتاسیون خمیر گچی نشان داد که با افزایش مواد استخراجی موجود در مواد لیگنوسلولزی میزان حرارت و زمان گیرایی مخلوط به ترتیب کاهش و افزایش یافت.
    کلیدواژگان: تخته فیبر، گچ، خواص فیزیکی و مکانیکی، باگاس، کنف، الیاف شیشه
  • رامین ویسی * صفحات 229-242
    سابقه و هدف
    امروزه شناسایی ویژگی های آناتومیکی، شیمیایی، فیزیکی، مکانیکی گونه های مختلف چوبی و صنعتی کشور دارای اهمیت و جایگاه ویژای می باشد. در این میان کاج الداریکا (کاج تهران) یکی از درختانی است که برای ایجاد فضاهای سبز شهری، کاهش آلودگی های شهری و یا توسعه جنگل کاری شهری، حفظ خاک و همچنین توسعه جنگلهای اطراف شهر تهران و یا سایر شهرهای ایران کاشته می شود.رویشگاه طبیعی این گونه در یک منطقه محدود در دشت الدار درجنوب شرقی تفلیس گرجستان و درارتفاع 200تا 600 متراز سطح دریا و به وسعت 550 هکتار می باشد که شرایط اقلیمی آن تشابه زیادی با بسیاری از مناطق خاورمیانه دارد. این تحقیق با هدف شناسایی و مقایسه اجزاء شیمیایی مواد استخراجی موجود چوب و پوست کاج الداریکای دست کاشت انجام شد،
    مواد و روش ها
    در این تحقیق تعداد سه اصله درخت کاج الداریکا دست کاشت بصورت تصادفی از منطقه شهری تهران انتخاب و قطع گردید.از هر درخت سه دیسک تهیه شد و طبق آزمون های استاندارد TAPPI ابتدا آرد چوب و سپس درصد مواد استخراجی آنها اندازه گیری شد. سپس مواد استخراجی توسط حلال استن از آرد چوب جدا سازی وباقیمانده مواد استخراجی به داخل یک ویال شیشه ای منتقل و به آن واکنش گر BSTFA اضافه گردید. نمونه ها به مدت 1 ساعت در حمام بن ماری و دمای 70 درجه سانتیگراد قرار گرفته و برای آنالیز به دستگاه GC-MSتزریق شدند. شناسایی ترکیبات با توجه به دیاگرام زمان بازداری ، محاسبه ضریب کواتز و جدول آدامز انجام شد.
    یافته های تحقیق: نتایج این تحقیق نشان داد که مواد استخراجی چوب و پوست کاج الداریکا بترتیب 6/3و 17 درصد است . نتایج حاصل از GC-MS نیز نشان داد که در چوب کاج الداریکا 56 ترکیب وجود دارد که 1- فینان ترین کربوکسیلیک اسید (77/31 %)، اسید های رزینی(12/27 %)، پیماریک اسید(61/2 %)، گاما- سیتوسترول(01/1 %) و α-پینن(09/0 %) مهمترین ترکیبات هستند. در پوست کاج دست کاشت نیز 43 ترکیب شناسائی شد که اکتا دکانوئیک اسید(87/15 %)،گاما- سیتوسترول(6/5 %)، اسیدهای رزینی(70/1 %)، آبیتییک اسید(78/0 %) و تترا دکان(98/2 %) به عنوان مهمترین ترکیبات شناسایی شدند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، در پوست و چوب کاج الداریکا 11ترکیب مشترک وجود دارد، که ترکیباتی همانند فینان ترین کربوکسیلیک اسید، رزین اسید های رزینی، گاما- سیتوسترول ، دکانوئیک اسید،دودکان وهگزادکان می تواند نقش زیادی دردوام و مصرف چوب کاج الداریکا داشته باشند. این دسته از ترکیبات غیرقطبی عمدتا شامل ترکیبات آلی اسیدهای چرب و ترکیبات رزینی بوده که در آب نامحلول هستند. این ترکیبات بسته به نوع مصرف چوب می توانند اثرات منفی یا مثبتی روی کاربردهای صنعتی چوب داشته باشند. در صنایع تولید خمیرکاغذ به روش های اسیدی، به دلیل انحلال کم این ترکیبات در محیط اسیدی، مشکلاتی را در تولید خمیر و کاغذ ایجاد می کنند که مهمترین آنها مشکل قیر (Pitch) در تولید کاغذ است. در این حالت، این ترکیبات از طریق پلیمر شدن، ترکیبات تیره رنگ و سنگینی را ایجاد می کنند که به صورت لکه های سیاهی در کاغذ تولیدی دیده می شود.
    کلیدواژگان: کاج الداریکا، زمان ماندگاری، BSTFA، کروماتوگرافی گازی، طیف سنجی جرمی
  • نازنین سادات روشن رو، آژنگ تاج دینی*، شادمان پورموسی صفحات 243-260
    سابقه وهدف
    در عصرجهانی شدن، رقابت پذیری موضوعی مهم در بین سیاست گذاران بوده و وسیله ای برای نیل به به رشد اقتصادی مطلوب و توسعه پایدارتلقی می گردد.، لذا هدف ازاین مطالعه، تعیین ورتبه بندی شاخص های موثر بررقابت پذیری صنایع کارتن سازی کشور بود.
    موادوروش ها
    پژوهش حاضر از نظر هدف توصیفی-پیمایشی، از نظر فرآیند اجرای آن ترکیبی، و از نظر نتایج، از نوع کاربردی می باشد. برای این منظور، با مطالعات و بررسی پژوهش های صورت گرفته و مصاحبه با تعدادی از کارشناسان متخصص، پرسشنامه ای مشتمل بر 4 عامل اصلی و 26 عامل فرعی طراحی و بین شرکت های فعال در صنایع کارتن سازی توزیع گردید. درجه اهمیت شاخص ها و زیرشاخص ها پس از اخذ آرای کارشناسان با بکارگیری فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تعیین شد. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ اندازه گیری شد. به منظور سنجش روایی نیز باتوجه به این که متغیرهای پژوهش ازچند بعد (مولفه) تشکیل شده اند، از آزمون تحلیل عاملی تاییدی بهره گرفته شده است.
    یافته ها
    نتایج با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویس نشان داد که عامل مواد و محصول (وزن نسبی 59/0)، عامل انسانی (وزن نسبی 185/0)، عامل فنی (وزن نسبی 140/0)، عامل منابع اقتصادی (وزن نسبی 07/0)، به ترتیب بیشترین تا کمترین تاثیر را در رقابت پذیری صنایع کارتن سازی در ایران داشتند . رتبه بندی مولفه های مواد و محصول در مجموع نشان داد که تنوع در مواد و مدیریت پایدار ازبیشترین و کمترین اهمیت برخوردارند. اولویت بندی زیر شاخص های موثر در عامل انسانی بیانگر این موضوع می باشد که مولفه های ارتقای مهارت و نیروی انسانی متخصص از بیشترین و کمترین اهمیت در گروه برخوردارند. مولفه های فرهنگ بکارگیری نوآوری و فناوری پیشرفته از بیشترین تا کمترین اهمیت در عامل فنی برخوردارند. و رتبه بندی مولفه های اقتصادی در مجموع نشان داد به ترتیب مولفه های برندسازی و ثبات اقتصادی از بیشترین تا کمترین اهمیت در این گروه برخودارند.
    نتیجه گیری
    نتایج رتبه بندی نشان داد که عواملی که بیشترین مطلوبیت را از نگاه مصرف کننده و تامین کنندگان مواد و محصولات دارند، بیشترین درجه اهمیت رادر رقابت پذیری صنایع کارتن سازی داشته اند. بررسی تحلیل نگرش های کیفیت با الگوی رقابت پذیری، ابعاد ظریف و در عین حال مهمی از رابطه بین نگرش های مختلف کیفیت مواد و محصولات تولیدی و موفقیت شرکت را آشکار می سازد. در تبیین این نتایج می توان ابراز داشت که تنها کیفیتی می تواند در محیط رقابتی، موفقیت پایدار ایجاد کند که به گونه متوازنی منافع و هزینه های مشتری و سودآوری سازمان را تامین کند. همچنین، شاخه های گوناگون صنعت چوب و کاغذ به منظور افزایش توان رقابتی خویش نیاز به استفاده از فناوری های نوین تولید و بهره گیری از ماشین آلات جدید و مدرن دارند
    کلیدواژگان: صنایع کارتن سازی، رقابت پذیری، تحلیل سلسله مراتبی
  • حامد متینی بهزاد*، محمدرضا ماستری فراهانی، رضا اولادی، سید ضیاء الدین حسینی، پریموژ آون صفحات 261-278
    سابقه و هدف
    سرخدار (Taxus baccata) از معدود درختان سوزنی برگ بومی ایران و از جمله گونه های با ارزش و نادر جنگل های ایران است. این گونه به جامانده از بقایای رویش های دوران سوم زمین شناسی محسوب می گردد که متاسفانه به علت تغییرات شرایط آب و هوایی و برداشت های بی رویه و چرا در معرض انقراض قرار گرفته است. با توجه به ناکافی بودن اطلاعات در مورد تاثیرات شرایط رویشگاهی بر رویش این گونه، هدف این مطالعه بررسی فعالیت لایه زاینده و روند افزایش تعداد سلول های بالغ در این گونه می باشد.
    مواد و روش ها
    سه منطقه از استان گلستان (پونه آرام، جهارباغ، افرا تخته) انتخاب شدند که در بین آنها، رویشگاه افراتخته گرم ترین منطقه است. از هر منطقه 6 پایه درخت سالم دارای تنه صاف و قطر تقریبا یکسان برای ریزنمونه برداری انتخاب شدند، نمونه گیری از ابتدای فروردین تا اوایل آذرماه سال 1393، با فواصل زمانی هر دو هفته صورت گرفت. ریزنمونه ها پس از مقطع گیری و رنگ آمیزی زیر میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفته و میانگین تعداد سلول ها در لایه کامبیومی و تعداد تراکئیدهای بالغ در هر زمان محاسبه شدند. داده های اقلیمی(میزان بارش و دمای ماهیانه) محیط برای سال نمونه برداری توسط ایستگاه های نزدیک به محل های نمونه گیری ثبت شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد فعالیت کامبیوم در منطقه افراتخته حدود دو هفته زودتر از دو منطقه دیگر و در اوایل اردیبهشت آغاز شد و در هر سه رویشگاه به طور همزمان در اواخر مهر ماه به پایان رسید. همچنین شمارش سلول های کامبیومی نشان داد اوج فعالیت کامبیومی در اواسط خرداد ماه رخ می دهد که در آن زمان تعداد سلول های کامبیومی به 10 عدد می رسد. با آنکه فعالیت کامبیوم در منطقه گرمتر (افرا تخته) زودتر آغاز شده و همچنین در چند ماه آغازین فصل رویش، تعداد سلول های کامبیومی در این منطقه بیشتر از دو منطقه مورد مطالعه دیگر است، ولی تفاوتی بین تعداد نهایی تراکئیدهای بالغ در انتهای فصل رویش بین سه رویشگاه دیده نشد.
    نتیجه گیری
    درمجموع می توان نتیجه گرفت که دمای بالاتر هوا در رویشگاه افراتخته، در اوایل فصل رویش اثر مثبتی بر رشد داشت اما در میانه تابستان باعث کاهش تعداد سلول های کامبیومی و در نتیجه کاهش نرخ رشد شده است. این مسئله ، درصورت گرم تر شدن و کاهش رطوبت هوا در آینده می تواند تاثیر منفی بیشتری بر درختان سرخدار منطقه افراتخته داشته باشد.
    کلیدواژگان: سرخدار (Taxus baccata)، فعالیت کامبیوم، تشکیل چوب، گلستان
  • محراب مدهوشی*، میثم مهدی نیا، حسین یوسفی صفحات 279-296
    سابقه و هدف
    می توان با استفاده از الیاف مختلف قابلیت انتقال تنش را در چسب ها تقویت کرد. لذا هدف از این تحقیق بررسی قابلیت تقویت شوندگی رزین اپوکسی با استفاده از نانوالیاف سلولزی و لیگنوسلولزی و مقایسه عملکرد آنها در بهبود ویژگی های رزین خالص می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق پس از اعمال معاوضه حلال به منظورپراکنش بهتر نانوذرات در ماتریکس رزین اپوکسی، این نانوذرات در سه سطح 1/0، 2/0 و 3/0 درصد وزنی رزین اپوکسی به ماتریکس اضافه شدند. سپس مخلوط بدست آمده در قالب فیلم هایی به ضخامت 4 میلیمتر ریخته شده پس از سپری شدن 72 ساعت برای انعقاد، ویژگی های فیزیکی و مکانیکی نمونه ها مورد بررسی قرار گرفتند. آزمون های فیزیکی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت و آزمون های مکانیکی شامل خمش، کشش بودند. همچنین وضعیت پراکنش ذرات با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد مطالعه قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که با افزایش درصد نانوذرات تا 2/0 درصد ویژگی های مکانیکی تا 2 برابر بهبود می یابد ولی از 2/0 به 3/0 درصد این ویژگی ها کاهش می یابد. همچنین با افزایش درصد نانوالیاف ویژگی های فیزیکی کاهش یافت. همچنین نتایج حاکی از آن بود که نانو الیاف لیگنوسلولزی در مقایسه با نانوالیاف سلولزی در رابطه با بهبود ویژگی های مکانیکی و فیزیکی قابلیت پایین تری دارند
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که با استفاده از مقادیر اندکی از نانو الیاف (2/0 درصد) ویژگی های مکانیکی کامپوزیت را تقریبا به میزان 2 برابر افزایش داد.
    کلیدواژگان: رزین اپوکسی، نانوالیاف سلولزی، نانوالیاف لیگنوسلولزی، ویژگی های فیزیکی، ویژگی های مکانیکی
  • مصطفی یحیوی *، ابوالقاسم خزاعیان، علیرضا شاکری صفحات 297-322
    سابقه و هدف
    هدف از انجام این پژوهش تهیه چسب ترکیبی از اوره فرمالدهید و لیکورسیاه و همچنین تقویت خواص آن با نانوفیبر لیگنوسلولز برای ساخت تخته خرده چوب بود.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق درصد اختلاط لیکور سیاه با چسب اوره فرمالدهید در چهار سطح 100:0، 90:10، 70:30 و 50:50 بود همچنین دمای پرس در دو سطح 180 و 200 درجه و درصد نانوفیبرلیگنوسلولز 0 و 2 درصد بر اساس وزن خشک چسب به عنوان عوامل متغیر انتخاب شد.
    نتایج
    خواص فیزیکی و مکانیکی نمونه ها شامل مقاومت خمشی، چسبندگی داخلی، جذب آب و واکشیدگی ضخامت در طی 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش درصد لیکور سیاه در ترکیب چسب خواص مکانیکی و فیزیکی کاهش می یابد. همچنین با افزایش درصد نانوفیبر لیگنوسلولز و دمای پرس خواص فیزیکی و مکانیکی بهبود می یابد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این تحقیق، لیکورسیاه موجب کاهش و دمای پرس و درصد نانو باعث بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی می-شود.
    کلیدواژگان: اوره فرمالدهید، لیکور سیاه، نانوفیبرلیگنوسلولز، تخته خرده چوب
|
  • Hadis Darabi, Shaieste Gholami *, Ehsan Sayad Pages 1-22
    Background And Objectives
    One of the main problems in Zagros forests is oak trees dieback. What is certain and important is that the tree dieback crisis caused the declining of oak in oak forest of Zagros. Oak decline is characterised by crown thinning, foliar necrosis and progressive death of primary leaf-bearing branches and the emergence and subsequent decline of foliage. A range of biotic and abiotic factors has been shown to contribute to the decline. However, no satisfactory investigation has been established to explain the distribution.
    Materials And Methods
    The aim of this study was to investigate the spatial variability of Oak decline and it’s relation to tree properties in Zagros Forest of Kermanshah (Gahvareh). In this order, 150 hectares of Gahvareh forest was selected and then 67 sample plots (400 m2) were used in a 100 × 100 m sampling grid. In each of the plots the the number of healthy trees and their canopy cover, the dieback and trees with dieback features including diameter, height, crown diameter, average canopy cover, the number Search trees were recorded. Then the spatial continuity, using geostatistics (variogram) were described.
    Results
    The results of the Pearson correlation coefficient indicates that dieback has a significant positive relationship with the feature tree dieback including diameter ¡height, crown diameter, canopy cover is a significant and positive relationship between the number of sprouts. As well as between the dieback and features healthy tree such as the number of trees and average canopy cover and there is a significant negative relationship variograms of variables revealed the presence of spatial autocorrelation except for the number of shoots have the spatial structure.
    Conclusion
    Overall analysis of the spatial structure of healthy and dead tree dieback and features show that the structural component of the variance components of random variance prevails. The variables studied occurred in a relatively large area, indicating the spatial structure of large, uniform distribution and continuity in the desired location in variable amounts. The similarity in the effect of dieback and features trees with dieback (collar diameter, height, crown diameter, average level of cover and canopy cover) and also a significant positive correlation between them, represents the close spatial relationship between the dieback and trees have been dieback features. Given the significant negative correlation between the dieback and characteristics of healthy trees (number of trees and average level of cover), it can be stated that the spatial variability characteristics of healthy trees, the dieback affects as photos.
    Keywords: dieback, spatial pattern, variogram, Zagros forests
  • Babak Pilevar *, Zahra Nikfar Pages 23-42
    Background And Objectives
    Aims and
    Background
    Regeneration success in the most plant species, especially oaks, depends on the acorn distribution and their establishment on proper location for germination and producing vigorous seedling. The most important process that relate spatial pattern of seeding plants to the next generation is seed dispersal. Due to lack of information on acorns distribution in different locations of coppice oak forest in the fragmented middle Zagros, this research aimed to investigate Persian oak acorns distribution pattern in fragmented coppice stands and in different distances from sprouts sprout-clumps and also determining the relation between acorn distribution location (interior and edge of sprout-clumpss, deforested matrix around sprout-clumpss, and abandoned field) and susceptibility to diseases.
    Material and
    Methods
    The study area located on Kakareza forest catchment, 45 km far from north east of Khoramabad. The Persian oak is the dominant tree species in this forest. In order to sample dispersed acorns, a 1,000-m transect was drawn at the boundary zone between the forests and the abandoned field and 40 perpendicular lines with random lengths, spaced 25 m from each other on this transect were extended. The acorns were sampled at plots of interior, edge and deforested matrix around the nearest patch to the end of perpendicular lines. The acorns also were sampled at the end of perpendicular lines in the plots of abandoned field. The collected acorns were classified to three categories (viable, aborted, and Infested by fungi). The infested acorns by fungi were sent to the laboratory to reconnaissance fungi taxa.
    Results
    Results and
    Conclusion
    Based on the results nearly 85% of collected acorns in forest area were viable. Laboratory results showed that, the most important fungi species that infested acorns, belong to the Penicilium, Rhizopus, Alternaria, and Trichoderma genera. Although, no significant difference were seen in the weight, length, and diameter of acorns in the interior, edge and deforested matrix around sprout-clumpss locations, but there were significant differences in aborted and viable acorns in the three locations. The interior and the edge of sprout-clumpss comprise more acorns and viable acorns than the matrix around sprout-clumpss. There was no significant difference in infested acorns in the above mentioned locations. The interior and the edge of sprout-clumpss comprise more acorns and viable acorns than the matrix around sprout-clumpss. There was no significant difference in infested acorns in the above mentioned locations.
    Conclusion
    These results reveal that forest fragmentation, has major effects on the presence and the pattern of acorn dispersers and consumer's distribution and resulted to limitation of dispersers’ activity. Therefore acorns were trans located to the distances from sprout sprout-clumpss. Due to reduction in the dispersers’ population size and activity, distribution of heavy acorns of the Persian oak near the sprout sprout-clumpss is expected. It is concluded that the anthropogenic disturbances that lead to deterioration of forest oak ecosystems is the most effective factor on acorn dispersion and the probability of successful regeneration decrease with the distance from sprout-clumpss owning to reduction in viable acorns.
    Keywords: acorn dispersion, forest fragmentation, acorn health, Kakareza
  • Sohrab Alvaninejad * Pages 43-64
    Background And Objectives
    Plant morphological characteristics are affected by environmental factors in various extents. Investigation of leaf and fruit variations of a plant species is a practical tool to provenance differentiation and biodiversity management of populations. The aim of this study was to investigate the morphological variability of leaves and fruits of different populations of Celtis caucasica in southern Zagros forests using a multivariate analysis approach.
    Materials And Methods
    In this study, 39 mother trees from four natural populations of hackberry located in Fars and Kohgilooye and Boyerahmad provinces consist of Tange Tamoradi (altitude of 1542 meter above sea level), Abshare Yasouj (altitude of 1900 m above sea level), Dashte Argan (altitude of 2000 m above sea level) and Tange Kare (altitude of 2120 m above sea level) were selected. In early November, the amount of 10 leaves and 15 fruits per ramet were collected from the outer and the middle part of crown, and 25 morphological traits were measured and the data were analyzed using multivariate analysis.
    Results
    The results of analysis variance showed that except for traits of width at 0.9 length of base of leaf, the length of serration, the number of serration at right and left side of leaf, the number of serration in 2 cm of base of the leaf, and multiplication of dry weight in the leaf area, traits of studied populations were significantly different from each other in terms of other traits. The principal component analysis showed that the first five components have allocated 76.51% of the variances that in the formation of the first component, traits of leaf length, maximum width of leaf, and surface of leaf showed the highest importance. Considering the second component, the angle between major and minor nervure, leaf tip angle, number of serration at the left and right side of leaf and relative length of petiole showed the highest importance compared with other traits. Investigation of studies treee bases on according to discriminate analysis showed that the four populations have been separated by traits of leaf width in 0.1 of length of the leaf base, sinusoidal leaf angle, petiole length, and width of fruit.
    Conclusion
    In general, traits of angle between the major and minor nervure and width of fruit can be used as distinguishing traits in making distinction in separation of C. caucasica species from each other due to their lower formability under environmental conditions. In addition, in the area of Tange Tamoradi, C. caucasica species was less affected by environmental conditions due to minimal formability of traits, showing its adaptability in this area. The opposite of this issue is true in the Abshare Yasouj area and C. caucasica species is adapting itself with this area.
    Keywords: Plasticity, C.caucasica, Multivariate analysis, southern zagros
  • Allahverdy Mohammadzadeh * Pages 65-80
    Background And Objectives
    In past years the lack of accurate understanding of exist resource and use of uncontrol and illegal led to many valuable natural resources are being destroyed completely abolished or placed in such a way that exploitation They consistently unavailable,so that stable use of them is not possible. Undoubtedly, natural forest reserves in Khuzestan province, which is one of the valuable natural resources of the country are also not been spared. One of the major tree species in these forests were destroyed critically endangered species is Shisham ) Dalbegia sisso(.The purpose of this investigation, study and evaluation of regeneration and seeds germination in site of Dalbegia sisso.
    Materials And Methods
    In order to investigate the natural regeneration of Dalbergia sisso reservery, the natural regeneration in 30 micro plots (3*3 m) was investigated randomly. So the qualitative and quantitative properties of seedling were measured and investigated respectly. Also in order to investigate the condition of seed germination of Shisham trees, the seeds were collected from the mature trees and from the ground floor, as wet seeds and dry seeds respectively, and sent to Khazar laboratory of seed. The physical properties of seeds such as germination capacity, viability percent and suitable treatments for seeds germination were determined in the laboratory. For comparison of different treatments, the ANOVA and Tukey test were used.
    Results
    The results showed that the highest rate of natural regeneration on the floor height more than 100 cm and a height of less than 25 cm is the lowest in class. The study of natural regeneration in Shisam natural reserves showed the regeneration in reservery was only the root sucker. Shishama qualitative study showed that the highest percentage of natural regeneration of trees in floor height of less than 25 cm and the lowest percentage in more than 100 cm height classes respectively. Seed test results indicated that if the seeds are sown in cold water immediately and without treatment, after three weeks with an important loss of viability 7 percent. Moreover, if the dry seeds are sown in cold water immediately and without treatment, after three weeks of treatment lowest viability and eight days in the cold water would be the highest viability.
    Conclusion
    The quantitive and qualitative investigation of natural regeneration showed that the maximum of qualitative percent were seen in height class of below 25 and the minimum of qualitative percent were seen in height class of above 100 cm. The results of seeds germination tests and viability showed that seeds Shishman cold water without treatment with the lowest percentage of seed viability (5%) and the treatment of cold water for 8 days had the highest viability (39%).
    Keywords: Natural regeneration, forest reservery, Shisham, Khuzestan
  • Farzam Tavankar *, Mehrdad Nikooy, Mehdi Rezaie Pages 81-104
    Background And Objectives
    Logging is one of the critical operation in forest management that causes damage to remaining trees in forest. Reducing frequency and intensity of damages during logging operation is one of the main goals in section cutting forests. The aim of this study was analysis of effective factors on damage during logging of each tree in Nav forests.
    Materials And Methods
    From total of selected trees to cut in the two parcels of the Nav forests, the number of 83 trees (22.7%) were randomly selected and damages to remaining trees were individual-level analyzed during felling, winching and skidding operation.
    Results
    Results indicated an average 13.3 damaged residual trees per each harvested tree, which 3 trees were damaged at felling stage, 8.9 trees were damaged at winching stage, and 1.4 trees were damaged at skidding stage. Diameter at breast height (DBH) of felled trees were from 25 to 107 with average 68.4 cm, and their heights were from 12.5 to 27.3 m with average 21 m, and damaged trees were increased by increasing of DBH and height of harvested trees. Winching distance were from 3 to 47 m with average 24.5 m, and winching angle were 0 to 47 degree with average 19.1 degree, and damaged trees increased by increasing the distance and angle of winching. Damaged trees were increased by increasing of number of skidd-trail curves and by decreasing of skid-trail radius. Damaged trees due to felling of trees on suitable directions, and winching of the on suitable routes were lower 42.4 and 17.1 percent than unsuitable directions and routes, respectively. The DBH of wounded and destroyed trees at felling stage (63.5 and 34.6 cm, respectively) were more than their averages at winching and skidding stages. Average size of bole wounds was 327.1 cm2, average depth of bole wound was 20.1 mm, and average height of bole wounds from ground level was 0.86 m. The averages of the bole-wound sizes and the bole-wound height from ground level were higher at felling stage, the average bole-wound depths at the winching stage were higher than other stages.
    Conclusion
    The results reveled that appropriate management of selection cutting forests need to develop of sciences and techniques of logging operation. Implementation of tree directional felling, and limiting of winching operation to areas without standing trees, regeneration and ground slopes less than 50 percent are necessary for reducing logging damages to residual trees in these forests.
    Keywords: Logging damages, tree felling, winching, skidding, Nav forests
  • Marzieh Hajjarian * Pages 105-122
    Background And Objectives
    Wood farming is one of the strategies of agricultural development programs to reform unsustainable exploitation of natural resources. Accurate stumpage price predicting of poplar plantations is one of the solutions for the management and planning and ensure that profit anticipating is one of the motivating factors for investing in this section. Stumpage price function or diameter- price curve shows the right age or the optimal rotation. With regard to that stumpage price is affected by stand Volume, for estimating the profitability of poplar farming, stand volume and stumpage price should be predicted.
    Material and
    Methods
    For estimating stand volume, commercial volume models have been used in this study. For this purpose Rimer model, Hart beking model and Kozak model were selected. Then, the factors affecting Poplar Stumpage Price were identified in the study area. Stumpage price were collected by a field survey of the farmers. Finally, Stumpage price was modeled using hedonic price approach.
    Results
    The Poplar stands’ volume was determined by Riemer model in the study area. Residual mean square error of the model was 0.034 m3. Average stand diameter and relative Volume were identified as the factors affecting on Poplars Stumpage Price. Finally, Stumpage price was modeled using a linear-hyperbolic function and by hedonic price approach. The model explained 87% of the variance.
    Conclusion
    Poplar wood has different use in different diameters. In this way, the wood price is different in commercial diameter and industrial diameters. In this study, by using the Riemer volume model,
    Keywords: Hedonic method, Populous nigra, Stumpage price, Wood farming
  • Mohsen Mostafa *, Shaban Shataee Jouibary, Majid Lotfalian, Amir Sadoddin Pages 123-145
    Background And Objectives
    Roads induce some of the most pervasive anthropogenic alterations in watershed and source o run off. In mountain area road network despite of lower surface to total surface has impact the watershed hydrology. The aim of the current research is comparison of Chehel-chay Watershed roads whit rural road standards and runoff calculate of these roads.
    Materials And Methods
    The existing road network map was created on 1:25,000 scale (NCC), using satellite image and mapping by GPS using Arc GIS10.1.The technical characteristics roads i.e. traveled way, width, cut and shoulder width, cut and slop, road lengths slop and ditch were recorded and compared whit rural road standards using One-sample T- Test in SPSS. Then, the profile of roads in current and standard situation was created using Civil 3D and the run off these road calculated using length and width oo roads, run off coefficient and precipitation per m3 for existing roads per km in year.
    Results
    Length and density of the road network in the study area are 337.07 km and 13.12mha-1, respectively. The results show that length slope and cut slop in high class >6 meters of asphalt roads, in gravel roads cut and shoulder width, lengths slop and cut slop in high class >6 meters and in dirt roads lengths slop and cut slop in high class >6 meters are significant different with standards. The results indicate that 43.06%, 39.02%, 33.42% pre m3/km in year the run off of existing asphalt, gravel and dirt roads, respectively more than standard situation.
    Conclusion
    The different between roads in existing and standard situation whether explain just by statistics can not realize the expert with failing to comply of standards. The difference between existing and standard situation showed that at the time of manufacture can reduce side effects caused by the construction of roads. In this research the runoff in existing situation about 39% more than standards for total roads. Estimation the run off of roads is effective criteria in order to distinguish of destructive effects of roads without consider to standards, is the main finding of current research. The different between roads in existing and standard situation whether explain just by statistics can not realize the expert with failing to comply of standards. The difference between existing and standard situation showed that at the time of manufacture can reduce side effects caused by the construction of roads. In this research the runoff in existing situation about 39% more than standards for total roads. Estimation the run off of roads is effective criteria in order to distinguish of destructive effects of roads without consider to standards, is the main finding of current research.
    Keywords: Road network, Geometric characteristic, Runoff, Chehel-chay Watershed
  • R. Esmaeeli * Pages 146-168
    Background And Objectives
    In this recent years with the development of natural sciences, the importance of biodiversity is Revealed In different fields and the objectives of forest management are foccosed on biodiversity. So that nowadays conservation of biodiversity is considered as the most important issues in sustainable forest management. The importance of northern forests of Iran in aspect of conservation of genetic resources, and some plant species that are unique to this region is common clear fo all and And its vital role in many aspects such as economic, social, environmental balance, ecosystems stabilization and conservation has attracted the manager attention at the regional and local levels. One of the most important problems of that forests is Destruction Caused by natural and anthropogenic factors in recent decades, has faced them with a crisis situation. Lately, the Buxus Blight is encountered as an important problem in the northern forests. According to the importance of Buxus Hyrcana in aspect of biodiversity Iranian Forest managers are trying to identify its factors and spatial patterns.
    Materials And Methods
    The main goal of this study is investigation on spatial distribution of the Buxus Blight in relation to primary and secondary topography characteristics and distance from river and roads using terrain analysis and GIS.A 200×500 meters random systematic sampling network with 0.1 ha sample area was designed in GIS and applied on Khiboos & Anjilsi Forest protected Area. The location of diseased trees were registered using GPS in each sample and was imported to GIS. The digital elevation model (DEM) of the study area was generated using the interpolating of contour lines from 1:25000 topography map and the primary and secondary topography characteristics and distance from river and roads were produced using terrain analysis and GIS. The digital values of location of diseased trees were extracted on produced maps. The impact of selected factors on the tree crown dieback was assessed using relative effect (RE) method and principal component analysis (PCA).
    Results
    The results showed that the north aspect, 400-600 meter mean sea level altitude, the 30-40 percent slop, the 0-50 meters distance from rivers, the 300-400 meters distance from roads, the shaded relief of 0.8-1, solar radiation of 0-250 and wetness of 17/5-20,were more effective on the Buxus Blight. The results of PCA analysis also showed that four factors of Aspect shaded relief wetness and distance from river with attending on four axes and 72 percent variances have been effective on Buxus Blight.
    Conclusion
    According to the results of this research it can be stated that damages caused by boxwood blight are heavily affected by some environmental factors such as light and humidity and landform factors because of receving of different amount of light and humidity have an important role in severity of that disease
    Keywords: The Buxus Blight, spatial distribution, Primary, secondary topography characteristics, Terrain analysis, GIS
  • Davood Efhamisisi * Pages 169-184
    Background And Objectives
    In most cases the goal of silvicultural practices is to increase diameter and height of the trees. In turn, any change in growth rate and growth pattern of trees may result in wood variation. On the other hand, the technical properties of wood and items made from the wood are strongly depended to the wood anatomical characteristics particularly fibers length. In this paper the effect of growth rate of poplar trees was studied on the fibers biometric attributes.
    Materials And Methods
    Young Poplar trees (Populus nigra spp. betulifolia) were selected from a trial cultivation near Karaj city, Iran. Fifteen 10-year old trees were cut and a disc with 20 mm thick was taken at breast height, then selected discs were transferred to the laboratory. The cut trees were classified into the 3 classes based on the growth rate- slow growing, moderate growing, and fast growing - with 5 trees in each class. Thereafter, diameter growth, circumference growth, and fiber biometric parameters were measured for each separated annual ring. The results were analyzed using different statistical methods and the correlation between different items and their variation evaluated from pith to bark. The relationships between different parameters were studied in the annual rings with same cambial age in order to eliminate possible effects of age.
    Results
    In young poplar trees correlations were insignificant between fiber dimensions and growth rate in most of the rings. However, there were some positive and significant correlations between growth rate and fiber length. The correlation coefficient between circumference growth and fiber length were higher than those obtained between diameter growth and fiber length. Despite of insignificant effect of growth rate on fiber biometric attributes, whole-disk fiber dimensions which were weighted based on the growth area of each ring increased as measured by stem diameter. This is so because of fast-growing trees have more of their growth area concentrated in the rings further from the pith than do slower growing trees, and these rings have larger fibers compared with the rings closer to the pith.
    Conclusion
    The circumference growth is a better parameter than diameter growth for the study of relationships between the growth rate and the fibers biometric attributes. Unexpectedly, the correlations between growth rate and fiber length not only was not negative but also was positive in some of the rings. Whole disc weighted fiber dimensions increased as tree diameter increased which shows that increase in growth rate of young poplar trees has no decreasing effect on fiber dimensions. It looks that results obtained here with young poplar trees is extensible for all the silvicultural practices that may affects growth rate.
    Keywords: Fiber dimensions, Diameter growth, Circumference growth, Cambial divisions, Poplar tree
  • Behzad Kord * Pages 185-202
    Background And Objectives
    Improvement of polymeric materials properties, in terms of flammability resistance and thermal stability has always been interested in the scientific and industrial sectors. Polylactic acid (PLA) is also flammable like other polymers to its own intrinsic chemical composition and molecular structure. The use of nanoscale fillers can play a useful role in improving the thermal stability and flame retardancy of PLA. This research was designed to investigate the effect of cellulose nanocrystal and nanoclay on thermal properties and fire behavior of PLA films.
    Materials And Methods
    PLA and PLA-based nanocomposite films were fabricated using a solvent casting method. In order to improve the compatibility and miscibility of the whole system with respect to PLA matrix, cellulose nanocrystal was treated with oleic acid. Firstly, the PLA was dissolved in 100 mL of chloroform while mixing vigorously at room temperature. Then, the cellulose nanocrystal and nanoclay with different loads (0 and 3 wt %) was dispersed in chloroform solvent by sonication for 30 min. The nanoparticles suspension was mixed with the PLA solution by sonicator for achievement of dispersion homogeneity. Finally, the dissolved solution was poured onto a leveled Teflon film and then allowed to evaporate solvent. The resultant film was peeled from the casting surface, and then the samples were dried in an oven. For evaluating the thermal and fire properties of films, melting temperature, crystallization temperature, degree of crystallinity, heat release rate, time to ignition, mass loss rate and limiting oxygen index were measured. To meet this objective, the differential scanning calorimetry (DSC) and cone calorimetry were used.
    Results
    DSC results found that with incorporation of nanoparticles, the melting temperature, crystallization temperature and degree of crystallinity increased. Cone calorimetry test revealed that, the presence of cellulose nanocrystal in the polymer matrix decreased the mass loss rate and heat release rate compared to those of pure PLA. However, the time to ignition increased with increase of cellulose nanocrystal loading. Moreover, the formation of carbonaceous chars from nanoclay on the surface of the films which reduces the burning process and delay the thermal degradation. Furthermore, the reduction of limiting oxygen index with the presence of both nanofillers is attributed to protect the underlying composites by formation of char shield on the surface and the limitation of polymer chains mobility.
    Conclusion
    The findings showed that the usage of each cellulose nanocrystal and nanoclay individually, has an effective role in improving the thermal and fire properties of PLA films. Furthermore, it was found that the highest thermal stability was attained by incorporating 3% cellulose nanocrystal and 3% nanoclay in composite formulation. This knowledge has an important role to design the new generation of environment-friendly flame retardant and biodegradable polymer nanocomposites.
    Keywords: nanocomposite, poly lactic acid, flame retardancy, thermal degradation
  • Morteza Nazeriyan *, Meysam Kamyab Pages 203-228
    Background And Aims
    with respect to the special advantages of lignocellulosic materials, substitution of mineral reinforcement agents (fiber glass, asbestos and etc.) by organic-based fibers such as sisal, cellulosic fibers can be performed. However, using these natural fibers have some defects which could decrease curing and hardening speed of gypsum due to dissolution water-soluble extractives of fiber, while wood materials shortage in country, cheapness and abundance of lignocellulosic resources during the seasons of the year are some reasons of using agricultural waste. Hence, in this research the possibility of gypsum-bonded fiberboard production from bagasse, kenaf and synthetic fiber (fiber glass) was investigated.
    Materials And Methods
    any of bagasse fiber and kenaf fiber at three levels of 0, 7.5 and 15% (based on the dry weight of panels) and fiber glass at three levels of 0, 3 and 6% as effective variables on the physical and mechanical properties of gypsum-bonded fiberboard manufactured with gypsum to inorganic or organic fibers ratio of 1:2.75 and nominal density of 1.10g/cm3 were evaluated. Production methods of panels was semi-dry process. At first, water containing citric acid (99.50% water.5% acid) was sprayed on the dry fibers. After agitating fibers in the laboratory blender for 5min, gypsum was added to fibers and mixed together in blender with high circuit speed again. Then, admixture poured into the wood mould with dimension of 30×30 cm and pressed under cold press with pressure of 3MPa for 48 hours. After discharging, panels were treated at the fresh air condition for 5 days in order to climatization. Then, panels set in oven dryer with temperature of 50°C for 5 hours in order to complete hardening and reach to maximum strength. Drying the panels continued to 5-7% humidity. After ending manufacture process, physical and mechanical properties of panels tested and results was analyzed by response surface methodology based on second order polynomial regression model.
    Finding: results showed that there is a good conformity between predicted and estimated values, so with increasing bagasse and kenaf fibers MOR and IB increased.
    Results
    results of determination of hydration temperature and time of gypsum paste test showed that with increasing extractives of lignocellulosic materials temperature and hardening time of complex decreased and increased, respectively.
    Keywords: gypsum-bonded fiberboard, physical, mechanical properties, bagasse, kenaf, fiber glass
  • Ramin Veysi * Pages 229-242
    Background And Aim
    Elder pine tree is one of the species that planted in city parks, garden and forests region of Tehran and another city of Iran.Eldar pine tree is one of the species that planted in city parks, garden and forests region of Tehran and another city of Iran. Eldar pine tree imported to Iran from Tiflis (Georgia) about 800 years ago, it can be can very effective in ever-green and beautiful of city region. The leaves and bark of this species are important in ions adsorption of air pollutions (Ager and Marshall 2011; Andrady and Searle 1995; Balaban 2001). Eldar pine is soft wood with certain heartwood and gum ducts. The growth-ring boundary is certain. The tracheids walls are thick in end of growth-ring. The rays have across-tracheid and sometimes with gum duct. This study and it aim was accomplished on identification and comparison of organic compounds in wood and bark of planted elder pine tree.
    Materials And Methods
    In this study, three trees from species of planted elder pine tree were randomly cut down in planted forest region of Tehran city. Then from each tree were separated three disks. At first wood flour and then extractive measured by TAPPI standards. Then wood flour was washed by acetone and extractives residue was added BSTFA reactor and samples kept in Ben Marry Bath in 70oC for an hour, and they were analyzed by GC/MS. For the Identification of compounds were used GC diagram which shows abundance and retention time of each compound, and calculation of quartz index and Adams table .
    Results
    The results of this study showed that the average of extractives in wood and bark of planted elder pine tree were 3.6 and 17 percent, respectively. that the result of GC-MS showed that,, specified 56 compounds were found in wood of eldar pine. The 1-Phenanthrerecarboxylic acid (31.77%), Rosin acids (27.12%), Pimaric acid (2.61%), Gamma-Sitosterol (1.01%) and α-Pinene (0.09%) were more Components. Also, 43 compounds were found in bark of eldar pine that Octadecanoic acid (15.87%), Rosin acids (1.7%), Gamma-Sitosterol (5.6%), Abietic acid (0.78%), and Tetradecan (2.91%) were important Components.
    Conclusion
    So that, there were Phenanthrenecarboxylic acid,Rosin acids, Gama-Sitosterol, Decanoic acid, Dodecan and Tetradecan as 11 common compounds in wood and bark of planted elder pine tree, and these compounds are very important in durability and consumption its.
    Keywords: Elder pine tree, Retention Time, BSTFA, Gas Chromatography, Mass Spectrometry
  • Nazanin Sadat Roshanrou, Ajang Tajdini *, Shademan Pourmousa Pages 243-260
    Background And Objectives
    In the era of growing globalization competitiveness has been considered as a major issue among policy-makers at different levels, so, the purpose of this study were determining and ranking of the effective indices on competitiveness of Iran’s corrugated box making industries by analytical hierarchy process.
    Materials And Methods
    This study from the point of aim was descriptive-survey, implementation process was combination and results were applied. For this purpose, reviewing and investigating of researches carried out by others and interviewing with a numbers of specialists, the questionnaire including 4 main- factors and 26 sub-factors is designed and distributed between active corporations. The importance degree of criteria and alternatives after getting expert’s opinions and applying analytical hierarchy process are determined. Questionnaire reliability was measured by Cronbach's alpha test. Considering the fact that the research variables have been formed from several dimensions (factors), in order to assess the validity, the confirmatory factor analysis has been used.
    Results
    The results in Expert choice software showed that material and product factor (0.59 relative weights), Human being factor (0.185), technical factor (0.140) and economic factor (0.07) had highest to lowest impact on competitiveness of corrugated box making industries in Iran respectively. Ranking of the materials and products sub-factors showed that the variety of materials and sustainability management has the most and least importance respectively. Prioritizing of the effective sub-factors of human being indicated that skill improvement and personals has highest and lowest importance respectively. The sub-factors of applying innovation and modern and high technology has the most and least importance respectively. Ranking of the economic sub-factors showed that branding and economic stability has the most and least importance respectively. Among the effective sub- factors, the variety of products ( 0.154) ,quality of products(0.143) and economic stability and lower cost- price had the most and least importance respectively.
    Conclusions
    The ranking results showed that the factors had the most utility from the consumers and suppliers of materials and products, in competitiveness have been the most important for the corrugated box making industry. Analysis of the attitudes of quality with competitive pattern, reveal important aspects of relationship between different attitudes of the quality of materials and products and the company's success. In explaining these results, it can be noted that only quality can create sustainable success in a way that balanced the benefits and costs to meet customer and organization profitability in a competitive environment. Also, various branches of wood and paper industry to enhance its competitiveness requires have to use of new technologies and take advantage of new machinery and modern production.
    Keywords: Corrugated box making industries, Competitiveness, AHP
  • Hamed Matini Behzad * Pages 261-278
    Literature and goals: Yew (Taxus baccata) is one of the most valuable and rare native coniferous in Iran. Surviving remnants of third geological era that unfortunately it has been subjected to extinction due to climate change and excessive grazing. Regarding its valuable wood and lack of data toward the site impact on the tree growth, activities of cambium layer and procedure of increase the number of mature cells were investigated.
    Materials And Methods
    Three regions of Golestan province (Afratakhteh, Chahar-bagh and Ponearam) were selected which among them Afratakhteh had the highest temperature. 6 normal trees with upright trunks of each region and almost the same diameter for explanting were studied. Sampling was done from March to early November 2014, with two weeks interval. Micro-cores were examined under a light microscope after sectioning and staining. Then average number of cells in the cambium region and mature tracheids were counted. Climate data (precipitation and monthly temperature) were recorded for the meteorological stations near study area.
    Results
    The results indicated that cambium activity was began two weeks earlier in Afratakhteh than others in early May and finished in late October at the same time in all sites. Cambium cells enumeration also showed that peak activity occurred in mid-June with 10 cells number. However, cambium activity started sooner in warmer region (Afratakhteh) and cambium cells number was more than other areas in early growth season. But, there were no differences in final mature tracheids among 3 sites in late growth season.
    Conclusion
    It can be concluded that higher temperature in Afratakhteh has a positive effect on growth, in early growing season, but in the mid-summer, reduces cambium cells number and thus growth rate. This issue can create a negative impression on Afratakhteh Yew trees in near future, as air humidity decreases and become warmer.
    Keywords: Yew (Taxus baccata), Cambial Activity, Wood Formation, Golestan Province
  • Mehrab Madhooshi * Pages 279-296
    Background And Objectives
    We can enhance stress transmitting in adhesives using different fibers. So, the aim of this study was to investigate the potential of epoxy resin reinforcing using cellulosic and lignocellulosic nanofibers and compare their performance in improving of epoxy adhesives characteristics.
    Materials And Methods
    In this study, after applying the solvent exchange for better distribution of nanoparticles in epoxy resin matrix, the nanoparticles at three levels 0.1, 0.2 and 0.3 percent by weight epoxy resin was added to the matrix. The resulting mixture is then poured into film molds with a thickness of 4 mm and then tested after 72 hours.
    Results
    The results showed that by increasing the nanofibers percentage to 0.2%, mechanical properties improved. But from 0.2 to 0.3% these features are reduced. Also, with increasing nanofibers physical properties decreased.
    Conclusion
    According to the study results it revealed that using small amounts of nanofibers (0.2%) mechanical properties of the composite increased approximately 2-times.
    Keywords: epoxy resin, cellulosic nanofibers, lignocellulosic nanofibers, physical properties, mechanical properties
  • Mostafa Yahyavi * Pages 297-322
    Background And Aims
    The aim of this research is provide a combination of urea-formaldehyde adhesive and black liquor and its properties were reinforced with lignocellulose Nano fiber for particle boards manufacturing.
    Method and materials: In this study, the ratio of black liquor to urea-formaldehyde adhesive was as 0:100, 10:90, 30:70, and 50:50 percent, respectively. Press temperature was used at two levels of 180, and 200 c0 and lignocellulose Nano fiber at two levels 0 and 2 percent based on oven dried weight of urea-formaldehyde adhesive.
    Results
    Mechanical and physical properties (modulus of rupture, internal bonding, water absorption and thickness swelling after 2 and 24h soaking in water) of the produced boards were measured. The results showed that increasing black liquor resulted in decreasing the mechanical and physical properties boards. The results also indicated that mechanical and physical properties improved with increased press temperature and lignocellulose Nano fiber percent.
    Conclusions
    The results show that increasing black liquor decreasing the mechanical and physical properties. As well, press temperature and lignocellulose Nano fiber percent improved the mechanical and physical properties
    Keywords: Urea-formaldehyde adhesive, Black liquor, Lignocellulose Nano fiber, Particle board