فهرست مطالب

دانش علفهای هرز - سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 24، 1395)
  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 24، 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • الهام صمدی کلخوران، محمدتقی آل ابراهیم صفحات 1-15
    به منظور بررسی تاثیر دوزهای کاهش یافته علف کش اگزادیارژیل به صورت پس رویشی در کنترل علف های هرز مزارع سیب زمینی، آزمایشی مزرعه ای در سال 1392 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آلاروق اردبیل انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و روی رقم آگریا انجام شد. فاکتور اول هفت دز کاهش یافته علف کش اگزادیارژیل شامل صفر، 05/0 ، 1/0 ، 2/0 ، 4/0، 6/0 و 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار و فاکتور دوم زمان سمپاشی در سه مرحله سبز شدن سیب زمینی، استولون زایی و حجیم شدن غده بود. نتایج نشان داد که کاربرد دوز 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار به ترتیب باعث کاهش تراکم و زیست توده علف های هرز به میزان 40/48 و 10/66 درصد شد که با دز 6/0 لیتر ماده موثره در هکتار تفاوت معنی داری نداشت. در بین زمان های مختلف مصرف علف کش اگزادیارژیل، بالاترین درصد کاهش تراکم و زیست توده علف های هرز در مرحله ی سبز شدن سیب زمینی بود که بیانگر موثر بودن علف کش اگزادیارژیل در مرحله سبز شدن سیب زمینی می باشد. از سویی دیگر، کاربرد اگزادیارژیل به میزان 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار و در مرحله سبزشدن سیب زمینی، بالاترین متوسط وزن غده در بوته و عملکرد کل غده در هکتار را ایجاد کرد اما بر تعداد غده در بوته تاثیر معنی داری ایجاد نکرد.
    کلیدواژگان: تراکم علف های هرز، دوز، پاسخ، زیست توده علف های هرز، کنترل شیمیایی
  • سمیه نظریان، علیرضا یدوی، محسن موحدی دهنوی، حمیدرضا بلوچی صفحات 17-29
    به منظور تعیین دوره بحرانی کنترل علف های هرز آفتابگردان (L.Helianthus annuus)رقم ساندرا، در شهرستان مبارکه، استان اصفهان آزمایشی در سال زراعی 92-1391 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 14 تیمار و سه تکرار اجرا شد. تیمارها بر اساس روزهای پس از سبز شدن آفتابگردان در دو گروه تیماری کنترل و تداخل علف های هرز تعیین شدند. در گروه اول، حذف علف های هرز تا 10، 20، 30، 40، 50 و 60 روز پس از سبز شدن آفتابگردان و سپس حفظ آن ها اعمال گردید و در گروه دوم، حفظ آلودگی به علف های هرز تا مراحل فوق و سپس حذف آن ها اعمال شد. دو تیمار شاهد تداخل و کنترل تمام فصل نیز در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که با افزایش طول دوره های تداخل علف های هرز عملکرد دانه، عملکرد روغن، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه کاهش معنی داری یافت و با افزایش طول دوره های کنترل این صفات افزایش معنی داری پیدا کرد. با افزایش طول دوره های تداخل علف های هرز، وزن خشک علف های هرز افزایش معنی داری پیدا کرد وتراکم علف های هرز ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت. با افزایش طول دوره های کنترل، وزن خشک علف های هرز و تراکم آنها کاهش معنی داری یافت. دوره بحرانی کنترل علف های هرز برای آفتابگردان با در نظر گرفتن کاهش مجاز 10 درصد عملکرد دانه، 12 تا 40 روز پس از سبز شدن آفتابگردان (مرحله 4 برگی تا گلدهی) تعیین شد.
    کلیدواژگان: آفتابگردان، دوره بحرانی، عملکرد دانه، تداخل، کنترل علف هرز
  • برات الله صادقی، رضا برادران، محمدحسین صابری صفحات 31-43
    به منظور تعیین دوره بحرانی کنترل علف های هرز چغندر قند، آزمایشی در سال 1390 در قالب بلوک های کامل تصادفی با 14 تیمار و چهار تکرار در مرکز آموزش جهاد کشاورزی قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل تداخل علف های هرز تا 2، 4،6، 8، 10 و 12 هفته پس از کاشت و سپس کنترل علف های هرز تا پایان فصل رشد و کنترل علف هرز تا مراحل مذکور و سپس تداخل علف های هرز تا پایان فصل رشد و دو شاهد بدون کنترل و کنترل کامل علف های هرز تا پایان فصل رشد بود. نتایج نشان داد دوره کنترل بحرانی علف های هرزچغندرقند برای مقادیر 5، 10 ، 15 و 20 درصد کاهش مجاز عملکرد ریشه به ترتیب 10 تا 106، 16 تا 80 ، 24 تا 78 و 31 تا 70 روز پس از کاشت و بر حسب عملکرد قند ناخالص و خالص به ترتیب 8 تا 112 ، 14 تا 95،22 تا 82 و 29 تا 74 روز پس از کاشت به دست آمد. نتایج تجزیه واریانس صفات کمی و کیفی چغندرقند (عملکرد ریشه، درصد قند ناخالص ودرصد قند خالص) نشان داد بین تیمارهای تداخل و کنترل در سطح یک درصد اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج تجزیه واریانس عملکرد ماده خشک علف های هرز نیز حاکی از اختلاف معنی داری بین تیمارهای تداخل و کنترل در سطح یک درصد بود. تجزیه واریانس پتاسیم نشان داد بین تیمارهای تداخل اختلاف معنی داری وجود نداشت ولی در بین تیمارهای کنترل در سطح یک درصد اختلاف معنی داری از نظر مقدار پتاسیم وجود داشت. براساس نتایج حاصل از این آزمایش و درصد کاهش مورد انتظار عملکردریشه شروع دوره بحرانی کنترل 10 تا 31 و پایان آن 70 تا 106 روز پس از کاشت می باشد.
    کلیدواژگان: علف هرز، دوره بحرانی، چغندرقند، عملکردکمی و کیفی
  • سعید محمدی، مهدی راستگو، محمدعلی باغستانی، موسی الرضا وفایی تبار، ابراهیم ایزدی دربندی صفحات 45-61
    به منظور بررسی اثرات ناشی از کاربرد علف کش سولفوسولفورون در مرحله دوبرگی و گره دوم ساقه جودره بر خصوصیات مورفولوژیک و تولیدمثلی توده های جودره کشور، آزمایشی در سال زراعی92-93 در تهران بصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. فاکتور نخست شامل دو سطح کاربرد علف کش سولفوسولفورون در مرحله دوبرگی (12GS=) وگره دوم (GS=32) جودره و یک سطح شاهد بدون علف کش و فاکتور دوم 20 توده جمع آوری شده از مناطق مختلف کشور بود. نتایج نشان داد که کاربرد علف کش در هر دو مرحله باعث ایجاد اختلاف آماری با شاهد و کاهش توان رشد و تولیدمثلی جودره شد اما کاربرد سولفوسولفورون در مرحله گره دوم ساقه موثرتر بود. توده های مورد بررسی در واکنش به تیمار علف کش پاسخ های مورفولوژیک و تولیدمثلی مختلفی را نشان دادند. بدین ترتیب، که توده های مناطق ورامین، اصفهان، شهرضا و گلپایگان نسبت به سایر توده ها از نظر خصوصیات مورفولوژی و تولیدمثلی کمتر و توده های مناطق شوش، رامهرمز، فسا بیشتر تحت تاثیر علف کش قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: تولیدمثل، مرحله رشد، مدیریت شیمیایی، مورفولوژی جودره
  • گودرز احمدوند، سمیه حاجی نیا صفحات 63-78
    با توجه به اهمیت کاهش خاک ورزی و کاهش مصرف علف کش ها در مدیریت پایدار نظام های کشاورزی، استفاده از گیاهان پوششی را می توان به عنوان جایگزین یا مکملی برای کنترل علف های هرز در نظر گرفت. بدین منظور آزمایشی در سال زراعی 92-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا به صورت کرت های دوبار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سیستم های خاک ورزی در سه سطح (خاک ورزی متداول، خاک ورزی حداقل و بدون خاک ورزی) در کرت های اصلی، کاربرد گیاهان پوششی در سه سطح (گیاه پوششی جو (Hordeum vulgare L.)، ماشک (vica villosa roth) و شاهد) در کرت های فرعی و کنترل تلفیقی علف های هرز در دو سطح (کنترل و عدم کنترل علف های هرز) در کرت های فرعی- فرعی قرار گرفتند. کاربرد گیاهان پوششی جو و ماشک توام با کنترل تلفیقی علف های هرز در روش خاک ورزی متداول توانست به طور کامل علف های هرز را کنترل نمایند. کاربرد گیاهان پوششی در تیمار خاک ورزی متداول، خاک ورزی حداقل و بدون خاک ورزی، شاخص تنوع شانون- وینر علف های هرز را به ترتیب 24/54، 78/33 و 48/54 درصد کاهش داد. میزان کاهش شاخص تنوع شانون- وینر با کاربرد کنترل تلفیقی در روش های خاک ورزی متداول، خاک ورزی کاهش یافته و بدون خاک ورزی نسبت به تیمار شاهد به ترتیب 66/66، 74/61 و 56 درصد بود. بیشترین عملکرد غده (74/63 تن در هکتار) در روش خاک ورزی متداول با کاربرد گیاه پوششی ماشک توام با کنترل تلفیقی علف های هرز بدست آمد که 81/55 درصد نسبت به شاهد بدون کنترل علف هرز و گیاه پوششی افزایش داشت.
    کلیدواژگان: خاک ورزی حفاظتی، شاخص های تنوع، شانون، وینر، علف هرز
  • ابراهیم ممنوعی، ابراهیم ایزدی دربندی، مهدی راستگو، محمدعلی باغستانی، محمدحسن زاده خیاط صفحات 79-96
    به منظور ارزیابی حساسیت سه گیاه زراعی کلزا، گندم و جو به پسماند علف کش نیکوسولفورون در خاک پس از برداشت ذرت، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عوامل مورد بررسی در آن به ترتیب شامل کاربرد مواد آلی در خاک در چهار سطح کود گاوی (40 تن در هکتار)، کود ورمی کمپوست (10 تن در هکتار)، کود بیولوژیک میکوریزا (250 گرم در هر متر مربع)، به همراه شاهد بدون کاربرد کود آلی. مقادیر کاربرد علف کش نیکوسولفورون (کروز 4 درصد SC) در دو سطح 80 و 40 گرم ماده موثره در هکتار، و کاربرد و عدم کاربرد ماده افزودنی هیدرومکس (5/0درصد حجمی) بود. در کاشت ذرت هر کرت به دو نیمه کاربرد و عدم کاربرد علف کش به عنوان شاهد متناظر هر تیمار تقسیم شد. پس از برداشت ذرت، هر کرت به سه نیمه طولی تقسیم و اقدام به کشت گیاهان مذکور شد. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار مصرف علف کش نیکوسولفورون در ذرت ارتفاع بوته، تعداد سنبله و تعداد خورجین در متر مربع، تعداد دانه در سنبله و درخورجین، وزن هزار دانه، زیست توده اندام های هوایی و عملکرد دانه ی گیاهان کلزا، گندم و جو به طور معنی داری کاهش یافت، همچنین کاربرد هیدرومکس به همراه علف کش سبب کاهش معنی دار زیست توده اندام هوایی شد. از سوی دیگرکاربرد مواد آلی سبب بهبود رشد گیاهان شد و اثرات منفی مربوط به زیست ماندگاری علف کش نیکوسولفورون را کاهش داد. بطوری که بیشترین عملکرد دانه و کمترین مقدار خسارت حاصل از پسمان علف کش نیکوسولفورون در گیاهان کلزا، گندم و جو به ترتیب 62، 419 و 446 گرم در متر مربع و 33، 23 و 28 درصداز کاربرد تیمارکود گاوی و کاربرد نیکوسولفورون به مقدار 40 گرم ماده موثره در هکتار بدست آمد. از این نظر،حساسیت گیاهان مورد مطالعه به بقایای علف کش نیکوسولفورون به صورت کلزا > جو > گندم تعیین شد.
    کلیدواژگان: پسماند علف کش، تناوب کشت، کود آلی، ماده افزودنی، وزن خشک
  • سمانه نیکدل، محمد هادی پهلوانی، خلیل زینلی نژاد، احمد یامچی صفحات 97-106
    اطلاع از میزان تنوع ژنتیکی جوامع علف های هرز به روش های کنترل بیولوژیک آن ها کمک زیادی می کند، مطالعه حاضر، جهت بررسی تنوع ژنتیکی درون و بین توده های تیغ گرگی (Carthamus lanatus)جمع آوری شده از هشت رویشگاه مختلف استان گلستان با استفاده از 24 نشانگر ISSRانجام شد. با استفاده از 9 نشانگری که حدود 04/26 درصد چندشکلی نشان دادند، میانگین ضریب تشابه بین افراد هر توده بر اساس روش جاکارد و پارامترهای توصیفی نظیر تنوع ژنی نئی، شاخص اطلاعات شانون، درصد جایگاه های چند شکل، تعداد آلل مشاهده شده و تعداد آلل موثر محاسبه گردید. بالاترین ضریب تشابه ژنتیکی افراد در توده های گمیشان و اطراف آن و پایین ترین آن در توده بندرترکمن وجود داشت. تجزیه و تحلیل واریانس مولکولی نشان داد که میزان تنوع ژنتیکی درون توده های مورد بررسی (63 درصد) بیش از تنوع ژنتیکی بین توده ای (23 درصد) بود. بیشترین شاخص تنوع ژنی نئی، اطلاعات شانون، درصد جایگاه های چند شکل، تعداد آلل مشاهده شده و تعداد آلل موثر در توده بندر ترکمن و کمترین آنها در توده های جزیره آشورآده و اینچه برون محاسبه شد. بنابراین توده بندرترکمن دارای بالاترین و توده های جزیره آشورآده و اینچه برون دارای کمترین مقدار تنوع ژنتیکی درون توده ای بودند.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل واریانس مولکولی، ضریب تشابه، ISSR
  • سیروان بابایی، حسن علیزاده، محمدعلی باغستانی، محمدرضا نقوی، سهیلا محمدی صفحات 107-119
    به منظور بررسی تفاوت ژنتیکی توده های مختلف جودره در ایران، پژوهشی طی سال های 93-1392 در گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه تهران انجام شد. در این پژوهش 40 توده جمع آوری شده از سراسر کشور با استفاده از 11 نشانگر SSR مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به طور کل نشان داد که تعداد باند های چند شکل از 2 تا 14 باند برای هر آغازگر متغیر بود. به طور متوسط 7 باند و 6/5 باند چند شکل برای همه آغازگرها حاصل شد. از کل واریانس مشاهده شده، در حدود 48 درصد تنوع مشاهده شده مربوط به تنوع بین جمعیت ها و 52 درصد مربوط به داخل جمعیت ها بود که مقدار تمایز بالای بین جمعیت ها را نشان می دهد. 40 توده مورد بررسی جودره در 5 گروه مختلف قرارگرفتند. گروه الف) شامل توده های استان فارس، گروه ب) شامل توده های یزد، چهارمحال و بختیاری، لرستان، ایلام و یک توده همدان، گروه ج) شامل توده های قزوین، البرز، خمین، قم و خراسان، گروه د) شامل توده های کردستان، آذربایجان غربی، اردبیل و قزوین و گروه ه) شامل توده های همدان، کردستان و کرمانشاه شدند. قرارگیری توده های مناطق نزدیک به هم در یک گروه، ممکن است به دلیل نفوذ این توده ها به داخل همدیگر، از طریق ماشین آلات کشاورزی و یا بذور گیاهان زراعی باشد. همچنین به احتمال زیاد فرضیه انتقال بذر جودره از استان فارس، حداقل به مناطق دوردست مانند کرج و ورامین مردود است. آگاهی از تنوع ژنتیکی این علف هرز، می تواند منجر به پیشرفت برنامه های مدیریتی به منظور کنترل موثر این علف هرز مخصوصا در مزارع گندم شود.
    کلیدواژگان: پراکنش علف هرز، تنوع ژنتیکی، نشانگر SSR
|
  • Elham Samadi Kalhoran, Mohammad Taghi Alebrahim Pages 1-15
    In order to study the effect of reduced doses of oxadiargyl, on weeds control in potato, a field experiment was conducted at Alaroog Research Station in Ardabil during 2013. Experiment arrangement was factorial based on randomized complete blocks design with three replications. First factor included seven reduced dosages of oxadiargyl (0, 0.05, 0.1, 0.2, 0.4, 0.6, 0.8 L a.i/ha) and second factor included oxadiargyl application timing (potato emergence, stoloning and tuber bulking). The results showed that application of 0.8 L a.i/ha of oxadiargyl reduced weed density and biomass to 48.40 and 66.16 percent, respectively which was not significantly different from applying 0.6 L a.i/ha. Maximum reduction percentage of weed density and biomass on the different potato growth stages was at potato emergence stage, which provided the best effectiveness of the oxadiargyl. On the other hand, application of 0.8 L a.i/ha oxadiargyl at potato emergence stage caused the highest mean of tubers weight per plant and total tuber yield, but was not significant on the tuber number per plant.
    Keywords: Weed density, dose- response, weed biomass, chemical control
  • Somaye Nazarian, Alireza Yadavi, Mohsen Movahedi Dehnavi, Hamid Reza Balouchi Pages 17-29
    In order to determine the critical period of weed control in sunflower (Helianthus annuus L. cv. Sandra)a field study was conducted in the Mobarakeh region during 2013. The experiment was carried out in a randomized complete blocks design with three replications. Treatments were based on the days after emergence of sunflower in two series. The first series consisted of weed removal, 10, 20, 30, 40, 50 and 60 days after sunflower emergence and then weed maintained until harvest. The second series consisted of weed maintaining till mentioned stages and then weed removal until harvest. Also, two control treatments (weed free and weed infested for all of the growth season) were applied. Results showed that with increasing period of weed interference, grain yield, oil yield, seed number per head and 1000 seed weight decreased significantly. Increasing period of weed control, above characteristics increased significantly. Increasing period of weed interference, weed dry weight significantly increased, but weed density first increased and then decreased. With increasing period of weed control, weed dry weight and density significantly reduced. Considering 10% acceptable grain yield losses, the critical period of weed control of sunflower was determined to be 12-40 days after emergence (between 4 leaves and flowering stage).
    Keywords: Critical period, interference, sunflower, seed yeild, weed control
  • Baratollah Sadeghi, Reza Baradarn, Mohammad Hossein Saberi Pages 31-43
    In order to investigate the critical period of weed control in sugar beet, an experiment was conducted during 2011-2012 in the experimental fields of Agricultural-Jihad training center of Qaen,. The experiment was conducted in a randomized complete blocks design with four replications using two series of different combinations of weed free and weed interference periods along with weedy and weed free checks as control. The first set of treatments were weed interference periods of 2, 4, 6, 8, 10 and 12 weeks after sugar beet planting, and the other set included weeding periods of above periods. Results showed the critical period of weed control based on 5, 10, 15, and 20% acceptable root yield reduction ranged between 10 - 106, 16 -80, 24 -78 and 31 -70 days after planting, respectively. A critical period of weed control for extractable sugar was observed to be 8 to 112 ,14 - 95, 22 - 82 and 29 - 74 days, after planting, respectively. The results showed significant difference between interference and weed free treatments on root yield extractable sugar, as well as weed dry weight. There was no significant difference for potassium content of sugar beet root among weed interference treatments, while it had significant difference among weed free treatments. In the results of this experiment the beginning of critical period control of weeds is 10 to 31 days and the end 70 to 106 days after planting.
    Keywords: weed, critical periods, sugar beet, yield
  • Saeed Mohammadi, Mehdi Rastgoo, Mohammad Ali Baghestani, Mosareza Vafaie-Tabar, Ebrahim Eizadi Darbandi Pages 45-61
    In order to evaluate the effects of sulfosulfuron application on morphological and reproductive traits of Iranian wild barley populations at two leaf and second node stages, an experiment was performed in Varamin region during 2013 and 2014 in the form of factorial randomized complete blocks design with four replications. The first factor included two levels of sulfosulfuron applications at two leaf (GS =12) and second node (GS = 32) stages of barley growth, and the control treatment was without herbicide. The second factor consisted of wild barley 20 populations, which were collected from across the country. Results showed that application of herbicide at above stages caused significant effects differences in terms of reduction of growth and reproduction of wild barley, but the use of herbicide at the second node stage was more effective. Populations showed differences in view of morphological and reproductive traits in response to herbicide treatments. Thus, the effect of herbicide on morphology and reproductive traits of Varamin, Isfahan, ShahReza and Golpayegan populations was the lowest, while on Shoush, Ramhormoz and Fasa populations was the highest.
    Keywords: Reproductive traits, growth stage, chemical management, barley morphology
  • Godarz Ahmadvand, Somaye Hajinia Pages 63-78
    Considering the importance of conservation tillage and reduction of herbicide in the sustainable management of agricultural systems, use of cover crops can be considered as an alternative or supplement to control of weeds. A field experiment was conducted at the Research Station of Agricultural Faculty, of Bu-Ali Sina University, in 2013. The experiment was carried out as a split- split plot based on a randomized complete blocks design with three replications. The treatments included tillage systems at three levels (conventional tillage, minimum tillage and no-tillage) as main plots, three levels of cover crop (Vetch (vica villosa Roth), barley (Hordeum vulgare L.) and without cover crop) as subplot, and two levels of integrated control of weeds (weed control and weed free) as sub-sub plots. Barley and vetch cover crops combined with integrated weed control in conventional tillage system could completely control the weeds. Application of cover crops in the conventional tillage, reduced tillage and no tillage systems reduced Shannon-Wiener diversity index of weeds by 54.24, 33.78 and 54.84 percent, respectively. Reduction rate of diversity index using integrated control in the conventional tillage, reduced tillage and no-tillage systems compared to the control by 66.66, 61.74 and 56 percent, respectively. The highest tuber yield (63.74 Tons per hectare) was obtained in conventional tillage system application with vetch cover crop combined with integrated weed control that was about 55.81% more than that of no integrated weed control and no cover crops application, treatment.
    Keywords: Conservation tillage, diversity indices, Shannon-Wiener, weed
  • Ebrahim Mamnoei, Ebrahim Eizadi Darbandi, Mehdi Rastgoo, Mohammad Ali Baghestani, Mohammad Hassan Zade Pages 79-96
    To study effects of nicosulfuron herbicide in soil on wheat, barley and rapeseed after corn harvesting, a field experiment was conducted at the research fields of Ferdowsi University of Mashhad, Iran. The experimental design was arranged in completely randomized blocks design with factorial arrangement of treatments with three replications. The factors included organic fertilizers at 4 levels (cow manure at 40 tons ha-1, vermicompost at l0 tons ha-1, 250 g m-2 mycorrhiza and control treatment without fertilizer). Nicosulfuron (Cruz®,4% SC) rates included 40 and 80 g ai ha-1, with and without the adjuvant (HydroMax™) at 0.5% (v/v). Each plot was divided into two halves with and without the herbicide application, in the corn farm. After harvest of corn, each plot was divided into three longitudinal sections and canola, wheat and barley were planted in each section. Results indicated that plant height, number of ears or silique per square meter, number of seeds per ear or silique, 1000-grain weight, shoot biomass and grain yield of rapeseed, wheat and barley significantly reduced when herbicide was applied at recommended dose. The addition of HydroMax with nicosulfuron, reduced aboveground biomass of mentioned crops, significantly. While organic matter decreased herbicide residue of nicosulfuron and increased plant growth. However, the highest seed yield and the lowest percentage of damage were 63, 419 446 g m-2, and 33%, 23%, 28% in rapeseed, wheat and barley respectly, when cow manure was used plus nicosulfuron at 40 g ai ha-1. In this study, crops sensitivity to soil residue of nicosulfuron herbicide in soil was ranked as rapeseed> barley> wheat.
    Keywords: Adjuvants, crop rotation, dry matter, organic fertilizers, residue
  • Samane Nikdel, Mohammad Hadi Pahlevani, Khalil Zenalinezhad, Ahmad Yamchi Pages 97-106
    The information of the genetic diversity of weed community helps researchers to find more effective biological control methods. In the present study the genetic diversity within and between populations of distaff thistle (Carthamus lanatus) was investigated using 24 ISSR markers. The populations were collected from eight different regions of Golestan province. Using 9 polymorphic (26.4 %) ISSR markers, the mean coefficient of similarity between individuals based on Jaccard, and descriptive parameters such as Nei’s gene diversity, Shannon's information index, percentage of polymorphic loci, observed number of alleles (na) and effective number of alleles (ne) were calculated for each population. The highest genetic similarity coefficient was observed in the ecotypes collected around Gomishan and the lowest occurred in ecotype Bandartorkman. Analysis of molecular variance showed that the genetic diversity among populations (63 percent) was higher than genetic variation between populations (23 percent). The highest values for Nei’s gene diversity, Shannon's information index, percentage of polymorphic loci, observed number of alleles, effective number of alleles was observed in ecotype Bandartorkman and the lowest values of these parameters occurred for ecotypes AshuradehIsland and Inchehbroon. Therefore, ecotype Bandartorkman had the highest, and ecotypes of AshuradehIsland and Inchehbroon the lowest within population genetic diversity.
    Keywords: Analysis of molecular variance, biological control, coefficient of similarity, ISSR
  • Sirvan Babaei, Hassan Alizadeh, Mohammad Ali Baghestani, Mohammad Reza Naghavi, Sohila Mohammadi Pages 107-119
    In order to investigate genetic variation of Hordeum spontaneum C. Koch populations in Iran, an experiment was conducted at the research section of the Department of Agronomy and Plant Breeding, University of Tehran from 2013 to 2014. In this study, 40 ecotypes of H. spontaneum collected from all parts of Iran were investigated by means of 11 SSR markers. Results revealed that the number of polymorphic bands for each primer varied from 2 to 14, on average, 7 and 5.6 polymorphic bands for all primers. Total variances observed were related to diversity among and within the populations which were 48% and 52% respectively. This means a high differentiation among the populations. The biotypes of wild barely (40) were divided into 5 groups including: A: Fars populations, B: populations of Yazd, Chaharmahal va bakhtiari, Lorestan, Ilam and Hamedan populations, C: Qazvin, Alborz, Khomein, Qom and Khorasan populations, D: Kurdistan, West Azarbaijan, Lorestan, Ardebil and Qazvin populations. E: Hamedan, Kurdistan and Kermanshah populations. The placement of closed area populations in one group may be due to penetrations into each other, through farm machinery or cultivated crop seeds. The hypothesis of seed transport from Fars province to far areas such as Karaj and Varamin is rejected. Knowledge of the genetic diversity of this weed, can lead to development of management plans in order to effectively control this weed especially in wheat fields.
    Keywords: Genetic diversity, SSR marker, weed dispersal