فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 47 (اردیبهشت 1396)
  • پیاپی 47 (اردیبهشت 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/02/23
  • تعداد عناوین: 6
|
  • لادن اعتضادی*، محمد جواد بینا صفحات 5-16
    باغ فضایی باز و گسترده است که بنا به الزاماتی می تواند برخی فضاهای بسته را در خود داشت ه باشد، اما آنگاه که فضاهای باز خردی را با انتظام های تعریف شده در خود جای می دهد، صورتی از باغ پدید می آید حاکی از یکی از تنوعات باغ ایرانی که موضوعی قابل بررسی است. در باغ های بیرجند، انواعی از فضاهای باز خرد، در درون یا در پیوست باغ همراه شده و ترکیبی تازه پدید آمده است. این باغ ها، با ساختار کلی تقریبا مشابه، ترکیبی از محوطه اصلی منظم و ساده با فضاهای باز کوچکتر هستند؛ ازحیاطی کوچک در قواره اتاق تا محوطه ای وسیع که خود به تنهایی به باغی می ماند، از فضای کوچک و فرش انداز مهتابی در مقابل عمارت که رو به چش مانداز باغ دارد تا فضای بام که چش ماندازی به گستره دشت را پیش رو می گذارد. این فضاهای باز که در انواع متعدد به محوطه با غها پیوست شده اند، با نق شهایی مختلف، شامل حیاط اندرونی، حیاط گشوده به باغ، حیاط بارانداز، حیاط ورودی، مهتابی، بام، صفه، شارمی، میدانچه، جلوخان و باغ زراعی هستند. عملکرد و نقش اصلی این فضاها مرتبط با وجه سکونت در باغ است و در عرصه گشوده باغ، محدود ه هایی را به قصد مهیا ساختن حریم اندرون شکل داده یا برای فراه مآوردن حوزه های مختلف فعالیت های وابسته به زندگی در باغ، گاه وسعت گرفته و خود مجالی برای آراسته شدن می شوند یا خردفضاهایی کوچ کاند اما به واسطه فراه مکردن امکان نظاره باغ، تکمی لکننده وجه تفرج باغ بوده اند. برخی از طریق ایجاد سلسله مراتب و امکان گسترش باغ در خود، یا امکان گردهم نشاندن ساختمان های باغ حول خود، ترکیبی خاص به ساختار هندسی باغ می دهند. این فضاها در باغ های بیرجند بیانگر نوعی از زندگی در باغ هستند و در این مجال مورد بررسی و طبق هبندی قرار م یگیرند. شناخت با غهای بیرجند سرنخی است برای جستجوی بیشتر در باغ های ایرانی به قصد تحقیق در وجوه مشابه یافتن پاسخ برای این پرسش که آیا در سایر باغ های ناشناخته ایران این ترکیب فضایی را می توان سراغ گرفت؟
    کلیدواژگان: منظر محوطه های باز، با غهای تاریخی بیرجند، حیاط، سکونت، تفرج، حیاط اندرونی
  • امین ماهان*، سید امیر منصوری صفحات 17-28
    واژه منظر با مفاهیم پیچیده عینی و ذهنی و ابعاد گسترده فیزیکی و غیر فیزیکی همواره محل بحث صاحبنظران و نظری هپردازان حوزه های فکری مرتبط با محیط زیست، جغرافیا، طراحی شهری ، معماری منظر و سایر رشته های وابسته بوده و به همین علت، تعاریف متنوع و رویکردهای متفاوت به موضوع منظر از سوی آنها مطرح شده است. در این راستا گاه سعی شده تا با گزینش نظریات صاحبنظران خارجی به تعریف منظر پرداخته یا گاه دریافت خود را از منظر به مثابه تعریفی خود بنیاد از آن در نظر گرفته اند. ارتباط انسان و محیط و تعامل بین این دو عنصر در مباحث منظرین، روابط پیچیده ای را در تعاریف منظر به وجود آورده است. گاه تعریف منظر را به سمت و سویی زیس تمحیطی سوق داده که با نگاهی اکولوژیک به آن توجه شده است ، گاه آن را عینیتی فارغ از انسان و ذهن او در نظر گرفته و گاه منظر را ذهنیتی مجرد تلقی کرده است. پیچیدگی وجوه عینی و ذهنی منظر باعث شده رشته های علمی که در جهان دو قطبی دکارت به وجود آمده و رشد کرده اند، منظر را به مفهومی تک بعدی تنزل داده و آن را به طور انتزاعی در وجوه عینی یا ذهنی جستجو کنند. تعاریف تصریح شده همواره بهترین شاخص و عیار برای ارزیابی نوع نگاه متخصصین به موضوع و نوع رویکرد آنهاست. از این رو پژوهش حاضر سعی دارد با گردآوری و دسته بندی اسناد کتابخانه ای شامل تعاریف داخلی و خارجی منظر در حوزه های و رشته های مختلف و تحلیل کیفی آنها به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی مفهوم منظر و شناخت رویکردهای مواجهه با آن دست یابد.
    کلیدواژگان: منظر، نظری هپردازان، ذهنی، عینی
  • غلامرضا ابراهیمی، حسین سلطان زاده*، غزال کرامتی صفحات 29-38
    سبک زندگی، اصطلاحی است که در بطن خود، مولفه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را می پروراند، تاثیر عمیقی در الگوهای رفتاری و گرایش های ذهنی افراد جامعه داشته و تاثیر فراوانی در شک لگیری فضای سکونت دارد. این گفتمان مکا نگزینی و فضای سکونت در رابطه سبک زندگی به عنوان موضوعی جدید و قابل تامل در چند دهه معاصر مورد توجه پژوهشگران و اندیشمندان در حوزه های مختلف علوم و م نجمله در عرصه معماری و شهرسازی بوده است. یکی از مصادیق و جلوه های تجلی سبک زندگی، کیفیت مکا نگزینی و فضای زیست بوده که به تبع آن معماری خانه ها را تحت شعاع قرار داده است. هدف از تدوین این پژوهش میزان اثربخشی فرهنگ غرب در سبک زندگی مردم شهر همدان در دوره اواخل قاجار بوده و به تبع آن، میزان تاثیرگذاری آن را در عرصه معماری خانه ها بازنمایی کرده است. روش تحقیق پژوهش به لحاظ روش تحقیق، از نوع تحلیل تاریخی، تفسیری است. منابع اطلاعاتی پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده و روش انتخاب نمونه های میدانی بر اساس نمون هگیری هدفمند بوده است. جهت انتخاب نمونه ها تمامی خانه های مربوط به اواخر دوره قاجار که دارای اسناد مطالعاتی بوده و امکان مطالعات میدانی فراهم بود مورد بررسی قرار گرفت و از میان نمونه ها، شش خانه انتخاب شد که دارای بیشترین تحول در عرصه معماری، با توجه به تغییر سبک زندگی صورت گرفته بود. مبنای سنجش و گزینش نمون ه ها بر اساس بیشترین میزان تاثیرپذیری و تحول آنها در سه سطح کلان، میانی و خرد معماری انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان دهنده تغییرات سبک زندگی در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بوده که به تبع این تغییرات، معماری خانه ها را تحت شعاع قرار داده است. این تغییرات در مرحله اول در معماری خانه های طبقه اعیانی و تجار به منصه ظهور رسیده است. بازنمایی تحول فضا در معماری این خانه ها در قالب تحول در عرصه های کلان، میانی و خردفضا صورت گرفته است. در عرصه کلان فضا، سادگی فرم و حذف حیاط های چندگانه قابل ملاحظه است. در عرصه تحولات میانی ، تحول در سازماندهی فضای داخلی و توسعه و بسط فضای داخلی مطرح بوده و در عرصه خرد فضا، اهمیت نمادین برخی از عناصر معماری شامل ستون، پله، و تزیینات مورد توجه بوده است.
    کلیدواژگان: فرهنگ غرب، تحول فضای داخلی، سبک زندگی، سازماندهی فضا، تمایز
  • شکیبا شریفیان*، مهدی محمدزاده، سیلویا نف، مصطفی مهرایین صفحات 39-48
    از سال های 1950 ، یعنی آغاز تکوین هنر مدرن عراقی، جریان «بازگشت به ریش ه ها » اندیشه محوری و جدای یناپذیر از هنر مدرن عراق بوده است. اکثر هنرمندان مدرن نسل اول، از جمله جواد سلیم و شاکر حسن السعید، ایده تداوم فرهنگی و پیوند سنت و مدرنیته و «الهام از میراث » 1 را محور اصلی آفرینش هنری خود قرار دادند و این رویکرد را به نسل های بعدی منتقل کردند. پژوهش حاضر علاوه بر توصیف و تحلیل آثار منتخب هنرمندان عراقی در این دوره، سیر تکوین هنر مدرن عراقی را مورد بررسی قرار داده و می کوشد به این پرسش پاسخ گوید : چه عوامل اجتماعی- فرهنگی زمینه ساز شک لگیری هنر نقاشی شده اند که در درون خود سعی در ایجاد پیوند میان انگاره ای مدرن و سنتی و تداوم بخشی به سنت دارند. برای پاس خگویی به این پرسش می کوشیم مبتنی بر نظریه روبرت وسنو، جامعه شناس فرهنگ آمریکایی، به آزمون این فرضیه بپردازیم که اگرچه شک لگیری و تولید عینی این جنبش ریشه در «بسیج منابع » دارد، محتوا و جه تگیری هنری این جنبش نقاشی )یعنی تداوم بخشی به سنت در کنار پرداختن به انگار ه های مدرن( تحت تاثیر عواملی همچون «افق اجتماعی « ،» بافت گفتمانی موجود » و «سرمایه فرهنگی » این نقاشان تعیین شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر که به روش تحلیلی- تاریخی به انجام رسیده نشان می دهد که هنرمندان مدرن عراق با استفاده از چهار منبع پیشااسلامی یا بی نالنهرینی، اسلامی، مدرن و فرهنگ عامه، نقاشی هایی را خلق کردند که در عین مدرن بودن، عراقی است ومی توان آن را به درستی «هنر مدرن عراق » نامید. تاثیر این منابع رامی توان در قالب فرم و محتوا یا به عبارت دیگر در زیبایی شناسی این آثار مشاهده کرد، که از آن میانمی توان به کاربرد چش مهای درشت و اغراق آمیز سومری، خطوط دورگیری ضخیم رایج در نگارگری عباسی، رنگ های بومی و تعویذها، حروف و خوشنویسی اسلامی، هلال، گنبد و مضامینی چون واقعه کربلا اشاره کرد.می توان گفت هنرمند عراقی از فرم و محتوایی استفاده می کند که پیوند هر چه بیشتر او را با «مکان »، که کشور عراق است به تصویر بکشد، چراکه مکان مهم ترین عنصر تامین و حفظ هویت است.
    کلیدواژگان: نقاشی مدرن عراق، هنر اسلامی، هنر پیشااسلامی، فرهنگ عامه، هنر مدرن، بسیج منابع، افق اجتماعی، بافت گفتمانی
  • مینو خانی*، کریستف بالایی، مصطفی گودرزی صفحات 55-70
    کاظم چلیپا از اولین هنرمندانی است که نامش به عنوان نقاش انقلاب در حافظه تاریخ هنر این ملک ثبت شده است. وی در دوران دانشجویی در دانشکده هنرهای زیبای تهران در رشته نقاشی زیر نظر اساتیدی همچون هانی بال الخاص به آموختن و کسب تجربه پرداخت. از آنجا که در خانواده ای مذهبی و هنرمند رشد کرده بود، با ظهور اولین حرکت های انقلابی به جمع هنرمندانی پیوست که به هنر متعهد و اجتماعی معتقد بودند و همراه و همگام با آنها به خلق آثاری پرداخت که تاثیرات خود از جامعه را به شکل هنرمندانه به جامعه برم یگرداند، راهی که در دوران جنگ و پس از آن ادامه داده است. هدف از انجام این تحقیق، بررسی بازتاب جنگ در آثار کاظم چلیپا با تاکید بر پیکره زن در آثار وی بود. فرضیه تحقیق عبارت بود از : به نظر می رسد چلیپا در خلق آثار خود با پیکره زن، قصد دارد به نقش اجتماعی زنان در اتفاقات اجتماعی معاصر همچون انقلاب و دفاع مقدس بپردازد. به همین دلیل در مقاله حاضر، بعد از نگاهی به آرا و نظرات این هنرمند در خصوص نقاشی انقلاب و دفاع مقدس، دوازده پرده از آثار وی که بازتاب جنگ در آنها دیده شد، بررسی شد و سه پرده با محوریت نقش زن/ مادر برای مطالعه عمیق تر با تکیه بر روش شناسی آثار هنری اروین پانوفسکی انتخاب شد. روش انجام این تحقیق، تحلیل محتوا و روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و میدانی بود. بررس ی ها نشان داد که چلیپا هنرمندی مرد منگار است، وی از نشان ه ها و نمادهای متعددی استفاده کرده که از میان آنها می توان به اینها اشاره کرد : نماد گیاهی مثل گل های لاله و شقایق و درخت سرو و نخلستان، نماد مذهبی قرآن و پرچم، نماد انقلابی مثل چفیه و پیشان یبند، نماد جنگی مثل تانک و شمشیر، نماد حیوانی مثل اسب، موش و پرستو در آثارش بهره برده است. ردپای پررنگ نقاشی قهوه خانه ای در آثار چلیپا به خوبی قابل مشاهده است. موضوعاتی که در پرده های چلیپا دیده شد عبارت بودند از : شهید، حضور نیروهای مردمی، نقش امام خمینی )ره(، رزمنده، سودجویان زمان جنگ، آواره های جنگی، زندگی بعد از جنگ و شهدای مفقودالاثر و البته موضوع بسیاری از مهم ترین آثارش، زن/ مادر است. چلیپا این زنان را در سنین مختلف جوان، بزرگسال و میانه سال تصویر و تلاش کرده تعلق آنها به قوم و منطقه خاص را نشان دهد؛ ضمن اینکه قصد اصلی وی تاکید بر نقش اجتماعی زن و روحیه حمای تگر وی طی اتفاقات اجتماعی معاصر ایران همچون انقلاب و دفاع مقدس بوده است.
    کلیدواژگان: کاظم چلیپا، نقاشی انقلاب، هنر دفاع مقدس، جنگ هشت ساله
  • سحر نوری زاده *، کاوه صیدانی صفحات 65-76
    معماری منظر رویکردی چند بعدی بوده که صاحبنظران ابعاد مختلفی برای آن تعریف کرد هاند. علاوه بر آن حرفه ای بین رشته ای است که طی تعامل با دانش های مختلف راه خود را می یابد. محیط زیست طبیعی و فرهنگی، اوقات فراغت، هنرهای تجسمی، علوم انسانی، دانش های فنی مربوط به شناخت طبیعت، گونه های گیاهی، تاسیسات زیرساختی و بسیاری زمینه های دیگر در فرایندی هدفدار به کمک گرفته می شوند تا تئوری معماری منظر حاصل آید. بررسی علمی این رشته به دلیل متغیرهای زیاد دخیل در آن از پیچیدگی زیادی برخوردار است. علی رغم تحقیقاتی که در رابطه با ابعاد معماری منظر و کیفیت آن انجام شده، هنوز چارچوب و روشی مشخص برای بررسی مطالعات مربوط به این حوزه، اندک است. لذا تحقیق پیش رو در راستای این موضوع و با هدف شناخت ابزارهای عمد های تدوین شده که در ارتباط با تجزیه و تحلیل و ارزیابی ابعاد گوناگون منظر وجود دارد، و در پی آن است که مطالعات مربوط به حوزه منظر را تا حدودی قاعده مند سازد. ابزارهای تحلیلی ذکر شده در متن با رجوع به مطالعات پیشین گردآوری شده و سپس براساس موضوع مورد مطالعه خود در چارچوب اهداف ذکر شده برای معماری منظر، دسته بندی شده اند. پس از معرفی اجمالی تعدادی از آنها، در نهایت پنج مورد شامل LAA، VIA، EIA، SEA و SIA با موضوعات زیباشناسانه، زیس تمحیطی و فرهنگی اجتماعی که از جامعیت بیشتری برخوردارند، مورد مطالعه قرار گرفته اند. ویژگی های هر ابزار در قالب روش ها و تکنی ک های متفاوت برای پیشبرد فرایند، شرح داده شده و درنهایت بررسی تطبیقی میان ابزارهای هر رویکرد به منظور شناخت بهتر وسهولت انتخاب آنها صورت گرفته است. نتیجه این مقاله مشخ صکننده چارچوبی از دسته بندی و معرفی ابزارهای کاربردی و جامع تر برای تحلیل منظر براساس هدف و تکنیک های تجزیه و تحلیل بوده که می تواند تحقیقی پایه در زمینه مطالعات ابعاد گوناگون منظر باشد.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی معماری منظر، اهداف، ابزار، تجزیه و تحلیل
|
  • Ladan Etezadi *, Mohammad Javad Bina Pages 5-16
    The garden is essentially an extensive open space that can include various types of closed spaces within. However, in some cases, there are various types of open space combined in the garden according to defined arrangements. This poses a new form and a variation in the structure of the classical Persian Garden, which is the subject of the present investigation. The general scheme of a Persian Garden is a wide and open space, and in the case of gardens of Birjand, garden space that is integrated with other types of smaller scale open spaces to create new combinations. These gardens are similar in structure, composed in an orderly yet simple layout and integrated with smaller open spaces. These auxiliary spaces range in scale from a small yard to an extensive area like a garden itself. They can even be the size of a bay of a mahtabi in front of the main building which overlooks the whole garden or can be the size of a stone-paved roof that looks out on its surrounding plains. These open spaces attach to the garden space in a number of ways, each with a distinct function. They include the andaruni courtyard, open courtyard, loading area, entrance yard, mahtabi, roof, soffeh, sharemi, meydancheh, jelo-khan, and orchard. The main function of these spaces relates to the residential aspect of a garden, i.e., they either form a private andarun area, or grow larger to house different activities pertaining to residential life in a garden, and important enough to be landscaped. Moreover, other types of these spaces provide special views to the garden, contributing to the recreational aspect of a garden. In addition, there are other spaces that create hierarchy and provide the possibility of extension of the garden space, or define a zone around which buildings can be arranged, all of which relate to the geometric structure of a garden. These spaces denote a special way of life which is investigated and categorized in this paper. Examination of gardens of Birjand is the clue to further research on Persian Gardens, and essential to determining whether other not-yet-studied gardens of Iran pose the same spatial combinations.
    Keywords: Persian garden, Landscape of open space, Historical gardens of Birjand, Courtyard, Residence, Pleasure garden
  • Amin Mahan*, Seyed Amir Mansouri Pages 17-28
    The term ‘Landscape’ with complex objective and subjective concepts and extensive physical and non physical aspects, has always been of special interest to authorities and theoreticians in the intellectual fields related to the Ecology, Geography, Urban Design, Landscape Architecture and other related disciplines and fields. Additionally, sometimes provided definitions have simply directed the concept of ‘Landscape’ toward an environmental issue, which has been taken into consideration from an ecological perspective. As a result, different definitions and approaches have been raised for the issue of ‘Landscape’. In this respect, sometimes there have been attempts to define the term ‘Landscape’ by looking at scholars’ and experts’ perspectives from other countries (beside Iran) , or sometimes by typically considering their own perception of the term ‘Landscape’ as a definition. Moreover, the relationship between man and the environment and the interaction between these two elements in the discussions of Landscape experts and scholars, have created complex relations in the existing definitions of ‘Landscape’. Thus, sometimes the concept of ‘Landscape’ is regarded as an objective fact, which is apart from the man and his mind, and sometimes it is considered as an absolute abstract subjective reality. The objective and subjective complexity aspects of ‘Landscape’ have led the scientific disciplines, developed and grown in the Descartes’ bipolar world, to restraint ‘Landscape’ to merely one-dimensional concept and consider it as an abstract concept in its objective or subjective forms. Furthermore, stated definitions have always been the best indicator and criteria for evaluating the experts’ perspectives of the issue and their approach types. Therefore, by collecting and classifying library documents including inside-and-outside- country provided definitions of the concept of ‘Landscape’ in different areas and disciplines and also by qualitative analysis of inferential and analytical methods, this study attempts to examine the concept of ‘Landscape’ and understand the approaches to deal with it.
    Keywords: Landscape, Theorists, Subjective, Objective
  • Gholamreza Ebrahimi, Hossein Soltanzadeh *, Ghazal Keramati Pages 29-38
    The term lifestyle which comprises social, cultural, and economic elements has a profound impact on behavioral patterns and mental attitudes of individuals in the society and affects the architecture of their living place. In the recent decades, the discourse of housing choice pattern and living space in relation to lifestyle as a new subject has attracted the attention of the researchers and scholars in various fields of study including architecture and urbanism. One of the manifestations of the lifestyle is the quality of housing choice pattern as well as the quality of the living place which in turn exerts an influence on the architecture of the houses. The present study sets out to investigate the extent to which western lifestyle affected people`s lifestyle in the late Qajar dynasty in Hamadan and the influence that this kind of lifestyle had on the architecture of the houses in this period. The study employed a historical-interpretive analysis methodology. The data for the study were collected using library resources and field study. The samples for the field study were selected based on purposive sampling. In order to select the sample houses, all the documented houses which dated back to the late Qajar period and lent themselves to field study were examined. As many as six houses which displayed greater architectural developments due to lifestyle changes were selected. More specifically, the houses which were affected more profoundly by the western lifestyle in terms of architectural features in three macro-level, middle level, and micro-level were selected. The results showed that lifestyle changes occurred in social, cultural, and economic levels which in turn overshadowed the architecture of the houses, too. These changes were first demonstrated in the houses belonging to the grandees and merchants. The architectural evolution in these houses was examined at macro, middle, and micro levels. At the macro level, the simplicity of form and the elimination of multiple courtyards were significant. At the middle level, an evolution in the organization of the interior space and its development was observed. Finally, at the micro level, the symbolic significance of some architectural elements such as columns, stairs, and decoration was notable.
    Keywords: Western culture, Interior space evolution, Lifestyle, Space organization, Differentiation
  • Shakiba Sharifian*, Mehdi Mohammadzade, Silvia Naef, Mostafa Mehraeen Pages 39-48
    Since the early years of 1950, which represent the development period of modern Iraqi art, the “return to the roots” movement has been an impartible mainstream in Iraq. The first generation of modern artists like Jewad Salim and Shakir Hassan Al-Said considered “cultural continuity” and the link between “tradition and modernity” and “inspiration from heritage1” as the main essence of their artistic creation and bequeathed this approach to their next generation. Having analyzed and described a selection of artworks of modern Iraqi artists, this paper discusses the evolution of modern Iraqi art, and aims to determine cultural and artistic continuity in modern paintings of Iraq. It also seeks to answer the questions that investigate the socio-cultural factors that underlie the formation of art and establish a link between traditional and modern ideas and lead to continuity in tradition. Therefore, the research hypothesis is put to scrutiny on the basis of Robert wuthnow’s theory. According to Wuthnow, although configuration and the objective production of this movement is rooted in the “mobilization of resources”, the artistic content and approach of the painting movement (i.e. the continuation of the tradition along with addressing modern ideas) is influenced by factors such as “social Horizon”, “existing discursive context” and “cultural capital” of the painters. Research results that are derived from historical-analytical methods reveal that modern Iraqi artists used the four Islamic, pre-Islamic or Mesopotamian, modern source and folkloric sources to create paintings which were modern and Iraqi at the same time that could be definitely called “Modern Iraqi art”. The impact of these mentioned sources can be seen in form and content or generally in aesthetic values of these works which are obviously traceable in large exaggerated Sumerian eyes, dark and thick tracing lines in Abbasid painting, indigenous colors and amulet, letters, Islamic calligraphy, crescent, dome, and themes of the Karbala incident. It can be asserted that the Iraqi artist depicts the forms and contents that offer a strong link to “place”, which is “Iraq”, as the place is the most important element in maintaining and preserving identity.
    Keywords: Keywords Modern Iraqi art, Islamic art, Pre-Islamic art, Popular culture, Modern art, Mobilization of resources, Social horizon, Discursive context
  • Minoo Khany*, Christophe Balay, Mostafa Goodarzi Pages 55-70
    In Iranian art history, Kazem Chalipa is recorded as one of the pioneer Iranian artists who are known as painters of Islamic Revolution. He has been a painting student of Hannibal Alkhas at Tehran University Faculty of Fine Arts and under his supervision he learned and gained experience. Since being grown up in a religious family, with the advent of the revolutionary movements, he joined the artists who believed in committed social art and created works influences by the society. These artists artistically returned to the society the sense they have received from; the path that continued during the years of Iran-Iraq war and then after. In this paper, the artist’s viewpoints about Islamic Revolution and Sacred Defense paintings are discussed. Then, among twelve works of his which have reflections of Iran-Iraq war, three works focusing on the role of women/mother are analyzed. These studies showed that Chalipa is an ethnographer. He uses a variety of symbols. Signs of Ghahve Khaneh (Coffee House) Art can be clearly traced in his works and women/ mothers are the subjects of many of his works. Chalipa has painted them in different ages: young, adult and aged and has tried to depict them with their ethnic garments while his main intention is to emphasize the role of women and their protective spirit and role in contemporary social events, particularly in Islamic Revolution and Sacred Defense.
    Keywords: Kazem Chalipa, Painting, Sacred Defense, 8-year Iraqi war against Iran
  • Sahar Noorizade *, Kaveh Seidaei Pages 65-76
    Landscape architecture is a multidimensional approach that experts definit various aspects for it. Also, it is a interdisciplinary profession that find its way by interaction with different sciences. Cultural and natural environment, leisure times, visual arts, humanities sciences, technical sciences that are related to the nature understanding, plant species, infrastructures and many other fields are used in a target and arranged process for achieving the theory of landscape architecture. because of involving numerous variables parameters, academic review of this field has so many complexities. Despite of existing of researches that have been done in related to the landscape architecture dimentions and its qualities, there is a few specific methods and frameworks for checking the studies of this field yet. So this article is codified in the same line with this issue and the aim of it, is recognition of major tools that are related to analysing of different dimentions of landscape. It wants to make regular and arranged the studies of landscape field approximately. Analysis tools mentioned in the article are collected with reference to previous studies and then are catogorized based on their studing subject in the framework of mentioned objects for the landscape architecture. After a brief introduction of some tools, finally five case of them inclusive of LAA, VIA, EIA, SEA, SIA with aesthetics, environmental and sociocultural subjects and are more comprehensive are studied more. Characteristics of each tool in terms of methods and techniques to advance the process are described. finally we have an comparative checking between tools of an object to better understanding and ease selection. The conclusion of this article is determiner of a framework for classifing and introduction of existing methods of landscape analysing based on objects, tools and analysis techniques and can be a base article in the field of different dimentions of landscape studies.
    Keywords: Keywords Landscape architecture, Objects, Tools, Analysis