فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 423 (هفته سوم اردیبهشت 1396)
  • پیاپی 423 (هفته سوم اردیبهشت 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/02/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • مجتبی رحیمی ورپشتی، داریوش مرادی فارسانی، آنسه صالح نیا، کامران منتظری، امیر شفا صفحات 278-284
    مقدمه
    درد و تهوع/استفراغ بعد از عمل، جزء شایع ترین عوارض پس از اعمال جراحی ماژور چشمی هستند ودر رابطه با کنترل آن ها، اتفاق نظر کلی وجود ندارد. در این مطالعه، تاثیر سولفات منیزیم بر درد، تهوع/استفراغ بعد از عمل و میزان داروی هوشبر و مخدر مصرفی در جراحی های پیوند قرنیه و ترمیم جداشدگی شبکیه بررسی شد.
    روش ها
    در این مطالعه، 110 بیمار کاندیدای پیوند قرنیه و ویترکتومی به دو گروه مساوی تقسیم و به روش مشابه بیهوش شدند. قبل ازالقای بیهوشی، در بیماران گروه مورد سولفات منیزیم وریدی به میزان 50 میلی گرم بر کیلوگرم ظرف 10 دقیقه و سپس، 15 میلی گرم بر کیلوگرم در ساعت، و در بیماران گروه شاهد، نرمال سالین با حجم و زمان مشابه تجویز شد. شدت درد، تهوع/استفراغ، میزان مصرف مخدر اضافه و همچنین، میزان کل داروی هوشبر و پارامترهای همودینامیک حین و پس از عمل ثبت و بررسی شد.
    یافته ها
    در گروه مورد، شدت درد (8/1) و تهوع (3/0) کمتر از این مقادیر در گروه شاهد (شدت درد 8/2 و شدت تهوع 1/1) بود (020/0 = P برای هر دو)، اما فراوانی بروز استفراغ (500/0 = P) و دز کلی پتیدین و اندانسترون (050/0 < P) بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    تجویز سولفات منیزیم نسبت به دارونما در جراحی پیوند قرنیه و ویترکتومی، دارای تاثیر بیشتری بر کاهش درد و تهوع بعد از عمل و مصرف داروی هوشبر در حین عمل می باشد.
    کلیدواژگان: پیوند قرنیه، سولفات منیزیم، درد، تهوع، ویترکتومی
  • بررسی نتایج درمان جراحی فاشیکتومی بیماران مبتلا به دوپویترن
    ابوالقاسم زارع زاده، عبدالرسول لایقی، سید محمدحسین جمال الدینی صفحات 285-290
    مقدمه
    بیماری دوپویترن، بیماری بافت نرم است که با فیبروز پیش رونده فاشیای پالمار دست مشخص می شود. شیوع بیماری 0/11-5/0 و بروز آن در امریکا، سالانه 3 مورد در هر 10000 نفر است. درمان های دارویی در این بیماری، موفقیت چندانی نداشته است و شایع ترین درمان، استفاده از درمان های جراحی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثرات درمان جراحی فاشیکتومی بر Contracture انگشتان در بیماران مبتلا به دوپویترن بود.
    روش ها
    36 بیمار مبتلا به دوپویترن برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. شیوه نامه ی استاندارد فاشیکتومی بر روی این بیماران انجام شد. 3 هفته پس از جراحی، فیزیوتراپی آغاز شد. میزان Flexion contracture در زمان های قبل از جراحی، 3، 6 و 12 ماه پس از عمل جراحی بررسی شد.
    یافته ها
    از 36 بیمار شرکت کننده در مطالعه، 3/83 درصد مرد و بقیه زن بودند. میانگین سنی بیماران 06/8 ± 11/55 سال بود. مقایسه ی میزان Flexion contracture در مفاصل Metacarpophalangeal (MCP) و Proximal interphalangeal (PIP) در کلیه ی انگشتان قبل از عمل جراحی و 3 ماه پس از جراحی، نشان داد که این میزان کاهش معنی داری داشته است. مقایسه ی نتایج قبل از عمل جراحی و 6 و 12 ماه پس از جراحی، نشان دهنده ی کاهش معنی دار در Flexion contracture در کلیه ی انگشتان بوده است. میزان Contracture در 6 و 12 ماه پس از عمل، تفاوت چندانی نداشت.
    نتیجه گیری
    درمان های جراحی مانند فاشیکتومی در بیماران مبتلا به دوپویترن، می تواند اثرات مثبت درمانی به همراه داشته باشد. میزان موفقیت درمانی فاشیکتومی و اعمال جراحی در بیماران دوپویترن بالا می باشد.
    کلیدواژگان: بیماری دوپویترن، درمان جراحی، فاشیکتومی
  • بررسی اثر سلنیوم تزریقی بر حداکثر فشار عضله ی دمی در بیماران تحت تهویه ی مکانیکی تهاجمی بستری در بخش مراقبت های ویژه در مقایسه با گروه شاهد
    بابک علی کیایی، نازنین مهین پرور صفحات 291-296
    مقدمه
    هدف از انجام این مطالعه، تعیین اثر سلنیوم بر حداکثر فشار عضله ی دمی در بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بود.
    روش ها
    طی یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی، 50 بیمار تحت تهویه ی مکانیکی بستری در بخش مراقبت های ویژه ی بیمارستان الزهرای (س) اصفهان در سال 1393 انتخاب و در دو گروه 25 نفره ی مورد و شاهد توزیع شدند. در گروه مورد، از زمان اتصال بیمار به دستگاه تهویه ی مکانیکی، روزانه 1 میلی گرم سلنیوم خوراکی به همراه غذا برای بیماران گاواژ شد و در گروه شاهد، داوریی استفاده نشد. بیماران دو گروه از نظر زمان جداسازی از دستگاه، پارامترهای تنفسی، شاخص های همودینامیک، مدت زمان تهویه ی مکانیکی و پیامد جداسازی از دستگاه مقایسه شدند.
    یافته ها
    موارد اکستوباسیون موفق در گروه های مورد و شاهد به ترتیب 17 (68 درصد) و 16 مورد (64 درصد) بود و اختلاف دو گروه معنی دار نبود (770/0 = P). میانگین حداکثر فشار عضله ی دمی در بدو شروع تهویه ی مکانیکی در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 73/2 ± 36/20- و 41/2 ± 04/21- سانتی متر آب (360/0 = P)، در زمان رسیدن به Pressure support ventilation (PSV) 8 سانتی متر آب، به ترتیب 73/2 ± 72/24- و 52/1 ± 16/22- سانتی متر آب (001/0 > P) و در زمان رسیدن به PSV 5 سانتی متر آب، به ترتیب 58/2 ± 52/24- و 61/4 ± 12/29- سانتی متر آب (001/0 > P) و اختلاف دو گروه در PSV معادل 5 و 8 سانتی متر آب معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    تجویز سلنیوم، با کاهش مقاومت راه هوایی در بیماران تحت تهویه ی مکانیکی همراه بود، اما میزان موفقیت جداسازی و زمان جداسازی از دستگاه تهویه ی مکانیکی در دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری نداشت. در عین حال، توصیه می گردد در این زمینه مطالعات وسیع تری انجام گیرد.
    کلیدواژگان: سلنیوم، حداکثر فشار عضله ی دمی، تهویه ی مکانیکی
  • الهام علی بیگی بنی، فریبا جعفری، اعظم صالحی، فاطمه سخنوری صفحات 297-302
    مقدمه
    بر طبق پژوهش‏های پیشین، استرس به عنوان مهم ترین عامل در ابتلا و تشدید علایم بیماری های پوستی از جمله Psoriasis شناخته شده است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی بر علائم جسمانی بیماران مبتلا به Psoriasis صورت پذیرفت.
    روش ها
    روش مطالعه در این پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی پیش‏آزمون- پس‏آزمون و پی گیری 45 روزه با گروه شاهد بود. گروه مورد، 10 جلسه آموزش ذهن‏آگاهی را دریافت نمودند. برای همه‏ی بیماران، از پرسش نامه‏ی علایم جسمانی Psoriasis area severity index (PASI) قبل از درمان و 45 روز پس از درمان استفاده شد. سپس، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بین دو گروه مورد و شاهد، از لحاظ علایم جسمانی Psoriasis (نمره ی PASI)، در پایان درمان و همچنین، 45 روز بعد از درمان تفاوت معنی داری وجود داشت (050/0 > P برای هر دو).
    نتیجه گیری
    آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی، می‏تواند به عنوان یک روش موثر برای کاهش علایم جسمانی در بیماران مبتلا به Psoriasis در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: Psoriasis، ذهن آگاهی، استرس
  • سامان معروفی زاده، نرگس باقری لنکرانی، امیر الماسی حشیانی، پیام امینی، آرزو اسماعیل زاده، بهناز نوید، مریم محمدی، رضا عمانی سامانی صفحات 303-309
    مقدمه
    در سال های اخیر، شیوع زایمان سزارین به طور قابل ملاحظه ای در سراسر جهان به ویژه در ایران افزایش یافته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین شیوع زایمان سزارین در زنان نخست زا و عوامل مرتبط با آن در زایشگاه های استان تهران بود.
    روش ها
    این مطالعه ی مقطعی بر روی 2120 زن نخست زا با زایمان تک قلویی مراجعه کننده به زایشگاه های استان تهران طی 30-15 تیر 1394 انجام شد. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته و از طریق مصاحبه با مادران و بررسی پرونده ی آنان در اتاق زایمان جمع آوری شد. به منظور بررسی عوامل مرتبط با زایمان سزارین، از مدل Logistic regression استفاده گردید.
    یافته ها
    شیوع زایمان سزارین در این مطالعه برابر با 1/72 درصد بود. نتایج تحلیل تک متغیره نشان داد که سن بالای مادر، تحصیلات دانشگاهی پدر و مادر، اشتغال مادر، وضعیت اقتصادی بالا، نمایه ی توده ی بدنی بالای مادر، دور سر بالای نوزاد، پره اکلامپسی و استفاده از روش های کمک باروری با زایمان سزارین ارتباط داشت (050/0 > P). در تحلیل چند متغیره، سن مادر، وضعیت اقتصادی، نمایه ی توده ی بدنی مادر و دور سر نوزاد بر زایمان سزارین اثر معنی داری داشتند (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    شیوع زایمان سزارین در تهران بسیار بالا می باشد. عواملی مانند سن مادر، وضعیت اقتصادی، نمایه ی توده ی بدنی و دور سر نوزاد در افزایش زایمان سزارین نقش دارند. همچنین، نیاز مبرم به بهبود آموزش، بالا بردن کیفیت خدمات زایمان طبیعی و ارایه ی مداخلات روان شناختی به منظور کاهش میزان زایمان سزارین و عوارض جانبی آن وجود دارد.
    کلیدواژگان: زایمان سزارین، بارداری، ایران
  • آناهیتا هیرمن پور، ریحانک طلاکوب، ندا محمد صالحی، معصومه تقیان صفحات 310-317
    مقدمه
    مطالعه ی حاضر با هدف تعیین اثر مقایسه ای داروهای دگزامتازون، اندانسترون و کتامین وریدی در پیش گیری از لرز، در خانم های تحت سزارین با بیهوشی عمومی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه ی کارآزمایی بالینی دو سو کور، از نوع مطالعات شاهددار تصادفی شده بود. 160 بیمار با American Society of Anesthesiologists (ASA) درجات I و II کاندیدای سزارین تحت بیهوشی عمومی به چهار گروه دریافت کننده ی اندانسترون، دگزامتازون، کتامین و دارونما تقسیم شدند. حجم نمونه ی مورد نیاز این مطالعه با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه جهت مقایسه ی نسبت ها به تعداد 40 بیمار در هر گروه برآورد شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون ANOVA، جداول فراوانی و آزمون 2χ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 050/0 > P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میزان درجات لرز تنها در 4 دوره (بدو ورود و دقایق 10، 20 و 70 ریکاوری) بین چهار گروه تفاوت معنی داری داشت (050/0 > P). میزان درجات لرز بدو ورود و دقایق 10، 20 و 70 ریکاوری در گروه شاهد بیشتر از سایر گروه ها بود (درصد بدون لرز در گروه های دیگر بیشتر از گروه شاهد بود)، اما بین میزان درجات لرز گروه های دارویی دگزامتازون، اندانسترون و کتامین وریدی، تفاوت معنی داری وجود نداشت (050/0 < P).
    نتیجه گیری
    تجویز داروهای دگزامتازون، اندانسترون و کتامین وریدی در پیش گیری از لرز تاثیر یکسانی داشته است.
    کلیدواژگان: لرز پس از بیهوشی، اندانسترون، دگزامتازون، کتامین
  • حامد علیزاده پهلوانی، حمید رجبی، محمد نبیونی، پژمان معتمدی، ندا خالدی صفحات 318-325
    مقدمه
    هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر تمرین هوازی با مصرف ملاتونین بر بیان نشانگرهای Bax و 2-Bcl میوکارد رت ها پس از ایسکمی ریپرفیوژن بود.
    روش ها
    30 رت صحرایی نر ویستار دو تا سه ماهه با وزن تقریبی 250-200 گرم به پنج گروه پایلوت (14 رت)، شاهد (4 رت)، ملاتونین (4 رت)، تمرین هوازی (4 رت) و تمرین هوازی و ملاتونین (4 رت) تقسیم بندی شدند. گروه های ملاتونین به مدت یک ماه هر روز با دوز 10 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تیمار شدند. برای گروه های تمرین هوازی و تمرین هوازی و ملاتونین نیز دوره ی تمرینی یک ماهه با تواتر سه جلسه در هفته روی تردمیل انجام شد. سپس تمام رت ها در دو روز متوالی با فاصله ی 24 ساعت تحت تزریق داروی ایزوپرنالین با دوز 150 و 125 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن قرار گرفتند. در نهایت، رت ها پس از تایید سکته تشریح شدند و اندازه گیری بیان ژن های Bax و 2-Bcl به روش Real-time polymerase chain reaction انجام گردید. داده های به دست آمده با استفاده از فرمول 2-∆∆ct و آزمون های Independent t، ANOVA و Kruskal-Wallis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تیمار ملاتونین و تمرین هوازی به تنهایی بر بیان ژن های Bax و 2-Bcl تاثیر اندکی داشت، اما تمرین هوازی با مصرف ملاتونین توانست بیان این ژن ها را به ترتیب کاهش و افزایش دهد. ژن های Bax و 2-Bcl نسبت به تیمار ملاتونین به تنهایی تاثیر معنی داری نشان دادند.
    نتیجه گیری
    تمرین هوازی با مصرف ملاتونین می تواند از میزان حجم سکته ی میوکارد احتمالی بکاهد.
    کلیدواژگان: آپوپتوز، تمرین هوازی، ملاتونین
|
  • Mojtaba Rahimi-Varposhti, Darioush Moradi-Farsani, Aneseh Salehnia, Kamran Montazeri, Amir Shafa Pages 278-284
    Background
    Pain and postoperative nausea/vomiting (PONV) are of the most frequent complications after major ophthalmologic surgeries, and there is no general agreement on the effective method of controlling them. We compared the effects of magnesium sulfate on pain, nausea/vomiting, and anesthetic and analgesic requirement after corneal transplantation and vitrectomy surgeries.
    Methods
    110 patients undergoing corneal transplantation and vitrectomy under the same manner of general anesthesia were distributed into two equal groups. In the first group, magnesium sulfate (50 mg/kg) was administered during 10 minutes just before induction of anesthesia, and then during the surgery (15 mg/kg/hour). In the placebo group, normal saline was prescribed in the same way. Information concerning the pain (visual analog scale or VAS) and nausea/vomiting, total anesthetic and additional opioid consumption, and patient's hemodynamic status was collected and compared.
    Findings: The mean intensity of pain and nausea were significantly lower in magnesium sulfate group compared to placebo group in the all periods during the study (pain: 1.8 and 2.8, respectively, P = 0.020; nausea: 0.35 and 1.1, respectively, P = 0.020). But, there were no significant difference in the incidence of vomiting (P = 0.500) and total doses of ondansetrone and pethidine consumption among the two groups (P > 0.050).
    Conclusion
    Magnesium sulfate administration is more effective than placebo to reduce anesthetic consumption, pain, and nausea/vomiting after corneal transplantation and vitrectomy.
    Keywords: Corneal transplantation, Magnesium sulfate, Pain, Nausea, Vitrectomy
  • Evaluation of the Effects of Fasciectomy on Finger Contracture in Patients with Dupuytren's Disease
    Abolghasem Zarezadeh, Abdolrasoul Layeghi, Sayed Mohammad Hosein Jamaloddini Pages 285-290
    Background
    Dupuytren's disease is a soft-tissue benign disease diagnosed by progressive and irreversible fibrosis in hand's palmar fascia. The prevalence of Dupuytren's disease is 0.5-11 percent and the incidence is 3 cases per 10,000 persons in a year. Treatment options are medical and surgical. The aim of this study was to evaluate the effect of fasciectomy in flexion contracture of hand fingers in patients with Dupuytren's disease.
    Methods
    36 patients were selected for this study. Surgical intervention was done for all the patients with the standard protocol of fasciectomy. After the surgery and physiotherapies, patients came to clinic for follow up and the degree of flexion contracture was evaluated 3 times including 3, 6, and 12 months after the surgery.
    Findings: 36 patients (83.3% was men) participated in this study. Comparing the degree of flexion contracture in metacarpophalangeal (MCP) and proximal interphalangeal (PIP) joints of fingers before surgery and after 3 months showed significant decrease in degree of flexion contracture. Comparing the results after 6 and 12 months of surgery showed a little difference in flexion contracture that was not statistically significant. Multivariate analysis showed that changes of flexion contracture over the time in each finger and in MCP and PIP joints were significantly different.
    Conclusion
    Surgical treatment, especially fasciectomy, has beneficial effects on patients with Dupuytren's disease and induces its effects during short time. The success rate of fasciectomy in these patients is greater than other treatments.
    Keywords: Dupuytren's disease, Surgery, Fasciectomy
  • The Effect of Selenium on Maximum Inspiratory Pressure in Patients under Mechanical Ventilation in Intensive Care Units
    Babak Alikiaii, Nazanin Mahinparvar Pages 291-296
    Background
    The aim of this study was to determine the effects of selenium on the maximum inspiratory pressure in patients under mechanical ventilation admitted to the intensive care units.
    Methods
    In a clinical-trial study, 50 patients under mechanical ventilation in intensive care units of Alzahra hospital, Isfahan, Iran, were selected and randomly divided in to two groups. First group of patients received selenium 1 µg daily orally with meal when were connected to the ventilator; the second group did not received the drug. The two groups were compared in terms of time separating device parameters, respiratory, hemodynamic parameters, duration of weaning from ventilation, and outcomes.
    Findings: Weaning extubation was done in 17 (68%) and 16 (64%) cases of selenium and control groups, respectively, without any significant difference between the two groups (P = 0.77). The mean (± SD) maximum inspiratory pressure was -20.36 ± 2.73 and -21.04 ± 2.41 cmH2O at the beginning of ventilation (P = 0.360), -24.72 ± 2.73 and -22.16 ± 1.52 cmH2O at the pressure support ventilation (PSV) of 8 cmH2O (P
    Conclusion
    Prescribed selenium led to reduced airway resistance in patients receiving mechanical ventilation, but weaning of extubation and time of separation were not difference with and without selenium. More studies are recommended to be done in this case.
    Keywords: Selenium, Maximal respiratory pressures, Mechanical ventilation
  • Elham Alibeigi Beni, Fariba Jaffary, Azam Salehi, Fatemeh Sokhanvari Pages 297-302
    Background
    Stress is an important factor in development and exacerbation of symptoms of most of the skin diseases including psoriasis. This study was designed to assess the effectiveness of mindfulness-based stress reduction program on physical symptoms in patients with psoriasis.
    Methods
    This study was designed as a quasi-experimental study. Experimental group received 10 sessions of mindfulness training. Psoriasis Area Severity Index (PASI) was measured before, at the end, and 45 days after treatment in all recruited patients. Data were analyzed using SPSS software.
    Findings: There was a significant differences in physical symptoms of psoriasis (PASI score) between experimental and control groups both at the end of the treatment, and 45-days follow-up period (P
    Conclusion
    Based on these results, mindfulness-based stress reduction program could potentially be considered as an effective method to relief physical symptoms in patients with psoriatic.
    Keywords: Psoriasis, Mindfulness, Emotional stress
  • Saman Maroufizadeh, Narges Bagheri Lankarani, Amir Almasi Hashiani, Payam Amini, Arezoo Esmaeilzadeh, Behnaz Navid, Maryam Mohammadi, Reza Omani Samani Pages 303-309
    Background
    In recent years, the prevalence of Cesarean section (CS) has risen significantly worldwide, especially in Iran. The aim of this study was to determine the prevalence of Cesarean section among primipars, and identify related factors in Tehran province.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 2120 primipars who gave singleton birth in Tehran province from 6 to 21 July 2015. Data were collected by a researcher-made questionnaire through interview with mothers and review of their medical records. To identify factor associated with Cesarean section, logistic regression model was used.
    Findings: The prevalence of Cesarean section was 72.1%. In univariate analysis, higher maternal age, parents’ educational level, economic status, body mass index, fetal head circumference, preeclampsia, and use of assisted reproductive technology were associated with Cesarean section. Moreover, multivariate analysis showed a significant relationship between Cesarean section with mother’s age, economic status, and body mass index and also with fetal head circumference.
    Conclusion
    The prevalence of Cesarean section is very high in Tehran province. Factors such as mother’s age, socioeconomic status, and body mass index, and fetal head circumference were related to Cesarean section. Moreover, there is a critical need to improve the education, quality of natural delivery services, and providing psychological interventions to reduce the Cesarean section rate and its adverse outcomes.
    Keywords: Cesarean section, Pregnancy, Iran
  • Anahita Hirmanpour, Reihanak Talakoub, Neda Mohammad Salehi, Masoumeh Taghian Pages 310-317
    Background
    This study aimed to compare the effect of intravenous dexamethasone, ondansetron, and ketamine in preventing postoperative shivering in patients undergoing cesarean section under general anesthesia.
    Methods
    A random, double-blind clinical trial was carried out on 160 patients with class I or II of American Society of Anesthesiologists (ASA) scale, undergoing cesarean with general anesthesia. They were divided into four groups of patients receiving ondansetron, dexamethasone, ketamine, and placebo. Applying the formula, the sample size consisted of 40 patients in each group. Data were analyzed using analysis of variance (ANOVA), frequency table, and chi-square test at the significant level of P less than 0.05.
    Findings: There was a significant difference in the level of shivering at four times of entering recovery, and 10th, 20th, and 70th minutes in recovery between the four groups (P 0.050 for all).
    Conclusion
    Prescribing dexamethasone, ondansetron, and ketamine was equally effective in preventing postoperative shivering.
    Keywords: Postoperative, Shivering, Dexamethasone, Ondansetron, Ketamine
  • Hamed Alizadeh Pahlavani, Hamid Rajabi, Mohammad Nabiuni, Pezhman Motamedi, Neda Khaledi Pages 318-325
    Background
    This research aimed to examine the effect of aerobic exercise and melatonin consumption on the expression of Bax and Bcl-2 markers in rat myocard after ischemia-reperfusion by isoprenaline.
    Methods
    30 two- to three-months-old male Wistar rats were used weighing approximately 200-250 g. They were divided into five groups of pilot (n = 14), control (n = 4), melatonin (n = 4), aerobic (n = 4), and melatonin-aerobic (n = 4). Rats in melatonin and melatonin-aerobic groups were gavaged every day for one month using a dose of 10 mg per kg body-weight. Meanwhile, rats in aerobic and melatonin-aerobic groups were familiar with running on treadmill for one week, and then, they were exposed training course with frequency of three times weekly for one month. After one month, all the rats were injected isoprenaline with dose of 150 and 125 mg per kg body-weight in two consecutive days with 24-hours interval. Finally, rats were sacrificed after confirmation of infarct. Expression of Bax and Bcl-2 gene were studied via real-time polymerase chain reaction method. Data were analyzed using 2-∆∆ct formula and one-way ANOVA and Kruskal-Wallis tests.
    Findings: Separately, melatonin treatment and aerobic training had negligible effect on expression of Bax and Bcl-2 genes. But, combination of aerobic exercise and melatonin significantly decreased and increased the expression of Bax and Bcl-2 genes, respectively, compared to treatment with melatonin alone.
    Conclusion
    However, it seems that aerobic exercise with consuming melatonin in a longer term can reduce the amount of possible myocardial infarction.
    Keywords: Apoptosis, Aerobic exercise, Melatonin