فهرست مطالب

جستارهای زبانی - سال هشتم شماره 2 (پیاپی 37، خرداد و تیر 1396)
  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 37، خرداد و تیر 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله پژوهشی
  • نصیرعلی صوفی، سعید بزرگ بیگدلی*، غلامحسین غلامحسین زاده صفحات 0-24
    زبان کشمیری از گروه زبان های «داردی» از خانواده زبان های هندوایرانی است که در دره کشمیر و نواحی آن رواج دارد.. به دلیل تماس طولانی مدت این زبان با زبان فارسی از سده چهاردهم تا سده نوزدهم میلادی، زبان فارسی هم از لحاظ ادبی و هم از نظر زبانی تاثیری عمیق بر آن گذاشته است. این تاثیر را می توان در سه بخش وام گیریواژگانی، تغییراتواجی و وام گیریدستوری مورد بررسی قرار داد. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان نفوذ زبان فارسی از لحاظ عناصر دستوری و وام واژه ها در زبان کشمیری بوده است که با استفاده از منابع موجود و پژوهش های پیشین برای تایید و آشکار کردن پیوندهای فرهنگی ایران و کشمیر از زمان های کهن و در دوره های تاریخی مختلف انجام شده است. نوآوری این پژوهش در این امر نهفته است که نفوذ و تاثیر بنیادین زبان فارسی بر کشمیری را مورد بررسی قرار می دهد و اشاره می کند که این تاثیر به دلیل نفوذ اسلام در این سرزمین توسط عارفان و مبلغان مسلمان صورت گرفته است. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که نفوذ زبان فارسی علاوه بر وام گیری واژگانی، در ژرف ساخت زبان کشمیری باعث تحولاتی در ساخت های دستوری شده است و اگر این تاثیر با توجه به دلایلی که ذکر شده است، ادامه پیدا می کرد، چه بسا جایگزین زبان کشمیری می گردید. هدف از انجام این پژوهش، بررسی وام واژه های زبان فارسی در زبان کشمیری، تحولات معنایی این واژه ها و همچنین تغییرات واجی وام واژه ها و بررسی میزان نفوذ زبان فارسی در عناصر و ساخت های دستوری این زبان است.
    کلیدواژگان: زبان فارسی، زبان کشمیری، وام واژه، وام گیری دستوری
  • سجاد اسماعیلی، عیسی متقی زاده* صفحات 1-23
    بررسی تاثیر مهارت های تفکر نقادانه بر مهارت درک مطلب متون ادبی دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در ایران
    مهارت درک مطلب یکی از مهارت های اساسی و مهم برای فهم معنا و افکار موجود در متن است. توجه به این مهارت در دروس متون ادبی یکی از مهم ترین موضوعات حوزه آموزش زبان به شمار می رود. استفاده از روش های صحیح تدریس متون ادبی می تواند در تقویت مهارت خواندن و درک مطلب دانشجویان نقش ایفا کند. تدریس این متون بر مبنای مهارت های تفکر نقادانه، علاوه بر تحقق تمامی اهداف متون ادبی، درک مطلب دانشجویان را نیز بهبود می بخشد. هدف جستار حاضر، بررسی تاثیر مهارت های تفکر نقادانه بر مهارت درک مطلب متون ادبی نزد دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی است. روش مورد استفاده، روش نیمه تجربی بود. نمونه آماری پژوهش 64 نفر از دانشجویان ترم سوم رشته زبان و ادبیات عربی بود که به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه کنترل با روش سنتی و گروه آزمایش با روش مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه آموزش داده شدند. یافته ها نشان داد بین علمکرد دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد و استفاده از مهارت های تفکر نقادانه در تدریس متون ادبی عربی بر مهارت درک مطلب دانشجویان تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: آموزش زبان عربی، تفکر نقادانه، متون ادبی عربی، درک مطلب
  • ابراهیم کنعانی* صفحات 25-52
    در این پژوهش، کارکرد نظام تنشی- زبانی «نور» در نظام گفتمانی شعر سهراب سپهری، بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و تبیین کارکرد نظام تنشی، لایه های تنشی و ابعاد معنایی نور در زبان شعر سپهری با تکیه بر منظومه شرق اندوه و حجم سبز می باشد. پرسش اصلی ما این است که چگونه نظام تنشی- زبانی نور منجر به تولید فرآیند زیبایی شناختی می گردد؟ همچنین چگونه این نظام، می تواند در فرآیند معناسازی ایفای نقش کند؟ در واقع هدف از پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه نظام تنشی- زبانی نور، وضعیتی استحاله ای برای گفتمان رقم می زند و این فرآیند چگونه می تواند به استعلای نوری منجر گردد. بستر نظری تحقیق، الگوی تنشی مبتنی بر نظام نشانه شناسی پساگریماسی می باشد. در نظام تنشی، لایه های فشاره ای و گستره ای در ارتباط و تعامل با هم نقش آفرینی می کنند و هم پیوندی سطحی از فشاره و گستره شاکله گفتمان را شکل می دهد. فرضیه ما این است که نظام گفتمانی نوری شعر سپهری از ساختار تنشی صعودی پیروی می کند و ساختار تنشی نزولی در خدمت ساختار صعودی قرار دارد. نظام تنشی- زبانی نور با دو کارکرد استحاله ای و استعلایی در گفتمان نقش آفرینی می کند و در نهایت با استعلای نوری، فرآیند زیبایی شناختی گفتمان تحقق پیدا می کند.
    کلیدواژگان: نور، تنشی - زبانی، سهراب سپهری، شرق اندوه، حجم سبز، زیبایی شناختی
  • امیررضا وکیلی فرد*، حسین کمری، زهرا استادزاده صفحات 53-76
    افراد علاوه بر مهارت های فردی به مهارت های دیگری نیز نیاز دارند که هر کدام می تواند به نوعی در داشتن زندگی موفق در یک جامعه تاثیرگذار باشد. از این میان، توانایی برقراری ارتباط و ایجاد مناسبات اجتماعی از جمله مهم ترین آن مهارت ها است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تربیت شنوایی بر کارکردهای اجتماعی مهارت شنیداری دانش آموزان دوزبانه کردی- فارسی کلاس های درس دوره ابتدایی انجام گرفته است. بنابراین، ابتدا انواع گوش دادن و سپس چالش ها و موانع موجود بر سر راه کسب آن ارائه گردید و راه های تربیت شنوایی در آموزش و تدریس مهارت گوش دادن برای آموزگاران توضیح داده شد. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شده است. شیوه جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه بود که با توجه به «جدول مورگان» و از طریق نمونه گیری خوشه گیری تک مرحله ای و نمونه گیری تصادفی در بین معلمان توزیع گردید. در بخش میدانی پژوهش، برای سنجش میزان کیفیت بخشی و ارتقای مهارت گوش دادن دانش آموزان کرد زبان تحت تاثیر تربیت شنوایی، داده ها به کمک معلمان از پرسش نامه استخراج گردید و به کمک روش های آمار استنباطی (خی دو) اندازه گیری شد. نتیجه تحلیل داده ها با توجه به آزمون مجذور (خی دو) چنین به دست آمده است: محاسبه کمیت تمام سنجه های بررسی شده با درجه آزادی d. f=6 از مجذور (خی دو) جدول (12.59) در سطح 5/0 بزرگ تر بود. بنابراین میان تربیت شنوایی و مهارت شنیداری رابطه وجود داشت و می توان گفت که تربیت شنوایی تا حدود زیادی بر مهارت های شنیداری دانش آموزان تاثیر مثبت دارد.
    کلیدواژگان: مهارت شنیداری، تربیت شنوایی، کارکردهای اجتماعی، دوزبانگی، کرد زبان، فارسی زبان
  • کریم جهانگیری *، حسن سلیمانی، منوچهر جعفری گهر صفحه 77
    این تحقیق به منظور تعیین رابطه بین ظرفیت حافظه فعال و توانایی یادگیری ساختارهای ساده و پیچیده زبان دوم در محیط ضمنی و صریح انجام شد. هدف از این پژوهش مشخص نمودن ارتباط ظرفیت حافظه فعال با یادگیری ساختارهای زبان دوم در محیط آموزشی ضمنی و صریح و همچنین نقش ساده یا پیچیده بودن ساختار زبانی در این ارتباط بود. بدین منظور دو ساختار زبان انگلیسی با درجه پیچیدگی متفاوت انتخاب شدند. پنجاه و نه فارسی زبان انگلیسی آموز از طریق آزمون انتخاب شده و به طور تصادفی در یکی از دو گروه صریح یا ضمنی قرار گرفته و آموزش های لازم را دریافت کردند. سطح دانش آن ها از این دو ویژگی زبانی، یک بار قبل از آموزش و دو بار بعد از اتمام آموزش، با آزمون «قضاوت گرامری زمان دار» و آزمون «تقلید شفاهی فراخوانده»، مورد سنجش قرار گرفت. از آزمون ظرفیت حافظه مرکب برای سنجش ظرفیت حافظه فعال استفاده شد. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش در یادگیری ساختارهای مورد نظر در هر دو گروه معنی دار بود. نتایج همبستگی نشان داد که رابطه معنی داری بین ظرفیت حافظه فعال و یادگیری در محیط ضمنی وجود ندارد؛ اما رابطه بین ظرفیت حافظه فعال و قابلیت یادگیری در محیط صریح، بسته به نوع ساختار زبانی تغییر می کند.
    کلیدواژگان: ظرفیت حافظه فعال، آموزش ضمنی، آموزش صریح، یادگیری زبان دوم
  • شلیر ابراهیم شریفی، علیرضا ولی پور* صفحات 127-147
    مطالعات زبان شناسی فرهنگی از اواخر قرن بیستم تا کنون به بررسی و تفسیر ارتباط متقابل زبان و فرهنگ و عناصر سازنده تصویر زبانی جهان پرداخته است. فرهنگ و زیر مجموعه های آن از جمله عناصر مهم هویت ملی به شمار می آیند. یکی از عناصر مهم فرهنگ عامه، امثال هستند که کاربرد و گستردگی آن ها باعث شده است نقش مهمی در فرهنگ سازی و شکل گیری تصویر زبانی جهان داشته باشند. هر زبان دارای تصویر جهانی خاص خود است که نتیجه انعکاس دانش و شناخت گویشوران آن زبان از جهان است. پایدارهای مقایسه ای یا همان تشبی هات مثل گونه، لایه خاصی از امثال هستند که کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته اند؛ مبنای شکل گیری آن ها مقایسه است و مقایسه، جزو جهانی های ذهن واز اولین فعالیت های شناختی انسان به شمار می آید. پایدارهای مقایسه ای، آینه تمام نمای تصویر جهانی زبان و نگرش اقوام مختلف به جهان هستند؛ زیرا نسخه صیقل یافته سال ها تلاش همگانی مردم از درک جهان بوده و پایه منطقی استواری دارند که خاص گویشوران همان زبان است. مشخصه های نگاه های قومی به جهان در پایدارهای مقایسه ای به عنوان یکی از عناصر زبانی، به ویژه هنگام مقایسه آن ها با زبان، دیدگاه و نگرش ملت دیگر بیش از پیش آشکار می شود. پژوهش حاضر با روش مقایسه ای- تحلیلی و روش آماری با بررسی پایدارهای مقایسه ای توصیف کننده ظاهر انسان در زبان های روسی و فارسی به مقایسه و تحلیل تصویر جهانی زبانی گویشوران این زبان ها پرداخته و نشان می دهد کدامین عناصر فرهنگی در شکل گیری آن ها دخیل هستند و چه میزان شباهت و تفاوت میان نگرش های فرهنگی و ملی این اقوام در پایدارهای مقایسه ای تجلی یافته است.
    کلیدواژگان: زبان و فرهنگ، مقایسه، پایدار مقایسه ای، تشبیهات مثل گونه، تصویر زبانی جهان
  • بابک شریف، محمد عموزاده* صفحات 149-170
    نحوه تشکیل فعل مرکب فارسی تاکنون کمتر مورد توجه زبان شناسان بوده است. هدف این مقاله قرار دادن اجزای فعل مرکب در بافت هایی زبانی است که تصورشان به مثابه عامل انگیزش تشکیل فعل مرکب، موجه به نظر می رسد. به عقیده نگارندگان، افعال مرکب را می توان به طور مستقیم یا غیرمستقیم حاصل فرایند انضمام دانست. در اینجا مفهومی گسترده از انضمام مورد نظر است که آن را باXI نشان می دهیم و در آن X شامل مقولات اسم، صفت و گروه حرف اضافه ای می شود. بر این اساس و با استفاده از برخی مفاهیم دستور شناختی می توان گفت فعل مرکب از بند کامل اولیه ای نشئت می گیرد که در فرایند عبور از مسیر ترکیب، یک عنصر فعلی و یک عنصر غیرفعلی از آن انتخاب و به هم منضم می شوند. در این مسیر فرضی، گاهی موضوع فعل حذف، و متمم یا وابسته آن که برجستگی شناختی بیشتری دارد، به فعل منضم می شود. در ادامه مقاله، فعل های مرکب ساخته شده با پرکاربرترین همکرد فارسی، یعنی «کردن» بررسی و نشان داده می شود که متناظر با معانی مختلف فعل «کردن» در مقام فعل سنگین، مانند «انجام دادن» و «ساختن»، مسیرهای مختلفی برای تشکیل دسته های مختلف فعل مرکب با این همکرد قابل ترسیم است. به علاوه، هر فعل مرکب طرحواره ای ساختی در اختیار گویشوران قرار می دهد که جوازبخش فعل های مرکب جدیدی با همان فعل سبک خواهد بود.
    کلیدواژگان: فعل مرکب فارسی، فعل سبک، دستور شناختی، انضمام، طرحواره ساختی
  • نسیم تاج بخش، رویا لطافتی*، ناهید جلیلی مرند صفحات 171-195
    آموزش ترجمه حرفه ای، نوعی فرآیند آموزشی است که بر پایه یادگیری صورت می پذیرد و در آن دانشجوی مترجمی نقشی محوری و پویا ایفا می کند. طبق تعریف فیولا از چهارچوب آموزشی ترجمه حرفه ای، دانشجوی مترجمی به عنوان اولین و مهم ترین عنصر تشکیل دهنده چهارچوب، با توجه به دانش از پیش آموخته، انگیزه ها و نیاز هایش به محتواهای آموزشی گوناگون معرفی می شود. بر اساس مدلی که کرالی طبق رویکرد «سازاگرایی اجتماعی» توصیه می کند، رفع این نیازها مستلزم استقلال و مسئولیت پذیری دانشجوی مترجمی در فرآیند یادگیری ترجمه است. در پژوهش حاضر دانشجویان کارشناسی مترجمی فرانسه را از طریق پرسش نامه ای که بر اساس نیازهای آموزشی آن ها تدوین شده، مورد پرسش قرار داده ایم تا با به چالش کشیدن جایگاه، نقش و مشارکت آن ها در تحصیل مهارت های لازم برای ترجمه، نقاط ضعف و علل ناکامی شان را در تبدیل شدن به یک مترجم توانمند شناسایی کنیم. نتایج پژوهش حاکی از عدم استقلال، مشارکت فعال و مسئولیت پذیری دانشجویان این رشته در فرآیند یادگیری ترجمه است که با رویکرد سازاگرایی اجتماعی سازگار نیست. بر اساس این رویکرد، آموزش ترجمه از طریق منابع واقعی، با هدف آشنا کردن دانشجو با ملزومات دنیای حرفه ای ترجمه و نیز تاکید بر کار گروهی برای تقویت انگیزه و استقلال دانشجو نسبت به مدرس، از راهکارهایی است که در کنار اصلاح برنامه درسی و سیستم پذیرش دانشجو در این رشته توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فرآیند آموزش ترجمه، چهارچوب آموزشی، ترجمه حرفه ای، رویکرد سازاگرایی اجتماعی، نیازهای آموزشی، دانشجو مترجمی فرانسه
  • سید حمزه موسوی* صفحات 197-223
    در این مقاله برای نخستین بار شبکه ای با جست وجوی تحت وب برای تبیین «باهمایی واژگانی» بر پایه معناشناسی قالبی پیشنهاد داده و آن را «هم نت» می نامیم و با قالب نت که شبکه ای برای تبیین قالبی واژگان است، پیوند می دهیم. این شبکه نه تنها به درک ما از باهمایی واژگانی یاری می رساند، بلکه می تواند مقدمه ای برای پژوهش های رایانشی در مورد ماهیت ترکیبات واژگانی باشد. برای توصیف چگونگی کارکرد این شبکه، به عنوان نمونه باهمایی با واژه «دست» در نظر گرفته شد و داده ها از منابع مختلف از جمله دو پیکره بی جن خان و پایگاه دادگان زبان فارسی استخراج شد. روشی که برای بررسی باهمایی در این پژوهش به کار رفته، عبارت است از مقایسه قالب های اجزای ترکیب واژگانی با قالبی که کل ترکیب در آن تعریف می شود. نتیجه این که از طریق مقایسه این قالب ها و شیوه ارتباط آن ها با یکدیگر، نه تنها نوع ترکیب (از جمله ساده، استعاری و مجازی) دست یافتنی است، بلکه می توان به اطلاعاتی در مورد انگیزه های فرهنگی و تاریخی که در پس ترکیب های هم آیند قرار گرفته اند، دست یافت.
    کلیدواژگان: معناشناسی قالبی، قالب نت، باهمایی واژگانی، استعاره، مجاز
  • علی فیاضی*، رحمان صحراگرد، بلقیس روشن، بهمن زندی صفحات 225-248
    پژوهش حاضر در ابتدا شرح مختصری را پیرامون نظریه پردازی دو طرز نگرش در مورد ماهیت هوش، ارائه می نماید. سپس با نگاهی تاریخی و مستند به رابطه دوزبانگی و رشد شناختی، مبانی نظری تحقیق را شرح می دهد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر دوزبانگی و جنسیت بر هوش زبانی و هوش ریاضی- منطقی با مقایسه دانش آموزان دوزبانه و یک زبانه است. از میان 67031 نفر دانش آموز مشغول به تحصیل مقطع پیش دانشگاهی در سال تحصیلی 91-92 در دو استان، در مجموع 205 نفر در خوزستان و 243 نفر در فارس گزینش شده و در این تحقیق شرکت کردند. به منظور آزمودن این دو مولفه هوشی از پرسش نامه «هوش چندگانه» (Armstrong، 1992) استفاده شده است. پس از واکاوی آماری داده ها، نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان دوزبانه در بخش های هوش زبانی و هوش ریاضی- منطقی، در مقایسه با دانش آموزان یک زبانه برتری دارند. علاوه بر این، با در نظر گرفتن متغیر جنس، تفاوت معناداری بین نمرات خودارزیابی در هوش منطقی- ریاضی به نفع پسران وجود دارد. درحالی که دختران در هوش زبانی به طور معناداری از پسران برتری دارند. نتایج چنین مطالعاتی که حاکی از تفاوت دانش آموزان در مولفه های هوشی است، می تواند به تدوین گران کتاب های درسی و معلمان آگاهی دهد تا بستر لازم را برای پایه ریزی فعالیت های متنوع آموزشی مبتنی بر سبک های یادگیری و قابلیت های هوشی فراگیران فراهم کنند.
    کلیدواژگان: دوزبانگی، یک زبانگی، رشد شناختی، هوش زبانی، هوش ریاضی - منطقی
  • خدیجه حاجیان* صفحات 249-275
    مفهوم «مضمون» در زبان فارسی مانند بسیاری از مفاهیم ادبی دیگر مفهومی سهل و ممتنع است؛ در نگاه نخست چنان به نظر می رسد که این مفهوم چندان روشن است که نیازی به اندیشیدن از دیدگاهی نظری درباره آن وجود ندارد و به اصطلاح از بدیهیات حوزه ادبیات فارسی است؛ درحالی که مضمون یکی از مهم ترین مفاهیم انتقادی و مرکزی ادبیات در جهان است. دستیابی به مضامین آثار ادبی در دنیا کاری بسیار تخصصی و دشوار و درعین حال، بنیادی شناخته می شود. ارتباط مضمون با کار نظریه و نقد ادبی نیز بر کسی پوشیده نیست، به گونه ای که برخی یکی از مهم ترین رسالت های نقد ادبی را دست یابی به مضمون می دانند؛ از چنین دیدگاهی مضمون یابی کاری انتقادی است که ضرورتا باید ذیل نظریه ای ادبی صورت گیرد. معنای چنین رویکردی در وهله اول آن است که مضمون یابی کاری بسیار تخصصی است؛ درحالی‏که در جامعه ادبی ما بیشتر با ویژگی آماری تعریف شده است. جستن مضامین در آثار ادبی به هیچ روی کاری صرفا آماری نیست؛ بلکه در بهترین حالت، آمار شاید بتواند آن را عینی نماید و به دست یابی به آن کمک کند. در این زمینه با یقین می توان گفت، با وجود این که مضمون، موضوع اندیشه بسیاری از صاحب نظران زبان و ادبیات فارسی بوده است، هرگز حدود آن مشخص نشده است و به ویژه عملا کار مضمون یابی بر اساس تعریف علمی آن صورت نگرفته است. مانند بسیاری دیگر از موضوع های ادبی، مضمون نیز مبتلا به ساما ن نیافتگی نظری است.
    دشواری دیگر در پرداختن به این موضوع، مربوط به ویژگی چندمعنایی کلمه مضمون در زبان فارسی هم هست. در این زمینه به ویژه اختلاط آن با «موضوع» منشا بسیاری از تشتت ها بوده است و به سردرگمی ها و گاه انحراف ها از معنای علمی آن افزوده است. با عنایت به دشواری های ماهوی موضوع و نیز دشواری های ناشی از گستردگی حوزه تحقیق، در این پژوهش کوشیده شده است در حد توان تصویری از چگونگی دست یابی و مطالعه مضمون در شعر برخی شاعران نشان داده شود.
    کلیدواژگان: مضمون، بن مایه، درون مایه، مضمون سازی، شعر فارسی
  • اردشیر ملکی مقدم *، علی محمد حق شناس، حیات عامری صفحات 277-307
    هدف از این تحقیق، توصیف ساختمان تصریفی فعل فارسی براساس نظریه صرفی کلمه و صیغگان است. تلاش ما برای روشن کردن این مسئله است که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی چه ماهیت یا سرشتی دارند و نقش های چندگانه الگوهای تصریفی، مانند شخص و شمار چگونه از یکدیگر تفکیک و به طور شفاف بیان می شوند. برای رسیدن به این هدف، برمبنای کتاب‏های دستور زبان فارسی، جملاتی را استخراج کردیم و ساختارهای موجود در فعل‏های این جملات را بررسی و تحلیل نمودیم. ساختارهای استخراج شده عبارت‏اند از: ساختارهای شخص و شمار، ساختارهای وصفی، ساختارهای جهتی، ساختارهای مصدری و ساختارهای وجهی. نتایج نشان دادند که با استفاده از روش کلمه و صیغگان، تناظر یک‏به‏چند یا چند‏به‏یک مشخصه های تصریفی فعل در زبان فارسی قابل تبیین است. مدل کلمه و صیغگان به این دلیل که در آن، به واژه به عنوان یک کل نگریسته می‏شود، با روش هایی چون عنصر و ترتیب و یا عنصر و فرآیند فرق دارد؛ زیرا در این روش ها، کلمات پیچیده ساختواژی و معنایشان را عمدتا به واسطه تقسیم آن ها به توالی از واحدهای مجزا بررسی می کنند. همچنین، روشن شد که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی ماهیت صرفی نحوی دارند و با قائل شدن به الگوی لایه ای برای فعل فارسی، نقش های چندگانه الگوهای تصریفی فعل فارسی از یکدیگر تفکیک می شوند. به این ترتیب، توجیه و تبیین ویژگی ها و مشخصه های فعل فارسی با استفاده از این مدل امکان‏پذیر می‏شود.
    کلیدواژگان: صرف، فعل فارسی، تصریف، نظریه کلمه و صیغگان
|
  • N.A. Soofi, S. Bozorgh Bighdeli *, Gh. Ggholamhoseinzadeh Pages 0-24
    Kashmir is a geographical region in the north-west of the Indian high mountains of the Himalayas. Kashmiri language is spoken primarily in the Kashmir Valley and the other regions of Jammu and Kashmir. Kashmiri language is a member of the Dardic subgroup of the Indo-Iranian languages. It is due to prolonged contact between Kashmiri and Persian languages from 14thto 19thcentury, Persian language has left deep influence of linguistic features and literary styles on Kashmiri language. This influence could be studied in three parts: lexical borrowing, phonological changes and grammatical borrowing. The aim of this paper is to study the influence of Persian language in the valley of Kashmir and Kashmiri language, form the language borrowing perspective by using library resources and previous works to confirm and reveal the cultural ties between Iran and Kashmir from ancient times and in different historical periods. Novelty of the research is to study Persian fundamental influence on the Kashmiri language and suggests that this influence is due to spread of Islam in this region by Muslim (Iranian) mystics and missionaries. Research results indicate that the influence of Persian language, in addition to lexical borrowings, has caused deep changes in the grammatical other constructions of Kashmiri language and if this influence had continued, based upon the reasons mentioned above, perhaps,this language would have been replace with Persian.
    Keywords: Persian, Kashmiri languages, lexical borrowings, Semantics, Lexical affixes
  • S. Esmaili, E. Mottaqi * Pages 1-23
    Reading comprehension skill is one of the fundamental and basic skill for understanding meanings and ideas available in the text. Attention to this skill especially for literary texts is one of the most important issues in the realm of language teaching. Using the right instruction methods for illuminating literary texts can confidently improve reading skills and reading comprehension of the students. Teaching reading comprehension texts based on critical thinking skills not only meets all the goals of literary texts, but also helps to improve the students’ reading comprehension. The aim of the current study is to investigate the effect of critical thinking skills on reading comprehension of Arabic literary texts among BA students of Arabic Language and Literature. The sample of the study consisted of 64 junior students of Arabic Language and Literature who were divided into two experimental and control groups. The experimental group was instructed based on critical thinking skills and the control group was instructed based on classical/traditional methods of teaching a text. The findings indicated that there is a significant difference between the performances of the groups and that critical thinking skills affects students’ reading comprehension skills.
    The methodology for conducting this study followed a quasi- experimental design. The population of the study was all bachelor Arabic language and literature students of Iranian universities, among which 64 junior students of Shahid Beheshti and Yazd Universities were chosen as the experimental and control groups respectively.
    The results showed that there is a significant relation between the incorporation of critical thinking skills in teaching Arabic literary text and an increase in the students’ comprehension. This means that using the sub-skills of the skills” inference, recognition of assumptions, interpretation, evaluating the arguments and deduction” which were covered in the literature can lead to increasing the students’ comprehension.
    Keywords: Arabic literary texts, Critical Thinking, Reading comprehension
  • Ebrahim Kanaani * Pages 25-52
    In this research, the language –tension function of light has been studied and analyzed in Sohrab Sepehri’s poem statement system. This research’s main goal includes studying and specifying the tension system function, the tension layer and the light semiotic aspect in Sepehri’s poem language by emphasizing on the East of Grief and the Green Volume poems collection. Our main question is how language-tension system of light leads to generation of aesthetic process and how this system can perform a role in semiotic process. In fact, the goal of present research is to represent how language-tension system of light creates a permutation situation for statements and how this process can lead to light notability. The research’s theoretical framework is tension pattern based on the post Greimassian semiotic systems. In tension system, the intensive and extensive layers play the roles together in interaction. Our hypothesis is that the light statement system of Sepehri’s poem subordinates to ascendant tension structure and the descending tension structure is in the service of ascendant structure. The language-tension system of light plays the key roles both with permutation and notability function and ultimately the process of aesthetic statement comes off with light notability.
    Keywords: Light, Language-Tension, Sohrab Sepehri, the East of Grief, the GreenVolume, Aesthetics
  • Amirreza Vakilifard *, Hossein Kamari, Zahra Ostadzadeh Pages 53-76
    Besides personal skills, individuals require some additional skills which are crucial to help them maintain a successful life in a community. One of them is the ability to communicate and develop social relationships. The current study aimed to investigate the effect of auditory training in social functions of elementary school bilingual Persian-Kurdish students in the town of Sar-pol-zahab. To implement the research in which a descriptive and analytical method is used, first the types of listening are defined and then the challenges and obstacles in the way of them happening are discussed. In addition, auditory training methods in teaching listening skills are explained for teachers. The data includes the assessment of the auditory skills improvement of Kurdish-speaker students whose auditory skills are being trained by teachers. The data is accumulated via questioners and processed by statistical methods. The results of this research are presented in the statistical analysis section.
    Keywords: Auditory training, Social functions, auditory skills, Listening types, Bilingualism, Kurdish speakers, Persian speaker
  • K. Jahanghiri Aghdam*, H. Soleimani, M. Jafarigohar Page 77
    Working memory capacity (WMC) is shown to be correlated with explicit learning conditions, but not implicit (Reber, Walkenfeld, & Hernstadt, 1991). However, recent study shows that the relationship is more complicated (Tagarelli, Borges-Mota, &Rebuschat, 2015) and some other factors such as linguistic complexity can mediate the relationship between WMC and learning condition. This study investigated the relationship between WMC and acquisition of two English linguistic structures with varying degree of complexity, namely past simple tense and relative clauses under explicit and implicit learning conditions. Fifty-nine intermediate Persian learners of English took part in this study receiving either explicit or implicit instruction on two grammatical structures defined as easy (simple past tense) and difficult (relatives) at classroom setting. Their ability to use these structures was measured at three times; once before treatment and twice after it through a timed grammaticality judgment task and an elicited oral imitation task. Complex listening span task was used to measure their working memory capacity. The results of the two-way repeated ANOVA revealed that explicit and implicit instruction were significantly effective in development of easy and difficult structures. The results of correlation for working memory capacity and learning condition revealed that there is no significant relationship between WMC and learning under implicit condition. This result hold true for both simple and difficult linguistic structures. However, under explicit condition, differential results were found for different linguistic structures. Whereas no relationship was found for simple linguistic structures, the relationship between WMC and learning difficult linguistic structures under explicit condition was found to be significant.
    Keywords: Working memory capacity, Explicit learning, Implicit learning, Second language acquisition, Linguistic complexity
  • Shler Ebrahimsharifi, A.R. Vali Pour * Pages 127-147
    This study investigated the stable comparison (SC) describing human appearance in the Russian and Persian languages so that it can compare and analyze the languages picture of the word of these two languages through these cultural marked linguistic units which are considered as the total- reflection of the languages picture of the word. The SC are special layers of phraseological unit neglected by the researchers, and it can be said that they reflect their speakers’ lifestyle, mentality and cultural color more than other types of phraseological units . This study was within a cultural linguistics research formwork and was the first attempt to compare and investigate the SC between the Russian and Persian languages. This was a statistical, comparative-analytical study aiming to answer the following question: Is there any difference between the Russian and Persian languages regarding the covert language’s picture of the word of the SC? It tasted the hypothesis that since Iranian and Russian are different with respect to their belief, ethnicity, and geography of their living place, a trivial culture with common ground will be found, and the effect of these factors should generally be observed in their language’s picture of the word. The results of this study were divided into the quantitative and content categories. According to the quantitative results, the distribution of SC was 0.3% showing the low level of cultural common grounds between Russian and Iranian and the significant difference in their cultural linguistic picture which confirms the hypothesis. With respect to the content analysis of the studied samples, the factors such as religious elements, beliefs, and behaviors (Russian: beautiful like God- Persian: like Usef); the characters and figures of mythological and literature (Russian: Koschei, Kolobok- Persian: Rostam, Rakhsh); historical characters (Persian: Omar, Yazid); and geographical climate and living tools (Russian: Kolomna verst- Persian: Moshk Saqa) played the major role in creating the difference in the language’s picture of the word of these ethnics.
    Keywords: Language, culture, Comparison, Stable comparison, Proverb with such like, Language's picture of the world
  • Babak Sharif, Mohammad Amouzadeh * Pages 149-170
    The process of compound predicates (CPr) formation in Persian has got little attention on behalf of linguists. This paper aims to situate the components of Persian light verb constructions in contexts that can be justifiably invoked as a motivation for CPr formation. The authors believe that CPrs can be considered as direct or indirect products of incorporation process.
    We hold here a broad concept of incorporation, namely X incorporation (XI), in which X indicates categories including nominals, adjectives and prepositional phrases. This process, explicated by means of some concepts from Cognitive Grammar, involves CPrs originating from complete clauses, and then passing through a compositional path where a nonverbal and a verbal element are selected out of a clause and end up in a complex predicate. In such a hypothetical path, a verb argument is occasionally omitted and the verb complement or adjunct, having a higher cognitive salience, is incorporated to it.
    The investigation will continue with focusing on the LVCs constructed with LV kardan ‘do, make’, as the most frequently used light verb in Persian. The paper will also explore how different paths could be associated with different ‘heavy’ meanings of kardan.
    Moreover, each CPr may further provide speakers with constructional schemasupon which other LVCs formed with a given LV can be sanctioned.
    Considering different kinds of LVCs explained in this paper, we can say that the semantic contribution of LVs falls into one of the two following possibilities depending on how the LVC in question is formed:i. Compositional path is directly conceivable. When this is the case, the semantics of LV is equivalent to, or derived from, a main or extended sense of its non-light counterpart, as in emtehân dâdan ‘to take an exam’ (lit. to exam-give), xâb raftan ‘to fall asleep’ (lit. to sleepN-go), and lâne kardan ‘to nest’ (lit. to nestN-do).
    ii. Compositional path is indirectly accessible through a constructional schema. In this case, the LV‘s semantic contribution can be thought of as dissolved in the constructional meaning of the relevant schema, as in imeyl zadan ‘to email’ (lit. to emailN-hit) whose LV has nothing to do with ‘hit‘, but imports a sense of ‘communication’ immanent in the constructional schema X zadan which is in turn inherited from telegrâf zadan ‘to telegraph’ (lit. to telegraphN-hit).
    iii. The compound verb is a denominal verb in which the light verb serves to verbalize a non-verbal element. In this case the semantic contribution of the light verb is to add processual meaning to the predicate.
    Keywords: Light verb construction, Complex predicate, Incorporation, Persian
  • Nassim Tajbakhsh, R. Letafati *, Nahid Djalili Marand Pages 171-195
    Teaching professional translation is a pedagogical process based on learning in which students of translation play a crucial and dynamic role. According to Fiolà’s definition of the framework of professional translation, translation student as the first and most significant elements in the formation of the desirable framework are recognizable considering their previously learned knowledge, motivation, and needs for educational materials. According to Kiraly’s recommended model of socio-constructivist approach, meetings these requirements demand independence and responsibility on the side of translation students. In the present study, 112 undergraduate students of French language translation were given a questionnaire which has been prepared based on their educational needs to challenge their status, role and contribution in the acquisition of the required skills for translation, so that their week points and the reasons for their failure in being good translators could be identified. This questionnaire, which has been conceived according to the theoretical framework of research (educational needs put forward by Jemar for teaching translation and the socio-constructivist approach recommended by Donald Kiraly), allows us to answer the following questions: 1. Have students of French language translation in Iran found their proper place in the course of their study? 2. Do they have the independence, the active involvement, and the sense of responsibility needed for acquiring the skills and requirements on their path to become a translator? 3. Do they show diligence and do they dedicate enough time to study and compensate for their lack of knowledge and linguistic problems? The results of the study indicated the lack of independence, active involvement and sense of responsibility amongst translation students which does not conform to the socio-constructivist approach. Limited general knowledge, less than perfect mastery of Persian and French languages, and most important of all, lacking strong motivation when entering the field are among the reasons that hinder their progress towards becoming top-notch translators. In fact, the main reason lies in the lack of sense of responsibility and diligence to surmount these difficulties. According to the socio-constructivist approach, teaching translation using authentic materials with the aim of introducing the requirements of the professional world of translation to students and also focusing on team work to encourage motivation and independence from professors in students, are among recommended solutions together with revisions applied to the curriculum and to the admission system.
    Keywords: Translation teaching process, Pedagogical framework, Professional translation, Socio-constructivist approach, Educational needs, French translation students
  • Seyed Hamzeh Mousavi * Pages 197-223
    In this paper, we are suggesting a website, which we have called ColloNet, for explaining lexical collocations based on frame semantics.It is going to be connected to FrameNet that is a network drawing frames of lexemes. This network not only helps us comprehend the nature of collocations, but also is an introduction to more computational linguistics researches. We have considered the word ‘dast’ to explain different functions and applications of this website. The data are collected from two Persian corpora: Bijan Khan and Persian Database. A descriptive-comparative-analytic approach has been used to compare and analyze the frames, in which the collocates, the base and the whole construction are being defined. Consequently,by comparing frames and analyzing the relations between elements, we can not only understand the type of collocation (such as simple, metaphoric or metonymic), but also obtain some information regarding historical, political, social and cultural motivations behind collocations.
    Keywords: Frame Semantics, FrameNet, Lexical Collocations, Metaphor, Metonymy
  • Ali Fayyazi *, Rahman Sahra-Gard, Belqeis Rovshan, Bahman Zandi Pages 225-248
    The present research initially presents a brief description of two perspectives on the nature of intelligence. Then, it explains the theoretical framework of the research by overviewing the literature on bilingualism and cognitive development. This research primarily aims to explore the impact of bilingualism and gender on linguistic and logical-mathematical intelligences in a sample of monolingual and bilingual high school students (fourth graders) of Fars and Khuzestan provinces in Iran. To fulfill this objective, 448 monolingual and bilingual students were selected from among 67031 students in the 2012-2013 academic year. They were administered Multiple Intelligences Survey questionnaire developed by Armstrong (1993) and the results were analyzed through SPSS software. The findings revealed that the bilingual students rated themselves higher on linguistic and logical-mathematical than monolingual peers. Moreover, the male students gave higher self-estimates for logical-mathematical intelligence than their female peers while female students gave higher self-estimates for linguistic intelligence than their male peers. The results of such studies, which indicate students’ differences on intelligence, may lead to the awareness of curriculum developers and teachers to diversify teaching activities based on learners’ learning styles and intellectual abilities.
    Keywords: Bilingualism, Monolingualism, Cogninitive development, Linguistic intelligence, Logical-Mathematical intelligence
  • Khadijeh Hajiyan * Pages 249-275
    A bunch of studies have been published in various formats of books and papers about Hafiz status and art in the field of Persian literature. Due to the large amount and the continuous process of such studies and in order to recognize their strengths and weaknesses, it is necessary for them to be reviewed especially considering the authors’ pen. The results of such reviews can be applied to address the lacks of this field. This study examines the historical process of Hafiz studies and their subjects as well. Since the beginning of the process (1919) up to 2010 about 2068 studies have been conducted. This study reviews the historical trend of Hafiz studies first in the format of papers, then checks the reasons of their ups and downs due to their quantity and quality. The stories are categorized under five historical periods and eight headings of: description of verses, critical review of books and studies about Hafiz, introduction of various Divan corrections, and the introduction of new versions, character analysis, Hafiz’s life and thoughts, Hafiz and the others, aesthetics (of Hafiz’s poetry). This study shows the rising process of the production of the studies since the beginning up to the third historical period due to the holding of two Hafiz’s memorial conferences. In the fourth period, this process quantitatively falls down but qualitatively rises till the fifth period when both quantity and quality of the papers escalate due to the introduction of new literary topics and the advance of criticisms.
    Keywords: Hafiz Studies, Historical Trend, Trend of Subjects, content, Historical Periods
  • Ardeshir Maleki Moghadam*, Ali Mohammad Hagh Shenas, Hayat Ameri Pages 277-307
    The aim of this study is to describe the inflectional structure of Persian verbs based on the theory of Words and Paradigm. We aim to clarify the nature of paradigm or verb inflectional patterns in Persian and the way the multiple roles of inflectional patterns such as person and number can be separated and transparently expressed. Therefore, we extracted sentences from Persian grammar books and analyzed the structure of their verbs. These structures include Person and Number, Participle, Voice, Infinitive and Mood. Results showed that one-to-many or many-to-one correspondence of the inflectional properties of Persian verb can be described using Word and Paradigm model. This model is different from Item and arrangement or Item and Process models, due to the fact that words are considered as a totality for analysis .In the frame of the two mentioned models, words are divided into a sequence of discrete units. In addition, it became clear that the inflectional structures of the verb in Persian are of a morpho-syntactic nature and considering a layered structure for the verb helps to separate the multiple functions of the inflectional structure of Persian verb. Therefore it is possible to describe the characteristics of Persian Verb in the frame of Word and Paradigm model.
    Keywords: Morphology, Persian verb, inflection, Word, Paradigm Theory