فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 80، مرداد 1396)
  • سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 80، مرداد 1396)
  • وی ژه نامه بسته های تحول و نو آوری در آموزش علوم پزشکی
  • تاریخ انتشار: 1396/05/25
  • تعداد عناوین: 15
|
  • نیکو یمانی *، اطهر امید، آرش نجیمی، شهلا شهیدی، پژمان عقدک، سارا حیدری شریف آباد، الهام معظم صفحات 1-14
    مقدمه
    پاسخ گویی به نیازهای جامعه یک ویژگی اساسی در آموزش پزشکی است. در این راستا، این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه های پزشکان عمومی استان اصفهان در مورد حداقل های یادگیری پزشک عمومی براساس علایم، نشانه ها و بیماری های شایع و مهم، انجام شد تا در بازنگری برنامه درسی بر مبنای پاسخ گویی به نیازهای جامعه مورد استفاده قرار گیرد.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی در سال 1394 و 1395 و در دو فاز اصلی انجام شد. در فاز اول با مرور مستندات، تجارب قبلی و مرور متون ابزار مطالعه تدوین گردید. در فاز دوم، مطالعه میدانی با جامعه پژوهش پزشکان عمومی شاغل در بخش های خصوصی و دولتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و نمونه گیری تصادفی منظم و خوشه ای)642 نفر (انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی بود.
    نتایج
    در این مطالعه 619 پرسش نامه ها تحلیل شد. 7/46% افراد مورد مطالعه زن و 5/37% به عنوان پزشک خانواده فعالیت داشتند. براساس تعامل بین میزان مواجهه نمونه ها با بیماری ها، علایم و نشانه ها و اهمیت هر یک از موارد، 136 مورد به عنوان اولویت آموزشی تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که شیوع بالای یک بیماری و اهمیت آن برای آموزش به عنوان معیارهای تعیین ضرورت یادگیری پذیرفته شده است در این مطالعه اولویت های آموزش پزشکان عمومی براساس تعامل بین این دو معیار تعیین گردید. پیشنهاد می گردد مطالعات بیش تر جهت تعیین عرصه های مناسب برای آموزش این اولویت ها و محتوای آموزشی متناسب آن انجام گردد.
    کلیدواژگان: نیازسنجی، پزشک عمومی، ضرورت های یادگیری، آموزش پاسخ گو
  • عطیه فقیهی، سعیده دریازاده، نیکو یمانی * صفحات 15-31
    مقدمه
    در هر تغییری در سیستم ارزیابی نظرات دانشجویان به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی بسیار مهم است. این نظرات برنامه ریزان را در جهت رفع مشکلات و نقاط ضعف راهنمایی نموده و آنها را به سمت اقدام اصلاحی هدایت می کند. این مطالعه به منظور بررسی تجارب دانشجویان پزشکی از شرکت در آزمون الکترونیک پیش کارورزی در دو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و کاشان در سال 1395 انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به روش کیفی و از نوع تحلیل محتوا با رویکرد هدایت شده بود. مشارکت کنندگان شامل 17 نفر از دانشجویان پزشکی شرکت کننده در اولین آزمون الکترونیک پیش کارورزی بودند. نمونه گیری به صورت مبتنی بر هدف بود. روش جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه های نیمه ساختارمند انفرادی انجام شد. مصاحبه ها با اجازه مشارکت کنندگان ضبط شد و سپس بر روی کاغذ پیاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار (MAXQDA-10) انجام شد.
    نتایج
    بعد از تجزیه و تحلیل داده ها، سه طبقه اصلی« نقاط قوت آزمون»، «نقاط ضعف آزمون» و « راه کارها و پیشنهادات» به دست آمد.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر منجر به استخراج تجربیات دانشجویان به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی در سیستم ارزیابی گردید. نتایج این مطالعه حاکی از رضایت دانشجویان از شرکت در آزمون الکترونیک پیش کارورزی بود و آنها پیشنهاد برگزاری سایر آزمون ها به این روش را داشتند.
    کلیدواژگان: دانشجوی پزشکی، آزمون کاغذی، آزمون مبتنی بر کامپیوتر، آزمون پیش کارورزی
  • سعیده دریازاده، شهرام شایان * صفحات 32-42
    مقدمه
    در عصر کنونی پیشرفت روزافزون فن آوری الکترونیکی، استفاده از تکنولوژی و ایجاد تغییر مطلوب در ارزیابی دانشجویان نقش برجسته ای دارد. این مطالعه با هدف مروری بر فرآیند تحول روش های ارزیابی دانشجو در آموزش پزشکی و گزارش روند آن در ایران بر اساس مدل 8 مرحله ای در راستای بسته ارتقای نظام ارزیابی و آزمون های علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه ی مروری (Narrative) مقالات، کتب و پایان نامه های پایگاه های اطلاعاتی شاملSID، Magiran، Pubmed، Google scholar و Eric از سال1950میلادی تاکنون با استفاده ازکلید واژه های ارزیابی، آزمون کامپیوتری، تحول، تغییر و آموزش پزشکی، به زبان های فارسی و انگلیسی مورد جستجو و بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    از تعداد 76 مقاله در موضوع مورد نظر 28 مورد کاملا مرتبط با هدف مطالعه، بررسی شد. تحول روش های ارزیابی دانشجو در آموزش پزشکی بر اساس مدل 8 مرحله ای تغییر شامل 1( ایجاد ضرورت 2( تشکیل یک ائتلاف قدرت مند 3( ایجاد یک چشم انداز برای تغییر 4( ارتباط برقرار کردن با چشم انداز 5( حذف موانع 6( ایجاد پیروزی های کوتاه مدت 7( پایه گذاری و ساخت تغییر 8( نهادینه کردن تغییرات رخ داده است.
    نتیجه گیری
    در ایران مراحل 8 گانه تغییر و تحول آزمون های دبیرخانه شورای آموزش پزشکی و تخصصی با دقت ویژه صورت گرفته است. با توجه به چالش های پیش روی هر تغییر و در راستای مطلوب تر برگزار شدن این فرآیند در سال های آتی، شناسایی مشکلات اجرایی موجود و مساعدت در رفع آن ها می تواند گامی موثر و سازنده تلقی شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی دانشجو، آزمون کامپیوتری، تحول، تغییر، آموزش پزشکی
  • زریچهر وکیلی، منصوره مومن هروی *، سید علیرضا مروجی، فهیمه عبدی، مریم یاوری صفحات 43-53
    مقدمه
    بهبود کیفیت آموزش پزشکی از مسائل اصلی نظام آموزش پزشکی کشور است. یکی از استراتژی ها برای ارتقای کیفیت آموزش پزشکی ارزیابی وضعیت موجود و شناسایی نقاط ضعف است. هدف از مطالعه حاضر ارزشیابی گروه های آموزشی بر اساس استانداردهای آموزش بالینی در راستای طرح تحول آموزش و بسته اعتباربخشی، در بیمارستان آموزشی شهید بهشتی کاشان بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی در بیمارستان آموزشی شهید بهشتی دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال 95 بر روی 210 کارآموز و کارورز انجام گرفت. نمونه گیری به روش سرشماری و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر استانداردهای آموزش بالینی تدوین شده توسط معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. نظرات کارآموزان و کارورزان در مورد انطباق برنامه های آموزشی راند، گراند راند وگزارش صبحگاهی گروه های آموزشی کودکان، داخلی، جراحی عمومی، قلب، عفونی، مغز و اعصاب و جراحی اختصاصی با استانداردهای آموزش بالینی بررسی شد.
    نتایج
    بیش ترین میزان مطلوبیت راند از دیدگاه کارآموزان مربوط به گروه عفونی(3/77 %) و قلب (7/66%) و از دیدگاه کارورزان گروه عفونی (60%) و مغز و اعصاب (40%) بود. بیش ترین میزان مطلوبیت گراند راند با توجه به دیدگاه کارآموزان و کارورزان مربوط به گروه عفونی (به ترتیب 7/86 % و 80%) بود. هم چنین بیش ترین میزان مطلوبیت گزارش صبحگاهی با توجه به دیدگاه کارآموزان وکارورزان مربوط به گروه عفونی (به ترتیب 7/46 % و80%) بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به وضعیت نیمه مطلوب برنامه های آموزشی اکثر گروه ها باید با برگزاری کارگاه های آموزشی در زمینه آموزش بالینی، اعضای هیات علمی را با موضوعات جدید آموزش پزشکی و استانداردهای آموزش بالینی آشنا نموده وآنها را به رعایت این استانداردها ترغیب نمود. هم چنین گروه ها باید با رفع نقاط ضعف برای رسیدن به وضعیت مطلوب تلاش کنند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، گروه آموزشی، استاندارد، آموزش بالینی
  • سعیده دریازاده، عطیه فقیهی، جابر یقینی، نیکو یمانی* صفحات 54-69
    مقدمه
    بازنگری برنامه درسی مبنا و ضرورتی برای توسعه آموزش محسوب می شود. هدف برنامه درسی دندانپزشکی عمومی تربیت دندانپزشک با حداقل توانمندی های مورد انتظار می باشد. بنابر اهمیت این رشته در ارتقا سلامت جامعه، این مطالعه با هدف نقد برنامه درسی دندانپزشکی عمومی از دیدگاه ذی نفعان به منظور بازنگری آن و در راستای بسته آموزش پاسخ گو و عدالت محور، در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در سال 1395 انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به روش کیفی انجام شد. گردآوری اطلاعات به روش های بررسی مستندات، مصاحبه های فردی و گروهی بود. نمونه گیری هدف مند با مشارکت 30 نفر از ذی نفعان برنامه درسی دندانپزشکی عمومی و برگزاری 10 جلسه مصاحبه انجام شد. متن مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA-10 وارد شد و با روش تحلیل محتوای کیفی هدایت شده (قیاسی) تحلیل شد.
    نتایج
    نقد برنامه درسی بر اساس دیدگاه ذی نفعان و بر اساس 3 طبقه اصلی نقاط ضعف، نقاط قوت و راه کارهای پیشنهادی از دیدگاه ذی نفعان و مطابق اجزای اصلی در برنامه درسی شامل نیازسنجی، اهداف، استراتژی های آموزشی، محتوا، منابع آموزشی، فضای آموزشی، فعالیت های یادگیری فراگیران، اجرا و ارزشیابی و در 14 درس انجام شد. به طور کلی از دیدگاه ذی نفعان، بازنگری برنامه درسی مفید است ولی تغییرات ناگهانی و بدون توجیه سازی ذی نفعان و فراهم نبودن بسترهای سخت افزاری و نرم افزاری مناسب برای اجرا باعث شکست در اجرای برنامه درسی شده است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد نارضایتی ذی نفعان از برنامه درسی دندانپزشکی عمومی به دلیل اجرای شتابزده برنامه درسی اخیرا بازنگری شده و فراهم نبودن زیرساخت هایی برای اجرای آن و رسیدن به اهداف ایده آل گرایانه برنامه درسی است. از این رو بازنگری با نیازسنجی جامع از ذی نفعان برنامه درسی و اجرای آزمایشی آن و همچنین فراهم سازی بسترهای اجرایی و توجیه سازی ذی نفعان برای توسعه و موفقیت برنامه درسی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آموزش پزشکی، برنامه درسی، بازنگری، دندانپزشکی
  • آرش نجیمی، نیکو یمانی *، بهاره سلیمانی صفحات 70-76
    مقدمه
    مطالعه حاضر به عنوان بخشی از برنامه نیاز سنجی آموزش مجازی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با هدف ارزیابی میزان آمادگی دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در خصوص آموزش های مجازی از دیدگاه معاونین و مسوولین دفاتر توسعه آموزش دانشکده ها انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی از نوع مقطعی بود. ابزار محقق ساخته این مطالعه دارای 18 سوال و در چهار حیطه ارزیابی زیر ساخت ها شامل 4 سوال، ارزیابی منابع دانشکده شامل 2 سوال، ارزیابی آمادگی دانشجویان شامل 5 سوال، ارزیابی آمادگی اعضای هیات علمی 6 سوال و یک سوال در خصوص نگرش آنها به آموزش مجازی بود. جمع آوری اطلاعات توسط رابطین در هر دانشکده انجام گرفت.
    نتایج
    میانگین نمره ارزیابی آمادگی در زمینه توسعه آموزش مجازی 20/1±99/4 بود. از میان حیطه های مورد مطالعه حیطه آمادگی دانشجویان با 37/1±38/5 دارای بیش ترین نمره و منابع با 65/1±60/4 کم ترین نمره را از طرف مشارکت کنندگان کسب نمودند. میانگین نمره نگرش سطح متوسط نگرش افراد مورد مطالعه را نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد علی رغم نگرش مناسب و متوسط افراد مورد مطالعه به توسعه آموزش مجازی در دانشکده ها، این افراد آمادگی دانشکده ها را در زمینه برنامه ریزی و تامین منابع و همچنین آمادگی اعضای هیات علمی را نامناسب ارزیابی نموده اند. این در حالی است که زیر ساخت های دانشکده از دیدگاه این افراد در مقایسه با دو حیطه دیگر از وضعیت مناسب تری برخوردار است.
    کلیدواژگان: آموزش مجازی، نیازسنجی، دانشکده
  • مهرداد فرزندی پور، فاطمه رنگرز جدی *، زهرا میدانی، سکینه سقاییان نژاد اصفهانی، احسان نبوتی، مهتاب کرمی، مریم جهانبخش، شهرام طهماسبیان، زهره مبارک صفحات 77-88
    مقدمه
    استفاده بهینه از فناوری اطلاعات در حوزه سلامت، ضرورت توجه به تربیت نیروی انسانی مناسب را می طلبد. هدف این پژوهش تعیین جایگاه های شغلی آینده و صلاحیت حرفه ای شاغلان رشته فناوری اطلاعات سلامت برای تصدی آنها بود.
    روش ها
    این مطالعه کمی-کیفی در سال 1395 انجام گردید. با مرور غیرسیستماتیک، مقالات 10 سال اخیر با کلید واژه های مناسب در پایگاه های داده ای و سایت های معتبر جستجو شد. جایگاه های شغلی استخراج و در پانل متخصصان متشکل از 25 نفر از اعضای هیات بورد و هیات علمی دانشگاه های سراسر کشور و با تکنیک دلفی به بحث گذاشته شد. جایگاه های شغلی که به اجماع دست یافت، تایید، شرح شغل و صلاحیت های حرفه ای آن شناسایی و تدوین گردید. برای تعیین فاصله موجود مطالعه توصیفی–مقطعی و کاربردی بر روی کلیه (38 نفر) شاغلان بخش مدیریت اطلاعات سلامت بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد. پرسشنامه ی محقق ساخته بر اساس صلاحیت های حرفه ای مستخرج از پانل تهیه شد و پس از بررسی روایی توزیع گردید. پایایی آن با آلفای کرونباخ 91/0 مورد تایید قرار گرفت. داده ها با آمار توصیفی به صورت فراوانی و درصد ارائه گردید.
    نتایج
    جایگاه های شغلی آینده، مدیریت اطلاعات سلامت، بیمه و حسابداری، فناوری اطلاعات، برنامه های کاربردی کامپیوتر و مدیریت داده ها بدست آمد. صلاحیت های حرفه ای آمار و اپیدمیولوژی، طبقه بندی بیماری ها، ذخیره و بازیابی اطلاعات، مدیریت داده های سلامت، ملاحظات قانونی و امنیت اطلاعات، فناوری اطلاعات، مفاهیم مهندسی نرم افزار تعیین شد. موثرترین صلاحیت، آشنایی با روش های ذخیره و بازیابی بود. توانمندی شاغلان برای آمار و اپیدمیولوژی در سطح متوسط قرار داشت.
    نتیجه گیری
    جایگاه های شغلی جدید فناوری اطلاعات سلامت مرتب در حال معرفی و عرضه هستند. بازنگری های مداوم و توجه به افزایش بیش تر دروس مربوط به بیمه و حسابداری، ذخیره و بازیابی داده ها و آمار و اپیدمیولوژی در برنامه ریزی دروس ضروری است.
    کلیدواژگان: جایگاه های شغلی، صلاحیت های حرفه ای، فناوری اطلاعات سلامت، برنامه ریزی درسی
  • سیما گودرزیان، نیکو یمانی، مسعود امینی، پروانه اباذری * صفحات 89-99
    مقدمه
    سازمان جهانی بهداشت دولت ها را ملزم به آموزش و بهره گیری از خدمات نیروهای غیر پزشک به ویژه پرستاران در مدیریت بیماری های مزمن از جمله دیابت کرده است. در همین راستا این مطالعه با هدف تدوین برنامه درسی کارشناسی ارشد پرستاری دیابت در راستای بسته آموزش پاسخگو انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر بر اساس گامهای مدل برنامه ریزی درسی کرن در دو مرحله نیازسنجی (گام اول برنامه ریزی درسی کرن) و تدوین برنامه درسی (گام های دوم تا ششم برنامه ریزی درسی کرن) در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1394-1393 انجام شد. مرحله نیازسنجی با استفاده از فن دلفی تعدیل شده و گام های دوم تا ششم تدوین برنامه درسی با مشارکت متخصصان برنامه درسی و اساتید صاحب نظر در زمینه تدریس و مراقت و درمان دیابت با برگزاری پانل های تخصصی متعدد و مشاوره های فردی در طی چندین مرحله انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در راند اول دلفی از روش تحلیل محتوای کیفی و برای راندهای دوم و سوم از آمار توصیفی استفاده شد.
    نتایج
    وظایف و نقش های پرستار دیابت از دید شرکت کنندگان در 6 طبقه، 9 زیر طبقه و 81 وظیفه، در حیطه های دانش و آگاهی، آموزشی، مراقبتی درمانی، مدیریتی و وظایف در قبال جامعه دسته بندی شد. در مرحله بعد، تدوین برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد پرستاری دیابت بر اساس مصوبات شورای عالی علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آیین نامه کارشناسی ارشد در چهار فصل شامل: مشخصات کلی برنامه درسی، مشخصات جزییات برنامه درسی، مشخصات واحدهای درسی و ارزشیابی برنامه درسی به دست آمد.
    نتیجه گیری
    این برنامه درسی به عنوان یک برنامه پیشنهادی برای تاسیس یک رشته آکادمیک به شورای تخصصی آموزش علوم پزشکی در سطح وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ارسال شد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی درسی، پرستار دیابت، مدل طراحی برنامه درسی کرن، نیاز سنجی، ایران
  • سعیده دریازاده، عطیه فقیهی *، فریبا جوکار، امید یقینی، آتوسا اسماعیلی صفحات 100-109
    مقدمه
    هدف از آموزش بالینی در دوره دکترای پزشکی عمومی کسب حداقل مهارت های مورد انتظار از دانش آموختگان می باشد. آزمون صلاحیت بالینی به عنوان ابزاری جهت ارزیابی این حداقل های یادگیری طراحی شده است. بررسی نظرات شرکت کنندگان در این آزمون می تواند گامی در جهت بهبود کیفیت برگزاری آن و برطرف کردن مشکلات باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی دیدگاه کارورزان شرکت کننده در آزمون صلاحیت بالینی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. شرکت کنندگان در این مطالعه شامل 17نفر از کارورزان شرکت کننده در آزمون صلاحیت بالینی آبان ماه سال 1395 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که در چهار گروه 4-6 نفره مصاحبه شدند. مصاحبه ها پس از پیاده سازی به روش تحلیل محتوای مرسوم و با استفاده از نرم افزار MAXQDA-10 تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    در مجموع تعداد 93 کد اولیه استخراج شد. پس از حذف کدهای تکراری و ادغام کدهای مشابه در نهایت72 استخراج شد که در 4 طبقه اصلی و 9 طبقه فرعی قرار داده شدند. طبقات اصلی شامل: شرایط برگزاری آزمون، محتوای آزمون، عوامل آموزشی موثر بر آزمون و شرایط ایستگاه های آزمون بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد عوامل آموزشی موثر بر آزمون از عمده عواملی باشد که آزمون صلاحیت بالینی را تحت تاثیر خود قرار می دهند. همچنین از دیدگاه آزمون شوندگان اهداف برگزاری آزمون به خوبی روشن نبوده و می تواند بر نتایج مورد انتظار تاثیرگذار باشد. با توجه به این که آزمون صلاحیت بالینی می تواند به عنوان ابزاری جهت ایجاد تلاش بیش تر در دانشجویان برای کسب مهارت های لازم و مورد انتظار باشد، لذا انجام اقدامات اصلاحی و برنامه ریزی های منظم و سازماندهی شده در این زمینه ضروری است.
    کلیدواژگان: دانشجوی پزشکی، آزمون صلاحیت بالینی، صلاحیت بالینی، آزمون
  • علیرضا ایرج پور، پروانه خراسانی * صفحات 110-119
    «تحول در نظام آموزش علوم پزشکی» با تاکید بر اولویت های کشور به عنوان گام چهارم «طرح تحول نظام سلامت» مطرح و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (و.ب.د.ا) خود را به تحقق اثربخش آن متعهد می داند. تحقق اهداف این برنامه شامل ارتقای کمی و کیفی خدمات سلامت و دستیابی کشور به مرجعیت علمی در سطح منطقه است که بدون تردید زیربنای این حرکت عظیم اعتلای سیستم آموزش عالی حوزه سلامت با تحول و توسعه آموزش علوم پزشکی کشور است(1).
    نظام آموزش علوم پزشکی، وظیفه تربیت و تامین نیروی انسانی کارآمد برای نظام سلامت را بر عهده دارد و از آنجا که رسالت اصلی حوزه آموزش علوم پزشکی کشور، پاسخ گویی به نیازهای جامعه در این حوزه همراه با پاسخ گویی به اهداف جهانی حوزه سلامت است و از سوی دیگر در دنیای کنونی که لحظه به لحظه شاهد پیشرفت روز افزون علوم و دانش در حوزه های گوناگون هستیم، به موازات پیشرفت تکنولوژی و تغییر مشکلات و نیازهای جامعه، «توسعه علوم پرستاری» به عنوان یکی از موثرترین حرفه های علوم پزشکی که کمیت و کیفیت نیروهای آن، ارتباط مستقیمی با ارتقای شاخصهای خدمات بهداشتی درمانی دارد نیازمند توجه ویژه است(2).
    پرستاری به عنوان یک علم و هنر در کنار سایر علوم پزشکی و پیراپزشکی دنیا، روز به روز در حال گسترش و تخصصی شدن نقش در حوزه های مختلف خود است. خبرگان و کارشناسان نظام سلامت همواره تاکید نموده اند که پرستاری از علمی ترین رشته های گروه پزشکی است و تحقق اهداف کلان تحول در نظام سلامت، بدون توسعه علوم و خدمات پرستاران امکان پذیر نخواهد شد. به همین دلیل لازم است پرستاران به طور پیوسته و پویا متناسب با تغییرات نظام سلامت حرکت نموده و کماکان نقش محوری خود را از طریق توسعه نقش های جدید در تیم سلامت حفظ نمایند. پرستاران به عنوان بزرگترین نیروهای حرفه ای تیم سلامت، در خط مقدم ارائه خدمات در نظام بهداشتی- درمانی هستند و در حیطه های مختلف بهداشتی و درمانی، با توجه به نیازهای جامعه می توانند با ایفای نقش های مختلف آموزشی، پژوهشی، هماهنگی، تسهیل گری، حمایت کنندگی، مشاوره، مدیریت، رهبری و مشارکت در مراقبت و درمان خدمات شایان توجهی ارائه دهند(2و3).
    آموزش پرستاری در سطح کارشناسی، زمینه ساز تربیت پرستار حرفه ای است؛ پرستار حرفه ای پرستاری است که انتظار می رود بتواند بررسی و شناخت وضعیت سلامت، ارائه خدمات و هماهنگی مراقبت ها را در عرصه های مختلف به فرد، خانواده و جامعه عهده دار شود(4). با توجه به نقش مهم پرستاران در طرح تحول سلامت و از طرف دیگر مشکلات و مسایل خاص این گروه با در نظر گرفتن گستردگی دانشکده های پرستاری در تمام مناطق کشور، هم زمان با ابلاغ بسته های تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، «ماموریت ویژه توسعه علوم پرستاری» به منطقه 7 آمایشی کشور شامل دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان، شهرکرد، شهید صدوقی یزد و کاشان واگذار شد و در توزیع ماموریت ها بین دانشگاه های منطقه، این مسوولیت به دانشکده پرستاری مامایی اصفهان واگذار گردید تا هم سو با تحول و توسعه آموزش عالی در سایر حیطه های علوم پزشکی و نظام سلامت، توسعه علوم پرستاری به طور اختصاصی تر مورد توجه قرار گیرد و امکان پاسخ گویی به چالش ها و ضرورت های مورد نیاز برای ارتقای کمی و کیفی علوم پرستاری، تدوین برنامه، تربیت نیروی انسانی و گسترش عملکردهای تخصصی این رشته تسریع گردد(2). بنابراین علی رغم پیشرفت های قابل توجه در علوم و خدمات مختلف حوزه نظام سلامت، نیاز به توسعه پایدار منابع انسانی پرستاری دارد که این مهم با برنامه ریزی مناسب امکان پذیر است. هدف از این مقاله گزارش تجربه ی کارگروه توسعه علوم پرستاری از « تدوین نقشه راهبردی و برنامه عملیاتی با چشم انداز توسعه علوم پرستاری» است که در راستای شرح تجارب اجرایی مرتبط با «بسته توسعه راهبردی، ماموریت گرا و آمایشی تحول آموزش پزشکی»، ارائه می شود.
    کلیدواژگان: نقشه راهبردی
  • معصومه معزی *، مجید شیرانی، فیروزه مجیدی، مهرداد صابرزاده صفحات 120-124
    یکی از رویکردهای فلسفی آموزش عالی، دیدگاه پاسخ گویی وتعهد اجتماعی است که تمرکز آن بیش تر بر مسوولیت پذیری دانشگاه ها در خدمت به جامعه است. در این رویکرد دانشگاه ها و دانشکده های پزشکی به عنوان یک نهاد اجتماعی با دیدگاه پاسخ گویی به نیازها و انتظارات جامعه جزء جدانشدنی از فلسفه وجودی آموزش عالی هستند. پاسخ گویی اجتماعی، تعهد در قبال هدایت، آموزش و پژوهش و ارائه خدمات بهداشتی درمانی بر اساس اولویت نیازهای سلامتی جامعه است و اهمیت آن به صورتی است که در بعضی از مطالعات به عنوان یکی از 4 رسالت اصلی دانشگاه های علوم پزشکی در نظر گرفته می شود(1). ازنظر برخی از کارشناسان و صاحب نظران در سیستم آموزش پزشکی ایران در زمینه پاسخ گویی به نیازهای جامعه ضعف وجود دارد و ارتباط دانشجویان با جامعه به تدریج ضعیف تر شده است و در طول سالیان با حذف فصل های مشترک جای خود را به مرزبندی های غیرقابل نفوذ داده است. در صورتی که پاسخ گویی به نیازهای جامعه و در نتیجه تعامل پویا بین آموزش و جامعه یک تقاضای منطقی، مستمر و پایدار است(2).
    مطالعه ای که در زمینه موانع و راه کارهای پاسخ گویی اجتماعی برنامه درسی در آموزش پزشکی توسط یمانی و همکاران انجام شده است، موانع پاسخ گویی را در 8 مقوله دسته بندی نموده است که ساختار برنامه درسی و مواجهه دیررس دانشجویان با معضلات سلامت جامعه، عدم تناسب محتوای درسی با نیازهای جامعه و توجه بیش تر برنامه درسی به آموزش تئوریک و بالینی غلبه پارادایم کمی و در نتیجه بی توجهی به شاخص های مهم پزشکان پاسخ گو، ضعف در همکاری بین دانشگاه و جامعه، کمبود واحدهای درسی انتخابی در زمینه دروس متمایل به زمینه اجتماعی و محیط کاری از جمله این موانع محسوب می گردد. طبق بررسی به عمل آمده در مقاله مذکور از جمله راه کارهای پاسخ گو نمودن برنامه های درسی تدوین رسالت روشن، اضافه نمودن آموزش مبتنی بر جامعه در سطوح مختلف برنامه درسی پزشکی و رها نکردن پزشکان بعد از فراغت از تحصیل و تدوین مدل و چارچوب نظری مناسب برای پاسخ گویی برنامه درسی بوده و البته تاکید عمده بر حرکت به سمت تدوین راه کارهای عملیاتی است(3).
    با توجه به این موانع و راه کارهای ارائه شده، و با توجه به تاکید چشم انداز نظام آموزش علوم پزشکی کشور در افق 1404 به پاسخ گویی به نیازهای سلامت جامعه به عنوان یکی از ارکان اساسی این نظام و همچنین در راستای عملیاتی سازی بسته پزشکی پاسخ گو از بسته های دوازده گانه تحول در آموزش پزشکی، تدوین و طراحی مدل ها و برنامه هایی جهت آموزش و آشنایی بیش تر دانشجویان با پاسخ گویی اجتماعی و در نتیجه مسوولیت پذیر نمودن دانش آموختگان در ارائه بهتر مراقبت های سلامت مناسب به نظر می رسد. در این راستا مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد جلب مشارکت دانشجویان در این زمینه را به عنوان یکی از برنامه های کاری خود مد نظر قرار داد و جهت انجام این امر ابتدا با مطالعه مستندات و فعالیت های پاسخ گویی انجام شده در سایر دانشگاه ها اطلاعات لازم جمع آوری و پس از سنجش موقعیت و بررسی نقاط ضعف و قوت، برنامه آموزشی جامعه محور و پاسخ گو در قالب کمیته های دانشجویی پزشکی پاسخ گو جهت دستیابی به اهداف مذکور، به عنوان مدل و برنامه پیشنهادی از اسفند 93 تصویب و به مرحله اجرایی در آمد.
    کلیدواژگان: برنامه آموزشی
  • حبیب الله رضایی، علیرضا یوسفی، باقر لاریجانی، نیما رضایی، پیمان ادیبی* صفحات 125-133
    نهادی پویا و متغیر بوده است(1). دو مورد از عوامل ایجاد تحول در نظام های آموزش عالی، جهانی شدن و بین المللی شدن است(1). جهانی شدن یعنی به جریان افتادن تکنولوژی، اقتصاد، دانش، مردم، ارزش ها و ایده ها بر فراز مرزها و هر کشوری را به گونه ای صرف ‍نظر از تاریخ، سنن، فرهنگ و انتظارات تحت تاثیر قرار می دهد(2). همه دانشگاه ها تحت تاثیر جهانی شدن هستند و جهانی شدن در تمام سطوح و ابعاد آموزش عالی تاثیرات عمیقی به جای گذاشته است(3تا5). به باور متخصصان، امروزه بین رسالت آموزش عالی و اثرات پدیده اجتناب ناپذیر جهانی شدن تنشی ایجاد شده است. دانشگاه ها از طرفی، موسساتی محلی و ملی هستند و انتظار می رود همواره متوجه نیازهای بومی و ملی باشند. از طرف دیگر، رقابت، چالش ها و فرصت های ناشی از جهانی شدن باعث شده تا دانشگاه ها با نگاهی فراتر، سطح و عمق نظر و عمل خویش را گسترش دهند(6). برخی معتقدند راه حل رفع این تنش جهانی - محلی، بین المللی سازی آموزش عالی است(6). در حقیقت بین المللی سازی آموزش عالی به عنوان پاسخی ممکن به جهانی سازی است(7) و بین المللی سازی فرایندی است که دولت ها می توانند بیش تر از جهانی سازی آن را هدایت کنند(7). بین المللی شدن و جهانی شدن یکی نیستند. جهانی شدن را می توان عامل شتاب دهنده و کاتالیزور تصور کرد، در حالی که بین المللی شدن گونه ای پاسخ است، اما پاسخی است فعال و هوشمندانه(8). بین المللی شدن اشاره به روابط میان دولت ها و ملت ها دارد، به گونه ای که شناخت و احترام به تفاوت ها و سنت ها را تشویق می کند(1) اما پدیده جهانی شدن تمایل و رغبتی به احترام به تفاوت ها و مرزها ندارد و مبانی بسیاری از دولت ها را تحلیل برده و همگنی و یکسان سازی را دنبال می کند(1و9).
    در سال های اخیر بین المللی شدن یکی از مباحث مهم محافل دانشگاهی بوده است(1) و تعاریف متفاوتی از بین المللی سازی ارائه شده است. بین المللی سازی از عناصر متعددی تشکیل شده است. بین الملل سازی با توجه به جابجایی افراد، وابستگی سازمانی و عقاید بین ملت ها، اثرات مهمی روی تکامل زیربنایی کشورها و سیستم آموزش عالی به طور ویژه از دهه 1970 داشته است(10) و دلایل متعددی برای حرکت به سوی بین المللی سازی برنامه آموزشی ذکر شده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد: رشد و توسعه منابع انسانی، انعقاد پیمان های راهبردی، تولید درآمد و تجارت اقتصادی، ساخت ملت و سازمان، رشد و توسعه فرهنگی اجتماعی و فهم متقابل، بهبود کیفیت، ایجاد روابط راهبردی، تولید پژوهش و دانش، تحقق نیازهای ملل و جهان. به طور کلی می توان گفت که دلایل سیاسی، دلایل اقتصادی، دلایل اجتماعی فرهنگی و دلایل علمی لزوم حرکت به سمت بین المللی سازی برنامه های آموزشی را پیشنهاد می کند(8و11و12).
    همکاری بین المللی در علوم در سال های اخیر رشد پیدا کرده است(13تا16) به طوری که به عنوان نمونه مطالعات نشان می دهد سهم کره جنوبی، چین و ژاپن از همکاری در نوشتن مقالات بین المللی افزایش پیدا کرده است(14و17و18). چین بزرگ ترین همکار آمریکا در نوشتن مقاله است(14). از سال 1981 تا سال 1993 در برزیل شمار مقالاتISI که به صورت فردی چاپ شده است ثابت مانده است، اما مقالاتی که به صورت همکاری بین المللی چاپ شده است 250 درصد افزایش یافته است(8). همکاری بین المللی در 30 درصد از مقالات کشور برزیل به چشم می خورد و این کشور به طور آهسته همکاری بین المللی را افزایش می دهد(19). هند در سال 1990 با 70 کشور و در سال 1994 با 93 کشور انتشار مشارکتی داشت(13). با توجه به بررسی آمار سیستم رتبه بندی سیماگو (SCIMago) در سال 2014در آمریکا 59/17 درصد، در چین 59/17 درصد، انگلستان 57/50 درصد، آلمان 79/47 درصد، ژاپن 22/26درصد و در ایران 02/21 درصد از پژوهش های انجام شده به صورت همکاری بین المللی بوده است(20تا25).
    ذکر این نکته لازم است که همکاری بین المللی فقط نوشتن مقاله نیست. نتایج این همکاری ممکن است مواردی دیگر را نیز شامل شود(26). آموزش عالی در دهه های گذشته بیش تر به سمت بین المللی سازی پیش رفته است و تمایلات نیز بدین سمت گرایش پیدا کرده است به عنوان مثال دانشجویان، اغلب تحصیل در کشورهای دیگر را انتخاب می کنند، در برنامه های آموزشی خارجی ثبت نام می کنند، در موسسات خارجی داخل کشور ثبت نام می کنند و از اینترنت برای حضور در دوره های آموزشی دانشگاه های کشورهای دیگر استفاده می کنند(27). به عنوان دلیلی بر این بیانات به این مثال می توان اشاره کرد که در سال2012، 24000 دانشجوی چینی در دانشگاه های آلمان بودند و 4000 آلمانی در این سال در چین بودند(28). همچنین توجه به این آمار نیز خالی از لطف نیست که در بین سال های 1977 تا 1987،5/46 درصد از اعضای هیات علمی دارای مدرک دکتری تخصصی در امارات، هیات علمی های مصری بودند و هیات علمی های عراقی در رده دوم با 5/15درصد قرار داشتند(10). همچنین تا اواسط قرن بیستم شاگردان اماراتی که توانایی اقتصادی داشتند برای تحصیل به کشورهای بحرین، کویت و قطر و دانشجویان برتر نیز با بورسیه به قاهره، بیروت، دمشق و بغداد فرستاده می شدند(10). همچنین کشورهایی زیادی در امارات متحده شعبه بین الملل دارند که از جمله آنها می توان ایالات متحده آمریکا، کانادا، فرانسه، و استرالیا را نام برد(10).
    طبق سند آمایش سرزمینی کشور ایران باید تا سال 1404 سه دانشگاه علوم پزشکی بین المللی داشته باشد و معیارهایی برای دانشگاه علوم پزشکی با عملکرد بین المللی تدارک دیده شده است؛ یکی از این معیارها کسب رتبه بهتر از 500 در رتبه بندی سیماگو (SCIMago) یا شانگهای (Shanghai Jiaotong) یا تایمز (QSTimes) است(29). با بررسی رتبه بندی که در سال 2015 ارائه شده است در سیستم رتبه بندی شانگهای هیچ کدام از دانشگاه های علوم پزشکی کشور دارای رتبه بالاتر از 500 نیستند(30). با بررسی سیستم رتبه بندی سیماگو در سال 2014 از لحاظ نوآوری هیچ کدام از دانشگاه های علوم پزشکی کشور رتبه بالاتر از 500 نداشتند(31) اما از لحاظ قابلیت رویت وب دانشگاه علوم پزشکی تهران رتبه 338 را در اختیار داشت(32). در رتبه بندی تایمز نیز در سال 2015-2016 هیچ کدام از دانشگاه های علوم پزشکی کشور رتبه بالاتر از 500 نداشتند(33). همچنین نتایج مطالعات انجام شده دیگر در کشور حاکی از آن است که از لحاظ بین المللی سازی وضعیت کشور مناسب نیست و بازنگری و بهسازی آموزش عالی بین المللی باید بیش از پیش در دستور کار برنامه ریزان درسی کشور قرار گیرد(34). به هر حال، ضرورت های عصر جدید ایجاب می کند توجه ویژه ای نسبت به رویکردهای بین المللی سازی صورت گیرد. برنامه های آموزشی آموزش عالی کشور باید بتواند در کنار حفظ باورها، ارزش ها، سنت ها، اعتقادات دینی و توجه به دیرینه باستانی و اسلامی، توسعه علمی، پژوهشی و مهندسی دانش، بینش، باورها و فرهنگ جامعه را در سطح بین المللی فراهم سازد(1).
    در کشورهای مختلف دولت ها برای ارتقاء برنامه های علمی بین المللی ابتکاراتی را انجام دادند و هزینه هایی را برای تشویق تبادلات فراهم کرده اند(35). در این زمینه در ایران تصمیمات و سیاست های راهبردی آموزش عالی کشور از مدت ها قبل متوجه این مساله بوده است و به این رویکرد توجه داشته است. برای مثال، در سند چشم انداز بیست ساله بیان شده است: «ایران کشوری است توسعه یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل، برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تاکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه»(36). در این زمینه در طرح تحول سلامت در حوزه آموزش علوم پزشکی که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به اجرا در آمده است یکی از بسته ها به بحث بین المللی شدن دانشگاه ها می پردازد(37). این بسته دارای چهار محور است که یکی از این محورها تدوین و اجرایی سازی نقشه راه شبکه تبادلات علمی و برنامه های آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی ایران با دانشگاه های معتبر جهان است. این محور به صورت ماموریت ویژه به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان واگذار گردید. بنابراین با توجه به ضرورت بحث بین المللی شدن دانشگاه ها و با توجه به اسناد بالا دستی موجود، و ماموریت واگذارشده از طرف وزارت بهداشت به این دانشگاه، تهیه نقشه راه بین المللی سازی آموزش علوم پزشکی در دستور کار این دانشگاه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: بین المللی سازی
  • ثریا قاسمی *، شهرام طهماسبیان صفحات 134-136
    دست یابی به تکنولوژی های جدید در علوم زیستی و پزشکی، همچون توالی یابی نسل بعد، زمینه پیشرفت سریع تر از پیش مطالعات را فراهم نموده است. از این رو، حجم بسیار عظیمی از اطلاعات اولیه فراهم می گردد و همچنان نیز رو به افزایش است. طراحی سیستم های پیشرفت های که تلفیقی از محاسبات کامپیوتری، علم آمار، تکنولوژی اطلاعات وهوش مصنوعی باشند، جهت ذخیره، پردازش و تفسیر این اطلاعات روبه افزایش، الزامی است(1). علوم ذکرشده با عنوان ابزارهای بیوانفورماتیکی جهت حل مسائل پیچیده زیستی و نتیجه گیری منطقی به خدمت گرفته می شوند. ژنومیک، ترانس کریپتومیک، پروتئومیک و متابولومیک، زمینه های اصلی مطالعات بیوانفورماتیک تلقی می گردند(2).
    امروزه، ابزارهای بیوانفورماتیکی متعددی به صورت دسترسی آزاد وonline توسط پایگاه داده ها و نرم افزارهای تحت وب، یا به صورت قابل ذخیره و اجرا در ویندوز با عنوان نرم افزار دسک تاپ و یا نرم افزارهایی قابل خریداری در اختیار محققان قرارگرفته اند(3). ظهور ابزارهای بیوانفورماتیکی و محاسبات کامپیوتری انقلابی در مطالعات زیستی و پزشکی ایجادکرده است. این ابزارها برای ذخیره، مدیریت، پردازش و تجزیه تحلیل داده های خام به دست آمده از تکنیک های پیشرفته ای چون توالی یابی نسل بعد و نتایج مطالعات معتبرمنتشرشده توسعه یافته اند(4). علاقمندی محققان سراسرجهان و رشد فزاینده دانش در این حیطه ی علمی، دست یابی به یافته های جدید و ظهور تکنیک های پیشرفته، محققان امروز را با حجم گسترده ای از داده های اولیه روبرو ساخته است. به کارگیری این داده های اولیه جهت سرعت بخشیدن به روند مطالعات امری اجتناب ناپذیر است. برقراری ارتباط و تفسیر منطقی این حجم از داده ها بدون کمک ابزار های بیوانفورماتیکی امکان پذیر نیست. ابزارهای بیوانفورماتیکی با اهداف عملکردی متنوع و با قابلیت به روزرسانی های مداوم جهت تسهیل وسرعت بخشید به مطالعات و نتیجه گیری های دقیق علم فراهم گردیده اند. با استفاده ازاین ابزارها در کم ترین زمان و با صرف کم ترین هزینه می توان بر اساس نوع هدف پیشرو به نتایج معتبری دست یافت(5). پس از معرفی ابزارهای بیوانفورماتیکی به جامعه علمی، پیشرفت سریع و گسترده ای درمطالعات مربوط به این زمینه به وجود آمد. ظهور این ابزارها آن چنان مورد استقبال محققان واقع شد که به سرعت درصد بالایی از مقالات معتبر منتشرشده به این حوزه اختصاص یافت. معرفی ابزارهای حاضر یا جدید و به کارگیری این ابزارها در مطالعات سلولی-مولکولی و ژنتیکی اصلی ترین مباحث در مقالات مربوطه هستند(6). در حال حاضر شاهد رشد چشم گیر به کارگیری این ابزارها در انواع زمینه های مطالعاتی در سطح آزمایشگاه و بالین هستیم(7). کاربرد ابزارهای بیوانفورماتیکی مربوطه در آینده نزدیک، نتایج ارزنده ای در زمینه ی معرفی بیومارکرهای جدید تشخیص، درمان و تهیه ی پروفایل اختصاصی به منظور شخصی سازی پزشکی به دست خواهد آمد. بی شک بدون دانستن بانک های اطلاعاتی و پایگاه های داده، پیدا کردن ارتباطات و کاربردی سازی این حجم عظیم اطلاعات امکان پذیر نخواهد بود. باتوجه به این که لایسنس این نرم افزارها بعضا دارای هزینه های زیادی است و بستر سخت افزاری پرهزینه ای که برای اجرای این نرم افزارها نیاز است، وجودآزمایشگاه های تخصصی در این حیطه را بیش از قبل ضروری می نماید. ازاین رو هدف بیان تجربه طراحی و پیاده سازی آزمایشگاه بیوانفورماتیک در دانشگاه های علوم پزشکی، گام ها و اهداف مشخص آن است.
    کلیدواژگان: آزمایشگاه های بیوانفورماتیک
  • مجید محمدی زاده *، حمید رحیمی، محمدرضا صبری، نیکو یمانی صفحات 137-142
    شورای اعتباربخشی آموزش پزشکی تخصصی و هیات بورد رشته های تخصصی پزشکی آمریکا کسب شش صلاحیت اصلی را برای دستیاران رشته های تخصصی بالینی معین کرده است که یکی از آن ها پای بندی به اصول حرفه ای است(1). بر اساس دستورالعمل اجرایی آزمون های ارتقای دستیاری و گواهینامه تخصصی کشور ایران نیز باید در محاسبه نمرات نهایی ارزیابی درون بخشی این حیطه های شش گانه رعایت گردد(2). موضوع تعهد به اصول حرفه ای مانند بسیاری از جنبه های آموزشی دیگر دوران دستیاری یک فرآیند تکاملی است(3و4). برای گسترش و تعالی تعهد به اصول حرفه ای باید خطاهای رخ داده مشخص شوند و رفتاری که نشان دهنده تعهد به اصول حرفه ای است تقویت گردند(3). به همین دلیل تلاش هایی برای مستند سازی رفتار حرفه ای دستیاران و ارزیابی این رفتار و دخالت دادن آن در تعیین صلاحیت آنان برای کسب گواهی نامه تخصصی، به خصوص در کشورهای توسعه یافته صورت گرفته است(3و5و6).
    در کشور ایران نیز مطابق مفاد هفتاد و دومین نشست شورای آموزش پزشکی و تخصصی30 نمره از 150 نمره ارزیابی درون بخشی سالیانه به رفتار حرفه ای اختصاص یافته و تنها حیطه ای است که کسب حد اقل 70 درصد از نمره آن برای قبولی دستیار در ارزیابی درون بخشی و معرفی وی جهت شرکت در آزمون ارتقای کتبی سالیانه و گواهی نامه ضروری است(2). رییس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در اسفند ماه 92 و اردیبهشت ماه 93 دو جلسه مشورتی با حضور اعضای منتخب هیات علمی دانشکده و با موضوع بررسی راه کارهای حضور موثر دستیاران در محیط های آموزشی درمانی تشکیل دادند که طی آن اکثریت قاطع اعضا ضمن ابراز نگرانی از کم توجهی به موضوع پای بندی دستیاران به اصول حرفه ای بر لزوم توجه بیش تر، عمیق تر و قانون مند به این موضوع تاکید کردند. بر اساس مفاد همان هفتاد و دومین نشست شورای آموزش پزشکی و تخصصی باید ابزار استاندارد شده ای برای ارزیابی دستیار در این حیطه طراحی می شد(2). با توجه به عدم وجود چنین ابزاری و ناهمگونی و ابهام در شیوه برخورد با عملکرد دستیاران در این حیطه در مراکز مختلف، «مجموعه دستورالعمل و ابزارهای ارزشیابی پای بندی دستیاران به اصول حرفه ای» به منظور پیاده سازی برنامه ای یکسان در این زمینه در سطح مراکز تربیت کننده دستیار تخصصی و با هدف ارتقاء عملکرد دستیاران در حیطه پای بندی به اصول حرفه ای با مشارکت فعال اعضای هیات علمی و نظارت مستقیم ایشان برای نهادینه شدن فرهنگ پای بندی به اصول حرفه ای در سطح سازمانی و همه شئونات نظام آموزش پزشکی و درمانی کشور در راستای بسته اعتلای اخلاق حرفه ای طرح تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی طراحی و تدوین شد. دو هدف اختصاصی این مجموعه:الف. تدوین و پیاده سازی فرایند یکسان و عادلانه برای رسیدگی به گزارش های موردی مربوط به نحوه پای بندی دستیاران به اصول حرفه ای در سطح گروه آموزشی، مرکز آموزشی درمانی، دانشکده و دانشگاه به منظور:الف-1. ارائه بازخورد و تعیین برنامه اصلاح عملکرد با مشارکت خود دستیار
    الف-2. تعیین نمره متناسب با رفتار گزارش شده
    الف-3. تعیین سایر اقدامات آگاهی بخش (تنبیهی) متناسب با رفتار گزارش شده
    ب. تدوین و پیاده سازی فرایند ارزیابی دوره ای دستیاران در حیطه پای بندی به اصول حرفه ای با استفاده از روش های ارزیابی مناسب و یکسان به منظور اصلاح کلی عملکرد دستیاران و تعیین نمره نهایی پای بندی به اصول حرفه ای برای محاسبه در نمره ارزیابی درون بخشی سالیانه و تعیین احراز صلاحیت شرکت در آزمون کتبی ارتقای سالیانه و گواهی نامه بیش تر ارزیابی های مربوط به پای بندی به اصول حرفه ای در طول دوره دستیاری باید به صورت تکوینی و با رویکرد اصلاح عملکردها صورت گیرد(3). با توجه به ویژگی های دو ابزار « گزارش رویدادهای حساس (Critical Incidents)» و « ارزیابی پای بندی به اصول حرفه ای کوتاه مدت (Professionalism Mini- Evaluation Exercise(P- MEX))» در طراحی فرایندهای حاضر استفاده از این دو ابزار مورد توجه قرار گرفت(3و5و6).
    کلیدواژگان: دستیار تخصصی
  • فریبا جوکار، نیکو یمانی *، احمد موحدیان عطار صفحات 143-146
    تحول در نظام های آموزش عالی امری غیرقابل اجتناب در سراسر جهان است. عوامل پیش برنده تحول و تغییرات از نظر ماهیت جهانی و مشابه بوده اما اثرات آنها از کشوری به کشور دیگر و از منطقه ای به منطقه ی دیگر متفاوت است. یکی از عوامل قدیمی تحول در آموزش عالی فشارهای جامعه برای شفافیت و پاسخ گویی است و از عوامل جدید می توان به توسعه سریع فناوری، تغییر نیازهای جامعه برای مهارت های جدید در عصر جهانی شدن نام برد(1).
    تغییر و تحولات در جوامع انسانی موجب دگرگونی در نگرش، ارزش ها و انتظارات انسان شده و در نتیجه وظایف نظام آموزش عالی سلامت نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. دانشگاه به عنوان متفکرترین نهاد، در قبال تحقق آرمان های توسعه ملی مسوول بوده و این موضوع ایجاب می کند تا دانشگاه به پویا سازی ارکان خود در انطباق با برنامه های توسعه بپردازد(2). متفکرین براین باورند که زنده بودن و حرکت به سمت شدن ریشه در تحول دارد و اگر چیزی در حالت سکون باقی بماند ضرب آهنگ نابودی آن سریع تر خواهد بود. غلبه بر ثبات مستلزم به کارگیری مقدار زیادی از توجهات سازمانی است. در سال 1997 مدل بهبود آموزش و تحول مشتمل بر 9 عنصر مطرح شد (شکل 1). این عوامل به صورت مستقیم و غیرمستقیم با یکدیگر تعامل دارند. مقایسه این مدل با برنامه تحول و نوآوری در آموزش علوم سلامت بیانگر توجه این طرح به ابعاد تحول در آموزش است(3).
    کلیدواژگان: بازخوانی یک تجربه
|
  • Nikoo Yamani *, Athar Omid, Arash Najimi, Shahla Shahidi, Pejman Aghdak, Sara Heydary Sharif Abad, Elham Moazam Pages 1-14
    Introduction
    Social accountability is a fundamental feature in medical education. In this regard, the aim of this study was to explore the views of general practitioners in Isfahan about GP’s minimum learning essentials based on common and important signs, symptoms and diseases to be used in the revised curriculum in accordance with social accountability.
    Methods
    This cross-sectional descriptive study was carried out in 2015-16 in two phases. The research tool was developed in the first phase by reviewing the literature, documents and experiences. In the second phase, the field study was conducted on general practitioners working in private and public sectors of Isfahan University of Medical Sciences. A sample of 462 subjects were selected through systematic random cluster sampling. Data were analyzed using descriptive statistical methods.
    Results
    A total of 619 questionnaires were analyzed. 46.7% of the participants were female and 37.5% worked as a family physician. Based on the interaction between subjects’ encounters with diseases, signs and symptoms and the importance of each case, 136 topics were identified as educational priority.
    Conclusion
    Since high prevalence of a disease and its importance for education have been accepted as the criteria to determine learning needs, educational priorities for general practitioners were determined based on the interaction of these two criteria. Further research is recommended to determine the opportunities for teaching these priorities and their appropriate educational content.
    Keywords: Needs assessment, general practitioner, learning needs, socially accountable education
  • Atiye Faghihi, Saeideh Daryazadeh, Nikoo Yamani * Pages 15-31
    Introduction
    In any change in the assessment system, students’ opinions as one of the main stakeholders is of great importance. These opinions will help planners overcome the problems and weaknesses and guide them towards corrective measures. The aim of this study was to investigate medical students’ experiences of pre-internship electronic exam in Isfahan and Kashan Universities of Medical Sciences in 2016.
    Methods
    This qualitative study utilized directed content analysis approach. Participants included 17 medical students participating in the first pre-internship electronic exam and were selected through purposive sampling. Data were collected through individual semi-structured interviews. The interviews were recorded with participants’ permission and then transcribed. The data were analyzed in MAXQDA-10 software.
    Results
    Three main categories emerged following data analysis including “strengths”, “weaknesses” and “solutions and recommendations”.
    Conclusion
    This study elicited students’ experiences as one of the main stakeholders in the assessment system. The results indicate students’ satisfaction with participating in the pre-internship electronic exam and the students suggested that other exams should be held in this way.
    Keywords: Medical student, paper-based exam, computer-based exam, pre-internship exam
  • Saeideh Daryazadeh, Shahram Shayan* Pages 32-42
    Introduction
    In the era of increasing development of electronic technology, using technology and making favorable changes in student assessment have a prominent role. The purpose of this study was to review the evolution process of student assessment methods in medical education and report its process in Iran based on the 8-step model) In Line with the Package for Medical Sciences Assessment System and Tests Promotion).
    Methods
    In this narrative review, databases of SID, Magiran, PubMed, Eric and Google Scholar were searched for articles published from 1950 onward in Persian and English using the keywords assessment, computerized test, evolution, change and medical education.
    Results
    A total of 28 highly relevant articles were reviewed from 76 publications. Based on the 8-step model of change, the evolution process of student assessment has occurred as 1: creating necessity, 2: forming a powerful coalition, 3: creating a vision for change, 4: communicating with the vision, 5: removing the obstacles, 6: creating short-term achievements, 7: founding and building the change, 8: institutionalizing the change.
    Conclusion
    The eight steps of change and evolution of Graduate and Medical Education Council tests have been administered with due precision in Iran. Given the challenges facing each change and in line with more favorable administration of this process in the coming years, identifying existing executive problems and contributing to resolve them would be an effective and constructive step forward.
    Keywords: Student assessment, computerized test, evolution, change, medical education
  • Zarichehr Vakili, Mansooreh Momen-Heravi *, Seyed Alireza Moravveji, Fahimeh Abdi, Maryam Yavari Pages 43-53
    Introduction
    Medical education quality improvement is a major issue in Iran’s medical education system. One of the strategies for medical education quality improvement is evaluation of the status quo and identification of the weaknesses. The purpose of the present study was to evaluate educational departments of Kashan Shahid Beheshti Teaching Hospital according to clinical education standards in line with the education reform plan and accreditation package.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 210 stagers and interns of Shahid Beheshti Teaching Hospital of Kashan University of Medical Sciences in 2016. Subjects were selected by means of census method and data collection tool was a researcher-made questionnaire. The viewpoints of stagers and interns about the conformity of educational programs (round, grand round and morning report) with clinical education standards in departments of pediatrics, internal medicine, general surgery, cardiology, infectious diseases, neurology and specific surgery were assessed.
    Results
    The highest rate of desirability of round from the viewpoints of stagers was related to infectious diseases (77.3%) and cardiology (66.7%) departments and from the viewpoints of interns was related to infectious diseases (60%) and neurology (40%) departments. The highest rate of desirability of grand round from the viewpoints of both stagers and interns was related to infectious diseases department (86.7% and 80% respectively). The highest rate of desirability of morning report from the viewpoints of both stagers and interns was related to the infectious diseases department (46.7% and 80% respectively).
    Conclusion
    Given the moderately desirable status of educational programs in most of the departments, faculty members should get familiarized with new trends in medical education and clinical education standards through holding clinical education workshops and be encouraged to follow these standards. Moreover, departments should make efforts to eliminate weaknesses and achieve the desirable status.
    Keywords: Evaluation, educational department, clinical education, standard
  • Saeideh Daryazadeh, Atieh Faghihi, Jaber Yaghini, Nikoo Yamani * Pages 54-69
    Introduction
    Curriculum revision is the basis and a necessity for development of education. The goal of General Dentistry curriculum is to train dentists with minimum expected competencies. Considering the importance of this field in promoting society’s health, this study was carried out in Isfahan University of Medical Sciences in 2017 with the purpose of criticizing the general dentistry curriculum from stakeholders’ viewpoints in order to revise it in line with accountable and justice-oriented education package.
    Methods
    This study employed a qualitative approach. Data were collected through reviewing the documents, individual and group interviews. Purposeful sampling was carried out with the participation of 30 stakeholders of general dentistry curriculum and holding 10 interview sessions. The interview transcripts were imported to MAXQDA-10 software and analyzed by directed (deductive) qualitative content analysis.
    Results
    Curriculum criticism was conducted in 14 courses based on the stakeholders’ viewpoints and according to three main categories of weaknesses, strengths and proposed solutions from the stakeholders’ viewpoints and in accordance with the basic curriculum components including needs assessment, objectives, instructional strategies, content, educational sources, learning environment, learning activities, implementation and evaluation. Overall, from the stakeholders’ viewpoints, curriculum revision is useful but sudden changes without persuading stakeholders and the lack of suitable hardware and software infrastructures for implementation have led to failure in the curriculum implementation.
    Conclusion
    It seems that stakeholders’ dissatisfaction with general dentistry is due to hasty implementation of the recently revised curriculum and lack of infrastructures to implement the curriculum and achieve its idealistic goals. Hence, revision through comprehensive needs assessment of curriculum stakeholders and pilot implementation and also providing executive infrastructures and persuading stakeholders for the sake of curriculum development and success are recommended.
    Keywords: Medical Education, Curriculum, Revision, Dentistry
  • Arash Najimi, Nikoo Yamani *, Bahareh Soleimani Pages 70-76
    Introduction
    The present study was carried out as part of the needs assessment program of virtual training at Isfahan University of Medical Sciences with the aim of evaluating the readiness level of faculties with regard to virtual training from the perspective of the deputies and authorities of education development offices at the faculties.
    Methods
    This study was a descriptive cross-sectional research. An 18-item researcher-made instrument was used for assessing the following four domains: infrastructures (4 items), faculty’s resources (2 items), students’ readiness (5 items), faculty members’ readiness (6 items) and their attitudes towards virtual training (1 item). Data were collected through the officials in each faculty and analyzed by means of descriptive statistics.
    Results
    The mean score of readiness in the field of virtual training development was 4.99±1.20. Among the four domains, students’ readiness (5.38±1.37) and resources (4.60±1.65) had the highest and lowest scores respectively. The mean score of attitudes revealed a moderate level of the subjects’ attitudes.
    Conclusion
    The results showed that despite their moderate attitude to virtual training development in the faculties, the participants assessed the faculty members and faculties’ readiness for planning and resource supply as inadequate. Nevertheless, the faculty infrastructures had a more favorable status compared to the other two domains from the respondents’ viewpoints.
    Keywords: Virtual training, needs assessment, faculty, university of medical sciences
  • Mehrdad Farzandipour, Fatemeh Rangraz Jeddi *, Zahra Meidani, Sakineh Sagaeiannejad, Ehsan Nabovati, Mahtab Karami, Maryam Jahanbakhsh, Shahram Tahmasebian, Zohre Mobarak Pages 77-88
    Introduction
    The optimal use of information technology in health sector requires due attention to human resources training. The purpose of this study was to determine the future of health information technology positions and professional qualifications of the employees to achieve them.
    Methods
    This qualitative-quantitative study was conducted in 2016. A nonsystematic review of the articles published over the last 10 years was performed in well-known databases and websites using relevant keywords. Positions were extracted and then discussed using the Delphi technique in a panel of experts of 25 members including board members and faculty members of medical universities across the country. Agreed-upon positions were confirmed and job descriptions and professional qualifications were identified and compiled. An applied cross-sectional study was conducted on all health information management employees (38 people) of hospitals affiliated with Kashan University of Medical Sciences to determine the existing gap. A researcher-made questionnaire was developed based on the professional qualifications obtained for the expert panel and distributed after being checked for validity. Reliability was approved with Cronbach's alpha (0.91). Data were analyzed using descriptive statistics in terms of frequency and percentage.
    Results
    The future health information technology positions were found to be health information management, insurance and accounting, information technology, computer applications, and data management. Professional qualifications of statistics and epidemiology, disease classification, information storage and retrieval, health data management, legal considerations and information security, information technology, and software engineering concepts were determined. The most effective qualification was knowledge of storage and retrieval methods. Employees’ skills in statistics and epidemiology were at an average level.
    Conclusion
    New positions are constantly being introduced into the field of health information technology. Continuous curriculum revisions and additional courses for insurance and accounting, data storage and retrieval, statistics and epidemiology are essential.
    Keywords: Job positions, Professional Qualifications, Health Information Technology, Curriculum
  • Sima Goudarzian, Nikoo Yamani, Masoud Amini, Parvaneh Abazari * Pages 89-99
    Introduction
    WHO requires governments to train and utilize the services of non-physician personnel, especially nurses in managing chronic diseases including diabetes. This study aimed to develop a postgraduate diabetes nursing curriculum in line with the accountable education package.
    Methods
    This study was conducted in Isfahan University of Medical Sciences in 2014 -15 based on Kern’s curriculum planning model steps in two stages: needs assessment (the first step of Kern’s curriculum planning) and curriculum development (the second to sixth steps of Kern’s curriculum planning). Needs assessment was performed using a modified Delphi technique and curriculum development was conducted in cooperation with curriculum specialists and faculty members in the field of diabetes teaching and treatment through holding multiple specialized panels and individual consultations in several stages. For data analysis, qualitative content analysis was used in the first Delphi round and descriptive statistics was used in the second and third rounds.
    Results
    From the participants’ viewpoints, tasks and roles of diabetes nurse were classified into 6 categories, 9 subcategories and 81 tasks in domains of knowledge and awareness, education, caring and treatment, management and social accountability. Curriculum development for postgraduate diabetes nursing program was achieved according to the decisions of Supreme Council for Medical Education and Ministry of Health and Medical Education and postgraduate statute in four chapters including “curriculum general characteristics, curriculum detailed characteristics, courses characteristics and curriculum evaluation”.
    Conclusion
    The proposed curriculum was introduced to Specialized Council for Medical Education, Ministry of Health and Medical Education for establishing a new academic major.
    Keywords: Curriculum planning, diabetes nurse, kern's curriculum planning model, needs assessment, Iran
  • Saeideh Daryazadeh, Atiye Faghihi *, Fariba Jokar, Omid Yaghini, Atousa Esmaeeli Pages 100-109
    Introduction
    The goal of clinical education in general medicine program is to achieve the minimum skills expected of graduates. Clinical competency exam is designed as a tool for assessing these minimum learning essentials. Exploring the viewpoints of examinees could be a step towards improving the quality of this exam and resolving its problems. The purpose of this study was to examine the viewpoints of interns participating in the clinical competency exam.
    Methods
    This qualitative study employed conventional content analysis approach. Subjects included 17 interns participating in the clinical competency exam in 2016 in Isfahan University of Medical Sciences who were interviewed in four groups of 4-6 people. Interviews were transcribed and then analyzed in MAXQDA-10 software.
    Results
    A total of 93 preliminary codes were extracted. Having the duplicates removed and similar codes integrated, 72 codes were extracted and classified into 4 main categories and 9 subcategories. The main categories were: “conditions of the exam administration, content of the exam, educational factors affecting the exam, and conditions of exam stations”.
    Conclusion
    It seems that educational factors affecting the exam are the major factors that influenced the clinical competency exam. Also, the objectives of the exam were not clear from the perspective of examinees which could affect the results. Since the clinical competency exam can be used as a tool to make students try more to acquire the necessary and expected skills, taking corrective measures and organized regular planning are essential in this area.
    Keywords: Medical Student, Clinical Competency Exam, Clinical Competency, Exam
  • Alireza Irajpour, Parvaneh Khorasani * Pages 110-119
  • Habib Rezaei, Alireza Yousefi, Bagher Larijani, Nima Rezaei, Peyman Adibi * Pages 125-133
  • Sorayya Ghasemi *, Shahram Tahmasebian Pages 134-136