فهرست مطالب

  • Volume:13 Issue: 6, 2017
  • تاریخ انتشار: 1395/11/30
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مجتبی راجی، لیلا مسعودی یکتا، آرمین تاج فر، مصطفی عجمان، نصرت بهرامی صفحات 530-538
    زمینه و هدف
    آموزش بالینی مهم ترین بخش در آموزش پرستاری است که به لحاظ اهمیت، به عنوان قلب آموزش حرفه ای پرستاری شناخته می شود. از این رو، مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل استرس زا محیط بالین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی دزفول در سال 1394 انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 234 دانشجوی پرستاری و اتاق عمل ترم 2 به بالا که حداقل 1 واحد کارآموزی بالینی را سپری کرده بودند، به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسش نامه محقق ساخته عوامل استرس زا محیط بالین بود. برای توصیف نمونه ها از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و تحلیلی Spearman استفاده شد.
    یافته ها
    بیشترین حیطه استرس زا در دانشجویان دختر و پسر مربوط به احساسات ناخوشایند و کمترین حیطه مربوط به حیطه ارتباطات بین فردی بود. سوالی که بالاترین نمره را به خود اختصاص داد، درمان ناکافی و نیمه کاره بیماران به علت فقر بود و دادن داروهای خوراکی از حیطه اقدامات بالینی سوالی بود که کمترین نمره را به دست آورد.
    نتیجه گیری
    به منظور کاهش میزان استرس دانشجویان گروه علوم پزشکی و به وجود آوردن شرایط لازم برای یادگیری مهارت های بالینی در آن ها، توصیه می شود که خدمات مشاوره ای و کارگاه های آموزش روش های سالم مبارزه با استرس برای دانشجویان و مربیان برگزار شود تا بدین وسیله بتوان از اثرات مخرب جسمی و روانی استرس بر دانشجویان گروه علوم پزشکی جلوگیری کرده و یادگیری را در آن ها افزایش داد.
    کلیدواژگان: استرس، محیط بالین، دانشجو، پسر، دختر
  • سید هادی حکاک، عباس علامی، فریبا درخشان، مهناز عباسی صفحات 539-552
    زمینه و هدف
    در بیشتر مطالعات انجام شده، میزان موفقیت برنامه های آموزش مداوم در کشور از نظر شرکت کنندگان مناسب ارزیابی نشده است. با توجه به این که در طی بررسی های صورت گرفته، مطالعه ای از دید سخنرانان (یکی از عوامل تاثیرگذار و ذی نفع در این موضوع) یافت نشد، مطالعه حاضر با هدف بررسی مشکلات برنامه های آموزش مداوم پزشکان عمومی و راه های برطرف شدن آن از دید سخنرانان برنامه های مذکور انجام گردید.
    روش کار
    این پژوهش به صورت کیفی و با مشارکت 15 نفر از اعضای هیات علمی دارای سابقه سخنرانی در برنامه های آموزش مداوم، در سال 1394 انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان به روش مبتنی بر هدف و جمع آوری اطلاعات به روش بحث گروهی متمرکز بود. تمام گفتگوها ضبط شد و استخراج یافته ها به شیوه تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت.
    یافته ها
    تحلیل داده ها منجر به استخراج سه درون مایه (حوزه مشکل)، 12 طبقه، 42 زیرطبقه و 68 راه حل پیشنهادی گردید. داده ها در سه درون مایه «کاهش انگیزه برای حضور در برنامه ها (مشتمل بر 4 طبقه)، اثربخشی پایین برنامه های اجرا شده (مشتمل بر 5 طبقه) و اثربخش نبودن ارزشیابی برنامه ها (مشتمل بر 3 طبقه)» نمایان شد.
    نتیجه گیری
    باید انگیزه اصلی پزشکان عمومی از شرکت در برنامه های آموزش مداوم، به سمت اصلاح عملکرد حرفه ای سوق داده شود. به نظر می رسد امکان پذیری مداخله در حوزه روش اجرا و ارزشیابی برنامه از حوزه انگیزه شرکت کنندگان بیشتر است. برگزاری کارگاه های آموزشی روش تدریس برای اعضای هیات علمی، بهبود اطلاع رسانی از اهداف و تقویم برگزاری برنامه ها، به کارگیری کارگاه آموزشی به جای سخنرانی، تغییر ملاک ارزشیابی ها از رضایت سنجی به سنجش اصلاح عملکرد و بازخورد دادن نتایج ارزشیابی ها، از جمله موارد تاثیرگذار در اثربخشی برنامه ها می باشد.
    کلیدواژگان: اثر بخشی، آموزش مداوم، پزشک عمومی، ارزشیابی، مطالعه کیفی
  • سید سجاد طباطبایی، حسین مطهری نژاد، هدایت تیرگر صفحات 553-567
    زمینه و هدف
    توسعه هویت معلمی پزشکان در تدریس دانشجویان، منجر به تربیت پزشکان کارامد و شکل دهی توانمندی ها و دیدگاه های مثبت به دانشجویان در امر مراقبت و درمان مطلوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی ابزار سنجش هویت معلمی پزشکان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای، 156 نفر از استادان 10 دانشکده پزشکی انتخاب شدند و به پرسش نامه الکترونیکی پاسخ دادند. الگوریتم تحلیل داده ها به روش حداقل مربعات جزیی (Partial Least Squares یا PLS) که شامل بررسی مدل های اندازه گیری (ضریب Cronbach¢s alha، ضرایب بار عاملی، پایایی مرکب، روایی همگرا و واگرا) و برازش مدل ساختاری (معنی داری ضرایب مسیر و ضریب تعیین، پیش بینی مدل و شاخص نیکوی برازش) بود، جهت ارزیابی 9 مولفه ابزار هویت معلمی پزشکان مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    برازش هر دو بخش الگوریتم داده ها و یافته های به دست آمده تحلیل عاملی تاییدی از ساختار سلسله مراتبی مولفه ها نشان دهنده مطلوبیت و قابل قبول بودن ساختار مکنون در سطح شاخص ها و مولفه ها بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که نسخه فارسی ابزار سنجش هویت معلمی پزشکان در جامعه استادان پزشکی کشور، پایایی و روایی سازه خوبی دارد و می توان از آن برای سنجش و شناسایی نقاط قوت و ضعف هویت معلمی پزشکان و رشد و توسعه آموزش پزشکی بهره گرفت.
    کلیدواژگان: هویت معلمی، پزشکان، اعتباریابی، رویکرد حداقل مربعات جزیی
  • ریحانه طاهری، فریبا کریمی صفحات 568-577
    زمینه و هدف
    افراد با توجه به سبک یادگیری، پردازش متفاوتی از محیط و مسایل دارند و راهبردهای متفاوتی برای حل مساله انتخاب می کنند. هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین رابطه بین شیوه های یادگیری با راهبردهای حل مساله در دانشجویان مقطع کارشناسی رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش کار
    این مطالعه به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 (380 نفر) بود که از میان آنان، 191 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای و متناسب با حجم، بر اساس فرمول حجم نمونه Cochran انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سبک یادگیری Kolb و پرسش نامه راهبردهای حل مساله Cassidy و Long بود که به دلیل پرکاربرد بودن، به روایی آن ها اعتماد شد. پایایی پرسش نامه ها بیشتر از 70/0 برآورد گردید. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها، بین شیوه یادگیری تجربه عینی با شیوه سازنده حل مساله رابطه معکوسی مشاهده شد. شیوه یادگیری تجربه عینی با شیوه غیر سازنده حل مساله رابطه مستقیم و مفهوم سازی انتزاعی با شیوه غیر سازنده حل مساله رابطه معکوسی داشت. همچنین، بهترین پیش بینی کننده شیوه حل مساله سازنده و غیر سازنده، شیوه یادگیری تجربه عینی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه مبنی بر وجود رابطه بین شیوه یادگیری و حل مساله، پیشنهاد می شود که در دوره های آموزشی، سبک ها و شیوه های یادگیری به دانشجویان و استادان معرفی شود تا با توجه به شناسایی شیوه یادگیری، نسبت به استفاده از راهبرد مناسب برای حل مساله اقدام گردد. همچنین، در دوره های آموزش پرستاری به کلاس های کارآموزی عملی که امکان یادگیری عینی را برای دانشجویان فراهم می کند، توجه بیشتری شود.
    کلیدواژگان: راهبرد حل مساله، شیوه یادگیری، دانشجویان رشته پرستاری
  • داود جباری قره باغ، آرام فیضی، موسی جباری، محمد صادق دهقان صفحات 578-588
    زمینه و هدف
    برنامه درسی مقطع کارشناسی ارشد رشته انگل شناسی پزشکی برای اولین بار در سال 1362 تدوین شده و در سال های 1380 و 1389 مورد بازنگری قرار گرفته است. با توجه به تغییرات در فن آوری های تشخیصی و درمانی و نیازهای جامعه و نیاز به تغییر در برنامه های آموزشی، تحقیق حاضر با هدف بررسی برنامه درسی این رشته صورت گرفت.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی طی دو مرحله انجام شد. مرحله اول از استادان درخواست گردید نظر خود را در مورد نیاز به تغییر برنامه درسی (افزودن دروس جدید یا حذف دروس) اعلام نمایند. در مرحله دوم بر اساس یافته های مرحله اول و برنامه درسی موجود، پرسش نامه ای تهیه شد و از طریق ایمیل در اختیار اعضای هیات علمی دانشگاه ها قرار گرفت. در نهایت، 30 پرسش نامه که به صورت کامل تکمیل شده بود، بررسی و ارزیابی گردید. داده ها در نرم افزار Excel و بر اساس معیارهای «ضروری بودن، اختصاصی یا جبرانی بودن و میزان اهمیت دروس» تجزیه و تحلیل و گزارش ها در قالب آمار توصیفی ارایه شد.
    یافته ها
    پس از جمع بندی نظرات و انطباق برنامه آموزشی دروس مصوب فعلی با دروس پیشنهادی شرکت کنندگان، افزوده شدن دروس «فن آوری های نوین تشخیص انگل» و «تاکسونومی» به دروس اختصاصی و همچنین، افزوده شدن دروس «بیوتکنولوژی، زبان تخصصی، جغرافیای بیماری های انگلی ایران، بیوانفورماتیک و روش تدریس» به دروس جبرانی توصیه گردید. همچنین، پیشنهاد حذف دروس جبرانی موجود در برنامه فعلی شامل «باکتری شناسی مقدماتی، بافت شناسی بدن انسان، بیوشیمی بالینی، ژنتیک عمومی، هماتولوژی مقدماتی و اصول خدمات بهداشتی»، از جمله یافته های مطالعه برای بهبود برنامه درسی بود.
    نتیجه گیری
    از 10 درس اختصاصی مصوب فعلی، 8 درس ضروری شناخته شده است که از نظر شرکت کنندگان مطلوب بود، اما دروس کمبود یا جبرانی نیاز به بازنگری اساسی دارد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، انگل شناسی پزشکی، کارشناسی ارشد، عناوین درسی
  • لیدا سلطانی، فریبا مظهری، سکینه سبزواری، عصمت نوحی صفحات 589-597
    زمینه و هدف
    مراقبت مبتنی بر شواهد، به استفاده از شواهد معتبر به دست آمده از تحقیقات در عملکرد بالینی گفته می شود که با توجه به شرایط بیمار و نوع بیماری وی اجرا می گردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی موانع اجرای مراقبت پرستاری مبتنی بر شواهد از نظر استادان و مربیان آموزشی انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی بود که با مشارکت 70 نفر از استادان و مربیان هیات علمی و غیر هیات علمی دانشکده پرستاری رفسنجان و کرمان در مقاطع مختلف تحصیلی صورت گرفت. شرایط ورود به مطالعه، داشتن حداقل مدرک کارشناسی و دو سال سابقه کار بود. پرسش نامه پژوهشگر ساخته شامل خصوصیات دموگرافیک مانند سن، جنس، سطح تحصیلات، سابقه کار و... و موانع عملکرد مبتنی بر شواهد از نظر استادان تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد) در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    6/68 درصد مشارکت کنندگان را زنان و 4/31 درصد را مردان تشکیل دادند. بیشتر نمونه ها (3/44 درصد) در رده سنی 35 تا 44 سال قرار داشتند. از دیدگاه مربیان و استادان، مهم ترین موانع اجرای پرستاری مبتنی بر شواهد در حیطه آموزشی «نداشتن افراد آموزش دیده برای چگونگی به کارگیری یافته های تحقیقی در امر مراقبت مبتنی بر شواهد» با 3/94 درصد، در حیطه مدیریتی «عدم آگاهی مدیران پرستاری از ضرورت مراقبت پرستاری مبتنی بر شواهد» با 7/85 درصد و در حیطه فردی «عدم مهارت کافی برای اجرای مراقبت مبتنی بر شواهد» و «عدم آگاهی پرستار از مراقبت مبتنی بر شواهد» با 7/85 درصد بود.
    نتیجه گیری
    از جمله موانع عمده در کاربرد پرستاری مبتنی بر شواهد، می توان به دو حیطه آموزش و مدیریت اشاره کرد. بنابراین، با فراهم نمودن امکان دسترسی کارکنان پرستاری به منابع و امکانات کتابخانه ای و آموزش مداوم آن ها در زمینه مراقبت مبتنی بر شواهد و به روز کردن اطلاعات آن ها، می توان گام موثری در این راستا برداشت که این امر مستلزم همراهی و برنامه ریزی مدیران در سطوح مختلف می باشد.
    کلیدواژگان: پرستاری مبتنی بر شواهد، مراقبت پرستاری، مراقبت مبتنی بر شواهد
  • نیلوفر شادمان، شهرام فرزین ابراهیمی، ملوک ترابی، سینا صفری، سارا خالقی، مرضیه کریمی افشار صفحات 598-606
    زمینه و هدف
    رشته دندانپزشکی ترمیمی یکی از رشته های پایه ی دندانپزشکی است و دیدگاه دانشجویان در زمینه آموزش این رشته می تواند در یافتن و حل نقایص و کمبودهای موجود کمک کننده باشد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی دیدگاه دانشجویان دانشکده دندانپزشکی کرمان نسبت به آموزش دندانپزشکی ترمیمی، امکانات، و فضای فیزیکی موجود انجام گردید.
    روش کار
    مطالعه مقطعی-توصیفی حاضر روی کلیه دانشجویان سال چهارم، پنجم، و ششم دانشکده دندانپزشکی کرمان انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای دو بخشی بود؛ بخش اول پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، و بخش دوم دربردارنده 38 سوال در زمینه های محیط، امکانات آموزشی، نحوه آموزش و ارزشیابی، و یک سوال تشریحی باز بود که بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت (از بسیار مطلوب تا بسیار نامطلوب) ارزش گذاری شد. آنالیز داده ها با آزمونهای t test، ANOVA و رگرسیون خطی، و با کمک نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 0.05 انجام گردید.
    یافته ها
    از 110 دانشجوی شرکت کننده، 8/61% زن و 2/38% مرد بودند. میانگین نمره نگرش (بین 26 تا 130 امتیاز) 30/11 ± 86/84 بود. تفاوت معنی داری در نمره نگرش کلی بین جنس، سنوات تحصیلی و نمره های مختلف ترمیمی وجود نداشت. با این حال، تنها در حیطه آموزش، نگرش دانشجویان سال پنجم و ششم بطور معنی داری بهتر از دانشجویان سال چهارم بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که میزان رضایتمندی از آموزش نظری و بالینی درس ترمیمی دانشکده دندانپزشکی کرمان از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده و تنها فضای فیزیکی و تجهیزات بخش ترمیمی نیازمند بهبود باشند.
    کلیدواژگان: دندانپزشکی ترمیمی، آموزش، دیدگاه، دانشجو، کرمان
  • کاظم حسین زاده، فریبا درخشان، رامین سرچمی صفحات 607-616
    زمینه و هدف
    مشارکت دانشجویان در کلاس از ویژگی های طیف گسترده ای از طراحی های آموزشی است و می تواند دربردارنده نظریات اندیشمندانه و جالب توسط دانشجویان بوده، موجب تقویت، ایجاد انرژی مثبت، و اشتیاق در جو کلاس گردد. با این حال، چنانچه مشارکت دانشجویان در کلاس مدیریت نگردد باعث خستگی معلم و سردرگمی دانشجویان می شود. هدف از انجام این مطالعه مروری، بررسی الگوهای مشارکت دانشجویان در کلاس درس و ارائه ی راهکارهای مناسب به منظور ارتقای آن است.
    روش کار
    به منظور انجام این مطالعه مروری بر اساس PRISMA Flow Diagram، که مختص مطالعات مروری است، کلید واژه های مناسب در پایگاه های علمی مختلف جستجو شد و در مرحله نخست تعداد 35 مقاله مرتبط با موضوع مطالعه حاضر بدست آمد. سپس با مطالعه چکیده مقالات استخراج شده، تعداد 25 مقاله که از هر جهت در راستای تامین اهداف مطالعه حاضر نبودند از فرآیند پژوهش حذف گردیده و در نهایت تعداد 10 مقاله، که به طور جامع تری به بیان مسئله و تبیین راه حل های مرتبط با آن پرداخته بودند، انتخاب و خلاصه ای از مطالب آنها در قالب یک راهنما جهت اساتید و مدرسین دانشگاه تهیه و تنظیم گردید.
    یافته ها
    مقالاتی که بعد از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی به دست آمدند همگی مبتنی بر متودولوژی مطالعات مروری بوده و در ایالات متحده و کانادا به انجام رسیده بودند. مضامین کلی مورد بحث در این مقالات شامل مزایای مشارکت دانشجویان در تدریس، استراتژی های افزایش مشارکت، دلایل کمبود مشارکت، و نیز طبقه بندی و ارزشیابی مشارکت دانشجویان در تدریس بود.
    نتیجه گیری
    نظر به اهمیت مشارکت دانشجو در کلاس درس بر ارتقای کیفیت آموزش، اهتمام اساتید دانشگاه به ایجاد بستر مناسب به منظور توسعه مشارکت دانشجو در فرآیند تدریس توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: الگوهای تدریس، مشارکت در تدریس، الگوهای مشارکتی تدریس، دانشجو
  • فاطمه خادمیان، محترم نعمت الهی، فریبا فرهمند صفحات 617-625
    زمینه و هدف
    دوران دانشجویی از موقعیت های استرس زای مهم به شمار می رود. مطالعات قبلی اثرات زیانبار استرس را بر سلامت جسمی و روانی دانشجویان نشان داده اند. پژوهش حاضر با هدف تعیین منابع استرس تحصیلی و ارتباط آن با متغیرهای دموگرافیک در دانشجویان دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی شیراز انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه از نوع مقطعی بود. نمونه های پژوهش را 95 دانشجو (65 زن و 30 مرد) با میانگین سنی 80/2 ± 9/21 سال (در محدوده 18 تا 30 سال) تشکیل داد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه استرس تحصیلی (Academic stress questionnaire یا ASQ) بود. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آزمون های Independent t، ضریب همبستگی Pearson و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس یافته ها، بعد «دشواری محیط کار، خانواده و دانشگاه» بیشترین میانگین نمره (31/2 ± 02/4) و بعد «دشواری تعامل در دانشگاه» کمترین میانگین نمره (84/1 ± 61/2) منابع استرس را به خود اختصاص داد. بین سن و بعد «دشواری محیط کار، خانواده و دانشگاه» ارتباط منفی معنی داری مشاهده شد (026/0- = r، 01/0 = P). میانگین نمره دانشجویان سال دوم در ابعاد «دشواری عملکرد تحصیلی در کلاس» (03/0 = P) و «دشواری عملکرد تحصیلی در بیرون کلاس» (04/0 = P) به طور معنی داری از سایر ابعاد بیشتر بود. بیشترین منابع استرس در بعد «دشواری محیط کار، خانواده و دانشگاه» مشاهده شد و این بعد در افراد جوان تر اهمیت بیشتری داشت.
    نتیجه گیری
    توصیه می شود در برنامه های آموزشی و مشاوره ای دانشجویان به این موضوع مهم توجه بیشتری شود.
    کلیدواژگان: استرس، منابع استرس، دانشجویان، ایران، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی
  • مریم بنان شریفی، مهین سحری صفحات 626-631
    زمینه و هدف
    نزدیک کردن شرایط یادگیری به شرایط واقعی، می تواند باعث یادگیری بیشتر مفاهیم آموخته شده شود. با استفاده از روش شبیه سازی در آموزش بسیاری از موارد حیاتی از جمله احیای قلبی- ریوی به دانشجویان رشته پرستاری، می توان آن ها را برای مواجهه با شرایط واقعی آماده نمود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش به روش شبیه سازی بر میزان آگاهی و مهارت دانشجویان رشته پرستاری در احیای قلبی- ریوی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه به روش نیمه تجربی همراه با مراحل پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. نمونه های مطالعه 30 نفر در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگر ساخته بود. داده ها قبل و بعد از آموزش جمع آوری گردید و با استفاده از آزمون های Paired t و ANOVA در نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمرات آزمون آگاهی قبل از آموزش، 16/0 ± 50/10 بود؛ در حالی که بعد از انجام آموزش به 18/0 ± 60/17 افزایش یافت. همچنین، مهارت دانشجویان قبل از آموزش 74/4 ± 50/11 گزارش شد و بعد از آموزش به 17/2 ± 47/18 ارتقا پیدا کرد؛ به طوری که تفاوت آماری معنی داری بین نمرات آزمون ها قبل و بعد آموزش مشاهده شد (030/0 = P).
    نتیجه گیری
    روش شبیه سازی باعث افزایش آگاهی و مهارت دانشجویان می شود. در نتیجه، مدیران پرستاری در بهره گیری از این روش آموزشی باید توجه بیشتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، احیای قلبی، ریوی، دانشجویان پرستاری، آگاهی، مهارت
  • فریبا درخشان، سیمین یزدان فر، عباس علامی صفحات 632-637
    زمینه و هدف
    ترسیم نقشه مفهومی، یک فعالیت یادگیری فعال، خلاق و عینی است که به فرایند یادگیری پیشرفته تر کمک می کند و باعث ارتقای مهارت های مورد نیاز دانشجو می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقشه مفهومی در یادگیری درس بافت شناسی از دیدگاه دانشجویان رشته مامایی بود.
    روش کار
    این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی انجام شد. جامعه هدف شامل دانشجویان ترم یک رشته مامایی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1394 بود. پس از آموزش تهیه نقشه مفهومی به دانشجویان، از آنان درخواست شد تا هر هفته با مراجعه به کتاب بافت شناسی، هر دانشجو نقشه مفهومی درس همان هفته را تهیه نماید و جلسه بعد تحویل دهد. در انتهای ترم، نظر دانشجویان در مورد میزان تاثیر نقشه مفهومی در یادگیری با تکمیل پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری گردید و در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. توزیع فراوانی در قالب جداول فراوانی ارایه گردید و نتیجه هر سوال با میانگین و با استفاده از آزمون Independent t با عدد میانگین 3 مقایسه شد. 05/0 > P به عنوان سطح معنی داری داده ها در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    9/68 درصد دانشجویان با تهیه نقشه مفهومی در طول ترم موافق بودند. 9/6 درصد عقیده داشتند که روش های دیگر موثرتر می باشد. 6/58 درصد تهیه نقشه مفهومی را در حفظ اصطلاحات بافت شناسی و 5/65 درصد این روش را در فهم بهتر مطالب درس بافت شناسی موثر می دانستند. نتایج آزمون Independent t نشان داد که میانگین نتایج هر چهار سوال به طور معنی داری با میانگین 3 تفاوت داشت. دانشجویان استفاده از نقشه مفهومی را در فهم بهتر مطلب (003/0 = P)، حفظ اصطلاحات بافت شناسی (004/0 = P) و پاسخگویی به سوالات امتحانی (001/0 = P) موثر دانستند. به طور کلی، اغلب دانشجویان با استفاده از نقشه مفهومی به عنوان یک روش یادگیری موثر در طول ترم موافق بودند (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    نقشه های مفهومی به عنوان وسیله ای جهت یادگیری اطلاعات جدید، از پذیرش بالایی در بین دانشجویان برخوردار است. بنابراین، پیشنهاد می شود تا جهت تسهیل یادگیری، از استراتژی های مختلف آموزشی مانند نقشه مفهومی در حوزه آموزش علوم پایه پزشکی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: نقشه مفهومی، یادگیری، بافت شناسی
  • آزاده نوری، اکرم ثناگو، لیلا جویباری صفحات 638-639
  • حسین کریمی مونقی، زهرا دلیر صفحات 640-643
  • شهناز نعمتی دهکردی، مریم نعمتی دهکردی، حمیده گلی، معصومه برخورداری صفحات 646-644
  • رضا دهنویه، نورا رفیعی صفحات 651-652
|
  • Seyed Sajjad Tabatabaei, Hossein Motahharinejad, Hedayat Tirgar Pages 553-567
    Background and Objective
    Strengthening the teacher identity in physician tutors would result in training efficient physicians and help the students to gain skills and develop positive attitude towards favorable patient care. The present study was conducted to evaluate the validity, reliability and factor structure of the instrument to measure teacher identity in physicians.
    Methods
    In this descriptive-correlation study with cluster sampling method, 156 educator of ten medical schools were selected and responded to the electronic questionnaire. Data was analyzed using partial least square (PLS) algorithm, which included the measurement model (Cronbach’s alpha, loadings, composite reliability, convergent and discriminant validity), structural model (significant factor "T-values" and "R Square", the prediction model "AWT IMAGE"Stone-Geisser", quality indexes redundancy, goodness of fit"), to evaluate the nine components of the instrument.
    Results
    Fitting both the data algorithm and the results of confirmatory factor analysis indicated the desirability and acceptability of the mentioned structure in terms of components and index.
    Conclusion
    The results of this study suggest that the Persian version of the teacher identity assessment tool for physicians and university professors in the medical community has good reliability and construct validity, and could be used to measure and identify the strengths and weaknesses of teacher identity in physicians and developing medical education.
    Keywords: Teacher identity, Physicians, Validation, Partial least squares (PLS)
  • Reyhaneh Taheri, Fariba Karimi Pages 568-577
    Background and Objective
    Individuals, based on their learning styles, have different interpretation of the environment and issues and choose different problem-solving strategies. The objective of the present research was identifying the relationship between learning methods and problem-solving strategies among students of the bachelor of nursing in Isfahan University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    The present study was a correlational research. The statistical population included students of the bachelor of nursing in Isfahan University of Medical Sciences in 2013-2014 (n = 380). From among them, 191 individuals were selected through cluster random sampling and based on sample size determined using Cochran`s sample size formula. The data collection tools included Kolb’s Learning Styles Inventory (LSI) and the Problem-Solving Approaches Questionnaire (Cassidy & Long). The face validity of the questionnaires was accepted due to their high application rate. The reliability of the questionnaires was estimated as more than 0.70. Data were analyzed using stepwise regression and the Pearson correlation coefficient.
    Results
    The results showed an inverse relationship between experiential learning style and constructive problem-solving style. In addition, there was a direct relationship between experiential learning style and non-constructive problem-solving style. There was a reverse relationship between abstract conceptualization and non-constructive problem-solving style. The best predictor of constructive and non-constructive problem-solving styles was experiential learning style.
    Conclusion
    Based on the relationship observed between learning styles and problem-solving styles, it is suggested that learning styles and practices be introduced to students and teachers in training courses so that they use suitable problem-solving styles based on the identified learning styles. Moreover, the provision of nursing courses that provide the possibility of experiential learning for students is highly recommended.
    Keywords: Problem-solving strategies, Learning style, Nursing students
  • Davood Jabbari-Gharebagh, Aram Feizi, Mousa Jabbari, Mohammad Sadegh Dehghan Pages 578-588
    Background and Objective
    The curriculum of the Master of Science in parasitology was initially prepared in 1984 and was reviewed in 2001 and 2010. Considering the development of medical technology, requirement of society, and the necessity of curriculum revision, The present study was conducted with the aim to assess the curriculum contents of the Master of Science of parasitology.
    Methods
    This descriptive study was conducted in two stages. In the first stage, university professors were asked to give their opinions concerning the need for curriculum revision (addition or elimination of courses) in this field. In the second stage, based on the findings of the first stage and the current curriculum, a questionnaire was prepared and was distributed among the professors through email. Then, 30 completed questionnaires were evaluated. Based on the criteria of compulsory courses, prerequisite or compensatory courses, and importance of the courses, data analysis was performed in EXCEL software and the results were reported in the form of descriptive statistics.
    Results
    After summarizing the comments and verifying the compliance of the currently approved curriculum courses with those proposed by participants, the addition of the prerequisite courses of New technologies of parasite detection and Taxonomy, and the compensatory courses of Biotechnology, Technical language, Geography of parasitic diseases in Iran, Bioinformatics, and Teaching methods was proposed. Moreover, the elimination of the courses of Preliminary bacteriology, Histology of the human body, Clinical biochemistry, Basic genetics, Preliminary hematology, and Principles of health services was proposed.
    Conclusion
    Based on the results of this study, among the 10 currently approved prerequisite courses, 8 are necessary and desirable in the view of the participants. However, the compensatory courses require modification.
    Keywords: Curriculum, Medical Parasitology, M.Sc., Lesson titles
  • Lida Soltani, Fariba Mazhari, Sekineh Sabzevari, Esmat Nouhi Pages 589-597
    Background and Objective
    Evidence-based care is using evidence obtained from research into clinical practice based on the patient's condition and type of illness. This study aimed to investigate the barriers to implementation of evidence-based nursing care based on instructors and educators’ opinion.
    Methods
    This was a cross-sectional study that was performed with the participation of 70 faculty members and non-faculty members of School of Nursing of Rafsanjan and Kerman, Iran, with different educational levels. Inclusion criteria were having at least bachelor's degree and two-years work experience. Data was analyzed using SPSS and descriptive statistics (frequency and percentage).
    Results
    Women and men instructors comprised 68.6% and 31.4% of respondents, respectively. Most of them (44.3%) were 35 to 44 years of age. In their opinion, the major obstacles to implementation of evidence-based nursing in the education domain was "lack trained staff to use the findings from research in evidence-based care" with 94.3%. In the management domain "lack of knowledge of nursing managers regarding the importance of evidence-based nursing care" with 85.7% and in the individual domain "lack of adequate skills for the implementation of evidence-based practice" and "lack of nurse's knowledge of evidence-based practice" with 85.7% were also mentioned by participants as obstacles.
    Conclusion
    The main barriers in the application of evidence-based nursing can be noted in the domains of education and management. Therefore, a big step forward in this regard will be providing access to the resources and facilities, library, and continuing education for nursing staff, and updating their information in the field of evidence-based care, which requires cooperation of the managers at different levels of planning.
    Keywords: Evidence-based nursing, Nursing care, Evidence-based care
  • Fatemeh Khademian, Mohtaram Nematollahi, Fariba Farahmand Pages 617-625
    Background and Objective
    Studying at a university is one of the important stressful situations. Previous studies have shown the adverse effects of stress on student's physical and mental health. The aim of the current study was to determine the sources of academic stress and its relation to demographic variables in students at the School of Medical Management and Information of Shiraz University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 95 students (65 women and 30 men) with a mean age of 21.9 ± 18-30 years (age range: 18-30). The subjects were selected using stratified random sampling method. Data were gathered using the Academic Stress Questionnaire (ASQ) and analyzed using descriptive statistical methods, independent t-test, the Pearson correlation coefficient, and ANOVA.
    Results
    The findings indicated that the domain of "difficulty managing work, family, and university" had the highest mean score (4.02 ± 2.31) and the domain of "difficulty with interaction at the university" had the lowest mean score (2.61 ± 1.84). A significant negative association was found between age and the domain of "difficulty managing work, family, and university" (r = -0.026, P = 0.01). In addition, the mean score of second year students was significantly higher in the domains of "difficulty with academic performance in class" (P = 0.03) and "difficulty with academic performance outside the class" (P = 0.04) compared to other domains. The most common stressors were observed in the domain of "difficulty managing work, family, and university". This domain was more important among younger students.
    Conclusion
    It is recommended that more attention be paid to this important issue in student educational and counseling programs.
    Keywords: Stress, Stressors, Students, Iran, School of Medical Management, Information
  • Maryam Banan-Sharifi, Mahin Sahari Pages 626-631
    Background and Objective
    Providing a more realistic training environment can help learners to better understand what they were taught. Nursing students can be prepared for real critical scenarios such as cardiopulmonary resuscitation (CPR) by using simulation in training. This study was aimed to evaluate the effect of simulation training on nursing students’ knowledge and skill in CPR.
    Methods
    This was a quasi-experimental study with pre- and post-test on 30 participants. Data was collected using a questionnaire before and after the training. The results were analyzed by ANOVA and paired t-test using SPSS.
    Results
    In the pre-test, knowledge score was 10.50 ± 0.16 while in the post-test it was 17.60 ± 0.18. Also skill score in the pre-test and post-test was 11.50 ± 4.74 and 18.47 ± 2.17, respectively. Comparing the means showed a significant difference between the results of pre- and post-test (P = 0.030).
    Conclusion
    According to the results of this study, simulation method improved nursing students knowledge and skills and should be considered in education planning by authorities.
    Keywords: Simulation, Cardiopulmonary resuscitation (CPR), Nursing students, Awareness, Skill
  • Fariba Derakhshan, Simin Yazdanfar, Abbas Allami Pages 632-637
    Background and Objective
    Concept mapping is an active, creative, and objective practice which improves the advanced learning process and students’ required skills. The aim of this study was the evaluation of concept mapping method in learning histology lessons from the point of view of midwifery students.
    Methods
    The present research was a descriptive, cross-sectional study. The target population consisted of all first-semester midwifery students of Qazvin University of Medical Sciences, Iran, in 2015. After concept mapping education, the students were asked to make a concept map of the lessons of the same week and to hand it in the following session. At the end of the semester, student's views regarding the effect of concept mapping on learning were collected by completing the researcher-made questionnaire. The collected data were analyzed in SPSS software. Frequency distribution was presented in the form of frequency tables. One-sample t-test was used to compare the mean score of each question with its mean and 3 (the value of the mean).
    Results
    In this study, 68.9% of students confirmed the usefulness of concept mapping during the semester. Among the students, 6.9% believed other methods to be more effective. However, 58.6% of students found it effective in memorizing histological terms and 65.5% emphasized that concept mapping helped them better understand histology lessons. Independent t-test results showed a significant difference between the mean score of each question and 3. This revealed that mapping was useful in better understanding (P = 0.003), maintaining terminology (P = 0.004), and answering questions (P = 0.001). In general, the majority of students approved the use of concept mapping as an effective learning method during the term (P
    Conclusion
    This study showed that concept maps are acceptable among students as a means of learning new information. Therefore, in order to facilitate learning for students, the application of different training strategies, like concept mapping, is suggested in basic medical sciences educations.
    Keywords: Concept map, Learning, Histology