فهرست مطالب

پژوهش های فقهی - سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1396)
  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس کلانتری خلیل آباد، فاطمه قدرتی*، اعظم مدیح صفحات 1-26
    امروزه موضوع تصادفات و جرایم رانندگی و قتل و جرح ناشی از آن، جزو مباحث مهم محافل فقهی و حقوقی است که تعیین مسئول حادثه هم از جنبه جبران و هم نوع ضمان اهمیت دارد. در قانون مجازات با وجود اهمیت ارائه ملاک در تشخیص مسئول حادثه، این موضوع به طور دقیق بررسی نشده و اغلب در دو ماده 504 و 505 پیگیری شده است؛ در ماده 504ق.م.ا. بیان قانونگذار در مواردی با اجمال همراه است و از جمله مشخص نیست که استثنای ذکرشده در آن صرفا به عدم تقصیر برمی گردد یا حضور در محل غیرمجاز را هم شامل می شود و نوع قتل و جرح نیز تعیین نشده است. آری در ماده 532 ق.م.ا. جنایات عمدی در رانندگی پذیرفته شده اما مشخص نشده است که عمد در چه مواردی تحقق می یابد و مجازات آن چیست یا در مواد 714 - 719 قانون تعزیرات (مصوب 1375) تنها در ماده 714 به مجازات یک صورت قتل (قتل شبه عمد) اشاره شده است.
    در این مقاله پس از ذکر مقدماتی بر اساس مبانی فقهی امکان تحقق جنایت خطای محض و عمد در برخی از تصادفات رانندگی اثبات شده و ابهامات موجود در ماده 504 قانون مجازات بررسی شده است.
    کلیدواژگان: تصادفات رانندگی، تقصیر، جنایات شبه عمد، ماده 504 ق.م.ا
  • حمید مسجدسرائی، حبیب اجودانی* صفحات 27-50
    از آنجا که در مبنای تعریف واجب نفسی و واجب غیری اختلاف نظر وجود دارد، اصولیان در صدد برآمده اند تا تصویری را برای تصحیح واجب نفسی و واجب غیری ارائه دهند. مهم ترین دیدگاه های مطرح در این زمینه عبارتند از: واجب غیری به خاطر غیرواجب شده است؛ غرض از واجب غیری، رسیدن به واجب دیگری است؛ بر واجب غیری، عنوان حسن منطبق نیست؛ در واجب غیری، فعل، مراد بالذات نیست؛ ملاک، عالم اثبات و بیان شارع است نه عالم ثبوت؛ و اینکه به اعتبار وجوبی که به عمل تعلق پیدا می کند، می توان به نفسی و غیری بودن پی برد. در این مقاله ضمن طرح و بررسی نظریات فوق، به نقد اشکال های وارد بر هر نظریه پرداخته ایم و در نهایت، دیدگاهی را اختیار کرده ایم که بر اساس آن، واجب غیری را از باب وجوب مقدمه برای ذی المقدمه واجب دانسته و واجب نفسی را واجبی می داند که برای واجب دیگری مقدمه نباشد. دیدگاه ادعایی نویسندگان، نه تنها اشکال های وارد بر نظرهای سابق را ندارد، بلکه با عبارات مشهور هم سازگارتر به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: مقدمه واجب، مکلف، واجب غیری، واجب نفسی
  • مسعود معصومی*، اسدالله لطفی صفحات 51-83
    یکی از مصادیق اموال عمومی آب هاست که در حقوق جمهوری اسلامی ایران، اصل 45 قانون اساسی و ماده 1 قانون توزیع عادلانه آب مصوب 1361، آن را از مشترکات عمومی معرفی می کند و در اختیار حکومت اسلامی می داند تا طبق مصالح عامه از آن بهره برداری شود. با توجه به اینکه آب ها جزیی از مباحات هستند و مباحات از طریق حیازت قابلیت تملک پیدا می کنند، این سوال به وجود می آید که آیا آب های عمومی توسط اشخاص تملک شدنی است یا خیر؟ بر اساس قانون آب و نحوه ملی شدن آن در سال 1347 آب های مباح به صورت یکی از اموال عمومی درآمد که از طرف دولت اداره می شود. به عقیده برخی از حقوقدانان با تصویب قانون ملی شدن آب در 27/4/1347 مواد 149 به بعد قانون مدنی منسوخ و مسئله تملک آب منتفی شده است. اما برخی دیگر از صاحب نظران بر این عقیده اند که قانون توزیع عادلانه آب ناسخ قانون مذکور نیست، ولی استفاده از آب ها باید با اذن و مجوز وزارت نیرو باشد. در این مقاله دیدگاه های فقهی و حقوقی در این زمینه بررسی می شود و راهکارهایی نیز در راستای حل مشکلات قانونی آب های عمومی ارائه خواهد شد.
    کلیدواژگان: آب ها، اصل 45 قانون اساسی، اموال عمومی، حکومت اسلامی، قانون توزیع عادلانه آب، مشترکات عمومی
  • مهدی درگاهی، عبدالصمد علی آبادی* صفحات 85-100
    سعی در مقادیر توسعه یافته و حکم آن یکی از مسائل نوپدید در فقه اسلامی است و نظر به افزایش دوبرابری توسعه عرضی ساختمان مسعی در سال های اخیر و در کنار مسجدالحرام، حکم فقهی سعی (به عنوان یکی از ارکان حج و عمره) از منظر فقه مذاهب اسلامی چندان هویدا نیست. چون تحقیقی موسع و یکپارچه در این موضوع صورت نگرفته! پرسش از حکم سعی در مقادیر توسعه یافته، از حیث عرضی مسئله ای است که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخ درخور خواهد بود. با توجه به تتبع در منابع فقه مذاهب اسلامی، هر چند معدودی از اندیشوران حوزه فقه، سعی در برخی مقادیر توسعه یافته جدید را مجزی نمی دانند و معتقدند که آن مقادیر از حد فاصل دو کوه صفا و مروه بیرون است، منتها بنا بر شهادت شهود و بررسی های تاریخی، جغرافیایی و زمین شناسی کارگروه ناظر بر توسعه مسعی، می توان مقادیر توسعه یافته را جزیی از حد فاصل دو کوه صفا و مروه دانست و به اجزای سعی در آن حکم کرد. این تحقیق با هدف شناخت حدود و ثغور ادله و تبیین فقهی حکم وضعی سعی در مقادیر توسعه یافته عرضی انجام گرفته و نیل به این مقصد در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی با گرد آوری داده های کتابخانه و تفحص میدانی میسر است که نتیجه آن، اجزای سعی در مقادیر توسعه یافته است.
    کلیدواژگان: اجزاء، توسعه عرضی مسعی، حج و عمره، سعی، فقه مذاهب اسلامی
  • سید محمد موسوی مقدم* صفحات 101-123
    زیارت برگرفته از سنت نبوی و اصحاب و یاران پیامبر (ص) است. بنا بر دیدگاه علما و فقهای بزرگ فریقین اسلام با توجه به سیره رسول (ص) و روایات فراوانی که از ایشان وارد شده است، زنان و مردان در زیارت قبور عزیزان خود و اولیای الهی، حکم یکسان دارند؛ زیرا احکام اسلام درباره زن و مرد یکسان است، مگر جایی که دلیلی بر اختصاص وجود داشته باشد. درباره جواز و عدم جواز زیارت قبور در قرآن (که از منابع مورد اتفاق همه مسلمانان است) به طور صریح حکمی دیده نمی شود، اما به آیاتی بر جواز زیارت توسط زنان به صورت عموم استناد شده است. گزارش هایی از زیارت زنان در زمان پیامبر (ص) و بعد از ایشان وجود دارد که از ادله جواز این عمل محسوب می شود؛ از جمله آن نحوه انجام دادن این عمل منسوب به عایشه همسر پیامبر (ص) است. نمونه دیگر آن زیارت کردن قبر حضرت حمزه و دیگر شهدای احد توسط حضرت زهرا (س) خواهد بود. هدف از نوشتن این مقاله بیان و بررسی مبانی فقهی قرآنی و روایی زیارت قبور توسط زنان از دیدگاه فقهای اسلام است که نه تنها جایز، بلکه بعضی آن را مستحب می دانند. نوآوری این مسئله تحلیل دقیق دیدگاه مذاهب اربعه در این زمینه است که تصویر دقیق و روشنی از مسئله را پیش روی افراد قرار می دهد و اذهان را از تردید و شبهه پاک می کند.
    کلیدواژگان: جواز زیارت، زیارت، زیارت زنان، علمای فریقین، قبور، مبانی فقهی
  • مهدی ساجدی* صفحات 125-149
    آنچه از بسیاری از روایات، برداشت می شود این است که صحت یا اباحه برخی از افعال عبادی یا غیرعبادی زوجه، به اذن زوج منوط است. اما تبیین محدوده تکلیف زوجه در استیذان از زوج و محدوده اختیارات وی در انجام دادن چنین افعالی، نیازمند بررسی مولفه هایی است که شاید بر این مسئله و حکم آن تاثیرگذار باشند. تاثیرگذاری امور مذکور یعنی دایره لزوم متابعت از شوهر در صورت تغییر هر یک از این مولفه ها شاید گسترده تر یا محدودتر شود. این مولفه ها عبارتند از نحوه بیان اذن، تبعیت اذن از نحوه تصور حق استمتاع برای زوج، ارتفاع و عدم ارتفاع اسباب اذن و در نهایت نوع عقد ازدواج که به صورت دائم یا موقت باشد.
    کلیدواژگان: اذن شوهر، ارتفاع اسباب اذن، حق استمتاع، زوجه، عقد ازدواج
  • سید احمد میرخلیلی*، بهاره کرمی صفحات 151-179
    اجرای مجازات از مهم ترین مباحث حقوق جزای اسلام بوده؛ لکن حکم برخی از مسائل آن به طور صریح بیان نشده و از جمله آنها پیوند اعضای محکومان به قصاص و حدود پس از اجرای حکم است.
    مشهور فقهای امامیه بر این باورند که شیوه اجرای کیفر موضوعیت ندارد و جدا شدن عضو، برای ثبوت حق قصاص کافی است. در مقابل؛ برخی دیگر از فقها مجرد قطع عضو را سبب قصاص ندانسته اند و بر این اعتقادند که برابری و مماثلت در کیفیات و شیوه اجرای کیفر با جنایت ارتکابی شرط است. در مورد امکان پیوند عضو قطع شده در اجرای حد نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند که هدف اجرای مجازات بوده؛ لذا عضو قطع شده قابل پیوند زدن است و در مقابل عده ای معتقدند که هدف از قطع عضو، نکال خود مجرم و مایه عبرت دیگران بودن است و به لحاظ منافات با حکمت حکم شارع، پیوند زدن پذیرفتنی نیست. در این مقاله با بررسی ابعاد فقهی و حقوقی، امکان پیوند اعضای محکومان پس از اجرای حکم ثابت می شود.
    کلیدواژگان: پیوند، حدود، عضو، قصاص، قطع عضو
  • عبدالجبار زرگوش نسب *، مصطفی بخرد صفحات 181-202
    زنده شدن فرد اعدامی به ندرت اتفاق می افتد. با وجود این، تکرار حکم اعدام یا عدم آن در مورد چنین فردی امر پیچیده و حساسی است. قتل یک انسان بی گناه برابر قتل نوع انسان محسوب شده و نیز حیات یک انسان، مانند حیات نوع بشریت است. برخی از فقهای عظام در این مورد به بقای حد و قصاص حکم داده اند، زیرا حکم صادره در مورد چنین فردی، اعدام است و مسمای این حکم زمانی محقق می شود که عدم حیات و مرگ او حاصل شود. همچنین در روایت صحیحه ای از امام علی (ع) در مورد حکم سنگسار فردی که هنوز رمقی در او باقی مانده بود، امام (ع) به سنگسار مجدد مجرم حکم کرده اند. در این مورد نیز با باقی ماندن حیات مجرم، اعدام باید مجددا اجرا شود.
    در این مقاله روایت ابان بن عثمان، عدم تکرار حد رجم در صورت فرار، شرط اعتدا به مثل در قصاص و قاعده درء نیز به عنوان ادله منع تکرار حکم اعدام، نقد و بررسی خواهند شد.
    کلیدواژگان: اعدام، اعدامی، تکرار حکم، زنده شدن، سلب حیات
|
  • Abbas Kalantari Khalil Abad, Fatemeh Ghodrati *, Azam Madih Pages 1-26
    Today, the issue of car accidents and traffic offenses and ever-increasing rates of caused death and injury is of the most important issues of jurisprudential and legal sections, identification of responsible in the accident is significant. However, in the Islamic Penal Code, it has not been studied in detail and mostly pursued in two Articles of 504 & 505 which about Article 504 of Islamic Criminal Law, statement of the legislator is brief in some cases. It is not clear that the said exception is solely on the lack of negligence, or unauthorized presence in the area is also included. Furthermore, the type of death and injury has not been specified in this law. In Article 532 of Islamic Criminal Law, premeditate crimes are accepted in car accident but it is not specified that in what cases is premeditate or in Article 714-719 of Punishment Law (adopted in 1996) that is about car accidents, only Article 714 refer to the punishment of death (Manslaughter).
    In this After an introductory note on the basis of jurisprudence, we demonstrate the possibility of pure error and premeditate death in some car accidents and criticize the ambiguity in Article 504 of the Penal Code.
    Keywords: Death in Car Accidents, Article 504 of Islamic Penal Code, Fault, Manslaughter
  • Hamid Masjedsaraie, Habib Ajodani * Pages 27-50
    Since the basis for defining the necessary confidence and the obligatory someone else there is, therefore, legal theorists have attempted to correct the image to provide the necessary confidence and the obligatory someone else. The views expressed in this regard include: the obligatory non-obligatory for someone else. The purpose of obligatory extrinsic, the other incumbent is to obligatory someone else, as Hassan does not comply, the obligatory someone else, a verb meaning per se is not a criterion and, finally, we have adopted the view that the obligation of the necessity of introduction for someone else Dhi Al-Muqaddama obligatory, and obligatory soul knows obligatory introduction to another is not obligatory. Comment authors claim, not only bugs on the previous comments but also compatible with its famous phrases.
    Keywords: nafsy obligatory, gheiry obligatory, a person who charged with a duty
  • Masoud Masoumi *, Asadollah Lotfi Pages 51-83
    Water is an example of public property in the Islamic Republic of Iran's law, in the principle 45 of Republic Islamic of Iran’s Constitution and Article 1 of the equitable distribution of waters which is passed in 1361, water is one of the common property that is managed by the government. And use regarding to the public interest. Given that water is part of the lawful and legitimate possession of and is owned by individual or not? regarding to the water law and it nationalism in 1347 the waters turned to be one of the common property that is run by the government some lawyers believe that after passing rules of water nationalism in 1374/04/27 articles 149 of the civil law and so on are obsoleted the management law, the usage of waters needs the government justification. This paper represents some juridical and legal views, regarding to this issue and some solutions to solve common waters legal problems.
    Keywords: public property, water, fair distribution of water law, Article 45 of the constitution, common, the Islamic State
  • Mahdi Dargahi, Abd Al-Samad Aliabadi * Pages 85-100
    Sai (the Ritual running) in the expanded area of the Place of running and its ruling is a new question for the Islamic jurisprudence. With regard to the crosswise doubling of the Running place near the Sacred Mosque in recent years, the jurisprudential ruling of the Ritual running – as one of the pillars of the greater and lesser Pilgrimages – is unclear from the viewpoint of the Islamic denominations. This due to the fact that there hasn’t been any comprehensive and solid study in this regard yet! Consequently, permissibility of the Ritual running in the crosswise expanded area is a topic that is in need of exploration and should be responded with a suitable answer. After a thorough scrutiny of the jurisprudential sources of the Islamic denominations, it was found out that a few thinkers of the jurisprudence domain do not allow for the Ritual running in some newly expanded areas of the Running place and believe that those areas are out of the space between Safa and Marwah hills. However, based on the attestation of the witnesses as well as the historical, geographical, and geological examinations of the committee supervising the Running place expansion project, it is possible to consider the expanded area as a part of the space between Safa and Marwa hills, and therefore, rule for the permissibility of conducting the Ritual running in it. The study at hand set out to disclose the limits and gaps of the already present arguments and to jurisprudentially specify the ruling on permissibility of conducting the Ritual running in the crosswise expanded area of the Running place. To this end, the author used library research as well as fieldwork methods to collect data. The obtained data was then analyzed to extract the jurisprudential stances of the Islamic denominations in this regard. At the end, the conclusion was made that conducting the Ritual running in the expanded area of the Running place is permissible.
    Keywords: The Ritual running, The greater, lesser pilgrimage, Crosswise expansion of the Running place, Permission, the jurisprudence of the Islamic denominations
  • Seyyed Mohammad Musavi Moqaddam * Pages 101-123
    Visitation of graves has roots in the Sunna of Prophet Mohammad (pbuh), his companions and followers. According to the great Islamic scholars and jurisprudents there is an equal rule for both men and women’s visitation of the graves of their dear ones and the holy shrines in Islam considering the Sunna of Prophet Mohammad (pbuh) and his numerous traditions; because Islam has equal rules for both men and woman except in a case where there is a reason for its specification. The Quran, which is generally accepted by all Muslims, has no clear rule about lawfulness or unlawfulness of visitation of the graves, but it generally refers to the lawfulness of women’s visitation of graves. There are several reports on the women’s visitation of graves at the time of Prophet Mohammad (pbuh) and after that which may be considered as evidences for its lawfulness; including a report on the method of its performance attributed to Ayesha, one of the Prophet Mohammad’s wives. There is still another report on Hazrat Zahra’s visitation of the graves of hazrat Hamza and other martyrs of Uhud. This article aims to explain and review the jurisprudential principles of women’s visitation of graves in the Quran and Islamic traditions from the viewpoints of the Islamic jurisprudents who not only consider it lawful but also recommended. The innovative aspect of the matter is detailed analysis of the views of four Islamic religions in this regard which can present a clear and exact image of this matter and remove doubts from the people’s minds.
    Keywords: Visitation, Two Islamic Sects Visitation, Two Islamic Sects Visitation, Graves, Jurisprudential Principles, Women's Visitation of Graves, Lawfulness of Visitation of Graves, Two Islamic Sects
  • Mehdi Sajedi * Pages 125-149
    There are many REVAYAT that express that husband permission is necessary in any religious act (MOSTAHAB) and non- religious act. It means done properly of these activities is required to husband permission. But to understand extent of authority for wife in these activities, it is required to study effective commandments related to this subjects, such as quality of Foreman right, quality of permission issuance, duration of permission and kind of marriage contract. It means this commandments cause for limitation or extension of authority for wife in to obey of husband.
    Keywords: Foreman right, husband permission, permission duration marriage contract, Wife
  • Sayyed Ahmad Mir-Khalili *, Bahareh Karami Pages 151-179
    Implementation of punishment is the most important issues in Islamic criminal law, but order of some issues have not stated explicitly among them organ transplant about sentenced to retaliation and Hodud after execution the verdict.
    The famous Shia jurists believe that the method of penalty enforcement is not matter and organ separation is enough to prove the right of retaliation. In contrast, some other jurists know the amputation is cause of retaliation and believe that equality and dignity in the quality and method of penalty enforcement with the committed crime is required. There are different opinions about the impossibility of transplant of amputated limb in Hodud enforcement, some believe that the object is penalty enforcement so amputated limb is transplantable. In contrast some believe that the object of amputation is a lesson for offender and other people and because it is incompatible with the wisdom of God order, transplant is not acceptable. In this paper with study the juridical and legal aspects, the possibility of organ transplant about sentenced person after execution the verdict.
    Keywords: transplantation, Organ, amputation, Retaliation, hodud
  • Abduljabar Zargoshnasab*, Mostafa Bekhrad Pages 181-202
    Liven executed man rarely occur. However, repeating the sentence or otherwise of such complicated and sensitive person.The murder an innocent person is against murder of humanity and human life, like the life of humanitySome of the Grand Ayatollahs jurisprudents in this case warrant in the the survival and the judgment sentence because of such individual's executed. And butternut this Judgement when he researcher that the lack of life and death for sure.Also Shyhhay story of Imam Ali (AS) in the case of someone who still sit in his stoning remaining, the Imam (AS) stoning warrant to have the offender again. In this case the remaining life of the offender, the death must be againrun.The story of AbanibnUthman, fled to repeat the stoning in a condition to moderation as well as evidence of retribution and Dr’ rule prohibiting the the death sentence repetition, is critically examined. In this paper, the resources collected by library and writers have used the The analytic methodology.
    Keywords: Deprivation of life, survival, death, doubt, repetition sentence