فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 71 (بهار 1396)
  • پیاپی 71 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدی دشتی صفحات 7-28
    از جمله جذابیت های داستان رستم و اسفندیار، رویین تنی اسفندیار است؛ پهلوانی که گمان می رود از آسیب سلاح در امان است و به جنگ مردی می رود که ششصد سال است که دیو و دد را مغلوب خویش ساخته است. لیکن با کمال شگفتی، این رویین تنی نه تنها کارساز نیست، بلکه گویی شکست و مرگ اسفندیار را هم سرعت می بخشد. اما چرا چنین می شود؟ تاملی در شاهنامه ما را با ویژگی هایی از رویین تنی آشنا می سازد که عبارتند از: 1 صفت رویین تنی خاص اسفندیار و منحصر بدو نیست و پهلوانان دیگری هم بدان موصوف هستند. 2 علی رغم رویین تنی، اسفندیار زره می پوشد و آسیب می پذیرد.3 اسفندیار خود هرگز بدین امر تصریح نکرده، ادعایی نداشته است. 4 همه، حتی آنان که اسفندیار را رویین تن می دانند، در نبرد او با رستم دل نگرانند و رستم را پیروز می شمارند.
    5 متن شاهنامه در باب چگونگی رویین تن شدن اسفندیار، کاملا خاموش است. 6 در متن، تصریح غیرقابل تاویلی بدین معنا نمی یابیم که رویین تنی یعنی آسیب ناپذیری. بنابراین، رویین تنی اسفندیار باید مفهومی دیگر داشته باشد. به گمان نویسنده، رویین تنی در شاهنامه رمزی است از شکست ناپذیری؛ شکست ناپذیری متوهمی که غالبا در ذهن مردم در باب پهلوانان بزرگ وجود دارد؛ معنایی که در وقت رویارویی با مرگ فرو می ریزد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، فردوسی، رویین تنی، اسفندیار
  • فضل الله خدادادی*، حمید طاهری صفحات 29-47
    در گفتار روزمره، «داستان» و «روایت» را به جای هم به کار می بریم و کمتر میان آن دو تفاوت قائل می شویم، حال آنکه چنین نیست و اشتباه است و «داستان» با «روایت» و نیز «متن روایی» و «متن غیرروایی» تفاوت هایی با هم دارند. داستان، چیزی است که اتفاق می افتد، در حالی که روایت، نحوه بیان آن رخداد است؛ چنان که اگر بخواهیم داستانی واحد را یک بار برای کودکان و بار دیگر برای بزرگسالان تعریف کنیم، هر بار از شیوه بیان متفاوتی استفاده می کنیم، بدون اینکه پیام و درونمایه داستان تغییر کند. همچنین، بین «متن» و «متن روایی» نیز تفاوت هایی وجود دارد. «متن»، یک شیء، اعم از تصاویر، واژگان و... است، در حالی که «متن روایی»، متنی است که داستانی را نقل می کند؛ مثلا اسناد مربوط به جنگ سرد، متن روایی نیست، در حالی که یک داستان کوتاه، متن روایی است؛ زیرا بین عناصر سازنده آن رابطه علی و معلولی وجود دارد. می توان چنین گفت که هر روایتی یک گفتمان است، اما همه گفتمان ها روایت نیستند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، به تبیین تمایزهای «متن روایی» و «غیر روایی» می پردازد.
    کلیدواژگان: روایت، متن، متن روایی، داستان
  • بتول واعظ *، محمدرضا حاجی بابائی صفحات 49-77
    ظرفیت معنایی گوناگون یک شعر در نتیجه نظام زبان، توانش ها و نقش های مختلف آن شکل می گیرد و هر دریافتی از متن باید در چهارچوب نظام معنایی آن متن صورت گیرد. به همان میزان که خواننده در کشف معناهای شعر نقشی فعال دارد، به همان میزان نیز شعر، خوانش خواننده را محدود می کند. خوانش شعر بر مبنای هر نظریه ادبی، تمام ابعاد آن را تفسیر نمی کند. ازاین رو، روشی کاربردی تر لازم است تا بتواند با توجه به قراین درون متنی و برون متنی (بافت زبانی و فرازبانی) ابعاد بیشتری از شعر را آشکار نماید. الگوی پیشنهادی شرح و تحلیل شعر، شعر را در پنج سطح توصیفی، زبانی، فکری، زیبایی شناختی و تفسیری بررسی میکند. شاخصه مهم این الگو، بررسی و تحلیل تمام اجزای سازنده شعر در نسبت با کلیت آن است. این الگو، متن محور است و در فرایند تحلیل، به آن میزان از فرامتن استفاده می کند که بتواند در تحلیل آن نقش و کارکردی معناشناختی داشته باشد. برای خوانش و تحلیل شعر در هر سطح، پرسش هایی بنیادین متناسب با آن سطح در نظر گرفته ایم. این پرسش ها به گونه ای طرح شده اند که در نهایت، پاسخ بدان ها موجب دست یافتن به فهم و درکی منسجم از شعر می شود. تفسیری که با کاربست این الگو حاصل می شود، در نتیجه قرائت دقیق شعر و تحلیل تمام عناصر سازنده آن، یعنی گزینش های زبانی، بلاغی زیبایی شناختی و اندیشگانی است که در پایان، به فهم و تفسیر منسجمی از شعر منجر می شود.
    کلیدواژگان: تفسیر متن، تحلیل متن، تحلیل شعر، الگوی پرسش محور، سطوح متن
  • سیداحمد پارسا، فرشاد مرادی* صفحات 79-98
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی میزان نمود ویژگی های اصلی سمبولیسم اجتماعی در سروده های دهه سی دو شاعر بنام این جریان، نیما یوشیج و مهدی اخوان ثالث صورت گرفته است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، به روش کتابخانه ای و سندکاوی بررسی شده است. نتیجه نشان می دهد که رویکرد نیما به سمبولیسم، تحت تاثیر سمبولیسم اروپایی و با هدف تعالی کیفیت و ارتقای جنبه هنری شعر بوده است؛ به عبارت دیگر، نیما از دو جنبه شاخص سمبولیسم اجتماعی بیشتر به جنبه نمادین و رمزگرایی آن توجه دارد، در حالی که اخوان به هر دو جنبه تعهد اجتماعی و نمادگرایی توجه دارد. بخش اعظم این تفاوت، ناشی از نگرش های اجتماعی متفاوت آن هاست.
    کلیدواژگان: شعر معاصر فارسی، سمبولیسم اجتماعی، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث
  • فاطمه کاهچیان*، الیاس نورایی، فاطمه نظری فر صفحات 99-129
    «رنگ» یکی از موثرترین ابزارهای آفرینش هنری ادبی است. با آنکه نمود این عنصر در گذشته ادبیات فارسی، گوناگونی امروزه را نداشت، اما همواره نقشی مهم و تعیین کننده در القای مفاهیم به مخاطب و تصویرسازی های ادبی، به ویژه در حوزه شعر داشته است. بررسی میزان و نحوه کاربرد انواع رنگ در شعر کهن و معاصر، کوششی راهگشا برای ورود به دنیای عواطف و اندیشه های شاعران است. براساس همین اهمیت، هدف مقاله حاضر، تحلیل کارکرد محتوایی انواع رنگ های به کار رفته در غزلیات مولوی است؛ چهره ای که پس از جریان سازی سنایی و پیشگامی عطار، شعر عارفانه را به اوج معنا و ژرفا رسانید و بررسی غزل او از این منظر می تواند به شناسایی بخش مهم دیگری از ذهنیات، تجربه ها و ویژگی های شعریش بینجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در کل، مولوی انواع رنگ را در بافت موضوعی معنایی عرفان عاشقانه یا معانی تعلیمی به کار می برد. این کاربرد، البته شامل جزئیات بسیار و متنوع است. پربسامدترین رنگ ها در غزل او نیز به ترتیب عبارتند از: سیاه، سرخ، زرد و سبز.
    کلیدواژگان: رنگ، شعر عرفانی، غزل مولوی
  • سیروس شمیسا *، یاسر دالوند صفحات 131-168
    صنعت ایهام و ایهام تناسب از قرن ششم به بعد در آثار ادبی نمود فراوانی پیدا کرده است. بسامد این صنعت در دیوان شاعرانی همچون خاقانی، خواجوی کرمانی، سلمان ساوجی، حافظ و... به گونه ای است که می توان آن را از مختصات سبکی آن ها دانست. این شاعران ایهام پرداز از اکثر امکانات زبانی و واژگانی برای ساخت ایهام تناسب بهره برده اند. یکی از این امکانات، به کارگیری اسم هایی است که در گذشته بر غلامان و کنیزان می نهادند. در این پژوهش، در پی نشان دادن این برآمده ایم که اهل سخن چگونه این اسامی خاص را برای ایهام آوری به کار گرفته اند. بدین منظور، ابتدا ایهام های شاعران مذکور در دو دسته تقسیم بندی، و پس از آن، به بررسی اسامی نوعی غلامان و کنیزان در ساخت ایهام تناسب پرداخته شده است. در این بخش، پس از ذکر هر یک از اسامی مذکور، با آوردن شواهدی از متون فارسی، معنای آن ها تقویت، و آنگاه کارکرد آن ها در متون ادبی بررسی شده است. یادآوری می شود که برخی از این اسامی، نظیر اقبال، مثقال، سرور، دینار، سنبل، ریحان، شادکام، یاقوت، لولو، نیکبخت، هلال و... از فرهنگ های معتبر فوت شده اند. بنابراین، مقاله حاضر زمینه ای خواهد بود برای ضبط این اسامی ویژه و فرهنگ نویسان آینده باید این اسامی را در فرهنگ های خود وارد کنند و به شواهد یادشده در این مقاله استناد جویند.
    کلیدواژگان: اسامی غلامان، ایهام تناسب، شعر فارسی
  • بیتا رضائی*، مصطفی گرجی، فاطمه کوپا، مهدی شریفیان صفحات 169-192
    اناگرام یکی از الگوهای مهم شناخت شخصیت در روانشناسی نوین است که با به کارگیری آن می توان نوع تیپ شخصیتی هر فرد را از میان تیپ های نه گانه بازشناخت. مولوی در مثنوی همانند یک هنرمند سترگ به خلق شخصیت ها پرداخته است و همچون روانشناسی چیره دست از لایه های درونی شخصیت های داستان های خود آگاه است. یکی از داستان های مهم و برجسته ادبی تعلیمی در مجموعه حکایت های دویست و چندگانه مثنوی، داستان «پادشاه و کنیزک» است که پادشاه نقش اول یا شخصیت اصلی این داستان را اجرا می کند. مولوی با شیوه های مختلفی که در شخصیت پردازی به کار برده، مسیر شناخت نوع شخصیت پادشاه را بر اساس الگوی اناگرام هموار ساخته است. فضای کلی داستان، گفتار، اعمال، رفتار و ارتباط پادشاه با شخصیت های دیگر و نیز جایگاه فردی و اجتماعی او، زمینه این نوع بررسی و تحلیل را فراهم کرده است. این جستار به شیوه تحلیلی توصیفی بر آن است تا ویژگی های شخصیتی پادشاه را بر اساس تیپ هشتم الگوی اناگرام که همان تیپ «حاکم، رئیس و کنترل گر» (Challenger) است، با استناد به محتوای داستان پادشاه و کنیزک بررسی و تحلیل کند و یافته ها را به صورت شکل و جدول ارائه نماید.
    کلیدواژگان: اناگرام، تیپ های شخصیتی، تیپ حاکم، داستان شاه و کنیزک مثنوی
|
  • Mehdi Dashti Pages 7-28
    Esfandiar’s Invulnerability is one of the attractions in the story of ‘Rostam and Esfandiar’ in Shahnameh. Esfandiar is a hero who is believed to be safe against all kinds of weapon and goes to fight with a person who has defeated demons and devils for 600 years. Surprisingly, this Invulnerability is not helpful and even accelerates Esfandia’s failure and death. But why is this? With Contemplation in Shahnameh, we recognize the main features of invulnerability that can answer our questions: 1. Invulnerability is not uniquely assigned to Esfandiar and other heroes are described with it. 2. Though invulnerable, Esfandiar wears armor and is wounded. 3. Esfandiar has never claimed that he is Invulnerable. 4. All the people who consider Esfandiar as invulnerable worry about his fight against Rostam and believe Rostam will be the winner. 5. Shahnameh never reveals how Esfandiar became Invulnerable. 6. Finally, it is not clearly demonstrated in Shahnameh that Invulnerability means the person is never damaged. So, the Invulnerability of Esfandiar should have another meaning. This is a code of Invulnerability that is in people’s mind about heroes. The meaning will collapse against death.
    Keywords: Shahnameh, Ferdowsi, Invulnerability, Esfandiar
  • Fazlollah Khodadadi *, Hamid Taheri Pages 29-47
    In everyday talk, we usually use the terms story and narrative interchangeably which is wrong. Not only story is different from narrative, but also there is a difference between narrative and non-narrative texts. Story is what happens while narrative is the way an event is expressed. For example, a single story can be narrated differently for children and adults using different rhetorical devices without any noticeable change in the general theme and message. By the same token, there is a difference between text and narrative text. While a text comprises of different objects such as images and words, a narrative text is a text telling the story. For example, the documents related to the Cold War are not a narrative text, but a short story is a narrative text because there are cause and effect relationships between its constructing elements. It can be stated that every narrative is a discourse, but all discourses are not narrative. The preset study, with use of an analytical approach and secondary research aimed at explaining the difference between narrative and non-narrative texts.
    Keywords: narrative, Text, Narrative text, story
  • Batul Vaez* Pages 49-77
    Various semantic capacities of poetry are shaped by its linguistic system and its diverse roles. Accordingly, various interpretations of a text should be in line with respective semantic systems. As reader plays an active role in discovering the latent meanings of the poetry, the poetry itself constrains the perception of the reader. But reading a poem on the basis of a single literary theory does not express its various dimensions. A more comprehensive approach is required to reveal various latent dimensions of poetry with use of intratextual and intertextual pieces of evidence (linguistic or metalinguistic context). The paradigm proposed in this paper reviews poetry in 5 levels: descriptive, linguistic, thoughts, aesthetics, and interpretative. The main characteristic of this paradigm is studying and analyzing all the dimensions of a poem in relation with its totality. This paradigm is text-based, but also relies on meta-text to the extent it can be semantically beneficial for the analysis. Basic questions relative to each level have been designated to read and analyze poetry in the same level. These questions have been designated in such ways that eventually result in a coherent understanding of poem. Put differently, an accurate reading of poetry along with the analysis of all of its relevant components in terms of linguistics, rhetoric, aesthetics and thoughts will yield a coherent all-inclusive interpretation of the poetry.
    Keywords: Textual interpretation, Textual analysis, Analysis of poetry, Inquiry-based paradigm, Text levels
  • Farshad Moradi * Pages 79-98
    The present study aimed at comparing the degree by which the main features of Social Symbolism are presented in the 1330s poems of two well-known poets of this stream, namely, Nimayooshij and Mahdi Akhavansales. The study enjoyed a descriptive-analytic research method and the data were analyzed by means of content analysis adopting a library and document-mining style. The results showed that Nimayooshij’s approach to symbolism, under the influence of European Symbolism, aimed at promoting artistic aspects of poetry. In other words, from the two characterizing aspects of social symbolism, Nimayooshij has paid more attention to its symbolism while Akhavansales has equally heeded the two aspects of social commitment and symbolism. A great part of this difference goes back to their different social outlooks.
    Keywords: Persian contemporary poetry, Social Symbolism, Nimayooshij, Mahdi Ahkavansales
  • Fateme Kolahchian* Pages 99-129
    Color is one of the most efficient tools for artistic and literary creation. Although this element lacked its modern diversity in the classic Iranian literature, it has always had a determining role in literary images and inducing concepts to audience, especially in the realm of poetry. The investigation of the way color has been used in ancient and contemporary poetry is a groundbreaking attempt to enter the poets’ worlds of emotions and thoughts. Accordingly, the present study aimed at analyzing the contextual function of colors used in Rumi’s poems; the one who, after the mainstreaming movement of Sanaee and the pioneering efforts of Attar, uniquely enriched mystical poetry in terms of meaning and content. Reviewing his poems in this regard can help identify other aspects of his thoughts, experiences, and poetic features. The findings showed that Rumi has used different colors in romantic-mystical or didactic contexts. Respectively, the most frequent colors used in his lyrics are black, red, yellow, and green.
    Keywords: Color, Mystical poem, Rumi's lyrics
  • Sirous Shamisa * Pages 131-168
    Ambiguity and hidden ambiguity as two figures of speech have dominated literary texts from the sixth century on. The frequency of this figure of speech in the Divans of poets such as Khaghani, Khajo, Salman Savoji and Hafez is so high that it could be considered as a main part of their literary style. More importantly, Khaghani and Hafez have utilized majority of the possible linguistic and lexical devices in favor of hidden ambiguity. Two of the good examples of these devices are the names given to slaves and bondwomen. The present article aimed at investigating the special functions of these two terms for hidden ambiguity.In doing so, the hidden ambiguities created by Khaghani and Hafez with use of these terms were classified and analyzed. With use of some pieces of evidence form Persian texts, the meanings of each of these terms were clarified and their functions in Khaghani and Hafez’s poetry were examined. It is noteworthy that most of these names, such as luck, shekel, master, dinar, hyacinth, basil, happy, ruby, fortunate, and crescent have been omitted from valid dictionaries. Therefore, the present article has substantial implications for an attempt to register these omitted meanings in modern Persian dictionaries.
    Keywords: The names of slaves, Hidden ambiguity, Persian poetry
  • Bita Rezaei * Pages 169-192
    Enneagram is one of the important patterns for character recognition in modern psychology that can be used for the recognition of a person’s personality type from among the nine possible personality types. Rumi, in his Masnavi, has masterfully created characters like a great artist and is aware of the hidden layers of his created characters like a great psychologist. Among a collection of more than two hundred stories in Masnavi, "The King and the Maid" is the one of the prominent literary-didactic ones where a king runs the first role. Rumi has applied different approaches for characterization that has made possible the recognition of the king’s personality type based on the Enneagram pattern. The overall atmosphere of the story, sayings, actions, behaviors and the king’s communication with other characters and his personal and social place has made possible this type of study and analysis. This study which had a descriptive-analytic research design aimed at analyzing the king’s personality type based on the eighth personality type (Boss and ruler) on the Enneagram pattern
    Keywords: Enneagram, Personality types, Type ruler, Story of Masnavi's King, Maid