فهرست مطالب

دانش پیشگیری و مدیریت بحران - سال هفتم شماره 1 (بهار 1396)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/08
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا بارانی بیرانوند*، دکتر محمد رضا صادقی مقدم، دکتر حسین صفری صفحه 9
    زمینه و هدف
    امروزه نسبت به گذشته شاهد فاجعه های طبیعی و انسانی همچون زلزله، سیل، فوران آتش فشان و غیره هستیم. فاجعه ها به علت ماهیت خاص شان تاثیرات مخرب فراوانی را بر زندگی ساکنان زمین می گذارند؛ گستردگی و شدت این تاثیرات به حدی است که توجه فراوانی را در سطح ملی و بین المللی برای رویارویی با این فجایع به خود معطوف کرده است. از این رو مدیریت زنجیره تامین بشردوستانه در قبل، حین و بعد از حادثه از اهمیت خاصی برخوردار است. در این راستا ضرورت شناسایی و تعیین ابعاد و شاخص های عملکردی، جهت ارزیابی عملکرد زنجیره تامین بشردوستانه به شدت احساس می شود. در طول تاریخ یکی از حوادث خسارت زا در ایران، زلزله بوده است و با توجه به اهمیت مدیریت زنجیره تامین این حادثه، در این مقاله به شناسایی ابعاد و شاخص های عملکردی زنجیره تامین زلزله و همچنین مشخص کردن نحوه ی ارتباط بین آن ها پرداخته شده است.
    روش
    در ابتدا ادبیات زنجیره تامین بشردوستانه و مدل های ارزیابی عملکرد مطالعه شد تا مولفه های ارزیابی عملکرد استخراج گردد و سپس با همکاری و نظر خبرگان به غربال و دسته بندی آن ها در قالب ساختار مشخصی کار ادامه یافت. در ادامه تحلیل عاملی تاییدی بر روی ساختار مشخص شده، اجرا شد و در پایان با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری- تفسیری فازی به سطح بندی ابعاد عملکردی زنجیره تامین بشردوستانه پرداخته شد. جامعه آماری این تحقیق شامل افراد و سازمان های درگیر در زنجیره تامین بشردوستانه مربوط به حوادث زلزله ای کشور می باشند. با استفاده ابزار پرسشنامه نظر خبرگان درباره اهمیت شاخص های مدل حاصله و همچنین نحوه تاثیر و ارتباط بین ابعاد عملکردی مشخص گردید.
    یافته ها و
    نتیجه گیری
    در خروجی پژوهش ارتباط تمام شاخص ها و ابعاد عملکردی تایید گردید و چارچوبی با 13 بعد عملکردی و 44 شاخص مشخص شد و همچنین در سطح بندی ابعاد عملکردی، بعد آموزش در سطح اول و ابعاد رسیدگی به امور بازماندگان، بازسازی و تعمیر ساختمان ها و زیرساخت ها، لجستیک و امداد و هماهنگی در سطح دوم و سایر ابعاد عملکردی در سطح سوم قرار گرفتند. ابعاد عملکردی آموزش، رسیدگی به امور بازماندگان، بازسازی و تعمیر ساختمان ها و زیرساخت ها و هماهنگی در خوشه مستقل، ابعاد عملکردی مقاوم سازی، لجستیک و امداد و تهیه آب، غذا و خدمات پزشکی در خوشه پیوندی و ابعاد عملکردی ارزیابی و پایش، اقدامات فضایی-کالبدی، بهبود نظام مدیریت اطلاعات و ارتباطات زلزله، هزینه، تخلیه با پناه دادن و ذخیره سازی تدارکات و کمک های اولیه در خوشه وابسته قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: زنجیره تامین بشردوستانه، تحلیل عاملی تاییدی، تکنیک مدلسازی ساختاری، تفسیری فازی
  • ایمان منوری *، دکتر علی اصغر مرتضوی، عابد امراللهی صفحه 25
    زمینه و هدف
    پدیده حرکت ماسه های روان، به عنوان یکی از بلایای طبیعی مناطق کویری همواره خسارات فراوانی را به بخش حمل و نقل کشور تحمیل می کند. به طوری که 5.5% از کل خطوط ریلی در مناطق ماسه گیر قرار دارند. از طرفی الزام عبور خطوط راه آهن از مناطق کویری و ماسه گیر و مشکلات متعدد ایجاد شده برای خطوط راه آهن از جمله، خروج از خط ناگهانی قطارها، مسدودی های متعدد، صلبیت روسازی، فرسودگی ادوات اتصال خط، کاهش ایمنی و هزینه های بالای تعمیرات و نگهداری باعث شده تا ارائه و اجرای راهکارهای تثبیت ماسه های روان در مناطق کویری ریلی به یک امر ضروری تبدیل شود.
    روش
    انجام تحقیقات در این زمینه به صورت مطالعات کتابخانه ای یعنی کاوش در متون موجود و همچنین مطالعات میدانی با حضور در خطوط ریلی ماسه گیر در اداره کل راه آهن شرق کشور صورت پذیرفت. مطالعات با هدف یافتن راهکارهای تثبیت ماسه های روان و جلوگیری از رسوب آن ها در خطوط ریلی صورت پذیرفت.
    یافته ها
    راهکارهای ارایه شده در این تحقیق، در موضوع تثبیت ماسه های روان قبل از رسیدن به خطوط ریلی مانند پوشش گیاهی، احداث خاکریز خندق، تله های رسوب گیر، احداث دیوار، مالچ پاشی و در موضوع جلوگیری از ته نشین شدن ماسه ها در خط مانند احداث دالخط کوهان دار و گالری به معرفی و بحث گذاشته شده است.
    نتیجه گیری
    مشاهدات میدانی در ادارات کل راه آهن شرق ، تهران و اصفهان بیانگر این مطلب است که تاکنون راهکارهایی مانند احداث دیوارهای تراورسی، کاشت نهال و احداث خاکریز خندق به طور جداگانه و به صورت محدود در راه آهن کشور اجرایی گردیده؛ ولی در اغلب موارد به دلیل توجه نکردن به محدودیت های روش های اشاره شده، مشکل ورود ماسه به خطوط به طور کامل برطرف نگردیده یا در صورت برطرف شدن، پس از مدتی از این موانع عبور کرده و مجددا به خط رسیده است. در حقیقت شرایط و ویژگی های مسیر ریلی به گونه ای است که ارایه روش یا روش های اجرایی تثبیت ماسه های روان در راه آهن کشور نیازمند مطالعات اقلیمی، جغرافیایی، ژئومرفولوژی، فیزیکی و فرسایشی خاص هر منطقه ماسه گیر نیز میباشد. به دلیل محدودیت های اجرای هر راهکار، بهترین حالت به منظور جلوگیری از ترسیب ماسه درون خطوط ریلی راه آهن ج.ا.ا. ، ترکیبی از دو یا چند راهکار، آن هم بنا به مطالعات خاص هر منطقه و شرایط اجرایی نظیر زمان و هزینه در خطوط ریلی معرفی می گردد تا محدودیت یک راهکار توسط راهکارهای دیگر دیگر پوشش داده شود. در انتهای این پژوهش نیز، راهکار تثبیت ماسه های روان در قسمتی از بلاک ریلی ماسه گیر تل حمید - منتظرقائم در اداره کل راه آهن شرق کشور ارائه گردید.
    کلیدواژگان: ماسه های روان، خطوط ریلی ماسه گیر، روش های تثبیت ماسه، مدیریت بحران در راه آهن، مناطق ماسه گیر
  • دکتر حسین حاتمی نژاد، حسین فرهادی خواه *، محمود آروین، نگار رحیم پور صفحه 35
    زمینه و هدف
    با گسترش شهرنشینی مباحثی مانند تاب آوری شهری برای پایدار کردن شهرها در مقابل حوادث طبیعی و انسانی موردتوجه قرارگرفته است. وقوع حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله و طوفان اغلب تاثیرات مخربی بر سکونتگاه های انسانی می گذارد و ساختمان ها و زیرساخت ها را ویران و عوارض اجتماعی- اقتصادی پردامنه ای بر جوامع تحمیل می کند. بررسی ابعاد موثر بر تاب آوری شهری، در واقع نحوه تاثیرگذاری ظرفیت های اجتماعی، اقتصادی، نهادی، سیاسی و اجرایی جوامع در افزایش تاب آوری در برابر حوادث طبیعی و انسانی است. به همین منظور هدف این پژوهش، بررسی و تبیین ابعاد موثر بر تاب آوری شهری در شهر اهواز می باشد.
    روش
    این تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه انجام توصیفی-تحلیلی است. در این تحقیق ابعاد اقتصادی، نهادی-مدیریتی، کالبدی-محیطی، زیرساختی، اجتماعی و زیست محیطی به عنوان مهم ترین ابعاد موثر بر تاب آوری شهر موردبررسی قرارگرفته اند. روش مورداستفاده جهت تحلیل تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) بوده است. این روش مبتنی بر نظر متخصصان می باشد به همین خاطر از نظرات 15 نفر در حوزه برنامه ریزی شهری و مسئولین شهرداری اهواز استفاده شده است. نظرات گردآوری شده در نرم افزار اکسل با مدل ذکرشده تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهد ابعاد موثر در پنج سطح قرارگرفته اند: بالاترین سطح بعد اقتصادی، بعد کالبدی – محیطی و نهادی -مدیریتی سطح دوم، بعد زیرساختی سطح سوم، بعد اجتماعی سطح چهارم و پایین ترین سطح، بعد زیست محیطی؛ همچنین در تحلیل MICMAC ابعاد اقتصادی، نهادی – مدیریتی، کالبدی – محیطی و زیرساختی در خوشه محرک، بعد اجتماعی در خوشه پیوندی و بعد زیست محیطی در خوشه وابسته قرارگرفته اند.
    نتیجه گیری
    سطح بندی این مفهوم را می رساند که اگر به حوزه اقتصادی و مسائل اقتصادی شهروندان و عدالت در برخورداری از خدمات و درآمد توجه نشود، تمایل مردم در مولفه های مانند همکاری و مشارکت در برنامه های آموزشی و مشارکت در طرح های توسعه شهری، حفاظت از زیرساخت ها، حفاظت محیط زیست کاسته می شود و مولفه های مانند محله های فقیرنشین، بافت های فرسوده و سکونتگاه های فرسوده همچنان بر وسعتشان افزوده می شود؛ زیرا مردم توانایی و میل مشارکت در برنامه های بهبود کیفیت محیط شهری را ندارند.
    کلیدواژگان: تاب آوری، تاب آوری شهری، ابعاد تاب آوری، مدل ساختاری تفسیری، شهر اهواز
  • وحید عظیمی *، دکتر نعمت حسنی، دکتر کیومرث ابراهیمی، دکتر علی عسگری صفحه 46
    زمینه و هدف
    تحلیل روند، یک ابزار مهم برای بدست آوردن اطلاعات قابل اعتماد آینده از وقوع سیل برای حوضه های آبریز است. آزمون تحلیل روند، به برنامه ریزی برای کاهش ریسک و پیشگیری از خطرات سیل در سامانه های هشدار سیل به عنوان یک ابزار آینده پژوه کمک می کند. هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل روند دبی های پیک سالانه در حوضه آبریز جاجرود است.
    روش
    در این مقاله از اطلاعات آماری دبی پیک سالانه ایستگاه های هیدرومتری کمرخانی، باغ تنگه، رودک، لتیان، نارون و علی آباد – لوراک استفاده شده است. به منظور تحلیل روند دبی های پیک سالانه از آزمون های من – کندال و شیب سن استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان می دهد که در همه ایستگاه های مطالعاتی به جز ایستگاه باغ تنگه روند خطی داده ها در طول دوره آماری مثبت است. با توجه به نتایج بدست آمده از آزمون های من – کندال و شیب سن روند افزایشی داده ها در ایستگاه کمرخانی در سطح 95 درصد و در ایستگاه علی آباد – لوارک در سطح 9/99 درصد معنی دار می باشند.
    نتیجه گیری
    بررسی روند دبی پیک سالانه می تواند به عنوان یک پارامتر موثر در هشدار سیل، پشتیبانی سیاست گذاری علمی و بیمه کشاورزی استفاده شود.
    کلیدواژگان: تحلیل روند، آزمون روند، من، کندال، شیب سن، هشدار سیل، حوضه آبریز جاجرود
  • نعیمه اسدیان زرگر* صفحه 55
    زمینه و هدف
    فقدان اطلاعات و تجربیات بازسازی های مربوط به سوانح سنوات گذشته از بارزترین ضعف ها درمطالعات بازسازی در ایران قلمداد می شود. بدیهی است بررسی نتایج موفق یا ناموفق پروژه های بازسازی انجام یافته، سبب افزایش توانمندی و آمادگی دولتمردان و مجریان در اجرای برنامه های راهبردی و پرهیز از تکرار اشتباه ها و هدررفت انرژی و سرمایه می گردد. در این مقاله سعی بر آن است که ابتدا مقولات عمده ی بازسازی پس از سوانح شناسایی شود، سپس با بررسی روند بازسازی روستاهای آسیب دیده از زلزله منطقه ورزقان در سال 1391 و مسائل پیش آمده در طول بازسازی، به ثبت و طبقه بندی ویژگی های منحصر به فرد این بازسازی و چگونگی تاثیرگذاری سیاست ها و برنامه های اجرایی از سوی دست اندرکاران در سرعت و کیفیت بازسازی بپردازد.
    روش
    این مقاله مبتنی بر روش توصیفی و میدانی است که در راستای پیشبرد اهداف، ابتدا عوامل موثر بر برنامه بازسازی با روش نظریه ی مبنایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که جهت تعیین نحوه ی تاثیرگذاری این عوامل در بازسازی زلزله ورزقان، پرسش هایی از طریق بررسی مطالعات پیشین محققان طراحی شد و بر این اساس به بررسی اسناد و مدارک موجود مانند گزارش های بنیاد مسکن، شرح وقایع ثبت شده و مقالات منتشره و همچنین انجام مصاحبه های اکتشافی از اساتید و متخصصین بازسازی، کارشناسان ذیربط در امر بازسازی پس از زلزله ورزقان و مردم آسیب دیده پرداخته شده است.
    یافته ها
    در بازسازی پس از زلزله ورزقان، سیاست های مناسبی جهت تسریع در امر بازسازی و اتمام بموقع آن یعنی قبل از شروع فصل سرما اتخاذ شد که عبارتند از: استفاده از سازه های پیچ و مهره ای، خرید سریع مصالح ساختمانی به صورت انبوه از بودجه ی سازمان مجری قبل از واریز اعتبارات دولتی و انتقال آن به مناطق آسیب دیده، تقسیم کل منطقه آسیب دیده به 11 قسمت و سپردن مسئولیت بازسازی هر قسمت به ستادهای معین، واگذاری حق تصمیم گیری به ستادهای معین در زمینه های انتخاب نوع سازه و بهره گیری از سقف شیروانی. اگر چه تعجیل در اتمام بازسازی، سبب احداث خانه هایی با طرح های تیپ در منطقه نشد و مالکان فرصت مشارکت در تصمیم گیری های مربوط به توزیع فضایی خانه و انتخاب مصالح ساختمانی مورد استفاده را با توجه به سلایق شخصی داشتند، اما تعجیل در ساخت وساز، مانع انتقال و نهادینه شدن دانش ساخت ایمن به مردم منطقه شد و ساختمان هایی که پس از اتمام بازسازی ساخته می شوند، از لحاظ سازه ای آسیب پذیر هستند.
    نتیجه گیری
    از نتایج حاصل از این پژوهش چنین بر می آید که با بهره گیری از یک مجری در امر بازسازی و اتخاذ سیاست های مناسب از سوی او می توان در کم ترین زمان ممکن بازسازی را همراه با مشارکت مردم به اتمام رساند و سبب احداث ساختمان های مقاوم شد. در کل، آن چه که برنامه ریز را در اتخاذ تصمیم های درست در زمان بازسازی می تواند هدایت کند، میزان آمادگی و پیش بینی چالش های شرایط پس از سانحه پیش از وقوع آن است.
    کلیدواژگان: برنامه بازسازی مسکن، عوامل موثر در بازسازی، ورزقان، تجارب بازسازی های پیشین
  • حسین ایزدی *، دکتر مجتبی فاضلی صفحه 70
    زمینه و هدف
    سدهای مخزنی به علت ایجاد تغییرات عمده در تعادل زیست محیطی و تغییرات کیفیت آب همواره موجب بروز اختلالات زیست محیطی و بروز ریسک های متعددی بوده اند. هدف از این پروژه، شناسایی مهمترین ریسک های مرتبط با احداث سد هراز آمل که شامل بلایای طبیعی و انسان ساخت و همچنین مدیریت این ریسک ها می باشد.
    روش
    در این مقاله جهت انجام کار از مدل تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده گردید. بدین صورت که ابتدا فاکتورهای مربوط به هر ریسک با کمک پرسشنامه دلفی و نرم افزار(Expert choice)، در نسخه اول و مهمترین ریسک ها در نسخه دوم براساس نظرسنجی از 11 کارشناس خبره و مرتبط با موضوع انتخاب و الویت بندی شدند و پس از آن در مرحله آخر برای مهمتربن ریسک های سد جهت مدیریت صحیح آنها، راه کارهایی ارائه شد.
    بافته ها: پس از ایجاد درخت سلسله مراتبی ماتریس های مقایسه زوجی برای معبارهای اصلی ارزیابی ریسک ها و همچنین فاکتورهای ریسک، نتایج بدست آمده در مرحله اول معیارهای(اثربر فرد، اثر بر محیط زیست، اثر بر اقتصاد و اثر براجتماع) بترتیب برحسب اهمیت اولویت بندی شدند. همچنین پس از امتیاز دهی به فاکتورهای ریسک تفکیک شده براساس دومعیار فرعی شدت و تواتر وقوع، در مرحله اول از بین 20 مولفه ریسک، 10 فاکتور ریسک شناسایی و جهت ورود به مرحله دوم انتخاب شدند. پس از وارد کردن 10 فاکتور ریسک در پرسشنامه دوم و امتیاز دهی آنها براساس معیارهای اصلی، درنهایت 3 ریسک از مهمترین ریسک های مربوط به سدهراز مشخص شد که بترتیب شامل(زلزله و زمین لرزه القائی، سیل و توسعه آلودگی به دریاچه سد) می باشند.
    نتیجه گیری
    با توجه به مهمترین ریسک های تهدید کننده سد، برای ریسک زلزله(ایجاد سدهای تاخیری و لاستیکی و کانال های پخش آب- مقاوم سازی دیواره های طبیعی دریاچه سد- مانورهای آموزشی، سیستم های اطلاع رسانی بهمراه اقدامات پدافندی غیرعامل) و برای ریسک سیل(اقدامات مهندسی آبخیزداری در بالادست سد- انجام عملیات مهندسی رودخانه در پایین دست سد با هدف شکست جریان آب سرازیرشده) و درنهایت برای ریسک توسعه ی آلودگی به دریاچه سد(تثبیت لندفیل به مراه احداث سد زیرزمینی- ایجاد تصفیه خانه های پیشرفته در بالادست سد- ایجاد نیروگاه زباله سوز پیشرفته و بهره برداری از انرژی بدست آمده) به عنوان موثرترین راه کارهای مدیریت ریسک برای سد هراز شهرستان آمل انتخاب و اولویت بندی شدند.
    کلیدواژگان: مدیریت ریسک، بلایای طبیعی، تحلیل سلسله مراتبی، سد هراز
  • زینب مولایی*، دکتر محمدسعید تسلیمی، دکتر محمد حقیقی صفحه 83
    پیش زمینه و هدف
    این پژوهش به دنبال تدوین استراتژی‏ مناسب برای آگاهی‏ بخشی عمومی بحران، جهت آماده‏ سازی شهروندان برای رویارویی با زلزله است. آمادگی برای رویارویی با بحرانی مثل زلزله نیازمند آگاهی دادن به عموم جامعه است و طراحی کارزار‏(کمپین‏)های آگاهی ‏بخشی یکی از استراتژی‏ های موثر برای دستیابی به این هدف است. برای طراحی کارزار آگاهی‏ بخشی عمومی در این پژوهش از چهارچوب [1]ACME استفاده شده است که مخاطب، کانال، پیام و ارزیابی بخش‏های اصلی مدل را تشکیل می‏دهند. این چهارچوب جایگاه این چهار جزء و همچنین روابط و اتصالات بین اصول مختلف را روشن می‏کند.
    روش
    برای مشخص کردن جزئیات این چهارچوب روش دلفی به‏ کار گرفته شد. بر این اساس روش دلفی با حضور خبرگانی از حوزه ‏های مرتبط انجام شد و پاسخ‏گویان در دو دور به سوالات پرسشنامه‏ طراحی شده پاسخ دادند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد شش گروه کودکان، دانش‏ آموزان، دانشجویان، افراد شاغل، زنان خانه‏ دار و سالمندان تقسیم‏ بندی مناسبی برای بخش‏ بندی مخاطبان جهت آگاهی بخشی عمومی زلزله هستند.
    نتیجه گیری
    برای این شش گروه از مخاطبان نیز مسیرها، قالب های پیام و شیوه‏ های ارزیابی شناسایی شد. در نهایت با بهره‏ گیری از چهارچوب ACME با اجماع خبرگان مدل نهایی برای طراحی یک کارزار آگهی بخشی برای زلزله تهران بدست آمده است.
    [1] Audience، Channel، Message and Evaluation
    کلیدواژگان: طراحی کارزار (کمپین)، آمادگی در برابر زلزله، آگاهی بخشی عمومی، چهارچوب ACME
|
  • Reza Barani Beyranvand, Mohammad Reza Sadeghi Moghadam, Hossein Safari Page 9
    Background And Objective
    Nowadays, natural and human disasters such as earthquakes, floods, volcanic eruptions etc. are increasingly occurring. Due to their specific nature, disasters have many harmful effects on the lives of the Earth dwellers. The extent and severity of the disasters impacts are great enough to attract national and international attention in order to face with them. Hence, humanitarian supply chain management is important before, during and after a disaster. In this regard, the need to find and specify the dimensions and performance indicators in order to assess humanitarian supply chain is highly evident. Earthquake has been historically one of the damaging events in Iran and considering the importance of supply chain management in this event, the present article has been addressed identifying the dimensions and indicators of supply chain performance of earthquakes as well as specifying the type of relationship between them.
    Method
    At first, the literature of humanitarian supply chain and performance evaluation models were studied to find the components of performance evaluation and then, they were screened and classified in terms of structure in cooperation with the experts. After that, Confirmatory Factor Analysis was performed on the specified structure. Finally, the performance dimensions of humanitarian supply chain were levelled using the FISM technique (Fuzzy Interpretive Structural Modeling). Statistical population of the prsent research includes people and organizations involved in humanitarian supply chain relating to the country's earthquake events. Using questionnaires, expert opinion about the importance of indicators of the obtained model as well as the relationship between the performance dimensions were specified.
    Findings: In the conclusion of the research, the relationship between all of performance dimensions and indicators were confirmed and a structure including 13 performance dimensions and 44 indicators was specified. In the performance dimensions levelling, the dimension of education was levelled as the first level; the dimensions of handling the survivors, reconstruction and repairing buildings and infrastructure, logistics and coordination were levelled as the second level and other performance dimensions were levelled as the third level. Performance dimensions of education, handling the survivors, reconstruction and repair of buildings and infrastructure, and coordination were classified in independent cluster, the performance dimensions of retrofitting, logistics and relief, and providing water, food and medical services were classified in implanted cluster, and finally, the performance dimensions of monitoring and evaluation, space–frame (spatial–physical), improving communication and information management system of earthquake, cost, evacuation and sheltering and storage of supplies and first aids were classified in dependent cluster.
    Keywords: Humanitarian Supply Chain, Confirmatory Factor Analysis, FISM (Fuzzy Interpretive Structural Modeling)
  • Iman Monavari* Aliasghar Mortazavi, Abed Amrollahi Page 25
    Background And Objective
    Moving Sands phenomenon, as a natural hazard in desert areas, has always imposed a lot of damages to the transportation sector; so that 5.5% of all rail lines are located in the sandy areas of Iran. On the other hand, the need of crossing railway lines in the deserts and sand dunes created numerous problems for railways, including the sudden deviation of trains from the railway, numerous blockings, pavement stiffness, wearing devices connecting to line, decreasing immunity and the high costs of maintenance and repair has made it necessary to provide and implement strategies to stabilization sand dunes of the desert railway.
    Method and Findings: Research in this context has been done by reviewing the literature and field studies attending the railway lines of East Railway Department.
    Findings: The solutions offered on the problem of fixation of flowing sands before reaching the rails including vegetation, trench and embankment construction, sands traps and building walls as well as the problem of prevention of entry of sands on tracks such as humped slab track and tunnel have been introduced and discussed in the present research.
    Conclusion
    It can be seen from field observations in East Railway Department that several solutions like planting and slipper walls have been used in the Iranian railway; however, the problem has not been solved completely since the related limitations have not been considered. In some cases, these solutions were useful for a while, but after that, sands have passes the barriers and reached the rail. In fact, conditions and characteristics of the rail track are such that administrative procedures or methods of sand dune stabilization in the country's rail must be according to Iran's climate, geographical conditions, geomorphology, and soil erosion. Since each solution has their own limitations, the best way is to use the combination of two or more solutions. It should be noted that track and region conditions where tracks have been constructed must be studied in order the use the best combination.
    Keywords: sand dune, flowing sands in railway lines, sands fixation methods, crises management in railways, sandy regions
  • Hossein Hatami Nejad, Hossein Farhadi Khah, Mahmood Arvin, Negar Rahim Pour Page 35
    Background and
    Purpose
    by urbanization development, the issues such as urban resilience have attracted the attention for stabling the cities against natural and human disasters. Occurrence of disasters such as floods, earthquakes and hurricanes often have a devastating impact on human settlements, destroy houses and infrastructure, and impose massive socioeconomic effects on communities. Investigation of dimensions influencing urban resilience is in fact studying the way that the social, economic, institutional, political and administrative capacities of communities influence increasing the resilience against natural and human disasters. In this regard, the present research aims to investigate and explain the dimensions influencing urban resilience in Ahwaz city.
    Method
    The present study is an applied research in terms of the purpose and a descriptive – analytical research in terms of the method. In the present study, the economic, institutional-administrative, physical-environmental, infrastructural, social, and environmental dimensions have been investigated as the most important dimensions affecting the resiliency of the city. The Interpretive Structural Modeling(ISM) method was used in order to analyze which is based on expert opinions. For this reason, the views of 15 experts in the field of urban planning and municipal officials in Ahvaz have been used. Then, the collected opinions have been analyzed in Excel software using ISM.
    Findings: The results show that the effective dimensions were placed in five levels as follows: The highest level is related to the economic dimension; Physical-environmental and institutional-administrative dimensions have been placed in the second level; infrastructural dimension is in the third level; social dimension is in the fourth level, and the lowest level is related to the environmental dimension. Also in the MICMAC analysis, the economic, institutional-administrative, physical-environmental and infrastructural dimensions have been placed in driver cluster; the social dimension has been placed in linkage cluster, and the environmental dimension has been placed in dependent cluster.
    Result
    the conducted leveling indicates that if no attention is paid to the economic field, the citizen's economic issues and the justice of equal economical enjoyment and outcome, the people's tendency to participate in the components such as cooperation and educational programs, the expanding and development plans , protecting the substructures and environment protection will be decreased and components such as poor neighborhoods, foreworn contextures and rusty living areas are increasingly expanding because the citizens are reluctant to participate in the constructive plans.
    Keywords: resilience, Urban Resilience, resilience dimensions, Interpretive Structural Modeling(ISM), Ahwaz city
  • Vahid Azimi*, Nemat Hassani, Kumars Ebrahimi, Ali Asgary Page 46
    Background And Objective
    Trend analysis is an important tool to obtain reliable information about the future flooding events in watershed areas. Trend analysis tests can provide valuable information related to potential future flooding events for designing and developing the flood risk reduction measures and early warning systems. The main purpose of the present study is to apply trend analysis on the annual peak discharge in Jajrood watershed.
    Methods
    In the present paper, annual peak discharge data were used at hydraulic gauging stations of Kamarkhani, Bagh Tangeh, Rudak, Latian, Narvan and Ali Abad – Lavark. Mann-Kendall and Sen Slope tests were employed during the trend analyses.
    Findings: the results indicate that linear trends are positive for all stations except Bagh Tangheh during the study period. According to the Mann-Kendall’s and the Sen’s slope tests results, increasing trend of data was significant in Kamarkhani station at level of 95% and in Aliabad - Lavarak station at the level of 99.9% .
    Conclusion
    Investigating the annual peak discharge trend can be used as an effective factor for developing flood warning systems, flood related policy making, and agricultural insurance.
    Keywords: Trend test, Mann-Kendall's trend test, Sen's Slope, Flood warning, Jajrood
  • Naimeh Asadian Zargar* Page 55
    Background And Objective
    the lack of information and previous experiences of reconstructed areas is one of the most important deficiencies in reconstruction studies in Iran. It is obvious that acquiring experiences from previous reconstructions projects successes and failures can empower governors and executors to plan accurately, increase their readiness and prevent similar mistakes. The main objective of the present paper is to recognize reconstruction major issues after disasters, and then, register and classify unique specifications of reconstruction and the effect of the policies relevant to each recognized issue by studying reconstruction process of destroyed villages in Varzeghan earthquake in 2012.
    Method
    the present study is based on descriptive and field research methodology which analysis the factors affecting reconstruction using “Grounded Theory”; in order to determine how these factors influence the reconstruction of Varzeghan some questions were asked through investigating previous studies and then, according to these questions, the available deeds and documents such as Housing Foundation Reports, registered events and published papers have been studied and also, exploratory interviews have been conducted with reconstruction specialists and experts engaged in Varzeghan earthquake reconstruction and affected people.
    Findings: The appropriate policies were adopted in the Varzeghan earthquake for fast reconstruction and its termination before winter such as using steel structures, purchasing materials in bulk through the budget of executor organization before governmental credit deposit and tranferring it to the damaged regions, dividing affected zone into 11 districts, delegating responsibility for the reconstruction of each part to the given headquarters, delegating the right to decide to certain staff in terms of chosing the type of construct and using gable roof structures. However, due to hasty construction, safe-construction knowledge was not transferred and the buildings constructed after completion of reconstruction are usually vulnerable.
    Conclusion
    The results of this study indicate that utilizing an enforcer of reconstruction and the adoption of appropriate policies by him, it is possible to complete reconstruction in the least time with the participation of the people and cause construction of resistant buildings. In general, the level of readiness of government and society and predicting post-disaster challenges before it happens, can lead the planners to make right decisions at reconstruction time.
    Keywords: Housing reconstruction plan, Effective factors in reconstruction, Varzegan, previous reconstruction experiences
  • Hosein Ezadi*, Mojtaba Fazeli Page 70
    Background And Objective
    The storage dams always cause environmental problems and the occurrence of various risks due to the creation of major changes in ecological balance and water quality changes. The purpose of the present study is to identify and prioritize the general and special risks related to the Haraz dam including natural and manmade disasters as well as manage the risks.
    Method
    in this paper, the Analytic hierarchy process (AHP) method and the Expert choice software was used in order to select and prioritize the most important risks related to Haraz dam. Finally, solutions were presented to properly manage the risks related to Haraz dam.
    Findings: After creating a hierarchical tree, pair-wise comparison matrix of main criteria for risk assessment as well as risk factors, the results obtained in the first stage criteria (the effects on individual, environment, economy, and the society) were prioritized respectively in terms of importance. Also, after scoring risk factors, separated based on two sub-criteria of intensity and frequency of occurrence, 10 risk factors were identified and selected among 20 risk factors in the first phase to enter the second stage. After entering 10 risk factors in the second questionnaire and scoring them according to main criteria, three most important risks related to Haraz dam were determined including earthquakes and induced earthquake, floods and pollution of the lake, respectively.
    Conclusion
    According to the most important risks threatening the dam, the solutions of creation of delayed and rubber dams and water diversion channels, strengthening the natural walls of natural dam lake, training exercises, notification systems with passive defense measures in earthquake risk, the solutions of engineering activities of watershed in upstream of the dam, engineering operations in the river downstream of the dam, with the aim of breaking the flow of water in flood risk and finally, the solutions of fixing landfill with the construction of underground dam, constructing advanced water treatment plants in the upstream, constructing advanced incineration plants, and exploitation of obtained energy in the risk of contamination of the dam lake were selected and prioritized as the most effective risk management solutions for Haraz dam of Amol city.
    Keywords: risk management, natural disasters, Analytic hierarchy process, Haraz dam
  • Zeinab Mowlaei*, Mohammad.S. Taslimi, Mohammad Haghighi Page 83
    Background And Objective
    The present research seeks to develop appropriate strategies for public awareness on the crisis in order to prepare citizens to cope with the earthquake. Preparedness to face a crisis, like earthquake, needs to increase public awareness. One of the most effective strategies to achieve this goal is to design awareness campaigns. To do so, ACME framework is used in the present study, which includes Audience, Channel, Message and Evaluation as main parts of the model. This framework specifies the position of the four components, and the relationships and connections between the various principles.
    Method
    The Delphi method was used to determine the details of the framework. Accordingly, this method was implemented with the participation of experts from related fields and respondents who provided answers to the designed questionnaire in two rounds.
    Findings: the research results have shown that children, school students, university students, employed persons, housewives and elderly people are appropriate subgroups for dividing the audience in raising earthquake public awareness.
    Results
    the routes, message formats and methods of evaluation were also identified for the six groups of audience. Finally, the final model has been obtained to design Public Awareness Campaign for the earthquake in Tehran with the help of experts in the field.
    Keywords: campaign design, earthquake preparedness, public awareness, ACME Framework