فهرست مطالب

پژوهش های قرآنی - پیاپی 82 (بهار 1396)
  • پیاپی 82 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عبدالحمید واسطی صفحات 4-29
    مساله این مقاله، دستیابی به روش قدم به قدم برای کشف اسباب نزول آیات قرآن و شاخص های اعتبارسنجی آنهاست. در این بحث که از مباحث علوم قرآنی است، با روش کتابخانه ای، پس از تعریف و کاربرد دانش اسباب نزول، منابع متقدم و متاخری که سبب نزول آیات را ارائه کرده اند، بر اساس تاریخ تدوین فهرست شده و تفاسیری که بیشتر به بحث اسباب نزول پرداخته اند، معرفی شده است. سپس پنج شاخص برای ارزیابی و اعتبارسنجی این منقولات مرتبط با سبب نزول عرضه گردیده است که برای رفع تعارض میان سبب نزول های مختلف در مورد یک آیه نیز به کار می روند.
    در قسمت اصلی مقاله، فرآیند قدم به قدم کشف سبب نزول در یک آیه و اعتبارسنجی و رفع تعارض، در بیست مرحله ارائه گردیده و جدولی برای سنجش اعتبار اسباب نزول های مختلف عرضه شده است.
    کلیدواژگان: علوم قرآنی، اسباب نزول، روش شناسی، الگوریتم استنباط
  • فرج الله میرعرب، سید محمدرضا صفوی صفحات 30-53
    رابطه قرآن و سنت از مباحث مهم علوم قرآن است. بعضی در عین باطل دانستن نظریه قرآن بسندگی، معتقدند قرآن در بیان مراد خود کاستی ندارد و نیازمند غیر، ازجمله سنت نیست. در مقابل، گروهی سنت را قرینه ای برای فهم قرآن و درک مراد آن دانسته اند. اینان راه نشان دادن، بیان جزئیات و مصادیق، جری و تطبیق و تاویلات معصومان را که شان تعیین شده برای آنان از سوی خداوند است، تفسیر خوانده اند. ناقدان این نظر پرسیده اند که اگر بنا بود قرآن نیازمند غیر برای ارائه مراد خود باشد، متشابهات قرآن اولویت داشتند، ولی خدای متعال راه فهم متشابهات را رجوع به محکمات خود قرآن قرار داده، نه سنت. همچنین براساس سنت قطعی، قرآن حاکم بر سنت است و میزان و معیار در صحت انتساب آن، پس چگونه نیازمند به سنت که محکوم آن است، باشد؟ صاحب این نظر به قرآن بسنده نمی کند و از جایگاه سنت در منظومه تعالیم اسلامی غافل نیست؛ زیرا قرآن به صراحت سخن پیامبر را وحی، یعنی حجت خوانده است، ولی این اعتقاد نه تنها دلیل نیازمندی قرآن به سنت نیست، که اثر عکس دارد. این پژوهش تحلیلی توصیفی با هدف نشان دادن قابل خدشه بودن نظریات ارائه شده در متون آموزشی در مورد تفسیر قرآن انجام شده و تلاشش براین است که اثبات کند آنچه در قرآن بیان نشده، طبق برنامه بوده و سنت در طول قرآن، ارائه کننده آن چیزی است که قرآن بر عهده اش گذاشته است و تنها در صورت روشن بودن مرادات قرآن، سنت پشتوانه مشروعیت خواهد داشت.
    کلیدواژگان: قرآن، سنت، فهم قرآن، تفسیر
  • حامد معرفت، علی راد صفحات 54-71
    یکی از مباحث مهم در زمینه شناخت سوره های قرآن، شخصیت مستقل آنهاست؛ بدان معنا که از لحاظ درونی کاملا منسجم و از لحاظ بیرونی متمایز از دیگر سوره هاست. شاید بتوان گفت سید قطب اولین مفسری است که در این زمینه تلاش درخور توجهی به انجام رسانده و توانسته است شخصیت منسجم و متمایز هر سوره را تا حدودی نمایان سازد، اما در متن کاوی عبارات وی مشخص شد که تلاش وی از ضعف هایی نیز برخوردار است؛ چه آنکه مشخص نکرده است محور شخصیت بخش سوره از چه سنخی باید باشد. به همین دلیل گاه تلاش می کند شخصیت سوره را بر اساس موضوعی محوری سامان دهد، گاه بر اساس غرضی خاص، و گاه نیز بر مدار روش بیانی ویژه. این چندگانگی باعث شده که در برخی موارد در تبیین شخصیت از سوره ها، دچار اضطراب شده و نتیجه محصلی را در اختیار خواننده قرار ندهد. از تحلیل کلی اندیشه و عملکرد سید قطب می توان نتیجه گرفت که عامل حقیقی در تکوین شخصیت خاص سوره ها، غرض آنها می باشد، نه موضوع و نه سبک بیانی؛ زیرا زمانی که سید قطب سعی می کند شخصیت سوره را بر مدار یک موضوع سامان دهد، غالبا دچار کلی گویی و پراکنده گویی شده و نمی تواند انسجام سوره را به نیکی نمایان سازد، اما زمانی که تلاش می کند شخصیت سوره را بر مدار غرض خاص سوره شکل دهد، در غالب موارد، مقرون به توفیق می گردد. ادله دیگری نیز نقش یگانه غرض در شخصیت بخشی به سوره را تقویت می نماید.
    کلیدواژگان: سیدقطب، شخصیت سوره، وحدت موضوعی، انسجام، غرض، شیوه بیانی
  • حمید قربان پور، مهدی جلالی، محمدحسن رستمی صفحات 72-97
    یکی از روش های تفسیری کهن عقل گرایی در تفسیر است. با توجه به اینکه قرن چهارم هجری نقطه آغاز این جریان بوده و از آنجا که سید رضی جزء پیشگامان این شیوه در این دوره است، واکاوی مولفه های عقل گرایی در آرای تفسیری وی مد نظر قرار گرفت. این بررسی نشان داد که عقل ابزاری بیشتر از عقل منبعی مورد استفاده سید بوده است. استفاده از عقل به عنوان قرینه تاویل آیات و تفسیر آیات بر معانی استعاری و مجازی، استفاده از بداهت عقلی به عنوان قرینه حمل آیات بر معانی استعاری، تحلیل مفاهیم ادبی با تحلیل عقلی، تحلیل عقلی موضوع سخن و نقد و بررسی اقوال با توجه به ملاک های عقلی، مهم ترین مولفه های عقل گرایی در روش تفسیری سید رضی است. در کنار تاویلات و تفاسیر ضابطه مند همسو با مفسران خردگرای معتزلی، تاویلات فاقد شواهد و ادله کافی، ازجمله روایات معصومین، از مشخصه های روش تفسیری وی بوده است.
    کلیدواژگان: سید رضی، عقل مصباحی، تفسیر عقلی، عقل گرایی
  • طاهره کریمی محلی، علی خراسانی صفحات 98-119
    این پژوهش کوشیده است با تمرکز حداکثری بر منابع اهل سنت و بررسی دیدگاه های احتمالی درباره مصداق «سائل» و دلایل آنان، برای این سوال که چرا اخبار و روایات سبب نزول در این باره مختلف است و این اختلاف، به چه میزان در تعیین مصداق سائل دخیل بوده، پاسخی را جست وجو کند، ازاین رو با واکاوی روایات و توجه به اشتراک آنها در بیان ارتباط آیه 32 انفال با آیه نخست سوره معارج، محل نزول عذاب یا سکوت برخی نسبت به آن، شواهد تاریخی، سیاق آیات و ترتیب تاریخی نزول، آنها را مورد بررسی سندی و متنی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که ضمن صورت گرفتن تصحیفی نسبت به نام «سائل»، انگیزه های کلامی در تحریف برخی حقایق و تعیین مصداق سائل بسیار موثر بوده است و همین انگیزه ها در بین متاخرین موجب شده است که برخی ارتباط بین این آیه و آیه 32 انفال را نفی کنند.
    کلیدواژگان: سائل، نضر بن حارث، ابوجهل، نعمان بن حارث، سوره معارج
  • داود خلوصی، مرتضی ایروانی نجفی، سهیلا پیروزفر صفحات 120-149
    حدیث «إقروا القران بالحان العرب» حدیث معروفی است که در حوزه تلاوت قرآن و مباحث فقهی، همواره مورد توجه عالمان قرائت و فقها و محدثین بوده است و هر گروه متناسب با مشرب عقیدتی فقهی خود، سعی در نفی یا اثبات آن داشته اند. در این مقاله ابتدا منابع و اسناد این روایت، چه از طرق شیعه و چه اهل سنت، مورد نقد و بررسی قرار گرفته و سپس با بهره گیری از کنکاش های لغوی و مطالعات تاریخی، نشان داده شده است که در عصر نبوی و حتی قبل از آن، خوانندگی و استفاده از الحان مرسوم بوده است. دین اسلام نیز از نوع خاصی از این هنر تاثیرگذار در انتقال موثرتر پیام خود به مخاطبان، پس از زدودن پیرایه های منفی آن استفاده نموده و قالب آوایی متن و معنامحور و منحصر به خود را به کار گرفته است. در این پژوهش سعی شده است با قراین خارجی و داخلی موجود در روایت مزبور، اصولی چند برای الحان مورد نظر اسلام ترسیم گردد.
    کلیدواژگان: قرائت، لحن، ترجیع، غناء، حدیث شناسی
  • علی حاجی خانی، کاووس روحی برندق، عیسی متقی زاده، مصطفی رستمی کیا صفحات 150-173
    یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه در فرآیند ترجمه، دستیابی به تعادل و برابری در ترجمه است که از طریق مطالعه جنبه های مختلف زبان، به ویژه توجه به «عناصر معنایی واژگان» صورت می گیرد. این نوشتار رویکرد مذکور را در خصوص ترجمه های مشهور معاصر قرآن کریم شامل: آیتی، ارفع، الهی قمشه ای، سراج، صفارزاده، فولادوند، کاویانپور، گرمارودی، مجتبوی، مشکینی و مکارم شیرازی، در محدوده اسم های چالش زای سوره مبارکه بقره، با روش تحلیلی- تطبیقی، مورد بررسی و کنکاش قرار داده و عملکرد آنها را ارزیابی نموده و به بوته نقد کشیده است. منظور از عناصر معنایی واژگان، دستیابی به مولفه های معنایی می باشد که یک واژه متضمن آنهاست. برآیند پژوهش نشان می دهد که مترجمان به مبحث «عناصر معنایی واژگان» توجه لازم را نداشته و تقریبا در تمام موارد تنها به معنای اولیه و اساسی اشاره نموده و از مولفه های معنایی نهفته در هر واژه صرف نظر کرده اند. نتایج تحقیق حاضر بیانگر این است که در این زمینه عملکرد مترجمان مذکور در قالب: 1- بسیار عالی (هیچ کدام) 2- عالی (هیچ کدام) 3- بسیار خوب (مشکینی، کاویانپور و مجتبوی) 4- خوب (آیتی، الهی قمشه ای، سراج، گرمارودی) 5- نسبتا خوب (فولادوند) 6- متوسط (صفارزاده) 7- ضعیف (مکارم شیرازی و ارفع) قابل تقسیم است، بنابراین هیچ کدام از مترجمان در دو دسته نخست جای نمی گیرند.
    کلیدواژگان: قرآن، سوره بقره، ترجمه، عناصر معنایی واژگان
|
  • Abd Al-Hamid Vaseti Pages 4-29
    The subject of this article is finding access to a step-by-step method of uncovering the Revelation occasion of the verses of the Qur’an and the criteria for their validation. In this discussion, which is one of the discourses of Qur’an sciences, with the library method and after giving the definition and explaining the application of the science of Revelation occasion, the earlier and later sources that have dealt more with Revelation occasion are listed according to their compilation date and the interpretations that have more discussed the Revelation occasion have been introduced. Then, five criteria are presented for the assessment and validation of these transmitted hadiths in relation to Revelation occasion, which are also used for removing the contradiction among different Revelation occasions concerning a single verse.
    In the main part of the article, the step-by-step process of unveiling the Revelation occasion in one verse and the validation and removing contradiction is presented in twenty stages and a table is provided for assessment of the validity of the Revelation occasion.
    Keywords: Quranic Sciences, revelation, methodology, inference algorithms
  • Pages 30-53
    The relation between the Qur’an and tradition (sunna) is among the most important discourses in Qur’an sciences. While considering the theory of sufficiency of the Qur’an as invalid, some believe that the Qur’an is not short of stating its intention and does not need others, including the tradition. In contrast, some others have considered tradition an evidence for understanding the Qur’an. They have considered the way of showing and stating the details and the referents, and the applicability and comparison and ta’wīls by the infallibles, which is the status set by Allah for them, as interpretation. The critics of this theory have asked that if the Qur’an was supposed to need others for stating its intention, the ambiguous verses (mutishābihāt) were prior, but the Exalted Allah has maintained the way to understand the ambiguous verses to be referring to the unequivocal verses (muḥkamāt) and not the tradition. Similarly, according to an indisputable tradition, the Qur’an governs tradition and the criteria for its soundness; then, how is it in need of tradition which is governed by it? The provider of this theory does not content himself with the Qur’an and is not ignorant of the status of tradition in the collection of Islamic teachings; because the Qur’an has explicitly called the words of the Prophet (S.A.W.) as Revelation, i.e., authority. However, this belief is not only not a reason for the Qur’an’s need for tradition, but it is the other way round. This analytical-descriptive research aims at showing the violability of the theories presented in educational texts on the interpretation of the Qur’an and tried to prove that what is not stated in the Qur’an has been pre-planned and tradition, along the Qur’an, provides what the Qur’an has assigned it to and tradition supports legitimacy only when the Qur’an’s intentions are clear.
    Keywords: quran, sonat, the meaning of quran
  • Pages 54-71
    One of the significant discourses in knowledge about the Sūras of the Qur’an is their independent character; that is to say inwardly they are quite coherent and outwardly distinguished from other Sūras. Perhaps it can be said that Sayyid Quṭb is the first interpreter who has made considerable attempts and has been able to somehow bring into view the coherent and distinguished character of each Sūra. However, searching into his phrasings revealed that his attempts have had some weaknesses, too; as he has not specified of what type should the character-bestowing basis of the Sūra be. For this reason, he sometimes tries to organize the character of the Sūra on a topical basis, sometimes on a specific purpose, and sometimes on a specific method of expression. This multiplicity has caused him in some cases to be confused in specifying characters for the Sūra and fail to prove the readers with a definite result. It can be concluded from an overall analysis of Sayyid Quṭb’s thought and performance that the true factor in development of the specific character of the Sūras is their purpose and not their topic or style of expression; because when Sayyid Quṭb tries to organize the character of a Sūra on the basis of a topic, he mostly involves in speaking in general terms and fails to properly reveal the coherence of the Sūra. However, when he tries to form the character of the Sūra on the basis of a specific purpose, he most often manages to do so. The unique role of purpose in bestowing character to the Sūra is reinforced by some other evidences, too.
  • Hamid Ghorbanpur, Mahdi Jalali, Mohhamadhasan Rostami Pages 72-97
    One of the ancient exegetical methods is rationalism in interpretation. Given the fact that the fourth century AH has been the earliest point of this trend and since Sayyid Raḍī has been one of the pioneers of this method, an exploration of rationalistic components in his exegetical opinions was taken into consideration. This study showed that the instrumental intellect had been more used by Sayyid than the referential intellect. Using intellect as evidence to esoteric interpretation (ta’wīl) of the verses and interpretation of the verses by metaphorical and figurative meaning, using intellectual self-evidence indicating the predication of the verses to figurative meanings, analysis of literary concepts with rational analysis, rational analysis of the subject of speech, and examining the statements with respect to rational criteria are the most important components in Sayyid Raḍī’s exegetical methods. Along with systematic ta’wīls and interpretations homogenous with the Mu‘tazilī rationalistic interpreters, the ta’wīls lacking enough evidence and proofs, including the hadiths of the Infallibles, are among the characteristics of his interpretations.
    Keywords: Sayyid Raḍī, instrumental reason, intellectual interpretation, rationalism
  • Tahereh Karimi Mahalli, Ali Khorasani Pages 98-119
    By maximal focus on the Sunnī sources and examining the probable viewpoints about the referent of sā’il (asker) and its reasons, this research has tried to search an answer for the question as to why are the traditions and Revelation occasions different about this issue and to what degree has this difference been involved in determining the referent of sā’il. Thus, by exploring into hadiths and considering their similarity in stating the relation between verse 32 of Sūrat al-Anfāl and the verse of punishment, the place of befalling punishment or the silence of some people about it, the historical evidence, context of the verses, and order of Revelation, it has examined them textually and in terms of their chain of transmission, and concluded that while a misrepresentation has been taken place about the name sā’il, the theological motives have been very effective in distorting some facts and determination of the referent of sā’il and this very motives among the later scholars has caused some to deny the relation between this verse and verse 32 of Sūrat al-Anfāl.
  • Pages 120-149
    “Recite the Qur’an with the Arab tunes” is a well-known hadith that has always been of concern to the scholars of qarā’at, jurists, and hadith experts in the field of Qur’an recitation and jurisprudential discourses, with each group trying to prove or disprove it proportionate to their jurisprudential ideological doctrines. The present article first critiques the sources and chain of transmitters of this hadith, either through Shī‘as or Sunnīs, and then by lexical and historical exploration, shows that singing and utilizing tunes has been common in the era of the Prophet (S.A.W.) and even before that. The faith of Islam has also used a specific type of this effective art in better communication of its message to the addressees after removing its negative embellishments and employed an exclusive voice-and-meaning oriented pattern. It is tried in this research to delineate some principles with the extant foreign and domestic evidences of the above hadith.
  • Pages 150-173
    One of the most important issues of concern in the translation process is achieving equivalence in translation, which takes place through studying different aspects of language, especially attention to “the semantic elements of vocabulary”. This writing has examined and explored into the above approach concerning the renowned contemporary translations of the Holy Qur’an, including: Ayati, Arfa’, Elahi Qomshe’i, Saraj, Saffarzadeh, Fuladvand, Kavianpour, Garmarudi, Mujtabawi, Meshkini, and Makarem Shirazi within the challenging names of Sūrat al-Baqara with analytical-comparative method and has evaluated and critiqued their performance. What is meant by the semantic elements of vocabulary is to achieve semantic components which a word comprises. The total outcome of the research indicates that the translators have not had the attention needed for the issue of “the semantic elements of vocabulary” and in almost all instances they have referred to the initial and basic meaning and dispensed with the semantic components hidden in each word. The outcomes of the present research suggest that the above-mentioned translators’ performances are rated as 1. Very excellent (none), 2. Excellent (none), 3. Very good (Meshkini, Kavianpour, Mujtabawi), 4. Good (Ayati, Elahi Qomshe’i, Saraj, Garmarudi), 5. Fairly good (Fuladvand), 6. Average (Saffarzadeh), 7. Weak (Makarem Shirazi and Arfa’); thus, none of the translated are placed in the first two categories.