فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال سی و سوم شماره 2 (خرداد و تیر 1396)
  • سال سی و سوم شماره 2 (خرداد و تیر 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/20
  • تعداد عناوین: 14
|
  • فاطمه عسکری، شهلا احمدی صفحات 185-195
    جنس Pimpinella با حدود 180-170 گونه در جهان، یکی از بزرگترین جنس های خانواده چتریان می باشد. براساس مطالعات فلور ایران، این جنس در فلات ایران، 25 گونه دارد که 22 گونه آن در ایران است و 6 گونه از آنها بومی هستند. گونه Pimpinella olivierioides Boiss. & Hausskn. در منطقه غرب و مرکز پراکنش دارد. هدف از انجام این تحقیق، تعیین ترکیب های شیمیایی موجود در اسانس گونه P. olivierioides می باشد.
    اندام های گیاه P. olivieroides در مرحله گلدهی در اواخر تیر 1391 از منطقه نهاوند جمع آوری و پس از تفکیک در دمای محیط خشک و بعد به ذرات کوچک آسیاب شدند. نمونه ساقه و برگ، ریشه و گل آذین به تفکیک با روش تقطیر با آب اسانس گیری شدند. برای جداسازی و شناسایی ترکیب های اسانس از دستگاه های گاز کروماتوگرافی GC و گاز کروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) استفاده شد. بازده اسانس ساقه و برگ گیاه P. olivieroides (بر پایه وزنی-وزنی خشک شده) 0.09%، ریشه 0.52% و گل آذین 0.57% بود. بیشترین درصد ترکیب های اسانس ساقه و برگ، ریشه و گل آذین به ترتیب جرماکرن D (36.5%، 21.9% و 11.1%) و بی سیکلوجرماکرن (7.5%، 15.9% و 4.4%) بودند. بتا-بیزابولن (24.9%) فقط در اسانس ریشه و ترانس-پینوکامفن (14.7%) و سیس-پینوکامفن (13.4%) دیگر ترکیب های شاخص اسانس ساقه و برگ بودند. نکته جالب توجه در مورد این اسانس ها، رنگ آنها بود که به ترتیب آبی روشن، آبی کاربنی و سبز چمنی بود. با مقایسه ترکیب های اصلی اسانس مشخص می شود که تنوع ترکیب ها در اسانس اندام های مختلف وجود دارد.
    کلیدواژگان: Pimpinella olivierioides Boiss. & Hausskn، Umbelliferae، ترکیب های شیمیایی اسانس، جرماکرن D، بتا، بیزابولن
  • بابک دلنواز هاشملویان، عذرا عطایی عظیمی، مهدی سلیمی، علیرضا عمان، ابوالفضل ناظمی، انوش اقدامی صفحات 196-207
    نواری گلی (Catharanthus roseus L.)، یکی از گیاهان دارویی مهم در دنیاست که بومی ماداگاسکار می باشد. آلکالوئیدهای این گیاه تقسیم میتوز را مهار می کنند. از جنس نواری (Vinca) تنها گونه نواری علفی (Vinca herbaceae L.) در مناطق شمال ایران می روید. در این پژوهش آلکالوئیدهای نواری گلی و نواری علفی جدا و اثر ضدمیتوزی آنها بر سلول های مریستم ریشه پیاز بررسی شد. آلکالوئید های دو گونه نواری با حلال های مختلف الکل، اتر و کلروفرم به روش جداسازی مرحله ای جدا و با استفاده از دستگاه تبخیر در خلا خشک شدند. پیاز های یک اندازه بعد از سه روز قرار گرفتن در آب مقطر ریشه دار شدند. ریشه های این پیازها به مدت 8 و 24 ساعت در معرض مقادیر صفر، 0.2، 0.4 و 0.6 میلی گرم بر میلی لیتر آلکالوئید هر گونه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل مشاهدات با نرم افزار Minitab و آزمون Tukey انجام شد. مطالعه اثر آلکالوئیدهای نواری گلی و نواری علفی بر میتوز سلول های مریستم ریشه پیاز نشان داد که آلکالوئیدهای هر دو گونه اثر ضدمیتوزی داشته و باعث جلوگیری و کاهش تقسیم سلولی می شوند. آلکالوئیدهای هر دو گونه بر مراحل تقسیم میتوز سلول ها اثر داشته و کروموزوم ها را در پروفاز ایستا نگه داشته و باعث فشردگی کروموزوم ها می شوند. مقایسه آنالیز واریانس و میانگین داده ها، در برخی موارد برای هر دو گونه تفاوت معنی دار با شاهد (تیمار غلظت صفر آلکالوئید) داشت. آلکالوئیدهای هر دو گونه باعث فشردگی و جدایی کروموزوم ها، مشابه اثر کلشی سین شدند. آلکالوئید های نواری گلی و علفی را می توان مثل کلشی سین برای پژوهش های سیتولوژی گیاهی استفاده کرد ولی نواری گلی بهتر از نواری علفی بود.
    کلیدواژگان: آلکالوئید، گونه بومی، میتوز، تقسیم، کروموزوم، خواص ضدسرطانی
  • آسیه امیری، فرشته عزتی قادی، عبدالله رمضانی قرا، سعید رضایی زارچی صفحات 208-218
    هدف از این پژوهش، بررسی اثرات محافظتی خرفه (Portulaca oleracea L.) بر نکروز کبدی القاء شده توسط سولفات مس در موش های صحرایی بود. 28 سر موش های صحرایی با وزن تقریبی 180 تا 200 گرم به چهار گروه: گروه 1) کنترل نرمال، گروه 2) گروه مسموم (روزانه میزان 200 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن سولفات مس)، گروه 3) خرفه (روزانه میزان 400 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن عصاره گیاه خرفه به صورت گاواژ) و گروه 4) گروه مسموم و خرفه تقسیم شدند. طول دوره تیمار یک ماه و در پایان دوره سطوح آنزیم های آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتیت آمینوترانسفراز (AST) و آنتی اکسیدان های گلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، کاتالاز (CAT)، سوپراکسید دسموتاز (SOD) و پراکسیداسیون چربی (LPO) در سرم بررسی شد. سولفات مس سطوح ALT، AST و LPO را به طور معنی دار افزایش، سطوح GPx، CAT و SOD را کاهش داد. در گروه مسموم و خرفه سطوح فاکتور های مذکور به صورت معنی دار و نزدیک به نرمال تغییر یافتند. نتایج هیستوپاتولوژیکی با یافته های بیوشیمیای مطابقت داشتند. عصاره خرفه، از طریق آنزیم های سم زدایی کننده و فاکتور های آنتی اکسیدانی و مهار رادیکال های آزاد سبب حفاظت کبدی می شود.
    کلیدواژگان: خرفه (Portulaca oleracea L.)، نکروز کبدی، سولفات مس، آنتی اکسیدان
  • مرضیه سالک، سارا سعادتمند، رمضانعلی خاوری نژاد، حسین زینلی صفحات 219-232
    به منظور بررسی عناصر معدنی روناس (Rubia tinctorum L.) در شرایط شور، چهار سطح کود نیتروژنه (0، 60، 120 و 180 کیلوگرم در هکتار) به شکل اوره و چهار سطح کود فسفره (0، 60، 120 و 180 کیلوگرم در هکتار) به شکل سوپرفسفات تریپل بکار برده شد. عناصر مورد بررسی شامل نیتروژن، فسفر، سدیم، کلسیم، آهن و روی بود. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی شهرستان رودشت استان اصفهان انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر کود نیتروژنه و فسفره بر جذب عناصر معدنی در شرایط شور از نظر آماری معنی دار بود، به طوری که کاربرد کود نیتروژن و فسفر باعث افزایش میزان نیتروژن، فسفر، کلسیم، آهن و روی و کاهش عنصر سدیم و همچنین بهبود عملکرد گیاه روناس شد. استفاده همزمان این دو کود، بر روی یکدیگر اثر مکمل داشته و باعث افزایش میزان عملکرد و جذب عناصر غذایی نسبت به استفاده هر یک از این کودها به تنهایی شد. در استفاده همزمان کود نیتروژن و فسفر بیشترین افزایش میزان عملکرد اندام هوایی 0.43 کیلوگرم در مترمربع (سه برابر تیمار کنترل) و بالاترین عملکرد ریشه 0.78 کیلوگرم در مترمربع (حدود دو برابر تیمار کنترل) بود. البته کاربرد سطوح معین از کودها اثر قابل توجهی در افزایش عناصر معدنی و عملکرد گیاه روناس در شرایط شور داشت. سطح بهینه کودها به طور کلی هم برای کود نیتروژنه و هم کود فسفر 180 کیلوگرم در هکتار بود و چنانچه این غلظت از کودها نیز با هم انتخاب شود در این مقادیر می تواند نتیجه مطلوب تری حاصل کند.
    کلیدواژگان: عناصر معدنی، روناس (Rubia tinctorum L.)، کودهای نیتروژن و فسفر، عملکرد
  • مریم شاهی، محمد ساغری، احسان زندی اصفهان، کامکار جایمند صفحات 233-243
    تقریبا در تمام مناطق جهان به ویژه در مناطق خشک، موضوع شوری خاک در اثر عوامل طبیعی و انسانی در حال تبدیل شدن به یک مشکل عمده است. رشد سریع جمعیت، کمبود آب و افزایش شوری اراضی، عامل تهدیدکننده ای برای منابع غذایی محسوب می شود. استفاده از گیاهان مقاوم به شوری و خشکی یکی از راه کار های مهم مدیریتی در تولید مواد غذایی می باشد، گیاهان شورپسند (هالوفیت ها) ازجمله این گیاهان هستند و قابلیت کاربرد در تولید بذر، روغن و تولید گیاهان دارویی و علوفه را دارند. این پژوهش برای بررسی ویژگی های کمی و کیفی روغن، ازجمله شناسایی اسید های چرب اشباع و غیراشباع در دو گیاه شورپسند Suaeda fruticosa (L.) Forssk. و Salicornia herbacea L. انجام شد. بدین منظور بذرهای مورد مطالعه از ایستگاه تحقیقات گرمسار و کال شور جمع آوری شدند. در این تحقیق برای نمونه گیری از جامعه مورد مطالعه از روش تصادفی با استفاده از پلات گذاری تکرار دار استفاده شد. اندازه گیری بازده روغن با استفاده از روش سوکسوله و با استفاده از حلال انجام شد. پس از تهیه متیل استر روغن با دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) مورد تجزیه قرار گرفت. سپس اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و براساس داده های بدست آمده میانگین ها با استفاده از آزمون LSD در سطح 5% مقایسه شدند. میانگین بازده روغن در گیاه Suaeda fruticosa برابر 30.76% و در گیاه Salicornia herbacea برابر با 13.88% شد. در هر دو نمونه گیاهی اسید چرب اشباع غالب پالمتیک اسید و اسید چرب غیراشباع غالب لینولئیک اسید بود. نتایج بیانگر آن است که گیاه Suaeda fruticosa با توجه به بازده بالای روغن و همچنین مقدار و ترکیب اسیدهای چرب غیر اشباع قابل رقابت با دیگر دانه های روغنی بوده و قابلیت این را دارد که به عنوان منبع جدید روغن خوراکی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: گیاهان شورپسند، اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع، Salicornia herbacea L، Suaeda fruticosa (L.) Forssk، دانه روغنی
  • ابوالفضل حاجی حیدر، مسعود توحیدفر، سید مهدی میری، امیررضا زارع کاریزی، سمیه قادرمزی، خدیجه سمیعی صفحات 244-255
    در این پژوهش تکثیر درون شیشه ای کارآمد موسیر (Allium stipitatum)، از طریق طبق پیاز بررسی شد. به منظور باززایی، ریزنمونه های طبق پیاز در محیط کشت MS همراه با تنظیم کننده های رشد گیاهی BA (صفر، 1 و 2 میلی گرم در لیتر) و NAA (صفر، 0.5 و 1 میلی گرم در لیتر) کشت شدند. سپس پیازچه های باززایی شده برای ریشه زایی در محیط کشت MS و 1⁄2MS حاوی غلظت های مختلف هورمون های BA، NAA، IAA و زغال فعال قرار گرفتند. گیاهچه های ریشه دار شده با موفقیت در شرایط برون شیشه ای سازگار شدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد پیازچه (12.66) در محیط کشت MS حاوی 2 میلی گرم بر لیتر BA به همراه 1 میلی گرم در لیتر NAA بدست آمد. همچنین بیشترین تعداد (1.77) و طول ریشه (2.55 سانتی متر) پیازچه ها در محیط کشت 1⁄2MS حاوی 1 میلی گرم در لیتر IAA به همراه 1 گرم بر لیتر زغال فعال مشاهده شد و 100% گیاهان کشت شده در بستر کوکوپیت، پرلیت و پیت ماس با نسبت 1:2:1 زنده ماندند. باتوجه به کاربردهای فراوان این گیاه و انقراض آن، تهیه دستورالعمل تکثیر سریع موسیر ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: موسیر (Allium stipitatum)، باززایی، ریشه زایی، زغال فعال
  • عیسی جعفری فوتمی، موسی اکبرلو، معصومه مازندرانی، محمدرحیم فروزه صفحات 256-267
    این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های فیتوشیمیایی، فنل و فلاونویید کل و آنتی اکسیدانی گیاه دارویی Salvia aethiopis L. و مهمترین عوامل محیطی موثر در پراکنش در منطقه هزارجریب بهشهر انجام شد. 5 نمونه سرشاخه های گلدار گیاه در اوایل خردادماه 1395 از ارتفاعات منطقه جمع آوری و به روش تقطیر با آب (طرح کلونجر)، اسانس گیری شد. مشخصات مربوط به رویشگاه یادداشت برداری گردید و همین طور 5 نمونه خاک برای ارزیابی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک برداشت شد. ترکیب های تشکیل دهنده اسانس با استفاده از دستگاه های کروماتوگراف گازی (GC) و گاز کروماتوگراف متصل شده به طیف سنج جرمی (GC/MS) شناسایی شدند. استخراج عصاره اتانولی نمونه ها به روش پرکولاسیون، ارزیابی فیتوشیمیایی (فنول و فلاونویید کل) با استفاده از روش های اسپکتروفتومتری و بررسی عملکرد آنتی اکسیدانی نمونه ها نیز با استفاده از آزمون DPPH ارزیابی گردیدند. با استفاده از روش PCA نیز مهمترین عوامل موثر در پراکنش گونه مورد نظر مشخص شدند. در اسانس 7 ترکیب شناسایی شد. بتا-کاریوفیلن (28.4%) و 1،6-سیکلودکادین (26%) ترکیب های اصلی اسانس گل را تشکیل می دهند و بتا-کاریوفیلن (30.3%) و کوپائن (23.3%) مهمترین ترکیب های تشکیل دهنده برگ هستند. فنل کل، فلاونوئید کل و آنتی اکسیدان موجود در گل از برگ گیاه بیشتر است. عوامل محیطی تاثیرگذار بر پراکنش گیاه Salvia aethiopis شامل ارتفاع، آهک، ماده آلی، اسیدیته، کلسیم، سیلت، شن و جهت شیب هستند.
    کلیدواژگان: Salvia aethiopis L، عوامل محیطی، PCA، هزارجریب، فعالیت آنتی اکسیدانی
  • عزیزاله خیری، هانیه توری، نجم الدین مرتضوی صفحات 268-280
    نعناع فلفلی با نام علمی Mentha piperita L. از خانواده نعناعیان، یکی از گیاهان دارویی پرمصرف است که علاوه بر آثار درمانی به عنوان طعم دهنده در تولید محصولات غذایی و دارویی مختلف بکار می رود. کمیت و کیفیت مواد موثره گیاهان دارویی علاوه بر ژنوتیپ، تحت تاثیر عوامل محیطی نیز قرار می گیرد. از این رو به منظور بررسی اثرات تنش خشکی و جاسمونیک اسید بر روی کمیت و کیفیت نعناع فلفلی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سال 1394 در دانشگاه زنجان اجرا شد. سطوح آبیاری در سه سطح (50، 75 و 100 (شاهد) درصد ظرفیت زراعی) به عنوان فاکتور اصلی و غلظت جاسمونیک اسید در سه سطح (صفر، 50 و 100 میلی گرم بر لیتر) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. برای تکثیر از ریزوم های گیاه استفاده گردید. نمونه ها در مرحله گلدهی جمع آوری و پس از خشک شدن در سایه، به روش تقطیر با آب، اسانس گیاه استخراج شد و شناسایی ترکیب های اسانس به کمک دستگاه GC و GC/MS انجام گردید. نتایج نشان داد که بیشترین میزان ارتفاع، وزن تر و خشک، کلروفیل کل و محتوای نسبی آب برگ در تیمار شاهد با کاربرد 100 میلی گرم بر لیتر جاسمونیک اسید بدست آمد. همچنین بیشترین میزان آنزیم پراکسیداز در تنش خشکی 50% ظرفیت زراعی با کاربرد 100 میلی گرم بر لیتر جاسمونیک اسید حاصل شد. همچنین بیشترین درصد اسانس در تنش خشکی 75% ظرفیت زراعی با کاربرد 50 میلی گرم بر لیتر جاسمونیک اسید بدست آمد. ترکیب های اصلی شناسایی شده اسانس شامل منتول، منتون، 8،1-سینئول، سیکلوهگزانول و متیل استات بودند که بیشترین مقادیر منتول، منتون و 8،1-سینئول در تیمار 100 میلی گرم بر لیتر جاسمونیک اسید و بیشترین مقدار سیکلوهگزانول در تیمار 50 میلی گرم بر لیتر جاسمونیک اسید بدست آمد. اما با کاربرد جاسمونیک اسید میزان متیل استات از 7.24% در تیمار شاهد به 0.56% در تیمار 100 میلی گرم بر لیتر کاهش یافت.
    کلیدواژگان: الیسیتور، کم آبیاری، کروماتوگرافی گازی، درصد اسانس، نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)
  • ثریا کرمی، محمدرضا سبزعلیان، مهدی رحیم ملک، قدرت الله سعیدی، لاوین خدایی صفحات 281-292
    به منظور بررسی اثر احتمالی تاریخ کاشت بر درصد روغن بذر، محتوی فنل تام بذر و برگ گلرنگ، سه جمعیت (19 نمونه) شامل شش رقم از گونه زراعی (Carthamus tinctorius L.)، چهار ژنوتیپ از گونه وحشی (C. oxyacanthus M. B.) و 9 ژنوتیپ از نسل 5F تلاقی بین گونه ای (C. oxyacanthus×C. tinctorius) در دو تاریخ بررسی شدند. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت بجز محتوی فنل تام برگ، بر درصد روغن بذر و فنل تام بذر اثر معنی داری داشت (0.01>P). به طوری که بیشترین درصد روغن و محتوی فنل تام بذر به ترتیب در کشت تابستانه و کشت بهاره مشاهده شد. همچنین در هر دو تاریخ کاشت، بیشترین و کمترین درصد روغن بذر به ترتیب به جمعیت گونه زراعی و وحشی اختصاص داشت. اگرچه درصد روغن بذر جمعیت های حاصل از تلاقی بین گونه ای حد واسط جمعیت های زراعی و وحشی بود؛ اما برخی ژنوتیپ ها در این جمعیت ها دارای درصد روغن بالایی بودند که در محدوده درصد روغن مشاهده شده در ارقام زراعی بود. در مورد محتوی فنل تام بذر، به نظر می رسد علاوه بر تاریخ کاشت، رنگ بذر و خلوص ژنتیکی مکان های کنترل کننده رنگ بذر نیز بر این صفت موثر باشند؛ زیرا ژنوتیپ های پوسته رنگی (ژنوتیپ های حاصل تلاقی با پوسته مشکی و ژنوتیپ های وحشی) در مقایسه با ژنوتیپ های پوسته سفید (ارقام زراعی و ژنوتیپ های حاصل تلاقی با پوسته سفید) محتوی فنل تام بیشتری داشتند. در مجموع، نتایج این آزمایش نشان داد که می توان از تغییر زمان کاشت و همچنین تلاقی بین گونه ای برای بهبود درصد روغن و محتوی فنل تام بذر به عنوان دو فاکتور با خواص دارویی در گلرنگ استفاده کرد. همچنین برگ گلرنگ در مقایسه با بذر، منبع غنی تری از فنل تام می باشد که می توان از آن در صنایع دارویی بهره برد.
    کلیدواژگان: تاریخ کاشت، درصد روغن، محتوی فنل تام، Carthamus spp، هیبرید بین گونه ای
  • فریده احمدی، محمدحسین امینی فرد، مهدی خیاط، علیرضا صمدزاده صفحات 293-303
    به منظور بررسی اثرات اسید هیومیک و تراکم کاشت بر عملکرد گل و شاخص های رشدی زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در سال 1394 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی در دانشگاه بیرجند اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح اسید هیومیک (0، 5، 10 و 15 کیلوگرم در هکتار) و سه سطح تراکم کاشت (50، 75 و 100 بنه در مترمربع) بودند. نتایج نشان داد که اسید هیومیک بر وزن تک گل، وزن تر و خشک کلاله معنی دار بود، اما تعداد گل در مترمربع، طول کلاله و خامه تحت تاثیر اسید هیومیک قرار نگرفت. بیشترین وزن تک گل (0.36 ‏گرم در مترمربع) در تیمار 5 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک و کمترین آن (0.33 گرم در مترمربع) در تیمار شاهد بدست آمد. همچنین نتایج، نشان دهنده تاثیر معنی دار اسید هیومیک بر اجزاء برگ (طول، وزن تر و خشک) و رنگیزه های آن (کلروفیل a، b، کلروفیل کل و سبزینگی) بود، به طوری که بیشترین وزن تر و خشک برگ، سبزینگی و کلروفیل کل در تیمار 10 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک و کمترین آنها در شاهد مشاهده شد. تراکم کاشت نیز تعداد، عملکرد گل، طول کلاله، همچنین طول و وزن‏تر و خشک برگ را تحت تاثیر خود قرار داد. به طوری که بیشترین تعداد (22.25 عدد در مترمربع) و عملکرد گل (8.22 ‏گرم در مترمربع) در تیمار 100 بنه در مترمربع مشاهده شد. همچنین برهم کنش اسید هیومیک و تراکم کاشت نیز بر عملکرد گل، طول و وزن‏خشک کلاله، طول و وزن تر برگ و کلروفیل b تاثیرگذار بود. براساس نتایج این آزمایش به نظر می‏رسد، استفاده از اسید هیومیک و تراکم مطلوب کاشت می‏تواند نقش موثری در افزایش عملکرد و رشد زعفران داشته باشد.
    کلیدواژگان: کود آلی، عملکرد گل، فلورسانس کلروفیل، سبزینگی
  • معصومه مدرس صفحات 304-313
    نوروزک (Salvia leriifolia Benth.) از خانواده نعناعیان، دارای خواص ضددرد، ضدالتهاب، ضددیابت و آنتی اکسیدان است. به منظور القاء کالوس از مریستم انتهایی و رویان گیاه نوروزک برای تولید اسیدهای فنولیک آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد. جداکشت های مریستم انتهایی و رویان بر روی محیط کشت MS همراه با ترکیب های مختلف از مواد تنظیم کننده رشد 2،4-D (صفر، 1، 2 و 3 میلی گرم بر لیتر) با KIN (صفر، 3/0 و 1 میلی گرم بر لیتر) و نیز BAP (صفر، 0.5، 1، 2 و 3 میلی گرم بر لیتر) با NAA (صفر، 0.5، 1 و 1.5 میلی گرم بر لیتر) کشت داده شد. پس از چهار هفته درصد تولید کالوس، وزن تر و خشک کالوس ها بررسی گردید و تجمع اسید های فنولیک با استفاده از تکنیک کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد. بهترین تیمار برای القاء و رشد کالوس از مریستم انتهایی و رویان 2،4-D، 2 میلی گرم بر لیتر با Kin 1 میلی گرم بر لیتر بود. میزان تجمع کافئیک اسید در کالوس های رویان در این تیمار به طور معنی داری بیشتر از برگ گیاه بود و میزان رزمارینیک اسید تولید شده قابل مقایسه با برگ بود. بیشترین میزان سالویانولیک اسیدB از عصاره حاصل از کالوس مریستم انتهایی بدست آمد که حدود سه برابر بیشتر از برگ گیاه نوروزک بود.
    کلیدواژگان: کافئیک اسید، رزمارینیک اسید، سالویانولیک اسیدB، کالوس
  • حدیث موسوی، نفیسه مهدی نژاد، براتعلی فاخری، محمد مجدی، فروزان حیدری صفحات 314-324
    به منظور بررسی تاثیر اسپری نانو کلات آهن و نانوذرات نقره سنتز شیمیایی و سنتز سبز بر میزان بیان دو ژن جرماکرنA سنتاز (TpGAS) و پارتنولید سنتاز (TpPTS) دخیل در مسیر بیوسنتزی پارتنولید در گیاه بابونه کبیر (Tanacetum parthenium L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه زابل اجرا شد. RNA کل از نمونه های برگی استخراج و به دنبال آن cDNA سنتز و برای بررسی الگوی بیان ژن از واکنش Real Time PCR استفاده شد. میزان پارتنولید موجود در عصاره گیاهان به وسیله دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) سنجش شد. داده ها به کمک نرم افزار آماری SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. افزایش معنی داری (P<0.01) در بیان ژن های جرماکرنA سنتاز (TpGAS) و پارتنولید سنتاز (TpPTS) در گیاهان تیمار شده با نانو ذره نقره سنتز سبز نسبت به گیاهان شاهد، گیاهان تیمار شده با نانو ذره نقره سنتز شیمیایی و نانو کلات آهن مشاهده شد و بیشترین بیان ژن های جرماکرنA سنتاز (TpGAS) و پارتنولید سنتاز (TpPTS) در گیاهانی که تحت تنش خشکی و تیمار با نانوذرات نقره سنتز سبز قرار گرفته بودند، ثبت شد. همبستگی مثبتی بین بیان ژن های جرماکرنA سنتاز (TpGAS) و پارتنولید سنتاز (TpPTS) با میزان پارتنولید مشاهده شد. بنابراین به نظر می رسد نانوذرات نقره سنتز سبز و تنش کم آبی می توانند به عنوان القاءکننده سبب افزایش بیان ژن های جرماکرنA سنتاز (TpGAS) و پارتنولید سنتاز (TpPTS) و به دنبال آن افزایش تولید پارتنولید در گیاه بابونه کبیر شوند.
    کلیدواژگان: بیان ژن، پارتنولید، تنش خشکی، سنتز سبز، نانوذرات
  • یعقوب ایران منش، حسن جهانبازی گوجانی صفحات 325-337
    بلوط ایرانی، پسته وحشی و بادام کوهی سه گونه از مهمترین گونه های جنگلی غرب کشور بوده که به عنوان گونه های اصلی در جنگل های زاگرس پراکنش دارند. میوه این گونه ها دارای روغن قابل توجه با خواص تغذیه ای مناسب بوده که آشنایی با آن می تواند نقش مهمی در اقتصادی کردن جنگل ایفاء کند. این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه ساختار روغن استخراج شده از میوه این سه گونه انجام شد.این تحقیق بر روی میوه بلوط ایرانی، پسته وحشی و چهار گونه بادام وحشی (بادام طاووسی، بادام کوهی، بادام برگ سنجدی و بادام زاگرسی) انجام شد. گونه های مورد مطالعه از قسمت های مختلف مناطق جنگلی در استان چهارمحال و بختیاری جمع آوری شدند. در مناطق مورد مطالعه از هر گونه پنج درخت به طور تصادفی انتخاب و از هر درخت به طور متوسط یک کیلوگرم میوه از قسمت های مختلف تاج تهیه شد. نمونه ها به صورت جداگانه به منظور استخراج روغن به آزمایشگاه انتقال داده شد. استخراج روغن با استفاده از روش سوکسله انجام شد. ساختار اسید چرب روغن در گونه های مورد مطالعه عمدتا حاوی اسیدهای چرب معمول در روغن های گیاهیست. اسیدهای چرب تک غیراشباع گونه های مختلف بادام به طور متوسط 80.41%، پسته وحشی 51.7% و بلوط ایرانی 45.8% بدست آمد. متوسط اسیدهای چرب چند غیراشباع در بادام ها، پسته وحشی و بلوط ایرانی به ترتیب 13.3%، 22.8% و 25.4% می باشد. از نظر اسیدهای چرب اشباع گونه های بادام با متوسط 5.96% کمترین مقدار و پسته وحشی با 23.3% بیشترین مقدار را دارند.میوه انواع بادام وحشی به ویژه گونه های بادام کوهی و بادام طاووسی از نظر ترکیب های اسید چرب روغن حائز اهمیت بوده و روغن آن دارای مقدار قابل توجهی از اسیدهای چرب غیراشباع است، بنابراین از نظر ساختار اسیدهای چرب در شرایط ممتازتری قرار دارند.
    کلیدواژگان: بلوط ایرانی، پسته وحشی، بادام وحشی، اسیدهای چرب
  • عالیه صالحی، سیف الله فلاح، علی عباسی سورکی، محمود رضا تدین صفحات 338-352
    به منظور بررسی پاسخ عملکرد و اجزای عملکرد دو گیاه دارویی شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) و گندم سیاه (Fagopyrum esculentum Moench) به کودهای آلی و شیمیایی، آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در دو سال متوالی (1393 و 1394) اجرا شد. عامل های آزمایش شامل دو گونه گیاه دارویی شنبلیله (لگوم) و گندم سیاه (غیرلگوم) و سه منبع مختلف کودی (کود شیمیایی، کود شیمیایی + کود آلی و کود آلی (کود مرغی)) بودند. نتایج نشان داد که کاربرد کود آلی نسبت به کود شیمیایی در گندم سیاه موجب افزایش معنی دار ارتفاع بوته (17.76%) و تعداد شاخه جانبی (8%) در سال اول، تعداد دانه در خوشه (28% و 19.53% به ترتیب در سال اول و دوم)، عملکرد دانه (40.24% و 26.57% به ترتیب در سال اول و دوم)، عملکرد بیولوژیک (34.66% و 47.74% به ترتیب در سال اول و دوم) و در گیاه شنبلیله باعث افزیش تعداد شاخه جانبی در بوته (8%) و عملکرد بیولوژیک (25%) در سال اول شد. از سوی دیگر ترکیب کودهای آلی با شیمیایی (50:50) در مقایسه با تیمار کود شیمیایی در گندم سیاه، موجب افزایش معنی دار ارتفاع بوته (10.35%، سال دوم)، عملکرد دانه (52.21% و 17.19% به ترتیب در سال اول و دوم)، عملکرد بیولوژیک (24.86% و 26.35% به ترتیب در سال اول و دوم)، شاخص برداشت (21.53%، سال اول) گردید. کود تلفیقی در شنبلیله تعداد شاخه جانبی (16.70%، سال اول) و عملکرد دانه (14.40%، سال دوم) را نسبت به کود شیمیایی افزایش داد. به طور کلی، برای تولید گیاهان دارویی گندم سیاه (غیرلگوم) کود آلی و کود آلی به علاوه کود شیمیایی جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی است، اما برای تولید گیاه دارویی شنبلیله، جایگزینی کود آلی تنها عملکرد بیولوژیک را نسبت به کود شیمیایی افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: کود مرغی، کودهای غیرآلی، شنبلیله، گندم سیاه، شاخص برداشت
|
  • F. Askari, Sh. Ahmadi Pages 185-195
    Pimpinella,with about 170-180 species in the world, is one of the largest genus of Apiaceae. Based on the flora of Iran, there are 25 species of Pimpinella in Iranian plateau, so that 22 species with six endemic species are found in Iran. P. olivierioides Boiss. & Hausskn. is distributed in West and Central Iran. The aim of this study was to determine chemical composition of P. olivierioides essential oil. The plant parts of P. olivieroides were collected at flowering stage from Nahavand (Hamedan Province), on July 2012. The plant organs including stem and leaf and inflorescence were dried in laboratory and crushed to particles. The essential oils were obtained by hydrodistillation and analyzed by GC and GC/MS. The yield of stem and leaf essential oils (w/w dried weight) was 0.09%, root 0.52% and inflorescence 0.57%. The major components of stem and leaf, root and inflorescence essential oils were Germacrene D (36.5%, 21.9% and 11.1%), Bicyclogermacrene (7.5%, 15.9% and 4.4%), respectively. b-bisabolene (24.9%) was found only in root essential oil. Trans-pinocamphene (14.7%) and cis-pinocamphene (13.4%) were found only in stem and leaf essential oils. The interesting thing about the essential oils was their colors. The color of stem and leaf, root and inflorescence essential oils was light blue, blue, and green grass, respectively. Our results clearly showed that very different compositions were found in the essential oil of P. olivierioides organs.
    Keywords: Pimpinella olivierioides Boiss., Hausskn, Umbelliferae, chemical composition of essential oil, germacrene D, b-bisabolene
  • B. Delnavaz Hashemloian, A. Ataei Azimi, M. Salimi, A.R. Oman, A. Nazemi, A. Eghdami Pages 196-207
    Catharanthus roseus L. is one of the most important medicinal plants in the world. The alkaloids of this plant inhibit mitosis. Herbal periwinkle (Vinca herbacea L.) is the unique species of this genus, growing in north of Iran. In this study, anti-mitosis effects of Herbal periwinkle was studied related to Madagascaric for its effects on onion root meristem cells. The alkaloids of these plants were extracted by some different solvents including alcohol, ether, and chloroform and dried by vacuum rotary evaporator. Onions of the same size after three days were rooted in distilled water. The roots of the onions were treated at doses of zero, 0.2, 0.4, and 0.6 mg/ml alkaloids for 8 and 24 hours. The data analysis was performed with Minitab software and Tukey test. The results showed that alkaloids of both species presented antimitotic effect. Alkaloids of both species reduced and/or inhibited cell division and mitosis phases. Generally, alkaloids caused a drastic reduction of cell division and chromosome station at the end of prophase and chromosome condensation. Comparison of analysis of variance and the means in some cases showed significant difference for both species with the control (alkaloid at a concentration of zero). The alkaloid contents of the two species significantly affected chromosome condensation and separation like colchicine. The alkaloids of both species were usable for plant cytology studies similar to colchicine but the Madagascar periwinkle resulted better than native herbal periwinkle.
    Keywords: Alkaloids, native species, mitosis, division, Chromosome, Anticancer
  • A. Amiri, F. Ezzati Ghadi, A. Ramezani Ghara, S. Rezai Zarchi Pages 208-218
    The aim of this study was to evaluate the effects of purslane (Portulaca oleracea L.) on liver necrosis induced by copper sulfate in rats. Twenty-eight male rats were divided into four groups as follows: 1) Normal, 2) Toxicant control (CuSo4 was given orally (200 mg/kg b.w), 3) Purslane was given orally (400 mg/kg b.w) and 4) Toxicant purslane. At the end of the four weeks, all the rats were sacrificed and some biochemical parameters of serum such as alanine aminotransferase (ALT), aspartate aminotransferase (AST) and concentrations of alondialdehyde (MDA), superoxide dismutase (SOD), catalase (CAT) and glutathione peroxidase (GPx) in serum were estimated. CuSo4 significantly increased the levels of ALT, AST, and MDA and decreased the levels of CAT, SOD, and GPx in toxicant rats. The toxicant purslane group restored these changes to normal levels. Histopathological findings are consistent with biochemical findings. Purslane has a hepatoprotective effect on CuSo4-induced hepatic damage in rats and these effects might be contributed to modulation of detoxification enzymes and antioxidant and free radical scavenger effects.
    Keywords: Purslane (Portulaca oleracea L.), Hepatic necrosis, copper sulphate, antioxidant
  • M. Salek, S. Saadatmand, R.A. Khavari-Nejad, H. Zeinali Pages 219-232
    In order to study the mineral elements of Rubia tinctorum L. under salinity conditions, four levels of nitrogen fertilizer (0, 60, 120, 180) kg ha-1 in the form of urea, and four levels of phosphorous fertilizer (0, 60, 120, 180) kg ha-1 in the form of triple super phosphate were used. The study elements were nitrogen, phosphorus, sodium, calcium, iron, and zinc. The experiment was conducted in a research farm in Isfahan and was arranged as factorial based on a randomized complete block design with three replications. The results demonstrated that the effects of nitrogen and phosphorous fertilizers on element concentration were significant. Nitrogen and phosphorus fertilization could increase the content of N, P, Ca, Fe and Zn and decrease of Na and improved Rubia yield. The interaction between nitrogen and phosphorous fertilizers had more positive impacts on yield and nutrient accumulation as compared with simple effects. In the use of nitrogen and phosphorous fertilizers together, the maximum increase in yield of aerial parts was 0.43 kg m-2 (threefold more than that of the control) and the highest root yield was 0.78 kg m-2 (about twofold more than that of the control). The application of certain levels of fertilizers had notable effects on increasing nutrient concentration and yield under saline conditions. The optimum level of both urea and phosphate fertilizers was generally 180 kg ha-1 and if these levels of fertilizers are used together, it would give more desirable outcome.
    Keywords: mineral elements, Rubia tinctorum L, nitrogen, phosphorous fertilizers, yield
  • M. Shahi, M. Saghari, E. Zandi Esfahan, K. Jaimand Pages 233-243
    Given the extent of saline lands in Iran, cultivation and utilization of halophytes and salt tolerant species under the condition that both water and soil are saline could be a viable option in production and extraction of vegetable oils from halophytes and salt tolerant species. The aim of this study was to investigate the potential of Suaeda fruticosa (L.) Forssk. and Salicornia herbacea L. as a source of edible oil as well as qualitative and quantitative analysis of the oil. For this purpose, the seeds of Suaeda fruticosa and Salicornia herbacea were collected from saline soils of Garmsar and Kal-e Shur Desert Research Station. In this study, a random sampling was done by replicated plots. The extraction of fatty acids was performed by solvent in Soxhlet method, and GC was used to analyze the fatty acids. The average oil yield was calculated to be 30.76 and 13.88% in Suaeda fruticosa and Salicornia herbacea, respectively. According to the results, in both species, palmitic acid and linoleic acid were identified as the major saturated and unsaturated fatty acids, respectively. Our data clearly indicate that the seeds of halophyte Suaeda fruticosa could be used as a source of oil for human consumption.
    Keywords: Halophytes, saturated, unsaturated fatty acids, Salicornia herbacea L, Suaeda fruticosa (L.) Forssk, Seed oil
  • A. Hajiheidar, M. Tohidfar, S.M. Miri, A.R. Zarekarizi, S. Ghadermazi, Kh. Samiee Pages 244-255
    This research was aimed to achieve the optimal protocol for micropropagation of shallot (Allium stipitatum) via basal disc. For regeneration, the basal disc explants were cultured on Murashig & Skoog (MS) medium containing different concentrations of Benzyladenine (BA) (0, 1 & 2 mgl-1) and Naphthalene acetic acid (NAA) (0, 0.5 & 1 mgl-1). The regenerated bulblets were rooted on MS and ½MS medium supplemented with different concentrations of BA, NAA, Indole-3-acetic acid (IAA) and activated charcoal (AC). The rooted plantlets were successfully acclimatized under ex vitro conditions. The results indicated that the maximum number of bulblet (12.66) was observed on medium containing 2 mg.l-1 BA and 1 mg.l-1 NAA. In addition, the highest root number (1.77) and length (2.55 cm) were observed on 1 mg.l-1 IAA and 1 g.l-1 activated charcoal and the survival rate was 100% in pots filled with a coco peat: perlite: peat moss (1:2:1 v/v) mixture. This research could be a suitable method for micropropagation of this endangered plant.Hence, the rapid micropropagation of shallot is compulsory because of its various applications and extinction.
    Keywords: Allium stipitatim, regeneration, Rooting, activated charcoal
  • I. Jafari Footami, M. Akbarlo, M. Mazandarani, M.R. Foroozeh Pages 256-267
    The aim of this study was to investigate the essential oil composition, total phenol and flavonoid, antioxidant activities and the effect of ecological factors on distribution of Salvia aethiopis L.in Hezar Jerib region of Behshahr, Mazandaran province. Five samples of flowering branches were collected in early June 2016 from the highlands of the study area and extracted with water distillation method. In addition, five soil samples were taken to evaluate the physical and chemical properties of soil. Oil composition was identified by (GC) and (GC/MS). The ethanol samples were extracted by percolation method. Total phenol (TP) and total flavonoids (TF) of methanolic extracts were measured by spectrophotometry and antioxidant activity was measured by scavenging free radicals of DPPH. The most important of ecological factors affecting the distribution of species were identified by PCA method. Seven compounds were identified in the essential oil. The major components in the flower essential oil were β-caryophyllene (28.64) and 1,6-cyclodecadiene (24.98) while β-caryophyllene (30.3) and copaene (23.3) were the major components in the leaf essential oil. Ecological factors affecting the distribution of Salvia aethiopis werealtitude, Caco3, organic matter, pH, calcium, silt, sand, and direction.
    Keywords: Salvia aethiopis L, ecological factors, PCA, Hezar Jerib area, Antioxidant activity
  • A. Kheiry, H. Tori, N. Mortazavi Pages 268-280
    Peppermint (Mentha piperita L.) from Lamiaceae family is one of the most widely used medicinal plants. In addition to therapeutic effects, it is used as flavoring in the production of various foods and medicinal products. In addition to genotype, the quality and quantity of active ingredients in medicinal plants are influenced by environmental factors. This research was aimed to study the effects of drought stress and jasmonic acid on the quality and quantity of peppermint as a factorial experiment in a completely randomized design at University of Zanjan in 2015. The treatments consisted of three irrigation levels [50%, 75%, and 100% (control) of field capacity] as main factor and three concentrations of jasmonic acid (0, 50, and 100 mg l-1) as sub-factor. Rhizomes of plants were used for plant production. The plant samples were collected at flowering stage and after drying in the shade, the essential oil was extracted with water distillation method by Clevenger apparatus. The essential oil components were identified by GC and GC-MS. The results showed that the highest fresh and dry weight, height, total chlorophyll and relative leaf water content were obtained in control with 100 mg l-1 jasmonic acid. The highest peroxidase enzyme content was obtained at 50% field capacity drought stress with 100 mg l-1 jasmonic acid. The highest essential oil content was obtained at 75% field capacity drought stress with application of 50 mg l-1 jasmonic acid. The main essential oil components were menthol, menthon, 1,8-cineole, cyclohexanol, and methyl acetate. The highest amounts of menthol, menton, and 1,8-cineole were obtained from 100 mg l-1 jasmonic acid and the highest amount of cyclohexanol was obtained from 50 mg l-1 jasmonic acid. However, application of jasmonic acid decreased the amount of methyl acetate from 7.24% in control to 0.56% in 100 mg l-1 of JA treatment.
    Keywords: Elicitor, Essential oil, less irrigation, Gas chromatography, Mentha piperita L
  • S. Karami, M.R. Sabzalian, M. Rahimmalek, Gh. Saeidi, L. Khodaee Pages 281-292
    In order to investigate the possible influence of seasonal variation on the percentage of seed oil and total phenolic content in seeds and leaf of safflower, three populations (19 accessions) including 6 cultivars of cultivated species (Carthamus tinctorius), 4 genotypes of wild species (C. oxyacanthus) and 9 genotypes of F5 generation derived from inter-specific cross (C. tinctorius× C. oxyacanthus) in two sowing dates, were evaluated. The results showed the effect of planting dates was significant on the percentage of seed oil and total phenolic content of seeds (p
    Keywords: Planting date, seed oil percentage, Total phenolic content, Carthamus spp, Inter-specific hybridization
  • F. Ahmadi, M.H. Aminifard, M. Khayyat, A.R. Samadzade Pages 293-303
    The effects of applications of humic acid and planting density on quantitative and qualitative characteristics of saffron (Crocus sativus L.) were evaluated under field conditions. Treatments were of four levels of humic acid (0, 5, 10 and 15 Kg.ha-1) and three density planting (50, 75 and 100 corms.m-2). This experiment was carried out as factorial based on randomized complete block design with three replications in research farm of Birjand University, Iran, during growing season 2015. Flower fresh weight and fresh and dry weight of stigma were influenced by humic acid treatments. The highest flower fresh weight (0.36g.m-2) was obtained in plants treated with 5 kg.ha-1 humic acid while the lowest values were recorded in the control (0.33g.m-2). However, no significant difference was found in yield and flower number of saffron, length of stigma and style, fresh weight and dry weight of style under different levels of humic acid treatments. Results showed that humic acid improved the leaf growth indices (leaf length, fresh weight, and dry weight of leaf) and photosynthetic pigments (chl b, total chl and spad). The highest leaf length, fresh and dry weight of leaf, chl b, total chl and spad were obtained in plants treated with 10 kg.ha-1 humic acid while the lowest values were recorded in the control. Application of different levels of planting density had a positive effect on the yield and flower number, length of stigma, length of leaf, fresh and dry weight of leaf in saffron. The highest flower number (22.25per.m-2) and yield (8.22g.m-2) were observed in planting density of 100 corms.m-2. Interactive effects of humic acid and density had a positive effect on the flower yield, length and dry weight of stigma, fresh weight and length of leaf and chl b.
    Keywords: Organic fertilizers, performance of flowers, chlorophyll fluorescence, SPAD
  • M. Modarres Pages 304-313
    Salvia leriifolia Benth., belonging to Lamiaceae, has antinociceptive, anti-inflammatory, antidiabetic and antioxidant properties. In order to callus induction from apical meristem and embryo of salvia leriifolia to produce phenolic acids, an experiment was carried out in a completely randomized design. The apical meristem and embryo explants were cultured in MS medium supplemented with 2,4-D (0, 1, 2, 3mg/L), KIN (0, 0.3, 1mg/L), BAP (0, 0.5, 1, 2, 3mg/L) and NAA (0, 0.5, 1, 1.5mg/L). The fresh and dry weights were evaluated and accumulation of phenolic acids was measured after four weeks of culture by HPLC. The best treatments for callus induction and growth was at the 2,4-D 2mg/L and KIN 1mg/L. Accumulation of caffeic acid in embryo callus was higher than that of leaves of Salvia leriifolias and concentration of rosmarinic acid was comparable to the leaves. The highest salvianolic acid B concentration was found in callus of apical meristem that was about four times higher than that of leaves.
    Keywords: caffeic acid, rosmarinic acid, salvianolic acid B, Callus
  • H. Mousavi, N. Mahdi Nezhad, B. Fakheri, M. Majdi, F. Heidari Pages 314-324
    To investigate the effects of nano-chelate spraying of Iron, chemical -synthesis and green-synthesis silver nanoparticles on the expression of two genes, germacrene A synthase (TpGAS) and parthenolide synthase (TpPTS) genes which are involved in the parthenolide biosynthesis pathway of Tanacetum parthenium L., a factorial experiment based on randomized complete block design was conducted with three replications. The experiment took place in the greenhouse of Zabol University in Iran. At first, the total RNA from samples of leaves, and then the synthesis of cDNA were extracted. Afterward, Real Time PCR analysis was used to determine gene expression patterns. Parthenolide concentration was measured by high-performance liquid chromatography (HPLC). The analysis of the data was conducted by SAS software, and there was a significant increase in the expressions of both germacrene A synthase (TpGAS) and parthenolide synthase (TpPTS) genes of treated plants with green-synthesis silver nanoparticles in compare with the control plants, and some plants which were treated by chemical- synthesis silver nanoparticles and nano-chelate of Iron. Furthermore, the maximum expressions of both germacrene A synthase (TpGAS) and parthenolide synthase (TpPTS) genes were identified in groups of plants which were under the influence of drought stress, or were treated by green-synthesis silver nanoparticles. A positive relation was seen between the expressions of germacrene A synthase genes (TpGAS) and parthenolide synthase (TpPTS) genes with the amount of parthenolide itself. It can be concluded that green-synthesis silver nanoparticles and water deficit stress can cause an increase on the expressions of parthenolide and germacrene A synthase genes, and as result of that, cause an increase on parthenolide production of Tanacetum parthenium.
    Keywords: gene expression, Parthenolide, water stress, green synthesis, Nanoparticles
  • Y. Iranmanesh, H. Jahanbazi Goujani Pages 325-337
    Oak, pistachio, andwild almond treescover a vast area of Zagros forests. Fruits of these species have a lot of characteristics as a nutrition source. This study was aimed to comparison of fatty acid composition of fruit oil from Acorn, Pistacia atlantica Desf. and four wild almond species (A. scoparia, A. arabica, A. elaeagnifolia and A. haussknechtii). This research was carried out in Chaharmahal and Bakhtiari province. At the first step in each region, 5 trees were selected, randomly. Then, 1 kg seed was harvested from different parts of each tree crown. The oils of the dried powder from fruits were extracted by the Soxhlet method.The results indicated that the main fatty acids in the six species were monounsaturated fatty acids, particularly oleic acid. MUFA in the amygdalus species, Pistacia atlantica and Quercus brantti seeds were 80.41%, 51.7% and 45.8%, respectively. Also, PUFA in the amygdalus species, Pistacia atlantica and Quercus brantti seeds were 13.3%, 22.8% and 25.4%, respectively. Saturated fatty acids of the Pistacia atlantica were higher than other species. The fruits of wild almond species, specially Amygdalus scoparia and Amygdalus Arabica, are more important because of more desirable fatty acid composition (monounsaturated fatty acids) compared to other species.
    Keywords: Persian oak, Pistacia atlantica Desf, wild almond, fatty acids
  • A. Salehi, S. Fallah, A. Abasi Sourki, M.R. Tadayon Pages 338-352
    In order to investigate the response of yield and yield components of two medicinal plants i.e, fenugreek (Trigonella foenum-graecum L.) and buckwheat (Fagopyrum esculentum Moench) to chemical fertilizer and organic manure, a factorial experiment was conducted in two sequential years in a randomized complete blocks design at the research farm, College of Agriculture, Shahrekord University, in 2014 and 2015. The factors consisted of two species of medicinal plants (fenugreek (legume) and buckwheat (non-legume)) and three different sources of fertilizer (chemical fertilizer, chemical fertilizer organic manure and organic manure). The results indicated that application of organic manure compared to chemical fertilizer in buckwheat significantly increased plant height (17.76%) and branches/plant (8%) in 2014, seeds/spike(28 and 19.53% in 2014 and 2015, respectively), seed yield (40.24 and 26.57% in 2014 and 2015, respectively), and biological yield (34.66 and 47.74% in the 2014 and 2015, respectively). Aapplication of organic manure compared to chemical fertilizer increased branches/plant (8%) and biological yield (25%) of fenugreek in 2014. Additionally, combination of organic manure with chemical fertilizer (50:50) compared to chemical fertilizer in the buckwheat significantly increased plant height (10.35%, in the 2015), seed yield (52.21 and 17.19% in 2014 and 2015, respectively), biological yield (24.86 and 26.35% in 2014 and 2015, respectively) and harvest index (21.53%, in 2014). Integrated fertilizer compared to chemical fertilizer increased branches plant -1 (16.70%, in 2014) and seed yield (14.40%, in 2015) in fenugreek. Finally, organic fertilizer and chemical fertilizer organic manure could be a suitable alternative for chemical fertilizer in cultivation of medicinal plant buckwheat (non-legume), but replacement of organic fertilizer in production of fenugreek may increase biological yield compared to chemical fertilizer.
    Keywords: Broiler litter, inorganic fertilizer, Trigonella foenum-graecum L, Fagopyrum esculentum Moench, Harvest index