فهرست مطالب

عصر آدینه - پیاپی 18 (تابستان 1395)
  • پیاپی 18 (تابستان 1395)
  • 208 صفحه، بهای روی جلد: 50,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/04/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا آرام*، سیدرضی موسوی گیلانی صفحه 5
    سید احمد فردید یکی از متفکران شناخته شده ایران است که در حیات فکری خود با طرح واژه هایی تازه _ مانند علم الاسماء تاریخی، غرب زدگی، پریروز و پس فردای تاریخ _ کوشید تا وضعیت فکری بشر را در هر سه دوره پیشین، کنونی و نهایی تاریخ صورت بندی کرده و راه ایصال به حیات مطلوب را به مخاطب خود نشان دهد. در جهانی که فردید ترسیم می کند، هنر اگر حجاب عصر را در نوردد و بر تعینات دست و پاگیر انسان محورانه(نهیلیستی یا نفسانی) غلبه کند، دریچه ای را به بهشت پریروز تاریخ خواهد گشود و معبری را به سوی پس فردای آرمانی بشر هموار خواهد ساخت. با این حال به نظر می رسد که حکمت مورد نظر فردید که با میراث حکمی و عرفانی همنواست، در عین استحکام و اعتبار، هم از منظر فلسفی و هم از منظر هنری قابل نقد و تعدیل است. اگر این اندیشه در عین رعایت حریم گفتمانی خود، مدعایش را متواضعانه تر بیان می کرد و با سایر امکانات حیات بشر به ستیزی تنگ نظرانه بر نمی خاست، می توانست به نیاز وجودی و معنوی بشر پاسخ دهد و حیات انسان را انسانی تر سازد. همچنین به نظر می رسد فردید نتوانسته مبانی و روش ارائه تفکر خود را با اندیشه انتظار شیعی همراه کند و از این رو در ترسیم چشم اندازی از هنر انتظار نیز موفق نبوده است.
    کلیدواژگان: حکمت انسی، علم الاسماء تاریخی، غرب زدگی، هنر رحمانی، هنر شیطانی، هنر انتظار و هنر فردید
  • ملیحه خیری*، منوچهر اکبری صفحه 35
    دوره قاجاریه یکی از اعصار طلایی شعر مذهبی _ آیینی است. تعدد شاعران آیینی، آفرینش منظومه های مذهبی و پیدایش شاعرانی که منحصرا با موضوع ولایی سخن گفته اند، قابل توجه است. در دوران مشروطه نیز این جریان ادامه دارد و در دیوان بسیاری از شاعران این دوره، اشعاری در مدح و رثای پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان، به ویژه اشعاری درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا، مدح و مرثیه امام رضا (ع) و نیز در مدح امام زمان، دیده می شود. شاعرانی که اشعار مهدوی سروده اند بسیارند، معروف ترین آنان عبارتند از ملک الشعرا بهار، صغیر اصفهانی، فواد کرمانی، مفتقر و میرزا یحیی اصفهانی. در این مقاله به معرفی این افراد و نقد اشعار مهدوی آنان می پردازیم. سوالی که مطرح می شود این است که تاثیرپذیری شاعران آیینی از وقایع مشروطه و بازتاب باورهای دینی و ولایی در اشعار مهدوی آنان چگونه است؟ برای پاسخ به این سوال، تحلیل محتوا که عبارت است از برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی اشعار، بهترین روش است. از موارد تاثیرپذیری شاعران از انقلاب مشروطه می توان مواردی چون مبارزه با خرافات مذهبی، نزاع دینی و تقابل دین و پیشرفت را نام برد. همچنین تمام شاعران آیینی سرای این دوره عقاید دینی خود را با صراحت در اشعارشان بیان کرده و از تولی به خاندان عصمت و طهارت سروده اند.
    کلیدواژگان: مهدویت، شعر، ادبیات، دوره مشروطه
  • نشانه های ظهور و ویژگی های حکومت امام زمان (عج) در شعر مهدوی / بررسی تطبیقی اشعار محمدبن حسام خوسفی و سیدحیدرحلی)
    مرتضی قائمی*، ابوذر گلزار خجسته، میترا خدادایان صفحه 67
    شعر مهدوی از زیر مجموعه های شعر مناقبتی است که در قلمرو شعر آیینی، از گستره وسیع، شکوه و منزلت خاصی برخوردار است. شناخت نشانه های ظهور و ویژگی های حکومت حضرت مهدی(عج) و چگونگی انعکاس آن در شعر مهدوی و هم چنین ارتباط و تاثیر بر این نوع شعر ملازم ممارست خاص می باشد. اغلب شعرای شیعی در آثار هنری خود به شعر مهدوی اهتمام ویژه ای داشته و آثار آنان با این گونه اشعار جلوه و نمود خاصی پیدا کرده است. محمد بن حسام خوسفی و سید حیدر حلی دو شاعر نامی در حوزه شعر مهدوی در ادب فارسی و عربی هستند. پژوهش تطبیقی حاضر در پی آن است که انگیزه های این دو شاعر در روی آوردن به شعر مهدوی، نحوه به کارگیری نشانه های ظهور و ویژگی های حکومت امام زمان(عج) را مورد بررسی قرار دهد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، شباهت های بسیاری در رویکرد این دو شاعر به شعر مهدوی، اما تفاوت های قابل ملاحظه ای هم بین آن دو وجود دارد. خوسفی، بیش تر از نشانه های ظهور به ویژه فراگیر شدن ظلم، اما حیدر حلی، به ویژگی های حکومت آن حضرت به خصوص نابود کردن ظالمان توجه نموده است. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی، توصیفی و مقایسه ای است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر مهدوی، حکومت امام زمان (عج)، محمد خوسفی، حیدر حلی
  • مطبوعات اسلامی و ضرورت توجه به موعودگرایی و مهدویت / مطالعه موردی: تحلیل محتوای روزنامه سراسری جام جم
    سامان خدایاری*، سیدرضا نقیب السادات صفحه 99
    اگر چه همه مذاهب و ملل خبر از مصلح کل در آخرالزمان داده اند، ولی هیچکدام به اندازه دین اسلام درباره مصلح موعودش سخن نگفته است. از دیدگاه مکتب تشیع، حضرت مهدی، پس از تولد دوباره غیبت خواهد داشت و بعد از غیبت طولانی ظهور خواهد کرد، و با تشکیل حکومت واحد جهانی، عالم را از عدل و داد پر خواهد کرد. از این لحاظ یکی از وظایف مسلمانان در دوران غیبت آن امام عزیز، ترویج فرهنگ مهدویت می باشد که در این زمینه نهادهای فرهنگی از جمله رسانه های جمعی می توانند بسیار تاثیرگذار باشند. امروزه با وجود امپریالیسم بزرگ فرهنگی و خبری و جریان یک طرفه اطلاعات از سوی کشورهای غربی علیه مسلمانان تلاش مسلمانان باید در راستای جهانی شدن اسلام و تعمیم فرهنگ مهدویت از طرق گوناگون باشد. تهیه مقالات علمی و نشر آن ها از رسانه های گروهی، تهیه گزارش ها، تفاسیر، مصاحبه ها و اخبار پیرامون موضوع مهدویت در رسانه ها به این امر مهم کمک بسیار می کند. در این مقاله ما در صدد بررسی محتوای روزنامه سراسری جام جم که نشریه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است در بازه زمانی یک ساله سال 1392، هستیم و می خواهیم به این امر برسیم که صفحات سینما، فرهنگ و هنر این روزنامه تا چه حد در پوشش اخبار مربوط به مهدویت و موعودگرایی در اسلام موفق بوده است. این تحقیق با روش تحلیل محتوا و با روش نمونه گیری تصادفی و سیستماتیک صورت گرفته است و در آن از تئوری های برجسته سازی و نیازجویی به عنوان ادبیات نظری تحقیق استفاده شده است.
    کلیدواژگان: مهدویت، موعودگرایی، ظهور منجی، مطبوعات اسلامی، رسانه، جام جم
  • ظهیر احمدی* صفحه 123
    اگر دین را «فراروی» از منیت، مادیت و موقعیت» تعریف کنیم و با امعان نظر به تعالیم دین مبین اسلام، بعد شریعت و مسئولیت های انسان (در برابر خود، خدا و دیگران) را به این تعریف منضم کنیم و با توجه به اینکه دین مبین اسلام، داعیه دار هدایت و مدیریت تمام ابعاد زندگی فردی(شخصی) و اجتماعی پیروان خود و نویدبخش آینده روشن برای انسان است؛ آنگاه «عرفی شدن» را می توان «ماندن در منیت، مادیت و موقعیت، دم غنیمت شمردن» و بالتبع «فروگاهی نقش هدایتی و مدیریتی دین و آموزه های آن در گستره و ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیروان و عدم توجه به آینده موعود و آینده روشن» قلمداد کرد. برای اینکه بدانیم آیا در جامعه ایران احتمال «عرفی شدن» از مسیر «سینما» وجود دارد یا نه؟ ناگزیر از اتخاذ تعریفی از «عرفی شدن» و از «دین» بوده و پس از آن گریزی بر مبانی هنر غرب مسیحی مدرن داریم، برای تمهید ورود به بحث «سینما» به عنوان رهاورد مدرنیته و غرب و بررسی ماهیت و خاستگاه سکولار آن شدیم. در ادامه این سیر بر اصل «تجسدگرایی»، «تجسم گرایی»، «قدسیت زدایی» و «غیب گریزی» در مبانی فلسفه هنر غرب مسیحی واقف شده، ادامه این سیر نزولی را دوره رنسانس و پس از آن در عصر جدید که بر «لذت گرایی» و «رومانتیسم» تاکید دارد؛ پی گیر شده و این روند را در راستای عرفی شدن دین، فرهنگ و جامعه می دانیم. به نظر می رسد با امعان نظر به مبانی فلسفه هنر اسلامی که بر «نفی تجسد» بلکه بر «تجلی»، «محاکات از غیب»، «تمثل» و «وعده آینده روشن» تاکید دارد؛ در جریان سینمای امروزین ایران بدون توجه به این مبانی، خواسته و ناخواسته(یا نادانسته) از آن مبانی تبعیت شده و لاجرم مسیر و جریان نه تمهید بر جامعه منتظران، نه موعودگرایی و جامعه موعود مهدویت، بلکه «عرفی شدن»حتی در سینمایی که ادعای دینی بودن دارد؛ طی می شود. این فرایند به دلایل زیر در سینمای ایران اتفاق می افتد: 1. عدم توجه به تفاوت بنیادین مبانی فلسفی اسلامی و غربی . ماهیت و خواستگاه تصویر و سینما که سکولاراست 3. تاختن بر آموزه های دینی که به نوعی پرستیژ و کلاس «روشنفکر» بودن را دارد.
    کلیدواژگان: عرفی شدن، فلسفه هنر اسلامی، موعودگرایی، فلسفه هنر مسیحی، تمثل، تجسد، رسانه های ارتباط جمعی، سینما، ایران
  • نمادپردازی، محور بسط گفتمان مهدویت / ضرورت، تبیین و راهکار
    سیدعلی موسوی*، خلیل مروج صفحه 161
    ضرورت بسط جهانی گفتمان مهدویت، به دلیل ابتناء آن بر فطرت انسانی، سرشت منجی گرایانه آن و جهانی بودن دین اسلام، لزوم استفاده از ابزارها و امکانات در دسترس، جهت انتقال و القاء جهانی پیام مهدوی را برجسته می سازد. بدین جهت، هنر به عنوان یکی از این ابزارها که امکان انتقال پیام را به شکلی جذاب فراهم می سازد در اشکال مختلف کاربرد فراوانی دارد. در این میان «نمادها» به عنوان یکی از اشکال هنری که بعدی جامعه شناختی نیز دارند، به دلیل خصوصیاتی نظیر ایجاز، قدرت القاء، توانایی در تعریف مفاهیم فراعقلی و ماورائی، رمزگونگی در عین همه فهمی، تاثیر بر ناخودآگاه ذهن انسان و... از جایگاه بسزایی برخوردارند که در این مقاله بر ضرورت کاربرد آن ها تاکید شده است. در این راستا، بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موفه ، با کاربرد نمادها به عنوان یکی از انواع دال، می توان انتقال پیام و تثبیت گفتمان برآمده از آن را طی فرایند «مفصل بندی» مفاهیم و در سه سطح «نفوذ نمادین»: از طریق شناسایی نمادهای خالی، بازتعریف آن ها و طراحی نمادهای جدید، «اشاعه نمادین»: از طریق تبدیل نظریه به تصور اجتماعی، و «سلطه نمادین»: به کمک فرایند تثبیت معنای نمادها، میسر ساخت. بر این اساس، گفتمان مهدویت می تواند بر مبنای سپهر معرفتی حوزه های مختلف تمدنی جهانی و براساس اشتراکات مذهبی _ فرهنگی و اجتماعی هر حوزه با مفاهیم و مولفه های گفتمان مهدویت، در سه سطح مذکور بسط یافته و به گفتمان حاکم بدل شود.
    کلیدواژگان: گفتمان، نماد، گفتمان مهدویت، نظریه گفتمان، هنر
  • حجت الله مرادخانی*، حسین اکبری نسب صفحه 187
    در نوشتار حاضر تجلی گفتمان مهدویت در هنر معاصر ایران با تاکید بر تابلو «او خواهد آمد» اثراستاد محمود فرشچیان، هنرمند معاصر ایرانی مورد مطالعه قرار گرفته و چگونگی عینت یافتن مفهوم ظهور منجی در یک اثر هنری با استفاده از روش تحلیل گفتمان، نشان داده می شود. تحلیل گفتمان رهیافتی برای مطالعه گفتمان‏های مختلف و بررسی چگونگی شکل گیری معنا در فضای گفتمانی یک جامعه است. در این شیوه مجموعه شرایط اجتماعی، زمینه وقوع متن، گفتار، ارتباطات غیرکلامی و روابط میان آن ها به طور کلی مورد بررسی قرار می گیرد. در این مقاله نیز با استفاده مفاهیم تحلیل گفتمان، چگونگی تاثیرگذاری گفتمان مهدویت به عنوان یکی از گفتمان‏های اصلی جامعه معاصر ایران بر دیگر گفتمان‏های موجود در فضای فرهنگی جامعه، مثل گفتمان هنری، مورد بررسی قرار گرفته و بیان می شود چگونه عناصر تجسمی موجود در تابلو نقاشی «او خواهد آمد» به عنوان دال‏هایی بر مفاهیم عقیدتی و مذهبی مربوط به ظهور منجی دلالت کرده و باورهای عمومی را متجلی می کنند. در این بین سازوکارهای مفصل بندی بیناگفتمانی شکل گرفته در این اثر هنری نیز تحلیل خواهند شد.
    کلیدواژگان: گفتمان مهدویت، تحلیل گفتمان، نقاشی معاصر، مفصل بندی گفتمانی، فضای گفتمان گونگی
|
  • Alireza Aram*, Dr. Seyyed Razi Moosavi Gilani Page 5
    Seyyed Ahmad Fardid, is one of the most influential Iranian thinkers. He believes that western culture (in our time) seduces human kinds and changes their norms. He says and we live in darkness and hell of ignorance. But, he believes, if we remember the memory of holiness and consider our nostalgic living in the heaven (before the Adam’s descent), we can escape from these suffering and we would bring the side of rest. According to Fardid, art is one of the most essential elements, which can associate us to reach paradise in the last section of human life at the end of time. In the other world, if an ideal artist introduces himself and regards self as a messenger of heaven, he can open an approach to the leaved man and also can aware and make human up to his eternal happiness. Although it is an acceptable answer, but it seems that such thoughts must reduce their ideology and must try to set them as transcendental and spiritual types of life. If so, Fardid’s idea can consist himself with new theory and also can transfer art, to exam some spiritual experience. In addition, it seems that Fardid couldn’t set his basic idea and his method of thought with Shiah theory of anticipation. So we can conclude that he couldn’t prepare a successful plot for Anticipation theory of art.
    Keywords: intimacy wisdom, historical naming, west- centrism, spiritual art, devilish art
  • Maliha Kheiri*, Dr. Manouchehr Akbari Page 35
    The golden age of religious poetry is the Qajar era. Number of ritualpoets, creation of religious epopees and the emergence of poets who have accused exclusively with the issue of guardianship, is notable. During the Mashruteh period this process is ongoing and many of the poets of the period, have eulogy and elegy poems in the Prophet and his household, especially poems about Imam Hussein (AS) and Ashura event, praise and elegy for the Imam Reza (AS) and also in praise of Imam Mahdi (AS), are seen. Many poetshave this feature.They are Poet laureate Bahar, Saqir Isfahani, F. Kermani, Mftaqar and Mirza Yahya Esfahani. We report a case of these people and their poetry criticism oftheir Mahdavi poems.
    Keywords: Mahdaviyyat, poetry, literature, the Mashruteh period
  • Dr. Moorteza Ghaemi*, Abouzar Golzar Khojasteh, Mitra Khodadadian Page 67
    Mahdavi's lyric poetry is a subsidiary of poetry of the virtues, and enjoys a special status in the realm of ritual poetry with its wide range. Recognizing the semiotics and characteristics of the emergence of Imam Mahdi and how it is reflected in this kind of poetry as well as its relevance and impact on this type of poetry, requires a particular exercise. Most Shiite poets had paid attention to Mahdavi poetry in their work and have used these poems with special effects and manifestation of their own artwork. Muhammad ben Husam Khoosfi and Seyyed Haider Helli are two well known poets in Mahdavi poetry from Persian literature and Arabic literature. This paper is a report of comparative research seeking what motivated these two poets on the Mahdavi poetry, as well as how the signs of appearance and characteristics of Imam have been used in this type of poetry. The results of the study show similarities and at the same time, considerable differences between the approach of these two poets towards Mahdavi poetry. Khoosfi, mostly emphasizes on the semiotics of Presence, especially the spread of injustice before emergence, but Haider Helli, features the governing style of Mahdi, particularly focused on devastating the oppressors. The method employed in this research is descriptive and comparative.
    Keywords: Comparative Literature, Mahdavi Poetry, the Imam of the Time, Mohammad Khoosfi, Haidar Helli
  • Saman Khodayari*, Dr. Seyed Reza Naghibulsadat Page 99
    Although all religions and nations have prophesied a reformer at the end of the world, none of them has talked as much as Islam about its promised reformer. From the perspective of the Shia school, Imam Mahdi will be absent after birth and will emerge after long absence and will fill the world with justice and equity by forming a one-world government. In this respect, one of the duties of Muslims during the Imam's absence is to promote Mahdism; thus, cultural institutions, including the mass media can be very effective in this realm. Despite great cultural and news imperialism and the one-way information flow from the Western countries against Muslims, they must embark upon the globalization of Islam and Mahdism in different ways. Preparation and publication of scientific articles in the mass media, reports, commentaries, interviews and news contribute to this important undertaking. In this article, we try to investigate the content of Jam-e-Jam newspaper, as the Islamic Republic of Iran Broadcasting periodical, in a period of one year in 1392. We aim to know how successful cinema, culture and art pages of this newspaper have been in covering news on Mahdiism and Messianism. This study has been conducted using random and systematic sampling. Agenda setting and Use and Gratification theories are used as the related literature for this study.
    Keywords: Mahdism, Messianism, The emergence of the Savior, Islamic press, Media, Jam-e-Jam
  • Dr. Zohair Ahmadi* Page 123
    If religion be defined as " Promotion" of the ego, materialism and status, according to the Islam, the Sharia and responsibilities of human amount himself, God and others; according to that, Islam claims to direct and manage all aspects of an individual and social's life of his followers and promising a bright future for man; so that the "Secularization" can be defined as "staying in the ego, materialism and status, trice price" and thus " reducing the role of religion and its teachings in management and direction of individual and social's life of his followers and lack of attention to the promised and the bright future.
    To know whether in Iran the possibility of "Secularization" of the track 'cinema' exists or not? Have to adopt a definition of "Secularization" and "Religion" and then review the basics of the art of the Christian modern West. For arrangement to discuss about “Cinema", as a result of West and modernity, and discuss about its secular nature and origin.
    To continue, we discussed of the principles of philosophy of Christian West art such as “Incarnation oriented”, “Visualization” and the “Desacralizing”. Continuing the downward trend in the Renaissance and then in the art of the modern era that based on the "Hedonism" and "Romanticism". We emphasized this downward trend as Secularization of Religion, Culture and Society.
    It seems, according to the philosophical foundations of Islamic art that based and emphasizes on the principles: "denial of the Incarnation", but the " Epiphany", "Simulation" and the “Promised bright future", In Iranian today’s cinema regardless of that fundamentals, wanted or unwanted it complies with the principles and must not flow path and providing to the Mahdavi community, not messianic and messianic promised community, but based on "Secularization", even in the film who claim to be religious is to be over. This process occurs in Iranian cinema for the following reasons: (1) lack of attention to the fundamental philosophical differences between Islamic and Western art, (2) the secular nature and origin of the cinema, 3. attacking on religion that kind of prestige and class "Intellectual".
    Keywords: Secularization, the Philosophy of Islamic Art, Messianic, the Philosophy of Christian Art, Simulation, Embodiment, Mass Media, Cinema, Iran
  • Seyed Ali Mousavi*, Dr. Khalil Moravej Page 161
    The necessity of universally expanding the discourse of Mahdism, due to its dependence on the nature of human beings, its savior-seeking nature and the universality of Islam, emphasizes the necessity of using instruments and facilities to transfer and inspire Mahdavi message.
    Therefore, art as one of these instruments, provides the possibility of message transfer in an appealing way and has a variety of applications in different forms. Among these, symbols, as an art form, are of high significance and have a sociological dimensiondue to their features such as: brevity, power of inspiration, capability of interpreting the concepts which are supernatural, beyond reason and mysterious yet intelligible, and on the other hand having effects on the humans’ unconscious mind, and the necessity of their application is emphasized in this article.
    In this regard, based on the discourse theory of Laclau&Mouffe, with the use of symbols as a kind of signifier, the transfer of message and the fixation of the subsequent discourse can be made possible through the process of concept articulation in three levels:1. Symbolic influence: identification of empty symbols, redefining them and designing new ones.
    2. Symbolic distribution: turning the theory into a sociological notion.
    3. Symbolic dominance: through the process of the fixation of symbol’s meaning.
    Accordingly, Mahdism discourse can become the ruling discourse and expand in the aforementioned three levels, based on the sphere of knowledge, various universal areas of civilization and religious, social and cultural shares in any domain with the concepts and components of Mahdism discourse. ".
    Keywords: discourse, symbole, Mahdism discourse, discourse theory, art
  • Hojatollah Moradkhani*, Dr. Hosein Akbarinasab Page 187
    In the present article, the manifestation of Mahdaviat discourse in Iran contemporary art is studied, with an emphasis on "He Will Come" tableau, an artwork by Mahmood Farshchian. Farthermore, by employing critical discoursive method, it is demonstrated how the notion of the manifestation of the savior is objectified in an artwork. Discourse analysis is an approach for studying various discourses and examing the way in which meaning is formed in discoursive space of a society. In this method, a set of social conditions, the background of text occurance, speech, non-vocal communications and the relations among them are examined generally. In this article, too, by applying discourse analysis, the effectiveness of mahdaviat discourse, as one of the most conspicuous discourse in cultural space of society is analysed. Additionally, the way through which figurative items in the mentioned tableau work as signifiars implying religious concepts and public beliefs on the manifestation of savior is delineated. Meanwile, the inter-discoursive articulative mechanisms formed in this artistic work is investigated.
    Keywords: Mahdaviat discourse, discourse analysis, contemporary painting, Discoursive articulation, Field of Discursivity