فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال هجدهم شماره 4 (زمستان 1395)
  • سال هجدهم شماره 4 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1396/01/08
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مهرداد رنجبر*، هادی قربانی، مهدی قاجارسپانلو صفحات 753-764
    به منظور بررسی تاثیر کاربرد درازمدت کمپوست زباله شهری و کود شیمیایی بر غلظت عناصر پرمصرف در خاک و گیاه برنج، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار و 14 تیمار کودی، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، در سال زراعی 1393 اجرا گردید. تیمارهای کودی شامل تیمار شاهد (بدون مصرف کود شیمیایی و کود آلی)، تیمار کودی (طبق آزمون خاک)، تیمارهای 15، 30 و 45 تن کمپوست زباله شهری در هکتار به صورت ساده و همراه با 4/1، 4/2 و 4/3 کود شیمیایی بودند. نتایج نشان داد کاربرد هفت ساله کمپوست زباله شهری موجب افزایش معنی دار غلظت برخی عناصر پرمصرف (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) در خاک و دانه گیاه برنج در سطح احتمال یک درصد در مقایسه با تیمار شاهد گردید. بیشترین غلظت عناصر پرمصرف در خاک در تیمار 45 تن کمپوست زباله شهری + 4/3 (75 درصد) درصد کود شیمیایی به دست آمد که غلظت نیتروژن نسبت به تیمار شاهد 68/73 درصد، غلظت فسفر نسبت به تیمار شاهد 230 درصد و غلظت پتاسیم نسبت به تیمار شاهد 74/30 درصد افزایش نشان داد. بیشترین غلظت عنصر پتاسیم در دانه گیاه برنج در تیمار 45 تن کمپوست زباله شهری + 75 درصد کود شیمیایی به دست آمد. کم ترین غلظت عناصر پرمصرف در خاک و گیاه برنج مربوط به تیمار شاهد و تیمار کود شیمیایی بود. درمجموع، می توان از تلفیق کمپوست زباله شهری به همراه کود شیمیایی برای افزایش غلظت برخی عناصر پرمصرف در خاک و گیاه برنج استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پتاسیم، فسفر، کود آلی، کود شیمیایی، نیتروژن
  • محمد جواد نظری دلجو *، مهران کنعانی صفحات 765-774
    باتوجه به مطالعات اندک در خصوص ترکیبات معطر گل های شاخه بریده، آزمایشی گلدانی با هدف بررسی تاثیر محلول پاشی پیش از برداشت، سالیسیلیک اسید (0، 5/1 و 25/2 میلی مولار) و آلفا-آمینواوکسی-بتا-فنیل پروپیونیک اسید (0، 5/1 و 3 میلی مولار) به ترتیب به عنوان محرک و بازدارنده اختصاصی فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز روی گل مریم پرپر بر پایه طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. براساس نتایج آزمایش، محتوای نسبی آب، پایداری غشای سلولی و عمر گلجای به طور معنی داری تحت تاثیر محلول پاشی تیمارهای مورد بررسی قرار گرفتند (01/0 P<). تیمار آلفا-آمینواوکسی-بتا-فنیل پروپیونیک اسید (3 میلی مولار) و سالیسیلیک اسید (5/1 میلی مولار) به ترتیب منجر به افزایش حدود 68 و 34 درصدی عمر گلجای در مقایسه با شاهد گردید. در بررسی پس از برداشت ترکیبات معطر گل مریم پرپر به روش فضای فوقانی و به وسیله تکنیک کروماتوگرافی گازی-اسپکترومتری حجمی، 37 ترکیب مختلف شناسایی گردید. متیل بنزوات، بنزیل بنزوات، پنتاکوسان و متیل سالیسیلات به ترتیب مهمترین ترکیبات دخیل در عطر گل مریم بودند. تیمار آلفا-آمینواوکسی-بتا-فنیل پروپیونیک اسید سبب افزایش میزان بنزیل بنزوات و پنتاکوسان و کاهش متیل بنزوات و متیل سالیسیلات شد که تاثیر متضادی در مقایسه با سالیسیلیک اسید داشت. تیمار محرک و بازدارنده فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز، به ترتیب سبب افزایش و کاهش محتوای کل عطر گل مریم نسبت به شاهد گردید.
    کلیدواژگان: ترکیبات معطر، سالیسیلیک اسید، کروماتوگرافی گازی، متیل بنزوات، متیل سالیسیلات، مسیر فنیل پروپانوییدها
  • الهام صمدی کلخوران، محمدتقی آل ابراهیم*، مهدی محب الدینی صفحات 775-787
    به منظور بررسی دزهای کاهش یافته علف کش اگزادیارژیل (تاپ استار) به صورت پس رویشی بر عملکرد قابل فروش سیب زمینی، آزمایشی مزرعه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار و با استفاده از رقم آگریا در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آلاروق واقع در شهر اردبیل، در سال 1392 انجام شد. آزمایش شامل دزهای علف کش اگزادیارژیل در 7 سطح (صفر به عنوان شاهد با علف هرز، 05/0، 1/0، 2/0، 4/0، 6/0 و 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار) و زمان مصرف علف کش اگزادیارژیل در 3 سطح (مرحله سبز شدن، استولون زایی و حجیم شدن غده سیب زمینی) به همراه شاهد وجین کامل می باشد. نتایج آزمایش نشان داد کاربرد اگزادیارژیل به میزان 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار، باعث کاهش زیست توده علف های هرز به میزان 16/66 درصد نسبت به شاهد با علف هرز شد که با دز 6/0 لیتر ماده موثره در هکتار تفاوت معنی داری نداشت. از بین زمان های مصرف اگزادیارژیل، مرحله سبز شدن سیب زمینی، بالاترین درصد کاهش زیست توده علف های هرز را ایجاد کرد. نتایج نشان داد که کاربرد اگزادیارژیل به میزان 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار، باعث افزایش درصد غده های متوسط و عملکرد کل غده به ترتیب 21/81 و 59/51 درصد و باعث کاهش 60/45 درصدی غده های ریز نسبت به شاهد با علف هرز گردید. لذا، بالاترین درصد غده های درشت و عملکرد قابل فروش در دز 8/0 لیتر ماده موثره در هکتار اگزادیارژیل در مرحله سبز شدن سیب زمینی حاصل شد.
    کلیدواژگان: استولون زایی، حجیم شدن غده، دز - پاسخ، زیست توده علف های هرز، کنترل شیمیایی
  • پروین طالبی، زهره جبارزاده*، میرحسن رسولی صدقیانی صفحات 789-804
    این پژوهش به منظور بررسی اثرات کاربرد خاکی و محلول پاشی هیومیک اسید بر ویژگی های رشدی، گلدهی و جذب عناصر گل رز مینیاتور رقم هفت رنگ در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور هیومیک اسید در 4 غلظت (صفر، 500، 1000 و 2000 میلی گرم در لیتر) و نحوه کاربرد به دو صورت (کاربرد خاکی و محلول پاشی) با سه تکرار و دو مشاهده در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه، در سال های 93-1392 انجام شد. نتایج آزمایش بیانگر تاثیر معنی دار هیومیک اسید بر صفات رویشی (مانند وزن تر و خشک برگ و قطر ساقه)، زایشی (مانند تعداد و قطر غنچه، قطر گل) و جذب عناصر غذایی گل رز مینیاتور رقم هفت رنگ بود. نتایج نشان داد که تیمار خاکی 2000 میلی گرم در لیتر هیومیک اسید باعث بیشترین میزان جذب نیتروژن (425/8 میکروگرم در گلدان) و آهن (12476/8 میکروگرم در گلدان) در گیاه شد، اما میزان جذب روی در هیچ کدام از غلظت های اسید هیومیک معنی دار نشد. بیشترین میزان جذب مس نیز در تیمار محلول پاشی 1000 میلی گرم در لیتر هیومیک اسید (342/46 میکروگرم درگلدان) به دست آمد. در جذب منگنز و پتاسیم نیز غلظت 1000 میلی گرم در لیتر بیشترین میزان جذب پتاسیم و منگنز را باعث شد. به طورکلی، می توان نتیجه گرفت که کاربرد هیومیک اسید در گیاه باعث افزایش جذب برخی عناصر ضروری و رشد گیاهان می شود.
    کلیدواژگان: تعداد غنچه، رز مینیاتور، قطر گل، محلول پاشی، نیتروژن
  • سید امید سید نوری، معرفت مصطفوی راد*، محمدحسین انصاری صفحات 805-820
    به منظور ارزیابی عملکرد دانه و اسیدهای چرب روغن بادام زمینی تحت تاثیر کشت مخلوط با ذرت و مقادیر مختلف نیتروژن، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در رشت، در سال زراعی 94-1393 انجام شد. مقادیر مختلف کود نیتروژن شامل صفر، 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار به عنوان فاکتور اصلی و کشت خالص ذرت و بادام زمینی و ردیف های کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت های 1:1، 2:1، 1:2 و 2:2 به عنوان فاکتور فرعی مدنظر قرار گرفتند. بالاترین عملکرد دانه ذرت (10540 کیلوگرم در هکتار) تحت اثر متقابل 200 کیلوگرم نیتروژن و سیستم کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت 2:2 به دست آمد. اثر متقابل 100 کیلوگرم نیتروژن و سیستم کشت مخلوط با نسبت 2:1 بیشترین عملکرد دانه بادام زمینی (1786 کیلوگرم در هکتار) را نشان داد. با افزایش کاربرد نیتروژن، میزان اسید چرب اولئیک در روغن بادام زمینی کاهش پیدا کرد، ولی محتوای اسید چرب لینولئیک افزایش یافت. بالاترین درصد اسید چرب اولئیک (31/27 درصد) در سیستم کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت 2:1 مشاهده گردید. به طورکلی، کاربرد 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و سیستم کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت 2:1 می تواند برای بهبود نسبت برابری زمین و افزایش عملکرد و کیفیت روغن بادام زمینی در شرایط اقلیمی منطقه قابل توصیه باشد.
    کلیدواژگان: الگوهای کشت مخلوط، بادام زمینی، کیفیت روغن، نسبت برابری زمین، نیتروژن
  • سارا قنبری، محمدرضا مرادی تلاوت*، سیدعطاء الله سیادت صفحات 821-834
    به منظور تعیین مناسب ترین ترکیب کشت مخلوط جو و شنبلیله در سطوح کود دامی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان، در سال زراعی 94-1393 انجام شد. سطوح کود دامی در 4 سطح (صفر، 12، 24 و 36 تن در هکتار از منبع کود گاوی پوسیده شده) در کرت های اصلی و هشت نسبت کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی شامل 75 درصد جو + 25 درصد شنبلیله، 50 درصد جو + 50 درصد شنبلیله، 25 درصد جو + 75 درصد شنبلیله، 100 درصد جو + 6/16 درصد شنبلیله، 100 درصد جو + 3/33 درصد شنبلیله، 100 درصد جو + 50 درصد شنبلیله و کشت خالص هر دو گیاه در کرت های فرعی جای گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد علوفه خشک جو (2850 کیلوگرم در هکتار) از ترکیب جو خالص با کاربرد 36 تن در هکتار حاصل شد. همچنین، بیشترین عملکرد علوفه خشک شنبلیله (33/1633 کیلوگرم در هکتار) از ترکیب شنبلیله خالص با کاربرد 24 تن در هکتار به دست آمد. باتوجه به اینکه بیشترین میزان شاخص تولید سیستم (29/2933 (SPI = در دو ترکیب کشت 100 درصد جو + 6/16 درصد شنبلیله و 100 درصد جو + 3/33 درصد شنبلیله با کاربرد 36 تن در هکتار کود دامی حاصل شده است، نسبت های کشت افزایشی با کاربرد 36 تن در هکتار کود دامی ترکیب تیماری مناسب بودند. همچنین، نسبت برابری از زمین و شاخص غالبیت در نسبت های کشت افزایشی بزرگتر از یک و با کاربرد 36 تن در هکتار کود دامی حاصل شده است. لذا، در این مطالعه جو و شنبلیله دو گونه سازگار در ترکیب های کشت مخلوط معرفی شدند.
    کلیدواژگان: شاخص بهره وری سیستم، شاخص غالبیت، عملکرد علوفه خشک، کشت مخلوط افزایشی، نسبت برابری زمین
  • حسن موسی پور، احمد قنبری، محمدرضا اصغری پور* صفحات 835-850
    این مطالعه با هدف بررسی اثرات کشت مخلوط افزایشی زنیان و اسفرزه و تاریخ کاشت بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان اسانس زنیان، درصد موسیلاژ در اسفرزه و کنترل علف های هرز به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل، در سال 1392 اجرا گردید. تاریخ کاشت 20 دی ماه و 20 بهمن ماه در پلات های اصلی و کشت های خالص دو گونه زنیان و اسفرزه و نسبت های کشت افزایشی (25، 50، 75 و 100 درصد اسفرزه به همراه 100 درصد زنیان) در پلات های فرعی قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که تاخیر در کاشت سبب افزایش معنی دار میزان اسانس زنیان شد، ولی عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی، عملکرد اسانس و وزن هزاردانه زنیان با تاخیر در کاشت به ترتیب حدود 3/12، 7/13، 5/0 و 1/35 درصد کاهش نشان داد. تاخیر در کاشت اسفرزه نیز تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی نداشت. نسبت های کشت مخلوط به طور معنی داری باعث کاهش عملکرد و اجزای عملکرد دو گیاه شد، به طوری که بیشترین عملکرد دانه زنیان (2303 کیلوگرم در هکتار) و اسفرزه (539 کیلوگرم در هکتار) از کشت خالص دو گیاه و کمترین ماده خشک علف های هرز از تاریخ کشت 20 دی ماه و نسبت کشت مخلوط 75 و 100 درصد اسفرزه + 100 درصد زنیان به دست آمد. تیمار 50 و 75 درصد اسفرزه + 100 درصد زنیان را می توان به عنوان تیمار برتر این مطالعه معرفی کرد، زیرا بالاترین نسبت برابری زمین از این تیمار حاصل شد.
    کلیدواژگان: درصد موسیلاژ، عملکرد اسانس، کشت مخلوط، گیاهان دارویی، نسبت برابری زمین
  • عبدالحمید محبی* صفحات 851-860
    به منظور بررسی مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک و تغذیه نخل خرما، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 6 تیمار در 5 تکرار (هر تکرار شامل یک اصله نخل بارور) بر روی نخل خرمای بارور رقم سایر در شهرستان آبادان، طی سال های 1388 تا 1392 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل (1 - مصرف کود شیمیایی، 2 - کود شیمیایی معادل 50 درصد تیمار یک + کود دامی، 3 - کود شیمیایی معادل 25 درصد تیمار یک + کود دامی + گوگرد آلی، 4 - کود شیمیایی معادل 25 درصد تیمار یک + کود دامی + گوگرد پودری، 5 - کود شیمیایی معادل 25 درصد تیمار یک + کود دامی + گوگرد آلی + مالچ و 6 - کود شیمیایی معادل 25 درصد تیمار یک + کود دامی + گوگرد پودری + مالچ) بود. نتایج نشان داد تیمارهای مختلف کودی بر عملکرد در سطح آماری 5 درصد و بر وزن خوشه در سطح آماری یک درصد اثر معنی دار و بر میوه نشینی، درصد ریزش، تعداد، طول و عرض گریبانه همچنین خصوصیات کمی میوه خرما شامل وزن تر و خشک، حجم، طول و قطر میوه، وزن، طول و قطر هسته و نسبت گوشت به هسته و خصوصیات کیفی میوه خرما شامل قند احیا، قند کل، اسیدیته، اسیدیته قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول، رطوبت، فسفر و پتاسیم اثر معنی داری نداشت.
    کلیدواژگان: خرما، کود آلی، کود معدنی، گوگرد، مالچ
  • داود نادری *، اسماعیل محمودی صفحات 861-870
    به منظور بررسی اثر بسترهای مختلف کشت بر خصوصیات شیمیایی و کیفی گیاه همیشه بهار، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 8 تیمار و 3 تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، در سال زراعی 1393 اجرا گردید. تیمارها شامل خاک باغچه، خاک باغچه + کمپوست مصرفی قارچ، خاک باغچه + کمپوست مصرفی قارچ + سبوس برنج، خاک باغچه + کود دامی + سبوس برنج + کمپوست مصرفی قارچ، خاک باغچه + سبوس برنج، خاک باغچه + کود دامی + سبوس برنج، خاک باغچه + کمپوست مصرفی قارچ + کود دامی و خاک باغچه + کود دامی بودند. نتایج نشان داد که افزایش کود دامی در تیمارهای مختلف، سبب افزایش میزان کاروتنوئید و آنتوسیانین همیشه بهار گردید، به‏طوری‏که بیشترین میزان کاروتنوئید و آنتوسیانین در تیمارهای ترکیبی کود دامی مشاهده شد، اما افزودن سبوس برنج و خاک باغچه به تنهایی باعث کاهش کاروتنوئید و آنتوسیانین همیشه بهار گردید. از طرف دیگر، تاثیر ترکیبی بسترهای مختلف کشت (خاک باغچه + کمپوست قارچ + سبوس برنج + کود دامی) سبب افزایش محتوای فلاونوئیدهای برگ همیشه بهار گردید، اما فقدان تیمارهای کود دامی و کمپوست قارچ سبب کاهش معنی‏دار آنها گردید. ترکیبات شیمیایی عمده گل همیشه بهار گاماکادنین، دلتاکادنین و فتالیک اسید بودند. بیشترین میزان دلتاکادنین از تیمار خاک باغچه + کمپوست قارچ + کود دامی به دست آمد.
    کلیدواژگان: دلتاکادنین، سبوس برنج، کمپوست مصرفی قارچ، کود دامی، متابولیت های ثانویه
  • حمدالله اسکندری*، اشرف عالی زاده امرایی صفحات 871-880
    کارآیی انرژی، یک شاخص مهم در ارزیابی پایداری سیستم های تولید محصولات کشاورزی است. بنابراین، تاثیر آبیاری تکمیلی بر عملکرد دانه و کارآیی انرژی در سیستم تولید دیم جو مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش با 2 تیمار (اعمال آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی و بدون اعمال آبیاری تکمیلی) در 7 تکرار اجرا شد. برای بررسی عملکرد، صفات تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت اندازه گیری شد. کارآیی انرژی نیز با اندازه گیری انرژی ورودی و انرژی خروجی سیستم و محاسبه شاخص های نسبت انرژی و انرژی خالص خروجی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که با اعمال آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی، عملکرد دانه جو به طور معنی داری از 56/1523 به 29/2259 کیلوگرم در هکتار افزایش یافت که در این مورد افزایش تعداد دانه در سنبله نقش مهمی داشت، زیرا وزن هزاردانه و تعداد سنبله در واحد سطح بین دو تیمار تفاوت معنی داری نداشت. میزان کل انرژی ورودی به سیستم کاشت دیم جو، 29812 مگاژول در هکتار بود که آبیاری تکمیلی، به دلیل استفاده از پمپ الکتریکی، انرژی ورودی به سیستم را 683 مگاژول در هکتار افزایش داد، ولی به دلیل افزایش 48 درصدی عملکرد دانه، منجر به افزایش انرژی خروجی سیستم به میزان 10819 مگاژول در هکتار گردید که نسبت انرژی را 45 درصد و انرژی خالص خروجی را 10133 مگاژول در هکتار افزایش داد. بنابراین، اعمال یک بار آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی می تواند علاوه بر افزایش عملکرد دانه، کارآیی انرژی سیستم تولید دیم جو را بهبود ببخشد.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، انرژی خالص، فراهمی آب، نسبت انرژی، نهاده
  • الهام نوذرپور، رضا توکل افشاری*، الیاس سلطانی، ناصر مجنون حسینی صفحات 881-892
    این آزمایش به منظور بررسی واکنش سرعت جوانه زنی بذر بادرنجبویه (.Melissa officinalis L) نسبت به دما و پتانسیل آب صورت گرفت. بذرها در دماهای 20، 23، 25، 27، 30 و 32 درجه سانتی گراد و پتانسیل های خشکی صفر، 2/0-، 4/0-، 6/0- و 8/0- مگاپاسکال در 3 تکرار در انکوباتور قرار داده شدند. این آزمایش در آزمایشگاه بذر پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، در سال 1393 انجام شد. داده ها با استفاده از طرح آماری تجزیه مرکب در قالب طرح کاملا تصادفی در چند مکان آنالیز شدند. مدل دوتکه ای جهت تعیین دماهای کاردینال استفاده شد. دمای پایه، دمای مطلوب و دمای سقف برای جوانه زنی بذر بادرنجبویه در شرایط عدم تنش خشکی به ترتیب 30/17، 9/30 و 35 درجه سانتی گراد به دست آمدند. با کاهش پتانسیل آب دمای پایه به تدریج افزایش یافت و در پتانسیل آب 8/0- مگاپاسکال به 25/21 درجه سانتی گراد افزایش یافت. دمای مطلوب با کاهش پتانسیل آب به 6/0- مگاپاسکال به حدود 28 درجه سانتی گراد کاهش یافت. بذرهای بادرنجبویه در دماهای 5، 10، 15 و 35 درجه سانتی گراد در هیچ سطح رطوبتی جوانه نزدند. مقدار ضریب تبیین برای مدل هیدروترمال تایم 55/0 بود. مقدار هیدروترمال تایم برابر با 41/71 مگاپاسگال درجه روز بود که براساس این مدل بذرهای بادرنجبویه برای جوانه زنی به 41/17 مگاپاسگال درجه روز نیاز دارند. نتایج این پژوهش می تواند برای مطالعات آتی در مورد بیولوژی و اکولوژی بذر گیاه بادرنجبویه مفید باشد.
    کلیدواژگان: بادرنجبویه، جوانه زنی، دماهای کاردینال، مدل دوتکه ای، هیدروترمال تایم
  • ال ناز ابراهیمیان، علیرضا کوچکی*، مهدی نصیری محلاتی، سرور خرم دل، علیرضا بهشتی صفحات 893-905
    به منظور بررسی تاثیر سیستم های مختلف خاک ورزی و سطوح بقایای گندم بر شاخص های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال زراعی 93-1392 به صورت اسپلیت بلوک بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. نوع مدیریت خاک ورزی در 4 سطح (دیسک، گاوآهن برگردان دار + دیسک، گاوآهن پنجه غازی + دیسک و گاوآهن قلمی + دیسک) به عنوان فاکتور عمودی و مدیریت بقایای گندم در 5 سطح (صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد عملکرد کاه گندم) به عنوان فاکتور افقی آزمایش در نظر گرفته شدند. به دلیل 3 بار نمونه برداری از خاک (اردیبهشت 1392، آبان 1392 و خرداد 1393)، داده های آزمایش به صورت اسپلیت بلوک در زمان آنالیز شدند. طبق نتایج آزمایش، کمترین میزان نیتروژن کل (094/0 درصد)، فسفر قابل جذب (50/12 میلی گرم بر کیلوگرم) و کربن آلی خاک (52/0 درصد) درنتیجه استفاده از شخم برگردان دار و بیشترین میزان این شاخص ها در شرایط کاربرد گاو آهن قلمی + دیسک مشاهده شد. با افزایش سطوح بقایای گندم در هر سه زمان، نیتروژن کل، فسفر و پتاسیم قابل جذب و کربن آلی خاک به طور معنی داری رو به افزایش گذاشت. همچنین، کاربرد بقایای گیاهی نقش معنی داری در کاهش اسیدیته (تا 45/0 واحد) و نیز افزایش زیست توده و تنفس میکروبی خاک (تا 6/20 درصد) داشت.
    کلیدواژگان: تنفس خاک، زیست توده میکروبی، کربن آلی، گاوآهن برگردان دار، گاو آهن قلمی
  • حمدالله اسکندری*، اشرف عالی زاده امرایی صفحات 907-919
    تاثیر آبیاری تکمیلی در مرحله رشد زایشی بر عملکرد دانه، میزان روغن دانه و عملکرد روغن و کارآیی انرژی کلزا رقم اوکاپی در شرایط دیم، در شهرستان سلسله در سال زراعی 94-1393 بررسی شد. آزمایش با 3 تیمار (تیمار اول: بدون آبیاری تکمیلی، تیمار دوم: یک بار آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی و تیمار سوم: دو بار آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و پر شدن دانه) و 3 تکرار اجرا شد. تعداد خورجین در واحد سطح، تعداد دانه در خورجین، وزن هزاردانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، میزان روغن دانه و عملکرد روغن در سطح معنی دار یک درصد تحت تاثیر آبیاری تکمیلی قرار گرفت. عملکرد دانه کلزا با اعمال یک و دو بار آبیاری تکمیلی به ترتیب 56 و 91 درصد افزایش یافت. میزان روغن دانه دانه با یک و دو بار آبیاری تکمیلی از 18/32 به ترتیب به 0/35 و 22/37 درصد رسید که به معنی افزایش 43 و 75 درصدی عملکرد روغن بود. میزان کل انرژی ورودی به سیستم کشت دیم کلزا 29007 مگاژول در هکتار بود. بیشترین میزان انرژی ورودی به کود شیمیایی (7/38 درصد) اختصاص داشت. انرژی کل ورودی به سیستم در تیمارهای اعمال آبیاری تکمیلی افزایش یافت، ولی افزایش عملکرد دانه به میزان 488 و 789 کیلوگرم در هکتار به ترتیب در تیمارهای یک بار و دو بار اعمال آبیاری تکمیلی، انرژی خروجی سیستم را به ترتیب 10596 (56 درصد) و 17121 (91 درصد) مگاژول در هکتار افزایش داد که باعث بهبود کارآیی انرژی سیستم تولید کلزا در شرایط دیم شد.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، انرژی خالص، فراهمی آب، نسبت انرژی، نهاده
  • محمد سیاری*، سجاد الوندی صفحات 921-933
    به منظور حفظ کیفیت قارچ تکمه ای در دوره انبارمانی، تحقیقی به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی اجرا گردید. در این مطالعه، اثر آسکوربات کلسیم در 3 سطح (0، 4/0 و 8/0 درصد) و تیمار آب گرم (45 درجه سانتی گراد) بر روی صفات کیفی قارچ تکمه ای از قبیل کاهش وزن، سفتی، ویتامین ث، فنل کل، فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز و شاخص های رنگ در دوره انبارمانی بررسی شد. قارچ ها پس از اعمال تیمار در دمای 5/0 ± 1 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شده و سپس صفات کیفی قارچ تکمه ای طی روزهای صفر، 10، 15، 20 و 25 انبارمانی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آسکوربات کلسیم همراه با تیمار دمایی اثرات معنی داری بر کاهش وزن، سفتی بافت، شاخص های رنگ و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز به همراه داشت. اثر زمان انبارمانی بر کلیه صفات اندازه گیری شده در سطح احتمال 1 درصد معنی دار شد. همچنین، برهمکنش تیمار و زمان بر کاهش وزن، شاخص های رنگ و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز معنی دار شد. نتایج نشان دادند که آسکوربات کلسیم 8/0 درصد همراه با تیمار دمایی بهترین اثر را در حفظ صفات کیفی قارچ تکمه ای داشت.
    کلیدواژگان: سفتی بافت، شاخص های رنگ، صفات کیفی، فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز، ویتامین ث
  • سمانه زاده پاریزی، احمد تاج آبادی پور *، عیسی اسفندیارپور صفحات 935-947
    پتاسیم یکی از عناصر پرمصرف ضروری برای رشد گیاهان می باشد که نه تنها از نظر مقدار بلکه از لحاظ فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نیز از مهم ترین کاتیون ها در گیاهان محسوب می شود. لذا آگاهی از وضعیت پتاسیم خاک ها در استفاده بهتر از کودهای پتاسیمی لازم است. این تحقیق به منظور ارزیابی 10 عصاره گیر جهت استخراج پتاسیم قابل استفاده پسته در 28 نمونه از خاک های آهکی رفسنجان در قالب طرح کاملا تصادفی، در 3 تکرار در گلخانه دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، در سال 1393 انجام شد. پتاسیم خاک با عصاره گیرهای استات آمونیوم مولار، کلریدکلسیم 01/0 مولار، کلریدسدیم 2 مولار، اسید نیتریک 1/0 مولار، اسید نیتریک مولار جوشان، آب مقطر، استات سدیم مولار، مهلیچ 1، مهلیچ 3 و دی تی پی ای بی کربنات آمونیوم استخراج شد. استخراج پتاسیم توسط عصاره گیرها به صورت زیر کاهش یافت: اسید نیتریک مولار جوشان> کلریدسدیم 2 مولار> استات سدیم 1 مولار> مهلیچ 3> استات آمونیوم 1 مولار> اسیدنیتریک 1/0 مولار> دی تی پی ای بی کربنات آمونیوم> مهلیچ 1> کلریدکلسیم 01/0 مولار> آب مقطر. براساس نتایج ضرایب همبستگی، عصاره گیر استات سدیم مولار به دلیل داشتن بالاترین ضریب همبستگی با غلظت پتاسیم برگ و اندام هوایی جهت ارزیابی قابلیت استفاده پتاسیم برای پسته مناسب ترین عصاره گیر تشخیص داده شد. استفاده از معادلات رگرسیونی چندمتغیره نشان داد که مقدار پتاسیم استخراج شده از خاک توسط عصاره گیرهای مختلف به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک از جمله درصد رس و ظرفیت تبادل کاتیونی بستگی داشت.
    کلیدواژگان: استات آمونیوم، جذب، رشد، غلظت، مهلیچ، ویژگی های خاک
  • رضا رضایی *، بهزاد حصاری صفحات 949-963
    این تحقیق با هدف شناخت وضعیت موجود باغ های سیب و تناسب آنها با مولفه های تولید ارگانیک، در 11 حوزه سیب کاری شهرستان ارومیه، طی سال های 90-1388 انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و آمار و اطلاعات موردنیاز از طریق مصاحبه، بازدید و توزیع تصادفی و تکمیل پرسشنامه با 44 متغیر در میان 366 باغدار سیب به دست آمدند. براساس نتایج، اختلاف معنی داری بین و درون حوزه های سیب کاری از نظر کلیه متغیر های مورد مطالعه وجود دارد. درصد تناسب باغ های سیب ارومیه، با اصول کشاورزی ارگانیک از نظر برخی متغیر ها از قبیل عضویت در تعاونی ها، تنوع کشت، مساحت باغ، شغل دوم، مدت زمان کار در باغ، گرایش به تولید ارگانیک، نحوه تغذیه درختان، دسترسی به آب شیرین رودخانه، عمق خاک، دفعات مصرف آفت کش ها و مدیریت کف باغ بین 30 تا 80 درصد ارزیابی گردید. در مقابل، به دلیل سواد کم باغداران، توزیع 8/91 درصد باغ ها در دشت ها، مدیریت نادرست باغ به خصوص از نظر شدت هرس، رشد رویشی بیش از حد و آبیاری غرقابی در اغلب باغ ها، تناسب کمتری با مولفه های ارگانیک نشان دادند. بین سطح سواد و میزان گرایش به تولید ارگانیک همبستگی منفی معنی دار (12/0- = r) مشاهده گردید که نشان دهنده فقدان آموزش های مرتبط با کشاورزی ارگانیک در میان باغداران است. باتوجه به نتایج، حوزه های واقع در مناطق مرتفع ارومیه تناسب بالایی برای تولید سیب ارگانیک دارند که موفقیت در آن مستلزم انجام مطالعات تکمیلی، تعریف استاندارد های مربوطه، تنظیم قرارداد تولید با باغدار، آموزش و پایش مستمر فرایند تولید و بازاررسانی است.
    کلیدواژگان: ارگانیک، ایمنی غذایی، بقایای سموم، کشاورزی زیستی، مدیریت باغ
  • حسین میغانی *، محمود قاسم نژاد، ابوذر هاشم پور صفحات 965-975
    در این پژوهش، خصوصیات پومولوژی و ترکیبات آنتی اکسیدانی میوه 13 ژنوتیپ کنار هندی جمع آوری شده از استان هرمزگان بررسی شد. میوه های کنار در مرحله بلوغ تجاری برداشت شدند و ویژگی های کمی و کیفی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین وزن میوه و وزن گوشت، قطر میوه و درصد گوشت میوه مربوط به ژنوتیپ G3 بود. کشیده ترین میوه ها و بذرها متعلق به ژنوتیپ G11 بود. میزان مواد جامد محلول (TSS)، اسیدیته قابل تیتر (TA) و نسبت TSS/TA به ترتیب در ژنوتیپ های G9، G3 و G10 بیشتر از سایر ژنوتیپ ها بود. نتایج اندازه گیری ترکیبات بیوشیمیایی نشان داد که میزان فنل و فلاونوئید کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی در میوه های ژنوتیپ G5 بیشتر است، درحالی که بالاترین میزان ویتامین ث از ژنوتیپ G4 به دست آمد. میزان فلاونوئیدهای کاتچین و کوئرستین اندازه گیری شده به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا به ترتیب در ژنوتیپ های G3 و G10 حداکثر بود. همبستگی مثبت و معناداری بین ظرفیت آنتی اکسیدانی با میزان ویتامین ث، فنل و فلاونوئید کل میوه ژنوتیپ های کنار مشاهده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ژنوتیپ G10 از ویژگی های حسی و ژنوتیپ G3 از خصوصیات کمی و ترکیبات آنتی اکسیدانی بالاتری برخوردار است و کنار می تواند به عنوان میوه ای باارزش غذایی بالا، در مناطق مستعد مورد کشت و کار قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فلاونوئیدکل، فنل کل، کاتچین، کنار هندی، کوئرستین
  • محدثه کیانی*، محمدرضا جهانسوز، علی احمدی صفحات 977-985
    روش های خاکورزی مرسوم اثرات زیان باری بر ساختمان خاک دارند. این آزمایش با هدف بررسی تاثیر روش های مختلف خاک ورزی بر عملکرد ارقام پاییزه نخود به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در 4 تکرار، در مزرعه آموزشی پژوهشی دانشگاه تهران واقع در کرج، در سال 1391 انجام شد. در این آزمایش، اثر 3 روش خاک ورزی مرسوم[1]، خاک ورزی حداقل[2] و بدون خاک ورزی[3] بر روی عملکرد 3 رقم نخود آرمان، هاشم و ILC-482 مورد بررسی قرار گرفت. هم زمان با کشت بذر، کود سوپرفسفات به میزان 150 کیلوگرم (12 کیلوگرم فسفر معمولی، 30 کیلوگرم فسفر تریپل) در هکتار به خاک اضافه شد. بالاترین درصد سبز شدن مربوط به خاک وری مرسوم بود، ولی از آنجایی که نخود گیاهی رشد نامحدود است، با افزایش سایر اجزای عملکرد نظیر تعداد دانه در غلاف و تعداد غلاف در بوته و وزن هزاردانه عملکرد خود را در خاک ورزی حداقل در ارقام هاشم و آرمان به بالاترین مقدار در مقایسه با خاک ورزی مرسوم و بدون خاک ورزی رساند. ارقام هاشم و آرمان در سیستم خاک ورزی دارای بیشترین عملکرد نسبت به سایر تیمارها بودند.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد نخود، خاک ورزی حداقل، رقم آرمان، رقم هاشم، رقم ILC-482، عملکرد دانه نخود
  • علی نادری عارفی، علی احمدی*، منیژه سبکدست صفحات 987-999
    آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک کامل تصادفی در 3 تکرار در گلخانه و مزرعه در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرمسار، در سال زراعی 93-92 انجام شد. کرت های اصلی به تنش و کرت های فرعی به ژنوتیپ‏های پنبه اختصاص یافت. پس از ارزیابی 28 ژنوتیپ در گلخانه، ژنوتیپ‏های ورامین، خرداد، K8801 و ‏K8802 براساس ماده خشک در تنش به عنوان ارقام تجاری برتر انتخاب و در آزمایش مزرعه‏ای پاسخ آنها به تنش بررسی شد. در گلخانه تنش خشکی باعث کاهش RWC و تلفات رطوبتی برگ قطع شده (ELWL) گردید. ژنوتیپ‏ No.221، آریا، نارابرای و سپید از نظر RWC به سایر ژنوتیپ‏ها برتری داشتند. بیشترین ELWL در ژنوتیپ‏ آریا، K8802 و K8801 مشاهده شد که از رطوبت نسبی بالاتری هم برخوردار بودند. ELWL در شرایط تنش در ارقام ورامین و ساحل کمتر بود. در مزرعه‏ اثر دورهای آبیاری 9، 12، 18، 24 و 30 روزه بر عملکرد ورامین و خرداد و ژنوتیپ‏های K8801 و K8802 بررسی شد. دور آبیاری 9 روزه باعث افزایش عملکرد ارقام ورامین، خرداد و K8801 شد، اما با شاهد در یک سطح آماری بودند. در سطوح رطوبتی چهارم و پنجم عملکرد کاهش یافت. دور آبیاری 18 روزه نیز عملکرد را کاهش داد، اما با توجه به عدم تفاوت آماری و صرفه‏جویی، توصیه می‏شود پس از آبیاری های معمول تا شروع گل‏دهی (3 نوبت با فواصل 12 روزه)، از این دور آبیاری استفاده شود. توسعه کشت K8801 در مناطق مشابه می‏تواند ضمن کاهش مصرف آب باعث پایداری تولید شود.
    کلیدواژگان: تلفات آب برگ جدا شده، خشکی، ژنوتیپ، عملکرد، محتوای رطوبت نسبی
  • فاطمه حسین پور *، ولی ربیعی، محمداسماعیل امیری، علی سلیمانی صفحات 1001-1015
    باتوجه به عمر ماندگاری کوتاه میوه شلیل و اهمیت فیزیولوژی پس ازبرداشت آن، پژوهشی به منظور مطالعه اثر کاربرد بسته بندی نانو به همراه تیمار آب گرم بر حفظ خواص کیفی و افزایش عمر انبارمانی میوه شلیل رقم سانگلو، در سال 1393 اجرا گردید. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار صورت گرفت و خواص کیفی میوه هر 10 روز یک بار طی 40 روز نگهداری در دمای 1-0 درجه سانتی گراد با رطوبت نسبی 95-90 درصد اندازه گیری شد. نتایج نشان داد بسته بندی نانو سبب حفظ ویتامین ث، میزان اسید آلی و میزان کل مواد جامد محلول گردید و از طرف دیگر، بسته بندی نانو در مقایسه با بسته بندی معمولی بر کاهش وزن، کیفیت رنگ و میزان افزایش قهوه ای شدن اثر معنی داری نداشته است. میزان pH در طی 30 روز انبارمانی روند کاهشی داشت، سپس تا 40 روز این روند افزایشی بود. میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز با گذشت زمان روند افزایشی داشت، اما این روند در بسته بندی نانو نسبت به تیمار شاهد کمتر بود. میزان شاخص طعم و کاروتنوئید با گذشت زمان روند افزایشی داشت، ولی این روند در کاروتنوئید طی 40 روز انبارمانی کاهش معنی داری پیدا کرد. کاهش سفتی بافت میوه با گذشت زمان طی 30 روز نگهداری در تیمارهای با بسته بندی نانو کمتر بود. نتایج نشان داد که ظروف بسته بندی نانو می تواند به عنوان روشی مناسب برای افزایش عمر انبارمانی و حفظ کیفیت میوه شلیل رقم سانگلو مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: انبارمانی، پراکسیداز، پس از برداشت، تیمار گرمایی، قهوه ای شدن
|
  • Mehrdad Ranjbar *, Hadi Ghorbani, Mehdi Ghajar Sepanlou Pages 753-764
    In order to investigate the effect of long-term application of Municipal Solid Waste Compostand chemical fertilizer on concentration of macro elements (N, P and K) in the soil and rice, an experiment was carried out as a randomized complete blocks design with three replications and 14 fertilizer treatments in 2014. Fertilizer treatments included the control (without fertilizer and organic fertilizer), fertilizer treatments (based on the soil analysis), and treatments of 15, 30 and 45 tons of municipal solid waste compost per hectare as simple form along with 1/4, 2/4 and 3/4 of chemical fertilizer. Results showed that 7-year application of municipal solid waste compost increased significantly the concentration of some macro nutrients (nitrogen, phosphorus and potassium) in soil and rice grain compared with the control treatment (P
    Keywords: chemical fertilizer, Nitrogen, organic matter, phosphorus, Potassium
  • Mohammad Javad Nazarideljou *, Mehran Kanani Pages 765-774
    Regarding to a few studies on odorant compounds of cut flowers, a pot experiment was conducted to evaluate the effect of pre-harvest foliar application of salicylic acid (0, 1.5 and 2.25 mM) and a-aminooxi-b-phenyl propionic acid (0, 1.5 and 3 mM) as promoter and specific inhibitor of phenylalanine ammonia-lyase enzyme, respectively, on tuberose “double” basis on completely randomized design with four replications. According to the results, relative water content, cell membrane stability and vase life were significantly affected by foliar application (P
    Keywords: Gas chromatography, Methyl benzoate, Methyl salicylate, Phenylpropanoids pathway, salicylic acid
  • Elham Samadi Kalkhoran, Mohammad Taghi Alebrahim*, Mehdi Mohebodini Pages 775-787
    In order to study the effect of Oxadiargyl (Topstar) reduced dosages efficacy as a postemergence herbicide, on marketable yield, a field experiment factorial was performed besed on randomized complete block design with three replications and potato's cultivar called Agria in the Ardabil Alarog Agriculture and Natural Resources Research Station during 2013. Factores were Oxadiargyl dosages with seven levels (0 as weedy, 0.05, 0.1, 0.2, 0.4, 0.6 and 0.8 Lit a.i/ha), and application time of Oxadiargyl at different potato growth stages, in three levels (Potato emergence, Stoloning and Potato tuber bulking) with weed free. Statistical analysis showed that 0.8 Lit a.i/ha Oxadiargyl reduced weed biomass 66.16% and it hadn,t significant with 0.6 Lit a.i/ha. Among application time of Oxadiargyl, potato emergence produced the maximum reduction percentage of weed biomass. The results showed that 0.8 Lit a.i/ha increased percent of medium tuber and total tuber yield 88.21 and 51.59%, respectively and decreased percent of small tuber 45.60 percent. According to the results, maximum percent of large tuber and marketable yield was 0.8 Lit a.i/ha at potato emergence stage.
    Keywords: Chemical control, Dose-response, Stoloning, Tuber bulking, Weed control
  • Parvin Talebi, Zohreh Jabbarzadeh *, Mir Hassan Rasouli Sadaghiani Pages 789-804
    This research was conducted to study the effects of soil and foliar applications of humic acid on the growth and flowering characteristics and nutrient uptake of Rosa chinensis var. minima ‘Baby Masquerade’ as a factorial experiment based on completely randomized design with two factors: four concentrations of humic acid (0, 500, 1000 and 2000 mg.l-1) and two application methods (drench and spray) with three replications and two observations in the research greenhouse of Urmia University in 2014-2015. The results indicated a significant effect of humic acid on the growth traits (such as fresh and dry weight of leaf and stem diameter), flowering characteristics (such as the number and diameter of buds and flower diameter) and nutrient uptake of Rosa chinensis var. minima ‘Baby Masquerade’. The results showed that soil application of 2000 mg l-1 humic acid caused to high absorption of nitrogen (8.425 µg/per pot) and iron (8.12476 µg/per pot) in the plant, but the absorption of Zn was not affected by the concentrations of humic acid. High Cu absorption was observed in 1000 mg l-1humic acid (46.342 µg/ pots). The absorption of Mn and K was high in 1000 mg l-1 HA. As a result, application of humic acid in plants caused to enhance some essential elements absorption and plants growth.
    Keywords: Flower's diameter, Miniature rose, Nitrogen, Number of buds, Spray
  • Omid Seyed Noori, Marefat Mostafavi Rad *, Mohammad Hossein Ansari Pages 805-820
    In order to evaluate grain yield and fatty acids in peanut (Arachis hypogaea L.) oil as affected by intercropping with corn (Zea mays L.) and different nitrogen rates, an experiment was carried out during 2014-15 cropping season as split plot based on randomized complete block design with three replications in Rasht, Iran. Different rates of nitrogen fertilizer including 0, 100, 200 and 300 kg/ha as main plots and sole cropping of corn and peanut, rows of corn and peanut intercropping at ratio of 1:1, 2:1, 1:2 and 2:2 as sub plots, comprised the experimental factors. The highest corn grain yield (10540 kg/ha) was obtained under the interaction effect between 200 kg N/ha and C6 intercropping system by the ratio of 2:2. The interaction effect between 100 kg N/ha and C5 intercropping system by the ratio of 1:2 showed the greatest peanut grain yield (1786 kg/ha). By increment of nitrogen application, the rate of oleic acid decreased in peanut oil, but the content of linoleic acid enhanced. The highest ratio of oleic acid (27.31%) was observed under corn and peanut intercropping systems at the ratio of 2:1. In general, nitrogen application up to 100 kg/ha and intercropping systems between corn and peanut at the ratio of 2:1 could be recomendable to improve land equivalent ratio and enhancement of grain yield and peanut oil quality under the climatic condition of region.
    Keywords: Intercropping patterns, land equivalent ratio, Nitrogen, Oil quality, Peanut
  • Sara Ghanbari, Mohammad Moradi Telavat *, Seyyed Ataollah Siadat Pages 821-834
    In order to determinate the optimum combination of barley with fenugreek in intercropping under cow manure levels, an experiment was conducted as split plot based on a randomized complete blocks design with three replications at the research farm of Ramin Agriculture and Natural Resources University of Khouzestan during growing season of 2014-15. In this study, four manure levels (0, 12, 24 and 36 t.ha-1) were placed in the main plots, and eight levels of replacing and increasing ratios of intercropped cultures including 75% barley 25% fenugreek, 50% barley 50% fenugreek, 25% barley 75% fenugreek, 100% barley 16.6% fenugreek, 100% barley 33.3% fenugreek, 100% barley 50% fenugreek and pure cultures of both plant were placed in sub-plots. The results showed that the highest barley dry forage yield (2850 kg.h-1) was obtained from treatment of Sole barley by application of 36 ton.ha-1 manure, also the highest fenugreek dry forage yield (1633.33 kg.h-1) was obtained from treatment of Sole fenugreek by application of 24 ton.ha-1 manure. According to the highest System Productivity Index (SPI = 2933.29) from two treatment of 100% barley 50% fenugreek and 100% barley 33.3% fenugreek by application 36 ton.ha-1 manure, An increase of culture at 36 ton.ha-1 of manure was the best composition in the present experiment. Also the Land equivalent ratio and aggressivity index was obtained in increasing ratios of intercropped cultures and with application of 36 ton.ha-1 manure more than one. Therefore, in this study, barley and fenugreek were introduced two species compatible combinations of intercropping.
    Keywords: Aggressivity Index, Dry Forage Yield, land equivalent ratio, Organic Agriculture, System Productivity Index
  • Hasan Mousapour, Ahmad Ghanbari, Mohammad Reza Asghari Pour * Pages 835-850
    This experiment was conducted to examine the effect of sowing date and different combinations of ajwain and isabgol intercropping on the grain yield, yield components, ajwain essential oil yield, weed control, and the mucilage percent of isabgol as split plot based on RCBD with three replications in Zabol University research farm in 2013. The main factors included two sowing dates of January 09 and February 08. The six additive cropping patterns including sole cropping of ajwain, sole cropping of isabgol, 25% isabgol 100% ajwain, 50% isabgol 100% ajwain, 75% isabgol 100% ajwain, 100% isabgol 100% ajwain comprising subplot. The results revealed that delayed sowing led to significant increase in ajwain essential oil percentage, however, seed and biological yield, essential oil yield and 1000-seed weight of ajwain decreased by 12.31, 13.7, 0.5 and 35.1%, respectively. In addition, sowing delaying did not have significantly impact on grain and biological yield of isabgol. Intercropping patterns significantly reduced yield and yield components of both crops. The highest seed yield of ajwain (2309 kg.ha-1) and isabgol (539 kg.ha-1) were obtained in sole cropping. The lowest dry weight of weeds was obtained from the planting date of January and cropping pattern of 100% isabgol 100% ajwain. The highest LER was observed in cropping patterns of 50 and 75 of isabgol 100% ajwain, that it is indicated yield advantage in intercropping over monocropping.
    Keywords: Essential oil yield, intercropping, land equivalent ratio, Medicinal plants, Mucilage percent
  • Abdulhamid Mohebbi * Pages 851-860
    In order to evaluate the effect of integrated plant nutrient management, an experiment was conducted with different fertilizer treatments in a randomized complete block design with six treatments in five replicates (each replicate contains a date palm tree) in Abadan during 2010-13. Treatments were mineral fertilizer, 50% of mineral fertilizer organic fertilizer, 25% of mineral fertilizer organic fertilizer organic sulfur, 25% of mineral fertilizer organic fertilizer powdery sulfur, 25% of mineral fertilizer organic fertilizer organic sulfur mulch, 25 mineral fertilizer organic fertilizer powdery sulfur mulch. The results showed that different fertilizer treatments had significant effect on the yield (P
    Keywords: Date Palm, mineral fertilizer, Mulch, organic fertilizer, sulfur
  • Davood Naderi *, Esmaiel Mahmoudi Pages 861-870
    In order to evaluate the effect of different culture media on chemical and quantitative characteristics of Marigold, an experiment was conducted in completely randomized design with eight treatments and three replications in Islamic Azad University of Isfahan (Khorasgan) branch during the year of 2014. The treatments were including garden soil, garden soil spent mushroom compost, garden soil spent mushroom compost rice bran, garden soil spent mushroom compost rice bran manure, garden soil rice bran, garden soil rice bran manure, garden soil spent mushroom compost manure, garden soil manure. The results showed that increasing manure in various treatments enhanced carotenoids and anthocyanin in Marigold, so that the highest carotenoids and anthocyanin was observed in the combined treatment of manure, but adding rice bran and garden soil alone reduced carotenoids and anthocyanin in Marigold. The effect of the combined media (garden soil spent mushroom compost rice bran manure) increased content of leaf flaveonoids, but absent of manure and mushroom compost significantly decreased them. The chemical compositions of Marigold were Delta-Cadinene, Gamma-Cadinene and Phthalic acid. The highest Delta-Cadinene obtained from spent mushroom compost garden soil manure medium.
    Keywords: Delta-Cadinene, Manure, rice bran, Secondary Metabolites, Spent mushroom compost
  • Hamdollah Eskandari *, Ashraf Alizadeh-Amraie Pages 871-880
    Energy efficiency is an important index for evaluating the sustainability of cropping systems. Therefore, the effect of supplemental irrigation on grain yield and energy efficiency of barley was evaluated under dry land farming system. The experiment had two treatments (with and without supplemental irrigation at flowering stage) and seven replications. Grain yield was evaluated by measuring grain yield, spike per unit area, grain per spike, 1000-grain weight, biological yield and harvest index. Energy efficiency of the system was evaluated by calculating input energy and output energy of the system used for measuring energy ratio and net output energy indices. Results indicated that supplemental irrigation at flowering stage, increased barley grain yield from 1523.56 to 2259.29 kg.ha-1 affected by grain number per spike, since 1000-grain weight and spike per unit area were not significantly affected by supplemental irrigation. Total energy input of barley dry land farming was 29812 MJ.ha-1. Supplemental irrigation was resulted in 683 MJ.ha-1 energy addition to cropping system. However, because of 48 percent increasing in grain yield resulted in 10819 MJ.ha-1 energy output of the system, which increased energy ratio and net output energy to 45 percent and 10133 MJ.ha-1, respectively. Therefore, a supplemental irrigation at flowering stage, addition to increasing of grain yield, can improve energy efficiency of barley dry land farming system.
    Keywords: Energy Ratio, input, net energy, water availability, yield components
  • Elham Nozarpour, Reza Tavakkol Afshari *, Elias Soltani, Naser Majnon Hoseini Pages 881-892
    This study was conducted to evaluate the effects of water potential and temperature on seed germination rate of lemon balm (Mellissa officinalis L.). The seeds were incubated in various temperatures of 20, 23, 25, 27, 30 and 32ºC and water potentials of 0, -0.2, -0.4, -0.6 and -0.8 MPa in three replications. This study was conducted in Seed Laboratory, College of Agriculture and Natural Resources, University of Tehran in Karaj in 2015. Data were analyzed using combined statistical design in a completely randomized design in several places. Segmented function was evaluated to describe cardinal temperatures. The base, optimum and ceiling temperatures of lemon balm were 17.30, 30.9 and 35ºC under optimum conditions of water potential, respectively. The base temperature increased gradually with decreasing water potential and increased to 21.25°C in -0.8 MPa water potential. The optimum temperature decreased to about 28°C by decreasing water potential to -0.6 MPa. Lemon balm seeds did not germinated in 5, 10, 15 and 35°C in any moisture levels. The R2 value of hydrothermal time model was 0.55. The hydrothermal value was 71.41 MPa oday and According to this model seed germination of lemon balm needs to 71.41 MPa oday. The results can be used for future studies on the seed biology and ecology of lemon balm.
    Keywords: Cardinal temperature, germination, Hydrothermal time model, Melissa officinalis L, segmented function
  • Elnaz Ebrahimian, Alireza Koochaki *, Mehdi Nasiri Mahalati, Soroor Khorramdel, Alireza Beheshti Pages 893-905
    In order to study the effects of tillage systems and wheat residue levels on soil physical, chemical and biological characteristics a randomized complete block design arranged in split block with three replications was set in research farm of Ferdowsi University of Mashhad in 2013-2014 growing season. Four different tillage systems (disk, mouldboard plough disk, sweep plough disk and chisel plough disk) as vertical factor were employed in combination with five different crop residue applications (0, 25, 50, 75 and 100 percent wheat residue) as horizontal factor. Due to soil sampling in April (2013), November (2013) and June (2014), data were analysed as split block in time. According to the results, the lowest total nitrogen (0.094%), available phosphorus (12.50 mg/kg) and organic carbon (0.52%) were observed when mouldboard plough was applied, while the highest values were obtained using chisel plough followed by disk. Irrespective of sampling time, total nitrogen, available phosphorus and potassium as well as organic carbon significantly increased with increasing wheat residue application. Furthermore, crop residue application caused significant reduction in soil pH (up to 0.45 unit) and improved microbial biomass and activity (by 20.6%).
    Keywords: Chisel plough, Microbial biomass, Mouldboard plough, Organic carbon, Soil respiration
  • Hamdollah Eskandari * Pages 907-919
    Effect of complementary irrigation during reproductive growth stage on grain yield, percent and yield of oil and energy efficiency of rapeseed was evaluated in a dry land farming system. Experiment was conducted with three treatments (without complementary irrigation, one complementary irrigation during flowering and two complementary irrigations during flowering and grain filling periods) and three replications. Results indicated that silique number, grain number per silique, 1000-grain weight, biological yield, harvest index, percent and yield of oil were significantly (P≤0.01) improved by complementary irrigation. One and two complementary irrigation improved grain yield by 56 and 91 percent, respectively. Oil percent increased by one and two complementary irrigation from 32.18 to 35.0 and 37.22 percent, suggesting the improvement of oil yield up to 43 and 75 percent, respectively. Total energy input of barley dry land farming was 29007 MJ.ha-1, where the height input energy was belong to fertilizer. Supplemental irrigations increased input energy of the system. However, 488 and 789 kg/ha increasing in grain yield of one and two complementary irrigations resulted in 10596 (56 percent) and 17121 (91 percent) MJ.ha-1 of energy output of the system, respectively, suggesting supplemental irrigation can improve energy efficiency of rapeseed dry land farming system.
    Keywords: Energy Ratio, input, net energy, water availability, yield components
  • Mohammad Sayyari *, Sajjad Alvandi Pages 921-933
    In order to preserving of button mushroom during storage, an experiment was carried out through a factorial experiment based on a completely randomized design. In this research the effect of calcium ascorbate (0, 0.4 and 0.8 percent) and hot water treatment (45°C) was investigated on qualitative characteristics such as weight loss, firmness, vitamin C, total phenol, polyphenol oxidase activity (PPO) and color parameters. After treatment, mushrooms were kept at 1 ± 0.5°C and 90% relative humidity and then qualitative characteristics were evaluated after 0, 10, 15, 20 and 25 days. The results showed that calcium ascorbate associated with heat treatment had significant effects on weight loss, firmness, color parameters and PPO activity. The effect of time on all parameters in statistical level 1% and the interaction effect of treatment and time on weight loss, color parameters and PPO activity were significant. The best results in preserving mushroom quality appeared to be obtained from 0.8% calcium ascorbate with heat treatment.
    Keywords: Color parameters, Polyphenol oxidase activity, Qualitative traits, Texture firmness, vitamin C
  • Samaneh Zadehparizi, Ahmad Tajabadi Pour *, Isa Esfandiarpoor Pages 935-947
    Potassium is a very important plant nutrient not only because of its large demand, but also because of its important physiological and biological functions in plant. Therefore, understanding of soil potassium status can lead to better use of potassium fertilizers. This study was done to evaluate 10 extractants for estimating available potassium for pistachio in 28 calcareous soils of Rafsanjan in a completely randomized design with three replications in greenhouse conditions in Vali-e-Asr university of Rafsanjan in 2014. Potassium was extracted by 1 M NH4OAc, 0.01 M CaCl2,2 M NaCl, 0.1 M HNO3, boiling 1 M HNO3, distilled water, 1M NaOAc, Mehlich1, Mehlich3 and DTPA-NH4HcO3.The results showed that extraction of K decreased in the order: boiling 1 M HNO3> 2 M NaCl > 1M NaOAc > Mehlich3> 1 M NH4OAc > 0.1 M HNO3> DTPA-NH4HcO3> Mehlich1> 0.01 M CaCl2> distilled water. 1M NaOAc was selected as the most suitable extractant for potassium in calcareous soils of Rafsanjan on its high correlation with leaf and shoot K concentration. Multiple regression equations indicated that potassium extracted from the soil dependent to different physical and chemical properties of soil such as amount of clay and cation exchange capacity.
    Keywords: Ammonium acetate, concentration, growth, Mehlich, Soil characteristics, uptake
  • Reza Rezaee *, Behzad Hessari Pages 949-963
    In order to understand the current status of apple orchards and their suitability to the organic principles, this research was conducted in 11 main apple growing sites in Urmia during 2008-2011. An analytical and descriptive research method was used to collect necessary data through interview, observations as well as by random distribution of questionnaires with 44 variables among 366 apple growers. Frequency distribution, correlation and multivariate analysis of variance was used for analysis of data. There were significant differences between and within sites in terms of all variables. Suitability of apple orchards to the organic principles was determined 30-80 percent in terms of membership in cooperatives, orchard area, second job, working time, tendency of growers to organic, orchard fertilization, access to river water, soil depth, pesticide usage and orchard floor management. Considering 91.8 percent of orchards located in plains as well as mismanagement of the apple orchards, especially in view of the severity of pruning and shoots over-growth and flood irrigation, the whole region showed lower suitability for organic production. A significant negative correlation (r = -0.12) was observed between education level and the tendency of growers towards organic production, indicating lack of organic educations among growers. Based on the results, production of organic apple in some elevated parts of the region is possible and its successfulness depends on supplementary studies in terms of defining standards, contraction with growers as well as continuous monitoring on the production and marketing process.
    Keywords: Bio-farming, Food safety, Orchard management, pesticide residues, Organic
  • Hossein Meighani *, Mahmood Ghasemnezhad, Abouzar Hashempour Pages 965-975
    In this study the pomological characteristics and antioxidant compounds of 13 genotypes of ber fruit collected from the Hormozgan province were evaluated. Ber fruits harvested at commercial maturity stage and their quantitative and qualitative characteristics were studied. The results showed that there is a significant difference between ber genotypes for these traits. The highest fruit and flesh weight, fruit diameter and fruit flesh percentage was related to genotype G3. The highest fruits and seeds were belonged to genotype G11. The level of total soluble solids (TSS), titratable acidity (TA) and TSS/TA ratio were higher respectively in the G9, G3 and G10 genotypes than others. Biochemical measurement results showed that the total phenolics and flavonoids content and antioxidant capacity of fruits is the highest in the genotype G5, while the highest amount of vitamin C obtained from genotype G4. Amount of catechin and quercetin of flavonoids were maximum, respectively in the genotypes G3 and G10. Positive correlation was observed between the amount of antioxidant activity with vitamin C, total phenolics and flavonoids content of ber fruit genotypes. Overall, the results of this study demonstrated that sensory attributes in the G10 and quantitative properties and antioxidant compounds in G3 genotype were higher and ber could be cultivated as a fruit with high nutritional values in the appropriate areas.
    Keywords: Ber (Indian jujube), Catechin, Quercetin, Total flavonoids, total phenolics
  • Mohaddeseh Kiani *, Mohammad Reza Jahansouz, Ali Ahmadi Pages 977-985
    Conventional tillage systems have harmful effects on soil structure. To evaluate the performance of different methods of tillage on yield and growth characteristics of some autumn chickpea an experiment carried out in a randomized complete block design with 4 replications as split plot arrangement at the University of Tehran experimental farm in Karaj in 2012. In this study the effect of three conventional tillage, minimum tillage and no tillage were investigated on three chickpea cultivars yield included Arman, Hashem and ILC-482. Coincides with the planting of seeds, superphosphate fertilizer was added to the soil at the rate of 150 kg.h-1. The results of this study showed that the highest emergence percentage was related to conventional tillage, but since the pea plant is indeterminate, increasing the yield component like seeds per pod, number of pods per plant and seed weight in Hashem and Arman cultivars, led to better performance in minimum tillage compared with conventional tillage and no-till. Hashem and Arman cultivars hade the highest yield in tillage systems compared to other treatments.
    Keywords: Arman cultivar, Chickpea grain yield, Chickpea yield component, Hashem cultivar, ILC-482 cultivar, reduced tillage
  • Ali Naderi Arefi, Ali Ahmadi *, Manijeh Sabokdast Pages 987-999
    This study was carried out to examine the effects of drought stress on cotton leaf characteristics and its yield during 2014. The experiment was conducted in greenhouse and field conditions at Garmsar agricultural research station. The experimental design was RCBD with 3 replications arranged in split plots. Main plots and subplots designated to water stress levels and genotypes, respectively. In greenhouse, water stress decreased RWC and Excised Leaf Water Loss (ELWL). RWC of genotypes No.221, Aria, Narabri, and Sepid was higher than the others. ELWL of Aria, K8801 and K8802 was more than other genotypes whichalso their RWC was higher. ELWL of Varamin and Sahel cultivars were the lowest. At field conditions, the effects of 9, 12, 18, 24 and 30 day irrigation intervals after first flower stage, on yields of these cultivars were studied. Nine days intervals increased the yield of Varamin, Khordad and K8801 but their difference was not statistically significant. At fourth and fifth irrigation intervals,the yield of all genotypes decreased. 18 days intervals lead to yield loss too, but, because of insignificant decrease and for efficient use of water, it can be recommended that after normal irrigation from planting to first flower, to irrigate of cotton at 18 day intervals. Extension of K8801 can reduce water use and may help to permanent production.
    Keywords: drought, Excised Leaf Water Loss, Genotype, RWC, yield
  • Fatemeh Hosseinpoor *, Vali Rabiei, Mohammadesmaeil Amiri, Ali Soleimani Pages 1001-1015
    By considering short shelf life time of nectarine fruit and the importance of postharvest physiology, In order to study the effect of nano-packaging with hot water treatment to maintain qualitative characterestics and increase the storage life of nectarines cv. ‘Sunglo‘ an experiment was carried out in 2014. The experiment was designed in a CRBD (completely randomized block design) based on factorial with three replications and fruits qualitative characterestics every 10 days, during 40 days storage with 0-1C0 temperature, 90-95 percent RH were measured. The results showed that nano-packaging caused to maintain the vitamin C, titratable acidity and total soluble solids, and also nano-packaging compared to conventional packaging on weight loss, color quality and increasing browning was not significant effect. The amount of pH was decreased during 30 days of storage, then was increased to 40 days. The peroxidase enzyme activity increased with time, but this process in nano-packaging less than control treatment. The flavor index and carotenoids increased with time, but this process was significant decrease in carotenoids during 40 days of storage. Decrease in fruit firmness over time within 30 days of treatment with nano-packaging is lower. The results showed that nano packaging can be a suitable method to increasing the shelf life and maintain quality of nectarine fruit cv. ‘Sunglo‘.
    Keywords: Browning, Hot treatments, Peroxidase, Postharvest, Storage