فهرست مطالب

حکمت و فلسفه - سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1396)
  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/31
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدی پارسا* صفحات 7-22
    دریدا در «اسطوره شناسی سفید» به نقش استعاره در متون فلسفی و اینکه فلسفه چطور به استعاره پرداخته توجه کرده است. از نظر وی وقتی فیلسوفان استعاره را تعریف می کنند، آن را به استعاره اسمی فرومی کاهند، و این نشان می دهد که آن ها تلاش کرده اند تا استعاره را تابع مفهوم سازند؛ اما دریدا تقابل مفهوم به عنوان عنصر فلسفه و استعاره به عنوان عنصر ادبیات را نمی پذیرد، و نشان می دهد که مفهوم و تمام مفاهیم فلسفی خود استعاره هستند و حرکت استعاره حرکت مولد مفاهیم فلسفی است. در واقع، از نظر دریدا قیاس شعری حرکت مولد قیاس منطقی است. ریکور در «استعاره و گفتمان فلسفی» به تندی به نظر دریدا در «اسطوره شناسی سفید» حمله می کند. از نظر ریکور تمایز میان گفتمان ها مهم ترین دستاورد سنت برای ما است و دریدا در اثر خود تمایز مهم میان گفتمان فلسفی و گفتمان شعری را نادیده گرفته است. دستاورد تاریخ برای ما تمایزاتی گفتمانی است که خود ایجاد کرده است و واسازی تقابل ها در دریدا به قیمت در هم ریختن گفتمان های متمایز تمام می شود. ریکور به ویژه به تمایز میان قیاس شعری و قیاس منطقی توجه می کند و سعی دارد که نشان دهد در آثار ارسطو تمایزی نظام مند میان این دو ایجاد شده است و سپس مسائل مطرح در مورد این تمایز را در فلسفه مدرسی پی می گیرد. ریکور در نهایت به این نتیجه می رسد که تمایزی ظریف در نقطه ای که این دو گفتمان بیشترین نزدیکی را با هم دارند، وجود دارد.
    کلیدواژگان: دریدا، ریکور، استعاره، قیاس، اسم خاص، گفتمان
  • احمد رجبی* صفحات 23-42
    هایدگر در درس گفتار تمهید برای تاریخ مفهوم زمان، نقدی درونی بر موضوع پدیدارشناسی استعلایی وارد می کند و هوسرل را متهم می سازد که پرسش از نحوه خاص وجود افعال روی آورنده آگاهی و معنای وجودرا به طور کلی فروگذاشته است. هایدگر به واسطه این نقد، با بازگشت به مبدا پدیدارشناسی؛ یعنی چرخش از رویکرد طبیعی به رویکرد استعلایی پدیدارشناسانه، به فهم خاص خویش از موضوع پدیدارشناسی؛ یعنی دازاین راه می برد. در مسیر تفسیر این نوشتار نشان داده خواهد شد که هایدگر، بر خلاف فهم مشهور، نه تنها منکر چرخش استعلایی هوسرل و مسیر اپوخه و تقلیل ها نیست، بلکه برعکس به معنای خاصی، هم اپوخه و هم تقلیل استعلایی را می پذیرد؛ بدین معنا که اطلاق سوژه استعلایی مطلق را چنان ریشه ای می کند که مبدایت رویکرد طبیعی هوسرل حذف می شود و تمایز میان وجود انسان با سوژه مطلق نیز از میان می رود. بدین ترتیب، دازاین، به نحو خاصی در جایگاه سوژه مطلق، به نحو توامان در اطلاق و تناهی انضمامی آن قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، آگاهی استعلایی، سوژه، دازاین، روی آورندگی، هستی شناسی
  • احمد عسگری*، سینا سالاری خرم صفحات 43-64
    فارغ از باب دوم کتاب الحروف که به سیر تکوین زبان و صنایع قیاسی می پردازد، دو باب اول و سوم عمدتا به توضیح در خصوص معانی حروف فلسفی اختصاص یافته است. به نظر می رسد این ساختار اتفاقی نبوده و حکایت از برنامه فراهست شناختی الحروف دارد. ابتدا با طرح مسئله ای فراهست شناسانه در خصوص نسبت میان جهان، تمثل جهان و زبان، نشان می دهیم که فارابی قائل به کفایت زبان طبیعی برای تمثل اندیشه های مابعدالطبیعی نیست، این بینش در مسئله نسبت میان موجود و وجود پررنگ می شود و فارابی را بر آن می دارد که منطق خاصی برای موجود وضع کند. در آخر با تکیه بر باب دوم الحروف روشن می شود که فارابی به نیاز برای زبانی مختص به مابعدالطبیعه تصریح دارد؛ اما دغدغه او در سطح نظر باقی نمی ماند و منطقی خاص، شامل نحو و سمانتیکی ویژه، برای مابعدالطبیعه بسط می دهد. او مابعدالطبیعه را علم به امور فرامقوله می داند. اگر بخواهیم این امور مابعدالطبیعی را به طریق درست تعبیر کنیم، به نظر فارابی باید به صورت حروف نحوی بیان شوند.
    کلیدواژگان: کتاب الحروف، مابعدالطبیعه، فراهست شناسی، موجود و وجود، نحو و سمانتیک
  • حامد قدیری *، محمد سعیدی مهر صفحات 65-78
    یکی از مولفه های اصلی فلسفه پاتنم مخالفت با رئالیسم متافیزیکی است. بنا به قول مشهور، استدلال مبتنی بر نظریه مدل و استدلال مغز در خمره دو استدلالی هستند که پاتنم علیه رئالیسم متافیزیکی طرح کرده است. علاوه بر این دو، برخی معتقداند «پدیده نسبیت مفهومی» پاتنم نیز استدلالی مستقل علیه رئالیسم متافیزیکی ست. پدیده ی نسبیت مفهومی وضعیتی ست که در آن، دو جمله ی ظاهرا ناهم خوان هم زمان صادق اند. در آثار مختلف پاتنم مویداتی برای این قول وجود دارد، اما در جایی تقریری کامل و صریح از این استدلال نقل نشده است. در این مقاله، نخست تقریری از استدلال مبتنی بر پدیده نسبیت مفهومی علیه رئالیسم متافیزیکی ارائه خواهیم کرد. سپس نشان خواهیم داد که چنین استدلالی از استدلال مبتنی بر نظریه مدل و استدلال مغز در خمره مستقل نیست. بنابراین نمی توان چنین استدلالی را در عرض دو استدلال اصلی پاتنم در نظر گرفت. عدم استقلال این استدلال دو نتیجه در پی خواهد داشت: نخست آن که پذیرش این استدلال منوط به پذیرش دست کم یکی از دو استدلال قبلی پاتنم است؛ دوم آن که هر نقدی علیه دو استدلال مشهور پاتنم به مثابه نقدی علیه این استدلال خواهد بود.
    کلیدواژگان: هیلاری پاتنم، نسبیت مفهومی، رئالیسم متافیزیکی، استدلال مبتنی بر نظریه ی مدل، استدلال مغز در خمره، رئالیسم درونی
  • امید کریم زاده* صفحات 79-94
    در این مقاله پس از مروری کوتاه بر مفهوم توجیه در فلسفه سیاسی به معرفی مفهوم موانع داوری در فلسفه سیاسی رالز می پردازیم و نشان می دهیم که تاثیر این موانع چگونه از رسیدن به داوری های معین درباره موضوعات سیاسی، اخلاقی و دینی جلوگیری می کند و به نوعی کثرت گرایی سیاسی می انجامد. پس از شرح این مفهوم مشکل عدم تقارن را که انتقادی به لیبرالیسم سیاسی رالز به شمار می آید، مطرح می کنیم و برخی واکنش های فیلسوفان سیاسی معاصر را به آن مورد بررسی قرار می دهیم؛ سپس راه حل کونگ را که مبتنی است بر تمایز بین اختلاف نظرهای مربوط به خیر و اختلاف نظرهای مربوط به عدالت برای مشکل عدم تقارن شرح می دهیم. کونگ این تمایز را از طریق تمایز بین اختلاف نظرهای بنیادین و اختلاف نظرهای توجیهی نشان می دهد و می کوشد از این طریق راه حلی برای مشکل عدم تقارن در لیبرالیسم سیاسی بیابد. در پایان استدلال کونگ را ارزیابی می کنیم و نشان می دهیم که این استدلال در چه صورتی موفقیت آمیز خواهد بود.
    کلیدواژگان: انتقاد عدم تقارن، لیبرالیسم سیاسی، اختلاف نظر بنیادین، اختلاف نظر توجیهی، مشروعیت سیاسی، جان رالز، جاناتان کونگ
  • حمیدرضا محمدی*، محمدرضا عبدالله نژاد صفحات 95-112
    سائول کریپکی، در کتاب قواعد و زبان خصوصی از نظر ویتگنشتاین، تفسیری خاص و نسبتا رادیکال از بحث پیروی از قاعده ویتگنشتاینرا ارائه می دهد که بر اساس آن تمامی زبان و مفهوم سازی های آن ناممکن و در واقع غیرقابل فهم می شود. یکی از نتایج این تفسیر، دیدگاهی معروف به «دیدگاه جامعه محور» است که معتقد به ضرورتا اجتماعی بودن زبان بوده است و در نوک پیکان حمله به ایده زبان خصوصی و مدل خصوصی پیروی از قاعده قرار دارد. بر اساس این دیدگاه، پیروی از قاعده و لذا زبان پدیده ای اجتماعی است و در نتیجه کروزوی از بدو تولد تک افتاده ای که بتواند سخن گفته و از قواعد پیروی کند، نمی تواند وجود داشته باشد. این دیدگاه، با توجه به وجود متونی در آثار ویتگنشتاین که به نظر می رسد موید امکان پیروی خصوصی از قواعد هستند، موجب نزاعی تاریخی میان مفسران ویتگنشتاین شده است. در این نوشته تلاش خواهیم کرد تا با استناد به نوشته های خود ویتگنشتاین، اصطلاحات به کار رفته میان مدافعان و مخالفان این دیدگاه را روشن کنیم ساخته و از این طریق به دید روشن تری نسبت به دیدگاه های ویتگنشتاین متاخر دست یابیم.
    کلیدواژگان: ویتگنشتاین متاخر، پیروی از قاعده، زبان خصوصی، کریپکی، دیدگاه جامعه محور
|
  • Mehdi Parsakhanqah * Pages 7-22
    In “White Mythology”, Derrida deals with the role of metaphors in philosophy, and how philosophy defines metaphor. He believes that when philosophers define metaphor, they reduce it to the nominal metaphor, and this shows that they try to subject it under the concept. This is for Derrida an example of philosophy’s reductionist confrontation with its others. But Derrida deconstruct the distinction between the concept as the element of philosophy and the metaphor as the element of literature. For him, the concept and all philosophical concepts are basically metaphors, and the movement of metaphor is the movement of genesis of philosophical concepts. Riceour in “Metaphor and Philosophical Discourse” criticizes Derrida fiercely, and claims that the distinction between the discourses is what our tradition gave us, and Derrida neglects the important distinction between philosophical discourse and poetic discourse. The so called deconstruction of binary oppositions in Derrida mélanges the distinct discourses. Riceour himself tries to show the origin of the distinction between philosophical and poetic discourses in the work of Aristotle, especially about the concept of analogy. He finally concludes that an excact distinction takes form in the point of closeness of two discourses.
    Keywords: Derrida, Ricoeur, Metaphor, Discour
  • Ahmad Rajabi * Pages 23-42
    In the lecture History of the Concept of Time: Prolegomena Heidegger levels an immanent phenomenological criticism at Husserl’s transcendental phenomenology. In the lecture, Heidegger accuses Husserl that he neglects to raise two fundamental questions for the phenomenology: the question concerning the specific manner of being of the intentional acts in particular and the manner of being as such in general. By his criticism, Heidegger returns to the starting point of Husserl‘s phenomenology, i.e. the shift from natural attitude to transcendental attitude, and thereby reaching his own understanding of the matter of phenomenology. As is well known, Heidegger substitutes the Dasein for the transcendental consciousness and refuses the Husserl’s epoché and his transcendental reduction. In the following paper, on the contrary, we attempt to interpret Heidegger’s criticism in another way, which is that Heidegger adopts not only the transcendental reduction but also the absolute transcendental subjectivity. To put it more precisely, Heidegger radicalizes the absoluteness of the absolute transcendental subjectivity in Husserl’s Philosophy so much that he will be able to eliminate the Husserl’s natural attitude as a non-phenomenological and dogmatic starting point for the phenomenology. Accordingly, we claim that Heidegger’s Dasein is substituted for the absoluteness of subjectivity and the finitude of human existence simultaneously.
    Keywords: phenomenology, transcendental consciousness, subject, intentionality, Ontology
  • Ahmad Asgari *, Sina Salari Khoram Pages 43-64
    The parts I & III of Kitab al-Horuf deals with explaining the role of particles in expressing the philosophical notions. This, it seems, is a meta-ontological program that al-Farabi is developing. First, he puts a meta-ontological problem concerning the insufficiency of natural language to express the metaphysical thought especially the being, then he devises a specific logic for being and existents. It is clear that we do need a particular language for metaphysics. He develops this logic, i.e. a special syntax and semantics for metaphysics. He thinks metaphysics deals with meta-categories and if these are to be expressed adequately they must be expressed as particles.
    Keywords: Kitab al-Horuf, metaphysics, meta-ontology, Being, syntax, semantics
  • Hamed Ghadiri *, Mohammad Saeedi Mehr Pages 65-78
    Rejecting metaphysical realism (MR) is a basic element in Putnam's Philosophy. He introduces two arguments against MR: Model-theoretic (MT) and brain-in-vat (BIV). However, according to some scholars and commentators who work on Putnam's Philosophy, the phenomenon of conceptual relativity, as introduced by Putnam in some of his books, is another argument by which MR is rejected. This Phenomenon is a state in which two sentences that are at face value incompatible could be consistently true. However, there is not any explicit and complete formulation of this argument in the writings of Putnam and his commentators. In this paper, first we will formulate a version of conceptual relativity against MR. According to our version, Putnam ask the metaphysical realist to explain this phenomenon. Then we will show that this argument is not independent of MT and BIV. Therefore, the phenomenon of conceptual relativity could be an argument against MR only of we accept either MT or BIV. Furthermore, any objection to MT and BIV will weaken the argument from conceptual relativity against MR.
    Keywords: Hilary Putnam, Conceptual relativity, Metaphysical realism, Model-theoretic argument, Brain-in-vat
  • Omid Karim Zadeh * Pages 79-94
    In this paper, after a short review of the conception of justification in political philosophy, I describe the concept of 'burdens of judgment' in Rawls's political philosophy and show how the effects of the conception prevent people from reaching agreements on the most political, moral or religious judgments. Then, I describe the 'Asymmetry Objection' to Rawls's political philosophy and mention some contemporary political reactions to it briefly. Ill then take Quong's solution for this objection. This solution is based on a distinction between two different kinds of disagreements which are called foundational and justificatory disagreements respectively. Quong claims that the mentioned distinction corresponds the distinction between the disagreements concerning the matters of justice and disagreements concerning the matters of good. After describing Quong's solution, Ill criticize it and through some points concerning the epistemology of disagreement show what revisions it should have if it supposed to work and solve the problem.
    Keywords: Asymmetry objection, political liberalism, foundational disagreement, justificatory disagreement, political legitimacy
  • Hamidreza Mohammadi *, Mohammadreza Abdolahnezad Pages 95-112
    Saul. A. Kripke in his Wittgenstein on Rules and Private Language reads Wittgenstein’s private language argument as an inference from the idea of rule following. He presents a sceptical paradox about rule- following, which purports to show all language, all concept formation, to be impossible, indeed unintelligible. In this paper we will examine one of the most important outcomes of Kripkenstein’s sceptical solution, namely “The Community view” according to which, the concept of a private language is inconsistent, because using language entails following rules, and following rules entails being a member of community. This view believes that solitary or private rule-following is impossible and language is essentially social; hence it’s impossible for someone isolated from birth to follow a rule or use language. At the end we will attempt to settle this longstanding and significant dispute, by shedding some lights on the terms used by these antagonists such as Wittgenstein’s conceptions of language, essence and Crusoe.
    Keywords: Later Wittgenstein, Rule-following, Private Language, Saul Kripke, The Community View