فهرست مطالب

عرفان اسلامی - پیاپی 52 (تابستان 1396)
  • پیاپی 52 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/17
  • تعداد عناوین: 13
|
  • جان الله کریمی مطهر، مرضیه یحیی پور، رویا غلامعلی شاهی صفحه 13
    تالستوی یکی از بزرگترین نویسندگان جهان است که در آثار خود به موضوعات فلسفی-عرفانی نگاه ویژه ای دارد. این نگاه به خوبی در داستان «پسرتعمیدی» مشهود می باشد و شاید برای خواننده شرقی به- ویژه ایرانی، قرابت مفهومی آشکاری نیز داشته باشد
    مقاله حاضر به بررسی این اثر می پردازد و سعی برآن دارد تا با نگاهی مفهومی به بررسی بسترهایی بپردازد که شباهت میان داستان فوق را با ادبیات و عرفان ایرانی-اسلامی موجب گردیده است و تلاش بر آن بوده است تا ضمن پرده برداشتن از این شباهت ها نشان داده شود که داستان «پسرتعمیدی» تداعی کننده برخی از داستان های قرآنی است و هم آن که گناه و توبه که در عرفان ایرانی دارای جایگاه ویژه ای است در این داستان نیز نقش مهمی دارد. موضوع اصلی داستان آن گونه که نویسنده بزرگ این اثر بیان می کند برخاستن با نیکی در برابر بدی است که هم در ادبیات فارسی و هم در دین اسلام به آن مکررا تاکید شده است.
    کلیدواژگان: لف تالستوی، پسرتعمیدی، شرق، پدرتعمیدی، پیر روحانی، عرفان اسلامی
  • غلامرضا حسین پور، محمد سعیدی مهر صفحه 33
    مفتاح الغیب قونوی مهم ترین اثری است که در علم عرفان نظری نگاشته شد و مصباح الانس فناری نیز چونان شرحی تفصیلی بر مفتاح الغیب در استدلالی کردن مباحث عرفانی سهم بسزایی دارد. اما فصل پایانی بخش فاتحه مصباح الانس، اختصاص به مباحث سیر و سلوک دارد که فناری در این فصل، طریقه خواجه عبدالله انصاری را در منازل السائرین مطرح می کند که در واقع بازنویسی طرح فرغانی در منتهی المدارک است، زیرا فرغانی منازل سیر و سلوک خواجه عبدالله انصاری را بر وفق مبانی مکتب استادش قونوی، تقریر و عرفان عملی را از منظر عرفان فلسفی مورد بررسی قرار داده است. امام خمینی(ره) نیز در تعلیقات خود بر این فصل از مصباح الانس، برخی از منازل سلوکی خواجه عبدالله را با تقریر فرغانی مد نظر قرار می دهد و نکات بدیعی را، خصوصا از منظر عرفان نظری، گوشزد می کند. این تعلیقات را به واقع می توان قرائت امام از منازل سلوکی فرغانی خواند که در مجموع، همدلانه نگاشته شده است.
    کلیدواژگان: امام خمینی(ره)، خواجه عبدالله انصاری، فرغانی، فناری، منازل سیر و سلوک
  • قربان علمی، حسین امیدی صفحه 53
    این مقاله با استفاده از منابع دست اول و با روش توصیفی- تحلیلی به مقایسه آراء حمدون قصار، صوفی سده سوم اسلامی و لائوتسه، زاهد سده های نخستین تائویی در باب زهد می پردازد. ضرورت این تحقیق بر شباهت های ظاهری مفهوم ملامت و وووی در آراء حمدون قصار و لائوتسه است که باعث می شود یک محقق تطبیقی، به بررسی مقایسه ای دراین زمینه علاقه مند گردد. از مجموع مباحث نتیجه می شود که مفهوم وووی در آراء لائوتسه دارای سنتی مرتاضانه است که علی رغم ویژگی های مثبت آن به مانند انجام اعمال در خاموشی، اخلاص، طریقت و نفی ظاهر، پذیرش آن منجر به فقر، بی عملی، سلب مسئولیت، بی تفاوتی و زهد افراطی می شود؛ در حالی که مفهوم ملامت در آراء حمدون، دارای سنتی عابدانه است که بنیان اصلی آن بر عمل گرایی، مسئولیت بیشتر، حفظ تقوا و شریعت است.در نتیجه، مفهوم زهد در افکار این دو متفاوت است.
    کلیدواژگان: ملامتیه و زهد، وووی و زهد تائویستی، حمدون قصار، لائوتسه
  • راضیه نسبی، احمد ذاکری صفحه 71
    عرفان اسلامی (Islamic mysticism) را می توان به عرصه وسیعی تعبیر کرد که عرفان نظری و عملی را دربر می گیرد و با طریقت تصوف هم آمیختگی دارد و در مواردی تلقی یکسان یا مختلفی از آن دو می شود و در بسیاری از موارد، بزرگانی که در این عرصه شناخته شده هستند از آن حد و مرزی که باید در آن فعالیت می کردند قدم فراتر نهادند و گاه نیز دچار زیاده روی هایی در این عرصه شدند. داوود طائی یکی از شخصیت های شناخته شده در تصوف اسلامی است و حکایت های زیادی درباره وی در متون عرفانی ادب فارسی وجود دارد که اغلب تکراری هستند و به شیوه های زبانی مختلف، در کتب مختلف نقل شده اند.
    کلیدواژگان: داوود طائی، آسیب شناسی، تصوف، زیاده روی، تنبلی، عزلت، بی عملی
  • محمدرضا آرام، فاطمه رحمانی سیدشکری صفحه 89
    پژوهش حاضر، تبیین معنای تاویل عرفانی واژه «خلیفه» در سوره بقره می باشد.نظر به اهمیت بررسی واژگان و اصطلاحات قرآنی،این پژوهش پس از بررسی معنای لغوی این واژهبا تدبردرآیات30 الی 39سوره بقره به دریافت مفهوم عرفانی «خلیفه الهی» اقدام نموده و با استفاده از مفاهیم واژگان و عبارات کلیدی موجود در آیات مذکور،به نظر می رسد به معنای عرفانی این لقب در انسان دست یافته است.در همین راستا، ساختار وجودی «آدم»و رسالتش نیز مفهوم یابی شده است. در این تحقیق،تاثیر تعلیم حقیقی «الاسماء کلها»در ساختار انسان مورد بررسی قرار گرفته است.نتیجه به دست آمده این است که:تجلی کامل اسماء الهی در وجود نوع انسان،شاید عامل اصلی برای تحقق صفت «خلیفه الهی» در او باشد. وقوع این امر، فرمانبرداری قوای همه عالم را از انسان در پی خواهد داشت که در قالب سجده ملائکه بر آدم در قرآن از آن تعبیر شده است. در حقیقت ائمه علیهم السلام کسانی هستند که اسما و صفات «رب العالمین» در معنای اتم و اکمل خود، در آنها از قوه به فعل در آمده است و این معنای تاویل عرفانی «علم الاسماء کلها» است.
    کلیدواژگان: تاویل عرفانی، خلیفه، ارض، آدم، علم اسماء، سجده، هبوط
  • یوسف عالی عباس آباد صفحه 109
    موضوع مقاله، تاملی عرفان شناختی در داستان ماهان کوشیار در هفت پیکر نظامی است. این پژوهش درپی جواب دادن به این سوال است که در شعر نظامی، داستان ماهان کوشیار از چه ساختاری برخوردار است و چه مولفه هایی دارد؟ این مولفه ها در اندیشه و شعر او به چه صورتی به کار رفته است؟ «شناخت» و «عرفان»، چه راه کارهایی برای سیر داستان انجام داده اند؟
    در این مقاله، تحلیل محتوایی (Content Analysis) شیوه بررسی اشعار است که با استفاده از آن و تجزیه و تحلیل داده های متن، به ابعاد گوناگون سوال های طرح شده پاسخ داده شده است. انسان گرایی و رهایی انسان از مشکلات موجود- البته با ساختار و چهارچوبی که نظامی هنگام طرح داستان ایجاد کرده است- و راه کارهایی که عرفان و شناخت انسان ارائه کرده است، از مهم ترین مبانی تحلیل این داستان محسوب می شود.
    کلیدواژگان: نظامی، ماهان کوشیار، انسان گرایی، شناخت، عرفان
  • مختار ابراهیمی صفحه 125
    بابا افضل، فرزانه سده ششم، در عین آنکه نقطه مرکزی هستی یا وجود انسان را نفس وی می انگارد، در همان حال او را هم صاحب خرد می بیند به گونه ای که جدا کردن این دو؛ یعنی نفس و خرد ره یافته از هم امری محال است. در دیدگاه بابا افضل ادراک و دریافت همان حقیقت است؛ از این رو در اندیشه این حکیم، خودآگاهی حرکتی است که انگیزه و شوق آن در خود نفس انسان پدید می آید. نفس به جهت هم سرشت بودن (همجنسی) با اسباب یاری دهنده روحانی، فقط از این اسباب می تواند بهره مندی شایسته یابد تا با شایستگی از نقصان و فرا افتادگی در چاهسار دنیا رهایی یابد و به جاودانگی و رستگاری دست پیدا کند. در اندیشه بابا افضل از آنجا که هر موجودی خاصیتی دارد که فقط در مرتبه همان خاصیت می تواند کمال خاص خود را پیدا کند؛ با سعادت ها و شقاوت هایی که نه سعادت محض اند و نه شقاوت محض رو به رو می شویم. اما انسان متفکر خردمند در نهایت سلوک معرفتی خود و در پناه خرد می تواند به امن مطلق دست یابد.
    کلیدواژگان: بابا افضل، عرفان و فلسفه، معرفت نفس، خرد
  • عباس صمدزاده گرجان، محمود فرهمند صفحه 143
    در جهان بینی مولانا آنچه بر «رفتار کاینات» تعبیرمی شود و به عنوان رفتار طبیعت و طبایع اشیا می شناسیم، «عادت خداوندی» است که بر اراده الهی جاری است و در حقیقت قضای الهی که همان برنامه خداوندی برای مدیریت عالم است، چون فرماندهی بر روی عادات نشسته است و آن ها را می گرداند. از دیدگاه مولانا درک لایه های زیرین و جان و مغز عالم حقیقت و حقیقت عالم، در گرو رمزگشایی و رازگشایی بطون عالم طبیعت می باشد و در این مقام است که احاطه ی خداوند بر عالم و حاکمیت او بر کاینات پرده از رخسار برداشته و حقیقت وجودی خود را نشان خواهد داد. چنین نگرشی نسبت به پدیده های عالم، در پاره ای از داوری های واپسین که ما درباره ساختار عالم می کنیم، تاثیر گذار بوده، نسبت انسان را با خداوند، جهان هستی و انسان های دیگر مشخص می کند. در حقیقت آنچه در تبیین رفتارشناسی کاینات مورد نظر ماست، نه تبیین صور فلکی و اجرام آسمانی، بلکه فعل و انفعالات نهفته در عالم هستی است که از طریق مدیری محیط بر عوالم اداره می شود که در تاویل عرفانی آن، ماحصلی جز نیل آدمی به جان جهان ندارد. مولوی این کنش درونی هستی را عشق می داند و راه رهایی و جاودانگی را عاشقی می شناسد. از نظر مولانا خواست و مشیت الهی بر محور عشق می چرخد و زمانی که خود را با این کشش و کنش عظیم جهان هستی پیوند می دهیم از همه محدودیت های فردی و ظاهری رهایی می یابیم و به جان جهان می پیوندیم.
    کلیدواژگان: خداوند، عشق، انسان، مولانا، رفتارشناسی و کاینات
  • محمدرضا اسعد، مهدی رضا کمالی بانیانی، رضوان درخشیده صفحه 163
    وحدت وجود به عنوان دیدگاهی با منشا عرفانی، قدمتی دیرینه دارد که ردپای آن را می توان در هند باستان و در افکار فلاسفه پیش از سقراط در یونان و روم پی گیری کرد. هرچند در عرفان اسلامی نیز ابن عربی، نخستین عارف معتقد به این اصل نیست، اما اولین کسی است که با وارد کردن این اصل به مباحث نظری و فکری به آن توسع و تثبیت بخشید. از جمله شاعران دیگری که به این مطلب نظر داشته اند می توان به عراقی، مولوی، عطار نیشابوری و... اشاره کرد. شمس مغربی نیز از شاعرانی است که توجه زیادی به این مطلب و دیدگاه های ابن عربی داشته است. با عنایت به این که نظریه مذکور، ذاتا پارادوکسیکال و متناقض نما است و ادراک آن نوعی حیرت و هیبت در اندیشه و نفس شخص مدرک پدید می آورد، ازین رو بیان مطالب عرفانی مغربی، در نظر خواننده مبهم به نظر می رسد. در این مقاله به واکاوی شاخصه های وحدت وجود در اشعار شمس مغربی و ایضاح شاخصه های آن پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: شمس مغربی، وحدت وجود، عرفان
  • عباس گوهری، امین رضا نوشین صفحه 183
    عرفان عاشقانه، رابطه بین خدا و انسان را از رابطه بین حاکم و محکوم، خواجه و رعیت و حتی عابد و معبود، به عاشق و معشوق و معشوق و عاشق فراتر برده و از این رو نمایشگاه عالی ترین روابط انسان با خدای خویش است. بر بنیاد این نگرش عرفانی، انسان معشوق و محبوب خداوند است که در لحظه ای خاص و طی تجربه ای شگرف با وام گیری از عشق الهی، به ناگاه در عین معشوقی، عاشق و در عین محبوبی، محب می گردد. عرفان وحدت شهودی نیز، عرفانی است مبتنی بر تجربه وحدت و مدعی اینکه طی این تجربه، عارف از ماسوی الله غافل و تنها متوجه حق می گردد. در این عرفان ثنویت بین حق و خلق تصریح و بر این اساس، امکان جمع با عرفان عاشقانهممکن می شود. عرفان وحدت وجودی نیز عرفانی است مبتنی بر این مدعا که عارف طی تجربه عرفانی خویش به معرفتی مشعر بر وحدت و یگانگی خلق و حق دست یازیده و در می یابد که ثنویت بین خدا و ماسوی الله درعین وقوع، اصیل و بنیادی نیست.
    بنابر آنچه رفت، این مقاله می کوشد تا در عین صحه گذاشتن بر این مدعا که عرفان مبتنی بر وحدت شهود، مستعد عرفان عاشقانه است، علیه مدعای «عدم امکان جمع میان عرفان مبتنی بر وحدت وجود و عرفان عاشقانه»، دو دلیل، یکی مبتنی بر واقع و دیگری، مبتنی بر عقل، اقامه کند.
    کلیدواژگان: عشق، عرفان عاشقانه، وحدت وجود، وحدت شهود
  • نسرین بیرانوند، حسین آریان، فهیمه سازمند صفحه 197
    «فقر» یکی از مراحل سیر و سلوک عرفانی و در لغت به معنای نیاز و احتیاج است و در اصطلاح صوفیه، نیازمندی به خدا و بینیازی از غیر اوست. «فقر و غنا» در ادبیات ایران و به خصوص در آثار عرفانی، سابقهای کهن و جایگاهی والا دارد. فقر در لغت به معنای درویشی و نداری و «غنا» نقطه مقابل آن و به معنی توانگری، بینیازی و دولتمندی است. سالک در این وادی به صفت عدم اصلی و فقر ذاتی خود برمیگردد و به آن اقرار میکند. فقر از مسائل مهم عرفانی است و علاوه بر شاعران که در دیوانهای خود به آن اشاره کردهاند خود عرفا نیز در این زمینه نظریهپردازی میکنند. این جستار که با روش تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است بر آن است که مقوله فقر را از دید دو عارف (انصاری و مولانا) همراه با شواهد شعری تبیین و تفسیر کند و آن را از دید عرفان مورد بررسی قرار دهد.
    کلیدواژگان: فقر، غنا، عرفان، تصوف، انصاری، مولانا
  • رضا حیدری نوری صفحه 219
    عرفان اسلامی که ملهم از آموزه های وحیانی است، به استناد آیه شریفه «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین انه الحق» (فصلت/53)، سلوک اهل طریقت را شامل سیر آفاقی و سیر انفسی محسوب می دارد.
    عطار که در شاهکارهای منثور و منظوم عرفانی خود، به تبیین نحوه سلوک عارفانه پرداخته است، به سیر آفاقی عنایتی ویژه داشته و سالک طریقت را بدان توجه داده است.
    در اندیشه عارفانه عطار، سیر آفاقی بر سیر انفسی تقدم دارد. او به مصداق «المجاز قنطره الحقیقه»، مشاهده مظاهر عالم را، که مظهر اسماء و صفات حق محسوب می شوند، لازمه سلوک صوفیانه می داند و درک کیفیت ارتباط موجودات با یکدیگر و با خالق هستی را باعث مشاهده جلوه و جمال حق در عناصر خلقت می شمارد.
    سیر آفاقی عطار، از مرحله ماده و طبیعت، تا مرحله روح و جان و تا عالم ملکوت ادامه می یابد. او با نگاه نافذ خویش، حجاب های گوناگون را از چهره مظاهر هستی بر می دارد و به باطن آن ها راه یافته، و حقیقتی واحد را در وجود ممکنات عالم، ساری و جاری می بیند و در سایه نظریه وحدت شهودی خود، به مبدا حقیقی جهان- که نهایت آمال اهل عرفان است- متصل می گردد.
    کلیدواژگان: عرفان، تصوف، سیر آفاق، سیر انفس، حق، عطار
  • ناهید جعفری صفحه 237
    داستان دل دادگی «رابعه و بکتاش» در «الهی نامه» یکی از شورانگیزترین داستان های منظوم عاشقانه و عارفانه کهن ادب پارسی است که نغمه گر نوای دل نشین و جان افزای آن، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، شاعر نامی و پر آوازه قرن ششم هجری قمری است. او از مفاخر و نام آوران بزرگ ادبیات عرفانی و مثنوی های عاشقانه است که نه تنها در بحر معانی فرید؛ بلکه در خلق داستان های ناب و دل نواز عاشقانه و عارفانه نیز بس بی بدیل است. در میان آثار عطار، مثنوی هایش به سبب وسعت دامنه معانی و داشتن مفاهیم گوناگون و سبک داستانی و در عین حال رمزی، در بیان نکات و دقایق عرفانی، جاذبه ایی بس شگرف دارد و از آن جایی که در سخنان عطار همواره احوال روح را باید جستجو کرد، پس به همین سبب نیز او در مثنوی «الهی نامه» راوی داستان عارفانه و عاشقانه ایی می شود با نام «رابعه و بکتاش» که تماما تفسیر و تصویر روح است. رابعه، قهرمان اصلی این داستان که نقش دختری عاشق و دل باخته را ایفاء می کند، نمادی از «روح» و معشوق او، «بکتاش»، رمزی از «نفس» آدمی است که شوریده روزگار از آغاز تا پایان این داستان را به توصیف سیر رستگاری رابعه «روح» و سیر تکامل بکتاش «نفس» اختصاص داده است.
    کلیدواژگان: عطار نیشابوری، رابعه، بکتاش، رمز، روح، نفس
|
  • Janolah Karimi Motahhar, Marzieh Yahyapour, Roya Gholamalishahi Page 13
    Leo Tolstoy is one of the greatest renowned writers of the world who, in his works, adopts a special stance regarding issues of philosophical and mystical nature. This is quite visible in the story “The baptized son” which might be of clear conceptual resemblance for the oriental audience, especially those from Iran.
    While dealing with this story, the present article strives to maintain a conceptual interpretation of the elements that have caused a resemblance between the aforementioned story and the post-Islamic literature and mysticism of Iran. It also tries to disclose these similarities and at the same time clearly illustrate that the “Baptized Son” is an allusion to some Quranic stories. It also focuses on portraying the fact that concepts like sin and repentance enjoy a special place in the Iranian mysticism just as they do in this story. As this great author pictures, the main theme of the story is the ever-lasting struggle between vice and virtue, one of the major themes both in Islam and in Persian literature.
    Keywords: Leo Tolstoy, the Baptized Son, Orient, the Baptized Father, the spiritual guru, Islamic mysticism
  • Gholamreza Hosseinpour, Mohammad Saeedimehr Page 33
    Qunavi’s Miftah al-Ghayb is the most important work that was written in the knowledge of theoretical mysticism and also Fanari’s Misbah al-Uns as detailed description on Miftahal-Ghayb, having shared in arguing mystical topics. But the last chapter at the beginning of the Misbahal-Uns, is devoted to spiritual journey that Fanari in this chapter states the way of Khwaja Abdullah Ansari, in Manazelal-Saerin that, in fact, rewriting Farghani’s design in Montahal-Madarek, because Farghani, Khwaja Abdullah’s spiritual stations of the journey in accordance with the principles of the his master’s school, Qunavi, written and practical mysticism is studied from the perspective of philosophical mysticism. Imam Khomeini also has writing commentaries on this chapter of Misbah al-Uns that considers Khwaja Abdullah’swaystations, with Farghani statementand designs newfound points, particularly in terms of theoretical mysticism. Indeed, the commentaries are Imam Khomeini’s reading of Farghani’swaystations of the wayfar, thatin total, has written empathetic
    Keywords: Fanari, Farghani, Imam Khomeini, Khwaja Abdullah Ansari, waystations of the journey, the wayfar
  • Ghorban Elmi, Hossein Omidi Page 53
    This paper together with the use of firsthand sources through descriptiveanalytic method deals with comparing the concept of asceticism in the thoughts of Hamdoon GHassar, the Islamic Sufi in Three century, and Lao Tzu, the primitive ascetic in Taoism. The necessity of this search is according to primitive similarities of Taoism and Sufism school of thought in the concepts of Mallamat and Wu Wei. This similarities cause a comparative researcher to be Interested in this Field. It Takes Result that The Conception of Wu wei in the Thoughts of Lieh tzu Has a Yogi Tradition That Although It Has Positive Features Such as Doing in Reticence, Sincerity, Path and Refusal of Formalism, Nevertheless, Reception of That Lead to Poverty, Inaction, Non Responsibility, Indifference and Extremist Ascetic. But The conception of Mallammat in the Thoughts of Hamdoon Has a Semitic Tradition That Its Basic Foundation is on Pragmatic, More Responsibility, Keeping of Piety And Honesty. Thereupon The Conception of Asceticism in the Thoughts of Both is Difference.
    Keywords: Mallamatyeh, Asceticism, Wu wei, Taoist Asceticism, Hamdoon GHassar, Lao Tzu
  • Razieh Nasabi, Ahmad Zakeri Page 71
    Islamic mysticism of Sufism embraces theoretical and practical and is mixed with the Sufi path .Sometimes the same as or different from the other two are. In many cases, Elders known in this area did a lot of indulgence. Davood Taee one of the best known figures in Islamic Sufism .A lot of stories about Taee in the mystical texts of Persian literature there. Taee in some cases excesses done in this area that in this paper has been
    Keywords: Davood Taee, Diagnosis, Mysticism, Indulgence, Seclusion
  • Mohammadreza Aram, Fatemeh Rahmani Seyed Shokri Page 89
    This research is a paraphrased explanation of the word "Caliph" (Khalifeh) in Sura Baghareh. Keeping in mind the importance of investigation in Quranic words and phrases, the writer has come to perceive the true meaning of "Divine Caliph" after studying Lexical meaning of the word through prudence and thinking over Verses 30-39 of Sura Baghareh in the Quran. It is done by using true meaning of existing key words and phrases in the above mentioned verses and it looks like that she has reached the true meaning of this title in human being. To this end, existential structure of "Adam" and his mission has also been purported. In this study the effect of real teaching of "Al-Asma kolloha" in humans structure has been studied. The result is perfect manifestation of God's names (attributes) in human being. The main factor in proving the attribute of "Divine Caliph" to be true is the perfect manifestation of Gods attributes in human being accordance of which will be followed by the obedience of all the world forces to human being. That is shown in the form of angels bowing to Adam as stated in Quran.. In fact Imams (P.b.u.t) are whom that names and attributes of " Lord of all the world"(Rab-ol -Alamin) have been put in practice in them in full sense and this is the conceptual meaning of " Then he gave Adam knowledge of the nature and reality of all things and everything."
    Keywords: Caliph, World (Earth), Adam, the Knowledge of Allahs Name, Bowing Down, Descent
  • Yousef Aali Abbass Abad Page 109
    The Subject of the paper is to reflect cognitive mysticism in the story of Kooshyar Mahan in Nezami's Haftpeykar. This study seeks to answer the question of Nezami's poetry, What the structure of Mahan Kooshyar tale is and what the components are. How the components are used in his thought and poetry. What kind of solutions have "Knowledge" and "mysticism have done for the whole story?
    In this paper, the content analytical method was to study the poetry with which the analysis of the textual data, as various aspects as the questions raised have been answered.
    Keywords: Nezami, Mahan Kooshyar, humanitarianism, knowledge, mysticism
  • Mokhtar Ebrahimi Page 125
    Baba Afzal's view says that the center of Human's existence is psyche and that at the same time Human has wisdom. It is impossible to separate these two (psyche& wisdom) from each other in Baba Afzal's view. Precision means truth; therefore, this philosopher's idea is the consciousness of a movement which it's enthusiasm and motivation are produced in psyche itself. Baba Afzal discloses that every enti has a feature which can reach perfection through that feature. We deal with well-being and adversity. These well-being and adversity are not full ones, but an inseparable synthesis of both. In the final guest, Human can reach a full security thorough the shelter of wisdom; because psyche is the same as the spiritual helper tools, it exploits these tools in order to free from Depletion and reach eternity.
    Keywords: Baba Afzal, mystic, philosophy, insight, wisdom
  • Abbas Samadzadeh Garjan, Mohammad Farahmand Page 143
    In Molavie’s worldview‚ what is interpreted as "universal behavior" and that of nature‚ and essence of thing‚ is a divine tradition which is based on God’s will and indeed it is the divine's will that dominates the universe. Because he is absolute power on traditions, he hands over them. For Molana perceiving the deep and nature and essence of truth depends on understanding the nature and its essence and in this regard ‚God’s dominance on universe and nature reveals the secrets‚ displays its factual existence such a attitude toward universe phenomenon affects our presumption about structure of universe and determines the relation of human being with God‚ existence‚ and other persons as a matter of fact. What is our aim in explaining behaviorism of universe‚ not explaining the cosmetic order but our aim is explaining latent transformation in existence which is ordered based on a dominant existence at universe‚ which in its mystical interpretation‚ there is no way expect human’s willingness to the essence of universe. To Molavie, God’s will and rule are based on love, and when we integrate ourselves with this attraction of existence universe‚ we would emancipate from personal superficial restrictions. Molavie calls this inner existence attraction to love and treat the way of freedom and eternal as love.
    Keywords: God, love, human, Mowlana, Praxeology, universe
  • Mohammad Reza Assad, Mehdireza Kamali Baniyani, Rezvan Derakhshideh Page 163
    Pantheism is of a long history as a perspective with mystical origin whose trace can be followed in ancient India and in the philosopher's thought before Socretes in Greece and Rome. Although in Islamic mysticism, Ibn Arabi is not the first mystic believing in this principle, he is the first one who developed and fixed it by introducing this principle in theoretical and mental discussions. Among the poets tending to the theory are Iraqi, Molavi, Attar, etc. Shams Maghrebi is also among the poets paying much attention to the material and Ibn Arabi views. With regard to the fact that the so-called theory is inherently paradoxical and its perception creates a sort of astonishment in the perceiving person's thought and ego, expressing the Maghrebian mystical matters appears vague in the reader's eye. In this article we examined pantheism in Shams Maghrebi's poems and explained its indicators.
    Keywords: Shams Maghrebi, poem collection, existence union, mysticism
  • Abbass Gohari, Aminreza Nooshin Page 183
    Romantic (loving) mysticism changes the relationship between God and human being from the relationship between king and peasant and even the relationship between worshiper and deity to lover and beloved or beloved and lover, therefore, this is the best exhibition of human being-God relationship. According to this mystical approach, human is the lover and the beloved of God that suddenly as the same time that the human is the beloved becomes lover with the help of divine love during a tremendous experience and in a special moment.Pantheistic mysticism is a type that is related to the experience of unity and it claims that during this experience the mystic pays attention to nothing except God and pays attention only to God. In this mystical school, the dualism between creator and creature has been mentioned; So Romantic (loving) mysticism can be added to this school.Pantheistic mysticism is also a mysticism that claims the mystic during the mystical experience achieves a knowledge about unity between creator and creature and the mystic understands that although, dualism has been happened between God and other creatures but this dualism is not a basic matter, So in this essay the romantic aptitude of pantheistic mysticism has been approved and then with the use of two reasons, that one of them is based on reality and the other one is based on reason, this claim that says “The unity between pantheistic mysticism and romantic (loving) mysticism does not exist” is rejected.
    Keywords: love, romantic mysticism, pantheism, intuitive unity
  • Nasrin Biranvand, Hossein Arian, Fahimeh Sazmand Page 197
    Poverty is one stage of the mystical journey and literally means requirements and needs, and in terms of Sufism it means reliance in God and no need to others. "Poverty and riches" in the Iranian literature, especially the works by mystics, have an ancient history and a higher position. Poverty is defined as indigence and dervish-like whereas "riches" means the opposite, which are opulence, needlessness and wealth.Spiritual traveler in the territory regains his attribute of non-existence and inherited poverty where he admits.Spiritual poverty is a major mystical issue which not only do poets refer to in their divans, but also mystics have some theories respectively.
    This research was conducted with analytical methods by poetic evidence and explanations of poverty, by the viewpoints of the two mystics, namely Ansari and Maulana, and its interpretationt through mystical approach.
    Keywords: poverty, riches, mysticism, Sufism, Ansari, Maulana
  • Reza Heydari Noori Page 219
    Islamic mysticism that is inspired by revelation teachings, according to the Quranic versequoted "We will soon show them Our signs in the Universe and in their own souls until it will become quite clear to them that it is the truth." (Fussilat (41): 53), the spiritual journey of a Sufi involves traversing heavens and souls.
    Attar in his mystical masterpieces of prose and verse has explained how to have mystical journey, especially traversing heavens, and how to catch Suffi's attention toward that.
    In Attar's mystical thought, traversing heavens comes before spiritual journey. Even with "Fact is an arch of metaphor" observing the manifestations of the universe – that is symbol of names and attributes of Allah – is essential for mystical conduct, and understanding the quality of creature's relationship with each other and the creator of universe, results in observation of the Almighty's manifestation and elegance in created components.
    Attar's process of traversing heavens ranges from the stage of material and natural life to the stage of soul and spirit up to world of heaven. He removes various veils from the manifestations of the universe by his penetrating look and achieving the conscience of it, seeing the unity fact in the possible existence of the universe, and through the unity of witness's theory he become connected with the really exact source of the universe – that is the ultimate wishes of a Sufi.
    Keywords: Theosophy, Mysticism, Traversing heavens, Spiritual Journey, the Almighty, Attar
  • Nahid Jafari Page 237
    The story of the passion between “Rabe’e and Baktash”, in Ellahi Nameh, has been one of the most aspiring stories in love prose and mystical stories in Persian literature which has been illustrated brilliantly and magnificently by Sheik Farid Aldin Attar Neyshaboori, the famous poet of the 6th century. He is one of the highly applauded mystical andaffectionate poets. He has not only won the reputation of conceptual literature, but also created unique and distinctive narrations. Of all his works, his Masnavis have extensive perceptions and various concepts can be driven, they are also mysterious in notifying mystical connotations, and they all have made absolute attraction. Since the state of soul has been considered as the core of Attar’s words, he narrates a mystical and spiritual tale, called “Rabe’e and Baktash” in Ellahi Nameh in which he tries to interpret soul. Rabe’e, the heroin of this story, plays an affectionate role and is the symbol of “soul” and her lover, Baktash, is a secret of “self” in mankind. The poet has devoted the whole story to the salvation process of Rabe’e’s soul and the evolution process of Baktash’s self
    Keywords: Attar Neyshabouri, mystery, Rabee, Baktash, soul, self