فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 3 (پیاپی 31، پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/09/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مسعود اخوان کاظمی، رضا دهقانی صفحات 4-26
    رخداد انقلاب اسلامی ایران، به منزله رویدادی کم نظیر در سال های پایانی قرن بیستم، توجه بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. ازاین رو، برای مطالعه این پدیده، از نظریات و رویکردهای گوناگون بهره گرفته شد. اکثر این نظریات به بررسی چگونگی شکل گیری رخداد انقلاب معطوف شده اند و تحلیل چرایی سلطه گفتمان اسلام گرا، به طور نظام مند، کمتر در کانون توجه قرار گرفته است. تحلیل گفتمان، به ویژه خوانش لاکلا و موف، به دلیل دارابودن قابلیت تحلیل موضوعات کلان اجتماعی، فرصت ویژه ای برای تبیین چرایی چیرگی و افول گفتمان ها به طور نظام مند و هدفمند در حوزه مطالعات جامعه شناسی سیاسی فراهم آورده است. با به کارگیری مفاهیم گفتمان لاکلا و موف، این پژوهش درصدد تبیین چرایی چیرگی گفتمان اسلام گرا در انقلاب اسلامی ایران برآمده است. مدعای این مقاله این است که گفتمان اسلام گرا با اتکا به عاملان سیاسی خود و بهره گیری از فرایند دوگانه برجسته سازی و حاشیه رانی، قابلیت دسترسی، اعتبار و عام گرایی، توانست در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی، موقعیتی مسلط را نسبت به دو گفتمان دیگر، برای خود ایجاد کند.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، گفتمان چپ، گفتمان ملی لیبرال، گفتمان اسلامگرا، سلطه، انقلاب اسلامی
  • نورالدین الله دادی، محمد جواد زاهدی، هوشنگ نایبی، شهناز صداقت زادگان صفحات 27-52
    هویت ملی یکی از مقوله های بسیار مهم و اساسی است که در سال های اخیر هم در ادبیات سیاسی، اجتماعی و هم در سیاستگذاری های فرهنگی به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. سبک زندگی از جمله عوامل مهمی است که تاثیر تعیین کننده ای بر هویت ملی دارد. برخلاف جامعه سنتی در جامعه معاصر به واسطه ظهور جامعه مصرفی، سبک زندگی و تعین بخشی آن در حوزه های دیگر و از جمله هویت ملی اهمیت بیشتری یافته است. این مقاله به دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت ملی در چهار شهر استان لرستان شامل خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است. استراتژی این تحقیق قیاسی و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 5/0 درصد و ملی تاثیر می گذارد. همچنین در زمینه تاثیر سبک زندگی بر روی دینداری نتایج نشان می دهد که سبک مدرن 7/ 0- درصد منفی بر روی دینداری تاثیر می گذارد و سبک سنتی 19/ 0 درصد بر روی دینداری تاثیر می گذارد. بنابراین سبک زندگی مدرن و سنتی به صورت غیر مستقیم و از طریق دینداری نیز بر هویت ملی اثر گذارند. علاوه بر آن در زمیته تاثیر دینداری بر روی هویت ملی نیز دینداری به شکل مستقیم 21/ 0 درصد بر هویت ملی تاثیر می گذارد. سبک سنتی 33/ 0 درصد بر هویت ملی تاثیر میگذارد. همچنین در زمینه تاثیر سبک زندگی بر روی دینداری نتایج نشان میدهد که سبک مدرن -0/7 درصد منفی بر روی دینداری تاثیر میگذارد و سبک
    سنتی 0/19 درصد بر روی دینداری تاثیر میگذارد. بنابراین سبک زندگی مدرن و سنتی به صورت غیر مستقیم و از طریق دینداری نیز بر هویت ملی اثر گذارند. علاوه بر آن در زمیته تاثیر دینداری بر روی هویت ملی نیز دینداری به شکل مستقیم 0/21 درصد بر هویت ملی تاثیر میگذارد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، هویت ملی، الگوی گذران فراغت، الگوی بازنمایی بدن، الگوی خرید
  • اعظم راودراد، عاطفه فاضل صفحات 54-79
    مقاله حاضر برای پاسخ به این پرسش تدوین شده است که چگونه سفال از حوزه وسائل زندگی عامه مردم، به حوزه هنر وارد شد. ازمنظر جامعه شناسی هنر، عوامل اجتماعی مختلفی درکارند تا برخی محصولات فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه، محصول هنری تلقی شوند و برخی دیگر غیرهنری. سفال و سفال گری در ایران گذشته صنعت تلقی می شد و در خانه های مردم به منزله ابزار زندگی به کار می رفت، اما امروز محصولات سفالی کاربرد کمتری به مثابه وسیله دارد. امروزه، سفال گری نوعی هنر تلقی می شود که به دو دسته هنر عامه و هنر زیبا تقسیم پذیر است. مقاله حاضر، با مروری بر سیر تاریخی تحولات سفال، عوامل اجتماعی موثر بر این تغییرات را مطالعه می کند. روش تحقیق مقاله کیفی و متشکل از دو تکنیک اسنادی و مصاحبه است. یافته های تحقیق نشان داد از زمانی که ظروف سفالی به دلیل ورود ظروف چینی از شمار ابزار خانگی خارج شدند، درمعرض ازبین رفتن و فراموش شدن قرار گرفتند. ازآنجاکه این ظروف بخشی از مولفه های فرهنگی و هویتی جامعه را در طول سالیان تشکیل می دادند، نهادهای اجتماعی بر آن شدند تا با حفظ آنها به منزله میراث فرهنگی از نابودی کلی این صنعت دستی جلوگیری کنند. فرهنگی، آن را به حوزه هنرهای زیبا وارد کردند و در عمل نیز موجب شکل گیری آثار سفالین کاملا هنری شدند که در گالری های هنری به نمایش درمی آینددرنتیجه، به تدریج، با فعالیت های تبلیغی و فرهنگی، آن را به حوزه هنرهای زیبا وارد کردند و در عمل نیز موجب شکل گیری آثار سفالین کاملا هنری شدند که در گالری های هنری به نمایش درمی آیند.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی هنر، سفال ایران، هنرهای زیبا، هنر عامه
  • علی رحیمی، شهلا کاظمی پور، حجیه بی بی رازقی نصرآباد صفحات 80-109
    وضع زناشویی یکی از جنبه های اساسی ساخت جمعیت است که تحول شاخص های مربوط به آن می تواند بر بسیاری از مولفه های جمعیتی، ازجمله خانواده و کارکردهای آن، اثرگذار باشد. در این مطالعه، با تحلیل ثانویه داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور، چگونگی تغییرات وضعیت تجرد مردان و زنان طی سال های 1345 تا 1390 به صورت مقطعی و نسلی بررسی و درباب زمینه های مرتبط با این تغییرات بحث شده است. نتایج بررسی مقطعی نشان می دهد که طی سال های پیش گفته، درصد مجردها در گروه های مختلف سنی زنان و مردان افزایش یافته و به طورکلی، ازدواج هر دو جنس با تاخیر مواجه شده است. البته، در زنان، علاوه بر برجسته بودن تاخیر، الگوی سنی ورود به ازدواج نیز بیش از مردان دستخوش تغییر شده است. نتایج بررسی نسلی نیز نشان می دهد که هرچه از نسل های قدیمی به سمت نسل های جدید پیش می رویم، چهار تغییر اساسی در وضعیت تجرد رخ می دهد: 1. در هردو جنس، در سنین متناظر نسل ها، بر درصد مجردها افزوده می شود؛ 2. با افزایش درخور توجه درصد تجرد زنان این سنین کاسته می شود؛ 3. سهم ازدواج های نزدیک به سن تجرد قطعی و نیز درصد تجرد قطعی در هردو جنس (مخصوصا در زنان) افزایش می یابد و اختلاف درصد تجرد قطعی بین مردان و زنان بیشتر می شود؛ 4. با وجود برخی تفاوت ها، وضعیت تجرد (درصد افراد هرگز ازدواج نکرده) زنان به سمت هم گرایی با مردان پیش می روددر سنین اولیه ازدواج (15 تا 19 سالگی)، از تفاوت بین درصد تجرد مردان و زنان در این سنین کاسته می شود؛ 3. سهم ازدواج های نزدیک به سن تجرد قطعی و نیز درصد تجرد قطعی در هردو جنس (مخصوصا در زنان) افزایش می یابد و اختلاف درصد تجرد قطعی بین مردان و زنان بیشتر می شود؛ 4. با وجود برخی تفاوت ها، وضعیت تجرد (درصد افراد هرگز ازدواج نکرده) زنان به سمت هم گرایی با مردان پیش می رود.
    کلیدواژگان: تحلیل نسلی، تحلیل مقطعی، گذار تجرد، تاخیر در ازدواج، تجرد قطعی
  • علیرضا شجاعی زند صفحات 110-131
    کثرت تحقیقات انجام شده با موضوع «سنجش دین داری» و تداوم روبه گسترش آن نشان می دهد که مسئله ای به نام ضرورت و امکان سنجش دین داری چندان موضوعیت ندارد؛ درعین حال، مانع از تردید افکنی در آنها و بازنگری در مقدمات بدیهی انگاشته شده اشان نبوده و نیست. بررسی تردیدها و وارسی مجدد موضوع نشان داد که سنجش دین داری واجد «ضرورتی جامعه شناختی» است؛ درعین حال که ممکن است به کار مروجان دینی و کارگزاران دولتی در حکومت های دینی نیز بیاید. «امکان» این سنجش نیز با وجود ویژگی های موضوعی و محدودیت های روشی و ابزاری، به کلی منتفی نیست؛ هرچند که انتظار از آن را با توجه به مقدورات جامعه شناسی باید تعدیل کرد. وارسی مسئله از منظر دینی نیز نشان داد که با وجود برخی حساسیت های دینی به تجسس در احوال دیگران، این کار با رعایت برخی شروط جایز و بلکه مفید و لازم است؛ بنابراین، می توان برخی مویدات دینی نیز برای آن پیدا کرد. «بررسی ضرورت و امکان سنجش دین داری»، در عین پاسخگویی به تردیدهای مطرح در این باب، کمک کرد تا انتظارات از نتایج حاصل از سنجش دین داری واقعی و متواضعانه شود.
    کلیدواژگان: سنجش دین داری، امتناع، ضرورت، امکان، اطلاق گرایی علمی
  • مهدی عباسی، سید حسین سراج زاده صفحات 132-160
    یکی از مهم ترین اتفاقاتی که در قرن گذشته به وقوع پیوسته و در قرن حاضر نیز ادامه دارد، نهضت تولید مستندات و مکتوبات علمی در حیطه های مختلف است. اما، آنچه در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است، روش و میزان بهره گیری از این مستندات است. «مرور نظام مند» از مهم ترین روش هایی است که برای استفاده از مستندات علمی تولیدشده در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما به کارگیری این روش در بین پژوهشگران علوم اجتماعی و فرهنگی در ایران بسیار محدود بوده است. این موضوع غالبا ناشی از ناآشنایی پژوهشگران با جنبه های روش شناختی مرور نظام مند و نیز فقدان انباشت مقالات و مستندات در حوزه ها و موضوعات این قلمرو است. مقاله حاضر، با اشاره به انواع مرور و تفاوت های آنها، روش مرور نظام مند را معرفی می کند، اهمیت آن را برای پژوهشگران و سیاستگذاران اجتماعی و فرهنگی توضیح می دهد، محدودیت های آن را به بحث می گذارد، تا باب چنین مباحثی گشوده شود و کمبودی که در این زمینه وجود دارد تا حدی جبران شود. سپس، 52 مقاله علمی پژوهشی فارسی نمایه شده در حوزه علوم اجتماعی و فرهنگی را، که از روش مرور نظام مند و فراتحلیل استفاده کرده اند، نقد و ارزیابی می کند. ارزیابی برمبنای سه ملاک اساسی این روش، یعنی جامعیت، شفافیت، و سازمان یافتگی، انجام شده است. نتایج ارزیابی حاکی از آن است که اغلب مقالات تحت بررسی به طور معناداری به اصول اساسی مرور نظام مند وفادار نبوده اند که علت آن غالبا آشنایی ناکافی با مسائل روش شناختی است. هدف ها، کارآیی، نحوه انجام آن را تشریح می کند، و درنهایت، مسائل و محدودیت های آن را به بحث میگذارد، تا باب چنین مباحثی گشوده شود و کمبودی که در این زمینه وجود دارد تا حدی جبران شود. سپس، 52 مقاله علمی پژوهشی فارسی نمایه شده در حوزه علوم اجتماعی و فرهنگی را، که از روش مرور نظام مند و فراتحلیل استفاده کرده اند، نقد و ارزیابی میکند. ارزیابی برمبنای سه ملاک اساسی این روش، یعنی جامعیت، شفافیت، و سازمانیافتگی، انجام شده است. نتایج ارزیابی حاکی از آن است که اغلب مقالات تحت بررسی به طور معناداری به اصول اساسی مرور نظام مند وفادار نبودهاند که علت آن غالبا آشنایی ناکافی با مسائل روش شناختی است.
    کلیدواژگان: مرور نظام مند، سیاستگذاری، جامعیت، شفافیت، سازمانیافتگی، پژوهش های ایرانی