فهرست مطالب

نامه فرهنگستان - سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 60، پاییز و زمستان 1395)
  • سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 60، پاییز و زمستان 1395)
  • ویژه نامه ادبیات تطبیقی (14)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/08
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سرمقاله (نقش تعاملی در ادبیات تطبیقی)
    علی رضا انوشیروانی صفحات 3-6
  • علی صفایی، محمد اصغرزاده صفحات 7-39
    در قرن اخیر آشنایی با ادبیات نمایشی و نمایشنامه های غربی به درک خلا تاریخی فقدان گونه نمایشی در ادبیات فارسی و عربی منجر شده است؛ درنتیجه، نمایشنامه نویسان و ناقدان نمایشی این کشورها به صرافت پژوهش در زمینه های فرهنگی و تاریخی جوامع خویش افتاده اند تا با پی جویی ریشه های این فقدان به خلق شکلی بومی از نمایش بپردازند. توفیق الحکیم و بهرام بیضایی را می توان از شهره ترین این افراد دانست. این دو نمایشنامه نویس در عین آشنایی با ادبیات نمایشی غرب، با زمینه های عرفی و روایی فرهنگ ملی خود نیز آشنایی دارند و در مسیر اندیشه ورزی و نمایشنامه نویسی خود کوشیده اند تا میان این دو ارتباط برقرار کنند. بیضایی و حکیم در طی این فرایند زبان نمایش را عاملی ماهوی ارتباطی دانسته اند؛ همچنین اشارات و برداشت های تاریخی و عرفی را در جنبه اسطوره ای و ویژگی بینامتنی آثارشان برجسته ساخته اند؛ درنتیجه، وقایع تاریخی را از روایت نقالانه دور ساخته و در بوته آزمون اشکال روایتی نو قرار داده اند. این پژوهش می کوشد تا با محور قرار دادن نمایشنامه مرگ یزدگرد بهرام بیضایی و اهل الکهف توفیق الحکیم جستاری تطبیقی در وجوه برجسته نمایشنامه های نویسندگان مذکور مانند اسطوره، بینامتنیت، سبک، زبان و زمان ارائه دهد.
    کلیدواژگان: بهرام بیضایی، توفیق الحکیم، نمایشنامه، نمایش، تراژدی، اسطوره، بینامتنیت
  • سیروس امیری، زکریا بزدوده صفحات 40-65
    در این مقاله، با استفاده از آرای ادوارد سعید در باب شرق شناسی و ادبیات تطبیقی، به تعریف و تحلیل مصادیق خودشرق شناسی در ادبیات تطبیقی ایرانی پرداخته ایم. بخش نخست مقاله به توضیح جنبه های برون ادبی ادبیات تطبیقی، به ویژه سیاست ادبیات تطبیقی، اختصاص دارد و مروری است کوتاه بر آرای صاحب نظران نقد پسااستعماری و پیشینه نقدهای پسااستعماری بر ادبیات تطبیقی. در ادامه، با اشاره به نمونه هایی از مطالعات تطبیقی ادب فارسی و با تکیه بر نقد پسااستعماری، به ویژه آرای ادوارد سعید، کاستی ها و آسیب های موجود در ادبیات تطبیقی ایران شناسایی و بررسی شده اند. این کاستی ها، که مستقیم یا غیرمستقیم، سبب تکرار و تایید انگاره های شرق شناسانه می شوند، عبارت اند از: نگرش فرمالیستی و حذف تاریخ، معیار قرار دادن متون کلاسیک اروپایی در داوری ها، تکیه بر منابع تاریخی ادبی اروپامحور و محدود شدن به حوزه ادبیات اروپا.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، خودشرق شناسی، نقدپسااستعماری، سیاست ادبیات تطبیقی، ادبیات فارسی
  • رضا کیانی، علی سلیمی، سوسن جبری صفحات 66-87
    شعر امروز در پهنه بی کران تخیل پدیده ها را به نوعی متفاوت با گذشته می بیند و ذهن مخاطبان را در رویارویی با سازه های تصویری با چالش های غیرمنتظره روبه رو می سازد. گرایش شاعران امروز به گریز از تصویرپردازی های تکراری و حرکت بی وقفه ذهن آنها در مسیرهای نامکشوف شعرشان را در طیفی مواج از تصاویر هنجارگریز شناور کرده است. برگستره این گرایش های عادت گریزانه، شاعران معاصر ایران و عراق با توجه به قرابت های خاص فکری و فرهنگی، با به کار بردن دیگرگونه واژگان در ساخت تصاویر بدیع، چشم اندازهای نوینی را دربرابر دیدگان می گشایند، به گونه ای که بخشی از تصاویر آنان با جهش های محسوس تا افق های دگردیسی در اصول معنایی زبان پر می کشند و در ساحت آشنایی زدایی های نامنتظر فرود می آیند.
    مبنای کار ما در این پژوهش پاسخ به این پرسش است: مهم ترین شاخص های مشترک سروده های شاعران این دو سرزمین، که رابطه معمول میان نشانه و مصداق را درهم ریخته و در عرصه معنایی زبان تنش ایجاد کرد ه اند، کدام اند؟
    نتایج این پژوهش نشان می دهد که شیوه های تحول یافته تصویرپردازی های شاعرانه در سروده های شاعران این دو سرزمین، با «آشنایی زدایی از مقیاس های سنجش»، «گریز از یافته های بصری و اعتماد بر انگاره های ذهنی»، «جابه جایی های نامانوس»، «تعابیر دیگرگون از طبیعت» و «توصیف زمان با صفات مکانی»، جلوه هایی مشابه از هنجارگریزی معنایی را ارائه کرده اند.
    کلیدواژگان: هنجارگریزی معنایی، تصویرپردازی، شعر معاصر ایران، شعر معاصر عراق
  • ابوذر قاسمی آرانی، وحید سبزیان پور، زینب خرم آبادی آرانی صفحات 88-106
    یکی از انواع ادبی که از دیرباز در ادبیات جهان مطرح است، ادبیات تمثیلی است که معنایی نمادین دارد و هدف اصلی آن تعلیم و آموزش است. پارابل گونه ای از این نوع ادبی است که قهرمانان و شخصیت های آن انسان هستند و به اقتضای اهداف اخلاقی و دینی و اجتماعی نویسنده در داستان طرح می شوند و می کوشند به اصلاح جامعه بپردازند.
    از نمونه های پارابل حکایت «خره نماه و بهرام گور» در مرزبان نامه است که مورد توجه نویسندگان ادب فارسی و عربی قرار گرفته است. ابن عربشاه از جمله کسانی است که این حکایت را در کتاب فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء بازگو کرده است.
    برخی از مورخان و منتقدان معتقدند که این کتاب ترجمه و تقلیدی از مرزبان نامه است و برخی دیگر آن را اثری مستقل از ابن عربشاه می دانند.
    در پژوهش حاضر، داستان «بهرام گور» از نظر برخی عناصر داستانی بررسی شده سپس نقاط اشتراک و افتراق آن در دو کتاب مرزبان نامه و فاکهه الخلفاء در بوته تحلیل و نقد قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، خودشرق شناسی، نقدپسااستعماری، سیاست ادبیات تطبیقی، ادبیات فارسی
  • فاطمه خان محمدی، سمیه رستمی پور صفحات 107-116
    بعد از جنگ جهانی دوم و ویرانی های ناشی از آن، توجه به فضای زیستی به ویژه شهرها دو چندان می شود، شهرها در آفرینش اثر ادبی نقش مهمی ایفا می کنند و فضاهای شهری و فضاهای ادبی در چالشی سازنده با هم قرار می گیرند. متن ادبی این توانایی را دارد که مکان را با تمام ابعاد و قابلیت ها بازنمایی کند. در نقد جغرافیایی، شهر و فضاهای تشکیل دهنده آن نقش مهمی دارند و بازنمود مکان های واقعی در دنیای ادبیات به صورت های مختلف کانون توجه نقد جغرافیایی است. در نقد جغرافیایی، با تاکید بر آرای برتران وستفال، تاثیر متقابل فضای شهری در دنیای واقعی و تخیلی از نگاهی نو بررسی می شود و تصویری نوین بر پایه دیدگاه ها و عواطف انسانی ارائه می کند. فضاهای شهری در الهام بخشیدن به نویسنده و خلق شهر تخیلی سهم بسزایی دارند. همچنین، معماران و شهرسازان می توانند از انگاره ها و ویژگی های شهر تخیلی در ساخت بهتر شهر واقعی الگوبرداری کنند و در ساخت دنیای واقعی، تخیل زیبا و خلاق نویسنده را به کار گیرند.
    کلیدواژگان: شهر واقعی، شهر تخیلی، نقد جغرافیایی، ارجاعیت، تخیل
  • عذرا قندهاریون، رویا عباس زاده، زهره تائبی صفحات 117-129
    امروزه ادبیات تطبیقی جایگاه و اهمیت والایی در بین شاخه های مختلف نقد ادبی دارد. از آنجا که مطالعات اقتباس نیز در زمره مطالعات تطبیقی به شمار می آید، در این مقاله با بررسی تطبیقی یک فیلم اقتباسی و متن مبدا آن به یکی از حوزه های پژوهشی در زمینه ادبیات تطبیقی می پردازیم که کمتر به آن توجه شده است. پله آخر (1392)، به کارگردانی و نویسندگی علی مصفا، یکی از جدیدترین آثار اقتباسی ایرانی و برگرفته از داستان کوتاه «مردگان» (1914)، اثر جیمز جویس (1882-1941)، نویسنده شهیر ایرلندی است. با استفاده از نظریه اقتباس لیندا هاچن، دلایل انتخاب داستان «مردگان» توسط مصفا، دیدگاه مخاطبان ایرانی آن و بافت های فرهنگی دو اثر را بررسی می کنیم. علاوه بر این، به تفسیر تغییرات صورت گرفته در فیلم اقتباسی و مطالعه تطبیقی این تغییرات در بازپردازی موقعیت ها و نمادها نیز خواهیم پرداخت. با تحلیل عناصر فیلم، مانند شخصیت پردازی و چیدمان، و همچنین با بررسی بافت مقصد و مخاطبان و نیز کارنامه هنری عوامل فیلم، به نظر می رسد که در پله آخر تلاش فراوانی برای بومی سازی داستان جویس صورت پذیرفته است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، خودشرق شناسی، نقدپسااستعماری، سیاست ادبیات تطبیقی، ادبیات فارسی
  • علی اکبر ملایی، صغری فلاحتی صفحات 130-157
    انواع پوشاک و بافتنی، که در طول تاریخ عریانی اندام بشر را پوشانده، خانه خیال سرایندگان را نیز به نیکویی آراسته است. این نوشتار در صدد است که بازتاب منسوجات را از یک سو در سروده های مشهور منسوب به عصر جاهلی، به ویژه معلقات، و از دیگر سو در دیوان منوچهری دامغانی (متوفی 432 ه.) بررسی کند و با رویکرد مقایسه ای، همانندی ها و ناهمانندی های موجود را در سطح واژگان و تصویرسازی های هنری شاعران، شناسایی و میزان ارتباط این عنصر را با عواطف، شرایط و محیط زندگی سرایندگان تبیین کند. به گواهی تحقیق، طبیعت خشک عربستان و زندگی مبتنی بر کوچ نشینی و بادیه پیمایی در سامانه خیال پردازی سرایندگان اثربخش بوده و «مهر نیاز» را بر تصویر منسوجات به کاررفته در سروده های ایشان نقش زده است؛ درحالی که خجستگی خاطر منوچهری و خرمی طبیعت شمال ایران جلوه منسوجات را در موزه نفیس نظم سراینده به گونه ای هنری پیراسته است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر کهن، منسوجات، شعر عصر جاهلی، منوچهری دامغانی