فهرست مطالب

تدریس پژوهی - سال پنجم شماره 1 (بهار 1396)
  • سال پنجم شماره 1 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/24
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حجت الله الماسی، اسماعیل زارعی زوارکی*، محمدرضا نیلی، علی دلاور صفحات 1-24
    هدف
    هدف از این پژوهش ارزشیابی برنامه درسی کارورزی چهار براساس اهداف پیش بینی شده؛ تحقق اهداف اسناد بالادستی، توانایی طراحی و اجرای واحد یادگیری در قالب درس پژوهی و تقویت عمل حرفه ای در برنامه عملیاتی ابلاغی بوده است.
    روش
    روش پژوهش حاضر آمیخته و از نوع طرح مثلث سازی مدل همگرا می باشد. جمع آوری داده های کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و داده های کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته، انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدرسان پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه بود. با توجه به حجم محدود جامعه آماری، تعداد 52 نفر به عنوان نمونه تحقیق به روش سرشماری انتخاب شدند. همچنین حجم نمونه در بخش کیفی تعداد 12 نفر از مدرسان درس کارورزی با استفاده از روش هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از روش کمی از طریق آزمون تی تک نمونه ای و داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل کمی در تحلیل مصاحبه انجام شده است.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد وضعیت برنامه درسی کارورزی چهار در خصوص دستیابی به اهداف پیش بینی شده در اسناد بالادستی نسبتا مطلوب بوده است، اما در بخش طراحی و اجرای واحد یادگیری از طریق فرایند درس پژوهی برای تقویت مهارت های عملی و حرفه ای دانشجو معلمان، نامطلوب می باشد، بنابراین براین اساس می توان نتیجه گرفت؛ بازنگری در طراحی آموزشی، فرایندها و محتوای برنامه درسی کارورزی چهار براساس اهداف اسناد بالادستی، جهت تاثیر بر آماده سازی دانشجو معلمان برای ورود به عرصه تعلیم و تربیت در مدارس و جلوگیری از اتلاف منابع مادی وانسانی موثر خواهد بود.
    کلیدواژگان: کارورزی، عمل حرفه ای، تربیت معلم، واحد یادگیری، درس پژوهی
  • سلیمان یحیی زاده جلودار*، سید حسن طالبی صفحات 25-46
    هدف
    این پژوهش به این منظور انجام شده است تا تاثیر برنامه ریزی درسی بر انگیزش و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی در سطوح بالا و پایین توانش زبانی را بررسی نماید.
    روش
    با استفاده از یک مطالعه شبه آزمایشی دو گروه الف و ب از دانشجویان در درس زبان انگلیسی عمومی در مقطع کارشناسی در 14 جلسه مورد مطالعه قرار گرفتند. در ابتد به هر دوگروه به عنوان پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه 22 سوالی گاردنر AMTB)) مبنی بر انگیزش و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی داده شد. گروه الف با استفاده از طرح درس و سرفصل های مشخص هم برای کل دوره و هم برای هر جلسه مورد تدریس قرار گرفت، درحالی که در گروه ب تنها طرح درس کل دوره در ابتدای نیمسال برای تدریس ارائه گردید. نمرات در نرم افزار SPSS با استفاده از تحلیل کواریانس مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    پژوهش نشان داد که برنامه ریزی درسی با طرح درس و سرفصل های مشخص هم برای کل دوره و هم برای هر جلسه تاثیر معناداری بر انگیزش و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی دارد درحالی که در بین دو سطح توانش زبانی انگلیسی در انگیزش و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی تاثیر معناداری مشاهده نشد. لذا از آن جاکه انگیزش و نگرش دو عامل عاطفی بسیار مهم در امر یادگیری هستند، پیشنهاد می شود برای ارتقای این دو عامل مدرسین زبان عمومی جهت ارتقای یادگیری زبان انگلیسی طرح درس مدون و مشخص نه تنها برای کل دوره بلکه برای هر جلسه به دانشجویان ارایه دهند.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی درسی، تدریس، توانش زبانی، انگیزش، نگرش به یادگیری
  • حسین زنگنه، حجت الله خدامرادی* صفحات 47-64
    هدف
    مقاله حاضر به بررسی تاثیر روش تدریس مبتنی بر تکالیف مشارکتی در یادگیری و یادداری ریاضی دانش‏ آموزان پرداخته است.
    روش
    این پژوهش با روش شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون–پس آزمون انجام شد. جامعه آماری آن عبارت بود از دختران مقطع متوسطه پایه نهم شهر تهران با حجم نمونه 60 نفره در دو گروه گواه و آزمایش که به روش خوشه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. طرح پژوهش به مدت 8 جلسه در دو گروه آزمایش و گواه طراحی و اجرا شد. گروه گواه با روش متعارف مبحث حجم و مساحت ریاضیات را آموزش دیدند، که تکالیف به صورت فردی به دانش آموزان داده می شد، اما در گروه آزمایش، پس از آموزش، تکالیف مشارکتی به دانش آموزان در قالب گروه‏ های 5 نفره به آنها ارایه شد. پیش از شروع دوره، یک پیش آزمون و در پایان آن نیز یک پس آزمون یکسان در هر دو گروه گواه و آزمایش اجرا گردید. همچنین پس از 2 هفته آزمون یادداری برای هر دو گروه اجرا شد. آزمون مذکور از نظر روایی صوری و محتوایی توسط دو تن از معلمان ریاضی مقطع متوسطه و استاد راهنما مورد تایید قرار گرفته بود. همچنین پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0محاسبه شد. در تحلیل داده ها از شاخص‏ های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج بررسی داده های پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر تکالیف مشارکتی بر یادگیری و یادداری دانش آموزان در درس ریاضیات تاثیر مثبت دارد و استفاده از تکالیف مشارکتی در تدریس نسبت به آموزش متعارف، بر یادگیری و یادداری دانش‏ آموزان در درس ریاضی موثرتر است.
    کلیدواژگان: روش تدریس مبتنی بر تکالیف مشارکتی، یادگیری، یادداری، آموزش ریاضیات
  • اسماعیل سلیمانی، حسن احمدی * صفحات 65-86
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر شناسایی موانع اجرای درس پژوهی در مدارس ابتدایی آموزش و پرورش شهر اردبیل بود.
    روش
    برای نیل به هدف از مطالعه موردی استفاده شد که در ابتدا داده های کیفی، سپس براساس یافته های آن، داده های کمی گردآوری و تحلیل شدند. جامعه آماری این پژوهش معلمان ابتدایی شهر اردبیل با جمعیت 1957 نفر بود. در مرحله کمی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 298 نفر برای نمونه گیری برآورد شدند. در بخش کیفی با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 11 نفر انتخاب و با آنها مصاحبه بدون ساختار صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که ضریب آلفای کرونباخ آن 79/0 محاسبه گردید. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه بدون ساختار بود که از روش سه بعدی نگری و بازخورد مشارکت کننده برای اعتباریابی آن استفاده شد. به منظور تحلیل داده های بخش کیفی از تحلیل محتوای استقرایی مبتنی بر کدگذاری باز و برای تحلیل داده های کمی از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار PLS استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که عوامل سازمانی شامل (ساختار سازمانی متمرکز، فرهنگ سازمانی، سبک رهبری، فناوری، فرایندهای داخلی) و عوامل فردی شامل (اطلاعات معلمان، عدم تعهد معلمان و نوع شخصیت آنها) جزء عواملی هستند که مانع اجرای درس پژوهی در مدارس شده اند. یافته های دیگر پژوهش نیز نشان داد که از بین این عوامل بیشترین عامل تاثیر گذار بر موانع اجرای درس پژوهی، ساختار سازمانی متمرکز و کمترین عامل تاثیرگذار اطلاعات معلمان می باشد.
    کلیدواژگان: آموزش پرورش، درس پژوهی، معلمان، شهر اردبیل
  • محبوبه سادات کدخدایی*، مهناز اخوان تفتی، ملوک خادمی اشکذری، پروین احمدی، غلام حسین رضایت صفحات 87-106
    هدف
    علوم انسانی نقش مهمی در پیشرفت و حفظ و ارتقای ارزش های اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. تاکید و تلاشی که در سال های اخیر متوجه تولید دانش، بومی سازی دانش موجود و اهمیت پرورش نیروهای متخصص در این دسته از علوم شده، گویای این اهمیت است. این در حالی است که شواهد پژوهشی نشان می دهند در دانشگاه های ایران الگوهای آموزشی مناسبی برای پرورش دانش آموختگان شایسته در علوم انسانی وجود ندارد. آن چه برای رویارویی با چنین وضعیتی لازم است طراحی آموزشی براساس شایستگی های مورد نیاز دانشجویان این دسته از رشته ها است. بنابراین در پژوهش حاضر به این پرسش پرداخته شده است که الگوی آموزشی مناسب برای رشته های علوم انسانی چه الگویی است؟
    روش
    این پژوهش، از نوع پژوهش های بنیادی نظری است و برای پاسخ گویی به پرسش موردنظر از روش استدلال عقلانی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و پژوهش های انجام شده استفاده شده است.
    یافته ها: براساس استدلال انجام شده، در علوم انسانی نیاز به تربیت دانش آموختگانی است که به سه دسته از شایستگی های شناختی، اجتماعی و عاطفی مجهز باشند. رویکردی که بتواند این مهم را برآورده سازد و امکان پرورش هر سه دسته شایستگی را فراهم آورد، سازنده گرایی اجتماعی است؛ زیرا در این رویکرد رشد شناختی در بافت اجتماعی و در جریان تعامل و مشارکت انسان ها با یکدیگر شکل می گیرد. بنابراین الگوی آموزشی مبتنی بر شایستگی که برآمده از رویکرد سازنده گرایی اجتماعی است می تواند الگوی پیشنهادی مناسبی برای استفاده در رشته های علوم انسانی باشد.
    کلیدواژگان: طراحی آموزشی، آموزش دانشگاهی، علوم انسانی، سازنده گرایی اجتماعی، آموزش مبتنی بر شایستگی
  • سهیلا جلیلیان *، احسان عظیم پور، شراره محمدی، رضا محمدزاده صفحات 107-126
    هدف
    هدف پژوهش حاضر تعیین میزان برخورداری معلمان مدارس هوشمند از مهارت های موردنیاز تدریس با استفاده از فاوا بود.
    روش
    این پژوهش با روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس هوشمند شهر چایپاره بود که از بین آن ها 154 نفر به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته 25 سوالی استفاده شد. روایی صوری و محتوایی این پرسشنامه توسط تعدادی از اساتید و متخصصان حوزه آموزش وپرورش تایید شد. همچنین از تحلیل عاملی به روش تعیین مولفه های اصلی با چرخش متعامد واریماکس نیز استفاده شد. اعتبار آن نیز از طریق آلفای کرونباخ 87/0 برآورد گردید. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار Spss ویرایش 16 و با اجرای آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای و تی مستقل) تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میزان برخورداری معلمان مدارس هوشمند از مهارت های تدریس با استفاده از فاوا و همچنین میزان برخورداری معلمان از مهارت های تدریس در طراحی، اجراو ارزشیابی در حد متوسطی قرار دارد. به علاوه نتایج نشان داد معلمان زن در برخورداری از مهارت های تدریس با استفاده از فاوا در طراحی، اجرا و ارزشیابی عملکرد بهتری در مقایسه با معلمان مرد دارند. با توجه به نتایج پژوهش، توجه به اجرای دوره های آموزشی نظری و عملی در رابطه با فناوری های نوین آموزشی برای معلمان، تحولات تدریس و متناسب سازی آن بسیار مهم می نماید.
    کلیدواژگان: تدریس، فاوا، مدارس هوشمند، معلمان
  • آزاده فرزان پور، فائزه ناطقی *، محمد سیفی صفحات 127-148
    هدف
    هدف این مطالعه شناسایی اصول حاکم بر اجرای مطلوب برنامه درسی درس پژوهی دوره کارشناسی پیوسته آموزش ابتدایی بود.
    روش
    این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحقیق پدیدارشناسی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را اساتید درس پژوهی استان خوزستان تشکیل دادند. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شدند و حجم نمونه با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (10 نفر) ادامه یافت. ملاک انتخاب اساتید میزان موفقیت ایشان در امر تدریس بود که براساس نمرات ارزشیابی تکوینی، کارعملی و آزمون پایانی دانشجویان مورد ارزیابی قرار گرفت و برترین ها جهت مصاحبه برگزیده شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شد و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از مجموع یافته های این پژوهش 245 کد مفهومی در زمینه برنامه درسی اجرا شده درس پژوهی استخراج و در 5 مولفه اصلی و 37 ریزمولفه دسته بندی شد. یافته ها نشان داد که به منظور اجرای موفق برنامه درسی درس پژوهی می بایست اصولی همچون توجه به کار تیمی، تدریس تعاملی، تفکر تعاملی، جامعیت علمی، ویژگی های اساتید و پیگیری مسوولیت ها بر اجرا حاکم باشد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی اجراشده، درس پژوهی، پدیدارشناسی
|
  • H. Almasi *, E. Zaree Zavaraki, M.R. Nili, A. Delavar Pages 1-24
    Purpose
    The aim of the current research was to
    Purpose
    This research intends to evaluate “practicum cariculum-4” based on predicted goals, accomplishment of goals of high-level documents, ability of design and execution of learning unit within frame of lesson-study and strengthening of professional action in communicated operational program.
    Method
    The research method is a mixed method from model type of triangle of convergence. Data collection was performed by use of author-based questionnaire for quantitative data, and a halfstructured interview for qualitative data. Statistical society of the research included lecturers of Farhangian University campuses of Kermanshah province. Considering limited volume of statistical society, 52 lecturers were selected as research samples by census. Also, 12 lecturers of practicum lesson were selected by targeted method. Analysis of data obtained from quantitative method was performed by one sample t-test and for quantitative data; it was performed by quantitative analyses method in analyses of interview.
    Findings: Findings showed practicum carriculum-4 has been desirable relatively concerning obtaining predicted goals in high-level documents, but it was undesirable concerning part of designing and executing learning unit through lesson study in order to strengthen practical and professional skills of students-teacher. Therefore, it can be resulted that, rethinking and reviewing educational designing, processes and content of practicum carriculum-4 will be effective to affect preparing students-teacher in order to enter in education field in schools and preventing waste of material and human resources .
    Keywords: Practicum, Professional Action, Teacher Training, Learning Unit, Lesson Study
  • S. Yahyazade Jelodar*, S.H. Talebi Pages 25-46
    Purpose
    The present study aims at investigating the effect of process oriented syllabus on motivation in and attitude toward learning English at high and low general English proficiency levels.
    Method
    Using a semi-experimental design two groups of students, namely A and B who had the General English course at bachelor’s level were studied for 14 sessions. At first, the two groups were distributed Gardner’s AMTB questionnaire for attitude and motivation to learn English as pretest and post-test. Meanwhile, group A was instructed according to a syllabus where the overall and session by session course details and objectives were specified, while group B or the treatment group was instructed according to a syllabus where only the overall course details and objectives were specified. Data were analyzed using Co-variance statistical test in SPSS.
    Results
    The study showed a syllabus where the overall and session by session course details and objectives are specified has a significant effect on motivation in and attitude toward learning English at high and low general English proficiency levels though no significant difference was found between the two general English proficiency levels in motivation in and attitude toward learning English. Therefore, as motivation and attitude are two important affective factors in language learning, it is recommended in order to improve these two factors the respective instructors provide a syllabus where the overall as well as session by session course details and objectives are specified.
    Keywords: syllabus, teaching, language proficiency, motivation, attitude toward learning
  • H. Zangenehh., Khodamoradi * Pages 47-64
    Purpose
    The present paper aims to investigate the effect of teaching method based on cooperative assignments on students’mathlearning and retention.
    Method
    This research was carried out by using quasi experimental method and pre-test and posttest design. The statistical population consisted of the 9th grade high school girls in Tehran with a sample size of 60 individuals in two groups of control and experimental that were selected and studied by accessible method. The research design was designed and implemented for 8 sessions in two experimental and control groups. The control group was trained by the volume and area of mathematics in conventional way that the assignments were given individually to students, but after training, in experimental group, the participatory assignments were provided to students in the form of the groups of five individuals. A pre-test was performed at the beginning of the course and a similar post-test was performed at the end of the course in both control and experimental groups. Also the retention test was performed for both groups after two weeks. The aforementioned test was verified in terms of factual and content validity by two high school math teachers and supervisor professors. Also its reliability was calculated 0.89 by using Cronbach's Alpha Coefficient. In analyzing the data, the descriptive statistics (mean, standard deviation and variance) and inferential statistics of covariance analysis were used.
    Finding: The results of this study showed that the teaching method based on cooperative assignments has positive effect on students’ learning and retention in mathematics and using the cooperative assignments in teaching is more effective than conventional way on studentslearning and retention in mathematics.
    Keywords: teaching method based on cooperative assignments, learning, retention, teaching mathematics
  • E. Soleymani, H. Ahmadi * Pages 65-86
    Purpose
    The aim of the current research was to identify the obstacles to implementing Lesson Study in primary schools of education in Ardabil.
    Method
    To achieve the aim, the case study strategy was used, with the qualitative data being studied first, and on the basis of which the quantitative research was conducted. The study population were 1957 primary school teachers in Ardabil city. In the quantitative side, 298 people were selected through simple random sampling. In the qualitative part, 11 members were selected using purposive sampling, and in-depth interviews were conducted with them. To collect qualitative data, unstructured an interview was conducted which was validated based on triangulation and member checking methods. On the other hand, the tool for the quantitative phase was researcherdesigned questionnaire the reliability of which was 0/79. Inductive content analysis, through open coding, was used for analyzing the qualitative data; and the PLS software was used for analyzing the quantitative data.
    Finding: The findings showed that organizational factors (including centralized organizational structure, organizational culture, leadership style, technology, internal processes) and personal factors (including teachers, lack of commitment of teachers and their personalities) are factors that hinder the implementation of lesson-study in schools. This research also indicated that among the aforementioned factors, most influencing factor hindering lesson study was focused organizational structure and the least influencing factor was teacher information.
    Keywords: Education, Lesson Study, teachers, Ardabil
  • M.S. Kadkhodaie*, M. Akhavan Tafti, M. Khademi Ashkezarip., Ahmadi, G. H., Rezayat Pages 87-106
    Purpose
    Humanities play an important role in the development and promotion of cultural and social values of the society. Emphasis on knowledge production, customizing of the existing knowledge and the importance of fostering specialists in this field, show the significance of humanities. The research evidence shows that, there are no appropriate educational models in the universities of Iran that nurture qualified graduates in humanities. To encounter such a situation, instructional designs need to be based on the competencies required by the students. The focus of this article is on this question: What is the proper educational model for the Humanities?
    Method This study is a basic theoretical research, and to respond to the question posed, rational argument based on the library research and review of the related research have been used.
    Findings: Based on the argument; graduates in the humanities need to get education that encompasses three categories of cognitive, social and emotional competencies. Social constructivism approach can help fostering these competencies. In this approach, cognitive development occurs in the social context and through the interactions and collaborations that individuals make with one another. We may conclude that the competency-based education model that is emerged from the social constructivism approach is the suitable model for the Humanities.
    Keywords: Instructional Design, University education, humanities, Social constructivism, Competency-based training
  • S. Jalilian*_E.Azimpoor_Sh . Mohammadi_R. Mohammadzade Pages 107-126
    Purpose
    The purpose of this research was to determine Amount to have Smart school teachers of the skills required to teach by using ICT.
    Method
    This study is done by descriptive survey method. The statistical population consisted of all teachers of smart schools in Chaypare city, which among them were selected 154 Person as a research sample by stochastic random sampling method. For collecting data was used the produced- investigator questionnaire 25 item. The Face and Content Validity the questionnaire was approved by a number of professors and specialists in the field of education. Also the factor analysis method was used to determine the main components with varimax orthogonal rotation. Its credibility was estimated through Cronbach's alpha 0/87. Data obtained analyzed by using SPSS software version 16 and by descriptive tests (mean and standard deviation) and inferential statistics (T-test and independent ttest).
    Findings: The results showed that the Smart school teacher's skill to teach by using ICT and also contract the amount to have teachers from teaching skills in design, implementation and evaluation at moderate level. In addition, the results showed that female teachers have better performance in skills teaching by using ICT in designing, implementing and evaluating to compared to male teachers. According to the results of this study, it is very important to Attention to the implementation of theoretical and practical training courses in conjunction with the new educational technologies for teachers, educational developments and matching.
    Keywords: teaching, ICT, smart schools, teachers
  • A. Farzan Pour, F. Nateghy*, M. Seify Pages 127-148
    Purpose
    The purpose of this study is recognizing principles that dominate desirable performance of study learning syllabus in elementary education in attached baccalaureate period of education. This research used qualitative approach framework and phenomenology. The method for collecting data was through deep interview. For gaining essential data, we interviewed with 10 faculties of study learning in a subjective method in KHuzestan province. Criterion for choosing these professors was their achievement in teaching that were based on formative evaluation scores, practical activity and final exams of students, and then we chose the best professors for interview. Data collected out of interview were analyzed through subject coding method.
    Findings: 245 conceptual cods were derived in the field of performed syllabus of study learning, then they had been categorized into 5 components and 37 sun-components. The results showed that in order to perform a successful syllabus for study learning, it is essential to apply principals like group work, interactive intuition, scientific collectivity, responsibilities and professors eligibility.
    Keywords: applied curriculum, study learning, phenomenology