فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 50 (مرداد 1396)
  • پیاپی 50 (مرداد 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • الهه رحمانی*، ایرج اعتصام، سید مصطفی مختاباد امرئی صفحات 5-22
    یکی از مهم ترین مسایل زمانه ما، درآویختن با شتاب مهارناپذیر زمان است؛ آثار معماری آوانگارد، که خود محصولی از تحولات سریع زمینه ها، نیازها و مقتضیات زمانی- مکانی هر دوره اند، نقطه عطفی در تحولات تاریخ معماری و انتقال سبک محسوب می شوند. تاریخ هنر و معماری معاصر، بسیاری از دگرگونی های خود را، مرهون نگاه آوانگاردیسم بوده است. بنابراین، چگونگی نقد و ارزیابی این آثار، نسبت به آن دسته از آثار معماری که دنباله روی قراردادهای رایج جامعه هستند موضوع حساس تر و پراهمیت تری تلقی می شود. می توان اذعان داشت که در بسیاری موارد، نقد و ارزیابی این آثار با اختلافات و چالش های زیادی همراه بوده است. بنابراین، پرسش هایی که این پژوهش با آن آغاز می شود عبارتند از : «بایسته های نقد صحیح اثر معماری آوانگارد کدامند؟» و «عنصر زمان و مکان چگونه بر نقد اثر آوانگارد موثر است؟».
    این پژوهش، ماهیتا کاربردی، با رویکردی تفسیرگرا، به شیوه ای تحلیلی- تفسیری است؛ با استنتاج منطقی، به تحلیل و واکاوی چگونگی نقد و ارزیابی آثار معماری آوانگارد، مبتنی بر نظریه های «بازی های زبانی»2، «نشانه شناسی فرهنگی»، «نشانه شناسی پساساختارگرا» و «رفتاربودن نقد» می پردازد که چهارچوب نظری پژوهش را تشکیل می دهند. سپس، به عنوان شواهد تاریخی، نمونه هایی از نقد آثار معماری آوانگارد در تاریخ معماری ارایه می شود که می تواند «شاهد» و «مویدی» بر درستی پاسخ به پرسش های تحقیق باشد.
    یافته های تحقیق، حاکی از این است که نقد و ارزیابی آثار آوانگارد، از ویژگی «نسبی»، «مقید به زمان» و حتی «مقید به مکان» برخوردار است و نتیجه ارزیابی این آثار بسیار وابسته به زمان و مکان است. به منظور داشتن نقدی منصفانه تر، وجود تناسب بین اثر معماری آوانگارد و شیوه خوانش آن امری مطلوب به نظر می رسد منتقد معماری باید بدان آگاه باشد. درنهایت نتیجه گیری می شود که اگر هدف از نقد معماری، ایجاد تغییر، و فراهم آوردن زمینه های یک حرکت رو به جلو در تاریخ معماری باشد، معیارهای از پیش تعیین شده، انتخاب چندان مناسب، کارآ و منصفانه ای برای ارزیابی یک اثر آوانگارد نیستند و بنابراین، در زمان خلق اثر آوانگارد، نتیجه ای بر نقد آن اثر، مبتنی بر رویکردهایی که قوانین و معیارهای از پیش تعیین شده دارند مانند نقد اثبات گرایانه و نقد ساختارگرایانه، مترتب نیست.
    کلیدواژگان: نقد، نسبیت، بازی زبانی، آوانگارد، نشانه شناسی
  • وحیده رحیمی مهر*، حشمت الله متدین، مهرزاد مهربانی صفحات 23-38
    بناهای تاریخی و عام المنفعه ایران بخشی افتخارآمیز از هنر معماری ایران و نیز زبان گویایی از فرهنگ غنی ایرانی حاکم بر آن هستند؛ یکی از این بناها حمام های سنتی است. حمام ها یکی از زیباترین، مردم وارترین، فنی ترین و متنوع ترین فضاها هستند که متاسفانه در کتب و مقالات ارایه شده پیرامون حمام، بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگی آن موردتوجه بوده و جنبه بهداشتی- درمانی آن و رابطه کالبد بنا با انسان کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بنابراین هدف پژوهش این است که با رجوع به متون طب سنتی ایران به رابطه عناصر و اندام های حمام با سلامتی انسان و شکل گیری حمام درگرو تعادل ارکان اربعه (آب، باد، خاک و آتش)، مزاج و اخلاط (سودا، صفرا، بلغم، دم) بپردازد. طرح اصلی پژوهش بر این اساس شکل می گیرد که تاثیرپذیری شکل، ساختار و عناصر حمام های سنتی از انسان و تاثیرگذاری فاکتورهای طراحی حمام بر انسان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. تحقیق با این نظریه که نظام سلسله مراتبی در حمام از دستورات خاص طبی پیروی کرده، در پی بررسی این فرضیه است که معماری حمام های سنتی در راستای دو شاخه طب جسمانی و روحانی شکل گرفته که علاوه بر انطباق با ارکان و امزجه، در راستای تعادل اخلاط و ارواح انسان طراحی می شده است. این نشان دهنده ارتباط بین معماران و طبیبان است. این تحقیق در راستای بررسی فرضیه بر پایه روشی توصیفی و تحلیلی و با شهادت بر اینکه معماری به مثابه مکان زندگی انسان و امتداد وجودی اوست، با نگاهی به سلامتی او، کیفیت معماری را تبیین می کند. نتایج پژوهش بر این نکته صحه می گذارد که بین شکل و ساختار و عناصر حمام های سنتی و انسان رابطه دوسویه وجود داشته است.
    هدف این رابطه ایجاد محیطی متناسب با طبیعت انسان برای سلامتی جسم، روح و روان است و آن را می توان با بررسی معماری حمام های سنتیو استناد به مطالب ذکرشده در کتب طب سنتی ایران مشاهده کرد.
    کلیدواژگان: معماری حمام های سنتی، سلامتی، اخلاط، طب روحانی، طب سنتی ایران
  • الهام اندرودی*، بتول صحراکاران صفحات 39-48
    منظر فرهنگی مفاهیم مختلفی را در تعامل انسان با محیط زیست، تداوم تاریخی، مظاهر فرهنگی و سنت های بومی منتقل می کند. واژه فرهنگ در تعاریف پایه بیان کننده رابطه مردم با محیط به منظور آبادانی و حضور ارزش های ملموس و غیر ملموس بوده و وجه مشترک میان مفهوم منظر و دارایی های فرهنگی است. هدف از این مقاله بررسی یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی یعنی باغستان سنتی قزوین با رویکرد منظر فرهنگی است. فرضیه پژوهش طرح مفاهیم مشترک منظر فرهنگی و باغستان یعنی تعامل خردمندانه مردم با محیط طبیعی و مدیریت هوشمندانه آب برای امرار معاش در طول تاریخ است که بر پایه تعاریف پایه و مراجع جهانی تبیین می شود. برای اثبات این فرضیه شواهد موجود از رابطه میان انسان و محیط در باغستان تحلیل می شود. به طور مثال باغستان به روش کشت مختلط به شیوه غرقابی در فصل بهار توانسته است موانع محیطی همانند سیلاب رودخانه های فصلی را به منابع جهت آبیاری تبدیل کند و با گونه های درختان بومی مقاوم در برابر اقلیم سخت در طول تاریخ محصولات با ارزشی همانند پسته و بادام، انگور و زردآلو تولید کند. دو خصوصیت بارز باغستان سنتی قزوین یعنی تداوم تاریخی و بروز خصوصیات بوم شناختی فرضیه پژوهش را تقویت می کنند. بدین ترتیب در دسته بندی های ارایه شده در مراجع جهانی باغستان زیر مجموعه منظر متداوم یا منظر بومی تاریخی قرار می گیرد. سهم اصلی پژوهش تحلیل خصیصه ها و عناصر منظر فرهنگی باغستان با کمک مراجع جهانی همانند مرکز میراث جهانی یا بنگاه بوستان های ملی است. این عناصر به شکل چند جانبه در سه دسته کلی طبیعی، پوشش گیاهی و سیستم های اکولوژیکی، مصنوع شامل سازماندهی فضایی، مسیرهای حرکت، سیستم های آبیاری، و ساختارها و اشیا و خصیصه های انسانی و مدیریتی، شواهدی برای رابطه مستقیم میان مردم و بستر طبیعی باغستان ارایه داده و به هم پیوستگی هوشمندانه ای را میان یکدیگر به نمایش می گذارند. به عنوان مقاله ای در حوزه معماری این پژوهش عناصر محیط مصنوع را با جزییات بیشتری ارایه کرده است. در نتیجه گیری بر لزوم حفاظت از باغستان سنتی قزوین با رویکرد منظر فرهنگی به شکل نگهداری از کلیه عناصر شاکله به هم پیوسته و همچنین ضرورت نظارت دراز مدت بر سلامت عناصر معرفی شده در این مقاله تاکید شده است. این پژوهش از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی- تحلیلی محسوب شده و به لحاظ نوع داده ها از نوع کیفی است.
    کلیدواژگان: منظر فرهنگی متداوم، باغ های بومی تاریخی، باغستان سنتی قزوین، خصیصه های منظر، محیط کالبدی، کشت غرقابی
  • اصغر جوانی، محمد خزایی، منصور کلاه کج* صفحات 49-56
    اساس گرافیک برمبنای ارتباط آسان با مخاطب دریک فرآیند خلاقانه و تاثیرگذار است. شاخه های متنوعی چون صفحه آرایی، طراحی نشانه، تصویرسازی، بسته بندی کالاهای تجاری و فرهنگی، طراحی صفحات وب، بخشی از عملکرد طراحی گرافیک است که برای ایفای سه کارکرد عمده آن یعنی، اطلاع رسانی و آموزش، معرفی و هویت نمایی، عرضه و تبلیغات به کار گرفته می شوند. هرکدام از این کارکردها به گونه ای خاص در ارتباط با مخاطب نقش آفرینی می کنند. گرافیک هم به مانند دیگر رسانه های بصری پیام های خود را به سه شیوه بیانی، چون بازنمایی یا شبیه سازی طبیعت، انتزاعی ونمادین، ارسال می کند. ازآنجاکه شیوه انتقال پیام ها بسته به نوع اثر گرافیک و محتوی آن متفاوت است، مقاه حاضر، پژوهشی است پیرامون کاربرد بیان بازنمایی و چرایی استفاده از آن در آثار گرافیک. موضوع این مقاله شناخت بیان بازنمایی، انواع و نقش آن در آثار گرافیک است. هدف این مقاله، شناخت چند و چون شیوه های ارتباط و نقش آنها در آثار ارتباط تصویری به منظور آشنایی بیشتر علاقه مندان و دانشجویان این رشته است. این پژوهش از جهتی که مفهوم بازنمایی و نسبت آن با خلاقیت، ارتباط و همچنین کپی یا نسخه برداری را که در تعریف بازنمایی آمده را معلوم می کند، مهم و ضروری است. سوالات این مقاله بدین شرح است : بازنمایی در گرافیک از چه جنبه هایی مطرح است؟ هدف از آن چیست؟ نمایش و بروز آن در گرافیک چگونه است؟ تحقیق حاضر، کاربردی است که با رویکردی کیفی، به شیوه توصیفی تحلیلی به بیان نتیجه می پردازد. شواهد این مقاله برگرفته از منابع کتابخانه ای و آثار گرافیکی منتشر شده است. یافته های مقاله نشان دهنده آن است که باورپذیری، معرفی، ارتباط سر راست و مستقیم، جلب توجه و اعتماد، اقناع، هدایت و راهنمایی، مسیریابی، در غالب عملکردهای سه گانه گرافیک چون هویت نمایی اطلاع رسانی و تبلیغات از دلایل عمده بازنمایی در طراحی گرافیک است.
    کلیدواژگان: بازنمایی، گرافیک، ارتباط تصویری
  • مینو خاکپور، فاطمه کاتب * صفحات 57-70
    امروزه به دلیل تکثر در شیوه بیان سلایق مختلف در ادیان الهی، لزوم دستیابی به زبان مشترک، با رویکرد همپارچگی اقوام، احساس می گردد. واکاوی این مشترکات، بر همگرایی مذهبی - قومی این ادیان موثر خواهد بود و هنر، مستمسکی مناسب برای ایجاد این زبان مشترک است. ساختار کالبدی بناهای نیایشی بسیار متاثر از نوع آیین عبادیی است که در آن ها برگزار می گردد؛ بنابراین تنوع ادیان به تنوع معماری بناهای مقدس، منتهی می گردد و وجود عناصر مشابه در معماری ادیان مختلف می تواند موجد زبان مشترک در هنر مقدس برای احتراز از تکثر سلایق، در نتیجه نیل به ایجاد زبان هنری واحد باشد.
    هدف از ارائه این مقاله جستجوی مشترکات معماری بناهای نیایشی ادیان مسیحیت (ارامنه) و نیز اسلام در ایران عصر صفوی بوده و تحقیق حاضر در پی پاسخ به این سوال بر آمده است که: با توجه به نظریات تیتوس بورکهارت پیرامون خصایص هنری ادیان مسیحیت و اسلام که بر پایه قوانین دینی بنیان نهاده شده است، کلیساهای ارامنه و مساجد مسلمانان در بازه زمانی صفویه در اصفهان، از نظر کالبدی دارای چه مشابهت ها و تفرق هایی هستند؟ مطابق یافته های تحقیق تفاوت های ماهوی و وجود تفرقات موجود در قوانین ادیان فوق که منجر به ساخت بناهایی نیایشی با سازماندهی های داخلی متفاوت از یکدیگر شده است، مانعی برای انعطاف پذیری کالبد بنا و نیز تاثیر پذیری آن از معماری مذهبی غالب ایجاد نکرده است. بنابراین می توان به تاثیر و تاثر معماری این ادیان در پهنه جغرافیایی و تاریخی مشترک، بر یکدیگر و به تبع آن تاثیرگذاری غیر قابل انکار معماری صفویه و پس از آن، بر معماری ارامنه اصفهان که موجد کلیساهایی با ساختار ایرانی- اسلامی با استفاده از معماری مسیحی- ارمنی بوده است، اشاره نمود. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و تدوین آن به شیوه توصیفی- تحلیلی است.
    کلیدواژگان: بورکهارت، معماری صفویه، اصفهان، کلیسا، مسجد
  • حسن ابراهیمی اصل، سیامک پناهی*، منوچهر فروتن صفحات 71-80
    در پی تفکر انسان- محوری دکارتی، انسان و جهان پیش روی او به دو مستقل جدا از هم تقسیم شدند که با برجستگی فاز بصری محیط های امروزی، این جدایی بیشتر شد. پدیدارشناسان بسیاری از جمله هایدگر و هوسرل در پی زدودن این فاصله بودند، در این راستا موریس مرلوپونتی با مطرح کردن ادراک تنانه، حضور تن را شرط ابتدایی رسیدن فضا به منصه ظهور معرفی کرد که هال نیز در راستای تاثیرگیری از وی و ترجمه پدیدارشناسی مرلوپونتی در معماری، مفهوم پارالاکس (پارالاکس از لحاظ لغوی به معنای حالتی است که در نتیجه تغییر زاویه دید و موقعیت نگاه به ابژه ایجاد شده و فضا را در نتیجه تغییر زاویه بیننده تعریف می کند، این امر زمانی اتفاق می افتد که محورهای حرکتی بعد افقی را ترک کنند) را مطرح می کند و ادراک فضایی را در گرو شکستن پرسپکتیو و ایجاد حرکت در ابعاد عمودی و مورب و یا به تعبیری اضاف بعد زمان به فضا می داند. هدف این پژوهش شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن در افزایش غنای ادراک محیط است که در راستای آن پرسش اصلی تحقیق بدین صورت مطرح می شود : ارتباط بین پارالاکس و ادراک تنانه در معماری استیون هال چگونه است؟
    این تحقیق با راهبرد تحقیق کیفی است و با رویکرد تفسیرگرایی، چارچوب فلسفی پدیدارشناسی و با بهره گیری از مدل تحقیق تلخیص شده از مبانی نظری، همچنین با کمک تحلیل نمونه های موردی نظیر موزه هلسینکی، اکتشافات درون و تسراکت زمان که جزء پروژه های مطرح استیون هال در زمینه توازن فضا و زمان است، سعی در شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن و ارتباط آن با ادراک تنانه دارد.
    حرکت های عمودی و مایل در فضا با شکستن سطوح افقی یکنواخت و ایجاد سیالیت ادراک با توالی و ترکیب دیدهای متنوع فضایی و اضافه کردن بعد زمان در فضا از شاخص های به دست آمده تحت ایده پارالاکس در فضای معماری، هستند. مولفه پارالاکس زمینه ادراک تنانه را فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: پارالاکس، مرلوپونتی، استیون هال، ادراک، تن
|
  • Elaheh Rahmani *, Iraj Etessam, Mostafa Mokhtabad Pages 5-22
    One of the most important issues of our age is to find a way to keep up with the uncontrollable pace of the time. The works of avant-garde architecture which are in turn the product of rapid development of contexts, needs and spatial-temporal circumstances of each era can be considered as a turning point in the historical evolution of architecture and style transfer. The progress of contemporary art and architecture history is greatly indebted to the avant-gardism. Thus, it is of utmost importance to criticize and evaluate these works compared to the ones following society’s conventional mainstream. One can say that in many cases, the criticism and evaluation of these works has been faced with a lot of disputes and challenges. So, we begin the study with the following questions: "what are the requirements for a correct criticism of avant-garde architecture works?" and "how do the two elements of time and place affect the criticism of avant-garde works?"
    The present study is an applied research in nature performed using interpretive-analytical methods which tries to analyze and explore how to criticize and evaluate the avant-garde architecture works based on theories of "language games", "cultural semiotics", "post-structuralist semiotics" and "critique as a behavior" which make up our theoretical framework. Then, as an historical evidence, examples of avant-garde works critiques throughout the history of architecture will be addressed which could confirm that the answers given to the questions raised are correct.
    The findings suggest that criticism and evaluation of avant-garde works is characterized by qualities including "relativity", being "time-bound" or even "place-bound", that is, the outcomes of reviewing such works are highly dependent on time and place. In order to offer an impartial criticism, the proportionality between avant-garde architecture work and how to read it seem desirable which should be taken into account by architecture critics. In the end, we came to the conclusion that if the purpose of architectural criticism is to make changes and pave the way for a move forward in the history of architecture, predetermined criteria won’t be an efficient and fair choice to assess the avant-garde works. When building avant-garde works, therefore, outcomes obtained from criticism of the project based on approaches with definite rules and standards such as positivistic and strcturalist critique cannot be accepted.
    Keywords: Criticism, Relativity, Language game, avant-garde, Semiotics
  • Vahideh Rahimi Mehr *, Heshmatollah Motedayen, Mehrzad Mehrbani Pages 23-38
    Historical and beneficial buildings in Iran are honorable parts of Iranian architecture and also an expressive language of the rich culture dominated in Iran. One kind of these buildings are traditional baths. Baths are amongst the most beautiful, public, technical and various environments. Unfortunately, however, its social and cultural aspects have been more considered in books and articles than its hygiene –Therapy ones, and the relationship between the body of the building and human has been focused less; hence the aim of this study referring to Iranian traditional medicine texts is to discuss the relationship between elements and organs of the bath and human’s health and the formation of the bath due to four elements (water, wind, earth and fire), temperaments and humors (melancholia, bile, phlegm and blood). The main purpose of the study is to analyze the influence of shape, structure and elements of traditional baths from human and the influential designing factors of these kinds of baths on human. On the base of the theory discussed in this article, designing baths has been on the foundation of traditional medicine, and the elements and organs of the bath used to be designed to influence on human’s temperament and soul in order to keep his health and cure him. The research, with this theory that the hierarchy system in bath follows specific medical instructions, goes on to study this assumption expresses that architecture in traditional baths has been formed regarding to two medical branches, physical and spiritual, that beside matching with the four elements and temperaments, has been designed to make balance between human’s humor and spirit, and also it shows the relationship between architects and physicians.
    This study aims to examine the theory on the basis of descriptive and analytical method, and to explain the quality of architecture by considering the human hygiene and certifying that architecture is human’s home and his existence survival. The result of the study focuses on this point that there is a mutual relationship between the shape, structure and elements of human and those of traditional baths that the purpose of the relationship is to create a suitable environment with human nature for your body, soul and psyche and it can be observed in studying the architecture of traditional baths and referring to the mentioned points in Iranian traditional medicine texts.
    Keywords: Traditional bath's architecture, Health, Humors, Spiritual Medicine, Iranian Traditional medicine
  • Elham Andaroodi *, Batoul Sahrakaran Pages 39-48
    Cultural landscape represents different meanings such as the interaction between people and the environment, evolution through time, cultural tangible and intangible values and vernacular traditions. The term "culture" represents people’s relationship with their inhabited environment to gain a livelihood and presence of tangible or intangible values. These values are the common notion between cultural landscapes and cultural properties. This research aims to study one of the registered sites of Iran’s cultural heritage, the Qazvin’s Traditional Gardens with the cultural landscape approach; The research hypothesis is to discover common notions between cultural landscape and the Gardens such as evidences of mutual relationship between the Qazvinians and the natural environment of the region and management of water resources throughout history which will be investigated by referring to national and international documents. For example, the inhabitants as the gardeners have used the annual flood of seasonal rivers and have implemented a special irrigation system for the Gardens named floating agriculture in the submerged area once a year. The Garden trees such as pistachio, almond, apricot and grape are resistant to harsh weather and have produced precious fruits throughout history. Two major characteristics of the Gardens, that means historic continuity and vernacular characteristics can categorize them under "continuing landscape" or "vernacular historic landscape" according to the upper level classifications. The major contribution of the research is an analysis of the Garden’s features or elements according to the documents of WHC or NPS. These multifaceted features are studied specifically in three categories of natural resources, plantation, and ecological systems; built environment consisting of spatial organization, circulation paths, irrigation systems and objects and structures; and human factors and management systems of traditional gardening. These wisely interconnected features are evidences of mutual interaction between people and the environment. As a paper in the field of architecture the research has studied physical elements such as land patterns, spatial organization, structures, site furnishings and objects in more detail. Conclusively, the research shows an integrated interrelated relationship between elements of the cultural landscape of Qazvin’s Traditional Gardens. The research emphasizes on a comprehensive approach toward preservation of different interconnected built and natural elements of the Gardens and human factors to ensure a sustainable relationship between people, environment and economy of Qazvin’s city over the centuries. This work is an applied research with descriptive and analytic method of information gathering and retrieval. Its data type is qualitative.
    Keywords: Continuing Cultural Landscape, Historic Vernacular Landscape, Qazvin's Traditional Gardens, Landscape Features, Built
  • Asghar Javani, Mohammad Khazaei, Mansour Kolahkaj * Pages 49-56
    Graphic design tries to convey the message to the viewers through an effective and innovative process. It includes a wide variety of branches such as book illustration, trademark design, motion pictures, packaging, web site design, etc, all of which try to meet three basic functions: giving information or instruction, making introduced and identity presentation and advertisement or promotion. Each distinct function communicates with the viewer through a different way. Like other forms of visual media, graphic design conveys the messages through three different ways: representational (or simulation of nature), abstract and symbolic (or encoding).Different messages are generally expressed by different modes of graphic design approaches. The present study focused on representation approach in graphic design and on its justification usage. To meet this end, this study first addressed the content of representational approach, its different kinds and the ways it worked in graphically designed works for graphic design students and all those interested in this field. Meanwhile, different ways of communication as well as how they can be realized graphically were addressed. Since creativity always plays a major role in graphic design and seemingly representational expression conflicts with creativity, the present study aimed to make clear the relationship between creativity and representational expression. The main questions posed here include 1- In what ways representation is realized in graphic design? 2- Basically what intention is met by graphic representation? 3- How is a creative graphic representation possible? The data were collected based on library sources and on certain graphic designs. The results of this applied research were analyzed descriptively. The results indicated that in all three functions of graphic design mentioned earlier, certain objectives are met including believability, introducing, straightforward communication, attracting attention, establishing credibility, guiding direction, being convinced
    Keywords: Representation, Graphic, Visual communication
  • Minoo Khakpour, Fateme Kateb * Pages 57-70
    Today, the plurality of different ways through which ideas in divine religions are expressed highlights an urgent need for a common language using the approach of ethnic unity. The analysis of these commonalities would be effective in coming to the point at which the spiritual-ethnic aspects of these religions converge. In so doing, art can serve as a common language. As the physical structure of religious buildings is mainly influenced by the type of ritual ceremonies in which they are held, it is more likely that the diversity of religions results in the diversity of the architecture of the holy buildings. However, the similar elements in the architecture of various religions can create a common and single language in the sacred arts to avoid the variety of ideas.
    This paper is an attempt to explore the common architectural features of religious buildings in Christianity (Armenians) and Islam during the Safavid era. Darwing upon Titus Burkharts’ theory, we attempt to explain how the structures of Armenian churches and Muslim mosques in the Safavid are different or similar? we scrutinize some samples of worship buildings. An extensive review of literature shows that essential differences in the mentioned religions have resulted in worship places with different interior designs. However, despite such differences, the building structures have been flexible architecture of these religions in shared geographic and historical domain influence each other. Similarly, apart from the influences, Armenians’ architecture in Isfahan is undeniably affected by the architecture of Safavid period and its subsequent periods. That might explain why churches with Iranian-Islamic structure reflect Christians-Armenians’ Architecture. The methods of data collection for this research are documentary and field-based. Data are analyzed in descriptively.
    Keywords: Burckhardt, Safavid architecture, Isfahan, Church, Mosque
  • Hassan Ebrahimi Asl, Siamak Panahi *, Manouchehr Foroutan Pages 71-80
    In the wake of anthropocentric thinking of Descartes, humans and the world surrounding them divided into two separate components. Highlighting the optical phase of contemporary environment, this separation becomes more obvious. Lots of phenomenologists like Martin Heidegger and Edmund Husserl tried to remove this separation, but he was Merleau-Ponti that considered the body as a primary factor in defining space and following Pontie’s theory, Steven Holl proposes the component of Parallax (the change in the arrangement of surface that defines space as a result of the change in the position of a viewer- is transformed when movement axes leave horizontal dimensions) and believes that spatial perception happens in case of breaking perspective, making oblique or vertical movements and finally adding time to space. The aim of this paper is the recognition of parallax and its design indicators in increasing the richness of environmental perception. In this way, the main question of research has been set: how is the relation between the parallax and bodily perception in the architecture of Steven Holl?
    This research has a qualitative approach and with the philosophical framework of phenomenology and the help of the research model abstracted from theoretical foundations in addition to analyzing the case studies like: Helsinki museum (Kiasma), an exploration of IN and Tesseract of time, tries to understand parallax and indicators of it in enhancing the perception of the environment.
    Oblique and vertical movements in space along with breaking the horizontal routine surfaces and creating the spatiality of perception with sequencing and combining various spatial views along with adding time are the indicators of the theory of parallax. The component of parallax is creating a way of bodily perception.
    Keywords: Parallax, Merleau-Ponti, Steven Holl, Perception, body